عارف‌نامه یک شهید

در اين بخش شهداء و ايثارگران جنگ معرفي و درباره‌ي حماسه دفاع مقدس بحث ميشود

مدیران انجمن: moh-597, شوراي نظارت, مديران هوافضا

ارسال پست
Rookie Poster
Rookie Poster
نمایه کاربر
پست: 27
تاریخ عضویت: دو شنبه 21 آذر 1390, 7:03 pm
محل اقامت: iran - tehran
سپاس‌های ارسالی: 20 بار
سپاس‌های دریافتی: 174 بار
تماس:

عارف‌نامه یک شهید

پست توسط hosein-sadat » یک شنبه 2 مهر 1391, 7:37 am

  ‌نامه شهید محمود رضا   


 شهیدی است به نام   رضا استاد نظری. او و برادرش که دو برادر دو قلو بودند، در خانواده ای ثروتمند به دنیا آمده بودند، پدرشان می خواست

که آن‌ها را در زمان جنگ به سوئد بفرستد ولی آن‌ها از دست پدر خود فرار کردند و به جبهه آمدند.

این شهید برای خودش عارفی به تمام معنا بود، از همان‌هایی که حضرت امام(ره) فرمودند ره صد ساله را یک شبه پیموده‌اند.

یکی از این دو برادر در یکی از عملیات‌ها زخمی شد و محمود رضا در دسته یک گردان حمزه لشکر ۲۷ محمد رسول الله(ص) بود که شهید شد.

این بچه ۱۶ ساله در وصیتنامه خود نوشته بود: «خدایا شیطون با آدم نقد معامله میکنه میگه تو گناه کن و من همین الآن مزش رو بهت میچشونم ولی

تو نسیه معامله می کنی.میگی الآن گناه نکن و پاداشش رو بعداً بهت میدم. خدایا بیا و این دفعه با من نقد معامله کن.»
که البته این اتفاق هم افتاد و

در عملیات بعدی که عملیات والفجر۸ بود در فاو شهید شد.
   تصویر   نفر نشسته از سمت راست: شهید محمودرضا استادنظری و شهید سیدحسین دستواره

زمستان ۱۳۶۴ قبل از عملیات والفجر8  

راوی: برادر حمید داودآبادی
[FONT=Impact] روز وصل دوستداران یاد باد یاد باد آن روزگاران یاد باد 
 
[FONT=Impact]جهت استفاده از مطالب بیشتر می توانید به وبلاگ بنده مراجعه نمایید : گذر دوست  [لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید]

ارسال پست

بازگشت به “حماسه دفاع مقدس”