امروز چه روزیه؟ (ببین و بنویس آنچه دلت می خواهد........)

اخبار و قوانين انجمن را در اين بخش مطالعه فرماييد

مدیر انجمن: شوراي نظارت

ارسال پست
Captain I
Captain I
پست: 527
تاریخ عضویت: یک شنبه 10 مهر 1390, 7:31 pm
سپاس‌های ارسالی: 1884 بار
سپاس‌های دریافتی: 2112 بار

امروز چه روزیه؟ (ببین و بنویس آنچه دلت می خواهد........)

پست توسط آزیتا » چهار شنبه 20 مهر 1390, 3:39 pm

به نام خداوند شعر و شعور خداوند خورشید, خداوند نور

روز بزرگداشت حافظ
شاعر نکته پرداز و عاشق ایرانی مبارک

دوستان گرامی اگه دوست داشتید بیاییم تو این بخش شعرهای زیبای حافظ رو که به نوعی به دلمون میشینه رو بنویسم

اولیش رو خودم می نویسم و از خواجه ی شیرین سخن می خوام به انتخاب خودش باشه

الهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

حافظ گشوده ام :

شاه شمشاد قدان خسرو شیرین دهنان که بمژگان شکند قلب همه صف شکنان
مست بگذشت و نظر بر من درویش انداخت گفت ای چشم و چراغ همه شیرین سخنان
تا کی از سیم و زرت کیسه تهی خواهد بود بنده ی من شو و برخور ز همه سیم تنان
کمتر از ذره نئی پست مشو مهر بورز تا به خلوتگه خورشید رسی چرخ زنان
بر جهان تکیه مکن ور قدحی می داری شادی زهره جبینان خور و نازک بدنان
پیر پیمانه کش من که روانش خوش باد گفت پرهیز کن از صحبت پیمان شکنان
دامن دوست بدست آر و ز دشمن بگسل مرد یزدان شو و فارغ گذر از اهرمنان
با صبا در چمن لاله سخن می گفتم که شهیدان که اند این همه خونین کفنان
گفت حافظ من و تو محرم این راز نه ایم از می لعل حکایت کن و شیرین دهنان

پیشاپیش از شرکت تک تک شما متشکرمتصویر

{آزیتا(دریا)}
[COLOR=#548dd4]   کسی شد شمع , آبش می   

 هر که شد تصویر ,قابش می کنند 

 هر که با افسانه پردازان نشست 

 با فسون خویش, خوابش می کنند 



برای عضویت در انجمن اهدای عضو به لینک زیر مراجعه  

[لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید]

[FONT=System]دریا سرنوشتم را به یاد آور .............


   به جان نمی رسد تا به تو بر فشانمش
 

 برکه توان نهاد دل , تا ز تو واستانمش

قوت شرح عشق تو , نیست زبان خامه را

گرد در امید تو , چند به سر دوانمش ؟
 
 
 
تصویر DARYA تصویر

Frenzied Poster
Frenzied Poster
نمایه کاربر
پست: 560
تاریخ عضویت: چهار شنبه 6 مرداد 1389, 1:00 am
سپاس‌های ارسالی: 2278 بار
سپاس‌های دریافتی: 1686 بار
تماس:

Re: امروز چه روزیه؟ (ببین و بنویس آنچه دلت می خواهد........

پست توسط masieh » چهار شنبه 20 مهر 1390, 9:20 pm

با سلام خدمت همه دوستان و سرکار خانم ازیتا و تشکر از شما بخاطر قرار دادن این موضوع



این غزل حافظ نسیب دل غمناک ما شد که به دلم نشست:
خرم ان روز کزین منزل ویران بروم/راحت جان طلبم وز پی جانان بروم

گر چه دانم که به جایی نبرد راه غریب/من به بوی سر زلف پریشان بروم

دلم از وحشت زندان سکندر بگرفت/رخت بر بندم و تا ملک سلیمان بروم

چون صبا با دل بیمار و تن بی طاغت/به هواداری ان سرو خرامان بروم

در ره او چو قلم گر به سرم باید رفت/با دل زخم کش و دیده گریان بروم

نذر کردم گر از ین غم بدر آیم روزی/تا در میکده شادان و غزلخوان بروم

به هواداری او ذره صفت رقص کنان/تا لب چشمه خورشید درخشان بروم

تازیان را غم احوال گرانباران نیست/ پارسایان مددی تا خوش و اسان بروم

ور چو حافظ نبرم ره ز بیابان بیرون. . .همره کوکبه آصف دوران بروم
اول علی اخر علی

Captain I
Captain I
پست: 527
تاریخ عضویت: یک شنبه 10 مهر 1390, 7:31 pm
سپاس‌های ارسالی: 1884 بار
سپاس‌های دریافتی: 2112 بار

Re: امروز چه روزیه؟ (ببین و بنویس آنچه دلت می خواهد........

پست توسط آزیتا » پنج شنبه 21 مهر 1390, 9:20 pm

به نام خداوند نغمه و راز خداوند بخشنده ی بی نیاز

عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت

که گناه دگران برتو نخواهند نوشت

من اگر نیکم اگر بد تو برو خود را باش

هر کسی آن درود عاقبت کار که کشت

همه کس طالب یارند چه هوشیار و چه مست

همه جا خانه ی عشق است,چه مسجد چه کنشت

سر تسلیم من و خشت در میکده ها

مدعی گر نکندفهم سخن گو سرو خشت

ناامیدم مکن از سابقه ی لطف ازل

تو چه دانی که پس پرده که خوب است و که زشت

نه من از پرده ی تقوی بدر افتادم و بس

پدرم نیز بهشت ابد از دست بهشت

حافظاروز ازل گر به کف آری جامی

یکسر از کوی خرابات برندت به بهشت

{آزیتا(دریا)}
[COLOR=#548dd4]   کسی شد شمع , آبش می   

 هر که شد تصویر ,قابش می کنند 

 هر که با افسانه پردازان نشست 

 با فسون خویش, خوابش می کنند 



برای عضویت در انجمن اهدای عضو به لینک زیر مراجعه  

[لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید]

[FONT=System]دریا سرنوشتم را به یاد آور .............


   به جان نمی رسد تا به تو بر فشانمش
 

 برکه توان نهاد دل , تا ز تو واستانمش

قوت شرح عشق تو , نیست زبان خامه را

گرد در امید تو , چند به سر دوانمش ؟
 
 
 
تصویر DARYA تصویر

Captain II
Captain II
نمایه کاربر
پست: 1407
تاریخ عضویت: جمعه 3 شهریور 1385, 1:31 am
محل اقامت: مازندران
سپاس‌های ارسالی: 6679 بار
سپاس‌های دریافتی: 5422 بار

Re: امروز چه روزیه؟ (ببین و بنویس آنچه دلت می خواهد........

پست توسط airplane » جمعه 22 مهر 1390, 12:23 am

در ضمن امروز سالروز عاشورای شمسی هم بود
آیا می دانید هر فرد پس از مرگ با اهدای اعضای خویش می تواند سبب نجات یا ارتقای سلامتی بیش از 50 نفر شود


برای عضویت در انجمن اهدای عضو به لینک زیر مراجعه کنید


[لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید]

[COLOR=#000000]تا چند زنم بروی [COLOR=#0070c0]دریاها خشت بیزار شدم ز بت‌پرستان  

خیام که گفت دوزخی خواهد بود که رفت بدوزخ و که آمد ز بهشت



 

Captain I
Captain I
پست: 527
تاریخ عضویت: یک شنبه 10 مهر 1390, 7:31 pm
سپاس‌های ارسالی: 1884 بار
سپاس‌های دریافتی: 2112 بار

Re: امروز چه روزیه؟ (ببین و بنویس آنچه دلت می خواهد........

پست توسط آزیتا » یک شنبه 24 مهر 1390, 4:31 pm

به نام خداوند زیبا پسند خداوند ترشی, خداوند قند

گفتم غم تودارم, گفتا غمت سرآید

گفتم که ماه من شو,گفتا اگر برآید

گفتم ز مهر ورزان , رسم وفا بیاموز

گفتا ز خوب رویان, این کار کمتر آید

گفتم که برخیالت , راه نظر ببندم

گفتا که شب رو است او از راه دیگر آید

گفتم که بوی زلفت , گمراه عالمم کرد

گفتا اگر بدانی,هم اوت رهبر آید

گفتم خوشا هوایی , کز باد صبح خیزد

گفتا خنک نسیمی ,کز کوی دلبر آید

گفتم که نوش لعلت , من را به آرزو کشت

گفتا تو بندگی کن , کو بنده پرور آید

گفتم دل رحیمت , کی عزم صلح دارد؟

گفتا مگوی با کس , تا وقت آن در آید

گفتم زمان عشرت دیدی که چون سرآید؟

گفتا خموش حافظ, کاین غصه هم سر آید
(تقدیم به دریا ............)


{آزیتا(دریا)}
[COLOR=#548dd4]   کسی شد شمع , آبش می   

 هر که شد تصویر ,قابش می کنند 

 هر که با افسانه پردازان نشست 

 با فسون خویش, خوابش می کنند 



برای عضویت در انجمن اهدای عضو به لینک زیر مراجعه  

[لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید]

[FONT=System]دریا سرنوشتم را به یاد آور .............


   به جان نمی رسد تا به تو بر فشانمش
 

 برکه توان نهاد دل , تا ز تو واستانمش

قوت شرح عشق تو , نیست زبان خامه را

گرد در امید تو , چند به سر دوانمش ؟
 
 
 
تصویر DARYA تصویر

Frenzied Poster
Frenzied Poster
نمایه کاربر
پست: 560
تاریخ عضویت: چهار شنبه 6 مرداد 1389, 1:00 am
سپاس‌های ارسالی: 2278 بار
سپاس‌های دریافتی: 1686 بار
تماس:

Re: امروز چه روزیه؟ (ببین و بنویس آنچه دلت می خواهد........

پست توسط masieh » یک شنبه 24 مهر 1390, 7:25 pm

امروز و خیلی روزهاست فقط میشه انتظار کشید که شاید برگردی دوباره. . .


یاد سهراب بخیر که تا لحظه خاموشی گفت
تو مرا یاد کنی یا نکنی
باورت گر بشود یا نشود
حرفی نیست. . . . .
اما نفسم میگیرد در هوایی که نفس های تو نیست. . . .
اول علی اخر علی

Colonel II
Colonel II
نمایه کاربر
پست: 3470
تاریخ عضویت: جمعه 20 اردیبهشت 1387, 9:44 am
سپاس‌های ارسالی: 5878 بار
سپاس‌های دریافتی: 12403 بار
تماس:

Re: امروز چه روزیه؟ (ببین و بنویس آنچه دلت می خواهد........

پست توسط Solver » یک شنبه 24 مهر 1390, 7:29 pm

امروز سالروز تاسیس سازمان عقیدتی سیاسی در ارتش جمهوری اسلامی ایران است.

شاید بتوان گفت اساس بقای ارتش پس از اتقلاب مربوط به تاسیس این سازمان در ارتش باشد. بر خلاف نظر اکثر گروهک ها که اعتقاد به حذف کامل ارتش از سیستم داشتند عده ای بودند که معتقد بودند با غربال پرسنل ارتش و اصلاحات میتوان از این ارگان به نفع کشور بهره برد.

به همین دلیل کمیته ای تحت نام اداره عقیدتی در ستاد نیروهای مسلح ایجاد شد و ریاست اون در ابتدا به مسئول پاسخگویی حوزه در ارتباط با متقاضیان روحانیون حوزوی (آیت الله صفری) سپرده شد.

بنی صدر پس از به دست گرفتن فرماندهی کل قوا خواستار کنترل خط دهی این اداره (اداره عقیدتی) و حذف ریاست حوزوی آن شد. امام خمینی با مخالفت شدید در این مورد ضمن تثبیت مجدد آیت الله صفری به ریاست تاکید کردند اداره عقیدتی یک بعد سیاسی نیز دارد که مستقیما خط مشی خود را از ولایت فقیه دریافت خواهد کرد نه هیچ فرد یا ارگان دیگر اما تامین و پشتیبانی آن با آماد ارتش خواهد بود.

به این ترتیب اداره عقیدتی تبدیل شد به سازمان عقیدتی سیاسی و بستر حضور روحانیت در ارتش. از محاسن این سازمان هر کس که در ارتش خدمت کرده باشد قطعا آگاه است. این سازمان همانند پناهگاهی امن در برابر برخی ظلمها و بی عدالتی های خواسته و ناخواسته نظام خشک ارتش، همچنین روشنگر و جهت دهنده خط فکری پرسنل این سازمان می باشد.
Personal Site: [لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید]

Captain I
Captain I
پست: 527
تاریخ عضویت: یک شنبه 10 مهر 1390, 7:31 pm
سپاس‌های ارسالی: 1884 بار
سپاس‌های دریافتی: 2112 بار

Re: امروز چه روزیه؟ (ببین و بنویس آنچه دلت می خواهد........

پست توسط آزیتا » یک شنبه 24 مهر 1390, 8:17 pm

به نام خداوند خورد و خوراک که او آفرید آدمی را ز خاک

ای قسمت مربوط به شعر های حافظ بود

بعد از این مطلب انشاا.... با شعر های شاعر شیرین سخن ادامه می دهیم

و اما امروز بیست و چهارم مهر روز جهانی غذاست

روز تموم اونایی که وجودشون غذای روحه برای آدما مبارک باشه.

( مثل دریا برای من )

یادمان نرود فقط فقط فقط حافظ

{آزیتا (دریا)}
[COLOR=#548dd4]   کسی شد شمع , آبش می   

 هر که شد تصویر ,قابش می کنند 

 هر که با افسانه پردازان نشست 

 با فسون خویش, خوابش می کنند 



برای عضویت در انجمن اهدای عضو به لینک زیر مراجعه  

[لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید]

[FONT=System]دریا سرنوشتم را به یاد آور .............


   به جان نمی رسد تا به تو بر فشانمش
 

 برکه توان نهاد دل , تا ز تو واستانمش

قوت شرح عشق تو , نیست زبان خامه را

گرد در امید تو , چند به سر دوانمش ؟
 
 
 
تصویر DARYA تصویر

Captain I
Captain I
پست: 527
تاریخ عضویت: یک شنبه 10 مهر 1390, 7:31 pm
سپاس‌های ارسالی: 1884 بار
سپاس‌های دریافتی: 2112 بار

Re: امروز چه روزیه؟ (ببین و بنویس آنچه دلت می خواهد........

پست توسط آزیتا » سه شنبه 26 مهر 1390, 9:41 am

به نام خداوند شعر و سرود

ای خرم از فروغ رخت لاله زار عمر

بازآ که ریخت , بی گل رویت بهار عمر

از دیده گر سرشک چو باران چکد رواست

کاندر غمت چو برق بشد روزگار عمر

این یک دو دم که مهلت دیدار ممکن است

دریاب کار ما که نه پیداست کار عمر

تا کی می صبوح و شکر خواب بامداد

هشیار گرد, هان که گذشت اختیار عمر

دی در گذار بود و نظر سوی ما نکرد

بیچاره دل که هیچ ندید از گذار عمر

اندیشه از محیط فنا نیست هر که را

بر نقطه ی دهان تو باشد مدار عمر

در هر طرف ز خیل حوادث کمین گهیست

زان رو عنان گسسته دواند سوار عمر

بیعمر زنده ام من و زین بس عجب مدار

روز فراق را که نهد در شمار عمر

حافظ سخن بگوی که بر صفحه ی جهان

این نفش ماند از قلمت یادگار عمر
(گوش می کنی دریا؟!)

{آزیتا(دریا)}
[COLOR=#548dd4]   کسی شد شمع , آبش می   

 هر که شد تصویر ,قابش می کنند 

 هر که با افسانه پردازان نشست 

 با فسون خویش, خوابش می کنند 



برای عضویت در انجمن اهدای عضو به لینک زیر مراجعه  

[لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید]

[FONT=System]دریا سرنوشتم را به یاد آور .............


   به جان نمی رسد تا به تو بر فشانمش
 

 برکه توان نهاد دل , تا ز تو واستانمش

قوت شرح عشق تو , نیست زبان خامه را

گرد در امید تو , چند به سر دوانمش ؟
 
 
 
تصویر DARYA تصویر

Captain I
Captain I
پست: 527
تاریخ عضویت: یک شنبه 10 مهر 1390, 7:31 pm
سپاس‌های ارسالی: 1884 بار
سپاس‌های دریافتی: 2112 بار

Re: امروز چه روزیه؟ (ببین و بنویس آنچه دلت می خواهد........

پست توسط آزیتا » پنج شنبه 5 آبان 1390, 10:43 am

به نام خداوند شعر و سرود

دوش در حلقه ی ما قضه ی گیسوی تو بود

تا دل شب سخن از سلسله ی موی تو بود

دل که از ناوک مژگان تو در خون میگشت

باز مشتاف کمانخانه ی ابروی تو بود

هم عفالله ز صبا کز تو پیامی می داد

ور نه در کس نرسیدیم که از کوی تو بود

عالم از شور و شر عشق خبر هیچ نداشت

فتنه انگیز جهان غمزه ی جادوی تو بود

من سر گشته هم از اهل سلامت بودم

دام را هم شکن طره ی هندوی تو بود

بگشا بند غبا تا بگشاید دل من

که گشادی که مرا بود ز پهلوی تو بود

بوفای تو که بر تربت حافظ بگذر

کز جهان میشد و در آرزوی روی تو بود

(دلتنگتم)

{آزیتا(دریا)}
[COLOR=#548dd4]   کسی شد شمع , آبش می   

 هر که شد تصویر ,قابش می کنند 

 هر که با افسانه پردازان نشست 

 با فسون خویش, خوابش می کنند 



برای عضویت در انجمن اهدای عضو به لینک زیر مراجعه  

[لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید]

[FONT=System]دریا سرنوشتم را به یاد آور .............


   به جان نمی رسد تا به تو بر فشانمش
 

 برکه توان نهاد دل , تا ز تو واستانمش

قوت شرح عشق تو , نیست زبان خامه را

گرد در امید تو , چند به سر دوانمش ؟
 
 
 
تصویر DARYA تصویر

Captain I
Captain I
پست: 527
تاریخ عضویت: یک شنبه 10 مهر 1390, 7:31 pm
سپاس‌های ارسالی: 1884 بار
سپاس‌های دریافتی: 2112 بار

Re: امروز چه روزیه؟ (ببین و بنویس آنچه دلت می خواهد........

پست توسط آزیتا » شنبه 28 آبان 1390, 6:09 pm

به نام خداوند شعر و سرود

گل بی رخ یار خوش نباشد

بی باده بهار خوش نباشد

طرف چمن و طواف بستان

بی لاله عذار خوش نباشد

رقصیدن سرو و حالت گل

بی صوت هزار خوش نباشد

با یار شکر لب گل اندام

بی بوس و کنار خوش نباشد

هر نقش که دست عقل بندد

جز نقش نگار خوش نباشد

جان نقد محقر است حافظ

از بهر نثار خوش نباشد

{آزیتا(دریا)}
[COLOR=#548dd4]   کسی شد شمع , آبش می   

 هر که شد تصویر ,قابش می کنند 

 هر که با افسانه پردازان نشست 

 با فسون خویش, خوابش می کنند 



برای عضویت در انجمن اهدای عضو به لینک زیر مراجعه  

[لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید]

[FONT=System]دریا سرنوشتم را به یاد آور .............


   به جان نمی رسد تا به تو بر فشانمش
 

 برکه توان نهاد دل , تا ز تو واستانمش

قوت شرح عشق تو , نیست زبان خامه را

گرد در امید تو , چند به سر دوانمش ؟
 
 
 
تصویر DARYA تصویر

Captain I
Captain I
پست: 527
تاریخ عضویت: یک شنبه 10 مهر 1390, 7:31 pm
سپاس‌های ارسالی: 1884 بار
سپاس‌های دریافتی: 2112 بار

Re: امروز چه روزیه؟ (ببین و بنویس آنچه دلت می خواهد........

پست توسط آزیتا » پنج شنبه 11 اسفند 1390, 4:24 pm

به نام خداوند شعر و سرود

ای که مهجوری عشاق روا می داری

بندگان را ز بر خویش جدا میداری

تشنه ی بادیه را هم به زلالی دریاب

به امیدی که در این ره بخدا می داری

دل ببردی و بحل کردمت ای جان لیکن

به از این دار نگاهش که مرا می داری

ساغر ما که حریفان دگر می نوشند

ما تحمل نکنیم ار تو روا می داری

ای مگس حضرت سیمرغ نه جولانگه توست

عرض خود می بری و زحمت ما می داری

تو بتقصیر خودافتادی ازین در محروم

از که می نالی و فریاد چرا می داری؟

حافظ ار پادشهان پایه بخدمت طلبند

سعی نابرده چه امید عطا می داری


{آزیتا(دریا)}
[COLOR=#548dd4]   کسی شد شمع , آبش می   

 هر که شد تصویر ,قابش می کنند 

 هر که با افسانه پردازان نشست 

 با فسون خویش, خوابش می کنند 



برای عضویت در انجمن اهدای عضو به لینک زیر مراجعه  

[لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید]

[FONT=System]دریا سرنوشتم را به یاد آور .............


   به جان نمی رسد تا به تو بر فشانمش
 

 برکه توان نهاد دل , تا ز تو واستانمش

قوت شرح عشق تو , نیست زبان خامه را

گرد در امید تو , چند به سر دوانمش ؟
 
 
 
تصویر DARYA تصویر

ارسال پست

بازگشت به “اخبار و قوانين سايت”