در اين بخش ميتوانيد درباره موضوعاتي كه در انجمن براي آنها بخشي وجود ندارد به بحث و گفتگو بپردازيد
Captain I

Captain I



no avatar
پست ها

527

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 0 مرتبه
تاريخ عضويت

يکشنبه 10 مهر 1390 19:31

آرشيو سپاس: 2287 مرتبه در 507 پست

Re: پـَـَـ نــه پـَـَــــ

توسط آزیتا » چهارشنبه 25 آبان 1390 18:57

به نام خداوند شور و نشاط

داشتم چای می خوردم , سوختم!

بابام اومد گفت : سوختی؟!!!!!!!!

گفتم : پ ن پ رفتم مرحله ی بعد!!!!!!!!!!!

{آزیتا(دریا)}
هر کسی شد شمع , آبش می کنند

هر که شد تصویر ,قابش می کنند

هر که با افسانه پردازان نشست

با فسون خویش, خوابش می کنند



برای عضویت در انجمن اهدای عضو به لینک زیر مراجعه کنید


 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 

دریا سرنوشتم را به یاد آور .............


دست به جان نمی رسد تا به تو بر فشانمش

برکه  توان نهاد دل , تا ز تو واستانمش

قوت شرح عشق تو , نیست زبان خامه را

گرد در امید تو , چند به سر دوانمش ؟



DARYA

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب آزیتا تشکر کرده اند:
HS368, HESAM-007, Erratic, airplane, hermes_PERSIAN, Mahdi Mahdavi, sghanbare1, ASHKAN95, MISSILE, Cloor Master, CAPTAIN PILOT

Major II

Major II



نماد کاربر
پست ها

585

تشکر کرده: 322 مرتبه
تشکر شده: 71 مرتبه
تاريخ عضويت

شنبه 9 مهر 1390 19:48

محل سکونت

iran

آرشيو سپاس: 2240 مرتبه در 485 پست

Re: پـَـَـ نــه پـَـَــــ

توسط Cloor Master » چهارشنبه 25 آبان 1390 21:42

گاو اولی : مااااااااااااااااااااااا
گاو دومی:ماااااااااااااااااا؟؟؟؟
گاو اولی: پ ن پ اونا

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب Cloor Master تشکر کرده اند:
airplane, آزیتا, hermes_PERSIAN, Erratic

Super Moderator

Super Moderator



نماد کاربر
پست ها

1343

تشکر کرده: 2 مرتبه
تشکر شده: 63 مرتبه
تاريخ عضويت

شنبه 7 مهر 1386 12:02

آرشيو سپاس: 5132 مرتبه در 948 پست

Re: پـَـَـ نــه پـَـَــــ

توسط Mahdi Mahdavi » چهارشنبه 25 آبان 1390 23:26

از یه عربه پرسیدن شما به خاطر نفت کشورتون انقدر پول دار هستید؟
نتونست بگه” پــَـــ نــَـــ پــَــــ ” , مـُـرد !
ناگهان چقدر زود دیر میشود !

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب Mahdi Mahdavi تشکر کرده اند:
Cloor Master, HESAM-007, CAPTAIN PILOT, airplane, sghanbare1, interceptor, KH.I.A.2500, nima-rad, Erratic, آزیتا

Captain I

Captain I



no avatar
پست ها

527

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 0 مرتبه
تاريخ عضويت

يکشنبه 10 مهر 1390 19:31

آرشيو سپاس: 2287 مرتبه در 507 پست

Re: پـَـَـ نــه پـَـَــــ

توسط آزیتا » پنج شنبه 26 آبان 1390 09:19

تو ایستگاه متروی آزادی یکی ازم پرسید اینجا آخرشه؟ منم گفتم پـَـ نـَـ پـَـ نیم

ساعت برای ناهار و نماز نگه داشته بعد دوباره راه میوفته

***************************

مراسم تدفین بابا بزرگم بود یارو اومده میگه پدر بزرگتو دارین خاک میکنین؟

گفتم پـَـ نـَـ پـَـ بذرشو داریم میکاریم اب بدیم سبز کنه بعد یه بابا بزرگه دیگه در بیاد

***************************

سره کلاس دستمو بردم بالا سوال کنم.استاده میپرسه سوال داری؟؟؟

میگم پـَـ نـَـ پـَـ میخواستم بینم کولر باد میده یا نه که خداروشکر حل شد!!

***************************


تو توالت بودم و تو حال خودم.. یک هو یکی محکم زد به در …. گفتم بله ..

دیدم داداشمه میگه اه تو اونجایی !!! گفتم پـَـ نـَـ پـَـ این صدای منشی توالته ..

لطفا بعد از شنیدن بوق بفرمایین داخل.

***************************
وسط جاده خلخال زنجان پنچری ماشینمو می گرفتم یه آقاه رسید گفت پنچر شدی؟

گفتم پـَـ نـَـ پـَـ لاستیکم گرمش شد در آوردم هوا بخوره!!!!!

***************************

نشستیم داریم "سقوط آزاد" میبینیم ، داداشم میگه این دریا ئه واقعا کیشه؟؟؟

پـَـ نـَـ پـَـ دارن اسکلمون میکنن ... شهرک سینمایی رو آب کردن

***************************

گزارشگر فوتبال میگه محمد قاضی یه بازیکن دو پاست.

پـَـ نـَـ پـَـ ما فکر کردیم چهار پاست، تازه شاخ هم میزنه!

***************************

دوش دیدم که ملایک در میخانه زدند. گل ادم بسرشتند و به پیمانه زدند.

پـَـ نـَـ پـَـ کچلی را بگرفتندوسرش شانه زدند!!!

***************************

اومدم یه سوسکو تو آشپزخونه بکشم ... رفیقم می گه : می خوای بکشیش ؟

گفتم پـَـ نـَـ پـَـ می خوام باهاش وارده مذاکره بشم اجاره خونه رو شریکی بدیم

***************************

من : سلام علی خوبی ؟ علی : سلام ،شما ؟ من : آرمینم . علی : اٍ

آرمین تویی ؟ من : پـَـ نـَـ پـَـ راهنمای 473 ، بفـــرمائید! .

***************************

بچه رو از بیمارستان آوردیم خونه بعد خوابوندیمش. فک و فامیل اومدن عیادت. یکی میگه ای جان بچه خوابه؟

پـَـ نـَـ پـَـ گذاشتیم شارژ بشه آخه گفتن اولش که میخواین شارژ کنین چند ساعت خاموشش کنین!!!

***************************

رفتم سوپر مارکت میگم اقا ببخشید یه لامپ100محبت کنین. اورده تست کرده میگه میبری؟

میگم پـَـ نـَـ پـَـ همین جا میخورم!!!!

***************************

دیروز یه حلزون پیدا کردم به دادشم نشون دادم میگم ببین چه خشکله.میگه اینو از تو باغچه پیدا کردی؟

پـَـ نـَـ پـَـ این حلرزون گوشمه.جاش تنگ بود اون تو آوردمشون بیرون یه نفسی تازه کنه

***************************

بابام دستشوییه ... دارم درو محکم میکوبم ... اومده بیرون میگه چیه ؟ . . . داری ؟

میگم پـَـ نـَـ پـَـ شما مقابل دوربین نقطه جوش پی ام اسی هستید ...متاسفانه جایزه مارو از دست دادید

***************************

با کلی تلاش و زحمت و بدبختی دنبال اتوبوسه میدویدم و دستام رو مثه میمون اینور اونور میکردم

که بلاخره پشت چراغ قرمز وایساد. اومدم دم در نفس زنون میگم آقا درو میزنی؟

میگه می خوای سوار شی؟ پـَـ نـَـ پـَـ می خوام پیاده شم این مدت هم خیلی زحمتتون دادم.
هر کسی شد شمع , آبش می کنند

هر که شد تصویر ,قابش می کنند

هر که با افسانه پردازان نشست

با فسون خویش, خوابش می کنند



برای عضویت در انجمن اهدای عضو به لینک زیر مراجعه کنید


 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 

دریا سرنوشتم را به یاد آور .............


دست به جان نمی رسد تا به تو بر فشانمش

برکه  توان نهاد دل , تا ز تو واستانمش

قوت شرح عشق تو , نیست زبان خامه را

گرد در امید تو , چند به سر دوانمش ؟



DARYA

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب آزیتا تشکر کرده اند:
srf020, interceptor, Pedram.L, HESAM-007, chad, Erratic, hermes_PERSIAN, sghanbare1

Captain I

Captain I



no avatar
پست ها

527

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 0 مرتبه
تاريخ عضويت

يکشنبه 10 مهر 1390 19:31

آرشيو سپاس: 2287 مرتبه در 507 پست

Re: پـَـَـ نــه پـَـَــــ

توسط آزیتا » جمعه 27 آبان 1390 14:05

به دوستم گفتم: خودکار رو بده!

میگه: چیزی می خوای بنویسی؟!

میگم :پ ن پ ! یه جفت کفش براش گرفتم

می خوام ببینم اندازشه یا نه؟!!!!!!!!!

{آزیتا(دریا)}
هر کسی شد شمع , آبش می کنند

هر که شد تصویر ,قابش می کنند

هر که با افسانه پردازان نشست

با فسون خویش, خوابش می کنند



برای عضویت در انجمن اهدای عضو به لینک زیر مراجعه کنید


 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 

دریا سرنوشتم را به یاد آور .............


دست به جان نمی رسد تا به تو بر فشانمش

برکه  توان نهاد دل , تا ز تو واستانمش

قوت شرح عشق تو , نیست زبان خامه را

گرد در امید تو , چند به سر دوانمش ؟



DARYA

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب آزیتا تشکر کرده اند:
Erratic, hermes_PERSIAN, airplane, sghanbare1, srf020

Major II

Major II



نماد کاربر
پست ها

585

تشکر کرده: 322 مرتبه
تشکر شده: 71 مرتبه
تاريخ عضويت

شنبه 9 مهر 1390 19:48

محل سکونت

iran

آرشيو سپاس: 2240 مرتبه در 485 پست

Re: پـَـَـ نــه پـَـَــــ

توسط Cloor Master » جمعه 27 آبان 1390 15:14

رفتم برا استخدام در یک شرکت منشیه گفت برا استخدام اومدی گفتم پ ن پ اومدم بگم اصلا رو من حساب نکنید

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب Cloor Master تشکر کرده اند:
HESAM-007, آزیتا, airplane, Erratic, sghanbare1

Captain I

Captain I



no avatar
پست ها

527

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 0 مرتبه
تاريخ عضويت

يکشنبه 10 مهر 1390 19:31

آرشيو سپاس: 2287 مرتبه در 507 پست

Re: پـَـَـ نــه پـَـَــــ

توسط آزیتا » جمعه 27 آبان 1390 20:04

به نام خداوند شور و نشاط

دوستم تو خونه خوابیده بود!

داداشم از راه اومده میگه : خوابه ؟!

میگم :

پ ن پ رفته رو اسکرین سیور ! لگدش بزنی روشن میشه!!!!!!!!!!!

{آزیتا(دریا)}
هر کسی شد شمع , آبش می کنند

هر که شد تصویر ,قابش می کنند

هر که با افسانه پردازان نشست

با فسون خویش, خوابش می کنند



برای عضویت در انجمن اهدای عضو به لینک زیر مراجعه کنید


 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 

دریا سرنوشتم را به یاد آور .............


دست به جان نمی رسد تا به تو بر فشانمش

برکه  توان نهاد دل , تا ز تو واستانمش

قوت شرح عشق تو , نیست زبان خامه را

گرد در امید تو , چند به سر دوانمش ؟



DARYA

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب آزیتا تشکر کرده اند:
airplane, Erratic, sghanbare1

Captain I

Captain I



no avatar
پست ها

527

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 0 مرتبه
تاريخ عضويت

يکشنبه 10 مهر 1390 19:31

آرشيو سپاس: 2287 مرتبه در 507 پست

Re: پـَـَـ نــه پـَـَــــ

توسط آزیتا » شنبه 28 آبان 1390 13:58

به نام خداوند شور ونشاط

کارت سوخت ماشین رو از بابام گرفتم.

بابام گفت : می خوای بنزین بزنی ؟!!!!

گفتم : پ ن پ می خوام آب هویچ بریزم توش نور چراغاش زیاد شه !!!!!!!!!!!!!!

{آزیتا(دریا)}
هر کسی شد شمع , آبش می کنند

هر که شد تصویر ,قابش می کنند

هر که با افسانه پردازان نشست

با فسون خویش, خوابش می کنند



برای عضویت در انجمن اهدای عضو به لینک زیر مراجعه کنید


 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 

دریا سرنوشتم را به یاد آور .............


دست به جان نمی رسد تا به تو بر فشانمش

برکه  توان نهاد دل , تا ز تو واستانمش

قوت شرح عشق تو , نیست زبان خامه را

گرد در امید تو , چند به سر دوانمش ؟



DARYA

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب آزیتا تشکر کرده اند:
Erratic, sghanbare1, airplane, chad

Captain I

Captain I



no avatar
پست ها

527

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 0 مرتبه
تاريخ عضويت

يکشنبه 10 مهر 1390 19:31

آرشيو سپاس: 2287 مرتبه در 507 پست

Re: پـَـَـ نــه پـَـَــــ

توسط آزیتا » يکشنبه 29 آبان 1390 12:33

به نام خداوند شور و نشاط

لب تاپم رو پام بود و داشتم باهاش کار می کردم!

بابام اومده میگه:

لب تاپت روشنه ؟ داری باهاش کار می کنی؟

گفتم : پ ن پ تو اتاق داشت گریه می کرد ؛ اومدم گذاشتمش رو پام آروم بشه!!!!!!!!!!!

بعد گفتم : حالا کاری داشتی باهاش ؟!

گفت : پ ن پ فقط می خواستم یادآوری کنم که داره گریه میکنه ساکتش کنی!!!!!!!!!!!!!!!!

{آزیتا(دریا)}
هر کسی شد شمع , آبش می کنند

هر که شد تصویر ,قابش می کنند

هر که با افسانه پردازان نشست

با فسون خویش, خوابش می کنند



برای عضویت در انجمن اهدای عضو به لینک زیر مراجعه کنید


 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 

دریا سرنوشتم را به یاد آور .............


دست به جان نمی رسد تا به تو بر فشانمش

برکه  توان نهاد دل , تا ز تو واستانمش

قوت شرح عشق تو , نیست زبان خامه را

گرد در امید تو , چند به سر دوانمش ؟



DARYA

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب آزیتا تشکر کرده اند:
HESAM-007, ASHKAN95, srf020, interceptor, sghanbare1, super flanker, Erratic, airplane

Captain I

Captain I



no avatar
پست ها

527

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 0 مرتبه
تاريخ عضويت

يکشنبه 10 مهر 1390 19:31

آرشيو سپاس: 2287 مرتبه در 507 پست

Re: پـَـَـ نــه پـَـَــــ

توسط آزیتا » يکشنبه 29 آبان 1390 23:57

به نام خداوند شور و نشاط

به شوهرم می گم:

موجودی حسابت چقدره؟!!

میگه : پول می خوای؟!!!!!!!!!!

می گم : پ ن پ می خوام ببینم چقدر دیگه با بیل گینس فاصله داریم؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

{آزیتا(دریا)}
هر کسی شد شمع , آبش می کنند

هر که شد تصویر ,قابش می کنند

هر که با افسانه پردازان نشست

با فسون خویش, خوابش می کنند



برای عضویت در انجمن اهدای عضو به لینک زیر مراجعه کنید


 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 

دریا سرنوشتم را به یاد آور .............


دست به جان نمی رسد تا به تو بر فشانمش

برکه  توان نهاد دل , تا ز تو واستانمش

قوت شرح عشق تو , نیست زبان خامه را

گرد در امید تو , چند به سر دوانمش ؟



DARYA

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب آزیتا تشکر کرده اند:
ASHKAN95, Erratic, airplane, HESAM-007

Captain I

Captain I



no avatar
پست ها

527

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 0 مرتبه
تاريخ عضويت

يکشنبه 10 مهر 1390 19:31

آرشيو سپاس: 2287 مرتبه در 507 پست

Re: پـَـَـ نــه پـَـَــــ

توسط آزیتا » دوشنبه 30 آبان 1390 17:32

به نام خداوند شور و نشاط

ساعت 11 اومدم خونه همسرم می گه : الان اومدی؟!!!

میگم : پ نه پ 2 ساعت پیش اومدم , الان تکرارش داره پخش می شه!!!!!!!!!!!

{آزیتا(دریا)}
هر کسی شد شمع , آبش می کنند

هر که شد تصویر ,قابش می کنند

هر که با افسانه پردازان نشست

با فسون خویش, خوابش می کنند



برای عضویت در انجمن اهدای عضو به لینک زیر مراجعه کنید


 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 

دریا سرنوشتم را به یاد آور .............


دست به جان نمی رسد تا به تو بر فشانمش

برکه  توان نهاد دل , تا ز تو واستانمش

قوت شرح عشق تو , نیست زبان خامه را

گرد در امید تو , چند به سر دوانمش ؟



DARYA

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب آزیتا تشکر کرده اند:
sghanbare1, Erratic, airplane, Abdoll@h

Major II

Major II



no avatar
پست ها

639

تشکر کرده: 1 مرتبه
تشکر شده: 9 مرتبه
تاريخ عضويت

دوشنبه 13 تیر 1390 16:19

آرشيو سپاس: 1991 مرتبه در 478 پست

Re: پـَـَـ نــه پـَـَــــ

توسط GHAZALAK88 » چهارشنبه 2 آذر 1390 19:16

پشه نشسته رو پام داره خونمو می خوره , دستم رو بردم بالا بزنمش یهو داداشم میگه   می خوای بکشیش؟! پَـــ نَ پـَـَـ خونش رو خورده می خوام بزنم پشتش آروغ بزنه ببرم بخوابونمش !!
*********************
اسپری سوسک کش زدم به سوسکه، سوسکه افتاده به پشت دست و پا میزنه...هم خونه ایم اومده میگه داره جون میده..؟ پـَـَـ نَ پـَـَــــ قیافه تورو دیده از خنده ریسه رفته
*********************
دیشب با دوستم داشتیم حکم بازی میکردیم ... بی بی انداختم ... میگه بی بی بازی کردی؟
پَـــ نَ پَـــ انداختم وسط یه شوهر خوب واسش گیر بیاریم
*********************
- کارگر هستین؟؟؟
- پَـــ نَ پَـــ...گـاویم...لباس کارگر پوشیدیم میخوایم از بیمه بیکاری استفاده کنیم
*********************
(منو داداشم دو قلوییم)در حال قدم زدن بودیم داداشم چند متر جلوتر از من راه میرفت یارو اول داداشمو دید اومد جلوتر منو دید, رنگش پرید برگشت گفت دو قلویید
گفتم:پـَـــ نَ پـَـــ اجسام از آنچه در آینه می بینید به شما نزدیک تر است
*********************
رفتم پمپ بنزین به یارو میگم ۴۰ تا بزن
میگه ۴۰ لیتر؟
پَـــ نَ پَــــ ۴۰ تا قاشق چای خوری
*********************
به دوستم میگم فهمیدی مریم جدا شد؟؟؟ میگه از شوهرش؟؟؟؟؟
پَـــ نَ پَــــ چسبیده بود کف ماهیتابه کفگیر زدم جدا شد
*********************
از دل درد دارم میمیرمو جلوی دستشویی دارم پیچ و تاب میخورم . بعد 2 ساعت یارو اومده بیرون میگه دستشویی داری ؟؟
میگم پَـــ نَ پَـــ دیدم فضای مناسب و دلبازیه اومدم موج مکزیکی تمرین میکنم.
*********************
به دوستم گفتم برو بالا نردبون چراغ و ببند گفت بچرخونمش؟
پـَـَـ نَ پـَـَــــ تو نگهشدار من نردبون و میچرخونم!
*********************
دوستم در یخچالو باز کرده,دیده هیچی توش نیس,میپرسه:واقعا خالیه!؟
میگم پَــ نَ پَـــ هیدنشون کردیم که غریبه ها نبیننشون !!

*********************
میگن کریستف کلمب وقتی رسید به امریکا سرش رو از پنجره کشتی کرد بیرون از یه سرخ پوست پرسید داداش اینجا آمریکاست؟
سرخ پوسته گفت پَـــ نَ پَـــ ژاپونه ما هم چون شلوار پامون نیست از خجالت قرمز شدیم!
*********************
دارم رو تردمیل عینه خر میدووم یارو مبگه اینجوری میدویی لاغر کنی؟؟
میگم پـَــ نَ پـَـــ دارم واسه نقش آفرینی تو سری جدید میگ میگ آماده میشم...!!
*********************

پایان نامم تموم شده زنگ زدم به استاد میگه میخوای دفاع کنی؟پـَـَـ نَ پـَـَــــ میخوام حمله کنم
*********************
پریشب تو خیابون میرفتم داشتم با فندکم بازی میکردم،
پلیس رد شده میگه اون چیه؟ فندکه؟میگم پـَـَـ نَ پـَـَــــ مشعل المپیکه دارم میبرم لندن!!
*********************

رسیدیم پشت در خونه ، کلید نداشتم به داداشم میگم کلیدتو بده،
میگه میخوای درو باز کنی؟ میگم پَـــ نَ پـَــــ میخوام بدمش به حسین تهی از معطلی درش بیارم….
*********************

۲ ساعته از بیرون صدای قار قار میاد…داداشم میگه صدای کلاغه ؟
میگم پــَ نَ پـــَ قناریه متال میخونه!!!!
*********************
رفتم درمونگاه , منشیه میگه : مریض شمایید؟
گفتم پَــــ نَ پَــــ من میکروبم , اومدم خودمو معرفی کن!
*********************
با دوستم رفتیم باغ وحش،جلوی قفسِ شیر وایسادیم.
دوستم میگه:شیرِ؟ میگم:پَــــ نَ پَــــ… گربه اس باباش مرده ریش گذاشته!!!!
*********************
دوستم تو خونه خوابیده بود داداشم از راه اومده میگه خوابه؟
میگم پَـــ نَ پَـــ رفته رو اسکرین سیور لگد بزنی روشن میشه!!!!
*********************
داشتم میرفتم باشگاه وسط راه یادم اومد یه چیزی رو یادم رفته، برگشتم خونه.در زدم داداشم در رو باز کرده با تعجب میپرسه حامد تویی؟!!!نرفتی باشگاه؟
میگم:پَــــ نَ پَــــ حامد رسید من دیلیوریشم…
*********************

به دوستم میگم فهمیدی مریم جدا شد؟؟؟
میگه از شوهرش؟؟؟؟؟ پـَــ نَ پـَـــ چسبیده بود کف ماهیتابه کفگیر زدم جدا شد…
*********************

واسه استخدام رفتم یه شرکتی خانومه میگه :شما برای آگهی استخدام اومدین؟
گفتم پـَـَـ نَ پـَـَــــ اومدم بگم اصلا رو من حساب نکنین!!!!!
*********************
رفتم دادگستری یارو میپرسه شکایت داشتید؟
گفتم پـَـَـ نَ پـَـَــــ یه خورده برنج آوردم با ترازوی عدالت وزن کنم !
*********************
رفتم خونه دوستم کامپیوترش خرابه… میگم پاورت
سوخته کامل! میگه یعنی یکی دیگه بگیرم ؟ میگم پَـــ نَ پَــــ سوختگیش جدی نیست پماد سوختگی بزنی خوب میشه
*********************
. میگم دیشب یه پشه اومده بود تو اتاقم میگه کشتیش؟
پَــــ نَ پَـــــ اومدم بِزنم، نتونستم ، خونِ من تو رگهاش جریان داشت! ،یهو گفت بابا …!! بعدشم نشَستیم دوتایی تا صبح گریه کردیم ، گوشه اتاق
*********************
رفتم جلسه ثبت نام ۱ساعت وایسادم.یارو اومده میگه میخوای
ثبت نام کنی؟ پـَـــ نَ پـَـــ اومدم حالتو احوالتو سفید رویتو سیه مویتو ببینم بروم..
*********************
هفته پیش مریض شدم، رفتم آمپول بزنم …
آمپولارو دادم به پرستاره …میگه آمپول بزنم؟
پَ نه پَ توش آب پر کن تفنگ بازی کنیم!
*********************
عکس نیمه ی راست صورتم رو گذاشتم فیس بوک
اومده میگه : عکس نصفه گذاشتی رو پروفایلت ؟
میگم : پـَ نه پـَ توی حراج بودم ۵۰ در ۱۰۰ تخفیف بهم خورده این شکلی شدم
*********************
رفتم دم مغازه به یارو میگم قرص پشه داری؟ میگه واسه کشتنش میخوای؟
میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ برا سردردش میخوام!!!
*********************


کمرم درد می کنه یه پارچه بستم بهش. داداشم میگه کمرت درد می کنه؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ می خوام ادای داداش کایکو رو در بیارم.
*********************

داریم 10 نفری بازی شبکه ای میکنیم. اومده میگه جدی حال میده؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ اسکولیم! عذاب داره اما میخوایم تهذیب نفس کنیم.
*********************
تو صف پمپ گاز منتظرم تا نوبتم بشه، یارو زده به شیشه میگه آقا شما هم می‌خوای گاز بزنی‌؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ من می‌خوام لیس بزنم !
*********************

رفتم بانک پول بگیرم. کارمنده میگه پول رو میبرین؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوام وایسم اینجا هر کس رقصید بریزم رو سرش شاباش بدم
*********************
دارم به خواهر زاده ام دیکته می گم... رسیده آخر خط، می گه برم سر خط؟
پـَـ نه پَــ، بقیشو رو فرش بنویس!
*********************
داشتیم تو خیابون قدم می زدیم كه یهو صداى ترمز شدیدى اومد و دو تا پا كه یكى عمودى یكى افقى رو هوا بود... خلاصه ملت جمع شدن بالای سر طرف، كه در این هنگام راننده پیاده شد و در كمال خونسردى گفت: آقا چیزیتون شد؟ یارو هم با همون وضع و صورت خونى مالى در حالی كه به سختى نفس می كشید گفت: پـَـ نه پَــ، خودمو انداختم زمین از داور پنالتى بگیرم!
راننده گفت: نمكدون! منظورم اینه كه می خواى زنگ بزنم اورژانس؟
یارو گفت: پـَـ نه پَــ، زنگ بزن برنامه نود، عادل اینا كارشناسى كنن صحنه پنالتى بود یا نه!
*********************
تو آشپزخونه استکان و قندون از دستم افتاد شکست با صدای خفن. مامان اومده می گه چیزی شکوندی؟
پـَـ نه پَــ، شیشه نازک تنهایی دلم بود منتها صداش رو گذاشتم رو اکو حال کنین!
*********************

کله صبحی رفیقم می‌خواست بیاد درس بخونیم، بهش زنگ زدم گفتم دوتا نون هم بگیر بیار.
گفت واسه صبحونه؟
پـَـ نه پَــ، واسه ذخیره سازی تو روزای سخت زمستون!
*********************
خواهرم از بیرون میاد خونه... می‌بینه پشت سیستمم... می گه کامپیوتر روشن کردی؟ پـَـ نه پَــ، دکتر گفته بشین جلوی مانیتور خاموش زل بزن بهش واسه چشات خوبه!
*********************

تو هواپیما نشستم دارم دعا می‌خونم بغل دستیم می‌گه دعا می‌کنی سالم برسی؟
پـَـ نه پَــ، دوست دارم صحنه سقوط هواپیما رو از نزدیک ببینم دعا می‌کنم سقوط کنیم!
  
*********************

زنه شکمش اومده جلو، رفیق ما می پرسه این خانم حامله است؟
پـَـ نه پَــ، این زن آقا گرگه ‌است، شنگول رو خودش خورده، منگول رو داده به شوهرش!
  :razz:  :razz:  :razz:  :razz:  :razz:  :razz:  :razz:  :razz:  :razz:  :razz:  :razz:  :razz:  :razz:  :razz:  :razz:
   لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد      
              وبلاگ ابشار زیباو دل انگیز شوی     
                                                 
                                  

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب GHAZALAK88 تشکر کرده اند:
FREE MAN, HESAM-007, Erratic, آزیتا, srf020

قبليبعدي

 


  • موضوعات مشابه
    پاسخ ها
    بازديدها
    آخرين پست

چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 0 مهمان