
**(( پرتاب لنگه کفش به بوش ))**
مدیران انجمن: رونین, Shahbaz, MASTER, MOHAMMAD_ASEMOONI, شوراي نظارت

- پست: 3309
- تاریخ عضویت: شنبه ۱۰ آذر ۱۳۸۶, ۵:۵۹ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 3096 بار
- سپاسهای دریافتی: 11996 بار
خبرنگار عراقی که روز دوشنبه کفشهای خود را به سوی جورج بوش پرتاب کرده بود، از این کار خود عذرخواهی کرده است.
به گزارش دفتر نوری المالکی نخستوزیر عراق، خبرنگار نامبرده طی نامهای به نوری المالکی از این کار خود پوزش خواسته است.
منتظر الزیدی خبرنگار شبکه تلویزیونی البغدادیه در جریان کنفرانس مطبوعاتی مشترک رییسجمهور آمریکا و نخستوزیر عراق، کفشهای خود را به سمت جورج بوش پرتاب کرد. وی علت این کار را «اعتراض به کشته شدن هزاران عراقی بعد از حمله نیروهای خارجی به رهبری آمریکا به عراق» عنوان کرد.
به گفته یاسین مجید، یکی از مسؤولان خبری دولت عراق، منتظر الزیدی در نامهای که با دست نوشته از نخستوزیر تقاضای عفو کرده است.
وی افزود: «زیدی در نامه یادآور شده که او در سال ۲۰۰۵ با المالکی مصاحبه کرده و المالکی به او گفته بود هر زمان دوست داشتی برای مصاحبه بیایی، خوش آمدی.» این مسئول، خبری در مورد جزئیات و محتوای این عذرخواهی اطلاعات دیگری نداده است.
منتظر الزیدی در صورت محکومیت، با پنج تا ۱۵ سال مجازات زندان روبهرو خواهد شد.
زمانه
به گزارش دفتر نوری المالکی نخستوزیر عراق، خبرنگار نامبرده طی نامهای به نوری المالکی از این کار خود پوزش خواسته است.
منتظر الزیدی خبرنگار شبکه تلویزیونی البغدادیه در جریان کنفرانس مطبوعاتی مشترک رییسجمهور آمریکا و نخستوزیر عراق، کفشهای خود را به سمت جورج بوش پرتاب کرد. وی علت این کار را «اعتراض به کشته شدن هزاران عراقی بعد از حمله نیروهای خارجی به رهبری آمریکا به عراق» عنوان کرد.
به گفته یاسین مجید، یکی از مسؤولان خبری دولت عراق، منتظر الزیدی در نامهای که با دست نوشته از نخستوزیر تقاضای عفو کرده است.
وی افزود: «زیدی در نامه یادآور شده که او در سال ۲۰۰۵ با المالکی مصاحبه کرده و المالکی به او گفته بود هر زمان دوست داشتی برای مصاحبه بیایی، خوش آمدی.» این مسئول، خبری در مورد جزئیات و محتوای این عذرخواهی اطلاعات دیگری نداده است.
منتظر الزیدی در صورت محکومیت، با پنج تا ۱۵ سال مجازات زندان روبهرو خواهد شد.
زمانه
بی

- پست: 3309
- تاریخ عضویت: شنبه ۱۰ آذر ۱۳۸۶, ۵:۵۹ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 3096 بار
- سپاسهای دریافتی: 11996 بار
از منظر فرهنگ اعراب؛ می گویند در فرهنگ عراقی ها و عربها وقتی میخواهند کسی را تحقیر کنند، کفش خود را به سوی او پرتاب می کنند! این موضوع چقدر صحت دارد؟ چقدر رواج دارد؟ مربوط به چه زمانی است؟ آیا عرب امروزی به آن صحه می گذارد؟ این فرهنگ علماء و اندیشمندان است یا کوچه و بازار؟ فرهنگ فرهیختگان است یا فرهنگ عوام الناس؟ آیا اعراب به این نوع اعتراض افتخار می کنند یا نه؟ باید از فرهنگ سازان جهان عرب سئوال کرد، از شعرا، از نویسندگان، از دانشمندان و علماء باید پرسید که آیا مرسوم است که در کلاس درس دانشگاه نیز هنگام اعتراض کفشی به سوی مخاطب پرتاب کنند یا خیر؟ به هر حال اگر این رسم عرب است باید توصیه کنیم که کفشی سهل الوصول به پا کنند( همان نعال یا نعلین مناسب است)، کم بها باشد که اگر بازیافت نشد زیان مادی کم باشد! سبک باشد تا خسارت جانی و مالی کمتری وارد آید ضمن این که آداب عربی اعتراض تمام و کمال ادا شده باشد!
اما از دیدگاه اسلام؛ در سنت نبوی و سیره علوی علیهما السلام کفش پرانی نقل نشده است، حتی پاسخ نابخردانی را که خاکستر و شکمبه گوسفند بر سر پیامبر (ص) می ریختند، با منطق و استدلال و قول لین می دادند، هرگز مقابله به مثل نکردند، هرگز فحاشی روا نداشتند، و مومنین را از فحاشی - حتی به بت های آنان - برحذر میداشتند. نمی دانم چگونه است که یک فقیه و امام جمعه چون آقای جنتی از فحش و ناسزا و کفش پرانی به بت دشمنان ما ذوق زده می شود، ما برای اثبات حقانیت خود 1400 سال ناسزا و ملامت ملامتگران را به جان خریدیم و نگذاشتیم جز کلام حق و منطق از ما صادر شود، ایکاش آن مجاهد عراقی بجای ناسزا و کفش، فریاد بر می آورد و چون جعفر طیار از ظلم و ستم متجاوزان سخن می گفت، ایکاش فریاد میزد که:" ای جانی به خانه ات برو" این فریاد به حق مظلومان و ستمدیدگان بود و تصویری درست از اسلام آزادی خواه و ظلم ستیز بود، اما تصویر ناسزا و کفش پرانی دون شان ماست، و لایق گاو چرانانی است که دنیا را به همین روشها تحت سلطه دارند!
از زاویه دموکراسی؛ باید گفت، اگر دمکراسی مورد ادعای آمریکا در عراق جاری بود، فضای گفتمان دموکراتیک نیازی به کفش پرانی نداشت، جوان عراقی وقتی می بیند علی رغم میل باطنی، به دلیل حضور ارتش اشغالگر، مسئولین عراقی ناچار از امضای توافق نامه اند، او نیز بر خلاف میل خود از کنترل خارج و این گونه اعتراض می کند، پس بر او حرجی نیست، باید بپذیریم در فقدان آزادی و دموکراسی، مردم از تعادل روحی و روانی خارج و این گونه حوادث اجتناب نا پذیر است.
از مشی دیپلماسی؛ این رفتارها خلاف دیپلماسی است و مسئولین هر کشو ری از آن حمایت کنند، باید در آینده نزدیک منتظر پاسخ باشند، در عرف دیپلماتیک ترازی وجود دارد و مانده همیشه صفر است، فلذا این حرکات مردمی هرگز توسط مسئولین تایید نمی شود و حتی برای پیشگیری از عمل متقابل نفی می شود، همان کاری که نوری المالکی کرد، متاسفانه مسئولین سیاسی ما کاسه از آش داغ تر شده و از هول حلیم در دیگ افتادند! غافل از این که این کفش به زودی به سوی ما بر می گردد، و آن روز نمی توانیم آن را یک حرکت غیر انسانی، غیر دموکراتیک، غیر منطقی و غیر عقلایی بخوانیم، نمی توانیم پرتاب کنندگان کفش را غیر متمدن و نا جوانمرد خطاب کنیم! چون این شیوه را تقدیس کرده ایم، آن را نمادی از بهترین نوع اعتراض دانسته ایم! به همه توصیه کرده ایم با لنگه کفش به تظاهرات بیایند! پس قاعده بازی را پذیرفته ایم، نباید ناراحت شویم که در یک کنفرانس رسمی به سوی شخص اول کشورمان کفش پرتاب شود! البته از این تاریخ به بعد تمامی کنفرانس ها را در ایران برگزار می کنیم و سالن را فرش کرده و یک کفشداری هم در محل درب ورودی ایجاد می کنیم تا از خطر انتفاضه کفش - که خود به وجود آورده ایم - در امان باشیم!
از نگاه خبرنگاران و روزنامه نگاران؛ تا کنون سلطه گران از قلم ما می هراسیدند، و نگران بودند اگر ما را به محفلی راه ندهند متهم به استبداد و دشمنی با دموکراسی شوند، ما نیز به دنبال بهانه بودیم تا جایی قلم ما را بشکنند، یا دری را ببندند، یا ما را در حصر کنند تابر طبل رسوایی استکبار بکوبیم، اما امروز ما را به اتهام کفش پرانی راه نمی دهند، و عذرشان موجه است، از امروز هر گونه که بخواهند بر ما سخت می گیرند، ممکن است کفش و کمر بندمان را نیز بگیرند یا حتی احتیاطاً از ترس پرتاب، قلم، دوربین و ضبط ما را توقیف کنند، اساساً استکبار به دنبال بهانه برای اجرای مقاصد خود می گردد، مگر 11 سپتامبر نبود، به بهانه آن دو کشور اسلامی را اشغال کردند
در خاتمه باید گفت: سلاح خبرنگار و روزنامه نگار قلم اوست، و سلاح برنده اسلام دعوت حق است که هرگز خاموش نمی شود، ما با شهادت خود این درخت را آبیاری و پاسداری می کنیم، نیازی به ناسزا و کفش پرانی نیست.
اما از دیدگاه اسلام؛ در سنت نبوی و سیره علوی علیهما السلام کفش پرانی نقل نشده است، حتی پاسخ نابخردانی را که خاکستر و شکمبه گوسفند بر سر پیامبر (ص) می ریختند، با منطق و استدلال و قول لین می دادند، هرگز مقابله به مثل نکردند، هرگز فحاشی روا نداشتند، و مومنین را از فحاشی - حتی به بت های آنان - برحذر میداشتند. نمی دانم چگونه است که یک فقیه و امام جمعه چون آقای جنتی از فحش و ناسزا و کفش پرانی به بت دشمنان ما ذوق زده می شود، ما برای اثبات حقانیت خود 1400 سال ناسزا و ملامت ملامتگران را به جان خریدیم و نگذاشتیم جز کلام حق و منطق از ما صادر شود، ایکاش آن مجاهد عراقی بجای ناسزا و کفش، فریاد بر می آورد و چون جعفر طیار از ظلم و ستم متجاوزان سخن می گفت، ایکاش فریاد میزد که:" ای جانی به خانه ات برو" این فریاد به حق مظلومان و ستمدیدگان بود و تصویری درست از اسلام آزادی خواه و ظلم ستیز بود، اما تصویر ناسزا و کفش پرانی دون شان ماست، و لایق گاو چرانانی است که دنیا را به همین روشها تحت سلطه دارند!
از زاویه دموکراسی؛ باید گفت، اگر دمکراسی مورد ادعای آمریکا در عراق جاری بود، فضای گفتمان دموکراتیک نیازی به کفش پرانی نداشت، جوان عراقی وقتی می بیند علی رغم میل باطنی، به دلیل حضور ارتش اشغالگر، مسئولین عراقی ناچار از امضای توافق نامه اند، او نیز بر خلاف میل خود از کنترل خارج و این گونه اعتراض می کند، پس بر او حرجی نیست، باید بپذیریم در فقدان آزادی و دموکراسی، مردم از تعادل روحی و روانی خارج و این گونه حوادث اجتناب نا پذیر است.
از مشی دیپلماسی؛ این رفتارها خلاف دیپلماسی است و مسئولین هر کشو ری از آن حمایت کنند، باید در آینده نزدیک منتظر پاسخ باشند، در عرف دیپلماتیک ترازی وجود دارد و مانده همیشه صفر است، فلذا این حرکات مردمی هرگز توسط مسئولین تایید نمی شود و حتی برای پیشگیری از عمل متقابل نفی می شود، همان کاری که نوری المالکی کرد، متاسفانه مسئولین سیاسی ما کاسه از آش داغ تر شده و از هول حلیم در دیگ افتادند! غافل از این که این کفش به زودی به سوی ما بر می گردد، و آن روز نمی توانیم آن را یک حرکت غیر انسانی، غیر دموکراتیک، غیر منطقی و غیر عقلایی بخوانیم، نمی توانیم پرتاب کنندگان کفش را غیر متمدن و نا جوانمرد خطاب کنیم! چون این شیوه را تقدیس کرده ایم، آن را نمادی از بهترین نوع اعتراض دانسته ایم! به همه توصیه کرده ایم با لنگه کفش به تظاهرات بیایند! پس قاعده بازی را پذیرفته ایم، نباید ناراحت شویم که در یک کنفرانس رسمی به سوی شخص اول کشورمان کفش پرتاب شود! البته از این تاریخ به بعد تمامی کنفرانس ها را در ایران برگزار می کنیم و سالن را فرش کرده و یک کفشداری هم در محل درب ورودی ایجاد می کنیم تا از خطر انتفاضه کفش - که خود به وجود آورده ایم - در امان باشیم!
از نگاه خبرنگاران و روزنامه نگاران؛ تا کنون سلطه گران از قلم ما می هراسیدند، و نگران بودند اگر ما را به محفلی راه ندهند متهم به استبداد و دشمنی با دموکراسی شوند، ما نیز به دنبال بهانه بودیم تا جایی قلم ما را بشکنند، یا دری را ببندند، یا ما را در حصر کنند تابر طبل رسوایی استکبار بکوبیم، اما امروز ما را به اتهام کفش پرانی راه نمی دهند، و عذرشان موجه است، از امروز هر گونه که بخواهند بر ما سخت می گیرند، ممکن است کفش و کمر بندمان را نیز بگیرند یا حتی احتیاطاً از ترس پرتاب، قلم، دوربین و ضبط ما را توقیف کنند، اساساً استکبار به دنبال بهانه برای اجرای مقاصد خود می گردد، مگر 11 سپتامبر نبود، به بهانه آن دو کشور اسلامی را اشغال کردند
در خاتمه باید گفت: سلاح خبرنگار و روزنامه نگار قلم اوست، و سلاح برنده اسلام دعوت حق است که هرگز خاموش نمی شود، ما با شهادت خود این درخت را آبیاری و پاسداری می کنیم، نیازی به ناسزا و کفش پرانی نیست.
بی

- پست: 3309
- تاریخ عضویت: شنبه ۱۰ آذر ۱۳۸۶, ۵:۵۹ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 3096 بار
- سپاسهای دریافتی: 11996 بار
به گزارش خبرنگار بین الملل پارسینه، در تازه ترین واکنش ها به ماجرای پرتاب کفش به بوش، احمد سلیم جوده رئیس قبیله "جوده" که بزرگترین قبیله در کرانه باختری در فلسطین محسوب می شود، اعلام کرد: قبیله وی آماده است تا یکی از دختران شایسته خود را با جهزیه کامل به عقد منتظر الزیدی، -خبرنگار عراقی که کفش خود را به سمت بوش پرتاب کرد،- درآورد.
احمد سلیم که هفتاد و پنج سال دارد اظهار داشته است: این کار را با افتخار تمام انجام می دهیم.
گفتنی است روز گذشته(جمعه) 500 نفر از اعضای قبیله جوده در یک گردهمایی، 300 هزار دلار برای خبرنگار عراقی جمع آوری کردند.
ای ن جهل عرب کی پایان می یابد که پیغمبر خدا و علیو اولاد علی را آنقدر عذاب دادند و حالا نیز در همان دورانند.
مگر دختر کالا و جنس است که او را اینگونه اهدا میکنید.بدبخت دختران این طایفه...
احمد سلیم که هفتاد و پنج سال دارد اظهار داشته است: این کار را با افتخار تمام انجام می دهیم.
گفتنی است روز گذشته(جمعه) 500 نفر از اعضای قبیله جوده در یک گردهمایی، 300 هزار دلار برای خبرنگار عراقی جمع آوری کردند.
ای ن جهل عرب کی پایان می یابد که پیغمبر خدا و علیو اولاد علی را آنقدر عذاب دادند و حالا نیز در همان دورانند.
مگر دختر کالا و جنس است که او را اینگونه اهدا میکنید.بدبخت دختران این طایفه...
بی

- پست: 1334
- تاریخ عضویت: چهارشنبه ۲۳ مرداد ۱۳۸۷, ۱:۰۸ ق.ظ
- سپاسهای ارسالی: 80 بار
- سپاسهای دریافتی: 238 بار

- پست: 3309
- تاریخ عضویت: شنبه ۱۰ آذر ۱۳۸۶, ۵:۵۹ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 3096 بار
- سپاسهای دریافتی: 11996 بار
samanrossonero,
کار به خوبي وبدي اعراب ندارم...ولي به طرز رفتار آنها به دخترشان نگاه کنيد...گويي يک برده مي خواهند بفروشند...
ببينيد در قرن 21 سطح فکر اينها تا چه حدي متحجرانه است!!!
آخ علي جان چه ها که نکشيدي از جهل کوفيان و اعراب
نمونه هاي جديدش هم در قبيله جوده فلسطين يافت مي شود.
نمي دانم آن دختر در چه حالي به سر مي برند که اينگونه پدرش در حال اهدا يا بهتر بگويم معامله کردن اوست.
کار به خوبي وبدي اعراب ندارم...ولي به طرز رفتار آنها به دخترشان نگاه کنيد...گويي يک برده مي خواهند بفروشند...
ببينيد در قرن 21 سطح فکر اينها تا چه حدي متحجرانه است!!!
آخ علي جان چه ها که نکشيدي از جهل کوفيان و اعراب
نمونه هاي جديدش هم در قبيله جوده فلسطين يافت مي شود.
نمي دانم آن دختر در چه حالي به سر مي برند که اينگونه پدرش در حال اهدا يا بهتر بگويم معامله کردن اوست.
بی