جز قلب سیه نشد حاصل و هنوز.....

در اين بخش مي‌توانيد در مورد مباحث مرتبط با بهداشت و روان به بحث بپردازيد.

مدیران انجمن: Dr.Akhavan, mahshid-banoo, شوراي نظارت

ارسال پست
New Member
پست: 11
تاریخ عضویت: چهار شنبه 28 آذر 1397, 7:37 pm
سپاس‌های دریافتی: 9 بار

جز قلب سیه نشد حاصل و هنوز.....

پست توسط soheil_jeep » شنبه 21 اردیبهشت 1398, 11:05 am

به عنوان یک روانشناس بالینی احساس می کنم بد نیست چند کلمه از داستان خودم را اینجا با شما دوستان در میان بگذارم . این اولین مطلبی است که در اینجا می نویسم و لاجرم اگر لحن نوشته تصنعی و بی قواره است امیدوارم دوستان عفو بفرمایند . باری ، شاید بعضی از همکاران و سروران من را بشناسند . به هرحال سالها کار بالینی کرده ام و به نظر خودم بازده بدی نداشتم . مراجعان من اغلب راضی بودند و شرایط خاص زندگی من باعث شده بود که جلسات من کمی طولانی تر و به صرفه تر باشد و محیط کاملا خصوصی داشتیم که خبری از پی در پی مراجع دیدن و خانم منشی که مثل تگرگ وقت بدهد نبود . حداقل اتفاق در یک جلسه این است که مراجع و روانشناس در آرامش صحبت کنند و بشنوند و این دقیقا حداقل انتظاری است که در بعضی کلینیک ها خیلی به ندرت اتفاق می افتد ....
زمان زیادی را صرف دوره های مختلف و تخصصی و ویژه و چنین و چنان صرف کرده ام که البته بد هم نمی گذشت و عجیب است که الان به نظرم آن کلاسهای کذایی ( دوازده سال دیپلم و چهارسال لیسانس و دوسال فوق لیسانس و دو سال روانکاوی و....ظاهرا فکر می کنیم قرار است هزارسال زندگی کنیم که انقدر وقت برای تلف کردن داریم ) این چرندیات را گفتم تا بروم سر اصل مطلب...
فزانسوی ها ضرب المثلی دارند که می گوید مصیبت ها کشتی کشتی می آیند . باید جای من باشید تا درک کنید این مصیبت های بی پایان و مکرر چقدر می توانند نابودگرباشند . بله بدیهی است که زندگی مبارزه است . منتهی در هرجنگی نوعی تناسب بین افراد درگیر هست . این که یک طرف مجهز به پیشرفته ترین سلاح ها باشد و طرف دیگر دست خالی که دیگر جنگ نیست . گیرم آنکه بی سلاح است خودش را نبازد و امیدوار باشد . اتفاقا بدتر است . خیلی بدتر است . نا امیدی تکلیف آدم را روشن می کند و جلوی تقلای بیهوده را می گیرد . اما امید باعث می شود همه چیز را فدا کنی و ببازی و مثل فرمانده ای که چون به پیروزی امیدوار است .همه افرادش را به کشتن می دهد . شاید نباید این چیزها را اینجا بگویم . آخر به ما چیز دیگری گفتند و قرار بود مردم را تشویق به زندگی کنیم . به هرحال من مدتی است که دیگر کار بالینی نمی کنم و احتمالا حق دارم به عنوان یک شهروند عادی کمی نق بزنم .باری ، همینطور از هوا سر ما میامد و می بارید . منظورم چیزهایی مثل طلبکار و صاحبخانه بی وجدان و چک برگشتی نیست . هرچند همینها هم کاملا می توانند نابودت کنند ولی مال من کمی بدتر از اینها بود . بعد که استرس ها زیاد شد وقت استارت خوردن بیماری های ارثی و ژنتیکی فرارسید که واقعا جالب است آدم چقدر بیماری های ریز و درشت دارد که منتظر فرصت هستند و معلوم نیست این اجداد ما چه می کردند که توانستند این همه بیماری را به پایین دست ! انتقال بدهند . خوشبختانه چون هیچ وقت ازدواج نکردم بعدها کسی نمی تواند چنین تهمتی به من بزند . به هرحال دیابت من به مبارکی و میمنت سه سال قبل به میدان آمد و از من داشته باشید بیماری های که شروع آنها با شرایط بد عصبی همراه است اغلب شتاب زیادی دارند و خیلی تیپ و کامل و بی کم و کاست می شوند . یعنی لامصب ها از آدم یک نمونه عالی برای تحقیق و پایان نامه و رفرنس های پزشکی می سازند . برای من همه عوارض دیابت قابل تحمل بود به غیر از احساس خستگی و ضعفی که همیشه هست و صبح چنان خسته از خواب بیدار می شوی که انگار کل شب با بیل و کلنگ داشتی کوه می کندی . افسردگی بعد می آید . منظورم ناراحتی عادی نیست . منظورم افسردگی همراه با نشانه های ظاهری است که باعث می شود یعد از مدتی از لحاظ فیزیکی نمی توانی حفظ ظاهر کنی و مثلا ادای خندیدن را دربیاوری . خودت را در آینه نمی شناسی . سی کیلو ظرف دوسه ماه کم کردی . مدام با پلیس مشکل داری فکر می کنند اعتیاد داری و طبعا آدم دنبال چاره می گردد و دنبال روانپزشک خوب و روانشناس خوب و....
گشتم نبود نگرد نیست ! الان با اطمینانی که البته از تجربه ناقص خودم حاصل شده و مقداری خودشیفتگی ذاتی هم همراه آن هست . می خواهم بگویم در زمینه درمان بیماری های روانی هم هیچ و اسکیزوفرنی پیشکش در درمان افسردگی هم بشر به هیچ جا ، دقیقا به هیچ جا نرسیده و اگر بخواهم دقیق باشم . بشر تا اطلاع ثانوی در درمان سهیل های افسرده که دیابت هم دارند و دری و داغون شده اند به هیچ جا نرسیده و من حالا نمی فهمم پس این همه دانشمندهای نر و ماده و چاق و لاغر در طی قرنها چه غلطی می کردند ؟ این نکته بدیهی است که روانشناس ها مراجعان بدی هستند و با علم به این نکته به همراه مقدار زیادی بدذاتی و خرده شیشه ای که دارم اضافه می کنم جلسات مشاوره ای که با روان شناس های مشهور معروف نابغه دانشمند و عضو هیئت علمی برگزار کردم به لعنت خدا نمی ارزید .تازه من نرخ های نجومی این جماعت را حساب نمی کنم . دوست داشتم به یکی از آنها بگویم پدرجان شما با جلسه ای ۲۵۰ تومن حتی معجزه هم بکنی مراجع با حس غبن و انزجار از کلینیک کوفتی تو بیرون می آید . این که میدان کاج هستی و خوش تیپی و منشی شما هم مثل مانکن ها است و همه زندگی همه شما برند است به درمان افسردگی من هیچ کمکی نمی کند . تازه کلی کفر من را درمیاورد . تنها نکته مثبت این است که گاهی افسردگی در شیمی پیچیده مغز انسان تبدیل به عصبانیت می شود و بیرون می ریزد . یادتان هست که حضرت فروید علیه السلام می فرمود افسردگی خشمی است که چون پیکان به جای مورد هدف قرار دادن دیگران رو به قلب خود انسان نشانه می رود ....
درد همان...
اندوه همان...
تیری برجگر نشسته تا سوفار....
احمدشاملو

Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 1040
تاریخ عضویت: یک شنبه 12 آبان 1392, 7:54 pm
سپاس‌های ارسالی: 5894 بار
سپاس‌های دریافتی: 3109 بار

Re: جز قلب سیه نشد حاصل و هنوز.....

پست توسط Hesam - 1994 » شنبه 28 اردیبهشت 1398, 12:15 am

سلام جناب soheil_jeep
من تا حالا فکر میکردم روانشناس ها از همه بیخیال تر هستن و زندگی رو بهتر از بقیه مردم میگذرونن


 
[لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید]

Captain II
Captain II
نمایه کاربر
پست: 588
تاریخ عضویت: جمعه 3 دی 1395, 5:17 pm
محل اقامت: تبریز
سپاس‌های ارسالی: 1430 بار
سپاس‌های دریافتی: 688 بار

Re: جز قلب سیه نشد حاصل و هنوز.....

پست توسط ho3ein2000 » شنبه 28 اردیبهشت 1398, 4:47 am

با سلام و سپاس از پیام دوست عزیزمون
بنده دوستان دیابتیک زیادی دارم که زندگی خیلی خوب و سالمی دارند و با بیماریشون کنار اومدن
شما باید در اولین فرصت ممکن ازدواج کنید خیلی کمک میکنه
مشخصه جزو اطبا پاکدست و دلسوزی هستید که وقت کافی در اختیار مراجع میگذارید و هزینه
متعارفی میگیرید این خودش یک نعمت هست
در حال حاظر دکتر ابراهیم میثاق یکی از حاذق ترین روانشناسان کشورمون هستند و بنده اردت
خاصی نسبت به ایشون دارم،اگر تونستید حتما تشریف ببرید تهران هستید گویا

آره حسا جان روانشاسا خیلی بندرت درد مراجعین رو درد خودشون بدونند و اصولا تمام مطالب
مراجعه کننده رو فقط تا وقتی در مطب هستند بخاطر دارند و  بعدش بکلی فراموش میکنند و
اگه اینجوری نباشه خودشون نیاز به مشاوره دارند
اصولا درد دل چیز خوبیه حتی با چاه

New Member
پست: 11
تاریخ عضویت: چهار شنبه 28 آذر 1397, 7:37 pm
سپاس‌های دریافتی: 9 بار

Re: جز قلب سیه نشد حاصل و هنوز.....

پست توسط soheil_jeep » سه شنبه 31 اردیبهشت 1398, 2:05 pm

ببخشید دیرجواب میدم ، ازدواج به عنوان درمان قطعا محکوم به شکست است و هیچ کمکی به حل مشکل نخواهد کرد . هر مشکلی هم باشد فرقی ندارد . مجرد بودن اصلا خوب نیست و هزار دردسر دارد . حتما تاهل بهتر است اگر ازدواج خوبی بکنید یا حداقل ازدواج معمولی داشته باشید وگرنه ازدواج بد دودمان انسان را به باد می دهد . مخصوصا که مزمن است . یعنی محور زمان امتداد طولانی دارد . یک سنگ در کفشم باشد تا سرکوچه مشکلی نیست ولی در ده کیلومتر اشکم را درمیاورد و کذا و کذا...
 

ارسال پست

بازگشت به “روانشناسي و روان پزشكي”