در اين بخش ميتوانيد درباره موضوعاتي كه در انجمن براي آنها بخشي وجود ندارد به بحث و گفتگو بپردازيد
Captain II

Captain II



نماد کاربر
پست ها

1407

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 7 مرتبه
تاريخ عضويت

جمعه 3 شهریور 1385 01:31

محل سکونت

مازندران

آرشيو سپاس: 5989 مرتبه در 1152 پست

دست شرطه حجاز همیشه سنگین است

توسط airplane » پنج شنبه 31 فروردین 1391 22:48

راستی فاطمیه نزدیک است...

بسم الله...

فرقی نمیکند در کوچه های مدینه...
یا در خیابان های منامه؛

دست شرطه حجاز    همیشه سنگین است...

مادر...

آیا می دانید هر فرد پس از مرگ با اهدای اعضای خویش می تواند سبب نجات یا ارتقای سلامتی بیش از 50 نفر شود


برای عضویت در انجمن اهدای عضو به لینک زیر مراجعه کنید


 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 

تا چند زنم بروی دریاها خشت               بیزار شدم ز بت‌پرستان کنشت

خیام که گفت دوزخی خواهد بود          که رفت بدوزخ و که آمد ز بهشت




کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب airplane تشکر کرده اند:
hesperus, FREE MAN, Present, tomcatf14ir, mehdighorbani, oweiys, leylas, Java, arash128, hermes_PERSIAN, KH.I.A.2500, SHAHABESAGEB, CentralWeb, Ali$amir, كيارش

Captain II

Captain II



نماد کاربر
پست ها

1407

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 7 مرتبه
تاريخ عضويت

جمعه 3 شهریور 1385 01:31

محل سکونت

مازندران

آرشيو سپاس: 5989 مرتبه در 1152 پست

Re: دست شرطه حجاز همیشه سنگین است

توسط airplane » شنبه 2 اردیبهشت 1391 10:19



درد سر ، بین گذر ، چند نفر، یک مادر

شده هر قافیه ام یک غزل درد آور

ای که از کوچه ی شهر پدرت می گذری

منیت نیست از این کوچه سریع تر بگذر

دیشب از داغ شما فال گرفتم ، آمد :

دوش می آمد و رخساره … نگویم بهتر!

من به هر کوچه ی خاکی که قدم بگذارم،

نا خود آگاه به یاد تو می افتم مادر

چه شده ، قافیه ها باز به جوش آمده اند:

دم در، فضه خبر، مادر و در، محسن پر !
آیا می دانید هر فرد پس از مرگ با اهدای اعضای خویش می تواند سبب نجات یا ارتقای سلامتی بیش از 50 نفر شود


برای عضویت در انجمن اهدای عضو به لینک زیر مراجعه کنید


 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 

تا چند زنم بروی دریاها خشت               بیزار شدم ز بت‌پرستان کنشت

خیام که گفت دوزخی خواهد بود          که رفت بدوزخ و که آمد ز بهشت




کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب airplane تشکر کرده اند:
Present, mehdighorbani, KH.I.A.2500, oweiys, CentralWeb, SHAHABESAGEB, Ali$amir

Fast Poster

Fast Poster



نماد کاربر
پست ها

246

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 1 مرتبه
تاريخ عضويت

يکشنبه 15 آبان 1390 15:56

آرشيو سپاس: 1151 مرتبه در 210 پست

Re: دست شرطه حجاز همیشه سنگین است

توسط arash128 » شنبه 2 اردیبهشت 1391 10:50

گمانم قبل تو زینب بمیرد
                               شنیده ناله عجل وفاتی...
بر قاتلین حضرت زهرا(س) لعنت
به آن بندگانم که اسراف به نفس خویش کردند بگو هرگز از رحمت خدا نا امید مباشید،البته خدا همه گناهان شما را خواهد بخشید که او خدایی بسیار آمرزنده و مهربان است سوره مبارکه زمر آیه شریفه 153

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب arash128 تشکر کرده اند:
airplane, SHAHABESAGEB, Ali$amir

New Member



no avatar
پست ها

14

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 0 مرتبه
تاريخ عضويت

شنبه 21 دی 1387 23:50

آرشيو سپاس: 50 مرتبه در 12 پست

Re: دست شرطه حجاز همیشه سنگین است

توسط jb.mohsen » شنبه 2 اردیبهشت 1391 18:51

شبیه درد رفتی و شدی در استخوان پنهان
نمی یابم تو را ای در جهان مانند جان پنهان

فرشته مست دنبال صدایش راه می افتد
کسی که میبرد نام تو را زیر زبان پنهان
  
رمان آفرینش با علی جذاب شد اما
تو قدرت در تمام جمله های داستان پنهان

زمان جاهلیت هیچ فکرش را نمیکردند
خدای مردها باشد میان دختران پنهان

در اطراف رسول الله آگاهانه میدیدی
چه شیطانی است پشت چهره های مهربان پنهان

همه دیدند حق تنهاست ، پهلوی تو زد فریاد
صدایش ماند اما در سکوتی بی امان پنهان

خزان زودرس وقتی سراغ باغ می آید
که گل خوب است باشد از نگاه باغبان پنهان

تو از قلب علی دلباز تر قبری نمیخواهی
از اول بوده ای در بهترین جای جهان پنهان

تو جان حیدری - یعنی دوتایی یک نفر هستید
پس او خود را درون خاک کرده نیمه جان پنهان

بجز لاهوت هرجا دفن شد کوثر چنان باشد
که دریا را کنی زیر حباب استکان پنهان

قیام تو در اعماق زمین ساکت نمی ماند
که دارد دخترت در حنجره آتشفشان پنهان

و هجده سالگی پایان جریانت نخواهد بود
شدی چون خون به رگها ، زیر جریان زمان پنهان

به حدی گیجم از داغت که پیدایت نمیکردم
اگر میشد تنت در قبر حتی با نشان پنهان...

هادی جانفدا

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب jb.mohsen تشکر کرده اند:
oweiys, mehdighorbani, airplane

New Member



no avatar
پست ها

14

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 0 مرتبه
تاريخ عضويت

شنبه 21 دی 1387 23:50

آرشيو سپاس: 50 مرتبه در 12 پست

Re: دست شرطه حجاز همیشه سنگین است

توسط jb.mohsen » شنبه 2 اردیبهشت 1391 18:54

خلافت ننگ مطلق بود ‌٬ تو تمکین نمیکردی

و عصمت را فدای بیعتی ننگین نمیکردی

از آوار ستم شاید قد توحید خم میشد

اگر تو دستهایت را ستون دین نمیکردی

تو را بی اخم میبینیم ٬ زخم مهربانیها

که از اندوه پر بودی ولی نفرین نمیکردی

سفر پایان سختیهاست این را خوب میفهمم

ولی ای کاش وقتش را خودت تعیین نمیکردی

یقینا باد عالم را به سمت نیستی میبرد

اگر تو با وجودت خاک را سنگین نمیکردی

و من از شعرهایم مصرعی جایی نمیخواندم

اگر بانو خودت هر بیت را گلچین نمیکردی...

هادی جانفدا

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب jb.mohsen تشکر کرده اند:
oweiys, mehdighorbani, airplane, arash128

Captain II

Captain II



نماد کاربر
پست ها

1407

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 7 مرتبه
تاريخ عضويت

جمعه 3 شهریور 1385 01:31

محل سکونت

مازندران

آرشيو سپاس: 5989 مرتبه در 1152 پست

Re: دست شرطه حجاز همیشه سنگین است

توسط airplane » شنبه 2 اردیبهشت 1391 23:15

و آن شب وسعت محمدصلی الله علیه و آله آنقدر بود که خدا برایش قرآن نازل کرد
...
محمدصلی الله علیه ، محبوبترین بندگان خداوند بود و اشرف مخلوقات،
و همان نبی چهل روز ، روزه .. چهل شب افطار با نان و خرما .. چهل سحر، شب زنده داری...
و اینک خدایش میخواهد بر او عطا کند
عطایی عظیم ، عطایی که با نزول نمیتوان بر محمدصلی الله علیه و آله  جاری اش کرد...
عطایی که عظمتش آنقدر است که خدا باید خودش او را به محمدصلی الله علیه  دهد...
و نبی را به نزد خود میبرد در معراج شبی و سیبی هدیه می دهد او را...
و محمدصلی الله علیه  را ندا می آید: " انا اعطیناک الکوثر"

و در عجبم از  ناکثین و مارقین و قاسطین که جمع شده اند و نازله محمدصلی الله علیه بر دست! هدیه خداوند به او را میان در و دیوار به آتش ... لا حول ولا قوة الا بالله
آیا می دانید هر فرد پس از مرگ با اهدای اعضای خویش می تواند سبب نجات یا ارتقای سلامتی بیش از 50 نفر شود


برای عضویت در انجمن اهدای عضو به لینک زیر مراجعه کنید


 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 

تا چند زنم بروی دریاها خشت               بیزار شدم ز بت‌پرستان کنشت

خیام که گفت دوزخی خواهد بود          که رفت بدوزخ و که آمد ز بهشت




کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب airplane تشکر کرده اند:
arash128, oweiys

Captain II

Captain II



نماد کاربر
پست ها

1407

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 7 مرتبه
تاريخ عضويت

جمعه 3 شهریور 1385 01:31

محل سکونت

مازندران

آرشيو سپاس: 5989 مرتبه در 1152 پست

Re: دست شرطه حجاز همیشه سنگین است

توسط airplane » سه شنبه 5 اردیبهشت 1391 16:01

عشق یعنی دل سپردن در الست
از می وصل الهی  مستِ مست
عشق  یعنی  ذكر ناموس  خدا
یا علی گفتن به زیر دست و پا
عشق  یعنی  جلوه  صبر  خدا
شرم ایوب نبی  از مرتضی
عشق بر دلداده  فرمان  می‌دهد
عاشق جان داده را جان می‌دهد
عشق باعث شد كه دل سامان گرفت
پشت درب خانه زهرا جان گرفت
عشق  یعنی انقلاب فاطمه
از كبودی  چشم تار فاطمه
عشق یعنی عشق ناب فاطمه
بیت الاحزان خراب فاطمه
آیا می دانید هر فرد پس از مرگ با اهدای اعضای خویش می تواند سبب نجات یا ارتقای سلامتی بیش از 50 نفر شود


برای عضویت در انجمن اهدای عضو به لینک زیر مراجعه کنید


 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 

تا چند زنم بروی دریاها خشت               بیزار شدم ز بت‌پرستان کنشت

خیام که گفت دوزخی خواهد بود          که رفت بدوزخ و که آمد ز بهشت




کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب airplane تشکر کرده اند:
oweiys

Major II

Major II



نماد کاربر
پست ها

563

تشکر کرده: 259 مرتبه
تشکر شده: 188 مرتبه
تاريخ عضويت

دوشنبه 7 اسفند 1385 04:54

آرشيو سپاس: 1326 مرتبه در 369 پست

Re: دست شرطه حجاز همیشه سنگین است

توسط mj_piremard » سه شنبه 5 اردیبهشت 1391 18:18

سلام بر دخت پیامبر بر پاره تن رسول خدا
سلام بر مادر حسن و حسین (ع)
سلام بر بانوی اول تو جهان
چه خوب خوند حرف دلمو

سهم من از دنیا همینه که تو تنهایی شبهام کسی اشکامو نبینه کسی اشکامو نبینه.

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب mj_piremard تشکر کرده اند:
airplane

Major II

Major II



نماد کاربر
پست ها

81

تشکر کرده: 33 مرتبه
تشکر شده: 6 مرتبه
تاريخ عضويت

سه شنبه 25 خرداد 1389 12:17

محل سکونت

ایران

آرشيو سپاس: 592 مرتبه در 79 پست

Re: دست شرطه حجاز همیشه سنگین است

توسط نجف47 » سه شنبه 5 اردیبهشت 1391 23:51

بسمه تعالی

با سلام


 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 

 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 


بانوی سبز پوش همه قصه های من
ای راز کنزاً مخفیا و سرّ بقــــــای من

به روز حشر با آوای محزون
ندا آید که اَینَ الفاطمیــون؟.......

ایام سوگواری یگانه مادر هستی انسیه حورا بی بی عوالم  حضرت فاطمه زهرا ارواحنا فداها رو به ساحت قدسی قطب عالم امکان آقامون مهدی فاطمه ارواحنا فداهما و همه فاطمیون تسلیت عرض مبکنم و به سهم خود در رثای آن دردانه عالم خلقت ابتدا دو قطعه شعر بسیار زیبا از شاعر محترم سید حمید برقعی در این خصوص تقدیم میدارم و در آخر هم از باب تیمّن که نام بینام این بنده کمترین درگاهش نیز در لیست ذاکران و نوکران آن بی بی (س) ثبت و درج گردد شعری محاوره از مستفیدات خود این حقیر که زبان حال بعیا مخدره بی بی حضرت زینب ارواحنا فداها هست رو تقدیم دوستداران آن ذوات مقدسه(ع) و عاشقان ولایت مینمایم امید است مقبول درگاه حضرتش(س) افتد:

شعر نخست آ سید حمید برقعی:

زیر باران دوشنبه بعد از ظهر
اتفاقی مقابلم رخ داد
وسط کوچه ناگهان دیدم
زن همسایه بر زمین افتاد

سیب ها روی خاک غلطیدند
چادرش در میان گرد وغبار
قبلا این صحنه را...نمی دانم
در من انگار می شود تکرار

آه سردی کشید،حس کردم
کوچه آتش گرفت از این آه
و سراسیمه گریه در گریه
پسر کوچکش رسید از راه

گفت:آرام باش! چیزی نیست
به گمانم فقط کمی کمرم.....
دست من را بگیر،گریه نکن
مرد گریه نمی کند پســــــرم!

چادرش را تکاند، با سختی
یا علی گفت و از زمین پا شد
پیش چشمان بی تفاوت مـــا
ناله هایش فقط تماشـــــا شد!

صبح فردا به مادرم گفتم
گوش کن ! این صدای روضهء کیست؟!
طرف کوچه رفتم و دیـــــدم
در ودیوار خانه ای مشکی است!

با خودم فکر می کنم حـــــالا
کوچه ء ما چقدر تاریک است
گریـه ، مـــــادر، دوشنبــــه ، در، کوچـــــه
راستـــــــــــی! فاطمیـــــه نزدیــک است.....

شعر دوم آ سید حمید برقعی:

گفت: در مي‌زنند مهمان است
گفت: آيا صداي سلمان است؟
اين صدا، نه صداي طوفان است
مزن اين خانه مسلمان است

مادرم رفت پشت در، اما

گفت: آرام ما خدا داريم
ما كجا كار با شما داريم
و اگر روضه‌اي به پا داريم
پدرم رفته ما عزاداريم

پشت در سوخت بال و پر، اما

آسمان را به ريسمان بردند
آسمان را كشان كشان بردند
پيش چشمان ديگران بردند
مادرم داد زد بمان! بردند

بازوي مادرم سپر،اما

بين آن كوچه چند بار افتاد
اشك از چشم روزگار افتاد
پدرم در دلش شرار افتاد
تا نگاهش به ذوالفقار افتاد-

گفت: يك روز يك نفر اما.......


در آخر ، شعری محاوره از این حقیر کمترین:


چی شده مادرم امشب پا نشد برا نماز؟!
واسه چی بلند نمیشه که کنه راز و نیاز!

بخدا برا نمازش دل من پَر میکشه
با دعا خونه ی همسایه هامون سر میکشه...

شب تا صبح سر نماز ، مادر دعاشون میکنه
صبح همه برا تشکر هی میان در خونه!!!!!

چرا امشب چشمای بابام پُر خون شده بود؟!
صورتش پریده رنگ و زرد و بی جون شده بود؟!

مادرم، تو رو خدا یه نیگا کن به دخترت
مثل هر شب بخوابون منو کنار بسترت

آخ مادر... پاشو که تا ببینم اون نماز شبات
الهــی بمیره زیـنـبــت بـرای غصـــــــه هات.......


یا علی مدد.نجف47
عشق و معرفت حسین(ع) و مهدی فاطمه(عج) ضامن پیروزی و قوام و بقای ماست.

به کاوش مژه از گور تا نجف بروم...........اگر به هند خاکم کنی یا به تتار

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب نجف47 تشکر کرده اند:
كيارش, mehdighorbani, anga2009


 


  • موضوعات مشابه
    پاسخ ها
    بازديدها
    آخرين پست

چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 0 مهمان