یک شرکت برای استخدام کارمند تصمیم می گیره یه سئوال طرح کنه که هر کسی بهترین پاسخ رو داد برای کار در شرکت استخدام بشه میدونید سئوال چی بود ؟
سئوال : فکر کنید تو یک شب بارونی سرد دارید با ماشین میرید خونه وسط راه میرسید به یک ایستگاه اتوبوس که سه نفر اونجا منتظر اتوبوسن ،
یک پیرزن بیمار ، یکی از بهترین دوستان قدیمیتون و دختری که سالهاست آرزوی رسیدن بهش رو داشتید و یکدفعه اینجا می بینیدش .
نکته اینجاست که شما فقط اجازه دارید یک نفر رو سوار ماشینتون کنید !
می دونید برنده مسابقه چه جوابی داده بود ؟؟؟
کی می تونه جواب بده ... ( تست هوش )
مدیران انجمن: رونین, Shahbaz, MASTER, MOHAMMAD_ASEMOONI, شوراي نظارت

-
- پست: 530
- تاریخ عضویت: یکشنبه ۲۴ تیر ۱۳۸۶, ۳:۰۶ ق.ظ
- محل اقامت: اصفهان
- سپاسهای ارسالی: 36 بار
- سپاسهای دریافتی: 140 بار
- تماس:

- پست: 111
- تاریخ عضویت: یکشنبه ۱۸ فروردین ۱۳۸۷, ۹:۲۳ ب.ظ
- محل اقامت: خانه
- سپاسهای ارسالی: 22 بار
- سپاسهای دریافتی: 98 بار
خوب معلومه دیگه
ماشینو میدی به دوستت میگی پیره زنه رو ببره به بیمارستان خودت هم با معشوقت میشینی زیر بارون گپ میزنی خیلی حال میده
ماشینو میدی به دوستت میگی پیره زنه رو ببره به بیمارستان خودت هم با معشوقت میشینی زیر بارون گپ میزنی خیلی حال میده
تو حرفت را بزن …چکار داري که باران نمي بارد
اينجا سالهاست که ديگر به قصه هاي هم گوش نمي دهند
دست خودشان نيست
به شرط چاقو به دنيا آمده اند
و تا پيراهنت را سياه نبينند…
باور نمي کنند چيزي از دست داده باشي
اينجا سالهاست که ديگر به قصه هاي هم گوش نمي دهند
دست خودشان نيست
به شرط چاقو به دنيا آمده اند
و تا پيراهنت را سياه نبينند…
باور نمي کنند چيزي از دست داده باشي

-
- پست: 530
- تاریخ عضویت: یکشنبه ۲۴ تیر ۱۳۸۶, ۳:۰۶ ق.ظ
- محل اقامت: اصفهان
- سپاسهای ارسالی: 36 بار
- سپاسهای دریافتی: 140 بار
- تماس:

-
- پست: 530
- تاریخ عضویت: یکشنبه ۲۴ تیر ۱۳۸۶, ۳:۰۶ ق.ظ
- محل اقامت: اصفهان
- سپاسهای ارسالی: 36 بار
- سپاسهای دریافتی: 140 بار
- تماس:

- پست: 1334
- تاریخ عضویت: چهارشنبه ۲۳ مرداد ۱۳۸۷, ۱:۰۸ ق.ظ
- سپاسهای ارسالی: 80 بار
- سپاسهای دریافتی: 238 بار

- پست: 69
- تاریخ عضویت: یکشنبه ۳۰ دی ۱۳۸۶, ۱۰:۵۵ ق.ظ
- سپاسهای ارسالی: 30 بار
- سپاسهای دریافتی: 104 بار
همون جا واي ميستم تا اتوبوس بيادوتا وقتي اتوبوس بيايديکي يکي اونها رو سوار مي کنم و وقتي اتوبوس امد با دختري که سالهاست ارزوي رسيدن بهش رو دارم مي رم
(البته بايد به اين نکته توجه کرد که يا من ازدواج نکرده باشم که البته غير ممکن به نظر مي ايد ومجبور مي شم که دوباره تجديد فراش کنم
ويا دختر ازدواج کرده با شه که ديگه بايد با اتوبوس بره)
يک امکان ديگر هم هست من از ماشين پياده بشم وماشين رو بدم به دوستم وبا پير زن برن ومن وهمسر اينده با گرماي عشق تا خونه پياده بريم
(البته بايد به اين نکته توجه کرد که يا من ازدواج نکرده باشم که البته غير ممکن به نظر مي ايد ومجبور مي شم که دوباره تجديد فراش کنم
ويا دختر ازدواج کرده با شه که ديگه بايد با اتوبوس بره)
يک امکان ديگر هم هست من از ماشين پياده بشم وماشين رو بدم به دوستم وبا پير زن برن ومن وهمسر اينده با گرماي عشق تا خونه پياده بريم


-
- پست: 530
- تاریخ عضویت: یکشنبه ۲۴ تیر ۱۳۸۶, ۳:۰۶ ق.ظ
- محل اقامت: اصفهان
- سپاسهای ارسالی: 36 بار
- سپاسهای دریافتی: 140 بار
- تماس:

-
- پست: 530
- تاریخ عضویت: یکشنبه ۲۴ تیر ۱۳۸۶, ۳:۰۶ ق.ظ
- محل اقامت: اصفهان
- سپاسهای ارسالی: 36 بار
- سپاسهای دریافتی: 140 بار
- تماس:
