در اين بخش ميتوانيد درباره موضوعاتي كه در انجمن براي آنها بخشي وجود ندارد به بحث و گفتگو بپردازيد
Rookie Poster

Rookie Poster



نماد کاربر
پست ها

35

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 0 مرتبه
تاريخ عضويت

جمعه 4 آبان 1386 21:09

آرشيو سپاس: 131 مرتبه در 29 پست

جدیدترین مصاحبه گلشیفته فراهانی درباره‌ حرکت غیراخلاقی‌اش

توسط pooriya6 » چهارشنبه 22 شهریور 1391 11:43

گلشیفته فراهانی در تازه ترین اظهارات خود درباره حرکت غیر اخلاقی اش توضیحاتی عجیب و البته متناقض و ایضا مضحک ابراز کرده است. او در گفتگویی با روزنامه گاردین به بیان نظرات خاص و شاذ خود درباره ایران و فضای اجتماعی آن و هم چنین سینما پرداخته است و از سینمای ایران به عنوان شکنجه گاه یاد کرده است.





روایت روزنامه گاردین از عمل وی اما اینچنین آغاز می شود ؛« فراهانی در ویدئویی سیاه و سفید همراه با «امیدهای جوان» سینمای فرانسه، که تعدادشان به ۳۰ نفر می‌رسید، حاضر شد تا «سزارز» را تبلیغ کند.

سزارز «اسکار فرانسوی‌ها» است و او در این مراسم بازی نقشی که در کمدی موفق «سی‌تو موئق، ژت‌تو» (اگر بمیری می‌کشمت!) داشت، نامزد دریافت جایزه شده بود. در این تبلیغ از هر یک از هنرپیشگان خواسته شد یکی از لباس‌های خود را از تن خارج کنند تا «جسماً و روحاً» هنر خود را به نمایش بگذارند. فراهانی تصمیم گرفت (….)را در معرض نمایش قرار دهد و در این حال گفت: «من به رویاهای شما تجسم می‌بخشم.» اما آنچه پس از این حادثه در ایران اتفاق افتاد مشابه زلزله‌ای فرهنگی بود.»

گاردین در توصیف وضعیت فراهانی پس از نقل این امر نوشته است:« او در حالی که سرش را در دستانش گرفته بود گفت: «فاجعه بود! دقیقاً نمی‌دانم چند میلیون نفر فردای آن روز نام مرا در گوگل تایپ کردند، نمی‌خواهم بدانم…»

فراهانی در این مصاحبه با فرافکنی خاصی گفته است که هرگز قصد شوکه کردن ایرانیان یا تحریک آنها را نداشته است. او گفت: «من از سیاست متنفرم. این کار من نیست. همیشه همین‌طور است کاری می‌کنی و ناگهان سیاسی می‌شود. می‌دانستم مشکل است. اما من اکنون در فرانسه زندگی می‌کنم و باید اینجا فعالیت کنم. بالاخره یا در اینجا هستم یا نیستم. این مساله برای من و خانواده‌ام و کل جامعه ایران شوک‌آور بود. مساله خوب! این است که بحثی به راه افتاد که در غیر این صورت هرگز پیش نمی‌آمد. من دیدم افرادی به من توهین می‌کردند، بعضی پاسخ آنها را می‌دادند و بعضی از من دفاع می‌کردند و بعضی دوباره به من توهین می‌کردند.

درگیری‌های زیادی بین خانواده‌ها ایجاد شد….» و سپس حال و روز خانواده اش را چنین توصیف می کند: « خیلی بد بود. این اولین باری بودکه آنها نتوانستند از من دفاع کنند. آتش چنان گسترده بود که دامن آنها را نیز گرفت. من باید بیشتر محتاط باشم. چون می‌دانم آنها را گروگان! می‌گیرند… اما پس از مدتی به دلیل پیشینه پدرم ـ که خود را از طبقات پایین جامعه بالا کشید ـ احساسات آنها تغییر کرد. پدرم می‌ترسید من حمایت مردم را از دست بدهم. زیرا مردم برای او بسیار مهم بودند. او همه زندگی‌اش را برای مردم جنگید و همه چیز را فدای آنها کرد. اما پس از یکی دو ماه متوجه شد مردم بیشتر به من احترام می‌گذارند و خوشحال شد!!! …من افتخار می‌کنم که یک ایرانی هستم. به ویژه زن ایرانی!!!»

فراهانی در عین حال اعترافاتی خاص از نحوه برخورد با وی در غرب و ابزاری بودنش را بیان داشته است . او می گوید :« تبعید مانند مرگ است. به عمق آن نمی‌توان پی برد تا زمانی که دچارش شوی. تمام دنیا می‌خواهد تو را در نقش قربانی ببیند و تو را به آن سو می‌کشاند زیرا دوست دارد بدبختی تو را نظاره کند. به همین دلیل است که فرانسوی‌ها در مورد حوادثی چون سوریه بسیار حساس هستند. مانند تماشای فیلم مستهجنی است که در تو این احساس را ایجاد می‌کند که از آنها خوشبخت‌تری، اما در واقع به آنها اهمیتی نمی‌دهند. آنها می‌گویند: «بیایید، ما از شما مراقبت می‌کنیم، سپس از شما سوءاستفاده می‌کنند و به شما پاسپورت نمی‌دهند. من تنها یک هنرپیشه هستم و می‌خواهم فعالیت کنم.»

نکته تاسف آور دیگر در این گفتگو نگاه شیفته وار فراهانی به پاریس به عنوان یک شهر بی قید و بند است. او از زندگی بی قید در پاریس خشنود است و آن را اینچنین ابراز می کند:« برای اولین بار در زندگی خوشحالم که زن هستم!پاریس شما را از هر گناهی که فکر می‌کنید به خاطر زن بودن مرتکب شده‌اید رها می‌سازد! شما را پاک می‌کند و احساس آزادی می‌کنید!!»

او به روسری سفیدش اشاره می کند و می‌گوید: «این دوست قدیمی من است، بزرگترین مشکل هنرپیشگان زن ایرانی، دولت نیست بلکه دنیای بیرون است که تصور می‌کند ما با روسری از شکم مادر زاییده می‌شویم!! به لیلا حاتمی نگاه کنید. معمولاً پس از برنده شدن در مراسم اسکار (برای فیلم جدایی فرهادی) پیشنهادهای کار زیادی به یک هنرپیشه ارایه می‌شود، اما پیشنهادی به او نشده است در حالی که او قادر است به چهار زبان صحبت کند.»

اما اوج این گفتگو در جایی است که فراهانی به همه گذشته خود و حتی سینمای ایرا پشت پا می زند و با الفاظی خاص از آن یاد می کند .

او کار در سینمای ایران شکنجه شدن به شمار آورده و با بیانی خاص در خصوص عملکرد فرهادی کنایه ها و طعنه هایی صریحی را به زبان می آورد.

فراهانی از فیلمبرداری فیلم درباره الی می‌گوید و این که فرهادی او را «شکنجه» می‌کرد و او را مجبور می‌کرد نیم ساعت در ساحل دریای خزر داد بزند و صبحانه آرد نخود بخورد تا صدایش در فیلمبرداری گرفته شود. به دلیل ضربه‌ای که بازیگر دیگر در خلال فیلم به او وارد کرد، پرده گوشش سوراخ شد اما کارگردان اجازه نداد تا انتهای روز بعد و پایان فیلمبرداری به بیمارستان برود. آنها دیگر از آن زمان با هم صحبت نکردند.

فراهانی می‌گوید: «او دوست من است اما نمی‌تواند با من صحبت کند. او از ایران خارج می‌شود و دوباره برمی‌گردد. اما من الان شیطان هستم. شک یکی از ابزار کنترل آنهاست.» او می‌گوید: «من از هر فیلمی که بازی کردم زخمی در بدن دارم.» و آستین و شلوارش را بالا می‌زند تا آنها را نشان دهد و می گوید آنها بدتر از سگ با تو رفتار می‌کنند. تو باید مانند برده کار کنی تا آنها را خشنود کنی. اوضاع باید این گونه باشد. باید در هر فیلمی احساس کنی که کار آخر توست.»

گفتگوی گلشیفته فراهانی با روزنامه انگلیسی گاردین رونمایی از یک محصول ناب سینمای ایران است. کسی که متناقض سخن می گوید ،اصول مشخص و جهان بینی محکمی ندارد،معلوم نیست چه می کند و چه هدفی دارد و در یک کلام«سرگردان» است و آکنده از عقده های روحی و ستیزه جویی اجتماعی. او معترف است که کارش «فاجعه» بوده و اکنون یک «شیطان» است و برای ماندن در فضای هنری این عمل را انجام داده است و اکنون به دلیل بازخوردها ازآن پشیمان است . اما بلافاصله از هوای آزاد پاریس و نفرت از همزاد بودن با روسری و خاطرات تلخ اش از سینمای ایران میگوید و نشان می دهد در برابر اقامت در پاریس و نقش آفرینی های نصفه و نیمه در سینمای غرب حاضر است این بها را بپردازد .بهایی که حتی شاید به قیمت منفک شدن دائم او از ایران بینجامد .

به هر روی فراهانی یک محصول ناب سینمای ایران است . محصولی که حتی به سازنده اش هم رحم نکرده است . با این وصف عیان است که چگونه باید در مورد سینمای ایران قضاوت کرد…

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب pooriya6 تشکر کرده اند:
hany, Present

Major

Major



نماد کاربر
پست ها

837

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 11 مرتبه
تاريخ عضويت

دوشنبه 6 شهریور 1385 17:55

آرشيو سپاس: 2496 مرتبه در 466 پست

Re: جدیدترین مصاحبه گلشیفته فراهانی درباره‌ حرکت غیراخلاقی‌ا

توسط SORENA » چهارشنبه 22 شهریور 1391 15:48

نه دیگه تو این کشور زندگی میکنه نه کار میکنه قرار هم نیست برگرده، هر کسی رو تو گور خودش میزارن :-o

این توجه اگه به جای اینکه به لخت شدن یه نفر معطوف میشد ، به صدها صد مورد بی احترامی، بد رفتاری، شکنجه، دزدی، اعدام و..... که به ایرانیان تابع کشور میشذ جای امید بود

اتفاقا راست میگه خیلی ها عکسش رو سرچ کردن تو خفا ببینن ولی تو ملا عام دم از چیزهای دیگه میزنن
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب SORENA تشکر کرده اند:
Mohammad.Jafar, sroasha, ne13, pooriya6, دموکراسی

Junior Poster

Junior Poster



no avatar
پست ها

104

تشکر کرده: 0 مرتبه
تشکر شده: 1 مرتبه
تاريخ عضويت

چهارشنبه 30 آذر 1390 08:31

آرشيو سپاس: 198 مرتبه در 70 پست

Re: جدیدترین مصاحبه گلشیفته فراهانی درباره‌ حرکت غیراخلاقی‌ا

توسط hojjat59 » چهارشنبه 22 شهریور 1391 15:57

ایشون تا زمانی آزاده که نیاد تو فیسبوووق و و *** اونرو نماد ایران و ایرانی و دفاع از حغوغ حغه زن بدونن. ایشونو تو گور خودشون می گذارند اما به شرط اینکه ایشون نخواد کسیرو با خودش ببره.
میگن parandi2‌ لباس سیاه پوشیده بود. می پرسن چرا سیاه پوشیدی؟ می گه:‌آخه بابام مرده. می پرسن چرا لباسات پارست؟ جواب می ده: آخه نمی گذاشت دفنش کنم.

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب hojjat59 تشکر کرده اند:
Present, pooriya6, alavi66

Fast Poster

Fast Poster



نماد کاربر
پست ها

233

تشکر کرده: 1 مرتبه
تشکر شده: 16 مرتبه
تاريخ عضويت

جمعه 27 اسفند 1389 21:32

آرشيو سپاس: 650 مرتبه در 176 پست

Re: جدیدترین مصاحبه گلشیفته فراهانی درباره‌ حرکت غیراخلاقی‌ا

توسط alavi66 » چهارشنبه 22 شهریور 1391 21:03

SORENA نوشته است:نه دیگه تو این کشور زندگی میکنه نه کار میکنه قرار هم نیست برگرده، هر کسی رو تو گور خودش میزارن :-o

این توجه اگه به جای اینکه به لخت شدن یه نفر معطوف میشد ، به صدها صد مورد بی احترامی، بد رفتاری، شکنجه، دزدی، اعدام و..... که به ایرانیان تابع کشور میشذ جای امید بود

اتفاقا راست میگه خیلی ها عکسش رو سرچ کردن تو خفا ببینن ولی تو ملا عام دم از چیزهای دیگه میزنن

عجببببببببببببببببب
کار اونهایی که سرچ کردن و دیدن گردن خودشون اونها تو خفا گناه کردن قبح عمل رو نشکوندن
اما این خانم در ملا عام برهنه شد قبح گناه رو شکست.مسلما در آخرت با امیرالمومنین محشور نیست
با زنان نوح و لوط و با قوم لوح محشور است
اما این دلیل نمی شود که طرف قبح گناه را بشکند و اخلاق را در هر گوشه جهان منحط کند و بعد بگوید به خودم مربوط است.
او بر بدن خودش سلطه ندارد!!!!!اگر او بر بدن خود سلطه می داشت می توانست هر کاری با بدنش بکند.
سلطه را کسی دارد که خالق باشد نه مخلوق.
بدن حق الله است نه حق الناس. که طرف چوب حراج بر ان بزند.
حرف ما تنها گلشیفته نیست.وظیفه ما برائت و لعن هر کسی است که مثل او اخلاق را پایمال می کند.
در این میان برائت از گلشیفته بیشتر در چشم می آِد.
طرفداری شما از عمل او به معنای اینه که در کار اون شریک هستید!!!
مواظب عمل خودتون باشید و بر هنه شدن را به منزله دموکراسی و آزادی ندانید.
خدایی هست و اخرتی
و همان خدا گفته است اگر ببینی کسی دارد آخرت دیگران را خراب می کند و ساکت بنشینی،آخرت تو را خراب می کنم!
اگه هم با من موافق نیستی بنا به قاعده پلورالیسم که شما بهش معتقدید باید به عقیده منی که مخالف عقیده تو ام احترام بگذارید
جانم فدای پیامبر مهربانی.
پیامبری که برای رهایی آدمیان از گمراهی هیچ اجرتی نخواست در حالی که گمراه کنندگان برای گمراه کردن مردم اجرت مطالبه می کنند.

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب alavi66 تشکر کرده اند:
pooriya6

Fast Poster

Fast Poster



نماد کاربر
پست ها

233

تشکر کرده: 1 مرتبه
تشکر شده: 16 مرتبه
تاريخ عضويت

جمعه 27 اسفند 1389 21:32

آرشيو سپاس: 650 مرتبه در 176 پست

Re: جدیدترین مصاحبه گلشیفته فراهانی درباره‌ حرکت غیراخلاقی‌ا

توسط alavi66 » چهارشنبه 22 شهریور 1391 21:07

pooriya6 نوشته است:گلشیفته فراهانی در تازه ترین اظهارات خود درباره حرکت غیر اخلاقی اش توضیحاتی عجیب و البته متناقض و ایضا مضحک ابراز کرده است. او در گفتگویی با روزنامه گاردین به بیان نظرات خاص و شاذ خود درباره ایران و فضای اجتماعی آن و هم چنین سینما پرداخته است و از سینمای ایران به عنوان شکنجه گاه یاد کرده است.





روایت روزنامه گاردین از عمل وی اما اینچنین آغاز می شود ؛« فراهانی در ویدئویی سیاه و سفید همراه با «امیدهای جوان» سینمای فرانسه، که تعدادشان به ۳۰ نفر می‌رسید، حاضر شد تا «سزارز» را تبلیغ کند.

سزارز «اسکار فرانسوی‌ها» است و او در این مراسم بازی نقشی که در کمدی موفق «سی‌تو موئق، ژت‌تو» (اگر بمیری می‌کشمت!) داشت، نامزد دریافت جایزه شده بود. در این تبلیغ از هر یک از هنرپیشگان خواسته شد یکی از لباس‌های خود را از تن خارج کنند تا «جسماً و روحاً» هنر خود را به نمایش بگذارند. فراهانی تصمیم گرفت (….)را در معرض نمایش قرار دهد و در این حال گفت: «من به رویاهای شما تجسم می‌بخشم.» اما آنچه پس از این حادثه در ایران اتفاق افتاد مشابه زلزله‌ای فرهنگی بود.»

گاردین در توصیف وضعیت فراهانی پس از نقل این امر نوشته است:« او در حالی که سرش را در دستانش گرفته بود گفت: «فاجعه بود! دقیقاً نمی‌دانم چند میلیون نفر فردای آن روز نام مرا در گوگل تایپ کردند، نمی‌خواهم بدانم…»

فراهانی در این مصاحبه با فرافکنی خاصی گفته است که هرگز قصد شوکه کردن ایرانیان یا تحریک آنها را نداشته است. او گفت: «من از سیاست متنفرم. این کار من نیست. همیشه همین‌طور است کاری می‌کنی و ناگهان سیاسی می‌شود. می‌دانستم مشکل است. اما من اکنون در فرانسه زندگی می‌کنم و باید اینجا فعالیت کنم. بالاخره یا در اینجا هستم یا نیستم. این مساله برای من و خانواده‌ام و کل جامعه ایران شوک‌آور بود. مساله خوب! این است که بحثی به راه افتاد که در غیر این صورت هرگز پیش نمی‌آمد. من دیدم افرادی به من توهین می‌کردند، بعضی پاسخ آنها را می‌دادند و بعضی از من دفاع می‌کردند و بعضی دوباره به من توهین می‌کردند.

درگیری‌های زیادی بین خانواده‌ها ایجاد شد….» و سپس حال و روز خانواده اش را چنین توصیف می کند: « خیلی بد بود. این اولین باری بودکه آنها نتوانستند از من دفاع کنند. آتش چنان گسترده بود که دامن آنها را نیز گرفت. من باید بیشتر محتاط باشم. چون می‌دانم آنها را گروگان! می‌گیرند… اما پس از مدتی به دلیل پیشینه پدرم ـ که خود را از طبقات پایین جامعه بالا کشید ـ احساسات آنها تغییر کرد. پدرم می‌ترسید من حمایت مردم را از دست بدهم. زیرا مردم برای او بسیار مهم بودند. او همه زندگی‌اش را برای مردم جنگید و همه چیز را فدای آنها کرد. اما پس از یکی دو ماه متوجه شد مردم بیشتر به من احترام می‌گذارند و خوشحال شد!!! …من افتخار می‌کنم که یک ایرانی هستم. به ویژه زن ایرانی!!!»

فراهانی در عین حال اعترافاتی خاص از نحوه برخورد با وی در غرب و ابزاری بودنش را بیان داشته است . او می گوید :« تبعید مانند مرگ است. به عمق آن نمی‌توان پی برد تا زمانی که دچارش شوی. تمام دنیا می‌خواهد تو را در نقش قربانی ببیند و تو را به آن سو می‌کشاند زیرا دوست دارد بدبختی تو را نظاره کند. به همین دلیل است که فرانسوی‌ها در مورد حوادثی چون سوریه بسیار حساس هستند. مانند تماشای فیلم مستهجنی است که در تو این احساس را ایجاد می‌کند که از آنها خوشبخت‌تری، اما در واقع به آنها اهمیتی نمی‌دهند. آنها می‌گویند: «بیایید، ما از شما مراقبت می‌کنیم، سپس از شما سوءاستفاده می‌کنند و به شما پاسپورت نمی‌دهند. من تنها یک هنرپیشه هستم و می‌خواهم فعالیت کنم.»

نکته تاسف آور دیگر در این گفتگو نگاه شیفته وار فراهانی به پاریس به عنوان یک شهر بی قید و بند است. او از زندگی بی قید در پاریس خشنود است و آن را اینچنین ابراز می کند:« برای اولین بار در زندگی خوشحالم که زن هستم!پاریس شما را از هر گناهی که فکر می‌کنید به خاطر زن بودن مرتکب شده‌اید رها می‌سازد! شما را پاک می‌کند و احساس آزادی می‌کنید!!»

او به روسری سفیدش اشاره می کند و می‌گوید: «این دوست قدیمی من است، بزرگترین مشکل هنرپیشگان زن ایرانی، دولت نیست بلکه دنیای بیرون است که تصور می‌کند ما با روسری از شکم مادر زاییده می‌شویم!! به لیلا حاتمی نگاه کنید. معمولاً پس از برنده شدن در مراسم اسکار (برای فیلم جدایی فرهادی) پیشنهادهای کار زیادی به یک هنرپیشه ارایه می‌شود، اما پیشنهادی به او نشده است در حالی که او قادر است به چهار زبان صحبت کند.»

اما اوج این گفتگو در جایی است که فراهانی به همه گذشته خود و حتی سینمای ایرا پشت پا می زند و با الفاظی خاص از آن یاد می کند .

او کار در سینمای ایران شکنجه شدن به شمار آورده و با بیانی خاص در خصوص عملکرد فرهادی کنایه ها و طعنه هایی صریحی را به زبان می آورد.

فراهانی از فیلمبرداری فیلم درباره الی می‌گوید و این که فرهادی او را «شکنجه» می‌کرد و او را مجبور می‌کرد نیم ساعت در ساحل دریای خزر داد بزند و صبحانه آرد نخود بخورد تا صدایش در فیلمبرداری گرفته شود. به دلیل ضربه‌ای که بازیگر دیگر در خلال فیلم به او وارد کرد، پرده گوشش سوراخ شد اما کارگردان اجازه نداد تا انتهای روز بعد و پایان فیلمبرداری به بیمارستان برود. آنها دیگر از آن زمان با هم صحبت نکردند.

فراهانی می‌گوید: «او دوست من است اما نمی‌تواند با من صحبت کند. او از ایران خارج می‌شود و دوباره برمی‌گردد. اما من الان شیطان هستم. شک یکی از ابزار کنترل آنهاست.» او می‌گوید: «من از هر فیلمی که بازی کردم زخمی در بدن دارم.» و آستین و شلوارش را بالا می‌زند تا آنها را نشان دهد و می گوید آنها بدتر از سگ با تو رفتار می‌کنند. تو باید مانند برده کار کنی تا آنها را خشنود کنی. اوضاع باید این گونه باشد. باید در هر فیلمی احساس کنی که کار آخر توست.»

گفتگوی گلشیفته فراهانی با روزنامه انگلیسی گاردین رونمایی از یک محصول ناب سینمای ایران است. کسی که متناقض سخن می گوید ،اصول مشخص و جهان بینی محکمی ندارد،معلوم نیست چه می کند و چه هدفی دارد و در یک کلام«سرگردان» است و آکنده از عقده های روحی و ستیزه جویی اجتماعی. او معترف است که کارش «فاجعه» بوده و اکنون یک «شیطان» است و برای ماندن در فضای هنری این عمل را انجام داده است و اکنون به دلیل بازخوردها ازآن پشیمان است . اما بلافاصله از هوای آزاد پاریس و نفرت از همزاد بودن با روسری و خاطرات تلخ اش از سینمای ایران میگوید و نشان می دهد در برابر اقامت در پاریس و نقش آفرینی های نصفه و نیمه در سینمای غرب حاضر است این بها را بپردازد .بهایی که حتی شاید به قیمت منفک شدن دائم او از ایران بینجامد .

به هر روی فراهانی یک محصول ناب سینمای ایران است . محصولی که حتی به سازنده اش هم رحم نکرده است . با این وصف عیان است که چگونه باید در مورد سینمای ایران قضاوت کرد…

مثلهم کالانعام بل هم اضل
جانم فدای پیامبر مهربانی.
پیامبری که برای رهایی آدمیان از گمراهی هیچ اجرتی نخواست در حالی که گمراه کنندگان برای گمراه کردن مردم اجرت مطالبه می کنند.

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب alavi66 تشکر کرده اند:
Present, pooriya6, HASAN BARATY


 


  • موضوعات مشابه
    پاسخ ها
    بازديدها
    آخرين پست

چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 2 مهمان