در اين بخش ميتوانيد درباره موضوعاتي كه در انجمن براي آنها بخشي وجود ندارد به بحث و گفتگو بپردازيد
Novice Poster

Novice Poster



نماد کاربر
پست ها

60

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 2 مرتبه
تاريخ عضويت

شنبه 16 اردیبهشت 1391 01:11

آرشيو سپاس: 405 مرتبه در 57 پست

اس ام اس های جوک برای دکتر شریعتی و یادداشت سوسن شریعتی

توسط *mohammad* » شنبه 28 مرداد 1391 16:31

فقط برای لبخند



حتما برای شما هم رخ داده است که در جمعی نشسته باشید که ناگهان کسی در میان جمع برای عوض شدن حال و هوای جمع جوکی بخواند. اما اینبار طمع این جوک تلخ بود. تلخ تر زهر.


دریک جست‌وجوی ساده گوگلی به لینک‌هاي سایت‌ها و وبلاگ‌هایی برخورد می‌کنید که نوشته‌هایی را با مضامین «جوک دکترعلی شریعتی» باز نشر داده‌اند.

دریک شبکه اجتماعی معروف هم نزدیک به چند صفحه و گروه با عنوان‌هایی چون طنز و جوک دکترعلی شریعتی ساخته شده است. اگرچه تعداد اعضا یا دوستداران این صفحات یا گروه‌ها در مقابل صفحات هواداران علی شریعتی ناچیز مي‌نماید اما اینها هم طرفداران خاص خود را دارند. از صفحه‌اي با تعدادی کمتر از انگشتان دست تا حتی نزدیک به هزار دوستدار.

در شناسنامه یکی از اینها آمده است: «ساختن این گروه با تمام ارادت قلبی است که به مرحوم دکتر شریعتی و افکار ایشان دارم و فقط برای جمع‌آوری مطالب طنزی است که دوستان خوش‌ذوق به این بزرگوار و اطرافیانشان نسبت می‌دهند و مطالب نوشته شده فقط برای به وجود آوردن لبخندی بر لبان شما است و نه توهین یا تمسخر ایشان و افکارشان.»


تحلیل سوسن‌ شریعتی از پیامک‌های شوخی با دکتر

همگي درباره اسطوره‌سازي و نيز ضرورت شكستن آن و البته مفيد بودنش سخن مي‌گويند. اصل را بر همين بگذاريم. غرض از پيامك‌هاي طنز و هجو و لغز درباره شريعتي اسطوره‌شكني است و نه محصول «دستان پنهان». تئوري دستان پنهان درست هم كه باشد، اثبات‌ناپذير است. براي آدم‌هايي مثل شريعتي كه مخالف از همه سو زياد دارد شناسايي صاحبان دست‌ها آسان نيست: دستان پنهان قدرت، دستان پنهان مخالفان او در قدرت، دستان پنهان مخالفان او خارج از قدرت و ...؟ شناسايي‌اش سخت است، ابزار اطلاعاتي مي‌خواهد و كنجكاوي‌هاي كارآگاهي و ... بحث در باب اسطوره‌ها و ضرورت شكستن‌شان شدني‌تر است.

با اين همه بت شدن و اسطوره شدن مكانيزمي دارد، زدودنش نيز. اسطوره را گاه مي‌سازند، گاه ساخته مي‌شود. اولي شكستنش آسان است، دومي، مثل در افتادن با ارواح است و اشباح. بت‌ها را بايد شكست، اسطوره را بايد زدود. اما مثل بسياري اوقات اين نوع بايدها نتيجه عكس مي‌دهد. مثلا چون خواستي بشكني شده است بت. چون خواسته‌اي بزدايي، شده است اسطوره. و دست آخر اينكه اسطوره‌ها را هميشه دوستداران نمي‌سازند، گاه مخالفان مي‌سازند.

از اين بديهيات گذشته، برگرديم به پرونده شريعتي. آيا شريعتي يك اسطوره است؟ اگر هست و بايد شكستش كي و چگونه اسطوره شد و مهم‌تر از همه چه كسي يا كساني او را اسطوره كردند؟ طرفدارانش يا مخالفانش. گروه‌هاي سياسي يا مردم كوچه و بازار؟ جوانان نسل‌هاي پيشين يا نسل‌هاي بعدي؟

1 شريعتي، اسطوره نيست. مگر مي‌شود سر به سر اسطوره گذاشت؟ پيگرد قضايي هم كه نداشته باشد، افكار عمومي در برابرت قد مي‌كشد و نه فقط طرفداران جان بر كفش. آيا شريعتي در ميان افكار عمومي چنين شاني دارد؟ آيا بر سر او چنين اجماعي وجود دارد؟ او از نادر روشنفكران (به قول برخي، خطيب، سخنران و ...) اين مرز و بوم است كه هنوز كه هنوز است به آرشيو نپيوسته و هيچ گونه اجماعي بر سرش نيست. دفاعي هم اگر باشد نسبي است، نقدها هم در شكل منصفانه‌اش هميشه يك اما به پيوست دارد. اسطوره «نسبي» و «تقريبي» و «كمي تا قسمتي» نداريم.

اسطوره، موجوديتش را از تماميتش مي‌گيرد. سي سال اخير او هم بهانه شوخي شده است، هم توهين، هم اتهام، هم نقد (فلسفي – ديني – جامعه‌شناسانه) و البته هم مدح و ستايش... اگر شور و شر و مزاج آتشيني هم نشان داده شده از هر دو سو بوده است. هم آن كس كه كوبيده با بسيج احساسات به ميان آمده، هم آنكه در ستايش او سخن گفته است. در كنار اين زد و خورد البته بحث‌هاي غني و پرمحتواي نظري بسياري هم صورت گرفته است كه به نوعي ميراث فرهنگي سي سال اخير را تشكيل مي‌دهد. نقد و بررسي شريعتي و افكارش، همچون آينه‌اي روبه‌رو بهانه‌اي بوده است براي به خود نظر انداختن و موقعيت بسياري از معضلات و مفاهيم نظري و اجتماعي و ديني را ارزيابي كردن.

حتي اگر طي اين بحث‌ها فهميده باشيم كه شريعتي خطيب بوده است و نه آكادميسين، سواد نداشته و ... با اين همه همين كه فرصت بحث در باب‌هايي همچون نسبت ايدئولوژي و مذهب، جايگاه دين در تغييرات اجتماعي، نسبت مذهب و سياست، راديكاليزم و اصلاحات، اتوپيا و رئال پليتيك و ... را فراهم كرده باشد، به وظيفه خود عمل كرده است. پرونده شريعتي را نمي‌توان محدود كرد به يك زد و خورد ابسورد و بي‌معنا ميان طرفداران آتشين از يك سو و مخالفان متعصب از سوي ديگر و بعد اين وسط، با گرفتن ميانه دچار توهم شويم و تصور كه راه سوم، راهي ديگر است. شريعتي در اين سي سال، همين جا و هم‌اكنون در ميان ما ايستاده است و به هيچ فرا زمان و فرامكان اسطوره‌اي رانده نشده است؛ در دسترس، بي‌متولي و آماده براي بحث و گفت‌و‌گو و البته براي خالي كردن عقده‌هاي دل. شريعتي اسطوره نيست، خوبي‌اش در همين است.

2 با اين همه كساني كه اصرار دارند او اسطوره است و بايد شكستش بايد بگويند كي و چگونه اسطوره شد و چگونه؟ طي اين سي سال و اندي كه از مرگش مي‌گذرد اسطوره شده است؟ چون حيات علني داشته و بر سر كوي و برزن نامش خوانده مي‌شده است وارد وجدان عمومي اجتماع شده يا بر عكس از آنجا كه زيستي پنهان داشته، بي‌بلندگو بوق و كرنا، آهسته و پيوسته بدل شده است به پچ و پچ و زمزمه و ... نماد؟ چون متعلق به زمان‌هاي قديم و دور بوده است، شده است حسرت نوستالژي در ادامه اون زمونا يادش به خير يا چون پا به پا با تغييرات و تحولات اجتماعي ما به جلو آمده شده است اسطوره؟ چون اسم خيابان و مترو و مدرسه و بيمارستان به نامش هست يا چون مجسمه‌اش ناگهان مفقود مي‌شود و كراواتمند است يا چون انتساب به او مي‌شود مجازات در مراتب بهشت در يك كلام: چون اراده معطوف به ساخت و ساز اسطوره از شخصيت او از بالا وجود داشته است اسطوره يا چون اراده معطوف به ساختن اسطوره از او وجود نداشته، شده است اسطوره؟ چون پشتش گرم بوده شده است اسطوره يا چون پشتش خالي بوده؟ چون بت شده است بايد شكستش يا چون مدام خواسته‌اند بشكنندش شده است بت؟ اين را ديگر اسطوره شناسان بايد بگويند. به ما توضيح دهند روند اسطوره‌سازي يا برعكس شكل گرفتن اسطوره‌ها را. اسطوره‌ها را هميشه نمي‌سازند. اسطوره‌ها ساخته مي‌شوند براي پر كردن خلأيي.

3 سوال مهم‌تر اينكه اگر شريعتي اسطوره است و بايد شكستش، چه كساني اين اسطوره را ساخته‌اند؟ دوستداران يا مخالفان؟ اينكه دوستداران شريعتي او را اسطوره كرده‌اند، يكي از همان اسطوره‌ها است. اگر اسطوره‌سازي با بزرگنمايي همراه باشد در مورد شريعتي مسووليتش به گردن مخالفاني است كه در بزرگنمايي نقش او در تاريخ معاصر سهم بسزايي داشته‌اند: «شريعتي همه را چريك كرد، شريعتي با رويكرد ايدئولوژيك به تاريخ، جلودار حركت مشروطيت شد، شريعتي با نگاه اسطوره‌اي به تاريخ سدي شد براي مدرنيته و ...» هيچ يك از دوستداران شريعتي چنين قدرتي را براي او در كن فيكون كردن تاريخ معاصر قائل نبوده‌اند.

از مورخ دولتي ما گرفته تا فيلسوف دولتي نظام شاهنشاهي همگي متفق‌القولند در ساواكي بودن شريعتي و البته در اينكه همه جوانان ما را ماركسيست كرده است (گيرم از نوع اسلامي‌اش) بسياري از روشنفكران ديني و اكثر روشنفكران غيرديني متفق‌القولند كه شريعتي همه را مذهبي ولايي كرد (گيرم كراواتمند)، اما هيچ يك از دوستداران شريعتي توانايي‌هايي چنين گسترده براي او برنمي‌شمارند. اين مخالفان شريعتي بوده‌اند كه او را بدل ساخته‌اند به كينگ‌كونگي با قدرتي خارق‌العاده در تخريب كه يك تنه ايستاد و خراب كرد و «بريد و دريد و شكست و ببست، يلان را سر و سينه و پا و دست» يك اسطوره كينگ كونگي نديده‌ايد؟ شريعتي را چه كسي اسطوره كرده است؟ جملاتي كه در جهان مجازي و غيرمجازي چرخ مي‌خورد و نام او را بر سر زبان‌ها مي‌اندازد، كتاب‌هايي كه پرتيراژتر مي‌شوند، نقدهايي كه به هر مناسبتي و از هر طيف فكري‌اي متوجه او مي‌شود، يا نسل جواني كه براي شريعتي برافروخته مي‌شود؟ همان نسل جواني كه در صورت عدم توهم توطئه و دست‌هاي پنهان، مي‌گويند اين روزها با ارسال پيامك در صدد شكستن اسطوره شريعتي است: تا كمي بخندد، تا انتقامي گرفته باشد از اسطوره‌ها، تا وعده دهد كه بعدا نوبت شما هم مي‌شود.

نتيجه: شريعتي چه اسطوره باشد و اين پيامك‌ها به قصد شكستش ارسال مي‌شود، چه دست‌هاي پنهان دست‌اندركار توطئه‌اي به قصد تخريب آدم محبوب و معتبري باشند، هر دو مبارك است. در شق اول بايد خوشحال بود كه بار ديگر شريعتي بهانه‌اي شده است براي برداشتن گامي به سوي گسترش فرهنگ تساهل و بردباري. در شق دوم معلوم مي‌شود كه شريعتي تهديدي است جدي و بايد بدلش ساخت به موضوع خنده. شريعتي در اين ميان، اگر اسطوره نباشد كه خب با اين طنزها نمي‌شكند و اگر هم اسطوره باشد كه با اين توطئه‌ها اسطوره را نمي‌شود، سرنگون كرد. بگذاريد حالشان را بكنند: نسل جوان باشد يا دست‌هاي پنهان.





مردم اغلب بی انصاف ٬بی منطق و خود محورند٬ولی آنان را ببخش .
اگر مهربان باشی تو را به داشتن انگیزه های پنهان متهم می کنند ٬ولی مهربان باش .
اگر موفق باشی دوستان دروغین ودشمنان حقیقی خواهی یافت٬ولی موفق باش.
اگر شریف ودرستکار باشی فریبت می دهند ٬ولی شریف و درستکار باش .
آنچه را در طول سالیان سال بنا نهاده ای شاید یک شبه ویران کنند ٬ولی سازنده باش .
اگر به شادمانی و آرامش دست یابی حسادت می کنند ٬ولی شادمان باش .
نیکی های درونت را فراموش می کنند ٬ولی نیکوکار باش .
بهترین های خود را به دنیا ببخش حتی اگر هیچ گاه کافی نباشد.
ودر نهایت می بینی هر آنچه هست همواره میان تو و خداوند است نه میان تو و مردم.
دکتر علی شریعنی
به سانِ رود،که در نشیبِ دره سر به سنگ می زند،
                                                    رونده باش.
امیدِ هیچ معجزه ای ز مرده نیست
                                                      زنده باش.

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب *mohammad* تشکر کرده اند:
Mahdi1944, naghme, abbas.m.k, airplane, fajer, hany, Mahdi Mahdavi, Ali$amir, AGeNiS1, C.A.D.I.L.L.A.C, ASHKAN95, mz15, CAPTAIN PILOT, mahshid-banoo, FARSHAD.ADL, mahdi42

Major II

Major II



نماد کاربر
پست ها

266

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 10 مرتبه
تاريخ عضويت

چهارشنبه 11 آذر 1388 20:06

آرشيو سپاس: 993 مرتبه در 241 پست

Re: اس ام اس های جوک برای دکتر شریعتی و یادداشت سوسن شریعتی

توسط pckho0r » شنبه 28 مرداد 1391 18:08

واقعآ متاسفم برای یه عده ، خندیدن به چه قیمتی؟! گرچه بی دلیل هم نیست که به یک باره رو این شخصیت بزرگ زوم کردند.

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب pckho0r تشکر کرده اند:
FARSHAD.ADL, hany

Major II

Major II



نماد کاربر
پست ها

95

تشکر کرده: 1 مرتبه
تشکر شده: 5 مرتبه
تاريخ عضويت

سه شنبه 12 اردیبهشت 1391 14:05

آرشيو سپاس: 409 مرتبه در 72 پست

Re: اس ام اس های جوک برای دکتر شریعتی و یادداشت سوسن شریعتی

توسط mahdi42 » شنبه 28 مرداد 1391 18:13

واقعا متاسفم برای این چنین کسانی که چنین شخصی رو مسخره میکنن.


       تنـــهآ شادی زندگـی من این است
که هیچ کس نمیدآند تآ چه انــدازه غمگینــــم

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب mahdi42 تشکر کرده اند:
FARSHAD.ADL, hany


 


  • موضوعات مشابه
    پاسخ ها
    بازديدها
    آخرين پست

چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 7 مهمان