در اين بخش ميتوانيد درباره موضوعاتي كه در انجمن براي آنها بخشي وجود ندارد به بحث و گفتگو بپردازيد
Mega Poster

Mega Poster



نماد کاربر
پست ها

828

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 18 مرتبه
تاريخ عضويت

چهارشنبه 28 اردیبهشت 1390 23:54

محل سکونت

جبهه ی جنگ

آرشيو سپاس: 2640 مرتبه در 654 پست

بازداشت سیدحسن نصرالله در تهران

توسط mojtabba » جمعه 26 خرداد 1391 05:35

به گزارش خبرنگار وبلاگستان مشرق ،حمید داودآبادی در وبلاگ خود  لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد ، می گوید : وقتی از او درباره‌ی این که طی دوران مبارزاتش بازداشت شده یا نه، سوال کردم ، با این پاسخ جالب روبه‌رو شدم :





"ممکن است بسيار عادي بنمايد اگر بگويم که من در شرايط سختي از عراق فرار کردم. در "نبرد اقليم التفّاح" هم در محاصره قرار گرفته‌ام، اما در هيچ جايي بازداشت نشده‌ام، جز يک‌جا که اگر بگويم شگفت‌زده مي‌شويد؛ ايران! آن هم بعد از پيروزي انقلاب و در جمهوري اسلامي!
ماجرا از اين قرار بود که در سال 1361 تصميم گرفتم به قم بروم. بدون خانواده و به‌تنهايي راه افتادم. در هواپيما چندنفر لبناني بوديم. در ميان ما لبناني‌ها، يکي بود که ريشش را تراشيده بود و با دختر غيرمحجبه‌اي همراه بود. آن‌زمان در ايران موضوع حجاب مطرح نبود. وارد فرودگاه مهرآباد که شدم، مسئول امنيتي فرودگاه که براي بازرسي ما ايستاده بود، گردن بند طلا به گردنش بود و ريشش را هم تراشيده بود. کساني که بي‌حجاب بودند يا ريش‌شان را تراشيده بودند، به‌سادگي رد شدند؛ اما من را که با لباس روحاني بودم و چندنفر ديگر که ريش داشتند، در کناري نگه‌داشتند و اجازه‌ي رفتن ندادند. به همين ترتيب تا نيمه‌شب در فرودگاه معطّل شديم.
نيمه‌شب، ماشيني آمد و ما را به بازداشتگاهي برد. بازداشتگاه ما، ساختماني مصادره‌اي بود که اتاق‌هاي کوچکي داشت. ما را داخل يکي از اين اتاق‌ها حبس کردند. دو روز در آن‌جا در بازداشت بودم! شخصي آمد و چندساعت از من بازجويي کرد:
ـ تو کي هستي؟
ـ در ايران قصد انجام چه کاري داري؟
ـ با چه کسي رابطه داري؟
و درباره‌ي لبنان نيز بازجويي را شروع کرد و ...
بعد از گذشت دو روز از بازداشتم که زير نظر "اطلاعات نخست‌وزيري ايران" بود، بازجو به‌سادگي از من عذرخواهي کرد و آزاد شدم!
آن دو روز خيلي به من سخت گذشت. گاهي به اين فکر مي‌کنم که در تمام عمرم در زندان يا بازداشت نبوده‌ام، اما در جمهوري اسلامي بازداشت شده‌ام. اين براي من خيلي دردناک بود و من اصلا انتظار وقوع آن را نداشتم."

در اخر الزمان که مجال نظاره نیست - جز راه پاک علی راه و چاره نیست
باید سر عدویه سید علی را برید و گفت - در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست

ما همان نسل جوانیم که ثابت کردیم - در ره عشق جگر دار تر از 100 مردی
هر زمان شور خمینی به سر افتد مارا - دور سید علی خامنه ای می گردیم

امیرا تو میری و فر مان دهی - سر بی سران را تو سامان دههی
عصای تو ام اژدها کن مرا - به اذن ولایت رها کن مرا
رها کن مرا تا خروشان شوم - بلا بر سر دین فروشان شوم
و پ س

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب mojtabba تشکر کرده اند:
محمد صفرپور, CentralWeb, airplane, SEAFARER, dolphine, Amiiiin, FREE MAN

 


  • موضوعات مشابه
    پاسخ ها
    بازديدها
    آخرين پست

چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 1 مهمان



cron