در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه‌ي مباحث فيلم و سينما به بحث بپردازيد
Major II

Major II



نماد کاربر
پست ها

1796

تشکر کرده: 13 مرتبه
تشکر شده: 19 مرتبه
تاريخ عضويت

شنبه 25 شهریور 1385 16:18

آرشيو سپاس: 216 مرتبه در 105 پست

نگاهی اجمالی به فیلم داستان یک زندگی

توسط Karim1504 » شنبه 22 مهر 1385 03:09

 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 
نويسنده، تهيه‌ کننده و کارگردان: حسن هدايت-‌ مدير فيلمبرداري: فرهاد مافي – بازيگران: بهروز شعيبي، ارژنگ امير فضلي، فرهاد بشارتي.

خلاصه داستان: فيلم در اپيزود اول و دوم خود دو داستان دون‌ژوان کرج و تاريکخانه صادق هدايت را دستمايه خود قرار داده است. ايپزود سوم نيز حسن هدايت روايت شخصي خود را از شب آخر زندگي صادق هدايت بيان مي‌کند.

تاکنون فيلمسازاني بوده‌اند که داستان‌هاي هدايت را دستمايه خود قرار داده‌اند. اما نظريه‌اي در مورد هدايت وجود دارد که داستان‌هاي او روي کاغذ به پايان مي‌رسد و چندان نمي توان فضاي سور رئال آثار وي را به فيلم تبديل کرد. پيش تر يک بار کيومرث درم‌بخش سراغ بوف کور رفته بود و يکبار بزرگمهر رفيعا. چند فيلم هم تک و توک براساس داستان‌هاي کوتاه او همچون چنگال ساخته شد که بجز فيلم درم بخش باقي‌آثارچندان چنگي به دل نمي‌زدند. اما هيچ‌‌کس هنوز سراغ شخصيت هدايت نرفته بود. حتي خسرو‌سينايي نيز که سال گذشته، تقريباً همزمان با حسن هدايت، فيلمي را جلوي دوربين برد به آن قالبي مستند داد و از نمايش چهره‌هدايت فقيد پرهيز کرد. اما حسن هدايت پس از مدتي جست وجو به دنبال فردي که بتواند چهره‌اي شبيه به صادق هدايت داشته باشد، بهروزشعيبي را پيدا کرده حال که عکس‌هاي وي را مي‌بينيد شباهت بي‌سابقه‌است. اما يک مشکل در ميان وجود دارد. هم حسن هدايت و هم بهروز شعيبي هر دو مغلوب شخصيت‌صادق هدايت شده اند. چهره‌اي که شعيبي ارائه مي‌دهد بجز شباهتش در چهره هيچ تناسب ديگري با صادق هدايت ندارد و فيلم‌ساز هم بسيار در جنس ميزانسن‌هامغلوب هدايت نويسنده مي‌شود. به‌نوعي موضوع، صاحب اثر را کاملاً مغلوب خود کرده‌است.

داستان اول؛ دون ژوان کرج: صادق هدايت به‌طور عمده در برخي آثارش طنزي تلخ را دنبال مي‌کند. حسن هدايت در اپيزود نخست بسيار جذب اين طنز شده و نگاه تلخ نويسنده را يکسره به فراموشي مي‌سپارد. کارگردان در اينجا به‌خاطر وفاداري به قضيه خود هدايت را نيز به‌عنوان يکي از شخصيت‌هاي اصلي وارد فيلم مي‌‌کند تا نظاره‌گر وقايع باشد. اما حضور ارژنگ امير فضلي به اندازه‌اي طنز داستان را تقويت کرده که عملاً شخصيت هدايت زير سايه او قرار مي‌گيرد. از ديگر سو هيچ تلاش بصري صورت نگرفته تا نگاه سينمايي فيلم‌ساز به نويسنده داستان نزديک شود. از همين رو قصه بسيار زياد بر فيلم سنگيني مي‌کند.

داستان دوم؛ تاريکخانه: حسن هدايت در تاريکخانه کمي کوشيده به فرم نزديک شود. بانگاه فيلمساز تاريکخانه صادق هدايت به آثار ادگارآلن‌پو پو نزديک مي‌شود. به‌خصوص داستان نقاب مرگ سرخ. فيلم‌ساز تنهايي مرد مسافر را در پستوي خانه‌اش در هاله‌اي از رنگ قرمز نمايش مي‌دهد. اما اينجا نيز اشتباهي ديگر به‌ميان مي‌آيد. فضاي ايجاد شده به هيچ وجه تداعي‌گر ترس و دهشت تنهايي يک انسان نيست. فيلمساز بيشتر در اين‌اپيزود مي‌کوشد تماشاگرش را آزار و اذيت کند. يعني براي دستيابي به منظور، به تماشاگر فشار بياورد. اوقصد دارد با ناراحت کردن تماشاگر او را به فضاي زندگي شخصيت فيلم نزديک نمايد. رنگ قرمزي که‌ در دو سوم داستان پرده را فراگرفته پس از مدتي چشم تماشاگر راخسته کرده و نيت فيلمساز به‌ضدخود بدل مي‌شود. ريتم کشدار شده و نمي تواند تماشاگررا باخود همراه کند. شعيبي اينجا هم نمي‌تواند به‌عنوان هدايت شخصيتي پويا داشته باشد و به‌يک فرد منفعل بدل مي‌شود. دقيقاً اينجا جمله‌اي که در ابتداي مطلب معني نوشتم پيدا مي کند. داستان‌هاي هدايت روي کاغذ تمام شده‌اند و ازهمين دريچه باذهن مخاطب ارتباط برقرار مي‌کنند. اگرچه فضاي سور رئال داستان‌هاي صادق هدايت برخي سينماگران را با اين تصوير مواجه مي‌نمايد که مي‌توانند يک‌سايه روشن ساده به کنه وجود مطالب اين نويسنده دست‌ يابند.

داستان سوم؛ سفر: حسن هدايت همواره به وقايع تاريخي علاقه داشته، در آثارش از فضاي تهران دهه 20 و 30 سود مي‌جويد. اوسعي دارد در آثارش به نوعي تاريخ نگاري سينمايي نزديک شود و با همکاري يکي از همکاران قديمي‌اش يعني جمال اميد در برخي فيلم‌ها اين تلاش نمودي آشکار دارد. در اين فيلم هم وقتي حسن هدايت روايت خود را از صادق هدايت عرضه مي‌کند داستان بر خلاف دو اپيزود ديگر مي‌شود. او به فضايي نزديک مي‌شود که تا حدودي با واقعيت قرابت پيدا مي‌کند فضاي گرفته و باراني شهر پاريس که فيلم‌ساز در فيلمش متصور شده تصوير نسبتاً صحيحي از فضاي زندگي آن روز گار صادق هدايت است. شکل حضورش درخانه نيز نوعي گريز ازتنهايي را تداعي مي‌‌کند، اما به‌دليل سنگيني سرنوشت، همين تنهايي او را در تفکري غوطه ور کرده وبه انتهاي راه مي‌رساند.


منبع:روز انلاين
نه از خودت تعریف کن و نه بدگویی. اگر از خودت تعریف کنی قبول نمی‌کنند و اگر بدگویی کنی بیش از آنچه اظهار داشتی تو را بد خواهند پنداشت...
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 

 


  • موضوعات مشابه
    پاسخ ها
    بازديدها
    آخرين پست

چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 9 مهمان