در اين بخش ميتوانيد درباره موضوعاتي كه در انجمن براي آنها بخشي وجود ندارد به بحث و گفتگو بپردازيد
Moderator

Moderator



نماد کاربر
پست ها

1604

تشکر کرده: 216 مرتبه
تشکر شده: 389 مرتبه
تاريخ عضويت

چهارشنبه 8 مهر 1388 23:15

آرشيو سپاس: 15889 مرتبه در 1490 پست

رسول جعفريان: وضعيتمان شبيه پايان دوره صفويه است/ ما براي ما

توسط oweiys » يکشنبه 2 مهر 1391 15:05

به نام خداوند بخشاينده مهربان




درج مطلب پايين به معناي تاييد يا رد آن نمي باشد.

--------------------------------------------------------------------------------------

رسول جعفريان: وضعيتمان شبيه پايان دوره صفويه است/ ما براي ماندن راهي جز تحول نداريم


استاد گروه تاريخ دانشگاه تهران كه معتقد است ايران هنوز وارد دنياي بعد از دنياي قديم نشده است و هنوز قرن ۵ و ۶ را تكرار مي كند، برخي مشكلات و ريشه تاريخي بدفهمي هاي موجود در ايران را تشريح كرد و زمان فعلي ايران را قابل مقايسه با دوره پاياني صفويه دانست چرا كه به اعتقاد او بنا نيست حكومتي كه مذهبي مي شود، هر روز سماجت بيشتري براي مذهبي شدن كند زيرا حكومت هاي مذهبي اين وضعيت را دارند كه وقتي مي بينند به نام دين آمده اند، به مردم مي گويند كه ما متدين تريم و اين خصلت بسيار بد است. او گفت كه همانند دوره آخر صفوي به خواب ديدن و غيبت گفتن و استخاره كردن مي پردازيم.

حجت الاسلام والمسلمين رسول جعفريان، مورخ برجسته ايراني در گفت وگو با شفقنا، علاقه اش به تاريخ صفويه را نشان داده و با بيان اينكه چندي قبل فردي در بخارا قصد چاپ نقدي از مطلبش را داشت و براي چاپ آن اجازه مي خواست، اظهار كرد: ايشان (مدير بخارا) حرمت نگه داشت و گفت كه چون نقد شماست، مي خواستم قبل از چاپ شما خوانده باشيد. بنده هم اجازه دادم. مطلب بنده در مورد تفاوت هاي كوروش و شاه عباس بود و بيان كرده بودم كه اگر ما بخواهيم بين پادشاهان يك فرد شاخص را با رعايت همه مناسباتي كه لازم است انتخاب كنيم، بهتر است كوروش را انتخاب كنيم يا شاه عباس را؟ بعد چند پرسش مطرح كرده بودم كه ما به چه ميزان نسبت به اين دو شناخت داريم؟ يا كدام يك براي ايران بهتر است؟ به لحاظ دين اگر بخواهيم اين مساله را معيار و اصل قرار دهيم، براي ما كوروش مهم تر است يا شاه عباس مسلمان؟ هم چنين اگر مناسباتشان با فرهنگ هايي جز فرهنگ ايران را در نظر بگيريم، سوال اينجاست كه كوروش به عنوان فردي باز و اهل مراوده بهتر است يا شاه عباس كه همانند او بود و نسبت به مسيحيان و ارمني ها و فرنگي ها به عنوان فردي باز  و روشن مطرح مي شد؟

او افزود: اگر بخواهيم ايران را از اجنبي ها خالي كنيم و اين مساله معياري براي ما باشد، مي توانيم بگوييم كه شاه عباس به تنگه هرمز تسلط يافت و از دست پرتغالي ها نجات داد و ضمن اينكه به مراودات تجاري و فرهنگي احترام مي گذاشت، پرتقالي ها را از ايران بيرون كرد. هم چنين در مطلب خود بيان كرده بودم كه ما تمام اطلاعاتي كه از كوروش داريم تقريبا از ناحيه فرنگي هاست و ما در متون ايراني و ديني خود، بجز تورات، اطلاعاتي در مورد كوروش نداشتيم و هنوز هم ابهاماتي در مورد اين شخص وجود دارد اما همه چيز را در مورد شاه عباس مي دانيم و معتقديم كه وي با ديدگاه و فكرش و جنگ با ترك ها و ازبك ها، ايران را ايران كرد اما فردي كه نقد بر مطلب بنده نوشته بود، تاكيد داشت كه نمي توان كوروش را با شاه عباس مقايسه كرد.

جعفريان دوره شاه عباس را نقطه اوج و مهمي در تاريخ گذشته تشيع خواند و تصريح كرد: اگر ما به اين اصل اعتقاد داشته باشيم كه يك مجموعه بزرگي به نام ايران وجود دارد كه تشيع هم در حول آن شكل گرفته و بدون آن حرف مستقل ندارد و شيعه داراي قدرت و اصولي است كه از خود در جامعه ايجاد مي كند، لذا همان حرف هايي است كه در زمان شاه عباس زده مي شد يعني ما به نوعي آدم صفوي هستيم و اين حرف چندان عجيب نيست.

دانشيار گروه تاريخ دانشگاه تهران با تاكيد بر اينكه تشيع از قبل هم مسايل بسياري دارد كه ويژگي ها، شخصيت و مولف هاي ما را از حيث فكر و روحيات و عقايد و اصول تشكيل مي دهد، افزود: اگر اعتقاد داشته باشيم كه اينها يك صنف واحد هستند لذا بايد روي دوره صفوي و به ويژه شاه عباس، به صورت تجربي بيشتر كار كنيم و با توجه به ۳۰۰ – ۴۰۰ سال گذشته اصولي را استخراج كنيم تا ببينيم كه چه بلايي سر آنها آمده و منتج به چه نتايجي شده است. به عنوان مثال آمدن علماي جبل عاملي در دوره شاه عباس از تجربيات مهمي است كه به ايران وارد و در جامعه حل شدند؛ يا با آمدن علماي عرب به قم، تلفيقي از روحيات و تاثير متقابل فرهنگ شيعه بين حوزه عربي و فارسي به وجود آمده است. هر چند كه به عقيده بنده، قبل از صفويه هم، شيعه ميان فارس و عرب در رفت و آمد بود و مشابه آن را در دوره علامه حلي و شيخ طوسي هم مي بينيم.

او بيان كرد: ما بايد بدانيم كه اين داد و ستدهاي فكري در روحيات مردم ايران و نوع زندگي آنها چه تاثيري داشته است كه حدود هزار است، همچنان روي اصول ثابت مانده ايم و هزار سال ديگر هم خواهيم بود. بدون شك آينده هم به همين شكل خواهد بود، يعني دوره شاه عباس و فتحعلي شاه و ناصرالدين شاه تكرار خواهد شد. چراكه موج هاي فكري ۳۰ – ۴۰ سال اخير مشابه دوره هاي قبل است و ما همواره زير نظر و تحت فشار يك سري تجربه هاي عملي – فكري جا گرفته در جامعه هستيم.

اين استاد دانشگاه و پژوهشگر تاريخ در ادامه، برپايي جشن نوروز در شيراز را هم نمونه اين مطلب دانست و گفت: اگر عيد نوروز به محرم بيفتد، قطعا ما هم همانند زمان شاه عباس عمل مي كنيم، يعني سه روز عزا مي گيريم و بعد به تعطيلات مي پردازيم زيرا با اينكه ۲۰ سال با نوروز درافتاديم، باز هم به نقطه اول بازگشته ايم و دوست داريم مراسمي كه در زمان محمدرضا شاه در فارس برگزار مي شد، مجددا تكرار شود.

جعفريان با بيان اينكه برخي رخدادها و اصول در جامعه ثابت شده و خروج از آنها مقدور نخواهد بود، اظهار كرد: بخشي از آينده را مي توان كنترل كرد، اما بمتاسفانه خيلي وقت ها آنهايي كه بايد كنترل كنند، خود غرق در اين اوضاع مي شوند. هم چنين عده اي هستند كه برخي قسمت ها را پررنگ مي كنند و مي خواهند روحيات رسوب شده در متون و تجربه ها را با مدلي ديگر ارائه كنند لذا اين مسايل هرچه زيادتر شود، بند و بست جامعه هم سخت تر خواهد شد تا اينكه به شرايط انفجار مي رسد.

او افزود: البته در همه جوامع چنين است اما هر كس بسته به شرايط خود و جامعه عمل مي كند كه يا مديريت مي شود يا جايي براي نفس كشيدن ندارد و تعارض ايجاد مي كند.

او با طرح اين سوال كه چرا درنيمه اول قرن سيزدهم سه جريان بزرگ انحرافي در شيعه رخ داد كه هر سه فرقه شدند، گفت: اعلام وجود دو فرقه اخبارگري و شيخي ها و بابي ها كه تاكنون هم معضل آنها وجود دارد، در همين فاصله زماني بود. اين نشان مي دهد كه جامعه ايران در آن زمان دچار معضل بزرگي شده بود و آن رسوبات به صورت سنتهايي هنوز بين ما هست. ما هنوز در علوم اجتماعي ضعيف هستيم و به صورت روشمند هيچ اطلاعات و شناخت درست و تفصيلي از جامعه خود نداريم كه بدانيم چرا اين اتفاق افتاده است.

رييس كتابخانه، موزه و مركز اسناد مجلس، با تاكيد بر اينكه ابتدا ما بايد اطلاعات لازم را داشته باشيم و سپس به لحاظ اجتماعي قواعد تحليل را پيدا كنيم، افزود: متاسفانه ما همانند عصر قديم در شناختي كه داريم، بسيار ابتدايي عمل مي كنيم. چراكه تاريخ ضعيف است و به عنوان مثال ما اطلاعات درست و كافي از قبل از جامعه قاجاري يا ناصرالدين شاه و فتحعلي شاه نداريم و هر چه هست، تحريف شده و بدون چارچوب و اصول است.

او با بيان اينكه يكي از نظريه پردازان غربي تاريخ را در سه سطح خلاصه كرده، اظهار كرد: يك سطح تاريخ سياسي امروزه كه مربوط به تحولات سياسي است. يك سطح عميقتر صد ساله ساله كه مياني است و يك سطح زيرين كه فرهنگ و تمدني است كه هزاران سال دوام مي آورد. ما در تاريخ ايران، لايه هاي زيرين كه فشرده هستند را نمي شناسيم.

او با يادآوري اينكه طبق علايم معتقديم كه تاريخ در حال تكرار همان اصول نهادينه شده است، بيان كرد: مديريت جامعه در چارچوب همان اصول پيشين با ملاحظه نوعي خلاقيت و ابتكار بايد باشد. اما بسياري از كساني كه مدعي خلاقيت هستند به مرور در گذشته غرق مي شوند چون نفوذ خود را در بقاي همان اصول مي بينند. خيلي از كساني كه زماني نگاه روشنفكرانه داشتند به تدريج سنت گرا شدند. البته يكي سري مسايل در دنياي جديد عوض شده، در تاريخ ايران عوض شده است. هر موقع وضع مردم بدتر شده، رسوبات قبلي و راه حل هاي كهنه فعال تر شده است. ما دوره صفويه خلاقيت داشتيم اما وقتي صفويه رفت، جامعه ضعيف شد. اصفهان يك ميليون نفري به دويست هزار نفر رسيد. بدترين چيزهاي دوره صفوي ماند. مردم فقير شدند و همه به روستاها رفتند و به جاي استفاده از علم بازگشت دوباره اي به سنت هاي شفاهي و تجربي خود داشتند. در زمان زند يك قدري بالا آمديم و مجددا تا قد علم كرديم ملوك الطوايفي شديم چراكه هميشه اصول قبيله اي مهم تر است و رسومات اهميت بيشتري دارند. تا اين اواخر كه تجدد آمد و صورت زندگي ما را تغيير داد.

جعفريان با اشاره به خصلت هاي منفي تاريخ ايران كه در حال تكرار است و ما را به پايين مي كشد، گفت: ايران در دوره صفويه از نظر توسعه فرهنگي و سياسي و مشاركت مردم در حكومت رشد بسيار زيادي داشت. همانند دوره سلجوقي كه يكي از بهترين دوره هاي تاريخي ايران است اما نتوانستيم بر جامعه غلبه كنيم و مديريت خلاق درست كنيم. در دوره سلجوقي همه چيز تحت تاثير قبايل ترك قرار گرفت و نگذاشتند فرهيختگي در ايران رشد كند. هم چنين نسبت به دوره ساسانيان، حساسيت مثبت داريم چراكه اين دوره هم با وجود سيستم روحانيون و دبيران و حتي سلطنت، دوره فرهيختگي بود، چون نظاميان قوي نبودند اما در قبايل ترك نظاميان هميشه قوي بودند و اين مساله ماند يعني دولت ما همانند دولت ترك شد و تا آخر قاجار ترك باقي ماند. به گونه اي كه مظفرالدين شاه و شاه سلطان حسين لهجه تركي شديد داشتند. توجه داشته باشيد كه دولت صفوي تركي بود، اما قدرت دبيران و عالمان زياد بود. اين يك نقطه پيشرفت بود. بخشي از دوره قاجار هم اين طور بود. اما اشكال بر سر توليد اقتصادي بود كه پايين بود. دنيا هم عوض شد ما نتوانستيم خود را پيش ببريم.

مورخ و پژوهشگر تاريخ با يادآوري اينكه براي حل مشكل بايد نوعي آگاهي ملي و تاريخي داشته باشيم، تصريح كرد: حل اين معضلات بستگي به قوي بودن عقل و خرد در ايران دارد و اينكه بتوانيم نوعي ارتباط بين گذشته و آينده ايجاد كنيم كه تاكنون قادر به پيشين بيني نبوده ايم.

جعفريان با بيان اينكه ما بايد مؤلفه هاي فرهنگي خودمان را به خوبي تجزيه و تحليل كرده و جايگاه هر كدام را در فرهنگ حالي خودمان بشناسيم گفت: به عنوان مثال علماي فعلي دعواي اخباري و اصولي يا به عبارتي دعواي عقل و نقل خيلي در كشور ما مهم بوده است. من البته مي دانم كه در ايران، دانش عقلي هميشه حرف اول را مي زده اما دينداري هم خواسته مردم بوده و دايما نوعي دعواي عقل و نقل، موافق و مخالف فلسفه داشته ايم. هنوز هم داريم. مي بيند اصحاب معارفي ها در ايران قدرتمند شده اند و الان فعال هستند. اين دعواها ريشه دار است.

او گفت: در ايران شيعي، قدرت فلسفه قوي تر بوده است در حالي كه در ميان اهل سنت، بيشتر حفظ قرآن و نقل روايت اهميت دارد. اخباري گري واقعا قوي است. الان در ميان اهل سنت ابوحنيفه عقل گرا حكومت نمي كند، احمد بن حنبل حديث گرا سلطه دارد. الان وهابيت رنگ تسنن را عوض كرده است. هم مباني حنفي گري اعتقادي را از ميان برده هم تصوف را. در ايران مجال نفس كشيدن تفكر بيشتر است. فرهنگ ما بسيار مترقي است و قابل قياس با كشورهاي عرب و اردوزبان همسايه نيست.

اين پژوهشگر با تاكيد بر اينكه هيچ كشور عربي، ايران نخواهد شد، تصريح كرد: شايد روشنفكران و آنهايي كه از تسنن رسمي خارج شدند، به ايران برسند اما هيچ جا ايران نمي شود. چراكه حتي آخوندهاي سنتي ما هم روشنفكرتر از اخواني ها هستند يا لااقل بستر آن را دارند.  ما صد سال است كشورمان مشروطه كرديم و معتقديم كه چنين مساله اي در هيچ جا نمي توانست رخ دهد. در عين اينكه ايران با بنيادهاي فكري و فلسفي حرفي براي گفتن در دنيا دارد اما هند با داشتن يك ميليارد آدم، دو فيلسوف درجه يك جهاني ندارد.

او با بيان اينكه ما بايد از دوره هايي كه خوب مديريت كرديم، الگو بگيريم، اظهار كرد: شاه عباس يك الگوست. شاه عباس نگاه فراايراني داشت. او اولين پادشاه ايران بود كه فرق بين پروتستان و كاتوليك را فهميد. وي در سوالي از كشيشان فرنگي كه در دربارش بودند مي پرسد كه كدام يك از شما به ما نزديك تر هستيد كه كاتوليك ها مي گويند كه چون شما مهر مي گذاريد، ما به شما نزديك تر هستيم اما شاه عباس تاكيد مي كند كه مهر براي اين است كه ما در برابر خدا سجده كنيم و پيشاني خود را بر خاك بگذاريم. ما به پروتستان ها نزديك هستيم. شاه عباس وقتي ديد ايراني نمي تواند تجارت جهاني كند ارامنه را وارد مدار كرد. اين مشكل ايراني است كه نمي تواند از خانه اش بيرون برود. اگر برود توان بالايي دارد. حالا البته رفته اند به فرنگ و اين آينده خوبي را براي تفكر ايران نويد مي دهد. ايراني ها در فرهنگ جهاني مي توانند مؤثر باشند. اما ما در زمان صفويه و قاجار، يك متري مان را مي ديديم و شاه عباس از اين مسأله رنج مي برد.

جعفريان در پاسخ به اين سوال كه ايران در دوره ۳۰ ساله اخير به كدام دوره نزديك تر شده است؟ تصريح كرد: من در يادداشتي نوشتم كه ما خيلي زود به دوره آخر صفويه مي رسيم. چراكه هر روز مذهبي تر مي شويم اما بنا نيست حكومتي كه مذهبي مي شود، هر روز سماجت بيشتري براي مذهبي شدن كند زيرا حكومت هاي مذهبي اين وضعيت را دارند كه وقتي مي بينند به نام دين آمده اند، به مردم مي گويند كه ما متدين تريم اين خصلتي است كه اوضاع را متعصبانه تر مي كند ووقتي گنجايش نداشته باشد نسل جديد را از دين بيزار مي كند. مي بينيد كه ما همانند دوره آخر صفوي به خواب ديدن و غيبت گفتن و استخاره كردن مي پردازيم. بحث هاي ظهور كه نيمه آخر صفوي خيلي باب شده بود حالا بين ما باب شده است. فلان روحاني را مي بينيد در منبرهايش چه قدر از ظهور مي گويد. برخي از اينها گويا ايدئولوگ ايران امروزي شده اند. با اين كه من مي دانم، روحانيون فراواني هستند كه اين افكار را قبول ندارند. اما به هر حال توده مردم به اينها گرايش دارند.

اين مورخ برجسته با تاكيد بر اينكه ايران آن طور كه همه تصور مي كنند واحد نيست، بيان كرد: ايران يك فرهنگ واحد دارد كه با مشاركت اقوام مختلف پديد آمده است. عرب ها و ترك ها و هندي ها در آن سهيم هستند كه يا ما فرهنگ را از آنها اقتباس كرديم يا آنها به ايران آوردند. اما از لحاظ داخلي فرهنگ منسجمي است كما اين كه ملت ايران هم انسجام شگفتي دارد.

او با بيان اينكه ايران همانند سيم هاي برق فراز و نشيب دارد و هربار كه فرود مي آيد دوباره اوج مي گيرد گفت: البته من معتقدم كه قرن ۵ ايران ديگر تكرار نشده است. دوره سلجوقي بدون شك يكي از بهترين دوره ها به لحاظ تمدن و عقل است اما ما از يك حدي بالاتر نرفتيم و زماني كه در غرب يك انفجار علمي رخ داد، ما اين رخداد را نداشتيم و هنوز وارد دنياي بعد از دنياي قديم نشده ايم. در بهترين حالت هنوز قرن ۵ و ۶ را تكرار مي كنيم و گاهي هم افت داريم. به نحوي كه متون قرن ۵ و ۶ ما، به مراتب علمي تر از قرن ۷ و۸ است.  مفهوم علم هنوز بين ما خام است. قدرت علم در ميان ما شناخته شده نيست چون مفهوم علم را درست درك نمي كنيم. همين كه در امور تقديرگرا هستيم معنايش اين است كه علم و دانش را نشناخته ايم تا بتوانيم بر دنيا و اطراف خودمان تسلط داشته باشيم. عقب ماندگي همين جا پشت اين حرفها و در همين نزديكي ما پنهان شده است.

جعفريان، حل چنين مساله اي را منوط به توسعه علم و شرايط سياسي و اجتماعي دانست و بيان كرد: علم و دانش ما در دوره صفوي بسيار رشد كرده بود اما يك گيرهاي ذهني وجود داشت و دارد كه دست آدميزاد و اشخاص نيست، بلكه بيشتر به شرايط فرهنگي و سياسي باز مي گردد. همانند داستان فرانسيس بيكن درخصوص شمردن دندان هاي اسب به نوعي ديگر براي شاه عباس هم رخ داد. شاه عباس در قفقاز در مجلسي نشسته بود. به او مي گويند كه كندوهاي زنبور عسل مسدس هستند. او هم مي گويد كه برويد بياوريد تا ببينيم. بعد از اينكه كندوها را مي آورند، مي بينند كه چنين نيست لذا آنها مي گويند كه كندوهاي اردبيل اينگونه هستند، زيرا زنبورهاي اردبيل حكيم هستند. از آنجا هم مي آورند و مي بينند اين جور نيست. اما اين تجربه مثل تجربه فرانسيس بيكن عمل نكرد. چون شرايط علم و تحول علمي آماده نبود.

جعفريان در بخش ديگري از اين گفت وگو، با بيان اينكه تشكيل جامعه المصطفي براي ايجاد تعامل فكري با جهان اسلام، تشكيل دانشگاه و حوزه براي ترقي و امثالهم، از جمله مسايلي است كه رشد ايران را در جهان اسلام نشان مي دهد، گفت: متاسفانه ما هنوز نقاطي كه بايد تصميم اساسي و تحول زا بگيرند را نمي شناسيم و فكر مي كنيم كه حاكميت تنها جايي است كه بايد تصميم بگيرد. البته حاكميت نقش دارد و يك انسان در مجموعه حاكميت، مي تواند هزار برابر آن حاكميت تحول ايجاد كند اما ما كساني را در درون جامعه نداريم كه تحول ايجاد كنند يا به ذهنشان برسد كه تحولي ايجاد شود. تحول از حاكميت نيست، از دل جامعه است. از آموزش و پرورش از دانشگاه از مراكز علمي و تحقيقاتي است.

او افزود: يك روز به ذهن بنده رسيد كه كتابخانه تخصصي در قم درست كنم كه به واسطه اين كار شش كتابخانه درست شد و كساني كه پژوهش مي كنند به آنجا مراجعه مي كنند. اين يك تحول مختصر اما مهم در عرصه خاص تاريخ بود. ما بايد شرايط علمي و فرهنگي و سياسي خود را بشناسيم. در همه اين حوزه ها بايد مراكز تحقيقاتي داشته باشيم. يك مركز تحيقيقات استراتژيك با بينش جهاني كه جاي ما را در دنياي بزرگ امروز و هم در عالم اسلام در يابد.

جعفريان با اشاره به اينكه اگر ما نسبت به اصول كلي و نسبت به شناخت جامعه يك جامعه شناسي قوي داشته باشيم، به راحتي مي توانيم تصميم بگيريم، تصريح كرد: وظيفه نظام آموزشي است كه جامعه را خوب بشناسند و مجموعه شرايط فكري را به همه بدهند كه اين مساله مي تواند با ارائه دو واحد درس، انتشار كتاب يا فرصت دادن براي حرف زدن باشد اما به نظر مي رسند كه تصميم گيرندگان از اين آگاهي بي بهره اند و نتيجه آن اين مي شود كه بسياري از نخبگان منزوي مي شوند.

رييس كتابخانه و مركز اسناد مجلس با تاكيد بر اينكه اگر روحانيون هم جريان شناسي داشته باشند و به صورت تجربي از تغييرات اعمال شده و انسان هايي كه تاثير داشتند خبردار شوند، بهتر مي توانند برنامه ريزي كنند، گفت: مساله مهم كنترل بخشي است كه قابل كنترل است تا بتوانند راه هاي جديد را كشف كنند.

او افزود: متاسفانه شرايط امروز جامعه به نحوي است كه نخبه ها هم سياسي شده اند و حوزه علم و سياست به هم آميخته است. اين شرايط موجب عقب ماندگي سياسي كشور است زيرا آنها ديگر به حق خود قانع نيستند و جايگزيني نيروهاي سياسي را به راحتي نمي پذيرند و قبول ندارند كه بايد در يك چارچوب تعريف شده، تغييراتي رخ دهد، لذا تصور مي كنند كه با اين تغييرات حقشان خورده شده است. يك دانشمند در آزمايشگاه به حق خودش مي رسد نه كه وزير يا رئيس جمهور شود.

جعفريان در پايان در پاسخ به اين سوال كه آيا ۴۰ سال قبل مي توانستيم پيش بيني كنيم كه انقلاب رخ مي دهد؟ بيان كرد: تاريخ را هيچگاه نمي توان پيش بيني كرد، اما مي توان بين گزينه هايي كه در هزار سال تاريخ گذشته ما تكرار شده و بين صورت هايي كه داشته حدس زد كه كدام يك اتفاق خواهد افتاد و تكرار خواهد شد. من تصور مي كنم كه امروز هم به دوره صفوي بازگشته ايم و يك جريان خرافه در لباس تصوف و زهد كه باطنش آرام آرام به سمت تشيع تغيير هويت داده، دوباره شروع شده است. ما بايد وضعيت فرهنگي جامعه را مديريت كنيم و اسير آنچه صرفا از قبل بوده نشويم. سنت گرايي در همه حالات آن خوب نيست. ما براي ماندن راهي جز تحول نداريم، تحولي آگاهانه و مدبرانه كه بتواند مسيري روشن را برابر ما باز كند.


 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 
__________________________________

السلام عليك يا علي ابن موسي الرضا المرتضي (ع)

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب oweiys تشکر کرده اند:
FREE MAN, tarmax, demorgan, @lirez@, anga2009, serpiko

New Member



no avatar
پست ها

19

تشکر کرده: 13 مرتبه
تشکر شده: 0 مرتبه
تاريخ عضويت

سه شنبه 6 بهمن 1388 17:52

آرشيو سپاس: 54 مرتبه در 12 پست

Re: رسول جعفريان: وضعيتمان شبيه پايان دوره صفويه است/ ما برا

توسط serpiko » يکشنبه 2 مهر 1391 16:40

با همه احترام وعشقی که برای کورش بزرگ قایل هستم.به نظر من هم اگر یک نقطه تلاقی برای دینداری ایرانی وناسیونالیسم ایرانی وجود داشته باشد همان شاه عباس است.
شاردن سیاح فرانسوی که  اواسط دوره صفویه از ایران دیدن کرده وضع زندگی روستاییان ایرانی وفرانسوی را مقایسه کرده ونتیجه گرفته که ایرانیان وضع به مراتب بهتری داشتند.

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب serpiko تشکر کرده اند:
Present, Ghost Rider, Solver, Mohammad.Jafar

Major II

Major II



no avatar
پست ها

181

تشکر کرده: 14 مرتبه
تشکر شده: 10 مرتبه
تاريخ عضويت

چهارشنبه 19 مهر 1385 02:18

آرشيو سپاس: 509 مرتبه در 148 پست

Re: رسول جعفريان: وضعيتمان شبيه پايان دوره صفويه است/ ما برا

توسط f14tomcat » دوشنبه 3 مهر 1391 07:53

والبته شاه عباس یک دیکتاتورخونریزهم بوده (باهمه احترامی که برای بسیاری ازخدماتش قایلم)

کاربران زیر از شما کاربر محترم جناب f14tomcat تشکر کرده اند:
kdf


 


  • موضوعات مشابه
    پاسخ ها
    بازديدها
    آخرين پست

چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 1 مهمان