در اين بخش مي‌توانيد در مورد مباحث فنی و تخصصی مرتبط با خودرو و وسايل نقليه بحث و تبادل نظر کنيد
Major I

Major I



نماد کاربر
پست ها

96

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 22 مرتبه
تاريخ عضويت

سه شنبه 23 آبان 1385 13:36

محل سکونت

جنوب

آرشيو سپاس: 312 مرتبه در 76 پست

آه باز كم آوردم ؟!

توسط جعفر طاهري » پنج شنبه 12 مرداد 1391 13:46

آه باز كم آوردم ؟!
سبقت گرفتن يكی از مراحل  سخت در رانندگی است ، و هنگام انجام آن،  با استفاده از آگاهيهای قبلی  ناشی از رانندگی  در شرايط  مختلف  ، بهمراه آشنائی از قابليتهای حركتی خودروهای مقابل ومهارتهای كنترل خودروئی كه در حال راندن آن هستيم ، مواجه ميشويم . بنابراين هرچه سطح دانستنيهايمان بيشتر باشد ، بر حسب روش مشابه سازی شرايط فعل با قبل ، مهارت در سبقت پيدا خواهيم كرد و به اين صورت ، شرايط بی خطری  برای خود و ساير خودروها عبوری رقم خواهيم زد . اگر تجربه شنيداری و عملی در رانندگی كافی نباشد  ، بعلت اينكه تعداد پارامترهای محاسباتی ، جهت دخالت در انجام عمل سبقت ،  در شرايط خاص عبور از يك  مسير،  به اندازه لازم نخواهد بود ، بنابراين، ممكن است كه ،  يك سبقت پر خطر شكل بگيرد . برای پرهيز از اين وضعيت  اگر علائم كمك كننده در مسير مناسب  و كامل  باشد ،  كافی است  با انجام الگوی رانندگی قانون مند  خطر سبقتهای ناجور را از خود بر طرف نمائيم . اما واقعيت آنست كه رانندگی دائمی قانونمند ، برای همه افراد تحمل پذير نميباشد و يا بلاخره راننده  قانونمند نيز ممكن است دچار چنين وضعيتی شود ، و گاهی ساير ترفندها و يا شتابگيری ناگهانی برای انجام عمل سبقت،  بجای رفع خطر، بيشتر ما را به خطر می اندازد و اصطلاحاً اينجاست كه به خود نهيب ميزنيم و ميگوئيم : آه باز كم آوردم . برای اينكه بتوانيم اين جمله را بارها و بارها تكرار كنيم لازم است كه پس از ادای اين جمله زنده بمانيم !!  بطور معمول چنين شرايطی در جاده های پر پيچ وخم ، رخ ميدهد ، پس در اين گونه مواقع چه بايد كرد ؟.       
>> كاهش سرعت ناگهانی و جا گيری در پشت خودروئی كه قصد سبقت از آنرا داشتيم  <<
برای كسب مهارت ، بهتر است در جاده های دو طرفه هنگاميكه سرعت تردد خودرو ها  كم است ، تا نيمه خودروئی كه قصد سبقت از آنرا داشته ائيد  با شرط  نبودن خودروئی ديگر در پشت سرتان ، رفته و سپس با ترمز گرفتن و فرمان دادن به پشت آن،  با فاصله حدود ده متر برگرديد . تمرين  باعث ميشود كه بعدها بتوانيد در شرايط اضطراری با روش اصطلاحاً سپر به سپر محدوده جاگيری پشت سر خودرو جلوئی را ، به حدود دو متر برای نجات از مخمصه ناشی از سبقت اشتباه خود را،  كاهش دهيد و ضمن آن اگر خودروی ديگری پشت سرتان باشد ،  حواستان را، بر روی عملكرد راننده آن  و يا اعمال كاهش و افزايش سرعت خودرو بغلی ، متمركز كنيد،  به اين صورت  دچار شك عميق بين سبقت و يا عدم سبقت  نشده  و مانند رانندگان مبتدی  كه در اينگونه موارد، فقط به افزايش سرعت فكر ميكنند نيز، عملی نخواهيد كرد كه  منجر به تصادف با خودرو روبروئی شود .
ارادتمند شما شهرام اسماعيلی

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب جعفر طاهري تشکر کرده اند:
Mahdi1944, Present, zzvf

Major I

Major I



نماد کاربر
پست ها

96

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 22 مرتبه
تاريخ عضويت

سه شنبه 23 آبان 1385 13:36

محل سکونت

جنوب

آرشيو سپاس: 312 مرتبه در 76 پست

Re: آه باز كم آوردم ؟!

توسط جعفر طاهري » يکشنبه 2 مهر 1391 16:35

آه باز كم آوردم 2
سلام
دوستان قديمی كه با نگارشهای من آشنائی دارند  ، احتمالاً تا كنون متوجه شده اند كه من سعی ميكنم تا آنجا كه ممكن است در مطالب ارساليم بد آموزی برای رانندگی وجود نداشته باشد و همچنين،  آنچه كه بايد در زمينه موضوع  مطلب بازگوئی شود نيز چيزی به جا گذاشته نشود . اما متاسفانه احتمالاً به  دليل اينكه،  فرد ديگری برای انجام ويرايش مطالبم ندارم ، بهر حال بخشی از ذهنياتم برای تكميل نوشتار به جا ميماند و يا اگر جمله ائی تكميلی نيز نوشته شود ممكن است از آنچه كه موضوع مطلب بوده نا خودآگاه خارج بشوم . كسانيكه  تجربه رانندگی طولانی  داشته اند احتمالاً ميدانند كه مهارت يك راننده با افزايش كيلومتر رانندگی او در مسيرهای متنوع همراه با عكس العملهای صحيح و تصميم گيريهای متفاوت ، با شرايط لحظه ائی كه در حال حادث شدن است شكل و اسلوب دائم و هميشگی و يكسانی ندارد . يعنی حتی اگر از آنها سوال شود گاهی نميتوانند برای چنين شرايطی كه در حال وقوع است ، چه نسخه ائی بايد پيچيده شود.  برای مثال يك مربی رانندگی غير آموزشگاهی را در نظر بگيريد . منظورم مربی ، همانند پدر و يا دايی و يا عمويمان  است ، البته   پدر يا دايی يا عموئی است كه يك راننده واقعی هست ، نه كسی  كه فقط بلد بوده ، خودرويش را براند و هرگز راننده نشده و ضمن آن كارنامه اش پر از تصادفهای مكرر است .و  چنين شخصی با توجه به سن و سال  زيادش متاسفانه  خودش هنگام تصميم گيری پر از ترديد هائی است كه نهايت نتيجه گيريهايش و ابلاغ آن به شما،  يك تصادف را در پی خواهد داشت . خوب چنين مربی  رانندگی خوبی بغل دست شما نشسته است و  شما در حال يك رانندگی تقريباً پر سرعت ميباشيد و در حال كسب آموزش مهارتهای تكميلی هستيد  ؛ توجه كنيد  در يك شرايط غير قابل پيش بينی ، داريد به  يك مركز  ايجاد حادثه نزديك ميشويد و احتمالاً  شما نيز در وقوع  آن و يا بخشی از آن بی نقش نخواهيد شد ،   ممكن است با  اين جملات از طرف مربيتان  روبرو شويد : كم كن ... نه نه سرعتت را زيادتر كن ..  نه نه نه كم كن بپيچ به چپ و يا .......
برای هر لحظه كه تغييری كه در دستورات مربی شما  صادر ميشود نميتوان ترديد و يا ضعف تصميم گيری مربی را گاهی لحاظ كرد بلكه پيش آمدهای، متعاقب باعث ميشود تصميمهای متفاوتی توسط مربی با توجه به حتی سرعت عكس العمل شما از طرف او صادر شود .
برای مثال ،   در استان خوزستان، مسير كوهستانی ، بطول  14 كيلومتر ، بين شهرستان  آغاجاری  و جاده اصلی  رامهرمز به  بهبهان وجود دارد  ، روزی برای رفتن به  گچساران  ، هنگاميكه به آغاجاری رسيدم همسرم تصميم گرفت در انتهای شهر آغاجاری  يك رانندگی كوهستانی را آنروز بعد از ظهر، بهمراهی من در اين جاده ناهموار تجربه كند . نحوه رانندگی ايشان با سرعت كم و پاسخ و واكنشهای او برای عكس العمل مناسب شرايط خطر ، توام با تاخير ميباشد . وقتی پشت رل نشست ، تصور ميكردم با سرعت كمی كه در دنده  های حداكثر تا دو خواهد داشت ، مشكلی در اين 14 كيلومتر برايمان پيش نخواهد آمد . من جاده را كاملاً ميشناختم ،  وقتی بخشی از مسير ناهموار با شيبهای تند را طی كرديم  ،  ميدانستم كه  پس از لحظاتی ، در پس يك تپه كه مسير  به چپ  گردش ميكرد،  به نقطه ائی در  اين جاده  كم عرض  و دوطرفه خواهيم رسيد كه ، بطول حدود يكصد متر،  يك سمت آن كوه و سمت ديگرآن ، دره ائی به عمق حدود ده متر هست  و در انتهای اين يكصد متر ، مسير حركت ، شكلی از يك تنگه را دارد  ؛ كه  بلافاصله توام با  پيچی تند  بسمت راست و با ديد صفر، همراه با شيبی ملايم  ،  رو به  پائين  ميرود  . در اين مسير متاسفانه همانند خودروهای سواری،  رانندگان جوان  ماشينهای سنگين  برای نشان دادن مهارت خود  با سرعت نسبتاً زياد گذر ميكنند .
ناگهان پس از عبور از پيچ همان تپه كه يكصد متر خطرناك در پس آن قرار داشت ٬ متوجه شدم ، يك سواری پژو 405 به رانندگی مردی بسيار جوان ، بهمراه  ساير افراد خانواده  در سمت خودش كه قسمت  چپ جاده بود  توقف كامل كرده  و پسری حدود دوازده ساله  در عقب آن خودرو بر روی آسفالت  در جستجوی شيئی افتاده بر زمين ميباشد .  ؛ در حاليكه پشت سرشان همان پيچ  راستگردی بود  كه از ميان دو تپه شبيه به تنگه ،  با شيب ملايمی رو به پائين ميرفت و ديد كاملاً صفری را برای خودروهایی كه در آن مسير، بسمت پژو می آمدند ، ايجاد ميكرد .  خودرو پژو در فاصله حدود 50 متری آن  پيچ  درسر دست خودش  در جائی از جاده توقف كرده بود كه شانه خاكی جاده در سمت ما كمترين فاصله  ،  تا دره را داشت و بر اثر اين عدم آگاهی ، بجز خودشان  ما را نيز قربانی يك حادثه رانندگی ميكردند. واويلا . واويلا . از ندانم كاری يك تازه كار !!!!   .
با وحشت ابتدا  بر سر همسرم فرياد زدم ترمز كن، ترمز كن ، بايست  بايست ؛ ميخواستم فرمان را از او بدزدم و  در صورت رويت يك سواری از روبرو،  به شانه همسطح خاكی طرف  دره ، بروم . چون اگر يك سواری پر سرعت از پشت سرشان  ناگهان پيدا ميشد ، امكان توقف  بدون برخورد با آن پسر،  و خودرو پژو،  بسيار كم بود و فقط  برای پرهيز از تصادف،  راننده آن سواری ميبايست با گردش به چپ  اقدام به عبور از پژو متوقف شده در جاده ميكرد  و اما  با سرعتی  كه ما نيز داشتيم ، احتمالاً  اين عبور ما و آن سواری فرضی تند رو كه از مقابل می آمد ، هم راستا با پژو متوقف شده در جاده ميشد  ،  آنوقت  به شرطی كه ما نيز چرخهای يك سمت خودرويمان را وارد قسمت خاكی  ميكرديم و تقريباً تا لبه دره نيز پيش ميرفتيم ، با شكستن آئينه های هر دو ماشين ما و آن سواری فرضی ، تصادف ختم به خير ميشد  و اتفاق جانی رخ نميداد .
اما ناگهان بياد آوردم كه اگر يك تريلی بيايد مرگ ما حتمی است .  در اين گونه موارد  به احتمال بسيار زياد راننده تريلی ناخوداگاه مثل همه رانندگان ديگر قصد ميكند اصطلاحاً  از پهلوی  پژو رد  و از ما نيز بطور اصطلاحاً  ميليمتری عبور كند تا  به پشت پژو ايستاده  در جاده نزند . چرا؟ چون ابتدا آن پسربچه پياده  را پشت سر آن خودرو متوقف شده  ميديد و سپس از شيشه عقب پژو 405 ، سر آدمهائی را كه در خودرو  بودند را ميديد  و اما  من و همسرم  برای راننده تريلی حكم آهن را بيشتر داشتيم تا  آدم . يعنی با توجه به جهت آفتاب احتمالاً ماشينمان را ميديد ولی ما را نميديد  . ضمن آن خودروی ما پژو آردی يشمی رنگ بود و ماشين متوقف شده در جاده يك پژو 405 نقره ائی .   يعنی رنگ ماشين مرد جوان   بر روی راننده تريلر بيشتر اثر ميگذاشت تا رنگ ماشين ما كه همرنگ جاده بود.
با توجه به شناختم از همسرم ، متوجه شدم دستور اوليه ايست من  به او كه هنوز شروع به ترمز گرفتن نكرده بود ، اشتباه محض محض است چون متاسفانه با اينكه ساليان زيادی از رانندگی او ميگذرد اماعكس العمل او بسيار كند است و احتمالاً درست زمانی می ايستاد كه بغل به بغل پژو ميشديم و راه  را ، كامل  برای عبور يك ماشين سنگين ميبستيم و امكان فرمان دزدی و رفتن به قسمت خاكی تا لبه دره بعلت فاصله كم در اين نقطه با توجه به عرض ماشينهای بزرگ ، اصلاً وجود نداشت و آنوقت  اگر يك  تريلی يا كاميون از رويمان نميگذشت ، احتمالاً با برخورد لبه سپرش همسر من را به آن دنيا ميفرستاد  .  ناگهان داد زدم گاز بده  گاز بده و فرمان را با يكدست گرفتم و با دست ديگرم تا ميتوانستم پای او را بر پدال گاز بشدت فشار دادم ، چون ميدانستم همسرم از تند رفتن هراس دارد و مقاومت برای گاز دادن ميكرد.
دوستان اين يك داستان نيست و واقعاً برای من اين موضوع اتفاق افتاده . هر چند با داد و فرياد و تشراز سوی همسرم ، كه بشدت پايش را بر پدال گاز فشار داده بودم ، روبرو شدم  اما  بلافاصله پس از گذر از بغل آن  پژو مرگ ، چراغهای جلو را روشن كرده و با گرفتن فرمان از دست همسرم و گذر با سرعت نسبتاً زياد  از  بين تنگه و پيچ راستگرد در فاصله نه چندان دور در  مقابلمان يك تريلر با بار سيمان  را ديدم كه با سرعتی حدود، 60 كيلومتر در حال نزديك شدن به همان موضع بود . با تكان دادن دستم بمنظور فهماندن به او، برای كاهش سرعت ،  به راننده تريلی حالی كردم كه به منطقه خطر دارد نزديك ميشود . و بلافاصله صدای ترمز گرفتن چرخهای عقب تريلر را شنيدم ،  در حاليكه تا كنون  نتوانسته ام به همسرم حالی بكنم از چه خطری آنموقع او و خودم را نجات دادم .       
برای بعضی از دوستان توهماتی درست ميشود كه بعضی از مطالبم مغايرت با اصول استاندارد رانندگی است و سعی ميكنم پيروی از قواعد تدوين شده رانندگی را به نوعی انكار نمايم  در حاليكه رانندگان ماهر ميدانند تمام حوادث رانندگی زمانی اتفاق می افتد كه استانداردهای رانندگی پاسخی برای رفع مشكل آن  ندارند .  چرا كه  يك مشكل فنی در خودرو ، و يا خطای جاده سازی در يك نقطه و يا خرابی غير قابل پيش بينی و ناگهانی مسير و يا خودروئی واژگون شده و يا  بار و سنگی افتاده در جاده  و يا وجود يك راننده ناشی و خواب آلود و يا راننده ائی كه  دچار حواس پرتی به علل مختلف است و يا دچار اشتباه در تصميم گيری شده ، باعث ميگردد روشهای ديگری را برای پرهيز از خطر انتخاب كنيم  كه اغلب با موازين استاندارد همخوانی ندارند . لذا در سرعتهای متوسط پيشنهاد ميكنم ، بعلت حركت زنجير وار بودن خودروها به يكديگر اگر  نميتوانيد به پشت سر خودروئی كه در حال سبقت از آن هستيد  برويد  ، با روشن كردن چراغ جلو و گرفتن فرمان با دو دست و بوق زدن ممتد و ترمز كردن شديد به خودروهای بغلی حالی كنيد يك حادثه در شرف وقوع است تا آنها نيز با صدای شنيدن ترمز شما ترسيده و سرعت خود را كم كنند و جا برای شما ايجاد شود و در صورت جا نشدن به سمت خودرو بغل دست  بشرطی كه كاميون و تريلر نباشد تا ميتوانيد نزديك شويد و منتظر بمانيد خودرو روبرويتان چرخش را در شانه جاده بيندازد و  يا در نهايت  به سمت گلگير جلوی سواری بغل دستتان هجوم بياوريد تا بلكه زنده بمانيد.
و اما در سرعتهای خيلی زياد خروج با فرمان دادن سريع به سمت راست  و خارج از جاده را توصيه ميكنم . چون پنجاه درصد احتمال زنده ماندن را دارد . اما اين را بدانيد ماحصل سرعتهای خيلی خيلی زياد عدم تخمين زدن و تصميم مناسب گرفتن هر دو راننده برای گريز از حادثه است و متاسفانه بعلت زمان بسيار كم ، عليرغم اينكه هر دو راننده تمايل به مردن ندارند ، تصادف شاخ به شاخ  و مرگ در اينگونه موارد اجتناب ناپذير است .
تصادفات شاخ به شاخ و مرگ آور بر اثر انحراف به چپ بمنظور سبقت گيری،  بيشتر در جاده های دو طرفه و مستقيم خصوصاً  زمانی رخ ميدهد كه سرعت هر دو خودرو و يا يكی از خودروها بيش از حد باشد . در اين وضعيت قدرت تخمين راننده سبقت گيرنده بشدت كم ميشود و گاهی با تصور گذر بدون خطر تمام فرصتهای جبران كننده و نجات دهنده را از خود و راننده مقابل با سرعت زيادی كه دارد ميگيرد . دوستان رانندگی با سرعت خيلی زياد در جاده های مستقيم و دوطرفه ، نشان مهارت در رانندگی  نيست . يك راننده خوب در مسيرهای ناهموار بدون ذره ائی لغزش و انحراف به مسير خودروهای عبوری و با هارمونی حركتی مناسب و در نظر گرفتن تمام جوانب و اتفاقات و شرايط  بد ، طوری رانندگی ميكند كه ، ترسو ترين سرنشينان همراه خود را بطوری متعاقد ميكند كه اگرچه خودروی ما در حال سبقت از تمام خودروهای هم مسير است اما
با كمترين تنشهای ناشی از ترمز و شتابگيری آرامش تو را بر هم نميزنم .

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب جعفر طاهري تشکر کرده اند:
anga2009, Mahdi1944, Present, vahid134, dashtban, FREE MAN


چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 7 مهمان