در اين بخش ميتوانيد درباره موضوعاتي كه در انجمن براي آنها بخشي وجود ندارد به بحث و گفتگو بپردازيد
Captain I

Captain I



نماد کاربر
پست ها

1378

تشکر کرده: 46 مرتبه
تشکر شده: 65 مرتبه
تاريخ عضويت

سه شنبه 6 فروردین 1387 11:10

محل سکونت

شهرکرد

آرشيو سپاس: 8925 مرتبه در 1275 پست

Re: من الان چجوریم؟

توسط FREE MAN » يکشنبه 7 مهر 1392 15:12

یه دوستی دارم همیشه بهم میگه اگه من مُردم روی قبرم بنویسید اینجا قبر کسیه که یه چیزی توی زندگیش گم کرده بود ولی خودش نمی دونست چی گم کرده .تمام عمرش رو دنبال اون گشت ولی آخر نفهمید چی گم کرده و داره دنبال چی میگرده فقط گشت و گشت و گشت...
من الان اینطوریم ... :sad:
زنده بودن حرکتی افقی است از گهواره تا گور و زندگی کردن حرکتی عمودی است از زمین تا آسمان
انسان ها دو دسته اند: آن هایی که بیدارند در تاریکی و آن هایی که خوابند در روشنایی

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب FREE MAN تشکر کرده اند:
mahshid-banoo, potpotpot, CAPTAIN PILOT, Erratic, ASHKAN95, nima-rad, hani1459, shapooor, Mahdi1944, Ali$amir

Major II

Major II



نماد کاربر
پست ها

174

تشکر کرده: 8 مرتبه
تشکر شده: 85 مرتبه
تاريخ عضويت

جمعه 17 خرداد 1392 14:25

آرشيو سپاس: 375 مرتبه در 114 پست

Re: من الان چجوریم؟

توسط مدافعان حرم » دوشنبه 8 مهر 1392 05:55

تو شهری که من زندگی میکنم اخلاق هایی که نمی پسندم زیاده ، یکیش اینه که وقتی میری مغازه به یارو میگی آقا فلان چیز رو میخوام ، وقتی برات میاره میگه : ((چیز دیگه نمی خواید ؟)) . یا مثلا بعضی جاهاش وقتی با یارو میگی این چنده میگه : (( 500 تومن )) ( و عدد 500 رو با یه لحن سخیفی میگه که انگار هیچ چی نیست و به شما القا بشه که خیلی ارزونه ). یا وقتی به فروشنده میگی فلان چیز رو میخوام ( مثلا شامپو ) ، میگه ((چند تا ؟)) کم مونده برم نمایشگاه ماشین بگم : ((آقا سمند مدل 92 دارید ؟)) و طرف بگه : (( چند تا ؟ ))
من با اینکه با شنیدن این جملات میخوره تو ذوقم و یه مقدار اندکی عصبی میشم ولی چیزی نمیگم ! تا اینکه دیشب برای اولین بار به این خزعبلات فروشنده یه جوابی دادم . رفتم گردو بخرم ، به یارو میگم : (( یک کیلو گردو میخواستم )) ، طرف گفت : (( فقط یک کیلو ؟ )) ، منم قاطی کردم و محترمانه گفتم : (( خوب چقدر ببرم ؟ )) . یارو که انتظار شنیدن جوابای این شکلی رو نداشت ، خلاصه بحث رو عوض کرد . ترکش های اخلاقی دیگه ای هم هست که سوهان روح بنده است و از زندگی تو این شهر  :sad: ، اینجوری ام ولی به احترام یه بنده خدایی و یه سری مصلحت های دیگه مجبورم همین جا زندگی کنم .  
لعلی از کان مروّت بر نیامد سالهاست *** تابش خورشید و سعی باد و باران را چه شد؟

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب مدافعان حرم تشکر کرده اند:
Solver, potpotpot, hani1459, Mahdi1944

Moderator

Moderator



نماد کاربر
پست ها

2952

تشکر کرده: 224 مرتبه
تشکر شده: 386 مرتبه
تاريخ عضويت

پنج شنبه 1 اسفند 1387 04:27

آرشيو سپاس: 13279 مرتبه در 2566 پست

Re: من الان چجوریم؟

توسط hani1459 » سه شنبه 9 مهر 1392 00:03

hani1459 نوشته است:خرابه خرابم داغونم بعضی لحظات فکرای بدی به سرم میزنه نا امیدم میترسم کاری دست خودم بدم که هم تو این دنیا هم تو اون دنیا پشیمون بشم از 24 ساعتم 20 ساعت تو اینترنته تا از دنیای واقعی فرار کنم امیدم فقط به توئه فقط تو پس دستم رو بگیر تا قدرت اینو پیدا کنم تا مسیر زندگیم رو تغییر بدم از این دنیا متنفرم به امید دنیایی بهتر که وعده دادی و فقط به امر تو زندگی میکنم پس دستم رو بگیر و مسیر درست رو بهم نشون بده امیدم به توئه ای خدا
(این چیزیه که الان بهش فکر میکنم  فقط چون کسی رو ندارم که بتونم بهش بگم اینجا تایپ کردم امیدوارم ازم خورده نگیرید)


من الان خیلی خوشحالم و ممنونم از خدای مهربون خودم
دقیقا سال گذشته پست بالا رو گذاشتم وضعیتم خراب بود اما نا امید نشدم و بزرگترین حرکت زندگیم رو انجام دادم و مسیر زندگیم رو عوض کردم و هر روز به خاطر این مسئله شکرگزار خدای خوب و مهربون خودم هستم چون این قدرت رو بهم داد تا مسیر زندگیم رو عوض کنم  قتی برمیگردم به عقب  متعجب میشم که چطور و چگونه به اینجا رسیدم  راستش هنوز باورم نمیشه !
ایرانیم و ایران را دوست میدارم

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب hani1459 تشکر کرده اند:
shapooor, mahshid-banoo, Solver, shahab313, KAL-KOI-BABAK, FREE MAN

Major II

Major II



نماد کاربر
پست ها

189

تشکر کرده: 2 مرتبه
تشکر شده: 7 مرتبه
تاريخ عضويت

دوشنبه 30 اردیبهشت 1392 22:31

آرشيو سپاس: 734 مرتبه در 183 پست

Re: من الان چجوریم؟

توسط shahab313 » سه شنبه 9 مهر 1392 00:17

hani1459 نوشته است:
hani1459 نوشته است:خرابه خرابم داغونم بعضی لحظات فکرای بدی به سرم میزنه نا امیدم میترسم کاری دست خودم بدم که هم تو این دنیا هم تو اون دنیا پشیمون بشم از 24 ساعتم 20 ساعت تو اینترنته تا از دنیای واقعی فرار کنم امیدم فقط به توئه فقط تو پس دستم رو بگیر تا قدرت اینو پیدا کنم تا مسیر زندگیم رو تغییر بدم از این دنیا متنفرم به امید دنیایی بهتر که وعده دادی و فقط به امر تو زندگی میکنم پس دستم رو بگیر و مسیر درست رو بهم نشون بده امیدم به توئه ای خدا
(این چیزیه که الان بهش فکر میکنم  فقط چون کسی رو ندارم که بتونم بهش بگم اینجا تایپ کردم امیدوارم ازم خورده نگیرید)


من الان خیلی خوشحالم و ممنونم از خدای مهربون خودم
دقیقا سال گذشته پست بالا رو گذاشتم وضعیتم خراب بود اما نا امید نشدم و بزرگترین حرکت زندگیم رو انجام دادم و مسیر زندگیم رو عوض کردم و هر روز به خاطر این مسئله شکرگزار خدای خوب و مهربون خودم هستم چون این قدرت رو بهم داد تا مسیر زندگیم رو عوض کنم  قتی برمیگردم به عقب  متعجب میشم که چطور و چگونه به اینجا رسیدم  راستش هنوز باورم نمیشه !


شکر خدا برزگترین در عین حال کوچک ترین والبته زیباترین کاری که بنده در ازای نعمت های خداوند انجام بده و قربون خدا برم با تنها با این عمل بشر که وجب عقلی هم داره در نعمت های دیگه رو به رویه بنده باز میکنه
دوست عزیزم تبریک میگم واسه موقیت جدیدتون وصد البته واسه شکر نعمتون و هزاران مرتبه واسه نشر این موضوع که دل منه سنگدل رو هم نرم کرد

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب shahab313 تشکر کرده اند:
hani1459, KAL-KOI-BABAK

Captain I

Captain I



نماد کاربر
پست ها

504

تشکر کرده: 1 مرتبه
تشکر شده: 15 مرتبه
تاريخ عضويت

سه شنبه 9 شهریور 1389 16:49

محل سکونت

شهر کارون

آرشيو سپاس: 6086 مرتبه در 515 پست

Re: من الان چجوریم؟

توسط shapooor » دوشنبه 15 مهر 1392 21:04

گاهی وقتا آدم از زندگی اونقد سیر میشه که تمام آرزوهاش واسش تبدیل به مشکل میشن

احساس میکنه دیگه هیچ چیز به اندازه آرزو هاش واسش مهم نبوده ونیست و زندگیش روبعد مردن آرزوهاش پوچ میبینه

گاهی وقتا آدم انقد از همه چیز سیر میشه که گاهی حتی نمیتونه خودشم تحمل کنه

گاهی وقتا واقعا گریه کم میاره....!!هه

گاهی وقتا وقت نداری گریه کنی

گاهی وقتا بی اختیار مردن را زممه میکنی

گاهی وفتا آدم شوق زندگی نداره

گاهی وقتا آدم آرزو میکنه ای کاش قبرمو بزرگ بکنن چون مخوام آرزوهامو با خود به گور ببرم

گاهی وقتا آدم احساس میکنه که هیچ حسی نداره!!!

گاهی وقتا ادم آرزو میکنه که این گاهی وقتا نبود!!!!!

گاهی وقتا.......... شما بگین من دیگه نمیتونم........

خستم به خدا خستم
هوا را از من بگیر ولی کارون را نه

http://shapooor.blogfa.com/


http://molaghatekhoda1.blogfa.com/

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب shapooor تشکر کرده اند:
Present, FREE MAN, KAL-KOI-BABAK, ASHKAN95, mahshid-banoo, Ali$amir, hani1459, sohraba, CAPTAIN PILOT, Solver, Mahdi1944

Major I

Major I



نماد کاربر
پست ها

169

تشکر کرده: 814 مرتبه
تشکر شده: 139 مرتبه
تاريخ عضويت

شنبه 23 خرداد 1388 18:11

محل سکونت

داهات

آرشيو سپاس: 565 مرتبه در 104 پست

Re: من الان چجوریم؟

توسط Ali$amir » سه شنبه 16 مهر 1392 15:20

shapooor جان :razz:  دلت بدجور گرفته ها...

منم زیاد این حس بهم دست میده ولی بنظرم همون وقت که به این شدت حالمون بهم ریخته هست خدارو گم کردیم.
این جملات اینجور مواقع من رو آروم میکنه:
ملاصدرا می گوید :razz:  واقعاً چه زیبا گفته: :razz:
خداوند بی نهایت است و لامکان و بی زمان ؛ اما به قدر فهم تو کوچک می شود
و به قدر نیاز تو فرود می آید و به قدر آرزوی تو گسترده می شود و به قدر ایمان تو کارگشا می شود
یتیمان را پدر می شود و مادر ؛ محتاجان برادری را برادر می شود
عقیمان را طفل می شود ؛ ناامیدان را امید می شود
گمگشتگان را راه می شود ؛ در تاریکی ماندگان را نور می شود
رزمندگان را شمشیر می شود ؛ پیران را عصا می شود
محتاجان به عشق را عشق می شود
خداوند همه چیز می شود همه کس را...
به شرط اعتقاد
به شرط پاکی دل
به شرط طهارت روح
به شرط پرهیز از معامله با ابلیس
بشویید قلب هایتان را از هر احساس ناروا  و مغزهایتان را از هر اندیشه خلاف
و زبان هایتان را از هر گفتار ناپاک و دست هایتان را از هر آلودگی در بازار
و بپرهیزید از ناجوانمردی ها، ناراستی ها، نامردمی ها ...
چنین کنید تا ببینید چگونه بر سفره شما با کاسه ای خوراک و تکه ای نان می نشیند
و در دکان شما کفه های ترازویتان را میزان می کند و در کوچه های خلوت شب با شما آواز می خواند
مگر از زندگی چه می خواهید که در خداوندی خدا یافت نمی شود؟؟...
خرم آن روز کزین منزل ویران بروم
       
راحت جان طلبم وز پی جانان بروم

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب Ali$amir تشکر کرده اند:
hani1459, Solver, Present, sohraba, Mahdi1944, shapooor

Moderator

Moderator



نماد کاربر
پست ها

471

تشکر کرده: 27 مرتبه
تشکر شده: 50 مرتبه
تاريخ عضويت

جمعه 27 مرداد 1385 03:58

محل سکونت

تهران

آرشيو سپاس: 3094 مرتبه در 325 پست

Re: من الان چجوریم؟

توسط mahshid-banoo » سه شنبه 28 آبان 1392 18:51

يه كار مناسب پيدا ميشه،
بخاطرش دو سه ماه وقت ميزاري و دوره و كارآموزي ميگذروني، حالا قراره تعهد نامه امضا كني...
١- تا ٥ سال براشون كار كني
٢- اين مطالب رو جاي ديگه اي اموزش ندي
همراه يه چك ٩ ميليون توماني به عنوان ضامن!
حقوق= ٥ درصد كل كار!!!

بعد از كلي چانه زدن شد ٣ سال كار و سفته ٦ ميليوني اما با همون ٥ درصد!
و اگر امضا نكنيم بايد ٥٠٠ هزار تومان پول دوره + ٢ ميليون هزينه كارآموزي رو بپردازيم!!

شرايط و هزينه هايي كه قبلش حرفي ازشون نبود...!
:|
آشنایان ره عشق درین بحر عمیق
غرقه گشتند و نگشتند به آب آلوده

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب mahshid-banoo تشکر کرده اند:
Present, hani1459, Mahdi1944, sohraba, FREE MAN, Lord_Jason

قبلي

 


  • موضوعات مشابه
    پاسخ ها
    بازديدها
    آخرين پست

چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 2 مهمان