مشحون: چه چيزي براي بسكتبال؟
رييس فدراسيون بسكتبال در دل نگرانيهاي زيادي دارد اما، ترجيح ميدهد بيشتر به روزهاي خوب آينده فكر كند، از برنامهريزي حرف بزند و البته از همكارانش در فدراسيون بسكتبال.
او ميگويد: علاقه ندارم از كم و كاستيها بگويم چرا كه كمبود هميشه بوده و هست اما، مهم اين است كه چگونه بتوانيم با آن كنار بيايم و از كاستيها پلي براي پيشرفت بسازيم.
بدبياريهاي تيم ملي بسكتبال از ديدگاه محمود مشحون بدشانسي معنا نميدهد، چرا كه معتقد است ما پيش از اينها بايد فكر چنين روزهايي را ميكرديم.
تشكيل سازمان ليگ هم ظرف سالهاي آينده براي رييس فدراسيون بسكتبال جديتر ميشود چرا كه به اعتقاد او تحقق اين امر زمان ميخواهد كه البته در حال سپري شدن است.
آقاي مشحون دلايل بروز اتفاقات ناخوشايند از جمله مصدوميت بازيكنان پيش از اعزام به مسابقات جامملتهاي آسيا چيست؟
من هر اتفاقي كه ميافتد يك حكمتي را درونش ميبينم. ضمن اين كه بالاخره ورزش بسكتبال ورزش فيزيكي است و برخورد دائم در آن وجود دارد. البته چند فاكتور است كه اگر اينها را به هم وصل بكنيم ميتوانيم نتيجهگيري كنيم كه چرا اين اتفاقات افتاده است. ولي آنچه كه در اين مقطع لازم است، خوب فكر كردن و تاسف نخوردن است؛ اما، هر آنچه كه پيش آمده لازم بوده و به اعتقاد من براي آينده بسكتبال صددرصد اين يك حكمت است. بالاخره ما كجا بايد به نداشتههايمان برسيم؟ بايد اين اتفاقات بيافتد و موقعيتها فراهم شود تا بشود يك كار اصولي و ريشهاي را انجام داد. ما در اين برهه فهميديم كه به چه چيزهايي نياز داريم. اولين نياز ما در هر پست داشتن حداقل دو يا سه دسته پشتوانه است كه اگر دوباره چنين اتفاقي افتاد نگراني وجود نداشته باشد. اين يك هشدار بزرگ براي ورزش بسكتبال بود، هرچند در نهايت من هيچ چيز را نفي نميكنم. عدالت اين طور حكم كرده است كه آنچه كه واقعيت است ما هم عنوان كنيم و هم به نداشتههايمان توجه كنيم و براي بدست آوردن آن تلاش كنيم. البته نميتوانيم اسم اين اتفاقات را بدشانسي بگذاريم. بدشانسي از ديدگاه من هيچ معنايي ندارد. به خصوص در ورزش. نهايت اين شانس براي ما 5درصد است، همين و بس. درست است كه در قرعهكشي به بدترين گروه خورديم اما، اگر ميخواهيم قهرمان شويم، اگر ميخواهيم سهميه المپيك بگيريم بايد تمام تيمهاي خوب را ببريم. اگر آنها بهتر از ما هستند پس ما چه سهمي ميخواهيم. اگر ما ادعا داريم كه در تراز آنها هستيم پس بايد برويم و مبارزه كنيم و آن را ثابت كنيم. اگر بخواهيم اصولي، علمي و ريشهاي فكر كنيم نبايد اين موضوعات را بدشانسي قلمداد كنيم. چرا كه بايد پيشبيني چنين روزي را ميكرديم. براي پرورش قهرمان و براي جلوگيري از اتفاقهاي ناخواسته، راه اضطراري پشتوانه سازي است. ما وقتي پشتوانه داشته باشيم نگرش ديگري نسبت به ورزش پيدا خواهيم كرد. وقتي پشتوانه داشته باشيم توجهمان معطوف به يك نقطه نخواهد شد. وقتي پشتوانه داشته باشيم در تمام لحظات و در تمام اتفاقات ميتوانيم خوب تصميم بگيريم. ميتوانيم خوب جايگزين كنيم و البته خوب فكر كنيم.
به عنوان رييس فدراسيون بسكتبال چه تفاوتهايي را بين جام ملتهاي فوتبال آسيا با جام ملتهاي بسكتبال آسيا ميبينيد؟
من اگر بخواهم در رابطه با فوتبال جام ملتهاي آسيا صحبت كنم، ممكن است حمل بر تنگ نظري، حمل بر حسادت يا كوچكبيني شود. مردم ما همه چيز را خوب ميبينند، ولي مردماني كه بايد خوب تجزيه و تحليل كنند جايشان خالي است. آنچه كه در ورزش داريم اينها نيستند. آنچه در ورزش نداريم كم و كاستيهايي كه به آن اشاره ميشود، نيست. آن چيزي است كه بايد خيلي ريشهاي براي آن وقت گذاشته و تصميم گرفته شود و يك سيستم منسجم نه بر اساس اتفاقات بلكه براساس امكانات و موقعيتها برنامه ريزي كند تا آن چه كه به نام جوانان برومند ايران است در ميادين بينالمللي مفت و ارزان فنا نشود. همه و همه كساني كه اين بازيها را دنبال مي كردند به قدرت تيم ايران حسرت خوردند. بهترين تيمي كه همه ورزشيها به ياد دارند تيم ملي فوتبال بود كه به مسابقات اعزام شد. حالا چرا اينگونه شد، به مسائلي كه اول گفتم برميگردد. بسكتبال كجا و فوتبال كجا. اين دو اصلا قابل مقايسه نيستند. ما مثل بچههاي يتيم بايد گوشههاي يتيم خانه رشد كنيم اما، آنها بچههاي بزرگ جامعه هستند با تواناييهاي بالا. ما جرات داخل شدن به موقعيت آنها را نداريم. براي اين كه جايگاهي براي بسكتبال در كنار ورزشهاي ديگر قائل نيستند. گلهاي هم نداريم با هر چه كه هست ميسازيم. ولي غصه ميخوريم و در خودمان ميريزيم. تا به امروز هم مطابق با توانمان كار كردهايم، حالا مقايسه كنيد دو جام را و هزينههايي كه براي فوتبال شد. موقعيتهايي كه فوتبال داشت، امكاناتي كه آنها داشتند، همه چيز براي فوتبال و حالا چه چيزي براي بسكتبال؟
آقاي مشحون عملكرد «ترومن» و «اونيكا»، مربيان فعلي و پيشين تيم ملي بسكتبال را مقايسه ميكنيد؟
ترومن مرد بزرگي است. اونيكا هم مربي خيلي خوبي بود. همه مربياني كه به ايران آمدهاند براي بسكتبال مفيد بودهاند، نناد ترايكويچ، بوسنياك، اونيكا، ترومن كه بهترين آنها است. اما مهم قضيه اينجا است كه ما بايد خيلي خيلي ريشهايتر روي اين قضايا برنامهريزي داشته باشيم. متاسفانه مسائل ما غالبا مقطعي است، بر اساس نياز تصميم ميگيريم، براساس موقعيت حركت ميكنيم، براساس احتياج فوري هر آنچه را كه داريم بر روي دايره ميريزيم كه اينها براي انجام يك كار اصولي به هيچ وجه جايز نيست. ما بايد براي چند سال آينده برنامه داشته باشيم كه البته ارائه كردهايم. بايد براي برنامهريزيهايمان امكانات داشته باشيم. بايد ترومن و امثال ترومنها را در اختيار داشته باشيم و در كنارش مربيان خوب خودمان را كه عاشق حرفهشان هستند، قرار دهيم، گرچه در حال حاضر همه چيز در هم شده است و نميشود عاشقها را پيدا كرد، كسي كه همه چيزش را براي رشته مورد علاقهاش بگذارد. ورزش آدم عاشق ميخواهد، ورزش كساني را بايد در دلش پرورش بدهد كه عاشقان واقعي مملكت باشند. ورزش نخبگان دلسوز نياز دارد.
برنامههاي فدراسيون بسكتبال بعد از جام ملتهاي آسيا چيست؟
ما چه در ژاپن سهميه المپيك را كسب كنيم و چه اين اتفاق نيفتد، چه قهرمان شويم يا دوم و سوم برنامههايمان را تنظيم كردهايم. با همان رويه و با همان روش ادامه خواهيم داد. در حال حاضر پايگاههاي قهرماني را در هفده استان داير كردهايم. از اول تير ماه مربيانشان را هم به استخدام فدراسيون درآوردهايم. بازيكنانشان انتخاب شده و سالن در اختيار مربيانشان است و در حال انجام كارهاي ريشهاي و پايهاي هستند. بازيهاي ليگ دسته اول و سوپر ليگ را قرعهكشي كردهايم تا مسابقات به ترتيب با شانزده و ده باشگاه كه احتمال دوازده تيمي شدن آنها هم هست، برگزار شود. در اين راه سه فاكتور مد نظر ما است. اول اخلاق و فرهنگ ورزش، دوم داشتن يك تيم فني با توان بالا و سوم شرايط مناسب مالي است. اگر تيمي باشد كه فاكتور اول و دوم را داشته باشد و در بخش سوم ضعيف باشد فدراسيون بسكتبال كمك خواهد كرد تا اين تيم توان حضور در مسابقات را داشته باشد. چرا كه به اعتقاد من ما نياز مالي نداريم، ما نياز فني داريم. نيازهاي ورزشي داريم. نياز به پيدايش جوانان خوب در سطح كشور داريم و اين بازيها نمايانگر همه داشتههاي استانهاي كشور است. تيم ملي ب تشكيل شده و بسيار خوب و منظم زير نظر آقايان صادقزاده و شاه علي كار ميكند. اين كار تيم ملي را به نحو مطلوب حمايت خواهد كرد تا يك تيم پرتوان پشت تيم ملي داشته باشيم و بازيكنان آن بتوانند بلافاصله بعد از هر مصدوميتي جايگزين شوند. به عنوان مثال اگر ما در حال حاضر در پست يك به جاي پنج نفر پانزده نفر داشتيم، هيچ غصهاي نميخورديم، مثل مهرههاي شطرنج از مهرهاي به جاي مهره ديگر استفاده ميكرديم اما، به هر حال ديري نميگذرد كه بسكتبال با همين روش در آينده داراي چندين و چند بازيكن در هر پست خواهد بود.
به عنوان رييس فدراسيون بسكبال سختترين بازي ايران در جام ملتها را كدام بازي ميدانيد؟
به اعتقاد من سختترين بازي در مقابل تيم فيليپين بود. فيليپين تيمي منسجم در برابر ما بود كه با سابقه دو يا سه بار قهرماني جامملتها و همينطور استخدام چهار بازيكن آمريكايي شرايط متفاوتي نسبت به ساير حريفان داشت. ولي ما با همين دست خالي و با همين تواناييها مقابل آنها قدعلم كرديم. ما در بازي اول در برابر اين تيم به هيچ وجه از پيش مساوي يا بازنده نبوديم. خيلي منسجم و با قدرت و مسلط به جنگشان رفتيم و هيچ دليلي هم وجود نداشت كه نتوانيم مغلوبشان كنيم. البته اردن با توجه به بازيكنان خارجي كه جذب كرده شرايط خوبي دارد. ژاپن هم شنيدهام يك بازيكن NBA را استخدام كرده و در مجموع تمام تيمها فراتر از آنچه كه هستند عمل كرده اند و البته متوسل شدهاند به بيگانهها.
آرزويتان براي بسكتبال ايران چيست؟
فدراسيون بسكتبال ايران يك جايگاه واقعي در ورزش داشته باشد. داراي امكانات اداري، ورزشي و سالن مجهز كه اكثر نيازهاي جوانان مملكت است. چون تا آنها نباشد خواستن خواستههاي ديگر عبث و بيهوده است. مرحله دوم سلامتي بچههاي قهرمان خوبمان.
همهچيز براي فوتبال !!!!!!
مدیر انجمن: شوراي نظارت

-
- پست: 451
- تاریخ عضویت: چهارشنبه ۸ شهریور ۱۳۸۵, ۶:۵۱ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 52 بار
- سپاسهای دریافتی: 22 بار

-
- پست: 5149
- تاریخ عضویت: شنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۸۵, ۲:۳۰ ب.ظ
- محل اقامت: گشتم نبود نگرد نیست.
- سپاسهای ارسالی: 6 بار
- سپاسهای دریافتی: 131 بار
- تماس:
AB@N,
حرف جالبي زديد.
ما فقط اگر بيام نصف اين 20ميليارد رو خرج ورزش ها مادر بکنيم سالانه چه قدر مي تونيم ورز شکار از رشته هاي مختلف اين ور اون ور بفرستيم تا مدال بگيرند.
ما ميام يه مشت خرج فوتبال مي کنيم آخرشم ميشه اين.
بعدش اگر ما فقط بيام حرف پامبر رو اجرا کنيم تير اندازه شنا و سوارکاري ياد بگيريم فقط ببينيد توي اين 3ورزش چند تا زير مجموعه هست که ايران مي تونه توشون مدال بگيره.
ولي حيف که همه شده فوتبال.
حرف جالبي زديد.
ما فقط اگر بيام نصف اين 20ميليارد رو خرج ورزش ها مادر بکنيم سالانه چه قدر مي تونيم ورز شکار از رشته هاي مختلف اين ور اون ور بفرستيم تا مدال بگيرند.
ما ميام يه مشت خرج فوتبال مي کنيم آخرشم ميشه اين.
بعدش اگر ما فقط بيام حرف پامبر رو اجرا کنيم تير اندازه شنا و سوارکاري ياد بگيريم فقط ببينيد توي اين 3ورزش چند تا زير مجموعه هست که ايران مي تونه توشون مدال بگيره.
ولي حيف که همه شده فوتبال.