جديدترين اخبار مربوط به هوانوردي نظامي و غيرنظامي را در اين بخش بخوانيد
Major II

Major II



no avatar
پست ها

102

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 11 مرتبه
تاريخ عضويت

چهارشنبه 27 مرداد 1389 15:45

آرشيو سپاس: 922 مرتبه در 100 پست

گل کاشتی ، آقای کاپیتان

توسط HGhana » يکشنبه 6 آذر 1390 12:07



دیدار و مصاحبه ماهنامه موفقیت با کاپیتان هوشنگ شهبازی ، خلبانی که با مهارت خود ، جان مسافران بوئینگ مسکو به تهران را نجات داد و کلی خبر ساز شد .


از مسکو آمده بود . قرار بود در فرودگاه امام به زمین بنشیند اما چرخ های دماغه اش باز نشد و سر از مهر آباد در آورد . هواپیمای بوئینگ در اسمان های اطراف تهران هم چرخی خورد تا بنزین باکش مصرف شود و بعد در میان نگرانی همه به زمین نشست . دماغه هواپیما سرخ شده بود و عرق از سر و صورت کاپیتان هوشنگ شهبازی سرازیر شده بود . حالا این کاپیتان پرواز و خلبان 55 ساله متولد میانته و تیم پروازش موضوع خبرهای رسانه های مختلف شده بودند تا آنجا که حتی به دیدار رئیس جمهور و رئیس مجلس نیز رفتند تا از آنها تقدیر شود . کاپیتان شهبازی از 26 مهرماه به بعد کلی مصاحبه انجام داده است . حالا خیلی ها او را می شناسند . در شبکه های اینترنتی ، کلی در باره اش نوشته اند . تا آنجا که حتی ایرانیان ساکن آمریکای شمالی این کاپیتان را باعث افتخار و سر بلندی خودشان نزد خارجی دانسته اند ، افتخاری که باعث شده کلی به دیگران فخر بفروشند . ویدئوی این اتفاق نیز یک میلیون و 400 هزار بازدید در شبکه های مجازی داشته است . به سراغ این خلبان 55 ساله رفتیم تا با او در میانه این همه گرفتاری های روزانه در باره این ماجرا ، زندگی شخصی اش و مباحثی چون موفقیت و شهرت گفتگو کنیم .

[B]موفقیت : الان این چندمین مصاحبه شما در این چند روز است ؟

یادم نیست ، فکر کنم بیشتر از 15 تا شده .
موفقیت : و تکراری ترین سوالی که از شما می پرسند ؟

همین شرح ماجرا که از کجا شروع شد و چه اتفاقی افتاد .

موفقیت : جواب دادن به این سوال ، برایتان خوشایند است یا نه ؟

من عاشق پروازم ، دهها بار هم که از پرواز و اتفاقات آن صحبت کنم ، باز خسته نمی شوم .

موفقیت : این عاشق پرواز بودن دقیقا یعنی چی ؟

واقعا از بچگی و جوانی عاشق پرواز بودم ، برایم لذتبخش است . همه سختیهایش را هم تحمل کرده ام تا به آن برسم . من از همان اوایل ، درس خواندن را خیلی دوست داشتم ، به خاطر همین وارد این رشته لذتبخش شدم .

موفقیت : شما زمان بچگی تان ، انشا می نوشتید ؟

مثل بقیه بچه ها بودم دیگر ، بله .

موفقیت : موضوع انشا " وقتی می خواهید بزرگ شوید ، چه کاره شوید ؟ " را یادتان هست ؟

یادم نیست ، مال خیلی وقت قبل است .

موفقیت : چرا این قدر بچه ها توی انشاهاشان ، می خواهند خلبان شوند ؟

به آنها حق می دهم ، کار خوب و پرهیجانی است ، ولی از نظر درسی خیلی باید قوی بود تا بتوان وارد این رشته شد .

موفقیت : بچه هایتان نمی خواهند پا جای پای شما پدر بگذارند ؟

دو دختر و یک پسر دارم که تنها پسرم اظهار تمایل کرده که می خواهد این کاره شود .

موفقیت : اخبار را دنبال می کنید ؟ می دانید آخرین بوئینگی که بدون چرخ زمین نشسته ، کی بوده ؟

بله ، دنبال می کنم فکر می کنم 12 سال پیش .

موفقیت : تازگی ها در لهستان هم چنین اتفاقی افتاده و یک بوئینگ ، بدون چرخ زمین نشسته ، اتفاقا به شوخی به بچه ها می گفتیم که از روی دست شما نگاه کرده اند !

البته امکانات فرودگاهها و سن هواپیما و شرایط جوی و ... این دو با هم متفاوت است نمی شود مقایسه شان کرد . ما الان مدتهاست در تحریم هستیم .

موفقیت : خودتان را آدم موفقی می دانید ؟

سعی می کنم که آدم موفقی باشم و تمام کوششم را می کنم که این اتفاق بیفتد .

موفقیت : تعریف خاصی هم از موفقیت دارید ؟

فرایندی که انسانها طی آن تلاش می کنند موفق بوده و به سوی تکامل بروند را موفقیت می گویند ، از نظر زندگی ، کاری ، تحصیلی و ...

موفقیت : پس هیچ انتهایی هم ندارد ؟

بله و من همیشه تلاشم را دارم می کنم که به این سمت بروم .

موفقیت : از دوران جوانی و نوجوانی ، دنبال این بودید که به جایی برسید یا این که فقط مسیر مشخصی را طی کردید ؟

مسیر را طی کردم ولی مصمم بودم که همه تلاشم را بکنم ، چه در فنی و حرفه ای یا دانشگاه و ...

موفقیت : شما که هم کارتان مهارتی و تکنیکی است و هم دانشگاهی و آکادمیک ، یک سوالی بپرسم در این باره ، یکی از مقامات آموزش و پرورش گفته بود که جامعه ما مدرک گراست ، به نظر شما مدرک گرایی خوب است ؟

مدرک ، به خودی خود کاری انجام نمی دهد . یک صندوقچه مدرک که داخل هواپیما بگذارند پرواز نخواهد کرد . مطابقت می خواهد یعنی با دانایی و دانستن و کار علمی .

موفقیت : کاپیتان ! شما در این یک ماه کلی معروف شدید ، فکر می کنید بین معروف بودن و موفقیت رابطه ای هست ؟

با هم فاصله دارند و دو چیز متفاوت اند . ممکن است کسانی موفق باشند ولی مشهور نباشند .

موفقیت : منظورم شهرت تخصصی و در حیطه کاریشان است ؟

یک نفر نزد وجدان خودش اگر از خودش رضایت داشته باشد به این می گویند موفق . در این جا ممکن است ارزیابی دیگران ، مثل ارزیابی خود شخص نباشد .

موفقیت : پس به این ترتیب ، شما از خودتان راضی هستید ؟

از اول هم راضی بودم . در کارم هم رضایت خاطر دارم به همین خاطر ادامه داده ام .

موفقیت : شما با موفقیت فردی موافق اید یا موفقیتی که جمع را شمال شود ؟ مثلا الان موفقیت شما جمعی تلقی می شود ، چون جمعی را نجات داده و باعث افتخار کشوری شده ...

با دومی موافق ترم . فکر می کنم مفید واقع شدن برای دیگران خیلی خوب است .

موفقیت : فکر می کنید نفع چنین موفقیتی به خود فرد هم می رسد ؟

نفع شخصی و نفع جمعی از هم جدا هستند . من هیچ وقت دنبال نفع خودم نبودم ...

موفقیت : منظورم نفع مادی و خود خواسته نیست ، نفع غیر مادی را می گویم .

این نفع ، می شود نفع معنوی که آدم طی آن از خودش راضی می شود که خودش نوعی موفقیت است . در این مساله من به این نقطه رسیدم . دوست داشتم که مسافرانم سالم زمین بنشینند که در نهایت باعث رضایت خاطرم نیز شد .

موفقیت : چند سال تا بازنشستگی زمان دارید ؟

خلبان ها تا 60 سالگی کار می کنند . ما گواهینامه های بین المللی داریم که همه جای دنیا یک جور ارزیابی می شود . اما این اواخر در ایران ، این سن را تا 65 سالگی افزایش داده اند که بتوانند از تجربه آنها بیشتر استفاده کنند .

موفقیت : حرفه شما ، جزء حرفه هایی است که مهارتی بالا می خواهد . برای همیشه آماده بودن در حرفه تان ، معمولا چه کارهایی می کنید ؟

ما دو جور آمادگی داریم . یکی از نظر پرواز و قوانین بین المللی است که باید به شدت آپ تودیت شویم و گرنه گواهینامه های بین المللی ما باطل می شود . جنبه دیگر شامل این می شود که اگر سواد لازم برای انجام این کار را نداشته باشیم نمی توانیم پرواز کرده و این کار را انجام بدهیم . وقتی ما از اینجا می رویم توکیو ، از روی ده تا کشور پرواز می کنیم که باید نسبت به امکانات پروازی و مسیر یابی و ماهواره ای و ... بین راه اشراف داشته باشیم که دو ، سه ساعت مطالعه روزانه را نیاز دارد . به جز اینها اگر باشد ، واقعا به مشکل بر می خوریم .

موفقیت : یکی از دوستان جراح من می گفت که جراحی ، جدا از تکنیک هایی که باید بلد باشیم ، نوعی هنر و خلاقیت هم هست . یعنی در لحظه ، باید کاری کنید که هوش بالای شما نحوه انجامش را مشخص می کند . کار شما هم این جوری است ؟

ضمن احترام به این جراحان و ستایش کارشان ، باید بگویم که خلبانی را نمی شود با شغل های دیگر مقایسه کرد . جراح اگر اشتباه کند ، جان یک نفر را به خطر می اندازد ، اما یک خلبان اگر اشتباه کند ، حداکثر جان 400 نفر را به خطر می اندازد . جراح در صورت بروز اشتباه ، جان خودش به خطر نمی افتد ، اما جان خود خلبان نیز به خطر می افتد . ضمن این که در صورت اشتباه ، تبعات شغلی و حیثیتی ملی و جهانی نیز دارد و گاهی اعتبار یک کشور را به خطر می اندازد . در جریان همین اتفاقی که افتاد ، از 26 مهرماه ، کشور ما در اخبار برگزیده جهانی بود و در شبکه های مجازی ، ویدئویی این اتفاق ، یک میلیون و 400 هزار بازدید داشته که آمار خیره کننده ای است ، در حالی که مورد دیگری نزدیک به اتافق ما ، تنها 86 هزار بازدید داشت . خلبانی ، اصولا نوعی هنر است .

موفقیت : هنر یا تجربه ؟

هنر با تجربه و سابقه به دست می آید ، البته اضافه بر سواد و دوره ها .

موفقیت : نگران ترین عضو خانواده شما نسبت به وضعیت تان کیست ؟

همسر و بچه ها و مادرم و پدرم . مادرم همیشه با چشم های گریان دعایم می کند ، پدرم نیز دعایم می کند . حس می کنم که موفییت هایم را نیز مدیون دعاهای مادرم هستم .

موفقیت : اولین شخصی که بعد از این اتفاق ، شما را در فرودگاه به آغوش کشید ؟

مسئولان عملیات ، کاپیتان قاسمی و کاپیتان ادراکی .

موفقیت : از اعضای خانواده چطور ؟

بچه ها دانشگاه بودند و متوجه نشدند . وقتی متوجه شدند که مقابلشان در خانه بودم . خانمم چشمانش پر اشک شده بود و می گفت که آن روز ، خیلی هیجان و اضطراب داشت . به او گفتم صندوق صدقاتت خوب کار کرده و برایش قضیه را تعریف کردم . عادت دارد که برایم صدقه کنار می گذارد .

موفقیت : واکنش ها در محل زندگیتان چطور است ؟

همه خبر دارند و اظهار لطف می کنند . من مثل مردم نگاه نمی کنم و تخصصی با این قضیه برخورد می کنم . هر کدام از همکارانم هم اگر بود ، این کار را می کرد . من فقط وظیفه ام را انجام دادم .

موفقیت : مگر بد است حالا که این کار را کرده اید ، شما را تیتر کرده اند ؟

بد نیست ، کسی هم بدش نمی آید ، روندی طبیعی است ...

موفقیت : می دانید ! فرهنگ خوب کار کردن در کشور ما کمی دچار اشکال شده و به همین سبب هم هست که وقتی کسی کارش را فوق العاده انجام میدهد ، مایه تعجب می شود .

اتفاقا یکی از دوستانم می گفت که در این دوره و زمانه ، هر کسی که به وظیفه اش خوب عمل کند ، جای قدردانی دارد . من فقط وظیفه ام را انجام دادم .

موفقیت : راستی از آسمان ها چه خبر ؟ ما که می ترسیم برویم آن بالاها ، شما به ما بگویید که آن بالاها چه خبر است ؟

( با لبخند ) هر جا که بروی ، آسمان همین رنگ است ، فقط زیر پایتان فرق دارد .

موفقیت : تهران که آسمانش اصلا رنگ ندارد از بس کثیف است ...

شما از پایین به بالا نگاه می کنید ، ما از بالا به پایین . از آن بالا ، واقعا بسیار پاک و تمییز است .

موفقیت : پس همیشه بالاتر از بدی ها ایستادن ، خوب است ؟

بله .

موفقیت : شوخی می کنید یا واقعا اعتقاد دارید ؟

عملا در زندگی ام دارم می بینم . وقتی که بالاتر باشی ، آلایشی نیست ، آلایش ها را هم خودمان تولید می کنیم .

موفقیت : آن بالاها تنها که نیستید ؟

نه معمولا دو ، سه نفره هواپیما را هدایت می کنیم .

موفقیت : شما که همیشه آن بالاها هستید و امکان خطر برایتان وجود دارد ، نگاه تان به مرگ چطور است ؟

نگاه خاصی مرا درگیر خودش نکرده . من به پرواز عادی نگاه می کنم . اگر آدم کارش را درست انجام بدهد ، دیگر نیازی نیست نگران مرگ باشد . روزی خواهم مرد ، ولی نه به دست خودم ، چون کارم را درست انجام می دهم .

موفقیت : راستی ، بر وبچه های فک و فامیل در باره کار هم با شما مشاوره می کنند ؟

بله ، همیشه عده ای هستند که علاقه به پرواز دارند .

موفقیت : در باره زندگی و موفقیت چطور ؟

بله ، می آیند و صحبت می کنند .

موفقیت : فکر می کنید جوانان ما ، چطور آدم هایی هستند ؟

بسیار فعال ، باشعور ، باشخصیت بوده و روزی باعث اعتلای این کشور خواهند شد . این نسل ، نه تنها یک نسل ، که چند نسل از ما جلوترند ، به واسطه تکنولوژی . واقعا به صورت تصاعدی ، از ما جلوتر زده اند .

موفقیت : ماندگارترین تصویر از این ماجرا که هنوز توی ذهنتان مانده ؟

یکی از مسافران ما ، دکترای رشته نفت از روسیه داشت و سی سالی بود که در روسیه زندگی می کرد. آمده بود خانواده اش را ببیند . وقتی این اتفاق افتاد ، چند روز بعد مرا هر طوری که بود ، پیدا کرد و به خانه ام آمد . چشمانش پر از اشک بود . اسمش مانیلی کسرایی بود . می گفت دوبار به دنیا آمده ، یک بار 32 سال پیش در بیمارستان و دفعه دوم ده روز پیش در هواپیمای من و به دست من . صورتش را بوسیدم و گفتم فقط وظیفه ام را انجام داده ام ...

موفقیت : در لحظه های قبل از فرود ، فکر می کردید که این اتفاق شدنی باشد ؟

بله ، اطمینان داشتم .

موفقیت : ضربان قلبتان در چه وضعی بود ؟

خلبان مثل مسافران ، دچار اضطراب نمی شود . جای احساس و منطق جداست . آن جا جای احساس نبود ، جای منطق بود . منطق می گفت حالت اورژانسی پیش آمده ، باید آن را به حالت آنرمال و سپس نرمال تبدیل کنم . کار خلبان اصلا همین است که آنرمال را به نرمال تبدیل کند نه این که بر عکس کار کند . من هم همین کار را کردم .

موفقیت : یعنی کاملا خونسرد بودید ؟

کاملا . اگر در این جور مواقع احساسات و ترس را دخالت بدهیم ، در کارمان دخالت خواهند کرد . از نظر منطقی ، دو ضرب در دو می شود چهار . ولی پای احساس که به میان بیاید ، امکان دارد بشود پنج . نباید احساس و منطق را با هم ترکیب کرد ، خاصه در شرایط بحرانی که تنها حوزه اختیارات منطق است.

موفقیت : به عنوان سوال آخر ، کاپیتان شهبازی ، لطفا با مسافران خود صحبت کنید ...

من به عنوان کاپیتان پرواز ، اطمینان می دهم که در هر شرایطی ، پروازی ایمن و مطمئن داشته باشند و هواپیمایی جمهوری اسلامی ، همه شرایط را برای یک پرواز ایمن فراهم کرده است . برایشان بهترین را آرزو می کنم ، شاد باشند و موفق .


 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 
[/B]
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب HGhana تشکر کرده اند:
victory67, noktehdaan, A3eman, Mahdi1944, reza4087, nima-rad, shola, Shahbaz, CAPTAIN PILOT, CentralWeb, shafagh 2, Reza6662, oweiys, ASHKAN95, shaman, M.Lawyer, Mohammad 1985, Present, كيارش, Java, sorena_noshad, interceptor

Major II

Major II



نماد کاربر
پست ها

305

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 4 مرتبه
تاريخ عضويت

پنج شنبه 28 شهریور 1387 20:53

آرشيو سپاس: 358 مرتبه در 112 پست

Re: گل کاشتی ، آقای کاپیتان

توسط Eagle_of_sky » چهارشنبه 9 آذر 1390 00:28

سلام و درود .

در قسمتی میخوانیم که :

موفقیت : ضربان قلبتان در چه وضعی بود ؟

خلبان مثل مسافران ، دچار اضطراب نمی شود . جای احساس و منطق جداست . آن جا جای احساس نبود ، جای منطق بود . منطق می گفت حالت اورژانسی پیش آمده ، باید آن را به حالت آنرمال و سپس نرمال تبدیل کنم . کار خلبان اصلا همین است که آنرمال را به نرمال تبدیل کند نه این که بر عکس کار کند . من هم همین کار را کردم .

دوستان مگر آنرمال هم داریم ؟ من تا اونجایی که میدونم اب نرمال هست. درسته؟
                                                                                                             

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب Eagle_of_sky تشکر کرده اند:
interceptor

Major II

Major II



no avatar
پست ها

102

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 11 مرتبه
تاريخ عضويت

چهارشنبه 27 مرداد 1389 15:45

آرشيو سپاس: 922 مرتبه در 100 پست

Re: گل کاشتی ، آقای کاپیتان

توسط HGhana » جمعه 18 آذر 1390 19:44

دوست عزیزم ایگل آو اسکای سلام ،
از نکته سنجی جنابعالی بی نهایت سپاسگزارم ، دقیقا درست می فرمایید آبنرمال درسته . البته بنده مطلب را عینا از مجله موفقیت نقل کردم و توجهی به این واِژه ننمودم . راستش در زبان محاوره فارسی خودمونی هم ما به غلط آنرمال جا افتاده که خیلی ها متاسفانه استفاده می کنند ظاهرا گزارشگر مجله در هنگام مصاحبه با کاپیتان شهبازی بر مبنای سابقه ذهنیش مرتکب این اشتباه سهوی شده است . به هر حال بعنوان درج کننده مطلب از دقت نظرتان سپاسگزاری می کنم کاملا بجا بود ، انشالله در درج مطالب بعدی بیشتر مراقبت خواهم کرد .

 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب HGhana تشکر کرده اند:
ASHKAN95


چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 0 مهمان