در اين بخش ميتوانيد درباره موضوعاتي كه در انجمن براي آنها بخشي وجود ندارد به بحث و گفتگو بپردازيد
Captain I

Captain I



نماد کاربر
پست ها

1378

تشکر کرده: 46 مرتبه
تشکر شده: 65 مرتبه
تاريخ عضويت

سه شنبه 6 فروردین 1387 11:10

محل سکونت

شهرکرد

آرشيو سپاس: 8925 مرتبه در 1275 پست

Re: حرفهای خودمونی

توسط FREE MAN » دوشنبه 18 شهریور 1392 15:38

من نمیدونم چه حکمتیه وقتی نذری داریم
همه ی همسایه هامون مهمون دارن !

زنه از کوبا تا فلوریدا صد مایل شنا کرده
که پیام صلح و دوستى رو به جهانیان برسونه
بعد من چون کنترل دور بود ازم دیشب با تلوزیون روشن خوابیدم O.o

دختره اسمشو توی پروفیالش گذاشته
R R R
بهش گفتم ینی چی !؟
گفت خنگول
ستاره دیگه !

اینایی که صب ساعت ۵ پا میشن میرن میدوئن
بعد میان دوش میگیرن بعد صبحانه میخورن میرن سرکار
فتوشاپن !؟

ﻣﻦ ﺑﭽﻪ ﮐﻪ ﺑﻮﺩﻡ ﺗﻤﺎﻡ ﺍﻋﻀﺎﯼ ﻓﺎﻣﯿﻞ ﻣﯿﮕﻔﺘﻦ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺑﻪ ﻣﺎ ﺭﻓﺘﯽ
ﺍﻣﺎ ﺍﻻﻥ ﮐﻪ ﺑﺰﺭﮒ ﺷﺪﻡ ، ﻫﯿﭽﮑﺪﻭﻡ ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖ ﺣﺮﻓﯽ ﮐﻪ ﺯﺩﻥ ﺭﻭ ﺑﻪ ﻋﻬﺪﻩ ﻧﻤﯿﮕﯿﺮﻥ!
ﻭ ﻣﺮﺗﺒﺎ ﻣﯿﭙﺮﺳﻦ ﺗﻮ ﺑﻪ ﮐﯽ ﺭﻓﺘﯽ !؟

داداش گودزیلای من ۶سالشه
انقد مامانمو اذیت کرد مامانم عصبانی شد گفت :
اگه بیام انقد میزنمت که به خر بگی داداشی
خب آخه مادر من به من چه آخه ؟ -.-

ﯾﻪ ﻣﻌﻤﺎﯼ ﺳﺎﺩﻩ :
۶ ﺗﺎ ﺩﺧﺘﺮ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺩﻭﺱ ﺑﻮﺩﻥ ﺩﺳﺘﻪ ﺟﻤﻌﯽ ﻣﯿﺮﻥ ﺍﺳﺘﺨﺮ
ﻭﻟﯽ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﺮﻣﯿﮕﺮﺩﻥ ﻫﻤﺸﻮﻥ ﻫﻤﺪﯾﮕﺮﻭ ﮔﻢ ﻣﯿﮑﻨﻦ!
ﺍﮔﻪ ﮔﻔﺘﯽ ﭼﺮﺍ !؟
ﺁﻓﺮﯾﻦ! ﺩﺭﻭﺩ ﺑﺮ ﺷﻤﺎ!
ﺁﺭﺍﯾﺶ ﻫﺎﺷﻮﻥ ﭘﺎﮎ ﺷﺪﻩ ، ﻧﺸﻨﺎﺧﺘﻦ ﻫﻤﺪﯾﮕﻪ ﺭﻭ :) )

وسایل لازم برای مسافرت :
دخترا : کیف ، مانتو ، شلوار ، شال
روسری در رنگهای مختلف
بدلیجات ، ساپورت ، کفش ، صندل ، لوازم آرایش
پسرا:
دمپایی ، شلوارک
قلیـــــــــــــــــــــــون!!!

انـدی مـیـگـه : دخـتـر ایـرونـی مـثـل گـلـه چـه رنـگـو رویـی داره
یکی نیست بهش بگه
آخـه کثافطططط مـگـه داری تـبـلیـغ رب گـوجـه مـی کـنـی !؟

دختره نوشته : خلقت پسرا
اصلاً شوخیه جالبی نبود…!
پسره اومده جواب داده گذاشته:
ولی خـلـقـت دخـتـرا خیلی باحال بود
مردیم از خنده :) ))

تو ذهن شما هم
ابوریحان بیرونی و بوعلی سینا و سعدی و
زکریای رازی و خیام و باباطاهر قیافه هاشون یکیه !؟

تا حالا توجه کردین هیچ قنادی قند نمیفروشه !؟
هیچ عطاری عطر نمیفروشه
قهوه خونه هام همه چی دارن جز قهوه ! جدا چرا !؟

دقت کردین ؟
چرا “خردل” اسم سس باشه ولی “بزدل” یه نوع توهین باشه ؟
بین بز و خر هم تبعیض آخه ؟

بابام اومده میگه :
خاویار تقلبی اومده… مواظب باشین سرتون رو کلاه نذارن !
یکی نیست بگه د آخه پدر من….
کدوم یکی از اعضای خونواده ما تا حالا خاویار از نزدیک دیده اصلا !؟ :|

دقت کردید !؟
شلوارک موجود بلاتکلیفیه
نه از راحتى شو-رت بهره اى برده نه از وقار شلوار !

ایرانی جماعت یه جور از جمعه و بعد از ظهراش آه و ناله میکنه
انگار باقی روزای هفته تو سواحل هاوایی در حال خوش گذرونین!

ساعت ۳ نصف شب پسر عموم زنگ زده میپرسه:
فیلم جاده های خاکی رو دیدی ؟!
میگم : خدا مرگت بده نه
میگه : پاشو ببین تا آسفالتش نکردن ! :|

آغا “کصافط” اینتوری نوشته میشه :
“کثافت”
گفطم یادعاوری کنم بچه حا ۲۶ روظ دیگه میرن مدرثه قلت املایی هاشونو گردن ما ننداظن !

از جلوی یه رستوران رد میشدم دیدم روی درش نوشته: لورل بیا هاردی برو!

صبح ساعت ۷ امتحان داشتم زنگ زدم به دخترخالم میگم
ببین کسی خونه ما نیست خدا وکیلی ۶:۳۰ زنگ بزن به گوشیم منو بیدار کن !
برگشته میگه : ببین من یادم میره یه ریع قبلش یه تک بزن :|

یکی از بچه های فامیل که  ۵سالشه اومده به مامانش میگه
“از بازیهای مسخره تبلت خسته شدم یه چیز پیشرفته تر میخوام …”
ما بچه بودیم کاغذ میجویدیم میزاشتیم تو لوله خودکار پرت میکردیم طرف تخته سیاه …

بچه که بودم باورم نمیشد دو سوم بدن مارو آب تشکیل میده
تا اینکه این کارتون های ژاپنی رو دیدم. لامصبا گریه می کنن سیل میاد :|:) ))

امروز دست خط خودمو بردم دارو خونه …
بهم دارو داد ! :) )

یعنی اینقدر که واسه “اینترنت شبانه رایگان” شب زنده داری کردم
اگه واسه نماز شب ، شب زنده داری میکردم الان یه سرور اینترنت مفتی تو بهشت داشتم!

این خارجیا یه قاشق شکر میریزن تو قهوه بعد نیم دور میچرخونن میذارن کنار یعنی که چی؟
ایرونیا صبحا نیم ساعت فقط هم میزنن، بازم وجدانشون راضی نمیشه !

ضمیر ناخودآگاهم فکر میکنه چون خوابش نمیاد
باید گشنه ش باشه :|

به دو دلیل اجازه نمیدم مخاطب خاصم به آیفون فایوم دست بزنه :
یک اینکه من آیفون فایو ندارم !
دو اینکه اصلا من مخاطب خاص ندارم !

به سلامتی دختری که ماشینش پنچر شد …
پیاده شد ، کاپوتو زد بالا !

یکی ام نداریم بهش بگیم میشه یه کم کتکت بزنم !؟
بگه اگه آرومت بکنه بزن
فقط آروم بزن :( ، دلمون بریزه :| !

سخت ترین زبون دنیا
زبون ِ آدم زبون نفهمه !

رابطه ای که تا زنگ نزنی sms ندی از طرف خبری نیست…!
یه رابطه ۳ نفرست!

یه مدل سردرد هست
که هر چند روز یه بار بى هیچ دلیلى فقط میاد خودتُ ببینه !

غمها رو فراموش کنید
و قیافه ى آدمارو موقع تمیز کردن دندوناشون با نخ دندون تصور کنید !

دوستم داشته باش!
نه نه سوتفاهم نشه
یعنی همش دشمن نداشته باش ، دوستم داشته باش !

بچه‌ها شوخی‌ شوخی به کره‌ خرها سنگ می‌ زدند
و کره‌خرها
جدی‌جدی به آن‌ها جفتک می‌انداختند !
زنده بودن حرکتی افقی است از گهواره تا گور و زندگی کردن حرکتی عمودی است از زمین تا آسمان
انسان ها دو دسته اند: آن هایی که بیدارند در تاریکی و آن هایی که خوابند در روشنایی

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب FREE MAN تشکر کرده اند:
Wieder, Ghost Rider, mohammad area51, rasols, KAL-KOI-BABAK, R.A.F, a.m 76, Cloor Master

Captain I

Captain I



نماد کاربر
پست ها

1378

تشکر کرده: 46 مرتبه
تشکر شده: 65 مرتبه
تاريخ عضويت

سه شنبه 6 فروردین 1387 11:10

محل سکونت

شهرکرد

آرشيو سپاس: 8925 مرتبه در 1275 پست

Re: حرفهای خودمونی

توسط FREE MAN » دوشنبه 18 شهریور 1392 15:58

خیلى نامردیه !!! آخه چرا چشم که باد میکنه کوچیک میشه ولى بینى که باد میکنه بزرگ میشه ؟
مگه ما چه گناهى کردیم آخه ؟؟؟
.
.
“آغا منو میگی” چیست ؟
عبارتی برای شروع یه خالی بندی تپل !
.
.
یکی از دروغای رایجی که تو اس ام اس گفته میشه “من رسیدم”ـه در حالیکه هنوز از خونه بیرون نزدی !
.
.
من هنوزم در عجبم که قارچ خور چطوری با سرش آجرو میشکوند ولی وقتی به لاک پشت میخورد میمرد ؟!؟!
.
.
فقط یه ایرانی میتونه به جای اینکه یه قدم بیاد جلو ، دم سفره بشینه و کل سفره رو بکشه جلو خودش !
.
.
کرگدن زورش به همه میرسه هااا
میتونه سلطان جنگلم بشه
هیکلشم خوبه
ولى خستس ، میفهمى ؟ حوصله نداره !
.
.
من یکی از آرزوهام اینه که یه روزی مثل داییم میلیونر بشم ، آخه داییمم یکی از آرزوهاش همینه !
.
.
یه قانون نانوشته تو همه کارتون ها اینه که تا وقتی که به پایین نگاه نکنی نیروی جاذبه کار نمیکنه !
.
.

میگن خوشگلی و خوشتیپی هزارتا دردسر داره ولی دروغ میگن !!!
من که تا حالا مشکلی برام پیش نیومده …
.
.
احساس قدرتی که کشتن سوسک تو جمع دخترا به یه پسر میده ، کشتن اژدهای دوسر توسط همون پسر تو جمع پسرا نمیده !
.
.
آنتی ویروس لپتاپمو یه سال و نیمه آپدیت نکردم ، هر ماه پیام میده هر غلطی دوست داری بکن من دیگه کاری به کارت ندارم !
.
.
“این تابستون هوا خیلی سرد شده ، بگو خب !”
اردلان تمجید در هنگام خاموش کردن کولر
.
.
امروز مامانم گفت برو نون بگیر ؛ خیلى بهم برخورد …
الان عینک دودیمو ورداشتم دارم میرم خواننده شم !
.
.
یه نوع گشنگی هم هست که بعد از مسواک زدن میاد فقط خودتو ببینه !
.
.
میخوای از ریزش موهات جلوگیری کنی ؟
یه نایلون ببند دور موهات ، دیگه نمیریزه …
.
.
نظرﺗﻮﻥ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﻣﻦ ﭼﯿﻪ ؟
۱- ﺧﯿﻠﯽ ﺧﻮﺑﻢ
۲- خیلی ﺧﯿﻠﯽ ﺧﻮﺑﻢ
۳- ﻋﺎﻟﯿﻢ
۴- ﻓﻮﻕ اﻟﻌﺎﺩﻩ ﺍﻡ
۵- ﻫﻤﻪ ﻣﻮﺍﺭﺩ
تورو خدا ﺭﺍﺣﺖ ﺑﺎﺷﯿﺪ ، ﻣﻦ ﺧﯿﻠﯽ ﺍﻧﺘﻘﺎﺩ ﭘﺬﯾﺮﻡ !
.
.
همچین میگن شیر اگه پیرم باشه باز شیره …
انگار شتر وقتی پیر میشه تبدیل به الاغ میشه !
.
.
چنگال چیست ؟؟؟
وسیله ی است بلا تکلیف در سر سفره که در مواقع آب خواستن آن را در اعضا و جوارح نفر بغل دستی خود فرو می کنیم !
زنده بودن حرکتی افقی است از گهواره تا گور و زندگی کردن حرکتی عمودی است از زمین تا آسمان
انسان ها دو دسته اند: آن هایی که بیدارند در تاریکی و آن هایی که خوابند در روشنایی

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب FREE MAN تشکر کرده اند:
Peyman-Phantom-1351, A3eman, AGeNiS1, Wieder, Ghost Rider, rasols, Mahdi1944, mohammad area51, KAL-KOI-BABAK, Cloor Master

Major I

Major I



نماد کاربر
پست ها

439

تشکر کرده: 157 مرتبه
تشکر شده: 266 مرتبه
تاريخ عضويت

جمعه 30 اردیبهشت 1390 07:53

آرشيو سپاس: 3115 مرتبه در 371 پست

Re: حرفهای خودمونی

توسط R.A.F » دوشنبه 18 شهریور 1392 23:45

بعد از "محمد مرسی" حالا "ممنون حسین" هم رئیس جمهور پاکستان شد!
اسامی احتمالی رهبران آینده خاورمیانه:

"سعید تشکر"
"علی یه دونه ای"
"عبدالله دمت گرم"
"فیصل لطف کردی"
"ممد خیلی چاکریم "
"حسن عزت زیاد"
"رجب مخلصتیم"
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب R.A.F تشکر کرده اند:
salam_2407, A3eman, vahid_kh, Cloor Master, Mahdi1944, KAL-KOI-BABAK, Peyman-Phantom-1351, Wieder, mohammad area51, Ghost Rider

Major

Major



نماد کاربر
پست ها

504

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 9 مرتبه
تاريخ عضويت

شنبه 21 اسفند 1389 13:05

محل سکونت

تهران

آرشيو سپاس: 2587 مرتبه در 427 پست

Re: حرفهای خودمونی

توسط Ph.Sepehr » سه شنبه 19 شهریور 1392 09:56

بهنام تشکر رو فراموش کردید
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 

وقتی انسان نمی تواند کلمات مناسب برای بیان احوالش بیابد چه شکنجه ای را تحمل می کند
                                                                                                                                        shapooor

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب Ph.Sepehr تشکر کرده اند:
mohammad area51

Major

Major



نماد کاربر
پست ها

367

تشکر کرده: 5 مرتبه
تشکر شده: 144 مرتبه
تاريخ عضويت

جمعه 10 شهریور 1385 17:23

محل سکونت

آبادان شهر خوبان- آبادان شهر خدا

آرشيو سپاس: 205 مرتبه در 81 پست

Re: حرفهای خودمونی

توسط jamal_khodamam » جمعه 22 شهریور 1392 21:19

یکی از ذوستانم رو دیدم از خواستگاریش پرسیدم
گفتش والا 50-50 ست
من:یعنی چی!؟!؟!؟!؟
گفتش من و خانوادم کاملا راضی عروس و خانوادش کاملا ناراضی

زحمتی که این بنده خدا واسه بدست اوردن این نتیجه کشیده بود تسلا واسه برق AC  و پی بردن به رابطه نبرده بود
به کودکان پابرهنهء شهرم،به شهداي خونين کفن آبادان،به غيرت جوانان غيور آبادانم،به عرق جبين کارگران زحمتکش شهر خدا......سوگند مي خورم که وامدار هيچکس نيستم به جز .......آبادان

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب jamal_khodamam تشکر کرده اند:
AGeNiS1, mohammad area51, FREE MAN

Captain I

Captain I



نماد کاربر
پست ها

1378

تشکر کرده: 46 مرتبه
تشکر شده: 65 مرتبه
تاريخ عضويت

سه شنبه 6 فروردین 1387 11:10

محل سکونت

شهرکرد

آرشيو سپاس: 8925 مرتبه در 1275 پست

Re: حرفهای خودمونی

توسط FREE MAN » دوشنبه 25 شهریور 1392 10:42

سر جلسه امتحان از دختره کنار دستم می پرسم:
لاک داری؟
میگه: چه رنگی!!!؟
********
امروز به مامانم گفتم ناهار چی داریم؟
گفت مروری بر رویدادهای هفته!!!!
********
یکی از تفریحات ایرانی ها اینه که میرن یه جنس می خرن؛
بعد میرن توی تک تک مغازه ها همونو قیمت میکنن . . .
********
وقتی تو عشق، احساساتت بیش از حد شد مطمئن باش خودت نیستى بلکه خر درونته
********
در نانوایی:
- آقا این نون ها چنده؟ – سه هزار تومن!
از اینا سایز Medium هم دارید؟
نه فقط Xlarge!
- باشه یه چند جا دیگه قیمت کنیم، مزاحمتون می شیم دوباره..
********
دو کیلو گوشت خریده بودم
داشتم می بردم خونه
لامصب مردم جوری نگاه میکردن که انگاری لامبورگینی خریدم . . .
********
تلویزیون داره سیرک نشون میده که چهارتا گاو میان از رو طناب میپرن و میرن! مامانم یه نگاه به تلویزیون میندازه و بعدش یه نگاه به من! میگه : اینا گاو تربیت کردن ما هنوز تو تربیت تو موندیم…!!!
********
دقت کردین جمله ” تا ۵ دقیقه دیگه آماده ام.” خانوما و جمله ” تا ۵ دقیقه خونه ام.” آقایون یه معنی رو میده…!!!
********
تا حالا دقت کردین ما به بانک اعتماد میکنیم پولامونو میذاریم اونجا ولی بانک به ما اعتماد نداره حتی خودکار هاشو هم زنجیر کرده!!…
********
تا حالا دقت کردی وقتی کباب با برنج میخوریم ۹۰% حواسمون به اینه که هردوتاش باهم تموم شه..!!!
********
اینایی که میگن شبا نباید چیزی خورد، غلط کردن، اگه نمی شه پس یخچال چرا چراغ داره؟!!!
********
دیدن یه سوسک تو اتاق خواب مسئله خاصی نیست، در واقع مسئله ازاونجا شروع میشه که سوسکه ناپدید میشه!!!
********
تا حالا دقت کردین لذتی که در پرت کردن شلوار گوشه اتاق هست، تو زدنش به چوب لباسی‎ ‎نیست …!!!
********
راهکاری بسیار خوشایند برای آقایان !
هیچکس حق نداره از طرفش بپرسه “تو برا من چی کار کردی؟” تو ٧ میلیارد انسان تو رو پیدا کرده، دیگه چیکار کنه ..!!!؟
********
معنی انواع بوق در ایران:
بوووق: سلام حاجی فدات شم بوق: مسیرت کجاست؟ بوبوق: بیا بالا بوووق: برو کنار عوضی! بووق بووق: وایسا الاغ نوبت منه. بوق: حله داداش. بوق: شما آژانس خواسته بودین؟ بوق بوق بوق: عروس چقدر قشنگه ایشالا مبارکش باد! بوق: در پارکینگو بده بالا پدرسوخته…!!!
********
هیچ لذتی مثل این نیست که دو روز پیش تخمه خورده باشی امروز یه دونه رو فرش پیدا کنی بخوری…!!!
********
خدا این استقامتی که به ریشه ی موهای زائد داده اگه در ریشه ی موهای غیر زائد قرار می داد اصلا معضلی به اسم کچلی وجود نداشت…!!!
********
اگه یه روز صبح خیلی خوشحال از خواب بیدار شدی و دیدی همه چیز خیلی خوبه، نه غمی هست نه دردی بدون که دیشب تو خواب مردی… روحت شاد و یادت گرامی!!!
********
توصیه امریکایی: سال اولی که یه مدل جدید ماشین میاد بیرون نخرید که کمپانی ایراداشو بفهمه برطرف کنه بعد سال دوم بخریدش. توصیه ایرانی: سال اولی که یه مدل جدید ماشین میاد بیرون سریع بخرید تا هنوز کمپانی فرصت نکرده گند بزنه بهش…!!!
********
آیا از رابطه ی دو چشم باهم آگاهی دارید؟ هیچ گاه یکدیگر را نمی بینند، اما باهم مژه میزنند، با هم حرکت میکنند، با هم اشک میریزنند، باهم می بینند، با هم می خوابند، با ارتباط عمیق با هم شراکت دارند… ولی؛ وقتی یک زن را می بینند یکی چشمک میزند و دیگری نمیزند!!! نتیجه قضیه: زن توانائی قطع هر ارتباطی را دارد…!!!
********
حاضرم با کل وزارت اطلاعات کل بندازم، شرط میبندم نمیتونن آجیل هاییکه مامانم قایم کرده، تو خونه پیدا کنن …!!!
********
همیشه اولین باری که مامانت صدات میکنه که بری واسه شام/نهار، نرو !!! این یه توطئه ست، میخوان ازت کار بکشن…!!!
********
خیلی جالبه: وقتی یه دختری یه پسری رو دوست داره هیچ کسی از این موضوع خبر نداره به جز خود دختره، ولی وقتی یه پسری عاشق یه دختری میشه همه ازین موضوع خبر دارن به جز خود دختره !!!!
زنده بودن حرکتی افقی است از گهواره تا گور و زندگی کردن حرکتی عمودی است از زمین تا آسمان
انسان ها دو دسته اند: آن هایی که بیدارند در تاریکی و آن هایی که خوابند در روشنایی

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب FREE MAN تشکر کرده اند:
AGeNiS1, a.m 76, R.A.F, mohammad area51, Cloor Master

Captain I

Captain I



نماد کاربر
پست ها

1378

تشکر کرده: 46 مرتبه
تشکر شده: 65 مرتبه
تاريخ عضويت

سه شنبه 6 فروردین 1387 11:10

محل سکونت

شهرکرد

آرشيو سپاس: 8925 مرتبه در 1275 پست

Re: حرفهای خودمونی

توسط FREE MAN » دوشنبه 25 شهریور 1392 10:53

ما دهه شصتیا نسلی هستیم که در صورت بروز شیطنت بیش از حد با یک قاشق روی شعله یه اجاق گاز روبرو می شدیم !
.
.
اژدها :
حسنی کجا میری ؟
حسنی :
دارم میرم به مهمونی
خونه مادربزرگ
بخورم پفک نمکی
چاق بشم چله بشم
بعد میام تو منو بخور !
(تبلیغ قدیمی پفک نمکی در تلویزیون !)
.
.
یادش بخیر یه تفریح سالمی که داشتیم تو نوجوونی این بود که شبا با بچه های محل میشستیم راجب جن و روح صحبت میکردیم و هممون از ترس زهر ترک میشدیم …
.
.
یکی از بزرگترین دغدغه های دهه شصتی ها خفه کردن صدای مودم های دایل آپ بود !
.
.
یادتونه بچه که بودیم لواشک غیر بهداشتی میخریدیم میپیچیدیم دور انگشت سبابمون بعد هی انگشتمونو تا ته میکردیم تو حلقمون ؟ چه حالی میداد خدایی …
.
.
دهه شصت یعنی این جمله : پاهای پرتوان ، برسید به داد این ناتوان !
.
.
روزای اول که تلفن اومده بود خونمون تا زنگ میخورد ۱۶نفر رو تلفن بودن ولی بیچاره الان تلفنمون باید بسوزه تا یکی برش داره !
.
.
یادش بخیر وقتی قارچ خور یا میوه خور بازی میکزدیم و کلی مرحله میرفتیم جلو ، سِیو که نمیشد لامصب ، بعدِ یه مدت دستگاه داغ میکرد و بازی گیر میکرد !
یعنی از شکست عشقی بدتر بود …
.
.
وقتی مدرسه میرفتیم ناظم میومد سر کلاس میگفت فردا ۵۰تومن پول بیارید با کاسه و قاشق آش میدیم !
.
.
میدونید بهترین روز واسه ما ده شصتیا چه روزی بود ؟
روزی که مشق نمینوشتی بعد فردا معلمت مشقاتو نگاه نمیکرد …
.
.
“الان میرم به مامانت میگم”
یکی از ترسناک ترین جمله های دوران ما بود …
.
.
اون موقعها مچ دستمون رو گاز می گرفتیم بعد با خودکار بیک روی جای گازمون ساعت می کشیدیم ؛ مامانمونم واسه دلخوشیمون ازمون می پرسید ساعت چنده و مام ذوق مرگ می شدیم …
.
.
برای درس علوم لوبیا لای دستمال سبز میکردیم میبردیم سر کلاس پز میدادیم !
.
.
یادش بخیر هروقت تو کلاس هر اتفاقی میفتاد مینداختیم گردن شیفت مخالفی ها …
.
.
یادتونه این باطری قلمیا وقتی تموم میشد در مرحله اول با ضربه زدن شارژش میکردیم ، در مرحله دوم تو ظرف آب جوش ۱ساعتی میذاشتیم بجوشه ۶ماه دیگه کار میکرد ؛ در مرحله آخر با پیچ گوشتی یا چاقو می افتادیم به جونش که ببینیم توش چیه …
.
.
یادش بخیر چه هیجانی داشت روزی که قرار بود زنگ آخر به خاطر جلسه معلما زود تعطیل بشیم !
.
.
اون موقع ها شلوار باباها اندازه ی پرده ی خونمون چین داشت !
.
.
نوستالژی به فنا دهنده یعنی این جمله : بی سرو صدا وسایلتونو جمع کنید با صف بیاید برید تو حیاط ، معلمتون نیومده !!!
.
.
یه زمونایی برا امتحان باید از اون ورقه ها که بالاش آبیه میگرفتیم میبردیم مدرسه برای امتحان دیکته !
.
.
زمانى که ما مدرسه مى رفتیم یک نوع املا بود به نام “املا پاتخته اى” ، در نوع خودش عذابى بود براى کسى که پاى تخته مى رفت ، یه حسى داشت تو مایه هاى اعدام در ملا عام و براى همکلاسى هاى تماشاچى چیزى بود مصداق تفریح سالم …
.
.
یادتون میاد ، کلاسی که در داشتن خودکار استدلر بود در سوار شدن بی ام دبلیو نبود ؟؟؟
.
.
میز نیمکت های چوبی و میخ دار رو کی یادشه ؟ زیر میز ۳تا جای کیف یا کتاب داشت … وقت امتحان یه نفر باید میرفت زیر میز و ورقه ش رو میزاشت رو نیمکت …
.
.
تو دبستان زنگ تفریح که تموم میشد مامورای آبخوری دیگه نمیذاشتن آب بخوریم !
.
.
یکی از سرگرمی های ما بالا رفتن از رختخواب ها بود ، خدا میدونه چند بار رختخوابها ریزش کردن و موندیم زیر !
لذت صعود از این رختخوابها برابری میکرد با صعود به قله دماوند ! چه کنیم تفریح نداشتیم که …
.
.
یادش بخیر ، حاشیه دور فرش جاده اتومبیل رانیمون بود !
.
.
گوشه پایین ورقه های دفتر مشقمون یا کتابمون نقاشی می کشیدیم بعد تند برگ میزدیم میشد انیمیشن …
.
.
زﻧﮓ آﺧﺮ ﮐﻪ میشد ﮐﯿﻒ و ﮐﻮﻟﻪ رو ﻣﯿﻨﺪاﺧﺘﯿﻢ رو دوﺷﻤﻮن و ﻣﻨﺘﻈﺮ ﺑﻮدﯾﻢ زﻧﮓ ﺑﺨﻮرﻩ ﺗﺎ اوﻟﯿﻦ ﻧﻔﺮی ﺑﺎﺷﯿﻢ ﮐﻪ از ﮐﻼس ﻣﯿﺪوﻩ ﺑﯿﺮون !
.
.
چند نفر می شدیم نفری یه چوب دستی بود و یه لاستیک موتور ، با هم مسابقه میدادیم !
.
.
مهیج ترین تفریح بعضیا مزاحمت تلفنی از نوع فوتی بود !
.
.
سلامتی دهه شصتی ها که ماشین کنترلی نداشتن ولی یه نخ دومتری به ماشین پلاستیکیشون میبستن و ذوق دنیارو میکردن که ماشینشون ۲متر عقب تر از خودشون راه میره …
.
.
به افتخار اون نسلی که ظهرها به زور میخوابوندنشون تا خرابکاری نکنن اما حالا باید ظهر به زور بیدارشون کنن …
.
.
یکی از بازی محبوب بچگیمون کارت جمع کردن بود ، با عکس و اسم و مشخصات ماشین یا موتور یا فوتبالیستها یا ضرب المثل یا چیستان !
.
.
دهه شصت :
یعنی شیفت صبح مدرسه آخر حال و شیفت بعد از ظهر ضدحال
یعنی عشق زنگ ورزش و با زیرشلواری مدرسه رفتن
یعنی بخاری نفتی و مکافات روشن کردنش
یعنی از این تمبر کوچیکا بسته ای ۱۰تا تک تومن
یعنی بوی نارنگی و سیب قاچ شده توی کیف
یعنی بستنی خوردن و تکرار “بستنیش خوشمزه تره مامان !”
یعنی ویدئو قاچاقی کرایه کردن و یواشکی دیدن
یعنی صف طولانی شیر ، از اون شیشه ای ها که خامه اولشو با انگشت پاک می کردیم !
یعنی ته کلاس بچه تنبلا ، ردیف جلو خرخونا
یعنی صدآفرین ، هزار آفرین ، کارت تلاش
یعنی زنگای اول ریاضی ، زنگای آخر انشا و تعلیمات مدنی
یعنی از این بستنی توپیا که شکل زی زی گولو بود
یعنی مشق شب نوشتن فقط با دوتا مداد : سیاه و قرمز
یعنی تلویزیون سیاه و سفید که فقط دوتا کانال می گیره
یعنی بوی رب گوجه همسایه توی حیاط ، لواشک پهن کرده تو سینی و سفره رو پشت بوم
یعنی کلاسی ۴۵نفر هر نیمکت سه نفر
یعنی میکرو ، سگا ، آتاری کرایه کردن ساعتی ۲۰تومن
یعنی دوست داشتن ، دوست داشته شدن ، صفا ، صمیمیت ، عشق …
زنده بودن حرکتی افقی است از گهواره تا گور و زندگی کردن حرکتی عمودی است از زمین تا آسمان
انسان ها دو دسته اند: آن هایی که بیدارند در تاریکی و آن هایی که خوابند در روشنایی

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب FREE MAN تشکر کرده اند:
Abdoll@h, mohammad area51, R.A.F, Peyman-Phantom-1351, Cloor Master

Captain I

Captain I



نماد کاربر
پست ها

1378

تشکر کرده: 46 مرتبه
تشکر شده: 65 مرتبه
تاريخ عضويت

سه شنبه 6 فروردین 1387 11:10

محل سکونت

شهرکرد

آرشيو سپاس: 8925 مرتبه در 1275 پست

Re: حرفهای خودمونی

توسط FREE MAN » دوشنبه 25 شهریور 1392 11:04

ﯾﮑﯽ دیگه ﺍﺯ ﻓﺎﻧﺘﺰﯾﺎﻡ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺩﻭﺳﺘﺎﻡ ﺑﺮﻡ ﮐﻮﻫﺴﺘﺎﻥ ﺑﻌﺪ ﺗﻮ ﯾﻪ ﺑﺮﻑ ﻭ ﺑﻮﺭﺍﻥ ﻣﻦ ﭘﺎﻡ ﺑﺸﮑﻨﻪ ﻭ ﺩﯾﮕﻪ ﻧﺘﻮﻧﻢ ﺣﺮﮐﺖ کنم و ﺑﻪ ﺍﻭﻧﺎ ﺑﮕﻢ ﺑﺮﯾﺪ ﻭ ﻣﻨﻮ ﺍﯾﻨﺠﺎ ول کنید و ﺷﻤﺎ ﺑﺎﯾﺪ ﺧﻮﺩﺗﻮﻧﻮ ﻧﺠﺎﺕ ﺑﺪﯾﺪ … ﺑﻌﺪ ﺍﻭﻧﺎ ﺑﮕﻦ ﮐﻪ ﻣﺎ ﺗﻮﺭﻭ ﺗﻨﻬﺎ ﻧﻤﯿﺬﺍﺭﯾﻢ ﻭ ﺑﻌﺪﺵ ﻣﻦ ﺑﮕﻢ ﺷﻤﺎ ﺧﻮﺩﺗﻮﻧﻮ ﻧﺠﺎﺕ ﺑﺪﯾﺪ … ﻣﻨﻮ ﺭﻫﺎ ﮐﻨﯿﺪ … ﺑﻌﺪ ﺩﻭﺳﺘﺎﻡ ﺑﺮﻥ ﻭ ﻣﻨﻮ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﺬﺍﺭﻥ …
ﺑﻌﺪ ﭼﻨﺪ ﺳﺎﻋﺖ ﺩﻭﺳﺘﺎﻡ ﺗﻮ ﮐﻮﻫﺴﺘﺎﻥ ﮔﻤ بشن ﻭ ﯾﻪ ﺷﯿﺮ ﮐﻮﻫﺴﺘﺎﻥ ﻭﺣﺸﯽ ﺑﻬﺸﻮﻥ ﺣﻤﻠﻪ کنه ﻭ ﺍﻭﻧﺎ ﻓﺮﺍﺭ کنن و ﻣﻮﻗﻊ ﻓﺮﺍﺭ ﺗﻮ ﺑﻦ ﺑﺴﺖ ﮔﯿﺮ کنن ﺑﻌﺪ ﺩﻗﯿﻘﺎ ﻟﺤﻈﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺷﯿﺮﻩ ﻣﯿﺨﻮﺍﺩ ﺣﻤﻠﻪ ﮐﻨﻪ ﺻﺪﺍﯼ ﯾﻪ ﺷﻠﯿﮏ ﺑﯿﺎﺩ ﻭ ﺷﯿﺮﻩ ﺑﯿﻔﺘﻪ ﻭ ﺩﺭ ﭘﺸﺖ ﺍﻭﻥ ﺻﺤﻨﻪ ﻣﻦ ﺑﺎ ﯾﻪ ﺗﻔﻨﮓ ﮐﻪ ﺩﺍﺭﻩ ﺍﺯﺵ ﺩﻭﺩ ﺧﺎﺭﺝ ﻣﯿﺸﻪ ﻭ ﯾﻪ ﭘﺎﯼ ﻣﺠﺮﻭﺡ ﻭﺍﯾﺴﺘﺎﺩﻡ …
خورشید ﺑﻪ ﺭﻧﮓ ﻧﺎﺭﻧﺠﯽ ﺩﺍﺭﻩ ﭘﺸﺖ ﺳﺮﻡ ﻏﺮﻭﺏ ﻣﯿﮑﻨﻪ !
اصغر فرهادی برو از خدا بترس …
.
.
یکی از فانتزیام اینه که وقتی اعصابم خورده بزنم مخاطب خاصمو لهش کنم بعد پلیس بیاد منو بگیره بندازه زندان ، منم از زندان فرار کنم در حین فرار از پشت تیر بخورم و از هوش برم و وقتی به هوش میام ببینم روی ویلچر نشستم و از دماغ به پایین فلج شدم که درس عبرتی بشه برای سایرین !
.
.
یکی از فانتزیام اینه که با یه بوکسور دعوام بشه بعد برای انتقام برم تو یکی از مسابقاتی که شرکت کرده ثبت نام کنم بعد برم مسابقه بدم همرو شکست بدم اونم همرو شکست بده … همش با هم چشم تو چشم باشیم و برسیم فینال ، اونم تا حد مرگ منو بزنه ؛ همش هم به نقاطی که آسیب دیدم بزنه … بعد من با صورت خونی و کبود وقتی که فقط صدای سوت و تپش قلبمو میشنوم یاد حرفای پدر مرحومم بیفتم … مخاطب خاصمو کنار رینگ ببینم که با گریه میگه : حاجی دیگه ادامه نده که در این حین یهو خر شم و پاشم بزنم دهن بوکسورو آسفالت کنم و داور دستمو بگیره بالا و مسابقه رو ببرم !
.
.
یکی از فانتزیام اینه که یه زن بگیرم اسمش ستاره باشه بعد سرش یه هوو بیارم اسم اونم ستاره باشه بعد برم یه گوشه ی اتاق بی‌خیال بشینم و جنگ ستارگان ببینم !
.
.
یکی از فانتزیام اینه که با یه پورشه تصادف کنم که راننده ش یه دختر چشم و ابرو مشکیه با قد ۱۸۰ بعد اون سریع پیاده بشه بگه تورو خدا ببخشید هزینه اش هرچی باشه تقدیم میکنم و … منم همون لحظه از ماشین پیاده بشم عینک آفتابی پلیس رو از چشمم بردارم بگم برو به پول نیاز نیست فقط از این به بعد بیشتر دقت کن ! بعد اون از این رفتارم تحت تاثیر قرار بگیره و عاشقم بشه ؛ منم بش اهمیت ندم و تو افق محو شم …
(خاک بر سر بی جنبم بکنم که لیاقت ندارم)
.
.
فانتزی های ذهن من :
وقتی تنها میشی دوستاتو از اینترنت دانلود کنی …
روزا که پشه ها خوابن بری بالا سرشون ویز ویز کنی …
موهاتو بزنی قهر کنه درنیاد …
از خودت فرار کنی گم شی …
برق بره با بزرگترش بیاد …
اشتهات کور شه ببریش مدرسه نابینایان !
.
.
یکی از فانتزیام اینه که بابام بفهمه سیگار میکشم بعد بیاد بزنه تو گوشم بگه کصافط چرا سیگار میکشی ؟ برو آب پرتقال بخور ! منم بگم ترجیح میدم سیگاری رو بکشم که صادقانه روش نوشته : سرطان زا تا آبمیوه ای رو بخورم که روش به دروغ نوشته : ۱۰۰% طبیعی … بعد بابام اشک تو چشماش جمع بشه و منم یه لبخند نرمی بزنمو تو دود سیگارم گورمو گم کنم که دیگه با پدرم اینجوری صحبت نکنم …
.
.
یکی از فانتزیام اینه که رئیس یه شعبه بزرگ بانک بشم بعد بهم پیشنهاد اختلاس کنن ولی من قبول نکنم بعد شب که دارم تو خیابون با ماشینم برمیگردم خونه (پراید سفید) یهو موبایلم زنگ بخوره و همونایی که بهم پیشنهاد دادن بهم بگن ما دختر همسایه رو گروگان گرفتیم اگه واست مهمه بیا به این آدرس بعد من با مُشت بکوبم رو فرمون و داد بزنم لعنتی ! بعد موبایلو پرت کنم تو خیابون بعد داشبورد ماشینو باز کنم و خشاب تفنگمو پر کنم بعد برسم به اون برجِ نیمه کاره و متروک و داد بزنم کجایین لعنتیا ؟؟؟ بعد یهو ببینم دختر همسایمونو با طناب آویزون کردن به سقف اونم هی داد میزنه بعد ۷ و ۸ نفرم دورم کنن بعد من همشونم تا سرحده مرگ بزنم و برم طنابو باز کنم که یهوو یه چاقو بره تو شیکمم بعد ببینم کاره دختر همسایمون بوده و درحالیکه خون داره فواذه میزنه بهش بگم چرا با من این کارو کردی ؟ اونم یه لبخند کثیف بزنه و بگه اینا همش نقشه بود ، من با اونا همکارم بعد درحالیکه داره میره بهش بگم Game Over … اونم تا برگرده به من نگاه کنه منم کنترل بمبو از تو جیبم در بیارم و ساختمونو منفجر کنم !
.
.
یکی از فانتزی های من اینه که دیگه به چیزای فانتزی فکر نکنم و یه کم جدی باشم ، ناسلامتی سنی ازم گذشته …
.
.
یکی از فانتزیام اینه که یه فرش پونصد شونه بگیرم بعد هرشب سرمو بذارم رو یکی از شونه هاش …
فکر میکردم تحریم ها حداقل تا دوسال دیگه رو من اثر نذاره …
.
.
یکی از فانتزیام اینه که موقع امتحانات پایان ترم به غلط کردن نیفتم …
.
.
یکی از فانتزیام اینه که چندتا دختر سر من دعوا کنن و همدیگرو بزنن بعدش من یهو با گریه داد بزنم و بگم بسسسس کنید دیگه !!! بعد یهو همه آروم شن و به من نگاه کنن بعد همشون بیان منو نوازش کنن تا حالم بهتر شه بعدش من که دیگه متعلق به همشون شدم با صلح و دوستی کنارشون میمونم ، اونا هم همدیگرو دوس دارن ! دوشواری هم نداریم …
.
.
یکی از فانتزیام اینه که با پرواز ۴۴۴ ساعت ۴ برم آمریکا بعد هواپیما که پرواز کرد یهو یکی از جاش بلند شه داد بزنه هیچکی از جاش تکون نخوره ! هواپیما رباییده شده توسط من ! بعد یهو دختر همسایمون از بین جمعیت جیغ بزنه زن و بچه شروع کنن به گریه بعد مهماندار (ترجیحا دختر با قد بین ۱۷۶ تا ۱۸۲ مسلط به زبان فرانسه) بیاد دره گوشه من بگه تورو خدا یه کاری بکن اینجا همه زن و بچن ! بعد من از جام بلند شم اون رباینده رو بکشم بعد یهو خلبان تیر بخوره و درحالیکه داره جون میده سویچ هواپیما رو بده به من و بگه کاره خودته بعد تموم کنه بعد من با بدبختی هواپیما رو نجات بدم و بشونمش تو محلمون بعد همه مسافرا بیان دورم بوسم کنن و این حرفا بعد اون مهمانداره بیاد بهم بگه با من ازدواج میکنی ؟ بعد من یه نگاهی به دختر همسایموون بکنم و با یه لبخند نرم بهش بگم همیشه بهترین ها برای من بوده اگه مال من نشدی حتما بهترین نبودی … بعد برم پیش دختر همسایمون و اونم بپره بغلم به اونم همینو بگم اونم سکته کنه بمیره ؛ بعد منم موبایل جی‌ ال‌ ایکسو راحت از جیبم دربیارم بعد بگم من امیر هستم مامور امنیت پرواز ، منطقه پاک سازی شده بعد تشویقی ۲هفته بهم تعطیلات تو افق بخوره برم تو دود هواپیما محو بشم !
.
.
یکی از فانتزیام اینه که وقتی با زنم دعوام شد خودمو کنترل کنم ، نازش کنم و بزارم بخوابه …
وقتی خوابید قشنگ برم سر وسایل آرایشیش با ریملش کفشامو واکس بزنم … کرم دور چشم و شبشو بمالم به تایرای ماشینم … با مداد سیاه دور چشمش خشای روی کفشمو پر کنم … با دستمال مرطوبشم میتونم میز کامپیوترمو قشنگ تمیز کنم ، با موچینش یه حالی به موهای دماغم بدم …
.
.
ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻓﺎﻧﺘﺰﯾﺎﻡ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ ﺳﺮ ﺟﻠﺴﻪ ﺍﻣﺘﺤﺎﻥ ﺑﺸﯿﻨﻢ ﺑﻌﺪ ﺑﺎ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﺮﺩﻥ ﺑﻪ ﺳﻮﺍﻻﺕ ﭘﺎﯾﻨﺶ ﺑﻨﻮﯾﺴﻢ :
ﻣﺮﺩﯼ ﻧَﺒُﻮَﺩ ﻓﺘﺎﺩﻩ ﺭﺍ ﭘﺎﯼ ﺯﺩﻥ ، ﮔﺮ ﺩﺳﺖ ﻓﺘﺎﺩﻩ ﺍﯼ ﺑﮕﻴﺮﯼ ﻣﺮﺩﯼ
ﺑﻌﺪ ﺑﺮﮔﻪ ﺭﻭ ﺗﺤﻮﯾﻞ ﺑﺪﻡ ﺑﺮﻡ !!! ﻣﺎ ﻫﻤﭽﯿﻦ ﺁﺩﻣﯽ ﻫﺴﺘﯿﻢ …
.
.
یکی از فانتزیام اینه که پلیس تو ایست بازرسی ماشینم رو نگهداره بگه اسم ؟
بگم عباس
بگه نام پدر ؟
بگم عباس علی
بگه فامیلت چیه ؟
بگم عباسی
بگه از کجا میای ؟
بگم عباس آباد
بگه کجا میری ؟
بگم بندر عباس
پلیسه شاکی شه بگه احمق منو سرکار گذاشتی ؟؟؟
بگم نه به حضرت عباس …
.
.
یکی از فانتزیام اینه که وقتی پورشه پانامرا دیدم با عجله سوار شم بگم چرا دیر اومدی ؟ بعدش که راننده رو دیدم بگم : اَ اَ اَ ببخشید فک کردم بابامه ؛ بعد پیاده شم …
.
.
ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻓﺎﻧﺘﺰﯾﺎﻡ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ ﺩﻭﺗﺎ مخاطب نیمه خاص ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻢ ﺑﻌﺪ ﺑﺎ یکیشون ﺩﻋﻮﺍﻡ ﺑﺸﻪ و وقتی ﺍﻭﻥ ﯾﮑﯽ میاد جلو ﮐﻪ ﺟﺪﺍﻣﻮﻥ ﮐﻨﻪ ﯾﻪ ﭼﮏ ﻫﻢ ﺑﻪ ﺍﻭﻥ ﺑﺰﻧﻢ ﺑﮕﻢ : ﺗﻮ ﻫﻢ ﺩﺳﺖ ﮐﻤﯽ ﺍﺯ ﺍﻭﻥ ﻧﺪﺍﺭﯼ ؛ ﺑﻌﺪ ﺟﻔﺘﺸﻮﻥ ﺩﺳﺘﺎﻣﻮ ﺑﮕﯿﺮﻥ ﺑﮕﻦ : آقا تورو خدا باهامون ﺑﺎﺵ ، ﻋﺰﯾﺰ ﺩﻟﻤﻮﻥ ﺑﺎﺵ ؛ ﺑﻌﺪ ﻣﻨﻢ با کلی منت ﻗﺒﻮﻝ ﮐﻨﻢ …
.
.
فانتزی دوران مدرسه من این بود : اون مغازه بزرگ لوازم تحریر سرکوچه مدرسه مال من باشه !
.
.
یکی از فانتزیام اینه یه دختری به نام دریا بیاد میونه ی منو با اولین عشقم که اسمش دنیائه به هم بزنه بعدشم اولین عشقم منو ترک کنه بره ، منم یه گیتار بردارم برم ترمینال شرق سوار اتوبوسای شمال شم بیام شمال از سر ترمینال یه تاکسی بگیرم بیام لب دریا بعشدم گیتارو از کیسش دربیارم بشینم رو شنا ، راستی آتیشم روشن کنم … بعد همزمان هم گیتار بزنم هم این شعرو بخونم : دریـــــــــــــــــــا اولین عشق مرا بردی ، دینــــــــــــــــا دم به دم مرا تو آزردی …
زنده بودن حرکتی افقی است از گهواره تا گور و زندگی کردن حرکتی عمودی است از زمین تا آسمان
انسان ها دو دسته اند: آن هایی که بیدارند در تاریکی و آن هایی که خوابند در روشنایی

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب FREE MAN تشکر کرده اند:
mohammad area51, R.A.F, salam_2407, Cloor Master, AGeNiS1

Captain I

Captain I



نماد کاربر
پست ها

1378

تشکر کرده: 46 مرتبه
تشکر شده: 65 مرتبه
تاريخ عضويت

سه شنبه 6 فروردین 1387 11:10

محل سکونت

شهرکرد

آرشيو سپاس: 8925 مرتبه در 1275 پست

Re: حرفهای خودمونی

توسط FREE MAN » دوشنبه 25 شهریور 1392 11:07

باهوشا بگن ۲x۲ چنتا میشه؟ ۴ ؟؟؟؟؟
. نه نه نه نه... حالا دقت کن


۰=۰
۱۵-۱۵=۱۲-۱۲
حالا فاکتور میگیریم
(۳-۳) ۵= (۳-۳) ۴
حالا جملات مشترکو حذف میکنیم
۵=۴
حالا مگه ۴برابر ۲x۲ نیس؟ پس:
۲x۲=۵
حال کردی ...نه جون من حال کردی :grin:  :grin:  :grin:  :grin:  :grin:  :grin:
زنده بودن حرکتی افقی است از گهواره تا گور و زندگی کردن حرکتی عمودی است از زمین تا آسمان
انسان ها دو دسته اند: آن هایی که بیدارند در تاریکی و آن هایی که خوابند در روشنایی

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب FREE MAN تشکر کرده اند:
AGeNiS1, a.m 76, mohammad area51, Cloor Master, Abdoll@h

Captain I

Captain I



نماد کاربر
پست ها

1378

تشکر کرده: 46 مرتبه
تشکر شده: 65 مرتبه
تاريخ عضويت

سه شنبه 6 فروردین 1387 11:10

محل سکونت

شهرکرد

آرشيو سپاس: 8925 مرتبه در 1275 پست

Re: حرفهای خودمونی

توسط FREE MAN » دوشنبه 25 شهریور 1392 11:33

آیا می دانید، فیس و افاده ی منشی دکترا از خود دکترا بیشتره ؟
آیا می دانید، هر کاری یواشکیش جذابیتش بیشتره ؟ حالا هر کاری !
آیا می دانید، که هندزفری و گره عاشق ترین زوج در تمام جهان هستن !؟
آیا می دانید، با شمردن حلقه های تن ماهی میتوان به سن کنسرو پی برد!؟
آیا می دانید، تعداد زوج یا فرد بودن آدمهای کره ی زمین به من بستگی داره !؟
آیا می دانید، بعضی وقتا یه زنِ حسود میتونه 10 برابر FBI تحقیقات انجام بده !؟
آیا می دانید، بزرگترین مرکز پرورش مار در سطح خاورمیانه ، آستین بنده است !؟
آیا می دانید، خرچنگها تو عروسیاشون نمیتونن دست بزنن فقط بشکن ریز میزنن !؟
آیا می دانید، به نوشابه ی نارنجی میگن زرد به نوشابه ی بیرنگ هم میگن سفید !؟
آیا می دانید، همیشه سطح مسابقات از نظر کسی که قهرمان شده بسیار بالا بوده !؟
آیا می دانید، یک اتاق مرتب نشانه ای از کامپیوتر خراب یا اینترنتی قطع شده میباشد !؟
آیا می دانید، بیشترین زمانایی دلتون هوسای مختلف میکنه یخچال از همیشه خالی تره !؟
آیا می دانید، سر هر موضوعی که تو خونه دعوا میشه نتیجه اینه که تو زیاد میری اینترنت !؟
آیا می دانید، تو فیلم های ترسناک طرف میخواد فرار کنه هیچ وقت ماشینش روشن نمیشه !؟
آیا می دانید، مهمون غریبه که میاد آدم کار کردنش گل میکنه و هی میره تو اشپزخونه دنبال کار !؟
آیا می دانید، همه ی بدبختیامون مال خودمونه ، به شادی ها که میرسه میگن بیاید قسمت کنیم !؟
آیا می دانید، استرس و رقابتی که واسه انتخاب واحد هست واسه خود قبولی تو دانشگاه نیست !؟
آیا می دانید، که تحقیقات نشان داده است که مرد خوب همان مرد بد یست که هنوز لو نرفته است !؟
آیا می دانید، هرچی مهمونی رسمی تره ، میزان خارش جاهای حساس هم به مراتب بیشتر میشه !؟
آیا می دانید، چهره کسایی که تو صف دستشویی عمومی هستن جز جذابترین چهره ها شناخته شده ؟
آیا می دانید، که درسی رو که از ترس افتادن حذف میکنی ، همه با 17-18-19-20 حتی 21 پاسش میکنن ؟
آیا می دانید، که تو فیلمای ایرانی یارو گروگانگیره همیشه میگه پلیس همراتون نباشه و همیشه هم هست ؟
آیا می دانید، یکی از هیجان انگیزترین لحظه ها زمانیه که داری جعبه یه وسیله دیجیتالی جدید رو باز میکنی !؟
آیا می دانید، که تو خونه تنهایین ، از شیر حموم گرفته تا یخ ساز یخچال دست به دست هم میدن تا بترسی ؟
آیا می دانید، که دکمه “enter” کیبورد هم پیر و فرسوده می شود و اصطلاحا به آن “پیرینتر” گفته می شود !؟
آیا می دانید، تو مدرسه و دانشگاه همیشه کلاسای دیگه زودتر از کلاسی که ما توشیم تعطیل میشن ؟ چرا ؟
آیا می دانید، موقع خواب دوست نداری بخوابی ، موقع بیدار شدن هم دوست داری همه چیزتو بدی ولی بیدار نشی ؟
آیا می دانید، کل پسرای ایرانی از 14 سالگی از باباشون پول نگرفتن ؟ همشونم دستشون تو جیبه خودشون بوده ؟
آیا می دانید، همیشه یکی از خط ریش ها از اون یکی بهتر در میاد ؟ همین قضیه در مورد ابروی دخترها هم صدق میکنه
آیا می دانید، وقتی که بیکاری ، بی حوصله ای ، تنهایی هیچکی اس نمیده اما وقتی که سرت شلوغه ، تصادف کردی ، پشت فرمونی ، تو حمومی ، داری خرید میکنی هزار تا اس میاد واست ؟
آیا می دانید، که تو خونه کلا کسی کاریت نداره ،اما یه دقیقه میای با هندزفری آهنگ گوش کنی بقالی سر کوچتونم ۵ بار صدات زده ؟
آیا می دانید، تو تاکسى اگه دقیقا جایى که میخواى پیاده شى به راننده بگى ۵۰ متر جلوتر وایمیسته ولى اگه ۵۰ متر قبل از مقصد بگى فورا ترمز میکنه ؟؟؟
آیا می دانید، وقتی زبانتان از دهانتان بیرون است ، نمیتوانید تند تند نفس بکشید؟
آفرین رکس ، بگیرش
زنده بودن حرکتی افقی است از گهواره تا گور و زندگی کردن حرکتی عمودی است از زمین تا آسمان
انسان ها دو دسته اند: آن هایی که بیدارند در تاریکی و آن هایی که خوابند در روشنایی

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب FREE MAN تشکر کرده اند:
Wieder, Abdoll@h, Erratic, AGeNiS1, mohammad area51, R.A.F, Cloor Master

Captain I

Captain I



نماد کاربر
پست ها

1827

تشکر کرده: 215 مرتبه
تشکر شده: 256 مرتبه
تاريخ عضويت

يکشنبه 23 اسفند 1388 15:42

محل سکونت

کرمان/رفسنجان

آرشيو سپاس: 13002 مرتبه در 1657 پست

Re: حرفهای خودمونی

توسط AGeNiS1 » سه شنبه 26 شهریور 1392 10:18

تهرانیه مياد آبادان با دوستش ميرن داخل ی شيريني سرا ، تهرانیه ميبينه هيچكي حواسش نيست سه تا شيريني ميذاره توجيبش و ميان بيرون به دوست آبادانیش ميگه: نگاه اينه حيله تهراني!!! آبادانیه ميگه: پس بريم منم يه چشمه از هنر آبادانی رو نشونت بدم!!! برميگردن شيريني فروشي ميگه سه تا شيريني بده ميخوام واست سحر كنم!!!شيريني فروشيه هم أوليشو ميده آبادانیه ميخوره، دوميشو ميده ميخوره، سوميش هم ميخوره... شيريني فروشيه ميگه: پس كو سحرش؟؟؟ ميگه تو جيب تهرانیه نگاه كن صحيح و سالم پيداش ميكني...!! :???:
  
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 
اگـه شاخی شَـکّ ندارم که گـاوی... اگه فکر میکنی خیلی بالایـی بیزحمت یه چندتـا موز بنداز پایین ... اگـه شیـری با کیکمیخوریـمـت ... اگه پرچمت بالاسـت بیزحمت دستـمالـو بگیر پـــرچــــم مارو هم تمیـز کُن

 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب AGeNiS1 تشکر کرده اند:
a.m 76, Peyman-Phantom-1351, mohammad area51, FREE MAN, A3eman, srf020

Major

Major



نماد کاربر
پست ها

367

تشکر کرده: 5 مرتبه
تشکر شده: 144 مرتبه
تاريخ عضويت

جمعه 10 شهریور 1385 17:23

محل سکونت

آبادان شهر خوبان- آبادان شهر خدا

آرشيو سپاس: 205 مرتبه در 81 پست

Re: حرفهای خودمونی

توسط jamal_khodamam » چهارشنبه 27 شهریور 1392 14:39

اون رفیقم که رفته بود خواستگاری 50-50 بود

امروز دیدمش خوشحال خوشحال ازش پرسیدم چه خبرا؟؟

گفتش اقا دیشب بالاخره رفتیم خواستگاری
-خببببببببببب؟!؟!؟!؟؟چه خبر؟؟!!؟چی شد؟!؟!؟
-هیچی دیشب نتیجه شصت-شصت شد
-یعنی چی شصت-شصت؟؟تا چندی پیش که پنجاه-پنجاه بود
-یعنی اینکه هرچی ما گفتیم اونا شصتشون رو نشونمون دادن و هرچی هم اونا گفتن ما شصتمون رو نشون دادیم

من به دلم افتاده ما اورانیوم غنی میکنیم و این نشستا به نتیجه میرسه و ما هم اتمی و فضایی میشیم اما چلوکبابی از این اقا نمیخوریم
به کودکان پابرهنهء شهرم،به شهداي خونين کفن آبادان،به غيرت جوانان غيور آبادانم،به عرق جبين کارگران زحمتکش شهر خدا......سوگند مي خورم که وامدار هيچکس نيستم به جز .......آبادان

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب jamal_khodamam تشکر کرده اند:
A3eman, FREE MAN, hasan_21, AGeNiS1

قبليبعدي

 


  • موضوعات مشابه
    پاسخ ها
    بازديدها
    آخرين پست

چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 0 مهمان