در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه‌ي مباحث فيلم و سينما به بحث بپردازيد
Rookie Poster

Rookie Poster



نماد کاربر
پست ها

47

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 0 مرتبه
تاريخ عضويت

يکشنبه 25 مهر 1389 11:05

آرشيو سپاس: 158 مرتبه در 33 پست

نقدی بر فیلم قلاده های طلا!!!

توسط ali66469691 » چهارشنبه 23 فروردین 1391 20:14

فیلم قلاده های طلا برخلاف اکثر فیلم هایی که به طرز عجیبی هم در حال افزایش هستند، خط داستانی مشخصی دارد که به نظر میرسد مدتها روی آن فکر شده. قلاده های طلا داستان یک   جاسوس است که وارد کشور میشود و ماموریت دارد با کمک ضد انقلاب داخل، شرایطی را ایجاد کند که باعث تنش در کشور و نهایتا سرنگونی نظام جمهوری اسلامی شود.



اما داستان قلاده های طلا که توسط طالبی نوشته شده، دارای ایرادات بعضا بزرگیست که نشان میدهد طالبی استعدادی را که در کارگردانی دارد در نویسندگی ندارد. مهمترین ایراد داستان در تحقیر(کوچک انگاری) تیم های عملیاتی مخالفین و ضد انقلاب است. در حالیکه در فتنه88 دهها تیم عملیاتی در تهران فعال بودند اما در فیلم همه راهها به یک جمع محدود ختم میشود. میشد با اضافه کردن چند سکانس و صحنه در فیلم، ارتباط عملیاتی وسیعی را نشان داد اما در فیلم همه طرح ها به همان جمع ضد انقلاب محدود میرسد. البته نشان دادن نفوذ دشمن در پلیس و حتی رده های بالای دستگاه وزارت اطلاعات، یک حرکت بسیار شجاعانه و تابوشکنانه است و به داستان فیلم کشش و جذابیت خاصی اضافه میکند.

پرداخت شخصیت های اصلی در داستان قابل قبول به نظر میرسد اما در مورد شخصیت های فرعی اصلا اینگونه نیست. البته شخصیت امیر(با بازی علیرام نورایی) به خوبی در آمده اما به نظر میرسد با توجه به سطح مهارت هایش بیش از حد اشتباه میکند و انتظارات را از یک فوق حرفه ای برآورده نمیکند. به نظرم بدترین شخصیت های داستان خانواده دکتر رخ هستند که به شدت ضعیف از کار در آمده اند. حتی این تلقی از گفتارها و دیالوگ های آنها بر می آید که آنها نه تنها تنش گریز نیستند که از آن استقبال هم میکنند. این خانواده واقعا وصله نچسبی به داستان است و با حذف آن هیچ اتفاقی نمی افتد. حتی سقط جنین همسر دکتر کار را بدتر هم میکند و فقط یک سکته نامربوط در روند داستان ایجاد میکند که باعث اتفاق خاصی در داستان نمیشود و هیچ چیزی جز یک تلخی مصنوعی ندارد.

در ابتدای فیلم اسم های تئوری پردازهای انقلاب مخملی و متفکران غربی مانند جین شارپ و لدین بیش از حد تکرار میشود و برای تماشاگر عادی فقط گیج کننده است. دیالوگ هایی که منتج به بیان اسم فیلم(یعنی قلاده های طلا) میشوند جدا فوق العاده هستند و احتمالا طالبی مدتها این دیالوگ ها را پرورش داده است. بزرگترین مشکل نویسندگان در فیلم های ایرانی معمولا پایان آن است اما اینبار داستان با یک پایان قابل قبول و گیرا به پایان میرسد، هر چند بهتر بود به محکومیت و آینده دکتر رخ(بازی حمیدرضا پگاه) نمی پرداخت. به هر حال داستان، اشتباهات و گره هایی را دارد(مانند نکشتن امین حیایی در صحنه ساختمان و تنها وارد کردن یک ضربه به سر او!) اما کارگردانی خوب مانع مشخص شدن آنها شده است.



شروع فیلم با خبر بمبگذاری در هواپیمای خاتمی شروع میشود، شروعی که میتواند میخکوب کننده باشد اما مطلقا چنین نیست(مثلا شروع ملک سلیمان به شدت میخکوب کننده است) و کارگردانی و داستان پردازی صحنه های ابتدایی اصلا متناسب با اتفاق بزرگی که رخ میدهد نیست.
محیط وزارت اطلاعات هر چند از نظر دکور در حد خوبی است اما از نظر فضاسازی اصلا روی آن کار نشده. شما با آدم هایی طرف هستید که مدام به همدیگر اخبار را میگویند، مثل چند آدم سیاسی عادی! یا چند خبرنگار معمولی! و در آنجا اصلا خبری از تحلیل ها و اتفاقات پشت پرده نیست. می گویند مهندس اعلام پیروزی کرده اما پشت سرش هیچ چیزی وجود ندارد. از طرف دیگر شما هیچ تحرکی (جز یک مجموعه 4 نفری) در دکور بزرگ وزارت اطلاعات نمی بینید، خانم هایی که همیشه سرشان پایین است و تایپ میکنند و...! انتظار اینست که مثلا در صحنه خبر بمبگذاری، کل محیط به هم بریزد و همه بلند شوند و به مانیتور نگاه کنند و... اما شما هیچ تحرکی جز از بازیگران اصلی نمی بینید. همین اتفاق در همه صحنه های فیلم(جز وقتی آقا صحبت می کنند و همه میخکوب هستند که خیلی خوب در آمده) تکرار میشود.

بدترین اتفاق فیلم و داستان که از یک کارگردان باتجربه بعید است، رویارویی چند بارهbadman فیلم با قهرمان داستان است. اینکه در یک داستان (که نه پلیسی است و نه اکشن و نه مستند بلکه ترکیبی از هر 3 آنها) 5 بار قهرمان شما با شخصیت منفی رویارو شود تا جاییکه این اتفاق عادی شود(!) یک اشتباه غیر قابل قبول است. حتی شخصیت امیر (علیرام نورایی) برخلاف حرفه ای بودنش همیشه در دسترس است و یافتن او کار بسیار راحتی نشان داده میشود، در حالیکه در فیلم های مشابه چگونگی رسیدن به شخصیت حرفه ای و مرموز و خرابکار خودش به شدت هیجان انگیز و جذاب است... . بهتر بگویم آقای طالبی در فیلمش یکی از مهمترین بخش ها یعنی تعقیب و گریز را تقریبا بطور کامل حذف کرده است، چون خرابکار حرفه ای همیشه در دسترس است.
موسیقی فیلم برخلاف تبلیغات یک موسیقی ضعیف و در بهترین حالت متوسط است...

قلاده های طلا سیاسی ترین فیلم تاریخ سینمای ایران نیست و بیشتر از اینکه سیاسی باشد فیلمی امنیتی است. یعنی در مورد مسائل امنیتی که حول مسائل سیاسی است سخن می گوید. گرچه این جای تقدیر دارد که در شرایطی که خیلی ها از به یادآوردن آن روزها گریزانند، این فیلم در مورد  تاریکترین مقطع سیاسی تاریخ ایران سخن می گوید اما واقعیت این است که در این فیلم به هیچ وجه به سیاست و سیاسیون ایرانی و نقششان در فتنه ۸۸ پرداخته نشده است. فقط اشاره هایی کوتاه به نامه هاشمی رفسنجانی، سخنان احمدی نژاد در مناظره، تکذیب جواب رهبری به نامه هاشمی، ادعای تقلب توسط خانواده هاشمی، و نظریه پسر آذربایجان و داماد لرستان توسط رهنورد آن هم فقط در قالب اخبار مورد توجه در اتاق مونیتورینگ وزارت اطلاعات (SOC) شده است.

این فیلم خط روایی ضعیفی دارد. یعنی فیلم داستان درستی ندارد و جاهایی از این فیلم احساس می شود که در سینما نشسته و شاهد فیلمی مستند هستیم. اگر روی فیلمنامه و خط داستان بیشتر کار می شد، این اثر تبدیل به یکی از بهترین فیلمهای تاریخ سینمای ایران می شد. به عنوان مثال نمایش خانواده دکتر در فیلم و اتفاق سقط خانمش به هیچ وجه ربطی به اصل داستان نداشته و به صورتی نچسب به فیلم ملحق شده بود.



بی انصافی است اگر نپذیریم بازسازی فضای اغتشاشات و تحرکات خیابانی و صحنه های اکشنی که در فیلم نشان داده شد، کاری بس دشوار ومناسب بوده است و مخاطبین را تحت تأثیر قرار می دهد.

از نگاه کلی، این فیلم می‌توانست از چینش بازیگران مناسب‌تری بهره ببرد. همچنین کند شدن ریتم آن در اواسط فیلم هم یکی از نقاط ضعف آن است. برخی از سکانس های فیلم هم اصلا در نیامده است. سکانس تجمع در خیابان مطهری، سکانس حمله به پایگاه بسیج و همچنین سکانس شناسایی دکتر به عنوان جاسوس، نپخته است.

[size=50]علی کهن فروتقه
...در ابعاد این عصر خاموش



من ازطعم تصنیف در متن ادراک یک کوچه



تنهاترم...

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب ali66469691 تشکر کرده اند:
sghanbare1, CentralWeb, Present, anga2009

Captain

Captain



نماد کاربر
پست ها

3805

تشکر کرده: 24 مرتبه
تشکر شده: 1266 مرتبه
تاريخ عضويت

شنبه 7 شهریور 1388 02:26

محل سکونت

جمهوری اسلامی ایران

آرشيو سپاس: 23503 مرتبه در 3364 پست

Re: نقدی بر فیلم قلاده های طلا!!!

توسط Sami 1993 » چهارشنبه 23 فروردین 1391 22:09

 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 
ابوالقاسم طالبی:
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 
من فیلمی ساختم که در آن نباید پلک بزنی. اگر حین تماشای فیلم سرت را برگردانی، دیالوگی رد می‌شود که کلید حل معماست. من نیامدم درباره نحوه وقوع اتفاقی، در فیلم دو ساعت توضیح بدهم. اگر کسی بخواهد در سینما چیپس و پفک بخورد و فیلم را ببیند، داستان از دستش در می‌رود.

به گزارش مشرق،‌ ابوالقاسم طالبی، سازنده قلاده‌های طلا، در بحث شرکت می‌کند و رک است. در این گفتگوی انتقادی او درباره اثرش توضیح می‌دهد، از آن در برابر انتقادها دفاع می‌کند و درباره بعضی حواشی آن و رخدادهای این روزهای سینمای ایران حرف‌هایش را می‌زند. این نخستین گفتگوی مفصل طالبی درباره قلاده‌های طلاست.



عنوانی که به فیلم شما دادند، یعنی، سیاسی‌ترین فیلم تاریخ سینمای ایران؛ شما با این عنوان موافقید؟

این لقب دادن‌ها کار مطبوعات است و من هم نظری ندارم. برای من آن چیزی که اهمیت دارد، نظر قاطبه مخاطبان فهیمی است که فیلم را می‌بینند.

لحظه یا لحظاتی از فیلمتان سانسور شد؟

نه، ما اصلا سانسور نداشتیم.
قلاده‌های طلا شخصیت‌های کلیدی زیادی دارد، احساس نمی‌کنید که به دلیل ریتم تند روایت، برخی مناسبات در بستر تعریف الکن مانده، مثلا چگونگی لو رفتن مامور نیروی انتظامی یا نفس دستگیری آن دوجنسه که در ادامه نه در رفتارش و نه در گفتارش، متوجه نمی‌شویم که او قبلا به دست نیروهای اطلاعات گرفتار شده است.

نه، آنجایی که گفتی روابط الکن مانده، با نظرت موافق نیستم. ببین من فیلمی ساختم که در آن نباید پلک بزنی. اگر حین تماشای فیلم سرت را برگردانی، دیالوگی رد می‌شود که کلید حل معماست. من نیامدم درباره نحوه وقوع اتفاقی، در فیلم دو ساعت توضیح بدهم. اگر متوجه شده باشی، حیایی یک دور کامل تمام این داستان را توضیح می‌دهد و آنجایی که می‌گوید: «اون یارو همجنس بازه رو که دستگیر کردیم، رابطتتو فهمیدیم» همه چیز معلوم می‌شود. باور کن اگر کسی بخواهد در سینما چیپس و پفک بخورد و فیلم را ببیند، داستان از دستش در می‌رود.

من برای اولین بار که فیلم شما را در برج میلاد دیدم، بر این نکته حساس شده بودم که بحث جاسوس در وزارت اطلاعات نمی‌بایست تا این حد عادی و پرشائبه نشان داده می‌شد.
این حرف تو را دوستان اطلاعات هم به من گفته‌اند. اما در هر سازمان و ارگانی کارشناسانی وجود دارند که نظرات خودشان را بیان می‌کنند اما آن چیزی که مهم است این نکته است که معاندتی در کار نبوده بلکه یک حساسیتی بوده که همواره وجود داشته و هست.

داستان فیلم شما، طیف‌های داستانی بسیاری دارد: نیروهای خارجی، دشمنان داخلی کشور، کارکنان وزارت اطلاعات و... با توجه به ریتم تقریبا آرام فیلم در نیمه ابتدایی، احساس نمی‌کنید که ریتم خیلی سربع داستان در جمع و جور کردن روابط این همه طیف، به ضرر فیلم تمام شد؟

ببین یک چنین فیلمی باید شتاب داشته باشد. اگر می‌بینی که ریتم در نیمه ابتدایی کمی آرام‌تر است برای این است که می‌خواستم در‌‌ همان شروع فیلم، شخصیت‌پردازی را شروع کنم. خواستم کاراکتر‌هایم را پردازش کنم و آن‌ها را که به گفته خودت کم هم نیستند، به مخاطبانم بشناسانم. در آخر فیلم که ریتم، شتاب بیشتری به خود می‌گیرد، مخاطب باید حواسش را خیلی جمع کند تا بتواند بر مبنای دیالوگ‌ها و پلان‌ها، گره‌ها را باز کند. نه، به اعتقاد من فیلم از این مجرا ضربه‌ای نخورده است.



ببینید آقای طالبی، مخاطب فیلم شما افراد عام هستند؛ این ریتم تند برای آن‌ها کمی ثقیل است چون اولا مخاطب ایرانی عادت به دیدن فیلم‌هایی با این ضرباهنگ ندارد و دوم اینکه کلیدهایی که برای حل به دست مخاطب می‌دهید تمامش در سکانس‌های انتهایی فیلم لو می‌رود بنابراین این هجمه از رمز گشایی‌ها در انتهای فیلم برای مخاطب با هر گروه سنی، پرفشار و صدالبته نامتوازن است.
بالاخره این حرکت در سینمای ایران باید از جایی شروع می‌شد. فیلم من فیلم ایجاز است. من نمی‌توانم مثل سریال، همه چیز را مو به مو شرح داده یا نشان دهم. فیلم من فیلمی است که مخاطب بعد از دیدنش به فکر فرو می‌رود تا رابطه آدم‌هایش را در بیاورد، دیالوگ‌ها را پس و پیش کند تا به این روابط بی‌شمار در فیلم پی ببرد. تا بوده یک مثلث عشقی بوده، یا چتری برای دو نفر بوده یا دو نفر زیر یک چتر، جدیدا هم که دو به دو شده و تم خیانت رواج پیدا کرده است.
آنجایی که شما مخالفین نظام را در خانه‌ای نشان می‌دهید من دو سوال از شما دارم: اولا ضرورت نشان دادن افراد مختلف به عنوان نمادی از گروه‌های معاند و ثانیا با توجه به اختلاف فکری این شخصیت‌ها با یکدیگر، این ترس در شما به وجود نیامد که نقصانی در شخصیت‌پردازی این شخصیت‌ها که در هدف هم فکر، اما در فکر هم عقیده نیستند به وجود بیاید؟

داستان فیلم ما در مورد طیفی از گروه‌های مخالف انقلاب اسلامی است؛ چه گروه‌هایی که از قبل از انقلاب بودند و چه گروه‌هایی که امروزه اعلام وجود می‌کنند. از ساواکی که پیش از انقلاب وجود داشته تا منافقینی که بعد از انقلاب اقدامات مسلحانه انجام دادند و چه آدم‌هایی که مانند آن دو جنسه، جدیدا تحت تاثیر فرهگ غرب قرار گرفته‌اند. همه این افراد طیفی را تشکیل می‌دهند که اتفاقا این طیف در ماجرای فتنه ۸۸ هماهنگ عمل می‌کنند به گونه‌ای که مقام معظم رهبری هم اذعان داشتند: «از رقاصه‌ها تا...» در ماجرای فتنه دست به دست هم داده بودند. این افراد، تیپ هستند و البته شناخته شده. آن‌ها تظاهراتی می‌کنند و هر وقت که در جایی جمع می‌شوند، رهبریشان به دست کمیته مشترک است که تمام این‌ها واقعیت دارد و الان هم هست که در شکل واقعی، آن‌ها موتور سوار داشتند، محافظ دم در داشتند، دوربین‌های مدار بسته داخل و خارج از خانه داشتند و... که فیلم من برای نشان دادن تمام این جزئیات، جای بیشتری نداشت، به خاطر همین از ایجاز استفاده کردم تا مخاطب بیشتر به فکر فرو رود.

چقدر راش گرفتید؟

فکر کنم یک به سه یا یک به چهار.

چه قدر خوب، خیلی‌ها راش‌هایشان به یک به چهل هم می‌رسد.

بله. ما چون خیلی تمرین کردیم و با وجود بازیگران حرفه‌ای مشکل آنچنانی نداشتیم.

در مورد فیلمبرداری هم زیرکی به خرج دادید و برخلاف تصور همه، دوربین روی دست فوق العاده کمی داشتید.

من صحنه‌های مردمی را اول می‌دیدم و بعد فیلمبرداری می‌کردم. همه چیز را کلاسیک گرفتم بنابراین شما با یک فیلم کلاسیک طرف هستی. البته اگر فرد دیگری جای من بود، طور دیگری این فیلم را می‌ساخت. مثلا همین دوربین روی دست که اشاره کردی، اینطور نبود که چون بخواهیم فضای پرالتهاب را به تصویر بکشانیم، بخواهیم از دوربین روی دست استفاده کنیم. من فضای سکانس را می‌دیدم و اینطور فکر می‌کردم و می‌کنم که باید همه چیز واقعی باشد به گونه‌ای که مخاطب متوجه دوربین نشود که اگر اینطور باشد دیگر واقعی نیست. من با فیلمبردارم قبلا صحبت کرده بودم ضمن اینکه من بدون دکوپاژ سر صحنه نمی‌روم.

قلاده‌های طلا چند شخصیت اصلی دارد که به جز شخصیت دکتر (حمیدررضا پگاه)، شخصیت‌های دیگر چندان آنالیز نمی‌شوند.

مثلا کدام شخصیت؟

شخصیت امین حیایی جای کار خیلی یشتری داشت و اینکه ما بیشتر از او و خانواده‌اش بدانیم. ما در فیلم فقظ او را در مقام قهرمان می‌بینیم فارغ از اینکه طبق تعریف، یک قهرمان می‌بایست پیشینه‌ای داشته باشد که این پیشینه در سینمای ایران می‌تواند تا حدود زیادی به خانواده او برگردانده شود.

اتفاقا به شخصیت حیایی پرداختیم. ما می‌دانیم او چه کسی است و اطلاعاتی هم در مورد خانواده‌اش داریم. او همسر و یک فرزند دارد. منتها چون شتاب فیلم خیلی زیاد است و آن دیالوگی که این اطلاعات را به ما می‌دهد در انتهای یک سکانسی است که به دلیل آمدن پرده دیگر، در بعضی سینما‌ها ریکورد نمی‌شود، زیاد به چشم نمی‌آید.

در مورد شخصیت دکتر، آیا بهتر نبود این اختصار خانوادگی و شناساندن اعضای خانواده را برای شخصیت کارسازتری مثلا همین امین حیایی نشان می‌دادید؟

در این مورد هم خیلی فکر کردم تا به شخصیت آقای دکتر رسیدم. در داستان ابتدایی، همسر آقای حیایی دیده می‌شد اما در بازنویسی گفتم که می‌توانم این شکل از داستان را تعریف نکنم. ایجاز در سینما خیلی مهم است اصلا فرق سینما با تلویزیون در همین ایجاز است. مثلا اگر‌‌ همان شکل اولیه فیلمنامه حفظ می‌شد من باید در سکانس‌هایی حیایی را نشان می‌دادم که موقع بحران، سراسیه به خانه می‌آید و همسرش را از خانه خارج کرده یا خانه را تخلیه می‌کند و آن‌ها را به جایی دیگر می‌فرستد. گفتم بدون نشان دادن این سکانس‌ها هم می‌توانم مفهوم را برسانم پس چرا این کار را نکنم.

در ارتباط با این حرفتان، باز هم تاکید می‌کنم که این شتاب خلق الساعه فیلم اصلا برای مخاطب ما دوست داشتنی و صد البته مالوف نیست.

ببین فیلم باید به همین ترتیب ساخته می‌شد. این ایجاب، در فونداسیون فیلم است. اگر غیر از این بود فیلم، باورپذیر نبود و شعاری می‌شد چون می‌بایست عین آن حوادث، تند تند اتفاق می‌افتاد. وقتی یک تصادفی رخ می‌دهد، آن اتفاق در لحظه به وقوع می‌پیوندد، اسلوموشن نیست که. این حوادث فتنه ۸۸، برای مردم آشنا بود و ما آمدیم به صورت جمع بندی شده در قالب یک پکیج به صورت کپسولی همه آن‌ها را مرور کردیم به گونه‌ای که در شکل مستند خود برای همه یک رفرنس معتبر باشد.

اما این ضرباهنگ تند، یک هماهنگی خاصی را میان همه اجزا می‌طلبد: از سناریو تا اجرای کارگردان، فیلمبرداری، موسیقی و...

بله همینطور است. در برخی فیلم‌ها این ریتم تند به کلیت اثر لطمه می‌زند اما بعضی اوقات، فیلم، فیلم تندی است و ریتمش هم باید تند باشد. دیالوگ گویی، تقطیع پلان‌ها و حتی گرفتن نوع لانگ شات، کلوز آپ و مدیوم شات باید به هم بخورد. حتی موسیقی‌اش هم نه باید رپ باشد و نه ساز سنتی. ما روی همه این موارد فکر کردیم و حساب شده جلو رفتیم.



یکی از مزیت‌های فیلم شما، قهرمان پروری است. قلاده‌های طلا دو قهرمان دارد: یک قهرمان مثبت و یک قهرمان منفی. نکته مهم اما شیوه قهرمان پروری در فیلم است بدین گونه که قهرمان فیلم با تخریب یا کوچک کردن شخصیت‌های دیگر به وجود نمی‌آیند.

درست است. در فیلم‌های دیگر، بدمن‌ها تحقیر شده‌اند. اما در قلاده‌های طلا این بدمن‌ها تحقیر نمی‌شوند. مثلا یک دیالوگ در ابتدای فیلم درباره شخص رام نورایی عنوان می‌شود که «تنها نقطه ضعف این شخصیت عصبانیت اونه». در واقع قضاوت به عهده تماشاگر است. من تحقیرش نمی‌کنم تا از این تحقیر، شخصیت مثبت دربیاید، بلکه آن‌ها را به مقابله با یکدیگر وامی دارم که در این مقابله، تکلیف آن‌ها مشخص شود.

فیلم شما نقاط عطف داستانی زیادی دارد که یکی از مهمترینشان آغاز روند شک کردن‌های حیایی به همکارانش مخصوصا رئیس حفاظت است که در ‌‌نهایت با رمزگشایی انتهای فیلم معلوم می‌شود که جاسوس اصلی چه کسی است. سوال من اینجاست که آیا این پروسه پیش انداختن و تکثر نقاط عطف، سبب کمرنگ شدن آن عطف اصلی پایانی داستان نمی‌شود؟ آیا بهتر نبود جریان به گونه‌ای پیش می‌رفت که نقطه عطف انتهایی داستان قدرت مانور بیشتری پیدا می‌کرد؟

ببین اصلا فلسفه داستان‌های جاسوسی به همین طریق است. مثلا شما داستان‌های جاسوسی آگاتا کریستی یا فیلم‌های هیچکاک را به یاد بیاورید، در این داستان‌ها و فیلم‌ها، شما با اطلاعاتی که به دست می‌آورید مطمئن می‌شوید که قاتل یا دزد یا جاسوس فلان آدم است اما در لحظه آخر متوجه می‌شوید که حدستان اشتباه بوده و دزد یا قاتل، فرد دیگری است. مهم این است که شما باورتان شود و آن تحول، تحولی بی‌پایه و اساس نباشد و تحولی بر مبنای پیچیدگی‌های داستان باشد. این اتفاقات باید در فیلم‌های جاسوسی بیفتد. فیلم جاسوسی یعنی اینکه در نشان دادن روابط جاسوسی، پیچیدگی‌هایی را نشان دهیم. مثلا آقای کشمیری را به یاد بیاورید؛ دبیر شورای امنیت ملی کشور و کسی که مورد وثوق آقای رجایی بود و ایشان پشت سر کشمیری نماز می‌خواند و بعد دیدیم که همین آقای کشمیری زیر پای رئیس جمهور بمب می‌گذارد، پس این جاسوس به قدری نقش پیچیده‌ای داشته که هیچکس به او شک نمی‌کند تا اینکه توانست حضرت رجایی را به شهادت برساند.

«قلاده‌های طلا»، به نوعی نخ تسبیح حوادث فتنه ۸۸ از ابتدا تا اول شهریور است. در این بازه زمانی اتفاقات ریز و درشتی افتاد که فیلم به حق توانسته حتی در شکل کلی نیز بدان اشاره کند اما با توجه به موضوع هارمونی روایت، علت برجسته و مستقل نشان دادن یکی از این حوادث یعنی پایگاه بسیج نسبت به دیگر حوادث چه چیزی است؟

بله همانطوری که اشاره کردی ما هیچ چیز را از قلم نینداختیم. میدان ونک، میدان انقلاب، میدان هفت تیر و... همه چیز را تا پایان مرداد ۸۸ نشان دادیم. از اولین اتفاق که پیام تبریک پیروزی زودرس است را نشان دادیم تا زیر بار نرفتن کاندیدا‌ها در اعلام نتیجه، اعتراض مردمی در میدان هفت تیر و... تا به ۲۵ خرداد می‌رسیم که با کلمه «تقلب» مردم را به خیابان‌ها کشاندند. بعد از این هم حوادث ۲۶، ۲۷، ۲۸ و ۲۹ خرداد که خطبه نماز جمعه مقام معظم رهبری بود را به تصویر کشاندیم و البته قتل ندا آقاسلطان را هم همینطور. دلیل پرداختن ویژه به پایگاه بسیج هم به دلیل اهمیت ویژه آن بود و اقدامی به موازات روایت داستان. ۵ نفر و یا به تعبیری ۷ نفر در آن مکان کشته شدند. ما هیچ جا به این اندازه کشته ندادیم البته داستان کهریزک جداست و باید به صورت مستقل به آن پرداخته شود.

بنابراین با توجه به وفاداری شما به مستندات این دوران، می‌توانیم «قلاده‌های طلا» را یک مستند داستانی خطاب کنیم؟

مستند داستانی نه. قلاده‌های طلا فیلمی است بر اساس مستندات که اتفاقاتی را فیلمسازی کرده است. آن اتفاقات به صورت حرفه‌ای، با بازیگرانی حرفه‌ای، فیلمبرداری حرفه‌ای و... به صورت کلاسیک ساخته شده است و حتی مینی مال هم نیست که دو نفر دوربین دستشان بگیرند و آن اتفاقات را بازسازی کنند. من خوشحالم که خیلی از مردم از من سوال می‌پرسند که آن صحنه‌ها واقعی است یا شبیه سازی شده است. این موفقیت را نشانه لطف خدا می‌دانم.

در مورد موسیقی منحصر به فرد قلاده‌های طلا، این باور را دارید که تعلیق، از ابتدا با موسیقی در ذهن مخاطب شکل می‌گیرد؟ به عبارتی موسیقی در فیلم شما یک کاراکتر مستقل است که بار تعلیقی بسیاری به داستانتان می‌دهد.

دقیقا. من روی موسیقی خیلی کنکاش کردم تا به آقای سرگئی در اوکراین رسیدم. آقای سرگئی پس از تماشای فیلم گفت که عین این اتفاقات در اوکراین هم رخ داده و من تمام این اتفاقات را ازنزدیک لمس کرده‌ام بنابراین به یک همفکری خیلی خوبی دست پیدا کردیم. حتی آقای سرگئی به من گفت که انگار برخی از شخصیت‌های فیلم قلاده‌های طلا را از اوکراین به ایران برده‌ایم.

در مورد توقیف فیلمتان گفته بودید که مقامی بالا‌تر از وزارت ارشاد در این قضیه دست دارد، آن مقام بالا‌تر که بود؟

گفتن ندارد.

به جز خانم مریلا زارعی، بازیگر دیگری بوده که او را بخاطر بازی در این فیلم تهدید کرده باشند؟

بله. یک کمپینی تشکیل شد که فاشیست‌ها آن را می‌گرداندند. من دنبال این قصه نبودم اما آن افراد را می‌شناسیم و روزگاری اگر قرار بر برخورد باشد مطممئن باشید که برخورد خواهیم کرد. اگر می‌بینید موضوع خانم زارعی رسانه‌ای شد بخاطر این بود که ایشان قرارداد نوشت و بعد تهدید‌ها علیه ایشان آغاز شد. ۳۰۰ تا ۴۰۰ پیامک تهدیدآمیز از داخل صنف به او داده شد و هر روز مشکلی برایش پیش می‌آمد. این فشار‌ها از داخل جایی بود که الان دیگر نیست و آن را بستند.

در ایام نوروز گروه انصار حزب الله با تجمع مقابل ساختمان وزارت ارشاد خواستار پائین آمدن دو فیلم رقیب شما در اکران شدند. موضع شما در برابر این حرکت و متعاقب آن پائین کشیدن نصفه و نیمه دو فیلم گشت ارشاد و خصوصی چیست؟

البته من تهران نبودم و معتقدم که اگر قرار بر برخوردی باشد باید به صورت قانونی صورت بگیرد. از طرفی باید به یاد داشته باشیم که در کشور ما ارزش‌هایی حاکم است که اگر این ارزش‌ها مورد لطمه قرار بگیرد‌‌ همان فیلمسازان، در وهله اول متضرر خواهند شد. من معتقدم که در این جریان می‌شد مدیریت و تعاملی انجام داد. متاسفانه یکسری سیاسی کاری دارد انجام می‌شود که همه چیز در برابر این سیاسی بازی دارد ذبح می‌شود. سیاسی کاری و سیاسی بازی خیلی با سیاسی بودن فرق دارد. متاسفانه این حرکت در فرهنگ ما دارد رشد می‌کند و بزرگ می‌شود که در این بین سر فرهنگ بریده می‌شود و بدین ترتیب ضررش، هم برای فرهنگ است و هم برای مردم.



این درست است که پائین کشیده شدن دو فیلم گشت ارشاد و خصوصی کمکی بزرگ به بیشتر فروختن فیلم شماست؟

اتفاقا این جریانات به فیلم ما لطمه زد. همین الان گشت ارشاد ۱۹ سینما دارد و هر روز هم اعلام می‌کنند که فیلم فردا به اکرانش خاتمه می‌دهد، مردم هم از ترس اینکه فیلم از فردا روی پرده نیست به سینما‌ها هجوم می‌برند و تا صبح، فیلم را می‌بینند، سینماهای گشت ارشاد دو برابر ظرفیت خودشان بلیط می‌فروشند. البته نوش جانشان. برای من مهم آن است که فیلمم دیده خواهد شد و همیشه سره از ناسره مشخص می‌شود.

گشت ارشاد در جشنواره فیلم فجر، در چهار رشته، نامزد دریافت سیمرغ بلورین بوده، از این چهار شاخه شما به چند شاخه‌اش رای داده بودید؟

ما در داوری بحث می‌کنیم. نتیجه این بحث‌ها و رای‌ها هم مال همه است. قرارمان این نیست که بگوئیم به چه کسی رای دادیم.

به عنوان سوال پایانی مصاحبه به ما بگوئید که شما از ماجرای اهدای سیمرغ از طرف آقای شیخ طادی در جریان اختتامیه جشنواره فیلم فجر مطلع بودید؟

من اصلا خبر نداشتم و وقتی ایشان این موضوع را روی سن اعلام کرد شوکه شدم و به او گفتم که‌ای کاش قبل از این با من هماهنگ می‌کردی چون سیمرغ آقای شیخ طادی را من به او دادم که اگر از قبل با من هماهنگ می‌کرد، می‌گفتم سیمرغ را فرد دیگری به او بدهد که اینگونه از من به او و از او به من داده نشود. بالاخره لطف ایشان بوده و من هم از آقای شیخ طادی تشکر می‌کنم. البته من نخواستم این سیمرغ را قبول کنم و مقاومت کردم اما دیدم نمی‌شود به همین دلیل قبول کردم و بعد جایزه را دادم به صاحب اصلی آن یعنی خانواده شهید احمدی روشن. چون حق آنهاست، همه چیز مال آنهاست. اگر در بخش اصلی جشنواره شرکت می‌کردم و جایزه اول را هم می‌بردم باز هم جایزه‌ام را به خانواده این چند شهید هسته‌ای تقدیم می‌کردم. وقتی آن‌ها چنین جایزه بزرگی به ما می‌دهند آن وقت جایزه من بی‌‌‌نهایت بی‌ارزش و غیر قابل قیاس است.


گرگ ها خوب بدانند در این ایل غریب

گر پدر رفت، تفنگ پدری هست هنوز

گرچه نیکان به مرور بار سفر بر بستند


شیرمردی چو علی خامنه ای هست هنوز



 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد                                                          لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد                                                  لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد                                                                             لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب Sami 1993 تشکر کرده اند:
CentralWeb, mojtabba, su-47, Present, oweiys

Captain II

Captain II



نماد کاربر
پست ها

4251

تشکر کرده: 178 مرتبه
تشکر شده: 676 مرتبه
تاريخ عضويت

سه شنبه 23 اسفند 1384 13:14

محل سکونت

کرج پلاک 43!

آرشيو سپاس: 13307 مرتبه در 2679 پست

Re: نقدی بر فیلم قلاده های طلا!!!

توسط Mohammad 1985 » چهارشنبه 23 فروردین 1391 22:26

همچین میگن سیاسی ترین فیلم تاریخ سینمای ایران انگار چیزی به اسم آزادی در سینمای ایران وجود داره ! کاملا سناریو فیلم از اولشم مشخصه آخرش چی هست !
به همه سياستمداران مشکوک باش.
جکسون براون

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب Mohammad 1985 تشکر کرده اند:
Ghost Rider, MOHAMMAD JAFAR, دموکراسی, SORENA, Pedram.L

Rookie Poster

Rookie Poster



نماد کاربر
پست ها

47

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 0 مرتبه
تاريخ عضويت

يکشنبه 25 مهر 1389 11:05

آرشيو سپاس: 158 مرتبه در 33 پست

Re: نقدی بر فیلم قلاده های طلا!!!

توسط ali66469691 » جمعه 1 اردیبهشت 1391 08:49

شما تعریف درستی از فیلم سیاسی ندارید.......
فیلم سیاسی با فیلم سیاست زده فرق داره.....
این فیلم انصافاً بیشتر سیاسی و مستند بود تا سیاست زده!!!
...در ابعاد این عصر خاموش



من ازطعم تصنیف در متن ادراک یک کوچه



تنهاترم...

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب ali66469691 تشکر کرده اند:
A3eman, babak1985, Present, Sami 1993, CentralWeb


 


  • موضوعات مشابه
    پاسخ ها
    بازديدها
    آخرين پست

چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 1 مهمان