چگونه می توانم هیجانات خود را به شیوه ای صحیح ابراز کنم؟

در اين بخش مي‌توانيد در مورد مباحث مرتبط با بهداشت و روان به بحث بپردازيد.

مدیران انجمن: Dr.Akhavan, mahshid-banoo, شوراي نظارت

ارسال پست
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 356
تاریخ عضویت: سه شنبه 8 خرداد 1386, 6:35 pm
محل اقامت: Victoria, Australia
سپاس‌های ارسالی: 6778 بار
سپاس‌های دریافتی: 2887 بار

چگونه می توانم هیجانات خود را به شیوه ای صحیح ابراز کنم؟

پست توسط noora » جمعه 28 مرداد 1390, 10:14 pm

سلام خدمت همه دوستان و کاربران گرامیتصویرتصویر
یکی از مهارتهایی که به ما کمک می کند ،زندگی توام با آرامش و سلامت جسمی و روانی داشته باشیم ،مدیریت صحیح هیجانات ما است. در این تاپیک سعی بر آن دارم که شما را با چگونگی مدیریت بهتر اضطراب، خشم، افسردگی و سایر احساسات ناخوشایند آشنا سازم و راهکارهایی که در این زمینه موثر هستند را جمع آوری و خدمت شما ارائه کنم ،امیدوارم که خواندن این تاپیک برای یکایک شما دوستان مفید واقع شود. تصویر


****************************************************************


 چگونه می توانم هیجانات خود را به شیوه ای صحیح ابراز کنم؟ 
 تصویر 

همه ما، خواهان شادی و رسیدن به اهداف خود هستیم . با این وجود اضطراب، خشم ، افسردگی و سایر هیجانات نا خوشایند موجب ناراحتی شده و در رضایت و سلامت روابط و سایر اهداف زندگی ما تداخل ایجاد می کند.
هیجانات نامطلوب و خارج از کنترل نه تنها لذت بردن ما را از زندگی روزمره کاهش می دهند، بلکه ما را از رسیدن به اهدافمان باز می دارند. همیجانات خارج از کنترل، همچنین می توانند به سلامت ما لطمه بزنند. خشم مداوم و نا شکیبایی، می توانند ما را را در مقابل گستره متنوعی از مشکلات قلبی – عروقی ، آسیب پذبر سازند. به عنوان مثال، افزایش ناگهانی خشم می تواند فشار خون ما را افزایش دهد، موجب پاره شدن رگ های خونی و در نتیجه منجر به سکته گردد. هیجانات ناخوشایند شدید، از طرق مختلف دیگری به جسم ما صدمه زده و زندگی ما را به شکلی نام مساعد تغییر می دهند.



افراد، به لحاظ آسیب پذیری و پاسخ به استرس، تفاوت های بسیاری با هم دارند. برخی از افراد با تجربه رویدادهای استرس زا ی ملایم، بسیار بیشتر از افرادی که رویدادهای استرس زای شدید را تجربه می کنند، دچار ناراحتی می گردند. ما به طور مختصر به بررسی این موضوع می پردازیم که چرا افراد، از نظر پاسخ هیجانی به استرس، با یگدیگر تفاوت دارند.
پاسخ ستیز یا گریز ما و هیجاناتی مانند ترس، نیاکان ماقبل تاریخ ما را قادر ساختند در دنیایی پر خطر، به بقای خود ادامه دهند. به هنگام مواجه شدن با یک ببر تیز دندان ، معمولا گریز بهترین پاسخ بود.



داستان مبارزه با مار:

تصویر

شب هنگام بود و من به قصد انتقال یک کابل تلویزیون از اتاقی به اتاق دیگر در طبقه پایین خانه ام با چراغ قوه ای که در دست داشتم آهسته و کورمال حرکت می کردم. من که در میان انبوهی از لوله ها، کابل ها و خرتو پرت های دیگر کلافه شده بودم، به یکباره خود را بالای سر یک مار یافتم با دیدن چشمان این مار در جای خودم خشکم زد. وحشت زده بودم. به خودم گفتم این یک مار است! ضربان قلبم سریع شده وقلبم به تپش افتاده بود. در حالیکه چراغ قوه را بالا آورده بودم تا آن را بر سر مار بکوبم ، با خودم گفتم اگر نتوانم ما را بزنم احتمالا چراغ قوه ام را نیز از دست می دهم و آنوقت من خواهم بود وتاریکی ومار، از این فکر به خود لرزیدم. لوله ای را پیدا کردم و با آن به مار یورش بردم . همسر و پسرم که در طبقه بالای خانه بودند، سر و صدا را شنیده واز آنجا پرسیدند: چه کاری می کنی ؟ من گفتم چیزی نیست تمام شد. یک مار اینجا بود که آن را کشتم. پسرم بلافاصله گفت مواظب باش پدر جایی که یک مار باشد حتما مارهای دیگری هم هستند. با شنیدن این کلمات بار دیگر لرزه بر اندامم افتاد. با احتیاط اطراف را پاییدم. پس از اطمینان ار اینکه مار دیگری در نزدیکی من وجود ندارد، کار جابجایی سیم کابل تلویزیون را به پایان رساندم.
هنگامی که به محیط امن خانه برگشتم، به هیجان ترس و واکنش ستیز یا گریز خودم، فکر می کردم. پاسخ هیجانی من نسبت به مار اساسا مشابه پاسخی بود که قرن ها قبل نیاکان ما در برابر موقعیت های خطرناک تجربه می کردند. هنگامی که به مار فکر می کردم تا اندازه ای احساس پشیمانی هم داشتم، زیرا مار در این مواجهه تقصیری نداشت. من یک پاسخ ستیز یا گریز را تجربه کرده بودم. اما چیزی که مهم بود، این بود که اکنون احساس امنیت می کردم.


هیجانات چه هستند؟

تصویر

هیجانات احساساتی پیچیده با مولفه ای روانی، جسمی و رفتاری هستند. ما به لحاظ روانی، هیجانات خود را به عنوان مطلوب یا نا مطلوب تجربه می کنیم. از نظر جسمی آن ها را به عنوان آگاهی قوی یا تنش، تجربه می نماییم. به لحاظ رفتاری، احساسات و هیجانات ما به عنوان تکانه هایی برای اقدام، تجربه می شوند.هنگاهی که با مار مواجه شدم، من به لحاظ روانی، این رویداد را نامطلوب و تهدید کننده ارزیابی نمودم و به لحاظ جسمی، تنش و ضربان قلب من افزایش یافت. از نظر رفتاری هم تکانه نیرومندی برای دست زدن به اقدام ستیز یا گریز احساس نمودم.

چهار هیجان اساسی ما عبارتند از ترس، خشم، اندوه، لذت یا رضایت. ترس مداوم که در موقعیت های مختلفی تجربه می شود، تبدیل به اضطراب می گردد. خشم یک احساس قوی از نا خوشایندی و خصومت است. اندوه طولانی و با دوام، تبدیل به افسردگی می شود.رضایت هم حالت سلامتی واحساسات خوشایند و فراغت از تجربه ی اضطراب، خشم و افسردگی زیاد است.


ادامه دارد.......

منبع: بخش هایی از کتاب کمک در مورد هیجانات ،نوشته لین کلارک.
هرچه مردم نا آگاه تر بمانند زمان درک این نکته که ثروت خودشان به خودشان هدیه شده طولانی تر خواهد بود

Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 356
تاریخ عضویت: سه شنبه 8 خرداد 1386, 6:35 pm
محل اقامت: Victoria, Australia
سپاس‌های ارسالی: 6778 بار
سپاس‌های دریافتی: 2887 بار

Re: چگونه می توانم هیجانات خود را به شیوه ای صحیح ابراز کنم؟

پست توسط noora » یک شنبه 13 شهریور 1390, 12:24 am

 منشاء هیجانات ما 
   
 تصویر 


علت هیجانات ما چیست؟ آن ها از کجا می آیند؟ هیجانات نیرومند، نیاکان ماقبل تاریخ را قادر ساختند تا در دنیای (( بکش یا کشته می شوی)) به بقای خود ادامه دهند. این هیجانات یکسان و نقاطی از مغز که جایگاه این هیجانات هستند،در گذر زمان به طور ژنتیکی از نسلی به نسل دیگر منتقل شده ه اند. ما هنوز هم هر چند که دیگر در زندگی خود با ببر تیز دندان رو به رو نیستیم ، این هیجانات نخستین را تجربه می کنیم.
سطوح بالای تنش، هشیاری، اضطراب، پرخاشگری و همچنین پاسخ مداوم ستیز یا گریز، به نیاکان ما کمک کردند تا در برابرببر تیز دندان وسایر خطرات جسمی، خود را حفظ کنند. اما در منیای مدرن ما که در آن به طور روزمره با مرگ و زندگی در جدال نیستیم،این هیجانات نیرومند ،می توانند مشکلاتی را در زمینه سازگاری با جهان وبرقراری روابط راحت با دیگران ایجاد کنند. نقاط اولیه خاصی در مغز ما، تاثیری آشکار بر روی هیجانات ما دارند. با این وجود استفاده ما از زبان ونقاط عالی تر مغز می تواند تاثیری عمده برروی نقاط مغزی اولیه داشته و آن ها را تحت تاثیر قرار دهد. مهم ترین عوامل تاثیر گذار بر روی هیجانات و رفتار ما، تفکر و ارزیابی ما از رویدادها و خود گویه های درونی ماست.
آرایش ژنتیکی خاص شما، فقط تاثیری اندک بر وری گرایش شما به آرام بودن یا هیجانی بودن دارد و تجارب دوران کودکی و حمایت اجتماعی فعلی از جانب نزدیکان ، به آرامش هیجانی شما کمک می کند. عوارض جسمی مختلف ( بیماری، بیخوابی، تغذیه نامناسب) می تواند شما را به آسانی دچار آشفتگی کنند. با این وجود در بسیاری از ما این عوامل تاثیری عمده بر روی سطح رضایت و یا رهایی از قید اضطراب، خشم و افسردگی ندارند.
هیجانات ما عمدتا اما نه به طور کامل به وسیله باورهای ما ، شیوه تفکر ما درباره مشکلات و خود گویه های دورنی ما، کنترل می شوند. در صورتی که مشکلات جسمی و بیماری ها شما را مستعد تجربه هیجانات ناخوشایند می کنند به منظور تغییر این مشکلات جسمی در جستجوی کمک های پزشکی برآیید. الگوهای غیر منطقی تفکر ما ، مانند عادات بد هستند، که هر دو محکوم به شکست بوده وتغییر دادنشان دشوار است.
تا زمانی که هیجانات خود را مدیریت نکنید، قادر به مدیریت زندگی خود نخواهید بود.
آیا هیجانات می توانند به سملامت ما لطمه بزنند؟
بله! در میان پزشکان، روانپزشکان و روان شناسان این امر کاملا پذیرفته شده است. که رویدادهای استرس زا، درماندگی هیجانی و ارزیابی ما از رویدادهای نامطلوب، تاثیر اساسی بر روی سلامت ما دارند. عوامل روان شناختی، می توانند موجب آغاز وتشدید آسیب جسمی به بدن ما شوند. این آسیب می تواند موقتی یا دائمی باشد. با این وجود، گزارش دهی فراوانی در مورد افراد بهبود یافته از انواع بیماری های جدی وتغییر وضعیت روانی و حالات هیجانی آن ها وجود دارد.
عاملی که برای یک فرد استرس زا است ، ممکن است برای فرد دیگر، استرس زا نباشد. عمدتا تعبیر و ارزیابی ما از رویداهای نا خوشایند تعیین کننده میزان هیجانات ناراحت کننده ناشی از این رویدادها هستند.

تصویر
استرس هیجانی چگونه می توند به جسم ما آسیب برساند؟
استرس هیجانی می تواند باعث افزایش تنیدگی در عضلات شده ومنجر به بهم ساییدن دندان ها، سردرد های تنشی وسایر انواع درد عضلانی شوند.اسپاسم های رگ های خونی در مغز موجب سردرهای میگرنی می شوند.
خشم و ترس، باعث ترشح موادی به داخل خون می شوند که احتمال ایجاد لخته های خونی را افزایش می دهند. دریافت خبرهای بد می تواند فشار خون را تا سطوحی خطرناک افزایش دهد. افزایش فشار خون و لخته شدن سریع خون به نیاکان ماقبل تاریخ ما کمک کرد تا در مقابل ببرهای تیز دندان به بقای خود ادامه دهند. با این وجود، در دنیای مدرن و یکجانشین ما ، افزایش فشار خون، لخته شدن سریع خون، سلامت ما را به خطر می اندازد. آن فرایندهای جسمی، که زمانی موجب بقای نیاکان ما بودند امروزه موجب فنای ما هستند.
آشفتگی هیجانی می تواند مجب بازداری سیستم ایمنی ما و در نتیجه باعث ابتلای ما به عفونت های ویروسی وباکتریایی شود. استرس می تواند موجب تغییراتی در جداره بینی، گلو، سینوس ها وششها شده وعفونتهای مکرریا مزمن را ایجاد کند. انواع مختلفی از بثورات پوستی و ریزش مو، می تواندعلل روان شناختی داشته باشند.
ناراحتی هیجانی می تواند موجب تحریک معده برای ترشح اسید فراوان شود که این امر باعث ایجاد احساس ترش کردن و ورم معده می شود. تهوع، استفراغ، اسهال و یبوست در مواردی ناشی از مشکلات هیجانی هستند. کاملا روشن شده است که اختلالات خوردن و بی اشتهایی عصبی، علل روان شناختی دارند.
درک و مدیریت ضعیف هیجانات ما، می تواند موجب تضعیف رضایت، روابط و اهداف ما و همچنین صدمه به سلامت ما گردند.



ادامه دارد.......

منبع: بخش هایی از کتاب کمک در مورد هیجانات ،نوشته لین کلارک.
هرچه مردم نا آگاه تر بمانند زمان درک این نکته که ثروت خودشان به خودشان هدیه شده طولانی تر خواهد بود

ارسال پست

بازگشت به “روانشناسي و روان پزشكي”