به خصوص جناب ARMIN
که من تازه الان پستهاي صفحه قبلشونو خوندم و از اين قسمتش خيلي خوشم اومد :
اول برو خودتو بسنج ببين در سطح اون هستي يا نه يعني اصلا به درد هم مي خوريد يا نه يعد موضوع رو با مادر يا هر فرد قابل اعتماد در خانواده مطرح كن. در ضمن دليل نداره همين الان كه مساله را مطرح كردي فردا با هم بريد زير يه سقف و تو بايد سر كار بري. ببين صحبت كردن خانواده با يكديگر و آشنايي شما كافي است. خيلي ها هستن كه در دوران دبيرستان با هم آشنا مي شن (البته زير نظر خانواده بحث دوست دختر رو جدا كن) يعد از اين كه ليسانس گرفتن با هم ازدواج مي كنند. تو بايد ليسانس بگيري، سر كار بري،سربازي بري و ... هيچ كس نمي گه تو الان ازدواج كن. تو مي توني قضيه رو مطرح كني بعد تا موقعي كه مي خواي ازدواج كني با هم در ارتباط باشيد حالا هم تلفني مي شه، هم مي تونيد با هم بيرون بريد. خلاصه از حال هم با خبر باشيد تا زمان مناسب براي ازدواج پيش بيايد.
ولي اول بشين فكراتو بكن ، قصدت چيه؟ پيدا كردن يه gf يا ازدواج ؟
آخه آقا renger حالا که تصميم شما ازدواجه ( که من تازه فهميدم )
خوب با اين نيت
خيلي ساده و منطقي ميشه جلو رفت و به قول توصيف هاي صريح جناب ARMIN در اين زمينه که مشخصه
گويا ( تجربه هاي همچين خوبي هم ) در اين زمينه داشتن که از همين حالا نتيجه را هم تا حدودي براتون شفاف سازي کردن
ديگه حالا شروعش شايد يه ريزه سخت باشه ولي در ادامش به نظرم تمام سوالاتي هم که الان ( که دست رو دست گذاشتيد ) در طي راهتون خودشون خود به خود حل ميشه و پاسخ داده میشه
و از همه مهمتر حداقلش اينه که شما رو از اين بلا تکليفي در مياره
پس يخورده دو دو تا چارتا کنيد مزيت هاش بر معايبش بيشتر مي شه
وبه شروعش مي يرزه







