در اين بخش ميتوانيد درباره موضوعاتي كه در انجمن براي آنها بخشي وجود ندارد به بحث و گفتگو بپردازيد
Captain II

Captain II



نماد کاربر
پست ها

985

تشکر کرده: 2 مرتبه
تشکر شده: 83 مرتبه
تاريخ عضويت

شنبه 26 اسفند 1391 18:05

آرشيو سپاس: 7456 مرتبه در 1001 پست

Re: حرفهای خودمونی

توسط mohammad area51 » يکشنبه 16 تیر 1392 03:03














sinaset از این پست سپاسگزاري کرده است

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب mohammad area51 تشکر کرده اند:
Mahdi1944, salam_2407, Wieder, AGeNiS1, FREE MAN, a.m 76, امیر تاک

Captain II

Captain II



نماد کاربر
پست ها

985

تشکر کرده: 2 مرتبه
تشکر شده: 83 مرتبه
تاريخ عضويت

شنبه 26 اسفند 1391 18:05

آرشيو سپاس: 7456 مرتبه در 1001 پست

Re: حرفهای خودمونی

توسط mohammad area51 » يکشنبه 16 تیر 1392 03:05


sinaset از این پست سپاسگزاري کرده است

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب mohammad area51 تشکر کرده اند:
Mahdi1944, Wieder, AGeNiS1, ASHKAN95, FREE MAN, امیر تاک

Captain I

Captain I



نماد کاربر
پست ها

1378

تشکر کرده: 46 مرتبه
تشکر شده: 65 مرتبه
تاريخ عضويت

سه شنبه 6 فروردین 1387 11:10

محل سکونت

شهرکرد

آرشيو سپاس: 8925 مرتبه در 1275 پست

Re: حرفهای خودمونی

توسط FREE MAN » يکشنبه 16 تیر 1392 22:28

صدا و سیما در طی اقدامی مسرت بخش تصمیم به تاسیس بیست و یکمین شبکه خود با عنوان “شبکه حلزون” گرفت.
این شبکه به منظور افزایش الانتویین و کلاژن و همچنینکاهش خجالت از پوست به صورت بیست و چهار ساعته اقدام به پخش تبلیغات “کرم حلزون” خواهد کرد

یه ضرب المثل چینی هست که هنوز اصلش نیومده هر وقت اومد بهت میگم !

توجه کردین هر وقت همه خوابند و میخواید کاری رو بی سر و صدا انجام بدهید
حتی ماهی توی آکواریوم هم مثل فیل نعره می کشه؟

از دید دخترا : شوهر چیز مزخرفی است مگر آنکه پیدا شود !

ﺩﺧﺘﺮﺍﻥ ﺩﻡ ﺑﺨﺖ ﺑﻪ ﺩﻭ ﮔﺮﻭﻩ ﺗﻘﺴﻴﻢ ﻣﻴﺸﻦ :
ﮔﺮﻭﻩ ﺍﻭﻝ
ﮔﺮﻭﻩ ﺩﻭﻡ
ﺍﻳﻦ ﺩﻭ ﮔﺮﻭﻩ ﻫﻴﭻ ﻓﺮﻗﻲ ﺑﺎ ﻫﻢ ﻧﺪﺍﺭﻥ
ﭼﻮﻥ ﺗﻌﺪﺍﺩﺷﻮﻥ ﺧﻴﻠﻲ ﺯﻳﺎﺩ ﺑﻮﺩ

ﺗﻮ ﻳﻪ ﮔﺮﻭﻩ ﺟﺎ ﻧﻤﻴﺸﺪﻥ
ﺑﻪ ﺩﻭ ﮔﺮﻭﻩ ﺗﻘﺴﯿﻤﺸﻮﻥ ﮐﺮﺩﯾﻢ !

میدونی بزرگ شدن یعنی چی ؟
یعنی سوژت واسه خنده کم میشه !

لامصـــب بعضیا ﺑﺎ ﻋﯿﻨﮏ ﺁﻓﺘﺎﺑﯽ ﻋﯿﻨﻪ ﻫﻨﺪﻭﻧﻪ ﺩﺭ ﺑﺴﺘﻪ ﺍﻥ
ﻋﯿﻨﮑﻮ ﺑﺮ ﻣﯿﺪﺍﺭن ﺍﺻﻦ ﺗﺼﻮﺭﺍﺗﻪ ﺁﺩﻡ ﻟﻪ ﻣﯿﺸﻪ :|

کودک درونم تا آخر تیرماه بهم مهلت داده خواسته هاش رو بر آورده کنم
وگرنه منو میزاره خونه سالمندان !

زنگ زدم مدرسان شریف!!
گفت : بله ، بفرمایید
گفتم : مدرسان شریف :|
گفت : بله ، درسته امرتونو بگید
گفتم : مدرسان شریف :|
گفت : مسخره کردین؟:/
گفتم : مدرسان شریف.
گفت دیگه مزاحم نشید :|
گفتم : مدرسان شریف :))

حقشونه کصااافطاااایکم بفهمن ما چی میکشیم از بس تو تلویزیون میگن مدرسان شریف

به مجرد خونه اجاره نمیدن
به مجرد مسکن مهر نمیفروشن
به مجرد وام ازدواج نمیدن
یه دفه به مجرد زن هم ندید هم خیال خودتونو راحت کنید هم خیال ما !

هر وقت یکی یه جوک خیلی بیمزه براتون تعریف کرد الکی بلند بلند بخندین
وگرنه فکر میکنه متوجه نشدین جوکشو تکرار میکنه و بیشتر حالتونو بهم میزنه !

تا حالا دقت کردین
که همیشه سلیقه اون کسی که کنترل تلویزیون دستشه با تو ۱۸۰ درجه فرق داره ؟

انسان کلاً موجودیه که وقتی خرش از پل بگذره همه چی یادش میره
اونی هم که اینو قبول نداره خرش هنوز روی پله !

ﻣﺎ ﺩﻣﺎﻍ ﻓﺎﺑﺮﯾﮑﯿﺎ ﺑﺎ ﺍﻧﮕﺸﺖ ﺑﻪ ﺟﺎﻫﺎﯾﯽ ﺍزﺩﻣﺎﻏﻤﻮﻥ ﺩﺳﺘﺮﺳﯽ ﺩﺍﺭﯾﻢ
ﮐﻪ ﺷﻤﺎ ﺩﻣﺎﻍ ﻋﻤﻠﯽﻫﺎ ﺑﺎ ﮔﻮﺵ ﭘﺎﮎ ﮐﻦ ﻫﻢ ﺩﺳﺘﺮﺳﯽ ﻧﺪﺍﺭﯾﺪ :)) ))

پسره ۱۱ سالشه استاتوس گذاشته اگه بابام برام آیفون نخره شب خونه نمیرم !
من تو اون سن یه عینک شنا داشتم
وقتی میرفتم حموم تشتو آب میکردم با کله میرفتم توش و ساعت ها به شادی میزیستم

یکی از پیچیده ترین آدرس دادنا
دادن آدرس به کسیه که داره پشتتو میخارونه هست :|

از قسمتای خوب تنها رندگی کردن اینه که ته دیگاتو یه هیچکس نمیدی !

یه پتوی مستطیل شکل دارم
بعضی وقتا از عرض میوفته رو پام اصابم خراب میشه هی باید Rotate ـش کنم !

ﺑﻪ ﮐﺎﻓﻪ ﭼﯽ ﮔﻔﺘﻢ ﻫﻤﺎﻥ ﻫﻤﯿﺸﮕﯽ
ﻧﮕﺎﻩ ﺳﻨﮕﯿﻨﺶ ﺭﺍ ﺑﻪ ﭼﺸﻤﺎﻧﻢ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ ﻭ ﮔﻔﺖ :
ﺯﺭ ﻧﺰﻥ ﺑﺎﺑﺎ ﺍﯾﻨﺠﺎ یه روزه ﺍﻓﺘﺘﺎﺡ ﺷﺪﻩ !

عشق ۲ حالت داره عشق بنده به خدا و عشق خدا به بنده
بقیه ش تاثیرات هورمونیه !

بعضی آهنگها به درد این میخورن
که بریزی توی فلشت و توی ماشین همش ردشون کنی
تا برسی به آهنگ مورد علاقت !

فقط یه ایرانی میتونه صدها هزار تومان بده میز ناهار خوری بخره
ولی در آخر روز زمین غذا میل کنه !

ﺍﻋﺘﺮﺍﻑ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺗﻔﺮﯾﺤﺎﺕ ﺩﻭﺭﺍﻥ
ﮐﻮﺩﮐﯿﻢ ﺍﯾﻦ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﯾﻪ ﻣﮕﺲ ﻣﯿﮕﺮﻓﺘﻢ ﺑﻬﺶ
ﻧﺦ ﻣﯽ ﺑﺴﺘﻢ ﺑﻌﺪ ﯾﮑﯽ ﺩﯾﮕﻪ ﻫﻢ ﻣﯿﮕﺮﻓﺘﻢ
ﺑﺎﻟﻬﺎﺷﻮ ﻣﯿﮑﻨﺪﻡ ﻣﯿﺒﺴﺘﻤﺶ ﺍﻭﻥ ﺳﺮ ﻧﺦ, ﺑﻌﺪ ﻣﮕﺲ
ﺳﺎﻟﻤﻪ ﭘﺮﻭﺍﺯ ﻣﯿﮑﺮﺩ ﻭ ﺍﯾﻦ ﯾﮑﯽ ﺭﻭ ﺑﮑﺴﻞ
ﻣﯿﮑﺮﺩ ﻣﯿﺒﺮﺩ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﺵ |:
ﻻﻣﺼﺐ ﺻﺤﻨﻪ ﯼ ﭘﺮﺍﺣﺴﺎﺳﯽ ﺑﻮﺩ

آیا میدانید چه کسی اولین بار ماست رو کشف کرد
آیا میدانید چه کسی اولین بار آن را با خیار قاطی کرد
آیا میدانید چه کسی به آن گردو و نعنا را افزود
لامصب خیلی حال میده ، هرکی بوده دمش گرم !

کسایی که اول رابطه بهت میگن بی احسـاس
همون لعنتی هایی هستن که
وقتی عاشقت کردن ، آخرش بهت میگن یه کم منطقی باش :|

دوسـتـای واقـعـی پشت سر هم حـرف نـمیـزنـن
جمع میشن با هـم پشت سر بـقیـه حرف میـزنن !!
( از کتاب اصول زن بودن – جلد ۸ – پـاورقی صفحه ۲۱۰۱۱۳ )

دقت کردین دو جا جاذبه زمین هیچ شمرده شده یکیش تو خارج از جو زمینه
یکی دیگشم تو کارتون فوتبالیستهاس !!

به سلامتی مادری که اگـه ۱۰۰ تـا پـریز خالی هم باشه
برا وصل کردن جاروبرقی ، گوشیه تو رو از شارژ در میاره !

باز کردن ســـــر حرف
گاهــــی اوقات از باز کـــردن گاوصنـــدوق بانــک هــم سخــــت تره :|

یکی از مشکلات دوران تحصیل اینه که وقتی گرسنت میشه نمیتونی درس بخونی
وقتی هم که سیر میشی نمیتونی درس بخونی
ولی مشکل اصلی تر اینه که حد وسط نداره ، یا گرسنه ای یا سیر !

نمیدونم چه رمزیه لامصـــب
بعضیـــــا میگن “عزیــــــزم” انگار فحــش دادن
ولی بعضیا به آدم میگن “دیوونـــــه” انگار دنیـــا رو به آدم دادن

یعنی ﻣﻮﻧﺪﻡ ﭼﯽ ﺑﮕﻢ :|
یه ﻣﺰﺍﺣﻢ ﺗﻠﻔﻨﯽ ﺩﺍﺭﻡ .. ﻫﯽ ﺯﻧﮓ ﻣﯽ ﺯﻧﻪ ﻣﻦ ﻓﺤﺸﺶ ﻣﯽ ﺩﻡ…
ﺳﺮﯼ ِ ﺁﺧﺮ ﮐﻪ ﻓﺤﺸﺶ ﺩﺍﺩﻡ ، ﺍﺱ ﺍﻡ ﺍﺱ ﺯﺩه
ﮐﺎﺭﯼ ﻧﮑﻦ ﮐﻪ ﺩﯾﮕﻪ ﺯﻧﮓ ﻧﺰﻧﻤﺎﺍ !

ﺯﻥ ﻫﺎ ﺍﺻﻦ ﭘﯿﭽﯿﺪﻩ ﻧﯿﺴﺘﻦ!
ﻓﻘﻂ ﯾﻪ ﮐﻢ ﻣﺤﺒﺖ ﻣﯿﺨﻮﺍﻥ
ﯾﮑﻤﯽ ﻫﻢ ﻋﺸﻖ
ﻭ ﯾﮑﻤﯽ ﻫﻢ ﭘﻮﻝ
ﻭ ﯾﻪ ﮐﻤﯽ ﻫﻢ ﺗﻌﺮﯾﻒ
ﯾﻪ ﮐﻤﯽ ﺗﻔﺮﯾﺢ
ﯾﻪ ﮐﻤﯽ ﺧﺮﯾﺪ
ﯾﮏ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺗﺮﺟﯿﻬﺎ ﺑﺎﻻﯼ ۴ ﻣﯿﻠﯿﺎﺭﺩ
۲ ﺗﺎ ﺧﻮﻧﻪ ﺗﻮ زعفرانیه
ﯾﻪ ﻭﯾﻼﯼ ۵۰۰۰ﻣﺘﺮﯼ ﺗﻮ ﺷﻤﺎﻝ
ﻭ ﭼﻨﺪﺗﺎ ﭼﯿﺰ ﺩﯾﮕﻪ ﮐﻪ ﺷﻤﺎ ﻣﺮﺩﺍ ﺳﺮ ﺩﺭﻧﻤﯿﺎﺭﻳﻦ!
زنده بودن حرکتی افقی است از گهواره تا گور و زندگی کردن حرکتی عمودی است از زمین تا آسمان
انسان ها دو دسته اند: آن هایی که بیدارند در تاریکی و آن هایی که خوابند در روشنایی

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب FREE MAN تشکر کرده اند:
salam_2407, srf020, Cloor Master, anga2009, R.A.F, Mahdi1944, mohammad area51, AGeNiS1, Wieder, mm1990, a.m 76, hasan_21, Ghost Rider

Major I

Major I



نماد کاربر
پست ها

439

تشکر کرده: 157 مرتبه
تشکر شده: 266 مرتبه
تاريخ عضويت

جمعه 30 اردیبهشت 1390 07:53

آرشيو سپاس: 3115 مرتبه در 371 پست

Re: حرفهای خودمونی

توسط R.A.F » سه شنبه 18 تیر 1392 12:32

رفتم توالت عموم دیدم اوه اوه چه صدایی میده هواکش،اومدم بیرون رفتم به عموم گفتم:عمو،چه صدایی میده هواکشه میخوای درستش کنم؟
گف نه عمو از قصد قابشو شل کردم اگه اون تو صدا از کسی در اومد صداش نیاد تو اتاق همه بفهمن!!!
کاملا منطقی بود :|

اصن یه وضی
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب R.A.F تشکر کرده اند:
big-man, hasan_21, Wieder, Cloor Master, Ghost Rider, mohammad area51, AGeNiS1, FREE MAN

Captain I

Captain I



نماد کاربر
پست ها

1827

تشکر کرده: 215 مرتبه
تشکر شده: 256 مرتبه
تاريخ عضويت

يکشنبه 23 اسفند 1388 15:42

محل سکونت

کرمان/رفسنجان

آرشيو سپاس: 13002 مرتبه در 1657 پست

Re: حرفهای خودمونی

توسط AGeNiS1 » دوشنبه 24 تیر 1392 16:47

مـیـتـونـیـد خـطـا رو مـشـخـص کـنـیـد !؟
بسم الله الرحمن الرحیم
{ قل هو الله أحد، الله الصمد، لم یلد ولم یولد، ولم یکن له کفوآ أحد}
{ قل هو الله أحد، الله الصمد، لم یلد ولم یولد، ولم یکن له کفوآ أحد}
{ قل هو الله أحد، الله الصمد، لم یلد ولم یولد، ولم یکن له کفوآ أحد}
تـمـوم شـد عـزیـزان، خـطـایـی وجـود نـداشـت، چند بـارقـرآن رو خـتـم کـردیـم :)
قـبـول بـاشـه..الـــتـــمــاس دعـــا :razz:
  
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 
اگـه شاخی شَـکّ ندارم که گـاوی... اگه فکر میکنی خیلی بالایـی بیزحمت یه چندتـا موز بنداز پایین ... اگـه شیـری با کیکمیخوریـمـت ... اگه پرچمت بالاسـت بیزحمت دستـمالـو بگیر پـــرچــــم مارو هم تمیـز کُن

 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب AGeNiS1 تشکر کرده اند:
mm1990, hasan_21, امیر تاک, Cloor Master, mohammad area51, FREE MAN, a.m 76, Ghost Rider

Captain II

Captain II



نماد کاربر
پست ها

985

تشکر کرده: 2 مرتبه
تشکر شده: 83 مرتبه
تاريخ عضويت

شنبه 26 اسفند 1391 18:05

آرشيو سپاس: 7456 مرتبه در 1001 پست

Re: حرفهای خودمونی

توسط mohammad area51 » سه شنبه 1 مرداد 1392 07:52

از بعضیا میپرسی اسم بچه تونو چی گذاشتید ؟
یه چیزی میگن که مجبور میشی بعدش بپرسی به سلامتی حالا دختره یا پسر !؟

لقمان را گفتند ادب از که آموختی؟
گفت: از بی ادبان
گفتند: قبل از اینکه ادب بیاموزی از کجا تشخیص دادی اونا بی ادبن؟
گفت: خب دیگه خفه شین !

تا حالا دقت کردین کسایی که خروپف میکنن ،  زودتر خوابشون میبره !؟

گاهی انقد تو کارام “دس دس” میکنم
که یهو اطرافیانم پا میشن شروع میکنن رقصیدن !

امسال نمایشگاه کتاب نرفتم ، خودم تو خونه سیب زمینی سرخ کردم خوردم !

مامان بقیه : صبح شده پاشو دیگه
مامان من : صبح شده بخواب دیگه !

کنترل تلوزیون ما به درجه ای از عرفان رسیده
که اگه باتری هاشو هم دربیاری ولی چند بار بزنی پشتش بازم کار میکنه !

ﻧﯿﻤﻪ ﯼ ﮔﻢ ﺷﺪﻩ ﯼ ﻣﻦ ﺗﻮﻗﻊ ﻧﺪﺍﺭﻡ ﺍﺯﺕ ﺍﻻﻥ ﭘﯿﺪﺍ بشی
ﻓﻘﻂ ﺑﯿﺎ ﺑﮕﻮ ﺍﮔﻪ ﻇﺎﻫﺮ ﺁﺩﻣﺎ ﺑﺮﺍﺕ ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ ﻣﻦ ﺩﯾﮕﻪ ﺑﺪﻧﺴﺎﺯﯼ ﻧﺮﻡ !

فقط یه ایرانی میتونه صبح جمعه ساعت ۶ با هزار مشقت و برنامه ریزی قبلی
پاشه بره بیرون حلیم بخوره ،  پارک بره ، ورزش هم کنه
بعد ساعت ۹ برگرده خونه بگیره تا ظهر بخوابه !

تو آمریکا اگر تو جاده و بین راه ماشینت خراب بشه
یا گیر یه قاتل شکنجه گر میوفتى یا یه دختر جذاب و اتفاقن مجرد بهت کمک میکنه
حد وسطم نداره !

عاقا من نمیدونم چه حکمتیه هروقت که من گشنمه
فرق یخچالمون با کمد، فقط چراغ توشه!
حالا کافیه من مریض بشم اشتهام کور بشه
از تخم طوطی آمازونی بگیر تا شتر بریون در این گنجیده میشه !

تو خونمون از ترس مامانم طوری فرهنگ سازی شده
که همه با لیوان میرن دم یخچال ولی پارچو سر می کشن
و خیلی آروم میان لیوان میزارن سر جاش و میرن

این کانال سه هم با این سریالاش !
یارو چشاش سبز آبیه ، چشمای لعیا زنگنه هم سبزه
بعد معلوم نیست این دو تا بچه چشم قهوه ای به کی رفتن !
زدن تو کاسه کوزه ی قوانین وراثت

اعتراف میکنم دخترا فرشته ان
ما پسرا هم آدمیم
دخترا ; سجده رو نمی‌بینم چرا !؟؟
زود باشید ، سرییییییع!!

عمق اشتیاق امت روزه دار به روایت تاریخ
- اوه اوه!۲ ماه دیگه ماه رمضونه
- بدبختی ۱ ماه باید روزه بگیرم
- ای بابا تازه ۲ روزه ش گذشته
- بالاخره نصفش رفت! افتاد تو سرازیری
- لامصب مگه این ۴ روز آخر میگذره؟
- خیلی حیف شده که ماه رمضون تموم شد

ساقه طلایی به قدری جاذب رطوبته ، که پیشنهادم اینه در ابعاد بزرگ درست کنن
توی خونه های شمال آویزون کنن ، گلوم کویر میشه وقتی میخورمش !

فقط یه ایرانی میتونه پیتزا رو با دوغ ، نوشابه رو با آبگوشت ، سبزی رو با کوکوسبزی
و کالباس رو با نون سنگک بخوره!

مـــــن اگــــه یـــــه نفــــــر دیگــــه بودمــــو ، خــــــودمـــو می دیـــدم
عـــــاشقــــش می شــــدم بی شـــــک
ولی شمــــاهـــــا انــــگار نـــه انگــــــار !
خجــــالت نمی کشیــــد واقعــــاً  !؟

سه نوع دور داریم:
اونی که دستت بهش نمی رسه
اونی که چشمت بهش نمی رسه
اونی که فکرت هم بهش نمی رسه

اسپری خریدم روش نوشته مخصوص دفع حشرات مزاحم
الان تازه فهمیدم که یه سری حشراتم هستن که مراحمن
حالا موندم واسه اونا چی بخرم که اذیت نشن !

خدابیامرز بخشى از آرامش زندگیشُ مدیون به تو چه هایى بود
که قبل از همه به خودش میگفت !

سخت ترین قسمت شنیدن یه شوخى بى مزه اون قسمتیه که
نگاهت میکنن تا عکس العملتُ ببینن !

دقت کردین تو این یه ساعت مونده به افطار اینقدر طول میکشه که
اگه برنامه ریزی کنی میتونی توش ازدواج کنی بچه دار هم بشی !

ﺣﻮﺻﻠﻢ ﺳﺮ ﺭﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﺯﻧﮓ ﺯﺩﻡ ۱۱۸
ﮔﻔﺘﻢ :ﺷﻤﺎﺭﻩ ﺍﺩﯾﺴﻮﻥ ﺭﻭ ﻟﻄﻒ ﮐﻨﯿد
ﺍﻭﻧﻢ ﯾﻪ ﺷﻤﺎﺭﻩ ﺩﺍﺩ
ﺁﻗﺎ ﻣﺎ ﻫﻢ ﺯﻧﮕﯿﺪﯾﻢ
ﯾﮑﯽ ﻭﺭ ﺩﺍﺷﺖ ﮔﻔﺖ ﺗﯿﻤﺎﺭﺳﺘﺎﻥ ﻓﺎﺭﺍﺑﯽ ﺑﻔﺮﻣﺎﯾﯿﺪ؟

سر کلاس تنظیم خانواده ، استاد گفت :
کسی اینجا متاهله ؟یکی از بچه ها گفت : من !همه یه جوری برگشتن نگاش کردن ،
در این حد که طرف گفت :
خب باشه طلاقش میدم

فقط یه ایرانی میتونه
وقتی میخواد بره عروسی در به در دنبال یکی بگرده که کراواتشو براش گره بزنه !

مراقب باشید
یک درصد دغدغه میتونه گند بزنه  به نود و نه درصد آرامش !

تو زندگی یه دردهایی هست که فقط با خوابیدن جلوی کولر خوب میشه !

توصیه بابام به من موقع رانندگی
سر کوچه ها یواش تر بپیچ ؛
شاید یکی بی شعورتر از تو پیدا شد که از اونور بیاد

فقط یه کودک ایرانی وقتی میره تو صف نونوایی هرچی صبر می‌کنه می‌بینه همش آخره صفه!

عربها هم مدام به هم گوشزد میکنن : عربی را فاس بداریم !

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب mohammad area51 تشکر کرده اند:
hasan_21, srf020, Ghost Rider, Cloor Master, Wieder, FREE MAN, R.A.F, a.m 76

Captain II

Captain II



نماد کاربر
پست ها

985

تشکر کرده: 2 مرتبه
تشکر شده: 83 مرتبه
تاريخ عضويت

شنبه 26 اسفند 1391 18:05

آرشيو سپاس: 7456 مرتبه در 1001 پست

Re: حرفهای خودمونی

توسط mohammad area51 » سه شنبه 1 مرداد 1392 08:04

توی بیمارستان، یه پرستار فوق العاده زیبا وجذاب
از اتاق عمل سریع میاد بیرون و
داد میزنه:آقای دکتر؟آقای دکتر؟بیمار داره از دست میره
من درحالی که لبخندی پرمعنا بر لب دارم سرمو میندازم پایین و از توی کشو دستکشمو در میارم
… پرستار بلندتر و با التماس میگه:آقای دکتر عجله کنید ،قلبش از حرکت ایستاده
من بازهم با لبخندی معنا دار دستکشارو دستم میکنم
ایندفعه همهءپرستارا ودکترا از اتاق میریزن بیرون و فریاد میزنن آقای دکتر آقای دکتر بیمار داره میمیره
من که دسکشامو دستم کردم با خونسردی به چهرهءتک تکشون نگاه میکنم و میگم:
  
.

.

.


آقای دکتر طبقه بالا تشریف دارن
بعد سطل آبو با پام هول میدم جلو و همینجور که دارم زمینو تی میکشم توی مه و غبار دور میشم




  
یکـــــــی از فــــــــانتزیهای من گـــــــــــم شده کســــــی نمیدونه کجــــاست؟ میخــــــام تو گردو غبار محوش کنم!؟!؟!؟





یکی از فانتزیام اینه که فوتبالیست شم ، رباط صلیبیم پاره شه !
خیلی با کلاسه لامصب !




یکی از فانتیزهام اینه که بازی های گوشی اپلمو به دهه هشتادی ها نشون بدم بعد بیان التماس کنن که بده ما بازی کنیم.منم بگم نه گوشیرو خراب میکنید  :)))




یکی از فانتزیام اینه که یه روز به موقعییتی برسم که جنیفر لوپزو با باباش ببینم،به باباش بگم دختر شماست؟

بابای جنیفر هم ملتمسانه منو نگا کنه بگه کنیز شماست …

اصن اشک تو چشام جمع شدا :))



ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻓﺎﻧﺘﺰﯾﺎﻡ ﺍﯾﻨﻪ که ﺑﺎ مخاطب خاصم دعوا ﮐﻨﻢ
ﺑﻌﺪ ﮐﻪ ﺍﺯش ﻧﺎﺭﺍﺣﺖ ﺷﺪﻡ ﺳﯿﮕﺎﺭمو ﺭﻭﺷﻦ ﮐﻨﻢ ﻭ ﻭﻗﺘﯽ ﺩﺍﺭﻡ ﺗﻮ ﻏﺮﻭﺏ ﻧﺎﭘﺪﯾﺪ ﻣﯿﺸﻢ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺑﺰﻧﻪ ﻟﻬﻢ ﮐﻨﻪ
ﺑﻌﺪ مخاطب خاصم ﺑﺒﯿﻨﻪ و "ﭼﯿﺮﯾﮏ ﭼﯿﺮﯾﮏ ﭼﯿﺮﯾﮏ” ﺑﺎ کفش ﭘﺎﺷﻨﻪ ﺑﻠﻨﺪ ﺑﺪﻭﻭﻩ ﺑﯿﺎﺩ ﭘﯿﺸﻢ ﺑﮕﻪ آه ﺧﺪﺍی ﻣﻦ ! ﺗﻮ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﻣﻨﻮ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﺰﺍﺭﯼ …
ﻣﻨﻢ ﺑﻬﺶ ﺑﮕﻢ ﺩﯾﮕﻪ ﺩﯾﺮﻩ و بعدش ﺩﻭﺗﺎ ﺳﺮﻓﻪ ﮐﻨﻢ و ﺑﻤﯿﺮﻡ …
ﺩﺧﺘﺮﻩ ﻫﻢ ﺍﺯ ﻧﺒﻮﺩ ﻣﻦ ﺧﻮﺩﮐﺸﯽ ﮐﻨﻪ !!!
ﯾﻪ ﺩﺳﻤﺎﻝ ﺑﺪﯾﻦ ﺍﺷﮑﻢ ﺩﺭﺍﻭﻣﺪ





یکی دیگه از فانتزیامم اینه که وقتی بهم خوراکی تعارف کردن، بگم؛” مـرســی…الان مــیــل نــدارم…”
لامصب این جمله، خیلی باکلاسه خیلی!! ;)
نمیدونم چه حکمتیه که من همیشه و همه جا میل دارم…!اونم چه مـــیـــلـــی!! :)))))





ﯾﮑﯽ ﺩﯾﮕﻪ ﺍﺯ ﻓﺎﻧﺘﺰﯾﺎﻡ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻟﺤﻦ ﺟﺪﯼ ﻭ ﺧﺴﺘﻪ ﺑﻪ ﯾﻪ ﺩﮐﺘﺮ ﺑﮕﻢ ﻟﻄﻔﺎ ﺣﺎﺷﯿﻪ ﻧﺮﻭ ﺩﮐﺘﺮ

ﺑﻌﺪ ﺑﻠﻨﺪ ﺷﻢ ﻭ ﺍﺯ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﻣﻄﺒﺶ ﺑﻪ ﺍﻓﻖ ﺧﯿﺮﻩ ﺑﺸﻢ ﻭ ﺑﮕﻢ ﻓﻘﻂ ﺑﮕﻮ ﭼﻨﺪ ﺭﻭﺯ ﺩﯾﮕﻪ ﺯﻧﺪﻩ ﻣﯿﻤﻮﻧﻢ؟






یکی دیگه از فانتزیام اینه که ای کاش یه ماشین داشتم ،

دارم با ماشین میرم

یهو یه دختر پسر دست تو دست هم می بینم

می زنم رو ترمز ، سرمو از شیشه میارم بیرون رو به دختره می گم :

خیلی پستی! دیگه حق نداری به من زنگ بزنی و اس بدی! ک ث ا ف ت

بعد تخته گاز بگیرم برم!!! …





یکی از فانتزیام اینه که اونقدر پول داشته باشم که بتونم مادرم رو بفرستم مکه….بدون اینکه نگران هزینش باشیم





یکی از فانتزیام اینه چندسال دیگه تو اوجِ فانتزی گفتن فانتزی رو ببوسم بذارم کنار عرصه رو واسه جوونترا باز بذارم برم یه گوشه بشینم فقط فانتزیها رو نقد و بررسی کنم نقاط ضعف و قوتشون رو بهشون گوش زد کنم… طرفدارها هم لقب استاد بزرگ فانتزی رو بهم بدن بعد بیان بغلم کننو بندازنم بالا همین که انداختن بالا برم تو افق دیگه بر نگردم…!





ﺍﺯ ﻓﺎﻧﺘﺰﯾﺎﯼ ﺍﺻﻠﯿﻢ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ ﻭﺍﺳﻪ ﯾﻪ ﺳﺮﻣﺎﺧﻮﺭﺩﮔﯽ ﺳﺎﺩﻩ
ﺑﺮﻡ ﺩﮐﺘﺮ ﯾﻬﻮ ﺑﮕﻦ ﺑﯿﻤﺎﺭﯼ ﻻﻋﻼﺝ ﺩﺍﺭﯼ ﻭ ﻓﻘﻂ ۱ ﺳﺎﻝ
ﺯﻧﺪﻩ ﻣﯿﻤﻮﻧﯽ ! ﻣﻨﻢ ۱۱ﻣﺎﻩ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﺭﺍﺯ ﺗﻮ ﺳﯿﻨﻢ ﺯﻧﺪﮔﯽ
ﮐﻨﻢ ﺗﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﯾﻪ ﺭﻭﺯ ﮐﻪ ﺧﯿﻠﯽ ﺍﻃﺮﺍﻓﯿﺎﻥ ﯾﺎ ﻫﻤﮑﻼﺳﯿﺎﻡ
ﺍﺫﯾﺘﻢ ﮐﺮﺩﻥ ﺍﯾﻦ ﺭﺍﺯ ﺭﻭ ﻓﺎﺵ ﮐﻨﻢ ﻭ ﻫﻤﻪ ﺗﻮ ﺑﻬﺖ ﻭ ﺣﯿﺮﺕ
ﺑﻪ ﻫﻢ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﻨﻦ ﻭ ﺯﺑﻮﻧﺸﻮﻥ ﺑﻨﺪ ﺑﯿﺎﺩ … ﻣﻨﻢ ﺩﺭ ﻫﻤﯿﻦ
ﺣﯿﻦ ﺻﺤﻨﻪ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﻧﻮﺭ ﺍﻓﻖ ﺗﺮﮎ ﮐﻨﻢ ﻭ ﺩﺭ ﻧﻮﺭ
ﻣﺤﻮ ﺑﺸﻢ ﻭ ﻫﺮﭼﯽ ﺻﺪﺍﻡ ﮐﻨﻦ ﻭ ﺩﻧﺒﺎﻟﻢ ﺑﯿﺎﻥ ﺑﻬﻢ ﻧﺮﺳﻦ
ﻭ ﺑﻘﯿﻪ ﯼ ﻋﻤﺮﺷﻮﻧﻮ ﺗﻮ ﺣﺴﺮﺕ ﻭ ﻏﻢ ﻭ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻋﺬﺍﺏ
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻨﻦ ﮐﺼـﺎﻓـﻄــﺎ !!!
ﺍﺧﯿﺮﺍ ﻫﻢ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺷﮑﻞ ﮐﺎﻣﻠﺶ ﮐﺮﺩﻡ :
ﺑﻌﺪ ﮐﻪ ۱ﺳﺎﻝ ﺗﻤﻮﻡ ﺷﺪ ﺑﻪ ﻧﺤﻮ ﻋﺠﯿﺒﯽ ﺯﻧﺪﻩ ﺑﻤﻮﻧﻢ ﻭ
ﻗﯿﺎﻓﻪ ﻭ ﻫﻮﯾﺘﻤﻮ ﻋﻮﺽ ﮐﻨﻢ ﺑﺮﻡ ﺗﻮ ﮐﻼﺱ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﯾﻪ
ﺷﺎﮔﺮﺩ ﺟﺪﯾﺪ ﺑﺸﯿﻨﻢ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺧﺎﺭﺝ ﺍﻭﻣﺪﻩ ؛ ﺑﻌﺪ ﻋﺬﺍﺏ
ﻭﺟﺪﺍﻧﺸﻮﻧﻮ ﺑﺒﯿﻨﻢ ﺣﺎﻝ ﮐﻨﻢ !

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب mohammad area51 تشکر کرده اند:
hasan_21, Cloor Master, Ghost Rider, Wieder, AGeNiS1, ASHKAN95, FREE MAN

Captain I

Captain I



نماد کاربر
پست ها

1378

تشکر کرده: 46 مرتبه
تشکر شده: 65 مرتبه
تاريخ عضويت

سه شنبه 6 فروردین 1387 11:10

محل سکونت

شهرکرد

آرشيو سپاس: 8925 مرتبه در 1275 پست

Re: حرفهای خودمونی

توسط FREE MAN » سه شنبه 8 مرداد 1392 09:36

موضوع انشاء : ازدواج را توصیـف کنیـد

پیش بابایی می روم و از او می پرسم:
"ازدواج چیست؟"
بابایی هم گوشم را محکم می پیچاند و می گوید:
"این فضولی ها به تو نیومده، هنوز دهنت بوی شیر میده، از این به بعد هم دیگه توی خیابون با دخترای همسایه ها لی لی بازی نمی کنی، ورپریده!"
متوجه حرف های بابایی و ربط آنها به سوالم نمی شوم، بابایی می پرسد:
"خب حالا واسه چی می خوای بدونی ازدواج یعنی چی؟!"
در حالی که در چشمهایم اشک جمع شده است می گویم:
"بابایی بهتر نیست اول دلیل سوالم رو بپرسید و بعد بکشید؟!"
بابایی با چشمانی غضب آلوده می گوید:
"نخیر! از اونجایی که من سلطان خانه هستم و توی یکی از داستان ها شنیدم سلطان جنگل هم همین کار رو می کرد و ابتدا می کشید و سپس تحقیقات می کرد، در نتیجه من همین روال را ادامه خواهم ..." بابایی همانطور که داشت حرف می زد یک دفعه بیهوش روی زمین افتاد، باز هم مامانی با ملاغه سر بابا رو مورد هدف قرار داده بود، این روزها مامان به خاطر تمرین های مستمرش در روزهای آمادگی اش به سر می بره و قدرت ضربه و هدفگیری اش خیلی خوب شده، ملاغه با آنچنان سرعتی به سر بابایی اصابت کرد که با چشم مسلح هم دیده نمی شد.
مامانی گفت:
"در مورد چی صحبت می کردین که باز بابات جو گیر شده بود و می گفت سلطان خونه است؟!"
و من جواب دادم: "در مورد ازدواج"
مامانی اخمهاش توی همدیگه رفت و ماهیتابه رو برداشت و به سمت بابایی که کم کم داشت بهوش می اومد قدم برداشت، مامانی همونطور که به سمت بابایی می اومد گفت: "حالا می خوای سر من هوو بیاری؟! داری بچه رو از همین الان قانع می کنی که یه دونه مامان کافی نیست؟! می دونم چکارت کنم!"


مامانی این جمله رو گفت و محکم با ماهیتابه به سر بابایی زد و بابایی دوباره بیهوش شد.
بعد از بیهوش شدن بابایی، مامان ازم خواست کل جریان رو براش توضیح بدم، منهم گفتم که موضوع انشاء این هفته مون اینه که "ازدواج را توصیف کنید."
بابایی که تازه بهوش اومده بود گفت: "خب خانم! اول تحقیق کن، بعد مجازات کن! کله ام داغون شد!"
و مامانی هم گفت: "منم مثل خودت و اون آقا شیره عمل می کنم، عیبی داره؟!"
بابایی به ماهیتابه که هنوز توی دستای مامانی بود نگاهی کرد و گفت: "نه! حق با شماست!"
مامانی گفت: "توی انشات بنویس همه ی مردها سر و ته یه کرباس هستند!"
بابابزرگ که گوشه ی اتاق نشسته بود و داشت با کانالهای ماهواره ور می رفت و هی شبکه عوض می کرد متوجه صحبت های ما شد و گفت: "نوه ی گلم! بیا پیش خودم برات انشا بگم!"
مامانی هم گفت: "آره برو پیش بابابزرگت، با هشت ازدواج موفق و دوازده ازدواج ناموفقی که داشته می تونه توضیحات خوبی برات در مورد ازدواج بگه!"
پیش بابابزرگ می روم و بابابزرگ می گوید: "ازدواج خیلی چیز خوبی است، و انسان باید ازدواج کند ... راستی خانم معلمتون ازدواج کرده؟ چند سالشه؟ خوشـ ..."
بابابزرگ حرفهایش تمام نشده بود که این بار ملاغه ای از طرف مامان بزرگ به سمت بابابزرگ پرتاب شد، البته چون مامان بزرگ هدفگیری اش مثل مامانی خوب نیست ملاغه به سر من اصابت کرد.
به حالت قهر دفترم رو جمع می کنم و پیش خواهرم می روم، نمی دانم چرا با گفتن موضوع انشاء در چشمان خواهرم اشک جمع می شود و وقتی دلیل اشک های خواهرم رو می پرسم می گوید: "کمی خس و خاشاک رفت توی چشمم!"
البته من هر چی دور و برم رو نگاه می کنم نشانی از گرد و خاک نمی بینم، به خواهر می گویم: "تو در مورد ازدواج چی می دونی؟" و خواهرم باز اشک می ریزد.
ما از این انشاء نتیجه می گیریم بحث در مورد ازدواج خیلی خطرناک است زیرا امکان دارد ملاغه یا ماهیتابه به سرمان اصابت کند، این بود انشای من ...

با تشکر از اهالی خانه که در نوشتن این انشا به من کمک کردند!
پرشین استار
زنده بودن حرکتی افقی است از گهواره تا گور و زندگی کردن حرکتی عمودی است از زمین تا آسمان
انسان ها دو دسته اند: آن هایی که بیدارند در تاریکی و آن هایی که خوابند در روشنایی

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب FREE MAN تشکر کرده اند:
hasan_21, Abdoll@h, mohammad area51, Ghost Rider, AGeNiS1, R.A.F, ASHKAN95

Captain I

Captain I



نماد کاربر
پست ها

1378

تشکر کرده: 46 مرتبه
تشکر شده: 65 مرتبه
تاريخ عضويت

سه شنبه 6 فروردین 1387 11:10

محل سکونت

شهرکرد

آرشيو سپاس: 8925 مرتبه در 1275 پست

Re: حرفهای خودمونی

توسط FREE MAN » سه شنبه 8 مرداد 1392 09:39

زنه شوهرش رو واسه نماز صبح بیدار کرد شوهر گفت بذار کمی دیگه بخوابم بعدا قضا می خونم .زن گفت نمیشه شرع گفته نماز رو باید به وقت خودش بخونی. مرد گفت ولی شرع گفته میتونین تا چهار تا زن هم داشته باشین. زن گفت بخواب عزیزم هروقت خواستی نمازت رو قضا کن، خدا خیلی بخشندست!!!
زنده بودن حرکتی افقی است از گهواره تا گور و زندگی کردن حرکتی عمودی است از زمین تا آسمان
انسان ها دو دسته اند: آن هایی که بیدارند در تاریکی و آن هایی که خوابند در روشنایی

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب FREE MAN تشکر کرده اند:
mohammad area51, AGeNiS1, big-man, R.A.F, ASHKAN95

Captain I

Captain I



نماد کاربر
پست ها

1378

تشکر کرده: 46 مرتبه
تشکر شده: 65 مرتبه
تاريخ عضويت

سه شنبه 6 فروردین 1387 11:10

محل سکونت

شهرکرد

آرشيو سپاس: 8925 مرتبه در 1275 پست

Re: حرفهای خودمونی

توسط FREE MAN » سه شنبه 8 مرداد 1392 09:45

به نظر یک ایرانی‌, آدمها دو دسته هستن

یا از من پولدارترن که بهشون میگم مال مردم خور
یا بی پول ترن که بهشون میگم گشنه گدا

یا بهتر از من کار میکنن که بهشون میگم خرحمال
یا کمتر کار میکنن که بهشون میگم تنبل

یا از من سرسخت ترن که بهشون میگم کله خر
یا بی خیال ترن که بهشون میگم ببو

یا از من هوشیارترن که بهشون میگم پرافاده
یا ساده ترن که بهشون میگم هالــو

یا از من شجاع ترن که بهشون میگم بی کله
یا از من محتاط ترن که بهشون میگم بی عرضه

یا از من دست و دل باز ترن که بهشون میگم ولخرج
یا اهل حساب و کتابن که بهشون میگم خسیس

یا از من بزرگترن که بهشون میگم گنده بگ
یا کوچیکترن که بهشون میگم فسقلی

یا از من مردم دار ترن که بهشون میگم بوقلمون صفت
یا رو راست ترن که بهشون میگم احمق


کلا معیار همه چیز من هستم
زنده بودن حرکتی افقی است از گهواره تا گور و زندگی کردن حرکتی عمودی است از زمین تا آسمان
انسان ها دو دسته اند: آن هایی که بیدارند در تاریکی و آن هایی که خوابند در روشنایی

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب FREE MAN تشکر کرده اند:
ASHKAN95, hasan_21, mohammad area51, Ghost Rider, AGeNiS1, big-man, R.A.F

Captain I

Captain I



نماد کاربر
پست ها

1378

تشکر کرده: 46 مرتبه
تشکر شده: 65 مرتبه
تاريخ عضويت

سه شنبه 6 فروردین 1387 11:10

محل سکونت

شهرکرد

آرشيو سپاس: 8925 مرتبه در 1275 پست

Re: حرفهای خودمونی

توسط FREE MAN » سه شنبه 8 مرداد 1392 16:02

گاهی کسی را دوست داریم اما او نمیفهمد
گاهی کسی ما را دوست دارد اما ما نمیفهمیم
خلاصه یه مشت نفهم دور هم جمع شدیم تشکیل اجتماع دادیم ! :))
* * * * * * *
پشه ها قبل از اینکه لامپ اختراع بشه دور چی جمع میشدن؟ خب برن همونجا
* * * * * * *
عینک نمی زد که نگن عینکیه
یه روز چاله ی جلوی چشمش رو ندید و خورد زمین؛ از اون روز به بعد چلاق صداش میزنن !
* * * * * * *
یکی از فانتزیام اینه که خواهرم اسمش سحر باشه
توی ماه رمضون صداش کنیم
سحر، سحره
تا سحره پاشو سحری بخور سحر !
* * * * * * *
هربار به خودم میگم امشب یه شام سبک میخورم
ولى یه ندایى از اعماق وجودم خودش زنگ میزنه پیتزا سفارش میده !
* * * * * * *
مرد براى هضم دلتنگیاش عجالتن این یه لقمه رو هم میزنه تا بعد ببینیم چى میشه !
* * * * * * *
یکی از سخت ترین کارای این دوره و زمونه اینه که
بدونی چه جوری با یه بچه رفتار کنی که بهت فحش نده !
* * * * * * *
دنیاى مزخرفیه ، دو ساعت به موج و ساحل فکر کنى انگار نه انگار
اما دو دقیقه که به مورچه فکر کنى، تمام تنت شروع میکنه به خاریدن !
* * * * * * *
اونایی که روزه سکوت میخان بگیرن ، سحر بیدار میشن سر و صدا میکنن !؟
* * * * * * *
ستار اولین بارى که میخواسته به ریشش مدل بده گفته چه مدلى اصلاح کن؟!
* * * * * * *
با این روزای بلند شهر رمضان نیس که دیگه !!! استــــانِ رمضانه
* * * * * * *
ملت Love میترکونَن؛ ما از این پلاستیک حبابدارا… :|
* * * * * * *
دختره مهریه ش رتبه کنکورش نباشه صلواااااااااااااااااات … !
* * * * * * *
تو خونه شما هم کاربرد توری پنجره اینه که نذاره پشه ها از خونه برن بیرون!؟
* * * * * * *
بابای من جلوى تلویزیونى که کنترلش دستش نباشه نمیشینه
اصن غرورش اجازه نمیده !
* * * * * * *
ﺍﮔﺮ ﺩﯾﺪﯼ ﺟﻮﺍﻧﯽ ﺑﺮﺩﺭﺧﺘﯽ ﺗﮑﯿﻪ ﮐﺮﺩﻩ
ﺳﺮﯾﻊ ﺑﯿﺎﺭﯾﺪﺵ ﮐﻨﺎﺭ ﯾﻬﻮ ﮔﻼﺑﯿﯽ ﭼﯿﺰﯼ
ﻣﯿﺨﻮﺭﻩ ﺗﻮﺳﺮﺵ ﭼﺎﺭﺗﺎﻓﺮﻣﻮﻝ ﺑﻪ ﻓﯿﺰﯾﮏ ﺍﺿﺎﻓﻪ ﻣﯿﮑﻨﻪ
ﺑﺪﺑﺨﺖ ﻣﯿﺸﯿﻢ|:
* * * * * * *
پسرا که به پارک دوبل خانوما میخندین
:)) تا حالا فوتبال بازی کردنشونو دیدین ؟ اون دیگه ته خندس
* * * * * * *
به بعضیا باید گفت:
عزیزم…
از دستت هر کاری بر میومد انجام دادی….
حالا نوبت پاهاته…
گور تو گم کن…!
* * * * * * *
کاش فرستادن اس ام اس چندین مرحله داشت مثلا :
1- فرستادن 2- میخوای بفرستی ؟ 3- بفرستم ؟ 4- دارم میفرستما !!!
5- پشیمون نیستی ؟ 6- بازم فکر کن ! 7- بفرستم ؟
8- دیگه دارم میفرستما !!! 9- فرستادم ! 10- فرستاده شد !
اگه این گزینه ها بود حداقل آدم اشتباه اس نمیداد …
* * * * * * *
ﺷﻮﻫﺮﯼ ﯾﮏ ﭘﯿﺎﻣﮏ ﺑﻪ ﻫﻤﺴﺮﺵ ﺍﺭﺳﺎﻝ ﮐﺮﺩ:
ﺳﻼﻡ . ﻣﻦ ﺍﻣﺸﺐ ﺩﯾﺮ ﻣﯿﺎﻡ ﺧﻮﻧﻪ. ﻟﻄﻔﺎ ﻫﻤﻪ ﻟﺒﺎﺳﻬﺎﯼ ﮐﺜﯿﻒ ﻣﻦ ﺭﻭ ﺑﺸﻮﺭ
ﻭ ﻏﺬﺍﯼ ﻣﻮﺭﺩ ﻋﻼﻗﻪ ﺍﻡ ﺭﻭ ﺩﺭﺳﺖ ﮐﻦ.
ﻭﻟﯽ ﭘﺎﺳﺨﯽ ﻧﯿﻮﻣﺪ!
ﭘﯿﺎﻣﮏ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩ:
ﺭﺍﺳﺘﯽ! ﯾﺎﺩﻡ ﺭﻓﺖ ﺑﻬﺖ ﺑﮕﻢ ﮐﻪ ﺣﻘﻮﻗﻢ ﺍﺿﺎﻓﻪ ﺷﺪﻩ ﻭ ﺁﺧﺮ ﻣﺎﻩ
ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ ﺑﺮﺍﺕ ﯾﻪ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺑﺨﺮﻡ.
ﻫﻤﺴﺮ:
ﻭﺍﯼ ﺧﺪﺍﯼ ﻣﻦ ! ﻭﺍﻗﻌﺎ؟
ﺷﻮﻫﺮ :
ﻧﻪ، ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺘﻢ ﻣﻄﻤﺌﻦ ﺑﺸﻢ ﮐﻪ ﭘﯿﻐﺎﻡ ﺍﻭﻟﻢ ﺑﻪ ﺩﺳﺘﺖ ﺭﺳﯿﺪﻩ !
* * * * * * *
ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻛﻪ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏ ﺑﻴﺪﺍﺭ ﺷﺪﻡ ﺍﺯ ﺧﻮﺩﻡ ﭘﺮﺳﻴﺪﻡ :
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﭼﻪ ﻣﯽ ﮔﻮﻳﺪ؟
ﺟﻮﺍﺏ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺍﺗﺎﻗﻢ ﭘﻴﺪﺍ ﻛﺮﺩﻡ،
ﺳﻘﻒ ﮔﻔﺖ : ﺍﻫﺪﺍﻑ ﺑﻠﻨﺪ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺵ!
ﭘﻨﺠﺮﻩ ﮔﻔﺖ : ﺩﻧﻴﺎ ﺭﺍ ﺑﻨﮕﺮ!
… … ﺳﺎﻋﺖ ﮔﻔﺖ : ﻫﺮ ﺛﺎﻧﻴﻪ ﺑﺎ ﺍﺭﺯﺵ ﺍﺳﺖ!
ﺁﻳﻴﻨﻪ ﮔﻔﺖ : ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﻫﺮ ﻛﺎﺭﯼ ﺑﻪ ﺑﺎﺯﺗﺎﺏ ﺁﻥ ﺑﻴﻨﺪﻳﺶ!
ﺗﻘﻮﻳﻢ ﮔﻔﺖ : ﺑﻪ ﺭﻭﺯ ﺑﺎﺵ!
ﺩﺭ ﮔﻔﺖ : ﺩﺭ ﺭﺍﻩ ﻫﺪﻑ ﻫﺎﻳﺖ ﺳﺨﺘﯽ ﻫﺎ ﺭﺍ ﻫُﻞ ﺑﺪﻩ ﻭ ﻛﻨﺎﺭ ﺑﺰﻥ!
ﺯﻣﻴﻦ ﮔﻔﺖ : ﺑﺎ ﻓﺮﻭﺗﻨﯽ ﻧﻴﺎﻳﺶ ﻛﻦ!
ﻭ ﺩﺭ ﺁﺧﺮ، ﺗﺨﺖ ﺧﻮﺍﺏ ﮔﻔﺖ : ﻭﻟﺶ ﮐﻦ ﺑﺎﺑﺎ ﺑﮕﯿﺮ ﺑﺨﻮﺍﺏ !!

* * * * * * *
بعد از کلاس به دختره گفتم جزوه تون رو بدید کپی کنم
کپی بسته بود بهش گفتم من وسیله دارم تو شهر میرم
شمام بیاید که جزوه رو کپی کنم، اونم گفت میشه دوستام هم بیان ؟
من گفتم شرمنده ماشین من کوپه هستش فقط واسه 2 نفر هستش !
یهو یه نیش خند زد بعد رفت پیش دوستاشو پچ پچ کرد اومد که بریم
تو راه هی سوال میپرسید که اسمتون چیه و ….
دوستاش به فاصله چند قدم قبل از ما میومدن
تا رسیدیم درب دانشگاه و رفتیم نزدیک ماشین
وقتی در وانتو باز کردم قیافه این بشر دیدنی بود یهو دوستاش شروع کردن به خندیدن
منم یهو زدم زیر خنده دختره هم 2-3 تا فحش داد جزوشم نداد رفت پیش دوستاش :|
منم کف زمینُ گاز میزدم :)) )

مصاحبه برای استخدام
مصاحبه کننده :
در هواپیمائی 500 عدد آجر داریم، 1 عدد آنها را از هواپیما به بیرون پرتاب میکنیم. الان چند عدد آجر داریم ؟
متقاضی : 499 عدد !
مصاحبه کننده :
سه مرحله قرار دادن یک فیل داخل یخچال را شرح دهید.
متقاضی :
مرحله اول: در یخچالو باز میکنیم – مرحله دوم: فیلو میذاریم تو یخچال – مرحله سوم: در یخچالو میبندیم !!
مصاحبه کننده :
حالا چهار مرحله قرار دادن یک گوزن در یخچال را توضیح دهید !
متقاضی :
مرحله اول: در یخچالو باز میکنیم – مرحله دوم: فیلو از تو یخچال در میاریم
مرحله سوم: گوزنو میذاریم تو یخچال – مرحله چهارم: در یخچالو میبندیم !!
مصاحبه کننده :
شیر واسه تولدش مهمونی گرفته، همه حیوونا هستن جز یکی. اون کیه ؟
متقاضی :
گوزنه که تو یخچاله !!
مصاحبه کننده :
چگونه یک پیرزن از یک برکه پر از سوسمار رد میشود ؟
متقاضی :
خیلی راحت، چون سوسمارا همشون رفتن تولد شیر !!
مصاحبه کننده :
سوال آخر. اون پیرزن کشته شد، چرا ؟
متقاضی : امممممممم، نمیدونم، غرق شد ؟
مصاحبه کننده :
نه، اون یه دونه آجری که از هواپیما انداختی پایین خورد تو سرش مرد !!! شما مردود شدین، نفر بعدی لطفا
زنده بودن حرکتی افقی است از گهواره تا گور و زندگی کردن حرکتی عمودی است از زمین تا آسمان
انسان ها دو دسته اند: آن هایی که بیدارند در تاریکی و آن هایی که خوابند در روشنایی

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب FREE MAN تشکر کرده اند:
Cloor Master, anga2009, Ghost Rider, R.A.F, a.m 76, Wieder, Erratic, Present, hasan_21, ASHKAN95, mohammad area51, big-man

Captain I

Captain I



نماد کاربر
پست ها

1378

تشکر کرده: 46 مرتبه
تشکر شده: 65 مرتبه
تاريخ عضويت

سه شنبه 6 فروردین 1387 11:10

محل سکونت

شهرکرد

آرشيو سپاس: 8925 مرتبه در 1275 پست

Re: حرفهای خودمونی

توسط FREE MAN » جمعه 25 مرداد 1392 17:47

کیه؟ کیه؟ کیه؟
کیه؟…………کیه؟
کیه؟
واکنش اعضای خانواده وقتی شما تلفن وجواب می دی
(نمیذارن نفست بالا بیاد)
.
.
.
بعضی هام هستن وقتی دست تو دماغشون میکنن
دهنشون کج میشه و ۱۱۶ تا عصب صورتشون درگیر میشه !
.
.
.
داشتم با تبلت پسر عموم “Angry Beards” بازی میکردم !
بابام اومد بقلم نشست ، یه سری تکون داد زیر لب گفت :
” آخرشم کفتر باز دیجیتالی شد”
.
.
.
رتبه کنکور دختر عموم رو واسش اس ام اس کردن
اومده میگه : نمیدونم کی واسم شارژ ایرانسل فرستاده !!
.
.
.
تو یه روز سرد پیجامه گرمت رو می پوشی و می پری تو تختت
بالشت رو درست می کنی، پتو رو می کشی رو خودت
خودت رو اینور و اونور می کنی، یکمم خودت رو می کشی
حسابی که گرم شدی چشاتو می بندی که بخوابی …
یه دفعه می بینی چراغ اتاق رو یادت رفته خاموش کنی!
.
.
.
همسایمون اسمش “طلا”ست
توی “نقره” فروشی کار میکنه
تازگیارفته برنزه کرده…!
فکرکنم اخر با مِسی ازدواج کنه
بچه شم شکل استیلی میشه !
.
.
.
جک جدید
ﺭﻭﺯﺍﻱ ﺗﻌﻄﻴﻞ ﺯﻧﮓ ﺳﺎﻋﺘﻤﻮ ﺭﻭﻱ ﺳﺎﻋﺖ
ﻫﻔﺖ ﺗﻨﻈﻴﻢ ﻣﻴﮑﻨﻢ
ﺯﻧﮓ ﮐﻪ ﺧﻮﺭﺩ، ﭘﺎ ﻣﻴﺸﻢ ﺑﻬﺶ ﻣﻴﮕﻢ ﮔُ*ﻪ ﻧﺨﻮﺭ!
ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﻣﻴﺨﻮﺍﺑﻢ ^-^ ای حال میده !
.
.
.
دوستم  منتظر کارای ویزاش اوکی بشه بعد تا آخر تابستون بره اروپا رو بگرده
منم منتظرم PES 2014 بیاد ببینم میشه با هاشم بیگ زاده توپو از رونالدو گرفت یا نه !؟
.
.
.
یارو میره دبی تو رستوران میگه:
الکباب
کباب براش میارن
میگه:الپیاز
پیاز براش میارن
میگه:البرنج
برنج براش میارن
با غرور میگه چقدر خوبه آدم عربی بلد باشه
گارسونه بهش میگه اگه من ایرانی نبودم الکوفت هم بهت نمیدادن !!
.
.
.
نصف جذابیت دخترا به ترسو بودنشونه
دختری که سوسک بکشه به درد زندگی نمیخوره !
.
.
.
اوج استفاده مامانم از گوشیش اینه که زنگ بخوره صداشو نشنوه جواب نده !
.
.
.
پسر خالم آیپدشو گذاشته بود رو زمین
منم فک کردم از این ترازو دیجیتالاس رفتم روش وایسادم :|
هیچی دیگه بیچاره کور شد از بس گریه کرد
.
.
.
جوک و اس ام اس جدید
ﯾﻪ ﭘﺴﺮﻩ نوشته ﺑﻮﺩ:
ﺩﻧﯿﺎ ﺍﮔﻪ ﻣﺮﺩ
ﺑﻮﺩ ﺍﺳﻢ ﺩﺧﺘﺮﻭﻧﻪ ﺭﻭﺵ ﻧﺒﻮﺩ!
ﺑﻌﺪ ﯾﻪ ﺩﺧﺘﺮﻩ ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩﻩ ﺑﻮﺩ:
ﺷﻤﺎ ﺻﺪﺍﺵ ﺑﺰﻥ”ﺟﻬﺎﻥ”ﺑﺒﯿﻨﻢ ﻓﺮﻗﯽ ﺑﻪ ﺣﺎﻟﺘﻮﻥ ﻣﯿﮑﻨﻪ !؟
.
.
.
خنده بر هر درد بی درمان دواست
غیر از اسهال !
.
.
.

زندگی یعنی:
باید مثل خر درس بخونی دهنت سرویس بشه
تا در آینده بتونی مثل خر کار کنی دهنت سرویس بشه !
.
.
.
عروسی های هالیوودی:
عروس خانم قبوله عااایاااا؟؟
عروس :با اجازه بچه هااااااامون و همچنین نوه مون که تازه به دنیا اومده!
.
.
.
ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﻣﺎ ﻫﺮﺟﺎ ﺳﺨﻦ ﺍﺯ ﺍﻧﺤﺮﺍﻑ ﺍﺳﺖ
ﻧﺎﻡ ﺯﯾﺒﺎﯼ ﻣﻦ ﻣﯿﺪﺭﺧﺸﺪ !
.
.
.
دوست دارم خیلى راحت و بى دردسر تو خواب بمیرم،مثل بابابزرگم.
نه با جیغ و داد مثل مسافراى اتوبوسش…!
.
.
.
ﺑﺎﻍ ﻭﺣﺶ ﻣﻤﻠﻮ ﺍﺯ ﺟﻤﻌﯿﺖ ﺑﻮﺩ، ﺍﺯ ﺑﻠﻨﺪﮔﻮﯼ ﺑﺎﻍ ﻭﺣﺶ ﺍﯾﻦ ﺟﻤﻠﻪ ﺷﻨﯿﺪﻩ ﺷﺪ:
” ﺑﺎﺯﺩﯾﺪﮐﻨﻨﺪﮔﺎﻥ ﮔﺮﺍﻣﯽ ﺍﺯ ﺩﺍﺩﻥ ﻫﺮ ﮔﻮﻧﻪ ﻏﺬﺍ ﻭ ﺧﻮﺭﺍﮐﯽ ﺑﻪ ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ ﺧﻮﺩﺩﺍﺭﯼ ﻓﺮﻣﺎﯾﯿﺪ .”
ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻣﺪﺗﯽ ﻣﺠﺪﺩﻥ ﺍﺯ ﺑﻠﻨﺪ ﮔﻮ ﺍﻋﻼﻡ ﺷﺪ
” ﺑﺎﺯﺩﯾﺪﮐﻨﻨﺪﻩ ﮔﺮﺍﻣﯽ ﺍﺯ ﺷﻤﺎ ﺧﻮﺍﻫﺶ ﮐﺮﺩﯾﻢ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺗﻐﺬﯾﻪ ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ ﺧﻮﺩﺩﺍﺭﯼ ﻓﺮﻣﺎﯾﯿﺪ !”
ﺍﯾﻦ ﻫﺸﺪﺍﺭﻫﺎ ﺑﺎ ﻟﺤﻦ ﻫﺎﯼ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﭼﻨﺪﯾﻦ ﺑﺎﺭ ﺗﮑﺮﺍﺭ ﺷﺪ
ﺁﺧﺮﯾﻦ ﻫﺸﺪﺍﺭ ﺑﻠﻨﺪﮔﻮ ﺍﯾﻦ ﺑﻮﺩ :
” ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ ﻋﺰﯾﺰ ﺧﻮﺍﻫﺸﻤﻨﺪﯾﻢ ﺍﺯ ﺁﺩﻣﻬﺎ ﻏﺬﺍ ﻧﮕﯿﺮﯾﺪ !”
.
.
.
ﺳﻪ ﺗﺎ ﺯﻥ ﺗﻮﯼ ﺗﺼﺎﺩﻓﯽ ﮐﺸﺘﻪ ﺷﺪﻥ ﻭ ﺳﻪ ﺗﺎﺷﻮﻥ
ﺭﻓﺘﻦ ﺑﻬﺸﺖ!
ﺩﻡِ ﺩﺭِ ﺑﻬﺸﺖ ﻣﺎﻣﻮﺭ ﻧﮕﻬﺒﺎﻥ ﮔﻔﺖ:
ﺷﻤﺎ ﺁﺯﺍﺩﯾﺪ ﻫﺮ ﮐﺎﺭﯼ ﺑﮑﻨﯿﺪ ، ﺗﻨﻬﺎ ﻗﺎﻧﻮﻥ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺍﯾﻨﻪ
ﮐﻪ : ﺭﻭﯼ ﺍﺭﺩﮎ ﻫﺎ ﭘﺎ ﻧﺬﺍﺭﯾﻦ!
ﺯﻧﻬﺎ ﻗﺒﻮﻝ ﮐﺮﺩﻥ ﻭ ﺭﻓﺘﻦ ﺗﻮﯼ ﺑﻬﺸﺖ.
ﺧﯿﻠﯽ ﺯﯾﺒﺎ ﻭ ﺳﺮﺳﺒﺰ ﺑﻮﺩ ﻭﻟﯽ ﻫﻤﻪ ﺟﺎ ﭘﺮ ﺍﺯ ﺍﺭﺩﮎ ﺑﻮﺩ!
ﻫﻤﻮﻧﺠﺎ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺯﻥ ﭘﺎﺵ ﺭﻓﺖ ﺭﻭﯼ ﯾﻪ ﺍﺭﺩﮎ ﻭ ﻟﻪ ﺷﺪ
ﻣﺎﻣﻮﺭ ﻧﮕﻬﺒﺎﻥ ﻫﻤﻮﻥ ﻟﺤﻈﻪ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﺑﺎ ﯾﻪ ﻣﺮﺩ ﺧﯿﻠﯽ ﺑﺪﻗﯿﺎﻓﻪ ﺍﻭﻣﺪ ﻭ ﮔﻔﺖ :
ﺗﻮ ﻗﺎﻧﻮﻥ ﺭﻭ ﻧﻘﺾ ﮐﺮﺩﯼ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻨﺒﯿﻬﺖ ﺑﺎﯾﺪ ﺗﺎ ﺍﺑﺪ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﻣﺮﺩ ﺑﻤﻮﻧﯽ
ﻓﺮﺩﺍ ﺍﻭﻥ ﺭﻭﺯ ، ﺯﻥ ﺩﻭﻡ ﭘﺎﺵ ﺭﻓﺖ ﺭﻭﯼ ﺍﺭﺩﮎ ﻭ
ﻣﺎﻣﻮﺭ ﻧﮕﻬﺒﺎﻥ ﺳﺮﯾﻊ ﺍﻭﻣﺪ ﻭ ﻫﻤﺮﺍﻫﺶ ﯾﻪ ﻣﺮﺩ ﺯﺷت ﺩﯾﮕﻪ ﺑﻮﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ :
ﺗﻮﺍﻡ ﻗﺎﻧﻮﻥ ﺭﻭ ﻧﻘﺾ ﮐﺮﺩﯼ ﻭ ﺑﺎﯾﺪ ﺗﺎ ﺍﺑﺪ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﻣﺮﺩ ﺑﻤﻮﻧﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻨﺒﯿﻪ
ﺯﻥ ﺳﻮﻡ ﮐﻪ ﺍﯾﻨﺎ ﺭﻭ ﺩﯾﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﺧﯿﻠﯽ ﺗﺮﺳﯿﺪ ﻭ
ﺣﻮﺍﺳﺸﻮ ﺟﻤﻊ ﮐﺮﺩ ﮐﻪ ﭘﺎﺷﻮ ﺭﻭﯼ ﺍﺭﺩﮎ ﻫﺎ ﻧﺬﺍﺭﻩ!
ﭼﻨﺪ ﻣﺎﻩ ﻫﻤﯿﻨﺠﻮﺭﯼ ﮔﺬﺷﺖ ﮐﻪ ﯾﻪ ﺭﻭﺯ ﻧﮕﻬﺒﺎﻥ ﺑﺎ ﯾﻪ
ﻣﺮﺩ ﻓﻮﻕ ﺍﻟﻌﺎﺩﻩ ﺧﻮﺵ ﺗﯿﭗ ﻭ ﺯﯾﺒﺎ ﺍﻭﻣﺪ ! ﻧﮕﻬﺒﺎﻥ ﺭﻭ
ﺑﻪ ﺯﻥ ﮐﺮﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ : ﺷﻤﺎ ﺑﺎﯾﺪ ﺗﺎ ﺍﺑﺪ ﭘﯿﺶ ﻫﻤﺪﯾﮕﻪ ﺑﻤﻮﻧﯿﺪ …
ﺯﻥ ﮐﻪ ﺗﻮﯼ ﻋﻤﺮﺵ ﻫﻤﭽﯿﻦ ﻣﺮﺩﯼ ﻧﺪﯾﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﺑﺎ ﺫﻭﻕ ﺍﺯ ﻣﺮﺩﻩ ﭘﺮﺳﯿﺪ :
ﻭﺍﺍﺍﺍﯼ ﻣﻦ ﻧﻤﯿﺪﻭﻧﻢ ﭼﯿﮑﺎﺭ ﮐﺮﺩﻡ ﮐﻪ ﭘﺎﺩﺍﺷﻢ ﺗﻮ ﻫﺴﺘﯽ ..!
ﻣﺮﺩﻩ ﮔﻔﺖ : ﻣﻨﻢ ﭼﯿﺰﯼ ﻧﻤﯿﺪﻭﻧﻢ ! ﻓﻘﻂ ﻣﯿﺪﻭﻧﻢ ﮐﻪ ﯾﻪ ﺍﺭﺩﮎ ﺭﻭ ﻟﻪ ﮐﺮﺩﻡ
زنده بودن حرکتی افقی است از گهواره تا گور و زندگی کردن حرکتی عمودی است از زمین تا آسمان
انسان ها دو دسته اند: آن هایی که بیدارند در تاریکی و آن هایی که خوابند در روشنایی

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب FREE MAN تشکر کرده اند:
A3eman, mahdiss, mohammad area51, Ghost Rider, hasan_21, AGeNiS1, Wieder, anga2009, a.m 76, Cloor Master, Erratic

قبليبعدي

 


  • موضوعات مشابه
    پاسخ ها
    بازديدها
    آخرين پست

چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 0 مهمان