در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه‌ي مباحث فيلم و سينما به بحث بپردازيد
Furious Poster

Furious Poster



نماد کاربر
پست ها

361

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 3 مرتبه
تاريخ عضويت

جمعه 22 اردیبهشت 1385 01:15

آرشيو سپاس: 29 مرتبه در 15 پست

توسط mostafaa » چهارشنبه 12 مهر 1385 13:32

Reza6662 نوشته است:007,
رنج و عذابي که . . .  از بابت بمب هاي شيميايي اهدايي با پول اعراب نصيب . . . هنوز . . . مي دهد.
من رابطه با اسرائيل رو به رابطه با کويت و عربستان سعودي بسيار ترجيح مي دم. مي دونستي لامپ TWT رادار AWG-9 مستقيمن از IAI به ايران ارسال شد؟ مي دونستي Fan موتور TF30-P414 از طرف چه کشوري در اختيار ما قرار گرفت؟ مي دانستي برد کنترل Battery Alert سيستم Hawk به همراه موشکهاي MiM-23 را چه کسي زمان جنگ به ما رساند؟  :-o
مجبور شدی روزی 20 تا قرص آرام بخش بخوري؟  :?  :o

من نمیدونم این واقعا از سادگی شوماس یا ...

اما موندم چطور از پول اعراب حرف میزنی و از حرومزاده هایی که این بمبها رو به صدام دادن چیزی نمیگی ؟!!!!!!!!!!!!!!

دیگه هر نادونی میدونه که کارخونه های شیمیائی صدام رو آلمان و اینگیلیس بی همه چیز واسش درست کردن . بحث اسرائیل هم که اظهر من الشمسه ! یه سر برو مرکز اسناد انقلاب اسلامی تا ببینی این اسرائیل گوگوری مگوری شوما چه کارایی که با این کشور و ملت نکرده ...

Reza6662 نوشته است:
Leila نوشته است:أنجلينا جولي: عرب و مسلمانان تروريست نيستند بر جهانيان لازم است كه ضد اسرائيل متحد شوند .    
باز به انجليا كه خوب حرفي زده :)

به عکس نظر شما، ایران و اسرائیل، می تونن دوست و همکار نزدیکی برای هم باشن. مطمئن باشید بیشتر کشورهای عربی نظیر سعودی، کویت و شیوخ خلیج فارس، حاضرن سر به تن ایران و ایرانی نباشد.
اسرائیل کشوری هست که 300 هزار نفر ایرانی تبار دارد و در زمان جنگ، کمک های نظامی زیادی به ایران ارسال کرده است. برعکس، اعراب، حدود 70 میلیارد دلار به صدام یزید جنایتکار کمک کردند تا ملت ایران را قتل عام کند.

بحث اسرائیل که کاملا پوچ بودنش معلومه . اما در مورد اعراب انگار بازم شوما دچار فراموشی و ضعف مفرط حافظه شدی که حرامزادگی غربیها و بعضا شرقیها رو فراموش کردی !!!!

همین شوروی 45 هزار مستشار به عراق فرستاده بود و توسط اونها کل نظام ارتش عراق رو تغییر داده بود و یه سازمان عجیب و غریب ازش ساخته بود ( طبق گفته ی سرتیپ حسن فرمانده ی نیرو هوایی صدام پس از اشغال عراق توسط آمریکا و اینگیلیس ... ) . غربیها هزاران مستشار توی عراق داشتن که هنوز که هنوزه آمار درستی ازش بیان نکردن . فرانسه چندین میلیارد دلار سلاح به صدام فروخت . آلمان و اینگیلیس کشنده ترین سلاحهای شیمیائی رو در اختیار صدام گذاشتن و .....

فکر کنتم همین لیست برای کمک به حافظه ی جنابعالی کافی باشه ...
استحمار یک ملت , بهترین راه برای استعمار آنهاست ...

Novice Poster

Novice Poster



no avatar
پست ها

57

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 0 مرتبه
تاريخ عضويت

شنبه 25 شهریور 1385 12:52

آرشيو سپاس: 0 مرتبه در 0 پست

توسط shanbalooz » چهارشنبه 12 مهر 1385 13:35

قبل از انقلاب كه ما با اسراييل وامريكا دوست بوديم نه اسراييل و نه امريكا هيچ كدام با ما دشمن نبودند حتي به ما هواپيماي اف 14 هم كه به هيچ كس نمي دادند دادند حتي امريكا به شاه پناه نداد چون مي خواست با دولت جديد رابطه برقرار كنه حتي بعد از فتواي خميني واشغال سفارت امريكا هياتي از طرف دولت امريكا با كيك وكتاب مقدس امدند  براي اشتي ولي خود ما انها را رد كرديم بنا براين انها هم وقتي ديدند ماحاضر به صلح ومذاكره  نيستيم با ما دشمن شدند واين كاملا طبيعي است در مورد جنگ هم بايد بگويم در ابتداي جنگ كه صدام  جنايتكارشكست خورده بودو پيشنهاد صلح دادو دولتهاي عرب حامي اون حاضر شدند غرامتهاي عراق را بدهند  ما لجبازي كرديم وگفتيم راه قدس از كربلا مي گذرد امريكاييها هم گفتند پس حال كه با اين امتيازات حاضر به صلح نيستيد پس بچر خ تا بچرخيم به عراق بمب خوشه اي وتسليحات شيميايي دادند تا مارو بزنند نتيجه اين شد كه نهايتا با خفت قطعنامه ي 597 را پذيرفتيم خود سران حكومت هم اعتراف كردند كه اشتباه كردند ومي بايست غرامت را مي پذيرفتند نامه ي امام كه اين اواخر پخش شده گوياي تمام واقعيات هست پس نتيجه مي گيريم مشكل از ماست نه امريكا واسراييل

Furious Poster

Furious Poster



نماد کاربر
پست ها

361

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 3 مرتبه
تاريخ عضويت

جمعه 22 اردیبهشت 1385 01:15

آرشيو سپاس: 29 مرتبه در 15 پست

توسط mostafaa » چهارشنبه 12 مهر 1385 13:38

این پست چندان به این تاپیک ربط پیدا نمیکنه اما از اونجا که برخی مدام از رابطه ی ایران و اسرائیل صحبت میکنن ( حتی در این تاپیک ! ) بیانش خالی از لطف نیست .

به دوستانی که چندان در مورد رابطه ی ایران و اسرائیل در زمان محمد رضای آمریکایی - انگلیسی ! اطلاع ندارن پیشنهاد میکنم این کتاب رو مطالعه کنن :

همكاری ساواك و موساد

تالیف: نجاري راد، تقي

تاریخ انتشار: اسفند 1381

تعداد صفحات: 380

قيمت: 21000 ريال

قطع: رقعی



معرفی کتاب: این كتاب در مورد شكل گیری ساواك در ایران همكاری این سازمان با موساد سازمان مخوف اطلاعاتی اسراییل نوشته شده است

برگرفته از :  http://www.irdc.ir/book.asp?id=327
استحمار یک ملت , بهترین راه برای استعمار آنهاست ...

Furious Poster

Furious Poster



نماد کاربر
پست ها

361

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 3 مرتبه
تاريخ عضويت

جمعه 22 اردیبهشت 1385 01:15

آرشيو سپاس: 29 مرتبه در 15 پست

توسط mostafaa » چهارشنبه 12 مهر 1385 15:05

shanbalooz نوشته است:قبل از انقلاب كه ما با اسراييل وامريكا دوست بوديم نه اسراييل و نه امريكا هيچ كدام با ما دشمن نبودند حتي به ما هواپيماي اف 14 هم كه به هيچ كس نمي دادند دادند حتي امريكا به شاه پناه نداد چون مي خواست با دولت جديد رابطه برقرار كنه حتي بعد از فتواي خميني واشغال سفارت امريكا هياتي از طرف دولت امريكا با كيك وكتاب مقدس امدند  براي اشتي ولي خود ما انها را رد كرديم بنا براين انها هم وقتي ديدند ماحاضر به صلح ومذاكره  نيستيم با ما دشمن شدند واين كاملا طبيعي است در مورد جنگ هم بايد بگويم در ابتداي جنگ كه صدام  جنايتكارشكست خورده بودو پيشنهاد صلح دادو دولتهاي عرب حامي اون حاضر شدند غرامتهاي عراق را بدهند  ما لجبازي كرديم وگفتيم راه قدس از كربلا مي گذرد امريكاييها هم گفتند پس حال كه با اين امتيازات حاضر به صلح نيستيد پس بچر خ تا بچرخيم به عراق بمب خوشه اي وتسليحات شيميايي دادند تا مارو بزنند نتيجه اين شد كه نهايتا با خفت قطعنامه ي 597 را پذيرفتيم خود سران حكومت هم اعتراف كردند كه اشتباه كردند ومي بايست غرامت را مي پذيرفتند نامه ي امام كه اين اواخر پخش شده گوياي تمام واقعيات هست پس نتيجه مي گيريم مشكل از ماست نه امريكا واسراييل

اسرائیل و آمریکا دوست و رفیق گرمابه و گلستانِ شاه ملعون و رژیم دیکتاتورش بودن . نه دلسوز ملت و کشور ایران ...

تموم اون تجهیزاتی هم که به شاه دادن به خاطر منافع خودشون بود نه ایران . چون شاه و پدرش سگ دست آموز انگلیس و آمریکا توی منطقه بودن . خوبه مدارک دست داشتن آمریکا و سازمان سیا در کودتای 28 مرداد توسط وزارت خارجه ی آمریکا منتشر شده که دیگه امثال شما نتونید هیچ گونه شبهه ای در آمریکایی بودن ( و انگلیسی و اسرائیلی بودن ! ) محمد رضای پهلوی ایجاد کنید . این سگ دست آموز و پدرش همچون چماقی بالای سر کشورهای خاورمیانه بودن . و البته موی دماغ شوروی . همون نقشی که الان تایوان مقابل چین اجرا میکنه .

در مورد جنگ هم خذعبلات و شبهه زیاد ایجاد کردن . اولا که سال دوم جنگ که پیشنهاد آتش بس به ایران دادن هنوز چهل هزار کیلومتر مربع از خاک ایران دست عراقیها بود . در ضمن تنها پیشنهاد آتش بس بود و نه صلح . در ضمن پرداخت غرامتی هم که شوما مدعیش هستی هیچ تضمینی نداشت . نمونه ی بارزش لبنانه که خودش یه کشور عرب زبانه . بعد از جنگ 33 روزه خیلی قولها برای پرداخت کمک به لبنان داده شد اما هیچ کدوم اجرا نشد . در مورد راه قدس هم که شما مثل دلغکها اون رو مسخره میکنی باید بگم که اون در وحله ی اول شعاری بود برای تهییج نیروهای ایرانی که همین تهییج باعث پیروزیهای زیادی شده بود . اما در وحله ی دوم که بر میگرده به کشورهای اشغال شده توسط یهودیها ایران طور دیگه ای عمل کرد . به عنوان مثال چندین تن از فرماندهان ایرانی از جمله پدر خود بنده و بزرگمردانی همچون حاج احمد متوسلیان به سوریه و سپس لبنان رفتند و مقاومت اسلامی رو که داشت به بیراهه میرفت ( جنبش امل ) از نو شکل دادند . که نیجش تشکیل حزب الله و اخراج صهیونیستهااز لبنان و حمله به پایگاه نظامیان آمریکایی و هلاکت 300 تن از اونها و ... بود . که اون پیروزیها تا همین الان ادامه داره و نتیجش توی فلسطین هم اثرگذار شده . جالبه بدونی که اکثر مبارزای شیرمرد حزب الله زبان فارسی رو بخوبی صحبت میکنند . خود سید حسن نصرالله که در این زمینه سرآمده . اینها رو گفتم که بفهمی اون شعار بی پایه و اساس نبوده . بلکه طور دیگه ای عمل شده .

ایضا صدام همون ابتدا به تحریک آمریکا و چند کشور غربی دیگه به ایران حمله کرد . بنابراین گرفتن سفارت آمریکا هیچ تاثیری توی جمایت غربیها از صدام نداشت . اگر دقت کنی میبینی که اکثر حکومتهای این منطقه پادشاهی و دیکتاتوری هستن و برای بقاشون دست به دامن آمریکا میشن . آمریکا توی بقیه نقاط دنیا به ظاهر هم که شده از دمکراسی که غرب مدعیشه حمایت میکنه و حکومتهای پادشاهی توی غرب وجود نداره . ویا مثل انگلیس ملکه تنها یه مترسکه و قدرت اصلی در دست نتخس وزیره . اما توی خاورمیانه اینها همیشه از دیکتاتورها حمایت کردند و وقتی انقلاب پیروز شد ترسیدند حکومتهای پادشاهی دیگر کشورهای منطقه هم به خطر بیفته . البته این تنها یکی از عوامل دشمنی اونها با اقلاب مردم ایران بود .

اشغال سفارت هم بهترین کاربود . برای اثبات درستی این مطلب تنها مدارک جاسوسی که از داخل سفارت بدست اومد کافیه .

در ضمن میشه بفرمایید کدوم یکی از سران اعتراف کردند که در ادامه ی جنگ اشتباه کردند ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ اون نامه ای هم که از امام منتشر شده مدتها بود که توی سایتهای اینترنتی وجود داشت ( طبق تایید دفتر آقای رفسنجانی ) و طبق گفته ی اونها اصلا مهر محرمانه ای بر روی اون وجود نداشته و طبقه بندی نشده بوده . حرف جدید بزن فرزندم ...
استحمار یک ملت , بهترین راه برای استعمار آنهاست ...

New Member



no avatar
پست ها

9

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 0 مرتبه
تاريخ عضويت

شنبه 3 تیر 1385 14:42

آرشيو سپاس: 3 مرتبه در 3 پست

توسط kaveg » چهارشنبه 12 مهر 1385 15:39

از نوشته ها می شود این گونه برداشت کرد که نویسندگانشان هیچ آشنایی با مفهوم نژاد ندارند(به ویژه جناب mostafaa) امروزه نژادهای بشر را به چهار گروه اصلی زیر تقسیم می کنند

1-نژاد قفقازیسان یا سپید Caucasoid/White Race
2--نژاد مغولیسان یا زرد Mongoloid/Yellow Race
3--نژاد نگروسان یا سیاه Negroid/Black Race
4-نژاد استرالیاییسان Australoid Race

گروه هایی که شما به عنوان نژاد بیان می کنید قوم هستند نه نژاد

Captain

Captain



نماد کاربر
پست ها

2732

تشکر کرده: 67 مرتبه
تشکر شده: 35 مرتبه
تاريخ عضويت

پنج شنبه 5 مرداد 1385 22:34

آرشيو سپاس: 5103 مرتبه در 812 پست

توسط كيارش » چهارشنبه 12 مهر 1385 16:17

ما كدومشيم ؟؟؟؟؟؟؟ :-x
قتل این خسته به شمشیر تو تقدیر نبود,
ور نه هیچ از دل بی‌رحم تو تقصیر نبود

Furious Poster

Furious Poster



نماد کاربر
پست ها

361

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 3 مرتبه
تاريخ عضويت

جمعه 22 اردیبهشت 1385 01:15

آرشيو سپاس: 29 مرتبه در 15 پست

توسط mostafaa » چهارشنبه 12 مهر 1385 16:34

kaveg نوشته است:از نوشته ها می شود این گونه برداشت کرد که نویسندگانشان هیچ آشنایی با مفهوم نژاد ندارند(به ویژه جناب mostafaa) امروزه نژادهای بشر را به چهار گروه اصلی زیر تقسیم می کنند

1-نژاد قفقازیسان یا سپید Caucasoid/White Race
2--نژاد مغولیسان یا زرد Mongoloid/Yellow Race
3--نژاد نگروسان یا سیاه Negroid/Black Race
4-نژاد استرالیاییسان Australoid Race

گروه هایی که شما به عنوان نژاد بیان می کنید قوم هستند نه نژاد

1 - بنده کاری به این دسته بندیها ندارم . اینها وحی منزل نیستن . همین نژاد قفقازیسان منظورش نژاد آریائیه و هدفهای بسیاری از این دسته بندی و نامگذاری وجود داره. یکیش اینه که این مطلب رو در فکر مردم جا بندازن که نژاد آریائی مال ایران نبوده و از قفقاز و سیبری اومده . در صورتی که واژه ی آریائی برای اولین بار در سنگنوشته های داریوش هخامنشی در تخت جمشید به کار فته ...

2 - در حال حاضر به یک چنین دیدگاهی که قوم یا ملت یا نژاد خودتو برتر از دیگران بدونی " نژادپرستی " اطلاق میشه ( توجه کنید که چه یک قوم باشد چه یک ملت و یا یک نژاد ! مهم نفس مطلبه ... ) . کمی مطالعتونو بیشتر کنید در مقالات مختلف این مطلب رو متوجه میشین .

هرچند که این آقایونی که با عربها سر لجبازی دارند خودشون رو از نژاد آریائی و نژاد برتر میدونن و این در راستای اون دسته بندی کذایی شما هم قرار میگیره .

3 - میشه بفرمایید نژاد سامی که ادعا میشه مشتمل بر اعراب و یهودیهاست ( ببینید سیاسیکاری تا کجا ریشه دوونده ... ) در کدوم یک از این دسته بندیها قرار میگیره ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
استحمار یک ملت , بهترین راه برای استعمار آنهاست ...

Furious Poster

Furious Poster



نماد کاربر
پست ها

361

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 3 مرتبه
تاريخ عضويت

جمعه 22 اردیبهشت 1385 01:15

آرشيو سپاس: 29 مرتبه در 15 پست

توسط mostafaa » چهارشنبه 12 مهر 1385 16:35

این مطلب رو توی یه سایت دیدم . چرت و پرت هم داشت اما این بخشهاش به نظرم جالب اومد :

    * نژادپرستی و تبعیض نژادی اصلن یعنی چی؟

نژادپرستی رفتاری اخلاقی و تا حدی همگانیه که در همه جوامع وجود داره و متاسفانه چون مردم توجهی به اون ندارن، در بعضی کشورها عادی شده. نژادپرستی بدبینی و تحقیر نسبت به کسانیه که خصوصیات ظاهری و فرهنگی متفاوتی با ما دارن.
علاوه بر این می‌تونیم خصوصیات مکانی رو هم به این موارد اضافه کنیم، همین بچه شهرستانی و بچه تهرانی و این حرفا…

به‌طورمعمول انسان تمایل دارده به کسی که با خودش متفاوته، مثلن فردی خارجی، بدبین باشه. چنین رفتاری سابقه‌ای به اندازه‌ی طول تاریخ انسان داره و رفتاری جهانیه و همه رو در برمی‌گیره

نژادهای انسانی وجود ندارن، تنها یه نوع انسان وجود داره که تشکیل شده از زن و مرد، آدم‌هایی به‌رنگ‌های مختلف، درشت اندام و ریزاندام و با شایستگی‌های متفاوت. کلمه‌ی نژاد نباید در بیان گوناگونی انسان به‌کار رود. کلمه‌ی «نژاد» پایه و اساس علمی نداره، از این کلمه واسه غلو کردن در تفاوت‌های ظاهری یعنی تفاوت‌های فیزیکی استفاده شده. حق نداریم با تکیه بر تفاوت‌های ظاهری (رنگ پوست، اندازه و خصوصیات چهره، زبان یا لهجه‌ی صحبت کردن و…) برای انسان‌ها تقسیمی مثه انسان‌های برتر و پست‌تر قایل بشیم.

نژادپرستی در هر جایی که انسان زندگی می‌کنه وجود داره. کشوری نیست که بشه ادعا کرد توش نژادپرستی وجود نداره. نژادپرستی جزو تاریخ انسانهاست، مثه یه بیماری و بهتره که اینو بدونیم تا نفی و طرد اونو یاد بگیریم.

    * نژادپرست کیه ؟

نژادپرست کسیه که به بهانه‌ی تفاوت رنگ پوست، زبان، محل زندگی و آداب و رسومش، خودش رو بهتر و برتر از دیگرون می‌دونه. اون معتقده که «نژاد من زیبا و عالیه و دیگران زشت و نفهمن».
نژادپرست در عمق خویش اندیشه می‌کند: “شناختن عیب‌ها و حسن‌های شخصی یک فرد اهمیتی ندارد، کافی‌ست بدانم او تعلق به گروه اجتماعی خاصی دارد تا طردش کنم”
نژادپرست کسیه که یه مورد خاص رو عمومیت میده، مثلن اگه یه بختیاری ازش دزدی کرد میگه همه‌ی بختیاریا دزدن، ما باید باور کنیم که انسان‌های خوب و بد توی همه‌ی جوامع، اقوام و گروه‌ها وجود دارن و هیچ‌وخت نباید موارد خاص رو بی‌خودی تعمیم بدیم.
نژادپرست کسیه که تصور می‌کنه هرچیزی که با خودش متفاوته آرامشش رو به‌خطر میندازه.
نژادپرست کسیه که از عقده‌ی حقارت یا خودبزرگ‌بینی رنج می‌بره، که نتیجه‌ی هر دوتاش یکیه، چرا که در هر دو حالت نتیجه‌ش تحقیر دیگرانه.

حیوون احساساته از پیش معینی نداره اما برعکس انسان دارای چیزیه یه اسم «پیش‌داوری»، انسان درباره‌ی دیگران نظر می‌دهبدون اینکه اونا رو بشناسه، در واقع تصور می‌کنه میدونه اونا چطورین و چه ارزشی دارن که غالبن اشتباه می‌کنن، در واقع ترس نژادپرست از همین‌جا شروع میشه و به سوی جنگیدن میره؛ وقتی میگیم ترس منظورمون این نیست که نژادپرست از ترس به‌خودش می‌لرزه بلعکس همون ترسشه که باعث پرخاشگری و گاز گرفتن دیگران میشه.
نژادپرست تصور می‌کنه که خارجی (همون متفاوت منظورمه)، حالا هر کس که باشه، قصد تصاحب داراییشو داره به همین دلیل بهش بدبین میشه حتا بدون اندیشیدن، تقریبن از روی غریزه. (حالا ممکن این متفاوت هم‌وطنش باشه اما از قومیتی متفاوت)؛ حیوون نمی‌جنگه مگه اینکه بهش حمله کنن اما بعضی وختا انسان به فرد متفاوت حمله می‌کنه بدون اینکه انسان متفاوت قصد تصاحب چیزی رو داشته باشه.
تو یه نگاه دقیق میتونیم بگیم حیوونی که اصلن تربیت نشده یک درجه از انسان نژادپرست بالاتره.
استحمار یک ملت , بهترین راه برای استعمار آنهاست ...

Novice Poster

Novice Poster



no avatar
پست ها

57

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 0 مرتبه
تاريخ عضويت

شنبه 25 شهریور 1385 12:52

آرشيو سپاس: 0 مرتبه در 0 پست

توسط shanbalooz » چهارشنبه 12 مهر 1385 16:37

اينطور كه شما صحبت مي كنيد ظاهرا ما در جنگ پيروز شديم پس بايد پرسيد چرا ايران قطعنامه 597 را پذيرفت قطعنامه اي كه در ابتدا حاضر نبود بپذيره دوم ان نامه چه محرمانه بود يا نبود گوياي همان مسئله اي است كه گفتم  وثالثا اگر انها بخشي از خاك مارا در اختيار داشتند خب ما هم جزيره ي فاو را داشتيم پس  مي تونستيم با انها وارد مذاكره شويم تا كش امدن جنگ انقدر براي ما تلفات نداشته باشد ودر اخر اينكه موقع سخن  گفتن مواظب باشيد كه از حدود ادب خارج نشويد  :x

Furious Poster

Furious Poster



نماد کاربر
پست ها

361

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 3 مرتبه
تاريخ عضويت

جمعه 22 اردیبهشت 1385 01:15

آرشيو سپاس: 29 مرتبه در 15 پست

توسط mostafaa » چهارشنبه 12 مهر 1385 16:40

چترهای شیشه ای (1) – تسلط فرهنگی صهیونیسم بر سینمای جهان

27 بهمن 1384

پژوهشگر: مهدی علیخانی

چکیده: صهیونیست ها با بهره گیری از: سینما، تلویزیون، رادیو، ماهواره ها، اینترنت، خبرگزاری ها و ...، بطورکلی در تلاش برای برقراری نوعی فرهنگ صهیونیستی در سراسر جهان و در واقع دهکده ای جهانی با تسلط فرهنگی صهیونیستی هستند.
در این راستا، نگارنده سعی دارد در تحلیل چترهای شیشه ای بطور کلی به بررسی ابزارها و چگونگی گسترش این فرهنگ و در این قسمت مشخصاً به تولیدات سینمایی صهیونیسم جهانی بپردازد.

__________________________________________________________________________________________________________

مقدمه :
امپریالیسم رسانه ای بعنوان مدلی نوین از امپریالیسم و کلونی سازی در راستای استعمار و استثمار اذهان جهانی، مشخصاً به عنوان ابزاری کارآمد توسط صهیونیسم جهانی مدیریت و بکارگیری می شود.
از آنجایی که این نوع از امپریالیسم، مرز و محدوده مشخصی ندارد و بنوعی جهان شمول است نمی توان محدوده مشخصی را برای آن در نظر گرفت و به لحاظ ابزار تسلط آن که تکنولوژی رسانه ها است، هر نقطه ای از جهان، کلونی آن محسوب می گردد.
از طرفی با گسترش تکنولوژی های ارتباط جمعی و ماهواره ها، هر لحظه محدوده نفوذ و گستره مخاطبین این موج نوین امپریالیستی در حال افزایش است.
لذا صهیونیست ها با بهره گیری از: سینما، تلویزیون، رادیو، ماهواره ها، اینترنت، خبرگزاری ها و ...، بطورکلی در تلاش برای برقراری نوعی فرهنگ صهیونیستی در سراسر جهان و در واقع دهکده ای جهانی با تسلط فرهنگی صهیونیستی هستند.
در این راستا، نگارنده سعی دارد در تحلیل چترهای شیشه ای بطور کلی به بررسی ابزارها و چگونگی گسترش این فرهنگ و در این قسمت مشخصاً به تولیدات سینمایی صهیونیسم جهانی بپردازد.

سینما:
جنبش صهیونیسم بر اساس برنامه‌های از پیش طراحی شده خود كه مورد حمایت بی‌شائبه صهیونیست‌های سرمایه‌دار و با نفوذ قرار دارد، تبلیغات گسترده‌ای را در جهان به نفع خود به راه انداخته است در حالی كه رسانه‌های گروهی عرب و مسلمان اقدام عملی مؤثری برای مقابله با تبلیغات صهیونیستی یا افشای ماهیت آن در برابر افكار عمومی جهانیان انجام نداده اند.
دعوت به سوء استفاده از هنرهای جدید به نفع صهیونیسم بین‌الملل به وضوح در پروتكل‌های دانشوران صهیون مشاهده می‌شود كه در این میان هنر هفتم از جایگاه و اولویت خاصی نزد رهبران صهونیسم برخوردار است. لذا عجیب نیست كه صهیونیست‌ها مالك بزرگترین شركت‌های سینمایی در دنیا باشند و سینمای صهیونیستی نقش بسزایی در انحراف افكار عمومی جهان ایفا ‌كند.
طراحان سیاست های تبلیغاتی صهیونیسم، خیلی زود به این واقعیت پی بردند كه سینما یا هنر هفتم، یگانه ابزار تبلیغاتی قرن حاضر است و از این ابزار برای رسیدن به اهداف خود بهره‌های فراوانی بردند.
نخستین شركت تولید فیلم در آمریكا كه بازوان اختاپوسی صهیونیسم، پیش از همه آن را در بر گرفت، شركت «فیناگراف» بود . این شركت از سال 1909 به تولید فیلم‌های صهیونیستی پرداخت. پس از آن بود که صهیونیست های دیگری مالكیت شركت های تولید فیلم در هالیوود را در اختیار گرفتند.
این شركت ها از همان ابتدای احیای صهیونیسم با تهیه فیلم های سینمایی مختلف تلاش كرده‌اند تا ایده‌های صهیونیستی را به تماشاگران القاء كنند و با به كارگیری مضامینی درباره قوم یهود و سرگردانی آنها از زمان موسی (ع) تا دوره معاصر و وقایع موهنی چون هلوکاست، با مظلوم نمایی به برانگیختن احساسات مردم به نفع صهیونیست ها پرداخته‌اند.
با آغاز فعالیت های سینمایی صهیونیسم در سال 1917 میلادی كه همزمان با صدور اعلامیه بالفور است، حملات تبلیغاتی گسترده علیه اسلام و فلسطینیان آغاز شد.
در این دوره صهیونیست ها برای اینكه دولتی در سرزمین فلسطین تشكیل دهند و فلسطینیان را از سرزمین اجدادی‌شان اخراج كنند، فیلم هایی ساختند كه در آن قهرمانان به ظاهر یهودی كه مورد آزار مسلمانان فلسطینی بودند، مثلاً برای پس گرفتن حق خود تلاش می‌كنند!
فیلم‌های «فرزند سرزمین»، «گروه یهودی» و «خانه پدرم» نیز دارای چنین مضامینی هستند.
صهیونیست ها با چنین زمینه‌سازی هایی به آماده كردن افكار عمومی جهان جهت ایجاد رژیم صهیونیستی پرداختند و سرانجام با مساعدت قدرت های استكباری به ویژه انگلیس و آمریكا توانستند به شكل ظالمانه‌ای سرزمین فلسطین را اشغال كنند.
با اشغال فلسطین و ایجاد رژیم غاصب صهیونیستی توجه صهیونیست ها به صنعت سینما افزایش یافت و با برنامه‌ریزی همه جانبه، روند تأثیرگذاری خود بر سینمای جهان را نیز شدت بخشیدند.
فیلم‌های «سرزمین فراعنه»، «ایسته و پادشاه» و «سلیمان و ملكه صبا» محصول نفوذ صهیونیست ها بر سینمای غرب بود.
صهیونیست ها همچنین فعالیت گسترده‌ای برای جلب همكاری شركت های فیلمسازی جهان را آغاز كردند و از این مقطع به بعد افكار عمومی غرب به طور ناخودآگاه سینمای صهیونیستی را در انعكاس صحیح تاریخ و حوادث جهان بی‌طرف و صادق دانستند و به سوی آن جذب شدند. در حالی كه فیلم های ساخته شده در این دوره دو هدف اصلی را دنبال می‌كرد:
الف ) مخدوش ساختن چهره اسلام
ب ) موجه جلوه دادن عملكردهای رژیم صهیونیستی

اما از سال 1948 میلادی كه صهیونیست‌های متجاوز گام در خاك فلسطین نهادند سینمای صهیونیستی نیز متشکل شد و سازمان‌ها و سرمایه‌داران صهیونیست و یهودی حمایت گسترده خود را از این صنعت آغاز كردند.
رویكرد سینمای صهیونیستی در آن زمان اینگونه بود:
1- تشویق یهودیان خارج از فلسطین اشغالی به مهاجرت به این سرزمین.
2- سوء استفاده از سینما برای جمع‌آوری حمایت‌های مالی از حكومت نظامی صهیونیستی.
3- تولید فیلم با سرمایه صهیونیست‌ها و حمایت آمریكا برای توجیه جنایات‌ هاگانا علیه روستائیان و شهروندان عرب.

بعد از جنگ جهانی دوم، موسسه "تاریخ رایش سوم" با سرپرستی صهیونیسم و مدیریت ویلیام شادیرر که مدعی کشف چندین تن از اسناد آلمانی ها، بعد از جنگ جهانی دوم در زمان معدوم کردن آنهاست، با استناد بر اسنادی که هیچگاه مورد تأیید واقع نشدند، تاکنون این اسناد را مبنای دهها فیلم سینمایی، رمان، مجموعه داستان، تئاتر، تحلیل تاریخی و ... قرار داده است و در همه آنها مرثیه برای آوارگان یهودی و نابود شدگان در بازداشت گاههای دخائو، آشویتس، کراکو و ... سرداده شده است. این در حالیست که گزارش های سازمان صلیب سرخ جهانی، نیروهای ملل متحد و بسیاری از تاریخ نویسان بی طرف بر آن تاکید کرده اند که آمریکا مرزهای خود را بر روی یهودیان اروپای شرقی و مرکزی می بندد و تنها راه خروج از اروپا به فلسطین ختم می شود!
دیری نپایید كه صهیونیست ها با خرید مشهورترین شركت های تولید فیلم در جهان به خصوص در آمریكا توانستند در این رسانه گروهی نفوذ پیدا كنند.
آمارها حكایت از آن دارد كه تعداد زیادی از دست‌اندركاران سینمای آمریكا از تهیه‌كننده و كارگردان گرفته تا بازیگر و فیلمبردار از صهیونیست ها و یا تحت نفوذ آنها بوده و هستند.
رمان نویسان، نمایشنامه نویسان و فیلمنامه نویسانی مانند: ژان پل سارتر، مارگریت دوراس، کنستانتین ویرژیل گئورگیو، روبرمرل، باشیتوس سینکلر، آرتور کیسلر و ...، با حمایت صهیونیست ها، در تیراژهای چند صدهزار تایی و چند میلیونی به اشاعه مظلومیت دروغین قوم یهود پرداختند و این آثار سناریوی بسیاری از فیلم ها شدند.
در این راستا، در مورد جنگ جهانی دوم فیلم فرانسوی (بازگشت به زندگی) در سال 1949 ساخته (آندره کایات) که به وضعیت اردوگاههای یهودی می پرداخت، ساخته شد. فیلم مستند آلن رنه با نام "شب و مه" درسال 1959، "کاپو" در سال 1959 اثر جیل پونته کروو، فیلم پرهزینه "اردوگاه شماره 17" محصول سال 1960 ساخته بیلی وایلدر، "فرار بزرگ" درسال 1960 و ...، نیز با کارکردهای استراتژیک برای صهیونیست ساخته شدند.
اما جهش واقعی سینمای صهیونیستی به دوران پس از جنگ پنجم ژوئن سال 1967 میلادی باز می‌گردد كه طی آن رژیم صهیونیستی مقدار بیشتری از اراضی اعراب را اشغال كرد، از این رو مأموریت توجیه این اشغال در برابر افكار عمومی جهان و به تصویر كشیدن اسراییل به عنوان سرزمینی افسانه‌ای و بسیار زیبا برای جذب تعداد بیشتری از صهیونیست‌ها به صنعت سینما سپرده شد.

مهمترین فیلم‌های صهیونیستی تولید شده در این زمان عبارتند از:

1.فیلم تپه 42: از نورولد ویكنسون كه به تمجید از دلاوری‌ها و انسان‌دوستی سربازان صهیونیست می‌پردازد!
2.فیلم شتر: به كارگردانی اوسامرنا كاهاس، فیلمبرداری یوشیومانیا و تهیه كنندگی بابالی. هدف از ساخت این فیلم نمایش عقب‌ماندگی اعراب و مدنیت و تمدن بالای یهودیان بود.
3.فیلم كن لایمل در تل آویو : که درباره یك یهودی 80 ساله به همین نام است كه یكی از پیشكسوتان فولكلور مردمی یهود به شمار می‌رود.
این فرد كه میلیون‌ها دلار ثروت دارد به پسرانش وصیت می‌كند كه با دختران یهودی ازدواج كرده و در فلسطین اشغالی ساكن شوند. این فیلم در واقع دعوت صریح و آشكار از یهودیان برای مهاجرت به فلسطین است.
4.فیلم دیوید: داستان یك خانواده یهودی است كه مورد ظلم و ستم نازی‌ها قرار می‌گیرند. در این فیلم به طور مستقیم از افكار عمومی جهان خواسته شده ظلم و ستم نازی‌ها علیه صهیونیست‌های بی‌گناه را محكوم كنند و عملاً مظلوم نمایی هلوکاست پایه گذاری می شود.
صهیونیست‌ها با این فیلم كه تولید مشترك اسراییل و آلمان است توانستند جایزه اول جشنواره سینمایی كن فرانسه را به دست آورند!

اگرچه اولین جهش و به عبارت بهتر نهضت سینمای رژیم صهیونیستی در سال 1967 میلادی صورت گرفت، اما دوره طلایی آن از دهه 70 میلادی آغاز شد كه می‌توان دلایل زیر را برای آن ذكر كرد:
1.ثبات نظامی منطقه و ادامه اشغال مناطق عربی توسط صهیونیست‌ها.
2.بهبود اوضاع سینما در اسراییل و ایجاد دو كارگاه ساخت فیلم‌های سینمایی رنگی.
3.ساخت شهرك های سینمایی.
4.افزایش تعداد شركت‌های تولید فیلم‌های سینمایی. در این مدت به طوری كه شمار شركت‌های تولید فیلم به 15 و شركت‌های خدمات تولید فیلم به 35 شركت رسید.

همچنین در این دوره تأسیسات زیر نیز ایجاد شد:
1- دو كارخانه فیلم‌سازی كه یكی از آنها تحت مالكیت شركت (كابینال فیلم) می‌باشد كه دفتر آن در قدس واقع است.
2- شركت بیركی باتیه همریز.
3- شركت‌های تولید فیلم از جمله اسرا فیلم، كه دفتر آن با نام ساویلسون فیلم در لندن واقع است.

سینمای صهیونیستی در دهه 80 میلادی قله‌های هالیوود را فتح كرد و توانست بسیاری از سینماگران صاحب نام جهان را جذب و اكثر كشورهای غربی قراردادهای سینمایی منعقد كند و جوایز زیادی را به سبب فیلم‌های نژادپرستانه‌اش به دست آورد.
به عنوان نمونه «ویلیام فاكس» از صهیونیست های افراطی، مالكیت شركت «فوكس قرن بیستم» را برعهده داشت. شركت برادران «وارنر» در تملك «هارنی وارنر» و برادران او، شركت «پارامونت» متعلق به «هودكنسون» و مالكان شركت «متروگلدوین مایر» نیز همگی صهیونیست بودند.
در فیلم‌های تولید شده توسط این سینما، بر مهاجرت به فلسطین اشغالی و حمایت از اسراییل در برابر ددمنشی عرب‌ها تأكید فراوانی شده است.
در سال 1980 میلادی 12 فیلم توسط سینماهای صهیونیستی بر پرده سینماها آمد كه مهمترین آن عبارتند از:
- آخرین دریا: اثر حییم نحوری
- ستاره صبح: اثر الكفاربركن
- برونه دیف: اثر اموسی موگاردی،
- خانواده شناسنامه‌ای من: اثر ایتان كرین.
یكی دیگر از مهمترین این فیلم‌ها "ازدواج درراه تل آویو" است كه سناریوی آن به طرز زیركانه‌ای از نمایشنامه "خسیس" اقتباس شده است. در این فیلم از یهودیان خواسته شده با انباشت ثروت،توانایی مالی خود را در كشورهایی كه در آن سكونت دارند، بالا ببرند.

در طول سالهای 1981 و 1982 میلادی نیز فیلم‌های زیادی ساخته شد كه از جمله مهم ترین آن می‌توان به این مورد اشاره كرد:
- فیلم زنان ... زنان: اثر (آلفرد مستینهارد).
- فیلم لینا: درباره زنی كه برای آزادی همسرش از زندان‌های روسیه تلاش می‌كند اما دیری نمی‌پاید كه به اسراییل باز می‌گردد و با یك یهودی ازدواج كرده و افراد زندانی در روسیه را به فراموشی می‌سپارد. این فیلم در واقع به شكلی خزنده به ارتباط میان صهیونیست‌ها و فلسطین اشغالی به عنوان سرزمین موعود می‌پردازد.
فیلم «حمله به عنتبه» نیز نمونه بارزی از این دست است. در این فیلم كه با بازیگری «كرك داگلاس» هنرپیشه مورد حمایت صهیونیست ها ساخته شده، تلاش گردید كه از مردم مبارز فلسطین، چهره‌های حامی تروریسم نشان داده شود و در پایان فیلم ارتش اسرائیل به عنوان حامی و ناجی یهودیان معرفی می شود.

امروزه هم شاهد هستیم كه صهیونیست ها درقالب فیلمهای سینمایی مختلف و با حمایت بی‌دریغ از امپریالیسم آمریكا چتری از تبلیغات را بر سر مردم جهان كشیده‌اند تا واقعیت‌ها و تجاوزات خود علیه فلسطینی‌ها و مردم خاورمیانه را از دید آنها پنهان دارند .
در این راستا برخی از شرکتهای صهیونیستی فیلمسازی تمام تلاش خود را بکار گرفته اند که از مهمترین آنها به مؤسسات زیر اشاره کرد:
1- آكادمی فیلم اسراییل: كه در اواخر دهه 70 میلادی تأسیس شد و سهم زیادی در اعطای كمك‌های مالی به تولید فیلم‌های نژادپرستانه دارد. این مركز سالانه برای ساخت 5 تا 7 فیلم صهیونیستی برنامه‌ریزی می‌كند و اخیراً نیز دانش‌آموزان مدارس ابتدایی و راهمایی را وارد جرگه سینما كرده است!
2- آرشیو فیلم اسراییل: مسؤولیت آرشیو و قرار دادن فیلم در اختیار دست‌ اندركاران امور سینما از وظایف این شركت است.
3- مركز فیلم اسرائیل: این مركز كه زیر نظر وزارتخانه‌های بازرگانی و صنعت فعالیت می‌كند به طور مستقیم عهده‌دار مسؤولیت صنعت سینما در رژیم صهیونیستی است.
همچنین یك شركت سینمایی در تل‌ آویو نیز مسؤول جست و جو برای یافتن كادرهای مختلف سینمایی و ارائه كمك‌های مادی و معنوی است .
از افرادی كه توسط این شركت كشف و بعدها به بزرگترین ستاره های سینما تبدیل شدند می توان آلی ینشبر كارگردان فیلم 94 دقیقه‌ای ترسوها و از جمله هنرپیشگان می‌توان از «راجر مور» قهرمان مشهور فیلمهای جیمز باند نام برد. (این هنرپیشه پس از سفر به فلسطین اشغالی به خاطر ستایشی كه از صهیونیست‌ها به عمل آورد به دریافت پاداش و جایزه ویژه‌ای نایل شد. رژیم صهیونیستی به شركت های تولید فیلم سینمایی كه تحت سیطره‌اش بودند، دستور داد تا وی را در پناه حمایت خویش قرار دهند، بدین ترتیب بود كه ناگهان «راجر مور» در عالم سینما و تلویزیون سیر صعودی طی كرد و توانست به عنوان هنرپیشه فیلم‌های مشهور جیمزباند به شهرت برسد.
همچنین از هنرپیشه گان زن مطرح تحت نفوذ و حمایت صهیونیسم می توان کمرون دیاز که پولسازترین هنرپیشه زن هالیوود در سالهای گذشته نیز بوده است را نام برد.
یکی از مشهورترین کارگردانان صهیونیسم، استیون اسپیلبرگ است. در کارنامه سینمایی استیون اسپیلبرگ دو فیلم "فهرست شیندلر" محصول 1993 و "نجات سرباز وظیفه رایان" محصول 1998، نسبت به دیگر آثار او برجستگی قابل توجهی دارد.
تاریخ سازی برای حقانیت صهیونیست ها و شجره سازی صهیون در این دو فیلم بیش از بقیه آثار این فیلمساز به چشم می آید؛ زیرا در این دوفیلم موضوع جنگ جهانی دوم، نازی ها و یهو دیان و هولوکاست است. این کارگردان صهیونیست آمریکایی تبار که از سال 1971 با فیلم دوئل کار در سینما را شروع کرده است حتی در آخرین اثر خود، ترمینال، در سال 2004، مسیر دائمی تبلیغ صهیون را نادیده نگرفته است.
همچنین در سال 2004، رومان پولانسکی در فیلم "پیانیست" خوش خدمتی به صهیونیست ها را به اوج رساند.
تولیدات سینمایی صهیونسم جهانی، به غیر از مظلوم نمایی و هویت سازی، ژانرهای متنوع دیگری را نیز شامل می شود و در حال پیگیری است که نگارنده در مقاله ای تحلیلی با عنوان " لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد " به تفصیل به بررسی آن پرداخته است.

http://www.irdc.ir/article.asp?id=254
استحمار یک ملت , بهترین راه برای استعمار آنهاست ...

Furious Poster

Furious Poster



نماد کاربر
پست ها

361

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 3 مرتبه
تاريخ عضويت

جمعه 22 اردیبهشت 1385 01:15

آرشيو سپاس: 29 مرتبه در 15 پست

توسط mostafaa » چهارشنبه 12 مهر 1385 17:07

shanbalooz نوشته است:اينطور كه شما صحبت مي كنيد ظاهرا ما در جنگ پيروز شديم پس بايد پرسيد چرا ايران قطعنامه 597 را پذيرفت قطعنامه اي كه در ابتدا حاضر نبود بپذيره دوم ان نامه چه محرمانه بود يا نبود گوياي همان مسئله اي است كه گفتم  وثالثا اگر انها بخشي از خاك مارا در اختيار داشتند خب ما هم جزيره ي فاو را داشتيم پس  مي تونستيم با انها وارد مذاكره شويم تا كش امدن جنگ انقدر براي ما تلفات نداشته باشد ودر اخر اينكه موقع سخن  گفتن مواظب باشيد كه از حدود ادب خارج نشويد  :x

به طرفی میگن پیروز که به خواستش رسیده باشه . هدف صدام جدایی خوزستان و مناطق نفت خیز از ایران بود که به اون هدف نرسید پس شکست خورده . هدف ایران حفظ ناموس و مملکت و انقلاب بود که کاملا هم به این هدف رسید پس طرف پیروزه . در ضمن اون قطعنامه خیلی بهتر از چیزایی بود که قبلا به ایران پیشنهاد داده بودند . یه بچه هم میفهمه وقتی به ایران میگن تنها آتش بس کن و صحبتی از صلح به میون نیارن یعنی میخوان یه مدت اوضاع آروم بشه و بسیجیها که با شور خاصی به جبهه ها اومده بودن برگردن سر کار و زندگیشون . در این مدت صدام هم بیشتر از قبل تامین تسلیحاتی و ... بشه و به ناگاه به ایران حمله کنند و بار دیگر ایران رو غافلگیر کنند اما اینبار با توان بیشتر ... پذیرش آتش بس هم به دلیل شکست نبود . دلائل زیادی داشت که اکثرش توی نامه ی امام ( ره ) اومده . یکی دیگه از دلائلش استفاده ی گسترده ی صدام از سلاحهای شیمیائی بود . اینو دیگه نمیشد کاریش کرد . صدام هر جا در آستانه ی شکست قرار میگرفت بطور گسترده از بمبهای شیمیائی استفاده میکرد . نمونش عملیات خیبر . که اکثر قریب به اتفاق رزمنده های حاضر در اون عملیات شیمیائی شدن از جمله پدر خودم . و نکته ای که نباید فراموش بشه سکوت غرب وحشی در قبال این جنایاته ...

شما برو یه بار قشنگ تاریخ جنگ رو بخون و ببین جزیره ی فاو کی و کجا در اختیار ایران بوده بعد اظهار نظر کن ...
بجای خوندن مطالب صهیونیستی و آمریکایی و نیز تکرار مطالب منافقین اندکی هم به مطالب داخلی رجوع کن و مطلب رو از دهان کسانی که توی اون حماسه حضور داشتند گوش کن . همین فاو که شما میگی در عملیات والفجر هشت بطور ناقص فتح شد . به قولی فتح اون جزیره پادرهوا بود ! یعنی ایران نتونست تسلط خودش رو بر اون کامل کنه و استحکاماتشو اونجا مستقر کنه . چون آمریکائیها قبل از اجرای کربلای چهار و فتح کامل جزیره ی فاو اطلاعات عملیات رو در اختیار عراقیها قرادادند ...

در مورد ادب هم به بهترین نحو ممکن با جنابعالی صحبت کردم . دوستان میتونن در این مورد قضاوت کنن . اما اگر شما از احترام خوشت نمیاد بگو تا منم جور دیگه ای باهات حرف بزنم .
استحمار یک ملت , بهترین راه برای استعمار آنهاست ...

Novice Poster

Novice Poster



no avatar
پست ها

57

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 0 مرتبه
تاريخ عضويت

شنبه 25 شهریور 1385 12:52

آرشيو سپاس: 0 مرتبه در 0 پست

توسط shanbalooz » چهارشنبه 12 مهر 1385 17:10

اولا من نگفتم نژاد اريايي برتره چون اصلا به برتري نژادي اعتقادي ندارم گفتم عربها اينجوري فكر مي كنند  چون سابقه ي عملكرد تاريخي انها اينطور نشان مي دهد درضمن در همين لبنان همين الان هم بين طوايف عرب دعوا ودرگيري هست كه يه نمونه اش راتوجنگهاي داخلي لبنان ديديم من نمي دانم تكه پاره كردن هموطن را شما انسانيت ميدوني :-( د

قبليبعدي

 


  • موضوعات مشابه
    پاسخ ها
    بازديدها
    آخرين پست

چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 2 مهمان