موساد و مجاهدين خلق

در اين بخش ميتوانيد درباره موضوعاتي كه در انجمن براي آنها بخشي وجود ندارد به بحث و گفتگو بپردازيد

مدیران انجمن: رونین, Shahbaz, MASTER, MOHAMMAD_ASEMOONI, شوراي نظارت

ارسال پست
Captain II
Captain II
پست: 577
تاریخ عضویت: جمعه ۱۵ دی ۱۳۸۵, ۷:۲۴ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 502 بار
سپاس‌های دریافتی: 231 بار

موساد و مجاهدين خلق

پست توسط hedayat.m »

يكي از ويژگي‌هاي جالب توجه دنياي پيچيده و مخفي مجاهدين خلق، رابطه سازمان با تعدادي از سرويس‌هاي اطلاعاتي قدرتمند مي‌باشد كه‌ جالب‌ترين، حساس‌ترين و در نهايت، مفتضحانه‌ترين آنها رابطه مجاهدين با جامعه اطلاعاتي اسراييل ـ به ويژه موساد ـ مي‌باشد.

اطلاعاتي كه در اينجا ارايه مي‌شود براي اولين بار فاش مي‌شوند. هدف، برآشفتن جامعه اطلاعاتي اسراييل نيست، بلكه اشاره به موضوعي است كه مفاهيم ضمني زيادي براي خط مشي امنيتي اسراييل و ايران دارد.

سوابق

درباره مجاهدين پيش از اين نيز اتهاماتي مبني بر رابطه با اسراييلي‌ها ذكر شده است. يكي از قوي‌ترين اقدامات بر ضد اين اتهام، اتحاد استراتژيك مجاهدين با رژيم سابق بعثي عراق بود. منتقدين مي‌گفتند كه مطمئنا مجاهدين نمي‌توانند در يك زمان هم با رژيم صدام حسين و هم با سرويس اطلاعاتي اسراييل در ارتباط باشند. مشكل چنين استدلالي اين است كه بر مبناي اين پيش فرض طرح شده كه عراقي‌ها بر فعاليت‌هاي جهاني مجاهدين كنترل كامل داشتند. اما موضوع اين نيست. اگرچه فعاليت‌هاي مجاهدين در عراق و مناطق مرزي بايد با بررسي و اجازه كامل از سوي عراقي‌ها صورت مي‌گرفت، فعاليت‌هاي سازمان در بيرون از عراق به طور وسيعي خارج از كنترل رژيم بعثي بودند. اين طور نيست كه بگوييم مجاهدين از جانب رژيم بعثي در پايتخت‌هاي اروپايي، استراليا و آمريكاي شمالي، جاسوسي و فعاليت نكرده است. اين فعاليت‌ها صورت مي‌گرفتند اما مجاهدين، يا خودشان متقبل اين كار مي‌شدند يا در آنها با مأموران عراقي همكاري مي‌كردند. هيچ اجبار و تحميلي در جريان كار وجود نداشت. مشكل ديگر استدلال فوق اين است كه تصور كرده كه خود رژيم سابق عراق ارتباطات پنهاني با اسراييل نداشته است. رژيم سابق عراق ادبيات خصمانه‌اي را بر ضد اسراييل به كار مي‌برد اما شركت فعال آن در اقدامات ضد اسراييلي، از حد پشتيباني از سازمان‌هاي منسوخ ملي‌گراي عرب و كمك مالي به خانواده بمب‌گذاران انتحاري فلسطيني فراتر نمي‌رفت.[1]به علاوه لازم به ذكر است كه مجاهدين در اداره امور خارجي خود آشكارا فاقد اصول مي‌باشد. يك نمونه بارز اين امر، برخورد سازمان با جنگ اخير عراق است. مجاهدين از جايگزيني رژيم صدام حسين با ارتش آمريكا به عنوان ارباب‌شان در عراق هيچ ناراضي نيستند. بنابر اين، نظريه به اصطلاح ضد امپرياليست جهاني مجاهدين، مانعي براي همكاري با آژانس‌هاي اسراييلي نيست.

استخدام

اسراييلي‌ها اولين بار در اوايل دهه 80 به مجاهدين علاقه‌مند شدند. اسراييل دخالت جمهوري اسلامي در لبنان، كه به ظهور حزب‌الله لبنان و جنبش مقاومت اسلامي بزرگ‌تري در آن كشور انجاميد را به عنوان يك كابوس امنيتي در نظر مي‌گرفت. اسراييلي‌ها تمايل زيادي داشتند كه اهرم امنيتي معتبري عليه ايران داشته باشند. سرويس‌هاي جاسوسي اسراييل در همان زمان با بقاياي سلطنت‌طلبان و مأموران سابق ساواك در ارتباط بودند، اگرچه كارآيي اين عناصر در حد بالا درجه‌بندي نمي‌شد.اولين تماس فيزيكي بين مجاهدين و افسران اطلاعاتي اسراييل در دسامبر 1988 صورت گرفت. نكته اصلي ملاقات، تهديد موثق اسراييل براي بمباران تأسيسات هسته‌اي عراق بود. اسراييلي‌ها قبلا هم تهديدات مشابهي داشتند و در ژوئن 1981 آن را عملي كرده بودند. بنابراين عراقي‌ها تهديدات اخير را جدي گرفته بودند. سرويس‌هاي اطلاعاتي عراق از مجاهدين به طور مؤثري به عنوان نقطه تماس با اسراييلي‌ها استفاده كردند.مكان ملاقات در يك مكان روستايي در Kilvrough، واقع در شبه جزيره گاور(Gower) در جنوب ولز(Wales) بود. نماينده مجاهدين، يك تيم چهار نفره از شعبه امنيت سازمان بود. آنها مستقيما به ابراهيم ذاكري ـ رييس سابق اطلاعات مجاهدين ـ گزارش مي‌دادند. ميانجي‌ها به تيم مجاهدين گفته بودند كه آنها قرار است مسؤولان طبقه متوسط از وزارت خارجه اسراييل را ملاقات كنند اما آنها احتمال مي‌دادند كه اين پوششي است براي موساد.

در واقع تيم اسراييلي از شابك(SHABAK) يا شين‌بت ـ سازمان امنيت داخلي و ضداطلاعات اسراييل ـ بود. اينها تنها كساني بودند كه دستگاه اطلاعاتي اسراييل مي‌توانست براي چنين عملياتي در بريتانيا، در آن زمان اعزام كند[2]. با وجود اين بايد توجه شود كه اين عمليات در نهايت توسط «موساد» كنترل مي‌شد. تداركات ملاقات با هماهنگي ديويد كيمچه(David Kimche) كه در آن زمان يك مقام ارشد در وزارت خارجه اسراييل بود، صورت گرفت. كيمچه قبلا معاونت «موساد» را بر عهده داشت و اين احتمال وجود دارد كه جايگاه و نقش وزارت خارجه‌اي وي در اواسط تا اواخر دهه 80، پوششي بوده براي كار واقعي‌اش. جالب است توجه داشته باشيد كه كيمچه در برنامه‌اي كه بعدها به «ايران‌گيت» معروف شد، نقش داشته است. اين كيمچه بود كه ياكوف نيمرودي، يك يهودي ايراني ـ اسراييلي را براي برقراري كانال‌هاي ارتباطي با ايرانيان به كار گرفت.[3]ملاقات در دسامبر 1988 حول تهديد موجود عليه تأسيسات هسته‌اي عراق مي‌گشت. هيچ مدركي وجود ندارد كه در آن ملاقات مجاهدين و اسراييلي‌ها تصميم گرفته‌اند كه روابطي را آغاز كنند. با وجود اين، ملاقات بايد موفقيت‌آميز بوده باشد چرا كه اسراييلي‌ها هرگز تهديد خودشان را مبني بر بمباران تأسيسات هسته‌اي عراق عملي نكردند.مجاهدين و اسراييلي‌ها تا هفت سال بعد هيچ ملاقاتي نداشتند. چندين عامل، اسراييلي‌ها را از پاسخ دادن به درخواست‌هاي مجاهدين منع مي‌كرد. در اين ميان اصلي ترين عامل، ارزيابي غلط مبني بر سقوط زودهنگام رژيم عراق در جنگ خليج فارس در سال 1991 بود. اسراييلي‌ها تخيمن زده بودند كه در آن صورت مجاهدين به دست فاتحان شيعه و كرد انتقام‌جو نابود خواهد شد. البته ارزيابي اسراييلي‌ها، ارتجاع رژيم بعث را ناديده گرفته بود. در سال 1996، اسراييلي‌ها تغيير موضع دادند و به اين نتيجه رسيدند كه سرمايه‌گذاري بر روي مجاهدين، در نهايت به نتيجه بدي منتهي نخواهد شد.

دومين ملاقات در ماه مي سال 1996 در يك خانه امن مجاهدين در حومه منچستر صورت گرفت. اين خانه امن توسط اكرم دامغانيان كه در آن زمان با شاخه امنيتي سازمان مرتبط بود، كنترل مي‌شد. رييس امنيت سازمان مجاهدين، ابراهيم ذاكري در اوايل ماه مي 1996 ظاهرا براي بررسي تيم امنيتي خودش در منچستر بود.اما واقعيت سفر غيرمعمول ذاكري به آن منطقه از انگلستان، ملاقات با هيأت اطلاعاتي اسراييل بود. اين بار صريحا به مجاهدين گفته شده بود كه با موساد ملاقات خواهند كرد. مجددا تيم اسراييل از 4 مرد تشكيل شده بود. اين بار برنامه‌ريز شابتاي شاويت(Shabtai Shavit) مدير سابق شين‌بت كه بعدها توسط موساد نيز براي همكاري انتخاب شد، بود. جالب است كه سرويس اطلاعاتي اسراييل هنوز از شاويت سالخورده، در فريب‌هاي خبري خود عليه ايران استفاده مي‌كند. اخيرا يك پايگاه وب كه با سرويس اطلاعاتي اسراييل مرتبط است از اخطار شاويت درباره تبادل اسراء بين اسراييل و حزب‌الله لبنان در يك برنامه تلويزيوني ستايش كرد.[4]بناي ارتباط اطلاعاتي موساد و مجاهدين در آن ملاقات شوم پايه‌ريزي شد. اين ارتباط تا امروز ادامه يافته و به طور وسيعي حول استفاده اسراييل از مجاهدين، به عنوان منابع اخبار فريب مي‌چرخد. يك ويژگي جالب توجه سيستم اطلاعاتي اسراييل اين است كه اگرچه در كار اطلاعاتي متعارف، يكي از بهترين‌ها است اما در جنگ رواني و فريب خبري، فوق‌العاده درهم و برهم مي‌باشد.تمايل اسراييل به اغراق و جعل شبه اطلاعات، باعث بي‌اعتبار شدن منابع فريب خبري سنتي‌اش شده است. بنابراين تكيه بر مجاهدين به عنوان سكوي پخش اخبار فريب در ايران، اسراييلي‌ها را از اتكاء بر آن منابع خبري سنتي راحت مي‌كند. بزرگ‌ترين ضربه فريب خبري مجاهدين- موساد، به اصطلاح افشاي رأكتورهاي نطنز و اراك در تابستان 2002 بود. اين اخبار فريب توسط يك واحد جنگ رواني موساد به يك تيم امنيتي مجاهدين در اروپا منتقل شده بود. يكي از ابزاري كه اسراييلي‌ها براي انتقال اين نوع اطلاعات به افرادشان در مجاهدين استفاده مي‌كنند، از طريق الحاق محتاطانه داده‌هاي رمز شده به رايانه‌هاي قابل حمل و ديگر رايانه‌ها است. نوع كاركرد انواع فرامدرن اين ناقل‌هاي بي روح بسيار پيچيده هستند. مجاهدين براي حمل رايانه‌ها در اروپا و آمريكا سفر مي‌كنند. اطلاعات در زمان مناسبي وارد رايانه‌ها مي‌شود. پيك‌ها اغلب از اهميت ضميمه‌ها آگاه نيستند، مگر اينكه از شعبه امنيتي سازمان بوده و درباره وظيفه‌شان توجيه شده باشند. البته اسراييلي‌ها در خصوص اطلاعات طبقه‌بندي شده درباره ايران، به مجاهدين اتكاء نمي‌كنند. دليل آن هم ساده است؛ ارايه اين نوع از اطلاعات در توان مجاهدين نيست. همچنين مداركي مبني بر اينكه اسراييلي‌ها پول به مجاهدين داده باشند وجود ندارد.از ديد مجاهدين اين رابطه، ‌از آنجا كه موقعيت آنها را در ميان آژانس‌هاي اطلاعاتي غربي بالا مي‌برد، مهم است. موساد قويا از جانب مجاهدين تبلغاتي را انجام داده است. مهم‌ترين نمونه آن فشار كنوني بر پنتاگون براي نگه داشتن مجاهدين در زمين‌هاي باير دياله در عراق مي‌باشد.

نتيجه

مهم‌ترين نكته كه بايد درباره ارتباط اطلاعاتي مجاهدين با موساد گفت اين است كه اين رابطه، در بهترين وجه، يك همكاري تاكتيكي است. بين اسراييل و فرقه‌اي نامتعارف كه ايدئولوژي‌اش ملغمه‌اي دروغين از ماركسيسم و مذهب شيعه مي‌باشد هيچ وابستگي ايدئولوژيك يا اهداف درازمدت نمي‌تواند وجود داشته باشد.شواهد زيادي در تاريخ اطلاعات وجود دارند مبني بر اين كه ارتباطات به وجود آمده بر اساس ملاحظات تاكتيكي، نه تنها دوامي ندارند بلكه احتمال سودبخشي عملي نيز ندارند.يكي ديگر از ويژگي‌هاي اين ارتباط اطلاعاتي اين است كه در نهايت، با اطلاعات پيچيده بازي بزرگ بين ايران و اسراييل گره خواهد خورد. اسراييل به نوعي اهرم عليه ايران احتياج دارد زيرا جمهوري اسلامي باني اصلي مقاومت اسلامي در لبنان، كه بزرگ‌ترين تهديد امنيتي اسراييل به شمار مي‌رود، مي‌باشد.با در نظر گرفتن متغيرهاي استراتژيك پيچيده در بازي، اينكه نبينيم رابطه بين موساد و مجاهدين با شرمندگي شديد موساد و فاجعه‌اي براي مجاهدين تمام خواهد شد كمي دشوار است.

پي‌نوشت:

1. مثلا عراقي‌ها از سازمان ابونزال، سازماني كه از دهه 1980 به بعد خيلي بي‌ربط شد، پشتيباني مي‌كردند.

2. مأموران شابك ظاهرا در آن زمان براي بررسي يك شكاف امنيتي در سفارت اسراييل در لندن بودند.

3. آر. پين ـ موساد ؛ مخفي ترين سرويس اسراييل ـ لندن 1993 ـ ص : 151

4. دبكا فايلDEBKAfile 27 ژانويه 2004

[External Link Removed for Guests]
ارسال پست

بازگشت به “ساير گفتگوها”