در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه‌ي مباحث فيلم و سينما به بحث بپردازيد
Major II

Major II



نماد کاربر
پست ها

1796

تشکر کرده: 13 مرتبه
تشکر شده: 19 مرتبه
تاريخ عضويت

شنبه 25 شهریور 1385 16:18

آرشيو سپاس: 216 مرتبه در 105 پست

سینمای جنگ در ایران

توسط Karim1504 » جمعه 21 مهر 1385 21:24

يک ربع قرن پيش، حمله نظامی عراق به ايران، آغازگر جنگ دردناکی شد که سرنوشت ملتی را در تمام ابعاد زير و رو کرد، مسير انقلاب آن را تغيير داد و هزينه های فراوانی روی دوش مردم ايران و عراق گذاشت. بعد از جنگ، تا سالها، بسياری امور، شکل طبيعی خود را نداشت: سياست، اقتصاد، مذهب، فرهنگ، هنر، سينما ...سينمای جنگی ايران، هم پا و همزمان با جنگ ايران و عراق شکل گرفت؛ اما رشد و پرورش و بلوغ آن تا سالها، حتی پس از جنگ، به درازا کشيد: از تصاوير خام و ناموزون و ناشيانه در گزارشهای تصويری، از تجربيات قالبی و بی هويت و تقليدی در سينمای داستانگو، تا آثار شايسته و صاحب هويت، تا پديد آمدن مؤلفه های ويژه نوع سينمای جنگ ايران؛ سينمای دفاع مقدس.فيلم جنگی در حالی در سينمای فقير ايران رشد می کند و اعتبار می يابد، که خود يکی از گران ترين انواع توليد فيلم است. برای ساخت اين آثار امکانات فنی و نظامی فراوانی نياز است. از امکانات لجستيکی و ادوات و ابزار جنگی بگير، تا انواع تصاوير گسترده هوايی و زمينی، انفجارها و جلوه های ويژه فراوان، و بسياری امکانات فنی گران قيمت ديگر.با اين همه:اين گونه، به مدد حمايت گسترده دولت ايران و با در اختيار گرفتن امکانات خاص نظامی، در فقر سينمای ايران ريشه می دواند و پا می گيرد و رشد می کند.شايسوسن تسلیمی در نمایی از فیلم باشو غریبه کوچک اساسی ترين گونه سينمايی برای جمهوری اسلامی ايران، سينمای جنگ يا "دفاع مقدس" باشد. به نظر می رسد اين نوع بيش از هر عرصه ديگری به جلوه ای از باور و مرام جمهوری اسلامی تبديل شده است.ابراهيم حاتمی کيا در ميزگردی در سال ۱۳۷۳، با عبارتی ساده و پرمعنی، دليل اهميت سينمای دفاع مقدس را در حکومت اسلامی به وضوح بيان می کند: "روی هويت انقلاب در آثار هنری ـ به خصوص سينما ـ کم کار شده و تنها در سينمای جنگ، هويت اين نظام را می شود تشخيص داد. يعنی غير از سينمای جنگ، من شاخه های ديگر سينما، مثل سينمای اجتماعی و سينمای سياسی را مال اين نهضت نمی دانم." [مجله فيلم ـ شماره ۱۶۵ ـ مهر ۱۳۷۳ ]فضای حاکم بر هنر ايران، به ويژه سينما، در سالهای اوليه دهه شصت، فضايی است سرشار از سوءظن. فيلمسازان سابقه دار سينمای ايران، همه يک کاسه انگاشته و به دليل حضور در سينمای پيش از انقلاب، اساساً نامحرم و آلوده تلقی می شوند. در اين ميان خشک و تر با هم می سوزد.سازندگان آثار معتبر و ماندگار پيش از انقلاب ايران، در هر دو سو مغضوب می مانند. پيش از انقلاب به دليل بيان استعاری و لحن انتقادی آثارشان، و پس از انقلاب، چون بازماندگان دوران شاهی اند: بهرام بيضايی، داريوش مهرجويی، ناصر تقوايی، امير نادری، مسعود کيميايی، کامران شيردل، محمدرضا اصلانی ...و در اين موضوع خاص، سينمای جنگ، بحث هويت و اعتبار جمهوری اسلامی مطرح است. بدين قياس، بيش از پيش، اجازه ورود به اين وادی بسيار سخت گيرانه تر داده می شود. از همان ابتدا، فيلمسازان به دو گروه محرم و نامحرم تقسيم شده اند و غالباً فيلمسازان موجه و مقبول حکومت، امکان بخت آزمايی در اين عرصه را يافته اند.کم کم از ميان پذيرفته شدگان به اين حوزه، چند نفری مستعد سر برمی آورند: محسن مخملباف، ابراهيم حاتمی کيا، رسول ملاقلی پور، کمال تبريزی، جمال شورجه،سید مرتضی آوينی، مجتبی راعی، عزيزالله حميدنژاد، احمدرضا درويش ...تا که در ميان آثار اين جماعت، "سينمای دفاع مقدس" شکل می گيرد و مؤلفه ها و عناصر خاص آن تعريف می شود و خود تبديل به يک گونه صاحب هويت در سينمای ايران می شود.

پس از حمله عراق به ايران، بلافاصله نخستين تصاوير از مهمترين حادثه منطقه ضبط و پخش می شود. اين حادثه موجب ساخت آثار مستند و داستانی کوتاه و بلندی می شود. بديهی است که در آغاز هنوز بيان و زيبايی شناسی مناسبی برای اين نوع در سينمای ايران دست نداده است. پس آثار ساخته شده عموما تصاويری کم ارزش و تقليدی از فيلمهای جنگی جهانی است.يکی دو سالی می گذرد و اين گونه به ويژه در ميان آثار تجاری سينمای ايران جا می افتد و شايع می شود. اتفاقاً چند اثر پرفروش سالهای آغازين دهه شصت، آثاری از اين دست اند. هرچند هنوز آثاری تقليدی در سينمای حادثه ای، و نه جنگی، محسوب می شوند و مؤلفه های خاص سينمای جنگی ايران را نيافته اند: عقابها، عبور از ميدان مين، پايگاه جهنمی ...در ابتدا، فيلمسازان اين عرصه، همچون ابراهيم حاتمی کيا، رسول ملاقلی پور، جمال شورجه ... با آزمون و خطا راه دشوار خود را پيش می برند. تا اينکه نخستين نشانه های سينمای ويژه دفاع مقدس، با آثاری از ملاقلی پور و حاتمی کيا خود را می شناساند: پرواز در شب (ملاقلی پور)، ديده بان (حاتمی کيا) ...تا که ديگران هم از راه می رسند: مجتبی راعی، کمال تبريزی، جمال شورجه، و اثر عاطفی عزيزالله حميدنژاد، هور در آتش.تازه در سالهای پس از جنگ است که اين گونه به اعتبار و بلوغ می رسد و شکل ويژه خود را می يابد. هرچند سال به سال، روزگار و شرايط نوين، عرصه را بيش از پيش به دوام اين نوع تنگ می کند.در دوره اول سينمای دفاع مقدس، فضای جبهه ها و آدمهای آن (عمدتا بسيجيان)، هرچند تعبيری از روابط و فضای جاری جبهه ها بود، ليکن بسيار پالايش يافته و منزه و روحانی تصوير می شد. قهرمانان، هرچند گاه شوخی هايی هم (بعضا نچسب) داشتند، با اين حال آن فضا، سراسر اخلاص و معنويت تصوير می شد.در دوران جنگ و سالهای نزديک پس از آن، اغلب فيلمهای سينمای ايران: خانوادگی، حادثه ای، کودک، مذهبی ... به نوعی جنگ را در متن يا حاشيه خود بازتاب می دهند. بسياری آثار غيرجنگی اين دوران نيز، در واقع پشت جبهه يک کشور در حال جنگ را تداعی می کند. در اين ميان آثار برجسته و شاخصی نيز پرداخته می شود مانند باشو غريبه کوچک (بهرام بيضايی)جنگ تمام می شود، اما سينمای دفاع مقدس ( چه در وجه داستانی و چه مستند) تازه شکوفايی خود را آغاز کرده است. حالا دستها هم کمی بازتر است. هم جنگی در ميان نيست، هم شرايط گفتار اجتماعی دگرگون شده است. آثار شاخص اين نوع، يکی يکی از راه می رسند. فيلمسازان، ديگر با گشادگی بيشتری از جنگ و پيچيدگيهای آن سخن می گويند.از آغاز دهه ۷۰، کم کم تنگناها و محدوديتهای اين سينما رخ می نمايد و شرايط دوران جديد، لزوم دگرگونی بيان و قالب اين نوع را بيشتر می کند. فيلمسازان برای گريز از اين تنگناها در پی قالبهای تازه تری برمی آيند. حاتمی کيا از کرخه تا راين را می سازد و ملاقلی پور سفر به چزابه را. درويش با ديدی حرفه ای و متأثر از سينمای جنگی پرتحرک غربی کيميا را می سازد و شورجه دايره سرخ را.همه فيلمسازان دفاع مقدس، در ادامه راه، برای خروج از محدوديتها و تنگناهای اين عرصه و دوام آن، از برخی عناصر و نشانه های اين سينما ناچاراً عدول کردند، تا دوره دوم سينمای دفاع مقدس را با عناصر و ابعاد متنوعتر و جذابتر و حرفه ای تری شکل دهند:
عروسی خوبان (محسن مخملباف)، از کرخه تا راين، برج مينو، بوی پيراهن يوسف، آژانس شيشه ای، روبان قرمز و خاک مرده (حاتمی کيا)، دايره سرخ و خلبان (جمال شورجه)، سفر به چزابه، نجات يافتگان، هيوا و مزرعه پدری (ملاقلی پور)، اشک سرما (عزيزالله حميدنژاد)، ليلی با من است و شيدا (کمال تبريزی) و ...

آثاری که اهم عناصر و نشانه های سينمای دفاع مقدس را در خود دارند، و از سويی معمولاً با ابداعات و پرداختهای خلاقتر و پخته تری هم همراه است: آمد و شد روان ملاقلی پور ميان واقعيت و فراواقعيت (رئال و سوررئال)، پرداخت فنی و ماهرانه حاتمی کيا، فضاسازی و شخصيت پردازی حميدنژاد ...اما همچنان همه چيز در حلقه آشنايان می گذرد و آدم تازه ای اذن دخول به اين وادی را نمی يابد. فيلمسازی در ژانر دفاع مقدس با همان فضا و ويژگيها ادامه می يابد، گيريم با دستی بازتر و موضوعهايی بکرتر.ليلی با من است اثر بديع کمال تبريزی، در تم کمدی، همچنان به عناصر و مؤلفه های سينمای دفاع مقدس وفادار است؛ همان آدمها، همان فضا، همان خط مقدم، همان پشت خط، همان عناصر ... اما با نگاهی تازه و طناز.در دوران خاتمی، هر چند که ايامی طولانی از جنگ گذشته است و نسل جوانی در جامعه حضور دارند که از جنگ و شرايط و وحشت آن روزگار خاطره چندانی ندارند، اما به واسطه بازتر شدن فضای سياسی، امکان پرداختن به زمينه های جسورانه تری مهيا می شود.در ميان فيلمسازان جنگ ايران، محمد بزرگ نيا، شهريار بحرانی و احمدرضا درويش جايگاه متفاوتی دارند. ساخته های اين سه بيش از آن که نشانه های ويژه گونه بومی دفاع مقدس را داشته باشد، دارای عناصر و مؤلفه های عام و جهانی سينمای جنگ است، همراه با خصيصه های خاص آثار اين فيلمسازان: گذرگاه و حمله به اچ ۳ (شهريار بحرانی)، طوفان، جنگ نفتکشها و جايی برای زندگی (محمد بزرگ نيا)، و کيميا، سرزمين خورشيد و دوئل (احمدرضا درويش) ...اما خارج از حلقه فيلمسازان موجه و محرم اين عرصه، در دوران جنگ و پس از آن تعدادی از فيلمسازان معتبر، آثار ارزشمندی متأثر از جنگ پديد می آورند: بهرام بيضايی، رخشان بنی اعتماد، خسرو سينايی، کامبوزيا پرتوی، کيانوش عياری ...دست کم دو اثر معتبر و شاخص اين حوزه از اين ميان برآمده است: اثر تأثيرگذار و انسان گرايانه بيضايی، باشو غريبه کوچک، و نگاه نئورئاليستی ونمایی از فیلم مزرعه پدری ساخته رسول ملاقلی پور عميق عياری با اقتباس خلاق از دزد دوچرخه ويتوريو دسيکا، آبادانی ها.باشو غريبه کوچک در روايتی کودکانه، تقابل مليتها و فرهنگها را دستاويز قرار می دهد تا لزوم برادری را در مقابله با دشمن گوشزد کند، و آبادانی ها، به شکل محسوس و واقع گرايانه، شرايط اجتماعی پس از جنگ را به تصوير می کشد. اما اين دو فيلم عليرغم ارزشهای آنها، چون ديدگاه رسمی در زمينه جنگ و دفاع مقدس را پيروی نمی کنند، مورد تحريم و محدوديت واقع می شوند و در نهايت موجب پرهيز ابدی فيلمسازان آنها در دوباره پرداختن به اين عرصه ـ جنگ ـ می شود.سينمای دفاع مقدس، به مرور ايام، نشانه ها و مؤلفه هايی ويژه می يابد؛ غالب اين عناصر در آثار شاخص اين سينما تکرار می شود و اين شباهتها، گونه(ژانر) ويژه ای را در سينمای ايران رقم می زند که به سينمای دفاع مقدس شهره است:مکان مهم وقوع حوادث اين گونه جبهه است. جبهه ايران، هم به دليل فضای خاص خط مقدم و پشت خط و سنگرهای ايرانی، هم بخشهای مختلفی را که شامل می شد، و هم جغرافيای خاص جنوب و غرب ايران، به نوعی منحصر به فرد است. اين فضای خاص، در آثار سينمای دفاع مقدس پالايش می يابد، حشو و زوائد آن حذف می شود، و از طرفی به فضای آرمانگرايانه اين گونه نزديک می شود و به نوعی تيپيک (نمونه وار) می شود.زمان ويژه اين گونه، به طور طبيعی، همان دوران جنگ ايران و عراق است؛ از ۱۳۵۹ تا ۱۳۶۷.

شخصيتهای اين سينما اغلب آدمهايی آرمانی هستند. قهرمانان آن توانايی فيزيکی خارق العاده ای چون رمبو يا هفت تيرکشهای سينمای وسترن ندارند، بلکه آرمانی بودن آنها در اخلاص فوق العاده و حالت روحانی و معصوم و پيامبرگونه آنهاست. اين آدمها به دليل وجه دينی اين سينما، غالباً به نوعی رابطه نزديکی با عالم غيب دارند. هرچند اين رابطه ملموس و واقعی است، و رنگ فانتزی و خيالی به خود نمی گيرد.نقشهای مکمل نيز در اين گونه اغلب شبيه به هم است. از جمله پيرمردی که يار و ياور رزمندگان در پشت جبهه است. هرچند اين آدم گاه نقش محوری دارد؛ مثل هور در آتش حميدنژاد.در اغلب آثار دفاع مقدس می توان عناصر مشابهی را يافت: تسبيح، پلاک، مسلسل (به ويژه کلاشينکوف)، آرپی جی هفت، ساير ادوات جنگی، سنگر و خاکريز، موتورسيکلت، لباس بسيجيان، چفيه ...به دليل گرايش دينی و اعتقادی خاص اين گونه، فضای کلی حاکم بر فيلم به طور ويژه برآمده از اين اعتقادات است. در اغلب اين آثار نوحه خوانی و مراسم مذهبی و راز و نياز با خدا را به صورت فردی يا گروهی شاهديم. از طرفی جبهه ايران يکسره حق است و خدايی، و جبهه دشمن يکسره باطل. هر چند در آثار متأخر اين گونه، گاه نگاه واقع گرايانه به هر دو جبهه شده است.به اين ترتيب، گونه ای در سينمای ايران پرداخته می شود که فضا، زمان، مکان، عناصر و اجزاء ويژه آن، دقيقاً به مثابه يک ژانر(گونه) سينمايی معتبر جلوه می يابد. هرچند در کنار آثار شاخص شکل دهنده اين نوع، وفور فيلمهای کم ارزش و تقليدی و بی هويت چشمگير است.با اين حال، اگر نشانه ها و عناصر و آدمهای فيلمهای دفاع مقدس را موجد يک گونه شناسنامه دار برای سينمای ايران تلقی کنيم، در اين صورت برخی فيلمهای های بی ارزش تاريخ سينمای ايران، از جمله فيلمفارسی های پيش از انقلاب را، با وجود مشترکات و عناصر تکراری آن چه بايد بناميم؟ از سويی، تفاوت آثار مبتذل و سطحی اين گونه، با آثار فاخر دفاع مقدس در چيست؟ و اگر نبود چند نمونه موفق و سربلند اين نوع، با توجه به خيل آثار بلاتکليف و سطحی دوران جنگ و پس از آن، آيا حق بود آنها را به مثابه يک گونه(ژانر) شناسنامه دار در سينمای ايران قلمداد کنيم؟واقعيت اين است که تعدادی آثار قابل تأمل، به اين مجموعه هويت می دهد و آن را به يک گونه (ژانر) يگانه در سينمای ايران تبديل می کند.پيش از جنگ مستندهای ارزشمندی در سينمای ايران ساخته شده بودند و فيلمسازان شاخصی در اين عرصه جلوه نموده بودند: ناصر تقوايی، کامران شيردل، محمدرضا اصلانی، منوچهر طياب، ابراهيم مختاری ...اما دوران جنگ که می توانست با اتکا به تجربه ها و دستاوردهای پيشين، زمينه مناسبی برای شکل گيری مستندهای جنگی ايران باشد، باز هم به دليل فرصت نيافتن و نامحرم قلمداد شدن فيلمسازان نخبه اين عرصه، و ناپرورده بودن صف محرمان، اين زمانه بی يادگار شاخصی می ماند و آثار پايدار چندانی، نه برای ثبت در تاريخ، و نه برای حفظ آثار و ارزشهای آن دوران باقی نمی گذارد.چند سالی می گذرد و تازه در سالهای پايانی جنگ، مستندسازان قابلی چون عزيزالله حميدنژاد و مرتضی آوينی به ميدان می آيند.آثار تصويری انبوه آن سالها بر صفحه تلويزيون، غالبا گزارشهای ناموزونی است که حتی در سالهای آتی نيز، چندان ذوق مستعدان اين عرصه را برنمی انگيزد که با تدوين دوباره آنها آثار درخوری را برای ثبت در تاريخ باقی گذارند.با اين همه تعداد اندکی نيز آثار شايسته از آن دوران به يادگار مانده است، که البته جملگی برآمده از حلقه محرمان است.

عزيزالله حميدنژاد، مستند زيبای زندگی در ارتفاعات را در سال ۱۳۶۵ می سازد. فيلمی که بدون تصاوير جنگ و درگيری، شرايط زندگی رزمندگان را در جبهه های غرب نشان می دهد.اما مهمترين مجموعه مستند دفاع مقدس، روايت فتح، از سال ۱۳۶۵ آغاز می شود و تا اندکی پس از جنگ ادامه می يابد. دومين مجموعه از اين روايتها، بين سالهای ۱۳۷۰ تا ۱۳۷۲ با نام شهری در آسمان، در بازيابی شهر جنگ زده خرمشهر ساخته می شود که اين نيز با مرگ ناگهانی مرتضی آوينی، بر اثر انفجار مين، قطع می شود.نويسنده و راوی اين مجموعه ها مرتضی آوينی است. اين آثار ضمن آن که اغلب نشانه ها و مؤلفه های سينمای دفاع مقدس را دارد، با ساختاری ساده و ملموس، که با روايت آوينی، حالتی محزون و غريبانه (نوستالژيک) می گيرد، بی ترديد شاخص ترين آثار مستند آن دوران است.برای حمايت و پرداختن به اين گونه، چه در زمان جنگ و چه پس از آن سازمانهای بسياری در داخل حکومت ايران شکل می گيرند که يا کلاً و اساساً به اين نوع می پردازند و يا پرداختن و حمايت اين نوع، سهم عمده ای را در فعاليت آنان رقم می زند.سازمانها و نهادهايی چون: بنياد حفظ آثار و ارزشهای دفاع مقدس، انجمن سينمای دفاع مقدس، حوزه هنری سازمان تبليغات اسلامی، گروه جنگ تلويزيون، گروه تلويزيونی سپاه پاسداران، واحد تلويزيونی جهاد سازندگی، مؤسسه امور سينمايی بنياد مستضعفان و جانبازان، دفتر فيلم سازمان عقيدتی سياسی ارتش، گروه تلويزيونی شاهد، مؤسسه فرهنگی روايت فتح ...بوده و هنوز هم هست که پرداختن به اين نوع برای فيلمسازان جوان و تازه وارد، هم به مثابه سکوی پرتاب، و هم به عنوان ميدان آزمون و خطا و مشق فيلمسازی قلمداد شده است. هر چند در چنين مسيری برخی بزرگان اين عرصه نيز پرورده شدند و به عرصه رسيدند.تا همين چند سال پيش، جوان بلندپروازی که تازه وارد حوزه سينما شده بود، می دانست در اين عرصه نه فقط يارای برداشتن گامهای بلند، و احتمالاً ناشيانه، را در ابتدای راهش می يابد، و حتی می تواند بسيار سريع تا ساخت فيلم بلند پيش رود، بلکه با در اختيار گرفتن امکانات وسيع لجستيکی، امکان تجربه در وادی گرانبهايی را به راحتی پيدا می کند. امکان به کارگيری ادوات سبک و سنگين جنگی، انواع سلاح و مسلسل و آرپی جی، تانک و تيربار، هليکوپتر و هواپيما، انواع انفجار و جلوه های ويژه ...



منبع :http://superspace.blogfa.com
نه از خودت تعریف کن و نه بدگویی. اگر از خودت تعریف کنی قبول نمی‌کنند و اگر بدگویی کنی بیش از آنچه اظهار داشتی تو را بد خواهند پنداشت...
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 

 


  • موضوعات مشابه
    پاسخ ها
    بازديدها
    آخرين پست

چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 5 مهمان