در اين بخش ميتوانيد درباره موضوعاتي كه در انجمن براي آنها بخشي وجود ندارد به بحث و گفتگو بپردازيد
Captain I

Captain I



no avatar
پست ها

527

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 0 مرتبه
تاريخ عضويت

يکشنبه 10 مهر 1390 19:31

آرشيو سپاس: 2287 مرتبه در 507 پست

میشه با هم حرف بزنیم؟!!!!!!!!!

توسط آزیتا » يکشنبه 21 اسفند 1390 19:09

به نام خداوند بود و نبود




سلام

              میشه با هم حرف بزنیم؟!!!!!!!!

 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 
5 ساله كه بودم فكر مي كردم مادرم خيلي چيزها رو مي دونه .

6 ساله كه بودم فكر مي كردم پدرم از همة پدرها باهوشتر.

8 ساله كه شدم ، گفتم مادرم همه چيز رو هم نمي دونه.

14 ساله كه شدم با خودم گفتم ! اون موقع ها كه پدرم بچه بود همه چيز با حالا كاملاً فرق
داشت.

15ساله كه شدم گفتم ! خب طبيعيه ، مادرم هيچي در اين مورد نمي دونه ....

16 ساله كه بودم گفتم : زياد حرف هاي پدرمو تحويل نگيرم اون خيلي اُمله .

17 ساله كه شدم ديدم مادرم خيلي نصيحت مي كنه گفتم باز اون گوش مفتي گير اُورده .

18 ساله كه شدم . واي خداي من باز گير داده به رفتار و گفتار و لباس پوشيدنم همين طور

بيخودي به آدم گير مي ده عجب روزگاريه .

21 ساله كه بودم پناه بر خدا مامانم به طرز مأيوس كننده اي از رده خارجه

25 ساله كه شدم ديدم كه بايد ازش بپرسم، زيرا پدر چيزهاي كمي درباره اين موضوع مي

دونه زياد با اين قضيه سروكار داشته .

30 ساله بودم به خودم گفتم بد نيست از مادر بپرسم نظرش درباره اين موضوع چيه هرچي

باشه چند تا پيراهن از ما بيشتر پاره كرده و خيلي تجربه داره.

40 ساله كه شدم مونده بودم پدر و مادرم چطوري از پس اين همه كار بر ميومدن؟ چقدر

عاقلن، چقدر تجربه دارن .

45 ساله كه شدم ... حاضر بودم همه چيز رو بدم كه اونا برگردن تا من بتونم باهاشون

دربارة همه چيز حرف بزنم !

اما افسوس كه قدرشونو ندونستم ......   خيلي چيزها مي شد ازشون ياد گرفت!

حالا اگه اون هست و تو هم هستی یه خورده ......
    

{آزیتا(دریا)}
هر کسی شد شمع , آبش می کنند

هر که شد تصویر ,قابش می کنند

هر که با افسانه پردازان نشست

با فسون خویش, خوابش می کنند



برای عضویت در انجمن اهدای عضو به لینک زیر مراجعه کنید


 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 

دریا سرنوشتم را به یاد آور .............


دست به جان نمی رسد تا به تو بر فشانمش

برکه  توان نهاد دل , تا ز تو واستانمش

قوت شرح عشق تو , نیست زبان خامه را

گرد در امید تو , چند به سر دوانمش ؟



DARYA

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب آزیتا تشکر کرده اند:
sghanbare1, Present, hasan_21, FARSHAD.ADL, VAHSHI, nima-rad, Erratic, airplane, m-249, حمید عسگریان, ramin-am, wild-bear, Ali$amir, shola, FREE MAN, victory67, MISSILE, Ghost Rider, Mehrab373, Hannover96

Captain

Captain



no avatar
پست ها

2736

تشکر کرده: 1473 مرتبه
تشکر شده: 306 مرتبه
تاريخ عضويت

چهارشنبه 18 بهمن 1385 12:46

محل سکونت

شیراز

آرشيو سپاس: 6007 مرتبه در 1644 پست

Re: میشه با هم حرف بزنیم؟!!!!!!!!!

توسط Present » يکشنبه 21 اسفند 1390 20:54

این بابایی که این مطلبو نوشته برای کسایی نوشته که از نعمت پدر و مادر تا سن 40 الی 45 برخوردار هستند کسانی مثل ما که تو سن 22 سالگی پدرمون رو از دست دادیم باید چه کار کنیم ؟ بقیه چرخه رو تکمیل کنیم.
پروانه نیستم که به یک شعله جان دهم / شمعم که سوزم و دودی نیاورم

گــــــــــــــــاهی تــــــــــــــاوان شیــــــــــر بودن قـــفس اســـت ...
امــــــــا شـــــغال هــــا در شـــــهــــر آزاد مـــــیگـــــــردنــــــــــد ... !

به زودی تعمیرکار لب تاپ می شم :-)

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب Present تشکر کرده اند:
VAHSHI, airplane, آزیتا, hasan_21

Captain I

Captain I



no avatar
پست ها

527

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 0 مرتبه
تاريخ عضويت

يکشنبه 10 مهر 1390 19:31

آرشيو سپاس: 2287 مرتبه در 507 پست

Re: میشه با هم حرف بزنیم؟!!!!!!!!!

توسط آزیتا » دوشنبه 22 اسفند 1390 07:19

به نام خداوند بود و نبود

سلامpresent عزیز

خداوند رحمت کند پدر گرامیتون ذا

خودتون تو امضاتون زدید

(نعمتت بار خدایا ز عدد بیرون است           شکر انعام تو هرگز نکند شکر گذار)

خدایی که دادنش نعمته و گرفتنش هم نعمت

پس بر داده و گرفته و نداده و از این به بعد نیز نعمت هایی که به صورت بسیار فراوان و درست می خواد بهمون بده

شکر میکنیم

تموم اونچه رو که میدونی به پای بچه هات بریز عزیز

مراقب خودتون باشید

آرزوی سعادت و سلامت و خوشبختی برای تموم جوونا دارم

{آزیتا(دریا)}
هر کسی شد شمع , آبش می کنند

هر که شد تصویر ,قابش می کنند

هر که با افسانه پردازان نشست

با فسون خویش, خوابش می کنند



برای عضویت در انجمن اهدای عضو به لینک زیر مراجعه کنید


 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 

دریا سرنوشتم را به یاد آور .............


دست به جان نمی رسد تا به تو بر فشانمش

برکه  توان نهاد دل , تا ز تو واستانمش

قوت شرح عشق تو , نیست زبان خامه را

گرد در امید تو , چند به سر دوانمش ؟



DARYA

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب آزیتا تشکر کرده اند:
hasan_21, FREE MAN, serat&mersad, Erratic, airplane, Present, MISSILE, sghanbare1


 


  • موضوعات مشابه
    پاسخ ها
    بازديدها
    آخرين پست

چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 1 مهمان