در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه‌ي مباحث فيلم و سينما به بحث بپردازيد

راسل کرو

مدير انجمن: شوراي نظارت


Major II

Major II



نماد کاربر
پست ها

1796

تشکر کرده: 13 مرتبه
تشکر شده: 19 مرتبه
تاريخ عضويت

شنبه 25 شهریور 1385 16:18

آرشيو سپاس: 216 مرتبه در 105 پست

راسل کرو

توسط Karim1504 » جمعه 21 مهر 1385 21:04

تصویری که از او در ذهن علاقمندان در سینما شکل گرفته دوگانه و پر از سایه و روشن است:از سویی او را مردی آرام با شخصیتی گوشه گیر می دانند که توانایی بازی در نقشهای متفاوت را دارد و از سوی دیگر این بازیگر و خواننده نیوزلندی را به عنوان مردی متکبر و بدخلق می شناسند که با رفتارهای عجیب چهره هنری خود را مخدوش می کند.راسل ایرا کرو در 7 آوریل 1964 در حومه ولینگتن(مرکز نیوزلند)در خانواده ای با ریشه های نروزی:ولزی:اسکاتلندی و مائوری(از بومیان زلاندنو)متولد شد.پدرش الکس و مادرش ژوسلین در سال 1961 ازدواج کردند.آن دو با هم مسئول تهیه و تدارک غذای سر صحنه فیلمها وراسل کرو سریالها بودند.البته گاهی هم اداره مهمانسرا و رستورانها را نیز به عهده می گرفتند.تری برادر بزرگتر راسل بود.پسرعموهای او مارتین و جف در ورزش کریکت بسیار مشهور بودند.وقتی راسل 4 ساله بود خانواده اش به استرالیا مهاجرت کردند.بدلیل علاقه پدر و مادرش به صنعت سینما و با کمک پدرخوانده مادرش او از سن 6 سالگی بازیگری را با نقش کودکی یتیم و گفتن یک خط دیالوگ در سریالی استرالیایی آغاز کرد و بعد در 12 سالگی نقشی را در سریال موفق پزشکان جوان بر عهده گرفت.بعد نیز بازیگر سریال همسایه ها شد.راسل در 14 سالگی همراه اعضای خانواده به نیوزلند بازگشت:پدرم همواره خود را یک نیوزلندی می داند.اما در 17 سالگی دبیرستان را به قصد کار در زمینه موسیقی نیمه کاره رها کرد.راسل که اولین گیتارش را در 6 سالگی بدست آورده بود با دین کوکران یک گروه موسیقی راک بنام رومان آنتیکس تشکیل داد که بعدها نام آن را به 30Odd Foot Of Grunt تغییر دادند.او ابتدا با نام هنری راس لو راک بر صحنه ها ظاهر شد و اولین آهنگ خود را با نام می خواهم شبیه مارلون براندو باشم اجرا کرد آن هم در حالیکه هنوز فیلمی از مارلون براندو ندیده بود.راسل در همین سالها برای تامین مخارج:مشاغل مختلفی مانند پیشخدمتی:مسئول جمع آوری میوه:مجری برنامه های موسیقی پاپ و بازاریاب بیمه را تجربه کرد.تلاشهای او برای ورود به عرصه نمایش نتیجه بخش بود و او در سال 1989 در تئاتر برادران خونین درخشید.نمایشنامه وحشت راکی با حضور او نیز 415 بار اجرا شد.راسل ضمن فعالیت در هر دو زمینه موسیقی و بازیگری تلاش می کرد خود را به سطح نقشهای جدی و چالش برانگیز نیز نزدیک کند.اولین فیلم سینمایی او زندانیان خورشید نام داشت که در سال 1990 ساخته شد.پس از آن او برای بازی در فیلم تقاطع(1990)دعوت شد.راسل یکی از دندانهای ردیف جلوی خود را در 10 سالگی در بازی راگبی از دست داده بود و همواره از درست کرده آن امتناع می کرد.کارگردان فیلم تقاطع بدلیل اهمیت نقش راسل هزینه دندانپزشکی او را پرداخت کرد.راسل یکسال بعد در فیلم کمدی اسپاتزوود(1991)ساخته مارک جافی در کنار آنتونی هاپکینز قرار گرفت.هاپکینز درباره او گفته است:راسل مرا یاد روزهای جوانی ام در بازیگری می اندازد.بازی راسل در فیلم مدرک(1991)مورد توجه منتقدین قرار گرفت و او را در سطح استرالیا به شهرت رسانید.این فیلم 524 هزار دلار فروش کرد و جایزه بهترین بازیگر نقش دوم را از انجمن فیلم استرالیا برای راسل به ارمغان آورد.او نقش رهبر یکی از گروههای نئونازی را به عهده داشت.شارون استون با آگاهی از قدرت بازیگری و جذابیت چهره راسل از او برای بازی در فیلم سریع و مرده(1995)دعوت کرد و به این ترتیب عامل ورود او به هالیوود شد.با اصراری که شارون نزد تهیه کننده کرد راسل نیز در گروه بازیگران فیلم جای گرفت و با جین هاکمن و لئوناردو دی کاپریو همبازی شد.فیلم درباره برگزاری مسابقات تقلبی تیراندازی توسط جین هاکمن و تقابل و رویارویی او با شارون استون بود.یکسال بعد در فیلم مهارت(1995 یا 1996)در کنار دنزل واشینگتن نقش مردی را بر عهده داشت که توسط ارواح قاتلین تسخیر شده بود سپس نوبت به فیلم بسیار موفق و تحسین شده پرونده محرمانه لس آنجلس(1997)رسید.این اثر داستانی از روابط تبهکاران در لس آنجلس دهه 1950 را روایت می کرد و راسل در کنار کوین اسپیسی در نقش کاراگاه در پی کشف سرنخهای شبکه های فساد بودند.فیلم مزبور کاندیدای 5 جایزه اسکار و برنده اسکار بهترین فیلمنامه شد و 64 میلیون دلار فروش کرد.راسل نقش خود را در این اثر مشکلترین نقش زندگی هنری اش توصیف می کند.راسل با فیلم نفوذی(1999) برای اولین بار کاندیدای دریافت اسکار شد.او در این ساخته مایکل مان با آل پاچینو همبازی بود.راسل در این اثر که بر اساس مقاله مردی که زیاد می دانست نوشته ماری برنز ساخته شد پس از اخراج از یک کارخانه تولید سیگار در یک برنامه مستند تلویزیونی پرده از تخلف مسئولان کارخانه در بالا بردن مقدار نیکوتین سیگارها تا حد سرطان زایی برمی دارد.

او سرانجام با نقش ماکسیموس در فیلم گلادیاتور(2000)ساخته ریدلی اسکات برنده اسکار بهترین بازیگر مرد شد.او هنگام دریافت جایزه از پدربزرگ فیلمبردارش یاد کرد و گفت که با تکیه بر جسارت و بلندپروازی از حومه ولینگتن خود را به این سطح رسانده است و بخشی از رویاهایش تحقق یافته است.ریدلی اسکات معتقد است:کار کردن با راسل بسیار مشکل است.او شخصیت عجیبی دارد و با ذهنیت خاص خود همواره در صحنه فیلمبرداری درگیریهایی با سایر بازیگران ایجاد می کند.راسل پس از پایان کار فیلم گلادیاتور به همراه عده ای از دوستانش سوار بر موتور سیکلت 6500 کیلومتر در سطح استرالیا سفر کرد.راسل با رد پیشنهاد بازی در مردان ایکس با دریافت 15 میلیون دلار دستمزد به گروه بازیگران ذهن زیبا(2001)به کارگردانی ران هاوارد پیوست و ایفاگر نقش یک نابغه ریاضی واقعی بنام جان نش در پرینستون در سالهای جنگ سرد شد که دچار شیزوفرنی و بیماری روانی پارانویا است.او به دلیل توهم ذهنی می پنداشت که همواره تحت تعقیب است و سرانجام غرق در دریایی از کابوسها راهی بیمارستان شد اما با کمکهای همسرش تا حدی بر بحران غلبه کرد و با دریافت جایزه نوبل ریاضی در سال 1994 زندگی عادی اش را از سر گرفت.درخشش کم نظیر و بازی فوق العاده او جایزه گلدن گلاب را برایش به ارمغان آورد و بار دیگر کاندیدای دریافت جایزه اسکار شد.ذهن زیبا برنده 4 اسکار بهترین فیلم:کارگردانی:فیلمنامه و بهترین بازیگر زن نقش دوم شد.سپس نوبت به فیلم استاد و فرمانده(2003)به کارگردانی پیتر ویر رسید و راسل در نقش کاپیتان کشتی جک اوبری باز هم کاندیدای جایزه گلدن گلاب شد.او برای بازی در این فیلم نواختن ویولن را آموخت.در سال 2005 باز هم با ران هاوارد در فیلم مرد سیندرلایی همکاری کرد.او در نقش بوکسوری واقعی بنام جیم برادوک در سالهای بحران اقتصادی دهه 1930 مخارج خود را از بوکس تامین می کرد و قهرمان دسته سنگین وزن(ماکس بائر)را در سال 1935 در 15 راند شکست داد.جریان ساخت فیلم هم برای راسل طاقت فرسا بود و او چند دندان خود را به هنگام تمرین بوکس از دست داد و شانه اش نیز از جا در رفت.فیلم از سوی منتقدان سینمایی تحسین شد اما به فروش مورد نظر تهیه کننده دست نیافت.یکی از دلایل دردسر ایجاد شده راسل اعلام شد.او در حالیکه تازه از منچستر به هتلی در نیویورک آمده بود تلاش کرد با همسرش در استرالیا تماس بگیرد اما وقتی ارتباط برقرار نشد گوشی تلفن را بسوی یکی از کارکنان هتل بنام نستر استرادلا پرتاب کرد.راسل به سرعت دستگیر و بازداشت شد.دادگاه او را به عنوان مجرم درجه 3 محکوم کرد.راسل تلاش کرد با عذرخواهی رسمی و پرداخت 100 هزار دلار به این غائله پایان دهد اما دیگر دیر شده بود و همه جا در رسانه ها او را پرخاشگر نامیدند و بدترین الفاظ را در مورد شخصیتش بکار بردند.حتی احتمال می رفت ویزای کاری او در آمریکا نیز برای همیشه باطل و روانه زندان شود.راسل که از سالهای حضور در استرالیا خواننده و بازیگر زن دانیل اسپنسر را می شناخت سرانجام در سال 2003 و در روز تولدش با او ازدواج کرد و در کمتر از یکسال صاحب پسری بنام چارلز شد.آنها اکنون صاحب خانه ای جدید در سیدنی هستند و در انتظار تولد فرزند دوم خود بسر می برند.البته او مزرعه ای بسیار بزرگ در زادگاهش نیز خریداری کرده است و اداره اش را به والدین و برادرش سپرده است:از کودکی رویای داشتن چنین جایی را داشتم:خانه ای برای همه اعضای خانواده.این ستاره 182 سانتیمتری 200 هزار دلار نیز برای ساخت استخری مخصوص کودکان منطقه محل سکونت خود اختصاص داده است.او بدلیل اقامت طولانی مدت در استرالیا و علاقه به این کشور قصد دارد ضمن حفظ تابعیت نیوزیلندی خود شهروند استرالیا نیز بشود:نیوزیلندیها در کار خود تداوم و پشتکار دارند اما استرالیاییها از نظریه هرچه پیش آید خوش آید پیروی می کنند.پس از نمایش گلادیاتور و افزایش شهرت راسل:بلیتهای اولین کنسرت موسیقی او و گروهش در آمریکا و شهر تگزاس تا 500 دلار خرید و فروش می شد.همچنین مستند ساخته شده از تور کنسرتهای گروه در آمریکا و انگلیس نیز به فروش بالایی رسید.راسل خود را بازیگری می داند که با شناخت استعداد و اهدافش بر کار متمرکز می شود و برای تحقق رویاهایش با حداکثر توان تلاش می کند:فکر می کنم که همه فیلمهایم را بد بازی کرده ام.هنوز هم در حرفه بازیگری در حال آموختن هستم و بزودی نقشها را آنطور که دوست دارم بازی خواهم کرد.او هنوز هم از روند تولید فیلم به هیجان می آید و می گوید:می خواهم با فیلمهایم حتی برای لحظه ای به قلب مخاطبین نفوذ کنم.می خواهم اشکهای واقعی را در چشمها و خنده را بر لبهایشان ببینم.اینها برایم انگیزه بخش است.اگر توجهتان به مخاطب نباشد بیهوده خود را در راه ساخت فیلم خسته می کنید.او همواره از زندگی دائم در آمریکا فراری است:هیچ گاه به لس آنجلس مهاجرت نمی کنم مگر آنکه استرالیا و نیوزلند زیر موجهای عظیم غرق شوند:طاعون همه اروپا را فرا بگیرد و سرزمین آفریقا بر اثر هجوم مریخیها از بین برود.راسل توسط مجله پریمیر به عنوان چهل و نهمین بازیگر بزرگ تاریخ معرفی شده است.همچنین بازی او در نقش جفری ویگاند در نفوذی از سوی همین مجله به عنوان بیست و سومین اجرای عالی نقش در تاریخ سینما برگزیده شده است.

کارنامه سینمایی راسل کرو:

رامپر استامپر(1992)اسب سپید وحشی(1993)عشق در برزخ(1993)برای لحظه(1994)حساب ما(1994)شعبده خشن(1995)سوختن بهشت(1997)جدایی(1997)میستری آلاسکا(1999)نشانه حیات(2000)سال خوب(2006)گانگستر آمریکایی(2006)


منبع :http://superspace.blogfa.com
نه از خودت تعریف کن و نه بدگویی. اگر از خودت تعریف کنی قبول نمی‌کنند و اگر بدگویی کنی بیش از آنچه اظهار داشتی تو را بد خواهند پنداشت...
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 

 


  • موضوعات مشابه
    پاسخ ها
    بازديدها
    آخرين پست

چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 4 مهمان