در اين بخش ميتوانيد درباره موضوعاتي كه در انجمن براي آنها بخشي وجود ندارد به بحث و گفتگو بپردازيد

New Member



no avatar
پست ها

5

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 0 مرتبه
تاريخ عضويت

شنبه 21 خرداد 1390 17:24

محل سکونت

تهران

آرشيو سپاس: 34 مرتبه در 5 پست

Re: من الان چجوریم؟

توسط mk. » يکشنبه 17 اردیبهشت 1391 14:06

ASHKAN95 نوشته است:سلام

نمیخوام حس ترحم کسی رو تحریک کنم! فقط میخوام خودمو خالی کنم. میخوام حرفمو بزنم راحت شم.

چرا همه دلشون شکسته؟ یعنی هیچکسی اینجا نیست که دل شکونده باشه؟ من دل شکوندم، من بد کردم. ولی میدونی چی بده؟ میدونی چی میسوزونتم؟

به کسی که هزار جور و جفا بهش کردی، بازم با عشق و محبتش شرمندت کنه، جوری دهنت خشک شه که صدات در نیاد

بدتر اینم بگم؟ اینکه بخاطر شخص ثالثی مجبور باشی به کسی که دوسش داری و دوست داره بد کنی. 1 سال از این داستان میگذره، ولی دردش هر شب تو سینه ی من بیشتر میشه. هر شب...

وقتی کسی رو دوست داری، وقتی قطره ی اشکش دیوونت میکنه، وقتی سنگینی نگاهش تیر میشه تو قلبت، ولی مجبور باشی بهش بگی نمیخوامت.

اخ دیدن داره وقتی داری اینطرف مثل ابربهار میباری، ولی صداتو صاف میکنی مبادا بفهمه داری گریه میکنی. خیلی خونسرد در عین اینکه بدونه اون زندگیت سیاه میشه، میگی فقط برو، دیگه نمیخوامت. بهش بگی اصلا کس دیگه ای رو میخوام، تو مزاحمی تو این زندگی کوفتی من. چه مزاحم قشنگیه ولی، دلت براش پر میکشه.

وقتی مطمئنی نمیتونی کسی رو اینقد دوست داشته باشی، کسی نمیتونه اینقد خاطرتو بخواد، ولی مجبوری بزنی زیرش. اخ چه حالیه وقتی ضجه هاشو میبینی، ولی سعی میکنی خونسرد باشی و بغض گلوتو پاره میکنه. یکی تو قبلت داد مبزنه میگه دوسش داری، زبونت میگه دوست ندارم، از زندگیم بکش بیرون.

جــــــــرات نداری تنها باشی، شب که از خونه میزنی بیرون مثل دیوونه ها تو حال حودت دااااد میزنی. اشکات رو چشمت یخ میبنده، ولی صداتو در نمیاری. فقط تویی و خودت و خدات. جرات نمیکنی 2 دقیقه تو اتاقت تنها بشینی...

اسمتو صدا میزنه، التماست میکنه، میگه تورو خدااا نرو. هرچی تو بگی همونه، هرچی تو بخوای همونه. نمیدونه که تو فقط اونو میخوای. نمیدونه ... جلو چشمات داره از غصه تنش میلرزه، اشکاش مثل دونه های مروارید از صورت ماهش میفته زمین. تو فقط میبینی و تا جایی که میتونی زور میزنی که نکنه نشون بدی ناراحتی، نکنه بفهمه تو دلت چه غوغاییه!

دارم تا تـــــه میسوزم.

بیشتر نمیتونم بنویسم. دستام نا نداره. فقط خواستم یکمی سبک شم.




میگن حرفی که از دل بر اید لاجرم بردل نششیند،اما چون این حرفا از دل نبوده مطمئن  باشید به دلم نشسته
دکتر شریعتی : اگر تنهاترین تنها شوم ، باز هم خدا هست! خدا جانشین همه ی نداشتن های من است .

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب mk. تشکر کرده اند:
آزیتا, m-249, anga2009

Colonel II

Colonel II



نماد کاربر
پست ها

3441

تشکر کرده: 272 مرتبه
تشکر شده: 376 مرتبه
تاريخ عضويت

جمعه 20 اردیبهشت 1387 08:44

آرشيو سپاس: 13553 مرتبه در 2799 پست

Re: من الان چجوریم؟

توسط Solver » يکشنبه 17 اردیبهشت 1391 21:01

این مبحث یک کارگاه پیشرفته و فکر کنم قابل توجه برای روانشناس های سایت است.
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 

Never is never an option +

 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب Solver تشکر کرده اند:
Present, noora, ASHKAN95, Erratic, Ali$amir, anga2009, mahshid-banoo, CAPTAIN PILOT

Moderator

Moderator



نماد کاربر
پست ها

471

تشکر کرده: 27 مرتبه
تشکر شده: 50 مرتبه
تاريخ عضويت

جمعه 27 مرداد 1385 03:58

محل سکونت

تهران

آرشيو سپاس: 3094 مرتبه در 325 پست

Re: من الان چجوریم؟

توسط mahshid-banoo » يکشنبه 17 اردیبهشت 1391 21:35

بله. دست باعث و بانی اش درد نکنه  :-)
آشنایان ره عشق درین بحر عمیق
غرقه گشتند و نگشتند به آب آلوده

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب mahshid-banoo تشکر کرده اند:
آزیتا, noora, m-249, ASHKAN95, CAPTAIN PILOT, anga2009, Present, AGeNiS1, Solver

Captain

Captain



نماد کاربر
پست ها

356

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 6 مرتبه
تاريخ عضويت

سه شنبه 8 خرداد 1386 18:35

محل سکونت

Victoria, Australia

آرشيو سپاس: 3072 مرتبه در 296 پست

Re: من الان چجوریم؟

توسط noora » دوشنبه 18 اردیبهشت 1391 22:06





دهانت را می‌بویند ،مبادا که گفته باشی دوستت می‌دارم.

دلت را می‌پویند، روزگارِ غریبی‌ست، نازنین.


و عشق را کنارِ تیرکِ راهبند تازیانه می‌زنند.

عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد.

در این بُن‌بستِ کج‌وپیچِ سرما

آتش رابه سوخت‌بارِ سرود و شعر فروزان می‌دارند.

به اندیشیدن خطر مکن روزگارِ غریبی‌ست، نازنین.


آن که بر در می‌کوبد شباهنگام،به کُشتنِ چراغ آمده است.

نور را در پستوی خانه نهان باید کرد

آنان قصابانند، بر گذرگاه‌ها مستقر

با کُنده و ساتوری خون‌آلود

  روزگارِ غریبی‌ست، نازنین.


و تبسم را بر لب‌ها جراحی می‌کنند

و ترانه را بر دهان.

شوق را در پستوی خانه نهان باید کرد

کبابِ قناری بر آتشِ سوسن و یاس

روزگارِ غریبی‌ست، نازنین.


ابلیسِ پیروزْمست

سورِ عزای ما را بر سفره نشسته است.

خدا را در پستوی خانه نهان باید کرد.


احمد شاملو
هرچه مردم نا آگاه تر بمانند زمان درک این نکته که ثروت خودشان به خودشان هدیه شده طولانی تر خواهد بود

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب noora تشکر کرده اند:
M.Lawyer, mojtabba, anga2009, CAPTAIN PILOT, naghme, m-249, SAMAN, ASHKAN95, behrad90, AGeNiS1, Erratic, Solver, mahshid-banoo, آزیتا

New Member



no avatar
پست ها

5

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 0 مرتبه
تاريخ عضويت

شنبه 21 خرداد 1390 17:24

محل سکونت

تهران

آرشيو سپاس: 34 مرتبه در 5 پست

Re: من الان چجوریم؟

توسط mk. » دوشنبه 18 اردیبهشت 1391 23:56

mk. نوشته است:
ASHKAN95 نوشته است:سلام

نمیخوام حس ترحم کسی رو تحریک کنم! فقط میخوام خودمو خالی کنم. میخوام حرفمو بزنم راحت شم.

چرا همه دلشون شکسته؟ یعنی هیچکسی اینجا نیست که دل شکونده باشه؟ من دل شکوندم، من بد کردم. ولی میدونی چی بده؟ میدونی چی میسوزونتم؟

به کسی که هزار جور و جفا بهش کردی، بازم با عشق و محبتش شرمندت کنه، جوری دهنت خشک شه که صدات در نیاد

بدتر اینم بگم؟ اینکه بخاطر شخص ثالثی مجبور باشی به کسی که دوسش داری و دوست داره بد کنی. 1 سال از این داستان میگذره، ولی دردش هر شب تو سینه ی من بیشتر میشه. هر شب...

وقتی کسی رو دوست داری، وقتی قطره ی اشکش دیوونت میکنه، وقتی سنگینی نگاهش تیر میشه تو قلبت، ولی مجبور باشی بهش بگی نمیخوامت.

اخ دیدن داره وقتی داری اینطرف مثل ابربهار میباری، ولی صداتو صاف میکنی مبادا بفهمه داری گریه میکنی. خیلی خونسرد در عین اینکه بدونه اون زندگیت سیاه میشه، میگی فقط برو، دیگه نمیخوامت. بهش بگی اصلا کس دیگه ای رو میخوام، تو مزاحمی تو این زندگی کوفتی من. چه مزاحم قشنگیه ولی، دلت براش پر میکشه.

وقتی مطمئنی نمیتونی کسی رو اینقد دوست داشته باشی، کسی نمیتونه اینقد خاطرتو بخواد، ولی مجبوری بزنی زیرش. اخ چه حالیه وقتی ضجه هاشو میبینی، ولی سعی میکنی خونسرد باشی و بغض گلوتو پاره میکنه. یکی تو قبلت داد مبزنه میگه دوسش داری، زبونت میگه دوست ندارم، از زندگیم بکش بیرون.

جــــــــرات نداری تنها باشی، شب که از خونه میزنی بیرون مثل دیوونه ها تو حال حودت دااااد میزنی. اشکات رو چشمت یخ میبنده، ولی صداتو در نمیاری. فقط تویی و خودت و خدات. جرات نمیکنی 2 دقیقه تو اتاقت تنها بشینی...

اسمتو صدا میزنه، التماست میکنه، میگه تورو خدااا نرو. هرچی تو بگی همونه، هرچی تو بخوای همونه. نمیدونه که تو فقط اونو میخوای. نمیدونه ... جلو چشمات داره از غصه تنش میلرزه، اشکاش مثل دونه های مروارید از صورت ماهش میفته زمین. تو فقط میبینی و تا جایی که میتونی زور میزنی که نکنه نشون بدی ناراحتی، نکنه بفهمه تو دلت چه غوغاییه!

دارم تا تـــــه میسوزم.

بیشتر نمیتونم بنویسم. دستام نا نداره. فقط خواستم یکمی سبک شم.




میگن حرفی که از دل بر اید لاجرم بردل نششیند،اما چون این حرفا از دل نبوده مطمئن  باشید به دلم نشسته



با عرض پوزش من منظورمو در پست قبلي ناخواسته بد رسوندم.منظوره من تنها اين بود كه حرفايي كه توي اون روزاي ناراحتي به كسي كه دوستش داشتين گفتين مطمعن باشيد به دلش نشسته وناراحت نشده چون ميدونسته از ته دل بهش نگفتين.و ميدونسته كه دوستش دارين.
دکتر شریعتی : اگر تنهاترین تنها شوم ، باز هم خدا هست! خدا جانشین همه ی نداشتن های من است .

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب mk. تشکر کرده اند:
AGeNiS1, ASHKAN95, CAPTAIN PILOT, M.Lawyer, anga2009, mojtabba, noora, m-249, FARSHAD.ADL, FREE MAN

Major

Major



no avatar
پست ها

339

تشکر کرده: 12 مرتبه
تشکر شده: 10 مرتبه
تاريخ عضويت

چهارشنبه 15 خرداد 1387 10:49

آرشيو سپاس: 556 مرتبه در 81 پست

Re: من الان چجوریم؟

توسط fereshteh blue » پنج شنبه 21 اردیبهشت 1391 00:30

اینم احوالات بنده!

اکنون ز تو با ناامیدی چشم می پوشم
اکنون ز من با بی وفایی دست می شویی

آینه خیلی هم نباید راست گو باشد
من مایه رنج تو هستم، راست می گویی!

با تشکر از آقای نظری!

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب fereshteh blue تشکر کرده اند:
AGeNiS1, Solver, ASHKAN95, mahshid-banoo, anga2009, CAPTAIN PILOT, noora, behrad90, naghme, Erratic

Captain I

Captain I



نماد کاربر
پست ها

504

تشکر کرده: 1 مرتبه
تشکر شده: 15 مرتبه
تاريخ عضويت

سه شنبه 9 شهریور 1389 16:49

محل سکونت

شهر کارون

آرشيو سپاس: 6086 مرتبه در 515 پست

Re: من الان چجوریم؟

توسط shapooor » پنج شنبه 21 اردیبهشت 1391 14:16

وقتی انسان نمی تواند کلمات مناسب برای بیان احوالش بیابد چه شکنجه ای را تحمل می کند
هوا را از من بگیر ولی کارون را نه

http://shapooor.blogfa.com/


http://molaghatekhoda1.blogfa.com/

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب shapooor تشکر کرده اند:
mahshid-banoo, RAHVAR, taniap, noora, Erratic, ne13, Solver, naghme, anga2009, HORLIKAN, SEAFARER, ASHKAN95, m-249, FARSHAD.ADL, fereshteh blue, CAPTAIN PILOT, AGeNiS1

Moderator

Moderator



نماد کاربر
پست ها

2657

تشکر کرده: 81 مرتبه
تشکر شده: 181 مرتبه
تاريخ عضويت

سه شنبه 23 تیر 1388 08:58

محل سکونت

روبروی شما

آرشيو سپاس: 15274 مرتبه در 2406 پست

Re: من الان چجوریم؟

توسط RAHVAR » پنج شنبه 21 اردیبهشت 1391 15:53

شنيدن "هرجور راحتي" از هر سيلي دردناكتره...



دلم می خواهد بخوابم مثل ماهي حوضمان كه چند روزيست روي آب خوابيده است...


کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب RAHVAR تشکر کرده اند:
ne13, Solver, AGeNiS1, ASHKAN95, taniap, fereshteh blue, DJ Dani, shapooor, anga2009, CAPTAIN PILOT, noora, Erratic

Moderator

Moderator



نماد کاربر
پست ها

471

تشکر کرده: 27 مرتبه
تشکر شده: 50 مرتبه
تاريخ عضويت

جمعه 27 مرداد 1385 03:58

محل سکونت

تهران

آرشيو سپاس: 3094 مرتبه در 325 پست

Re: من الان چجوریم؟

توسط mahshid-banoo » جمعه 29 اردیبهشت 1391 01:10

درود

دلم گرفته، دل شکسته ام.
وقتی میبینم دخترای جامعه من با دیدن ماشین های ون سبز، بجای امنیت، دلشون به لرزه میفته، تاسف میخورم و میگم بیچاره ما که تو این جامعه دختریم!!!
وقتی میبینم با چند تا دختر جوون که شاید تازه 15 سالشون شده، مثل زنهای فاحشه برخورد میکنن،
وقتی میبینم دختر دانشجو رو با مانتو و مقنعه تیره -فقط به بخاطر چند سانت کوتاهی مانتو- بدون اینکه توضیحی بهش بدهند چهار دست و پا میندازن تو ماشین،
وقتی که میشنوم کسایی که دوبار گرفتن رو میبرن جایی که با زندان و شلاق و جریمه نقدی هدایت کنند!!! دلم میشکنه...
بیچاره ما که دختریم...
بیچاره ما که تو این جامعه دختریم...
بیچاره ما که تو جامعه ای دختریم که اینطوری هدایت میشیم...
بیچاره ما که باید اینطوری هدایت بشیم تا حواشی ماه زیبایی! که در پیش رو داریم کمرنگ تر بشه!!!
آشنایان ره عشق درین بحر عمیق
غرقه گشتند و نگشتند به آب آلوده

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب mahshid-banoo تشکر کرده اند:
naghme, DJ Dani, sevrous, M.Lawyer, fereshteh blue, anga2009, ASHKAN95, CAPTAIN PILOT, noora, FARSHAD.ADL, ne13, m-249, taniap, AGeNiS1, Solver

Colonel II

Colonel II



نماد کاربر
پست ها

3441

تشکر کرده: 272 مرتبه
تشکر شده: 376 مرتبه
تاريخ عضويت

جمعه 20 اردیبهشت 1387 08:44

آرشيو سپاس: 13553 مرتبه در 2799 پست

Re: من الان چجوریم؟

توسط Solver » جمعه 29 اردیبهشت 1391 03:09

بیچاره شما دخترها ...

اما راستش چند سانت مانتو را شاید بشود یک کاریش کرد... زمان ما هم به قول رفقا آزمون دست ها بالا و این حرف ها بود .

فکرش را بکن یک جا در دنیا هست دختران 100% با مردان برابر هستند ... یک جا مثل اینجاست ... جای دیگری هم مثل همان جاست ...

فراموش نکنید:

میتوان هر لحظه، هرجا، عاشق و دلداده بودن
پر غرور چون آبشاران بودن اما ساده بودن


مطمئن باشید در همین جا هم میتوانید به اکثر خواسته خودتان برسید و دنیا مورد نظر خودتان را هم بسازید. پس گلایه را کمتر کنید و به ساخت و ساز بپردازید ...

البته قبلش دنبال پروانه ساخت و اینها برید که بعد با مشکل روبرو نشید  :D

امروز چند تا جمله فلسفی گفتم:

ارزش انسان همیشه با چیزهایی که به دست میاره زیاد نمیشه، اما قطعا با چیزهایی که از دست میده کم خواهد شد. بنابراین:

حفظ کردن ها بهتر از به دست آوردن ها و به دست آوردن ها بهتر از نداشتن ها و نداشتن ها بهتر است تا از دست دادن ها .
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 

Never is never an option +

 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب Solver تشکر کرده اند:
anga2009, mahshid-banoo, noora, AGeNiS1, RAHVAR, naghme, M.Lawyer, fereshteh blue, DJ Dani

Captain I

Captain I



نماد کاربر
پست ها

803

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 24 مرتبه
تاريخ عضويت

پنج شنبه 4 آبان 1385 20:26

محل سکونت

تهران-فرودگاه مهرآباد-منطقه يکم هوايي

آرشيو سپاس: 8526 مرتبه در 681 پست

Re: من الان چجوریم؟

توسط DJ Dani » جمعه 29 اردیبهشت 1391 10:21

مهشید خانم.
و من هم دلم میسوزه برای پسری که دوسال از عمر خودش رو برای سربازی تباه می کنه.
دلم میسوزه برای کسی که می خواد درس بخونه و نمی تونه چون هزارتا مسئله و مشکل و سربازی و ... داره.
دلم میسوزه برای پسری که درس خونده اما پارتی و ... برای کار نداره.
دلم میسوزه برای پسری که عمر و هستی و نیستیش در حال گذر هست و راهی نداره.
فقط این ها نیست.
فکر کردید پسر های بدبخت هم کم از این مسائلی که برای شما پیش آمده کشیده اند؟
صرف یک تی شرت ساده و توهین های عجیب و غریب , البته خدایش دخترها بدجوری محدود هستند و این موضوع آدم رو ناراحت می کنه.
حالا خدا نکنه یه پسر و دختر که همدیگر رو دوست دارند بخوان باهم تو خیابون بگردند , آخرش کاری باهاشون می کنند که کارشون به آبرو ریزی ختم بشه.
حالا این موضوع رو گسترش بدید به مواردی دیگه.
از اینگونه مسائل خیلی هست.
پس نهایت دل آدم باید بسوزه برای همه , چه پسر و چه دختر که با این مسائل پیش پا افتاده تباه شدند.
البته کسانی که می فهمند نه آنهایی که می گویند همه چیز آرومه , من چقدر خوشحالم!
خوش باشید.

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب DJ Dani تشکر کرده اند:
sevrous, Ghost Rider, Solver, CAPTAIN PILOT, fereshteh blue, noora, Ph.Sepehr, mahshid-banoo, m-249, ASHKAN95, ne13, RAHVAR, FARSHAD.ADL, naghme, anga2009, AGeNiS1

Major II

Major II



نماد کاربر
پست ها

442

تشکر کرده: 275 مرتبه
تشکر شده: 89 مرتبه
تاريخ عضويت

جمعه 1 بهمن 1389 11:38

آرشيو سپاس: 2331 مرتبه در 354 پست

Re: من الان چجوریم؟

توسط anga2009 » جمعه 29 اردیبهشت 1391 11:06

منم یه جمله فلسفی بگم رو خودم خیلی تاثیر گذاشته :
:razz: آمده ایم که با زندگی کردن قیمت پیدا بکنیم نه اینکه به هر قیمتی زندگی کنیم. :razz:
وب سایت روستای گندشمین
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 
خدایا من را ببخش...

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب anga2009 تشکر کرده اند:
Solver, KAL-KOI-BABAK, AGeNiS1, mahshid-banoo, noora, naghme

قبليبعدي

 


  • موضوعات مشابه
    پاسخ ها
    بازديدها
    آخرين پست

چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 0 مهمان