در اين بخش مي‌توانيد در مورد اخبار و حوادث روز به بحث بپردازيد
Novice Poster

Novice Poster



نماد کاربر
پست ها

79

تشکر کرده: 63 مرتبه
تشکر شده: 53 مرتبه
تاريخ عضويت

چهارشنبه 6 بهمن 1389 10:59

آرشيو سپاس: 478 مرتبه در 69 پست

پدری که برای درمان فرزندش کلیه فروخت + تصاویر

توسط Pedram.L » يکشنبه 16 مرداد 1390 22:13


مهر: "صبا" دیگر نمی وزد، دیگر با شادیهای کودکانه اش خنکای نسیمی نیست که روح پدر و مادرش را جلا ببخشد، او امروز روی تخت خوابیده و خیره به روبه رویش می نگرد، برای صبا خیلی زود است که در کودکی تخت نشین بیماری شود، خیلی زود است...
سال 86 برای پدرو مادر صبا فروزنده کودک شیرازی تداعی کننده روزهایی است که از آن به بعد دخترشان دیگر شادیهای کودکانه اش را با پدر و مادرش قسمت نکرد.
روزهایی که دخترشان با پای خود به بیمارستان رفت هرچند در اواسط کار حالش رو به بهبود رفت و پدر و مادرش شادان از اینکه دخترشان سلامتی اش را دوباره باز یافته اما ناگهان همه چیز خراب شد. سقف خوش آرزوهای آنها فرو ریخت و دخترشان دیگر نخندید و با خوش زبانیهایش دل پدر و مادرش را شاد نکرد.
پدرش می گوید صبا با پای خود به بیمارستان رفت به گونه ای دیگر به خانه بازگشت.




صبا فروزنده


قرار بود بعد از ظهر به خانه صبا بروم و با او و پدر و مادرش ملاقات کنم، خانه شان نزدیک پلیس راه شیراز- بوشهر بود. نزدیکیهای خانه که شدم پدر صبا به استقبالم آمد. در راه گفت که چگونه در این خانه استیجاری با هزار سختی زندگی می کند و به خاطر صبا تمام داراییهایش را فروخته و اکنون به سختی اجاره بها که هیچ هزینه های زندگی را می پردازد.

به خانه اش که گام گذاشتم اولین چیزی که چشم را به دردآورد صبا بود که در تختی در پذیرایی خانه خوابیده و به رو به رویش خیره شده است.
به نزدیک تختش که رفتم نمی دانستم متوجه حضورم هست یا نه اما گویا متوجه شد که پدر و مادرش مهمان دارند. مادرش گفت: "صبا مهمان داریم، خوشحالی که برایمان مهمان آمده؟"، مادرش گفت: صبا جان اگر خوشحالی پلکهایت را ببند و باز کن و صبا خوشحال بود که برایشان مهمان آمده است.
دختر بچه ای که این روزها باید وارد کلاس چهار دبستان میشد امروز بر روی تختی در گوشه ای خانه روی دیگر زندگی را می چشد.
برای پدر و مادرش سخت تر از این نیست که حتی در خانه نمی توانند یک دل سیر گریه کنند، دکتر صبا به آنها گفته او تا حدودی متوجه اطراف هست به همین خاطر نباید فضای ناراحتی در خانه داشته باشید.
پدرش از روزهای سخت و عذاب آوری می گوید که دخترشان در حال بهبود بود اما صبا به ناگهان غروب کرد و دیگر نخندید.
از روزهایی می گوید که برای هزینه های صبا کلیه اش را فروخت و دیگر نمی دانند باید چه را بفروشند تا خرج میلیونی درمان صبا را تامین کنند.
صبای به پدر فقط خیره می شود و انگار دارد به روزهایی فکر می کند که قرار بود به دبستان برود، دوست پیدا کند و طعم زندگی را بچشد.
پدر صبا ماجرای دخترش را اینگونه تعریف می کند: صبا در مهرماه 86 با شور و شوق فراوان راهی مدرسه شد و دوره پیش دبستانی را آغاز کرد بعد از گذشت مدتی از حدود بهمن ماه سال 1386 سردردهای او شروع شد و ما درمان او را شروع کردیم که با تشخیص اشتباه پزشک که می گفت سینوزیت است زمانی از دست رفت چون سردردها ادامه داشت و کم کم انحراف چشم هم اضافه شد بیشتر پیگیر شدیم تا اینکه در تاریخ 6/11/86متوجه بیماری فرزندمان شدیم که به گفته پزشک او دچار تومور مخچه بود و فشار مغز وی بالا بود و باید سریعا عمل می شد.
وی ادامه می دهد: در تاریخ 9/11/86 به خاطر کنترل فشار مغز تحت عمل جراحی قرار گرفت و شانت مغزی برای او گذاشته شد و در تاریخ 13/11/86 عمل تومور صورت گرفت که دکتر جراح خیلی راضی بود و می گفت مابقی تومور هم با رادیوتراپی از بین خواهد رفت، بعد از چند روز صبا مرخص شد و حال جسمانی او کاملا خوب بود. بعد از چند روز با تشخیص پزشک که می گفت شانت در جای بدی قرار دارد باز او بستری شد و در تاریخ 27/11/86 تحت عمل شانت قرار گرفت و بعد از عمل دکتر جراح با دیدن سی تی اسکن عنوان کرد که باز هم جای شانت خوب نیست و در تاریخ 28/11/86 برای بار چهارم راهی اتاق عمل گشت و بعد از چند روز از بیمارستان مرخص شد ولی باز هم دکتر از جای شانت راضی نبود و بعد از بهبود بخیه ها مراحل رادیوتراپی آغاز شد که 33 جلسه به طول انجامید و بعد از انجام ام ار آی دکتر بسیار از وضعیت صبا راضی بود چون جلوی پیشرفت باقیمانده تومور گرفته شده بود.


پدر صبا ادامه می دهد: بعد از آن وارد مرحله شیمی درمانی شدیم که دو جلسه برای او در نظر گرفته شد و نمونه مغز استخوان هم از او گرفته شد که دکتر مربوطه با خوشحالی گفت خیلی رضایتبخش است که تومور به مغز استخوان سرایت نکرده و در تاریخ 1/2/87 اولین مرحله شیمی درمانی و 1/3/87 مرحله دوم شیمی درمانی صبا بود بعد از گذشت چند روز شانت صبا از کار افتاد و او پر خواب شد که به تاکید خودشان که گفته بودند در صورت بروز پرخوابی اورا به بیمارستان برسانید ما هم این کار را انجام دادیم و بعد از 24 ساعت که در اورژانس بستری بود و چند آزمایش از وی گرفته شد او را مرخص کردند و به ما اعلام کردند که گفتند مشکلی نیست.
پدر صبا می گوید: بعد از چند روز که حال صبا بدتر شد دوباره او را به بیمارستان بردیم که متاسفانه ایام تعطیل بود و پزشکان حضور نداشتند و فقط چند رزیدنت کشیک بود، بعد از بستری صبا و تشخیص اینکه ایراد شانت از ناحیه شکم است او را راهی اتاق عمل کردند و از ناحیه شکم او را مورد جراحی قرار دادند که متاسفانه مشکل که رفع نشد هیچ دل درد هم اضافه شد و بعد از چند عمل بی جهت او را با وجود داشتن دل درد ترخیص کردند که فردای آن روز باز حالش بد شد و او را به بیمارستان انتقال دادیم و صبا دوباره بستری شد و تحت عمل جراحی قرار گرفت و باز مشکل رفع نشد ودر این مدت دچار مننژیت نیز شد و حتی دراین مدت به ما پیشنهاد می شد که صبا را تحت اختیار علم قرار دهیم و بعد از حدودا انجام 11 عمل از ابتدای مریضی تا این مرحله توسط رزیدنتها بر روی صبا پزشک مربوطه از سفر خارج از کشور برگشت و عمل جدیدی بر روی صبا انجام داد که موفقیت آمیز بود و تمام علائم حیاتی صبا و ارتباط او با محیط واطرافیان برقرار شد.
قرار شد در عرض چند روز مرخص شود و بسی جای تعجب بود که در عرض این 40 روز که صبا در ای سی یو بود با وجودی که کودکی بیش نبود ولی دچار زخم بستر و له کردگی شدید در ناحیه پاها شد و با توجه به اینکه صبا طی عملهایی که توسط رزیدنتها صورت گرفته بود اسپیره شده بود او را تراکستومی کردند که بر خلاف مقررات رزیدنت سال اول یعنی همان رزیدنتی که به ما پیشنهاد داده بود که او را تحت اختیار علم قرار دهیم انجام داد ولی با این وجود باز هم وضعیت صبا نرمال بود و با محیط اطراف ارتباط برقرار می کرد و پزشک مربوطه نیز راضی بود و می گفت تا چند روز آینده مرخص می شود.


پدر صبا ادامه داد: ولی متاسفانه در تاریخ 20/4/87 زمانی که پرستار داشت گاز زیر تراک را تعویض می کرد تراک از جای خود بالاتر آمد و صبا شروع به نا آرامی می کند و مادر صبا که در آن لحظه بر بالینش بوده هر کاری می کند نمی تواند او را آرام کند و بعد از آن نیز وقتی پرستار به اتاق مراجعه می کند از مادر صبا می خواهد که اتاق را ترک کند و مادر صبا علی رغم که نگران دلبندش بوده با بی میلی ای سی یو را ترک می کند در حالی که صبا برگشته بود و همین طور مظلومانه نگاهش می کرده و گریه می کرده و متاسفانه پرستار نیز توجه ای به بررسی دلیل نا آرامی صبا نشان نمی دهد زیرا که در حال انجام کارها برای تعویض شیفت کاری بود. مادر صبا نیز معتقد است ناآرامی صبا در آن لحظه به خاطر مشکل تراک او باشد چون بعد از تعویض گاز زیر آن تراک بالاتر آمد و صبا ناآرام شد.
پدر صبا ادامه می دهد: در ساعت حدودا 20/7 دقیقه صبح توسط یکی از دوستانمان که در ای سی یو بود به ما خبر داده شد که سریعا به درب ای سی یو بروم چون حال صبا بد شده وقتی به درب ای سی یو رفتم و درب برایم باز شد سریعا با وجود ممانعت به داخل رفتیم و با جسم کبود و متورم و بی جان دخترم مواجه شدیم که وقتی علت را جویا شدیم به ما گفتند تراکستومی صبا جابه جا شده و ما نتوانستیم آن را جا بگذاریم و رزیدنتها هم سر جلسه امتحان بودند و "گلدن تایم" را از دست داده ایم وصبا مدت زیادی حدود 20 دقیقه بدون اکسیژن بوده و با وجودی که این طفل معصوم زمان زیادی بدون اکسیژن بوده و کادر درمان نیز این موضوع را می دانستند که طی این زمان صدمات شدیدی به این طفل معصوم وارد شده ولی پنج بار او را شوک می‌دهند که قلب صبا کار کرد اما مغزش خواب رفت و در حالت کما قرار گرفت.
وی ادامه داد: زمانی که بنده با وجود ممانعت به داخل ای سی یو رفتم صبا مثل بادبادک دچار تورم بود و کبود شده بود و عکسی حدود سه الی چهار ساعت بعد از صبا گرفتم که به خوبی این موضوع در آن مشهود است. بعد از گذشت یکروز صبا از کما خارج شد و ضریب هوشش از سه به پنج رسید و دستگاه کمک تنفسی را از او باز کردند و خودش تنفس بدون کمک دستگاه داشت و پس از حدود 10 روز نیز او را که در حالت زندگی نباتی بود از بیمارستان مرخص کردند و به خانه آوردیم و تا به حال از او در خانه به صورت 24 ساعته نگهداری می کنیم که خدا را شکر پس از گذشت دو سال و دو ماه از این موضوع به لطف خالق یکتا بنا به تایید پزشک صبا از زندگی نباتی خارج شده و امید به بهبودش است.
وی عنوان کرد: از کادر درمان نیز شکایت کرده ایم ولی تاکنون جواب قانع کننده ای دریافت نکرده ایم و به خیلی از مقامات نیز نامه نگاری در مورد وضعیتمان داشته ایم ولی توجه ای نمی شود.
پدر صبا بیان کرد: با توجه به هزینه های سر سام آور نگهداری در تاریخ 21/2/89 مجبور به فروش کلیه ام شدم و مبالغ زیادی نیز طی این مدت مقروض شده ایم و در مورد شکایتمان نیز اصلا توجه ای به صحبت ما که می گوییم چرا فرزندمان که دارای علائم نرمال بوده در عرض 40 دقیقه از ضریب هوش 10 به سه رسیده و به کما رفته نمی کنند و فقط می گویند قصوری نشده و توضیح واضح در مورد دلیل ایست قلبی و جابجایی تراکستومی، نبود پزشک در آن وقت، پنهان کردن مننژیت از ما و... نمی دهند و در عوض با ایجاد حاشیه بنده را متهم به اخاذی از مردم و قصد جلب کمک و ارتباط با خارج از کشور  می کنند و جالب اینکه با وجود مدارک دولتی که دارم مسئله اهدا کلیه ام را فریبکاری می دانند.
پدر صبا صحبتهایش را به پایان رساند، نگاهم به صبا افتاد و احساس کردم هرآنچه را که پدرش برایم توضیح داده را متوجه شده، نگاه خیره اش به رو به رو را یکساعت قبل دیده بودم اما الان در نگاهش کمی تغییر می دیدم، نگاهش غمگین بود خیلی غمگین بود، گویی او هم تمامی دردی و رنج پدرش را لمس می کند احساس کردم او هم نگران است.
برای تخت نشینی صبا هنوز خیلی زود است، او باید بوزد و روح پدر و مارش را جلا بدهد، او باید خنکای نسیم زندگی خانواده اش باشد. برای صبا خیلی زود است که ساعتها در تخت بیماری بخوابد.

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب Pedram.L تشکر کرده اند:
ASHKAN95, gigi64, CAPTAIN PILOT, رونین, AGeNiS1, nima-rad, MASTER, sevrous, KAL-KOI-BABAK

Major I

Major I



نماد کاربر
پست ها

863

تشکر کرده: 2 مرتبه
تشکر شده: 13 مرتبه
تاريخ عضويت

سه شنبه 29 دی 1388 22:53

محل سکونت

البرز

آرشيو سپاس: 4495 مرتبه در 800 پست

Re: پدری که برای درمان فرزندش کلیه فروخت + تصاویر

توسط FARSHAD.ADL » يکشنبه 16 مرداد 1390 23:26

قابل توجه بعضیا...
يَا أَيُّهَا الْإِنسَانُ مَا غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَرِيمِ
اى انسان،چه چيز تو را در برابر پروردگارت مغرور ساخت؟
                                                                                     انفطار-6


کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب FARSHAD.ADL تشکر کرده اند:
gigi64

Captain

Captain



نماد کاربر
پست ها

1153

تشکر کرده: 64 مرتبه
تشکر شده: 52 مرتبه
تاريخ عضويت

پنج شنبه 27 اسفند 1388 13:51

محل سکونت

تهران

آرشيو سپاس: 7252 مرتبه در 1004 پست

Re: پدری که برای درمان فرزندش کلیه فروخت + تصاویر

توسط ASHKAN95 » دوشنبه 17 مرداد 1390 01:02

چه حقیقت تلخی :sad: ازش خسته شدم
یکی چندتا دروغ شیرین بگه...

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب ASHKAN95 تشکر کرده اند:
AGeNiS1, MASTER, HITMAN_KU, gigi64, CAPTAIN PILOT, رونین

Senior Poster

Senior Poster



no avatar
پست ها

739

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 9 مرتبه
تاريخ عضويت

چهارشنبه 3 تیر 1388 01:26

آرشيو سپاس: 1216 مرتبه در 436 پست

Re: پدری که برای درمان فرزندش کلیه فروخت + تصاویر

توسط HITMAN_KU » دوشنبه 17 مرداد 1390 15:23

خاک بر سرما

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب HITMAN_KU تشکر کرده اند:
gigi64

Junior Poster

Junior Poster



no avatar
پست ها

179

تشکر کرده: 113 مرتبه
تشکر شده: 109 مرتبه
تاريخ عضويت

دوشنبه 30 مهر 1386 19:00

محل سکونت

بی سرزمین تر از باد

آرشيو سپاس: 289 مرتبه در 58 پست

Re: پدری که برای درمان فرزندش کلیه فروخت + تصاویر

توسط jiyar rojhelat » دوشنبه 17 مرداد 1390 15:50

قابل  توجه اونایی که می رن بستنی  250 دلاری با روکش  طلا توی  رستوران برج میلاد می خورند!!
دستم بوي گل مي داد . مرا به جرم چيدن گل محكوم كردند. ولي كسي نيانديشيد شايد گلي  كاشته باشم. چه

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب jiyar rojhelat تشکر کرده اند:
gigi64, رونین, AGeNiS1

Old Moderator

Old Moderator



نماد کاربر
پست ها

1420

تشکر کرده: 1 مرتبه
تشکر شده: 16 مرتبه
تاريخ عضويت

دوشنبه 17 مهر 1385 09:56

محل سکونت

سرزمین تاریکی ها

آرشيو سپاس: 940 مرتبه در 382 پست

Re: پدری که برای درمان فرزندش کلیه فروخت + تصاویر

توسط gigi64 » دوشنبه 17 مرداد 1390 21:04

قابل توجه اون کسی که میگفت ایران فقیر نداره !!!!


از خداوند میخوام که صبا عزیز روز به روز بهتر بشه.و پدر و مادرش و خودش به هر چی که می خوان برسن.





کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب gigi64 تشکر کرده اند:
MASTER, sevrous, CAPTAIN PILOT, رونین, AGeNiS1

Moderator

Moderator



نماد کاربر
پست ها

1921

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 28 مرتبه
تاريخ عضويت

شنبه 29 خرداد 1389 16:45

آرشيو سپاس: 13151 مرتبه در 1830 پست

Re: پدری که برای درمان فرزندش کلیه فروخت + تصاویر

توسط رونین » دوشنبه 17 مرداد 1390 21:36

سلام بر همه

انسان تهی دست در شهر خویش نیز بیگانه است. امیرالمومنین علی (ع)





ماه رمضان ماه رحمت و مغفرت است

التماس دعا



لطفا از انجمن علوم کشاورزی دیدن فرمایید

مائیم که از پادشهان باج گرفتیم
          زان پس که از ایشان کمروتاج گرفتیم
                          اموال وخزائنشان تاراج گرفتیم
                                                   مائیم که از دریا امواج گرفتیم

                                                                             شاهنشاه بزرگ ایران نادرشاه افشار

                              
زیبنده
یک رونین زیبا مردن است، آن رونینی که هر دم آماده مرگ نباشد، ناگزیر مرگی ناشایست برایش پیش می آید
.

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب رونین تشکر کرده اند:
FARSHAD.ADL, MASTER


 


  • موضوعات مشابه
    پاسخ ها
    بازديدها
    آخرين پست

چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 0 مهمان