ظهور و سقوط خاندان پ ه ل و ي

در اين بخش ميتوانيد درباره موضوعاتي كه در انجمن براي آنها بخشي وجود ندارد به بحث و گفتگو بپردازيد

مدیران انجمن: رونین, Shahbaz, MASTER, MOHAMMAD_ASEMOONI, شوراي نظارت

Colonel II
Colonel II
نمایه کاربر
پست: 4122
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۱۱ بهمن ۱۳۸۴, ۶:۱۶ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 4507 بار
سپاس‌های دریافتی: 4337 بار
تماس:

ظهور و سقوط خاندان پ ه ل و ي

پست توسط Reza6662 »

بيست ششمن سالگرد درگذشت محمدرضا پ ه ل و ي

از مرگ محمدرضا پ ه ل و ی، آخرين ش ا ه ايران، بيست و پنج شش می‎گذرد.
با پايان زمامداری محمدرضاش ا ه، نظام ديرنده پادشاهی در ايران به پايان رسيد و دوران تازه‏ای در تاريخ اين کشور آغاز شد.
محمدرضا پ ه ل و ی در ۴ آبان ۱۲۹۸ از دومين همسر رضاخان در تهران به دنيا آمد.

اعتلای دودمان پ ه ل و ی
رضا خان ميرپنج از افسران دسته نظامی «بريگاد قزاق» بود که در سوم اسفند ۱۲۹۹ (۲۱ فوريه ۱۹۲۱) به همراه سيد ضياء الدين طباطبايی عليه حکومت قاجار دست به کودتای نظامی زد. گفته می شود که آنها به تحريک و حمايت ژنرال آيرون‏سايد (فرمانده نيروهای انگليسی در ايران) به اين اقدام دست زدند.
[External Link Removed for Guests]

سيدضيا که از روزنامه نگاران بانفوذ مخالف دربار قاجار و از مزدوران دولت بريتانيا يه شمار مي‏رفت، در دولت برآمده از کودتا رئيس الوزرا شد. رضا خان لقب «سردار سپه» گرفت و به عنوان «وزير جنگ» و «فرمانده کل قوا»، مرد نيرومند کشور شناخته شد.
رضا خان با تکيه بر لياقت، تدبير و رشادت شخصی و به ويژه با مهارت فراوان نظامی، روز به روز بر نفوذ و اقتدار خود افزود. در شرايطی که به دنبال بحران فراگير ناشی از مداخلات بيگانگان و پيامدهای تلخ جنگ جهانی اول، سراسر جامعه از ناامنی و بی ثباتی به جان آمده بود و هرلحظه بيم تجزيهء ايران مي‏رفت، رضا خان در راه تقويت قدرت مرکزی، تشكيل ارتشي نيرومند و يكپارچه و گسترش ثبات و امنيت ايران همت گماشت.
پيروزی بر ياغيان و گردن کشان بي‏شمار که در کشور مايهء هرج و مرج بودند، وجههء رضاخان را به مثابه منادی نظم و ثبات بالا برد و بر هواداران او افزود. او در مدتی اندک، موفق شد هم دشمنان سرسخت و هم همدستان پيشين، از قبيل سيد ضيا را از قدرت طرد کند و به عنوان «رئيس الوزرا» زمام امور را به دست گيرد.
رضا خان در ابتدا به نام هواداری از نظام جمهوری، خواهان برکناری دودمان قاجار بود، اما در برابر مخالفت محافظه کاران، به ويژه از صف روحانيون كه مخالف سرسخت تغيير نظام پادش ا هي بودند، ديدگاه خود را تغيير داد و بر آن شد که نظام سلطنتی را به سود خود و خاندان خود حفظ کند.
رضا خان که با توسل به زور يا به کارگيری ترفندهای سياسی، مخالفان خود را از ميدان به در برده و بر نيروی هواداران خود افزوده بود، موفق شد که اکثريتی از نمايندگان مجلس شورای ملی را با خود همراه کند.

رضا ش ا ه پهلوی، پدر ايران نو
* روز ۲۲ آذر ۱۳۰۴ مجلس مؤسسان احمد ش ا ه، آخرين پادش ا ه قاجار را از مقام سلطنت خلع کرد و سلطنت دائمی ايران را به رضا خان پهلوی و اعقاب او واگذار کرد؛ دو روز بعد «رضا ش ا ه پهلوی» رسمن به تخت سلطنت نشست.

* ۸ بهمن ۱۳۰۴ فرمان ولايت عهدی محمد رضا پهلوی، که بزرگترين فرزند ذکور رضا ش ا ه بود، صادر شد.

* ۱۵ شهريور ۱۳۱۰ محمد رضا پهلوی برای تحصيل عازم کشور سويس شد. او در مدرسه، در کنار آموزش معلومات عمومی، زبانهای انگليسی و فرانسه را به طور كامل آموخت. او چند سال بعد در ۲۱ ارديبهشت ۱۳۱۵ به تهران برگشت و برای کسب آموزش نظامی، وارد دانشکدهء افسری شد.

* در اسفند ۱۳۱۷ وليعهد ايران، با فوزيه خواهر ملک فاروق، پادش ا ه مصر ازدواج کرد. به ميمنت اين وصلت، که دربارهای دو کشور باستانی را به هم پيوند می‏داد، در تهران و قاهره جشن‏های پرشکوهی برگزار شد، اما اين عروسی فرجام خوشی نداشت. فوزيه دختری به نام شهناز به دنيا آورد، اما نتوانست برای محمد رضا پهلوی که اينک بر تخت ش ا هی نشسته بود، پسری بياورد که جانشين او باشد. پيوند زناشويی به سردی کشيد و سرانجام به طلاق انجاميد.
ملکه فوزيه در حوالی سال ۱۳۲۳ برای هميشه ايران و دربار آن را ترک کرد. در اين روزگار دربار ايران دستخوش اضطراب و نابسامانی بود.

* رضا ش ا ه، که گفته‏اند با پشتيبانی بريتانيا به قدرت رسيده بود، در دولت گردانی راهی مستقل در پيش گرفت، به منافع و خواسته‏های بيگانگان وقعی ننهاد. او برای مقابله با قدرتهای بزرگ در آخرين سالهای حکومت خود در راه نزديکی و همکاری با آلمان نازی گام برداشت. رضا ش ا ه، اقدام به خريداري ملزومات نظامي از آلمان كرد و پايه‏هاي كارخانهء هواپيماسازي را با كمك كارشناسان آلماني شركت يونكرس در خرمشهر بنا نهاد. همكاري‏هاي گستردهء رضا ش ا ه با آلمان، دستاويزی شد برای حمله نيروهای متفقين به ايران در سوم شهريور ۱۳۲۰.
دولتهای روس و انگليس که از عملکرد رضا ش ا ه سخت ناراضی بودند، بر استعفای او اصرار ورزيدند. رضا ش ا ه به اجبار نيروهاي نظامي بيگانه، در ۲۵ شهريور ۱۳۲۰ به نفع پسرش محمدرضا از سلطنت کناره‏گيری کرد. او نخست به جزيرهء موريس اعزام شد و در ۴ مرداد ۱۳۲۳ در ژوهانسبورگ وفات يافت.
بيشتر مردم ايران از برکناری رضا ش ا ه خوشحال شدند. آزاديخواهان، رضا ش ا ه را عامل نابودی ارکان مشروطه و بازگشت استبداد به کشور می‏دانستند. شيوه‏های تحکم‏آميز و جبارانه حاکميت رضا ش ا ه، غالبن اصلاحات و خدمات فراوان تجددطلبانهء او را در سايه قرار داده بود.

ش ا ه جوان‏بخت ايران
* به تاريخ ۲۶ شهريور ۱۳۲۰، جلسهء فوق‏العادهء مجلس شورای ملی جهت اجرای سوگند ش ا ه جديد تشکيل يافت. «ش ا ه جوان‏بخت» در نخستين سخنرانی تاريخی خود تعهد نمود که به ارکان مشروطه احترام بگذارد و به قانون اساسی پای‏بند باشد.
[External Link Removed for Guests]

* ۱۶ آذر ۱۳۲۲ سران سه کشور انگلستان، آمريکا و و روسيه (چرچيل، روزولت و استالين) برای تشکيل «کنفرانس تهران» به ايران آمدند. گفته شده است که رفتار نه چندان محترمانه آنها با محمدرضاش ا ه، تأثير بسيار بدی بر او گذاشت و او را به کسب قدرت بيشتر در سالهای بعد برانگيخت.
پس از پايان جنگ، نيروهای متفقين به تدريج خاک ايران را ترک کردند. در جامعهء ناآرام و پرتلاطم پس از جنگ، دربار پهلوی در جهت اعادهء حيثيت و تجديد قوا، تلاش می‏کرد.
محمدرضا ش ا ه، از همان آغاز به نظام مشروطه والزامات آن اعتقادی نداشت. او از اقتدار و نفوذ پدرش بی‏بهره بود و به هيچ وجه چهره‏اي از يك ديكتاتور نداشت، اما باز هم به پشتوانه جايگاه و نفوذ ريشه‏دار نهاد سلطنت، می‏توانست نقش مهمی در عرصهء سياسی ايفا کند، او غالبن اين نيرو را در جهت سست کردن بنيادهای مشروطه به کار می‏برد. از نظر او، قوانين قديمي مشروطه، عاملي براي عقب‏ماندگي فرهنگي و اقتصادي ايران به شمار مي‏رفتند.

گامی به سوی تغييرات
روز ۱۵ بهمن ۱۳۲۷ شخصی به نام «ناصر فخرآرايی» در دانشگاه تهران به ش ا ه تيراندازی کرد. ضارب کارت خبرنگاری روزنامه «پرچم اسلام» را در جيب داشت، اما تحقيقات نشان داد که به تحريک حزب توده دست به اين اقدام زده است.
اين رويداد به ش ا ه فرصت داد که تا حد ممکن، ترتيبات موجود پارلمانی را تغيير دهد. به اشارهء او در پی انتخابات ارديبهشت ۱۳۲۸، مجلس مؤسسان تشکيل شد، که به ش ا ه اختيارات تازه‎‏ای داد؛ از جمله حق انحلال مجلس شورای ملی و سنا.
ش ا ه در مهرماه ۱۳۲۹ با ثريا اسفندياری ازدواج کرد. اما اين ازدواج نيز بيش از ۵ سال نپائيد، زيرا ملکه ثريا نتوانست برای تخت و تاج ايران وليعهدی بياورد.
[External Link Removed for Guests]

جنبش ملي
ش ا ه در برابر جنبش ضد استعماری از سياستی محتاطانه پيروی می‏کرد و از مخالفت آشکار با جنبش ملی پرهيز داشت. روز ۹ اسفند ۱۳۳۱ صف‏آرايی دولت ملی در برابر بيگانگان و ياوران داخلی آنها به مرحله‏ای حساس رسيد.
ش ا ه به تشويق مرحوم مصدق تصميم به ترک ايران گرفته بود. اما نيروهای محافظه‏کار، شامل روحانيون به سردستگي آيت‏الله كاشاني و بازاريان و نظاميان وابسته به دربار (مانند فضل الله زاهدي)، ش ا ه را از سفر به خارج منصرف کردند.
پس از کودتای نهم اسفند، که به ناکامی کشيد و برخی از عوامل اصلی کودتا دستگير شدند. ۲۲ مرداد ۱۳۳۲ ش ا ه فرمان عزل مصدق و انتصاب سرلشگر فضل الله زاهدی را صادر کرد، اما باز اصرار داشت که اين اقدام از پرده بيرون نيفتد. او برای برکنار ماندن از برخوردهايی که در اين مرحله اجتناب ناپذير می‏نمود، به همراه ثريا برای استراحت صوري به رامسر رفت.

كودتاي 28 مرداد 1332
در روز ۲۵ مرداد کودتايی که از مدتها پيش انتظار آن می‏رفت، سرانجام به وقوع پيوست، اما با هوشياری دولت مصدق به شکست انجاميد؛ ش ا ه از ايران خارج شد و به بغداد رفت؛ او روز بعد عازم رم شد.
در شرايطی که برای بسياری از مردم ايران نظام سلطنت به پايان رسيده بود و كمونيستها شعار برپايی «جمهوری دمکراتيک خلق ايران» می‏دادند، کودتای ۲۸ مرداد درگرفت و در برابر بهت و حيرت همگان، به پيروزی قاطع رسيد. سازمان سيا، از ترس نفوذ كمونيسم و اتحاد شوروي در ايران، از كودتا حمايت كرد.
ش ا ه که خبر پيروزی «قيام ملی» يا در اصل کودتا را در رم شنيده بود، روز ۳۱ مرداد به تهران برگشت و مورد استقبال قرار گرفت.
[External Link Removed for Guests]

ش ا ه و طعم شيرين قدرت
بسياری عقيده دارند که محمد رضا ش ا ه تنها پس از پيروزی کودتای ۲۸ مرداد بود که در سيمايی تازه ظاهر شد و آشکارا به سوی برپايی حكومتي با پايه‏هاي پرقدرت نظامي پيش رفت. جهت دستگيري اعضاي حزب توده و طرفدارن شوروي، دولت برآمده از کودتا تمام «قيد و بندهای دموکراتيک» را کنار گذاشت، پيگرد و سرکوب مخالفان را در سرلوحه کار خود قرار داد. در تمام شهرهای ايران حکومت نظامی برقرار شد. روز ۱۷ آبان ۱۳۳۲ محاکمه دکتر مصدق شروع شد.

توسعهء اقتصادي و اجتماعي: فراموشي توسعهء سياسي
محمدرضا ش ا ه، پيشرفت كشور را در جلب سرمايه‏گذاري‏هاي فراوان در ميادين نفتي، توسعهء آموزش همگاني رايگان در تمامي سطوح و تقويت نيروهای نظامی می‎ديد. او با اعتماد به زيردستان وفادار، سنگ بناي قوي‏ترين نيروي نظامي منطقه و يكي از پرقدرت‏ترين ارتش‏هاي جهان را بنا نهاد.‏
ش ا ه به گسترش و تقويت ارتش نيز علاقه‏ای وافر نشان داد. در آبان ۱۳۳۴ پيمان نظامی بغداد (سنتوی بعدی) منعقد شد.
در ۲۹ آذر ۱۳۳۸ ش ا ه با فرح ديبا ازدواج کرد. ۹ آبان ۱۳۳۹ نخستين پسر آنها «رضا پ ه ل و ی» به دنيا آمد که به زودی وليعهد تاج و تخت ايران شناخته شد.
[External Link Removed for Guests]

ايران و آمريکا پيمان نظامی دوجانبه منعقد کردند. طی چند سال پايگاههايی بسيار مجهز برای ارتش برپا شد و هزاران مستشار نظامی آمريکايی، جهت آموزش و نظارت بر توسعهء ارتش، روانه ايران شدند. با اجراي اين سياست‏ها و همچنين شوك نفتي سال 1973، خريد ملزومات پيشرفتهء نظامي، سرمايه‏گذاري در صنايع زيربنايي اروپا نظير فولاد كروپ، هواپيماسازي گرومن آمريكا، اعزام دانشجويان فراوان به دانشگاههاي معتبر اروپا و ايالات متحده، توسعهء ناوگان كشتيراني و خريد هواپيماهاي مسافربري پيشرفته، ساخت و توسعهء فرودگاهها، بنادر، ترمينال‏ها، بزرگراهها، مراكز تفريحي و . . . ايران در آستانهء جهشي بزرگ در زمينهء توسعهء اجتماعي و اقتصادي در سطح جهان قرار مي‏گرفت.
متاسفانه توسعهء يك جانبهء ايران در زمينه‏هاي فوق‏الذكر، ش ا ه را از پرداختن به توسعهء سياسي بازداشته بود و همين مسئله نقطهء ضعفي شد كه در نهايت پايان سلسلهء پهلوي را رقم زد.

موج تازه مقاومت
به سال ۱۳۳۹ در نتيجه اجراي سياست‏هاي تازه، مخالفان و ناراضيان برای نخستين بار جرأت کردند صدای اعتراض خود را بلند کنند؛ روشنفکران ملی‏گرا به فعال سازی «جبهه ملی» پرداختند و سياسيون چپ‏گراي متمايل به شوروي، آنها را همراهي كردند.
با هدايت و تبليغات حزب توده كه از طرف اتحاد شوروي، پشتيباني مالي و اطلاعاتي مي‏شد، ناآرامی‏های دانش‏آموزی و دانشجويی در تهران بالا گرفت. ۱۲ ارديبهشت ۱۳۴۰ تمام دبيران و آموزگاران براي افزايش دستمزد و كاهش ساعات كار، در سراسر کشور اعتصاب کردند. در تهران پليس با فرهنگيان خشمگين درگير شد. در اين برخورد آموزگاری به نام عبدالحسين خانعلی کشته شد و چند نفر مجروح شدند.
ش ا ه از خارج نيز براي اجراي اصلاحات دموكراتيك زير فشار قرار گرفت. در آمريکا دولت دموکرات جان اف کندی به روی کار آمده و از حكومتهاي دوست آمريکا انتظار داشت که به سوی اصلاحات سياسي و آزادي گام بردارند.
[External Link Removed for Guests]

در ايران دکتر علی امينی به نخست وزيری رسيد و به جامعه قول اصلاحاتی گسترده داد. ش ا ه عقيده داشت که اصلاحات نه از بيرون نظام، بلکه بايد توسط خود نظام و با همكاري مردم انجام گيرد. او بر آن بود که اصلاحات بايد در چارچوب کنترل شده‏ای صورت گيرد تا باعث تضعيف نظام و برهم خوردن ثبات اقتصادي جامعه نگردد. به نظر او چنين وضعی (يعني انجام اصلاحات سريع دموكراتيك) کشور را با «خطر کمونيسم» روبرو می‏کرد.
۲۰ ارديبهشت 1340، مجلسين، که برای آنها اعتباری نمانده بود، به دستور ش ا ه منحل شدند. ساواک تعقيب سران و اعضاي حزب توده را شروع کرد. تا اول مرداد ۱۳۴۰، بيشتر رهبران آنها دستگير و بازداشت شدند.
[External Link Removed for Guests]

انقلاب سفيد و اصلاحات ارضی
۶ بهمن ۱۳۴۱ در کشور رفراندومی صورت گرفت برای تصويب اصلاحاتی تحت عنوان انقلاب ش ا ه و مردم. دولت اعلام کرد که ملت ايران به اصول شش‏گانهء «انقلاب سفيد» که بعدها شمار آنها فزونی يافت، با اکثريتی قاطع رأی موافق داده‏اند.
در رفراندوم به زنان نيز حق رأی داده شده بود؛ به علاوه حکومت ش ا ه با برخی نوگرايی‏ها مانند برابر شمردن تلويحی قرآن با ديگر کتابهای آسمانی، يا سرپيچی از برخی موازين فئودالي در تقسيم زمين ميان دهقانان، ناخشنودی و خشم روحانيون را برانگيخته بود.
[External Link Removed for Guests]

پيشوايان دينی به برنامه اصلاحات ش ا ه حمله بردند و آن را با بنيادهای شريعت اسلام مغاير دانستند. از همه تندتر آيت الله خمينی بود که رفراندوم را «نامشروع» خواند و آن را تحريم کرد. او مردم را به مقابله با حکومت ش ا ه فرا خواند. بسياری از محافل مذهبی و لايه‏های سنتی جامعه مانند بازار تهران و گروهك تروريستي «فدائيان اسلام» به ندای او پاسخ گفتند.
به دنبال اعلاميه‎های اعتراض‏آميز پيشوايان دينی و به ويژه سخنرانی‏های آيت الله خمينی، خشم و غضب در ميان لايه‏های مذهبی جامعه بالا گرفت. در شهرهای قم و مشهد، که پايگاه های اصلی روحانيون به شمار می‏رفتند، مردم ناراضی در اعتراض به اقدامات غيرشرعی حکومت به خيابان آمدند.
دوم فروردين ۱۳۴۲ نظاميان به مدرسه فيضيه قم يورش بردند و تجمع روحانيون هوادار آيت الله خمينی را با خشونت بسيار سرکوب کردند، اما دامنهء تظاهرات اعتراض‎آميز، گسترده شد و به تهران و شهرهای ديگر کشيد. در اين شرايط، حکومت در قم به دستگيری آيت الله خمينی اقدام کرد. او چندی بعد در ۱۳ آبان ۱۳۴۳ به ترکيه تبعيد شد.
رژيم ش ا ه موفق شد با سرکوب روحانيون افراطی و جلب رضايت روحانيون ميانه‏رو، دست‏کم به طور مقطعی به جنبش مذهبی پايان دهد، اما قيام متشرعين، به بحران مشروعيت رژيم دامن زد و آن را بيش از پيش ضربه پذير ساخت.

ايران: جزيرهء ثبات
محمدرضا ش ا ه پ ه ل و ی در سال ۱۳۴۵ رسمن تاجگذاری کرد. از اين تاريخ او به عنوان «شاهنشاه آريامهر» زمامدار مقتدر ايران بود که تمام ارکان اصلی نظام را تحت كنترل و نظارت خود داشت. ش ا ه توانسته بود با سرکوب دشمنان و مخالفان، قدرت خود را گسترش دهد و در داخل کشور اقتدار خود را تثبيت کند.
در سطح جهانی نيز مقام و نفوذ ش ا ه رو به گسترش بود. او همدست مورد اعتماد ايالات متحده در منطقه به شمار می‏رفت و در همان حال با ابرقدرت مقابل آمريکا يعنی اتحاد شوروی نيز روابطی دوستانه داشت.
در شرايطی که بيشتر کشورهای خاورميانه با ناآرامی‏ها و بحران‏های سياسی روبه‏رو بودند، با اجراي سياست‏هاي مدبرانه، ايران در صلح و آرامش به سر می‏برد، تا آنجا که اين کشور «جزيرهء ثبات» لقب گرفته بود.
رژيم ش ا ه به تجدد گرايش داشت و به جذب تمدن غرب تمايل بسيار نشان می داد، اما نسبت به ترتيبات سياسی مدرن بی‏علاقه بود. شالوده‏های مادی و اقتصادی کشور به سرعت رو به پيشرفت بود، اما ساختارهای سياسی همچنان بر مدار پيشين می‏گشتند.
بخشی از اجراي اين جامعهء تك صدايي، به صورت آشوب‏های دانشجويی و اقدامات مسلحانه چريکی تظاهر می‏يافت. اين فعاليت‏ها به سادگی سرکوب می‎شدند،

ايران، کشوری در آستانهء «دروازه تمدن بزرگ»
از اوايل دههء ۱۳۵۰، ش ا ه، سياست بلندپروازانه‏ای درپيش گرفت که به تناقض‏های داخلی رژيم دامن زد. وي با راه انداختن جشن‏های دو هزار و پانصد ساله ش ا هنش ا هي، به تبليغ ناسيوناليسم ايرانی پرداخت.
در سال ۱۳۵۲ قيمت نفت در بازارهای جهانی بالا رفت و اين درآمد نفت ايران را چند برابر کرد. درآمد هنگفت نفت، به ش ا ه اجازه داد به بسياری از بلندپروازی‎های خود جامهء عمل بپوشاند.
ش ا ه با تشکيل حزب رستاخيز و تغيير تقويم هجری خورشيدی به تقويم شاهنشاهی، باز هم دشمنان بيشتری از قشر افراطي مذهبي برای خود تدارک ديد.
ش ا ه با تکيه به ثروت نفت، ارتش خود را روز به روز مدرن‏تر و مجهزتر می‏کرد. ايران به «ژاندارم خليج فارس» بدل شده بود و می‏توانست حکام ياغي منطقه، مانند حکومت بعثی عراق را به راحتي به زانو درآورد. چنين شرايطي، زنگ خطر، حتا براي حكومتهاي دوست ش ا ه نيز به صدا درآورده شده بود. دارا بودن پنجمين نيروي هوايي جهان مشتمل بر 5000 خلبان بسيار ورزيده و 100 هزار تكنيسين زميني، سومين ناوگان هليكوپتري مشتمل بر بيش از 1000 فروند هليكوپتر رزمي و ترابري، اولين قدرت منطقه در رده تجهيزات و آموزش نيروهاي دريايي و ششمن نيروي زميني پرقدرت جهان، مي‏توانست براي هركشوري، حتا ابرقدرت شمالي نيز، كابوسي محسوب شود. مهمتر اينكه، ش ا ه علاقه‏اي به افزايش توليد نفت و كاهش قيمت جهاني نفت از خود نشان نمي‏داد و اين به مذاق قدرتهاي بزرگ، به هيچ وجه خوش نمي‏آمد.

پرواز با هواپيماهاي RF-4E (ش ا ه خلباني ماهر به شمار مي رفت)
[External Link Removed for Guests]


آغاز پايان
ناسازی بنيادهای مادی نسبتن پيشرفته با ساختارها و باورهاي مذهبي قديمي رايج، جامعه را با بحران روبرو کرده بود. گروهها و لايه‎های اجتماعی که با تحولات مدرن به عرصه آمده بودند، خواسته‎ها و نيازهايی داشتند که پاسخ به آنها در چارچوب نظام کهن امکان پذير نبود.
رشته‎ای از تنش‏های آشکار و پنهان از تمام سطوح جامعه عبور می‏کرد. «هنري كيسينجر» به اين واقعيت پی برده بود که حاکميت ش ا ه، برخلاف ظاهر محکم و پايدارش، به تحولات زمانه پاسخ نگفته و در نتيجه سخت ضربه پذير گشته است.
از اول سال ۱۳۵۶ با روی کار آمدن دولت دموکرات جيمی کارتر، ش ا ه به اقداماتی در جهت «فضای باز سياسی» تن داد. نويسندگان و روشنفکران و وکلای دادگستری دهان به اعتراض باز کردند و به يکه تازی‏های حكومت در عرصهء اختناق و سانسور مطبوعات و كتب حمله بردند و آن را سرمنشأ نابه‏سامانی و ناروايی‏های فراگير كشور دانستند.
۱۶ مرداد ۱۳۵۶ ش ا ه ناگزير شد نخست وزير خود «اميرعباس هويدا» را برکنار کند و «جمشيد آموزگار» را به جای او بنشاند.

در ۲۵ آبان ۱۳۵۶ ش ا ه براي ديدار با جيمي كارتر، به آمريکا سفر کرد.
[External Link Removed for Guests]

در نيمه سال ۱۳۵۶ آشکار بود که در ايران جنبش مدنی بزرگی در اعتراض به فضاي بستهء سياسي ش ا ه در حال نيرو گرفتن است. دانشگاهيان و نويسندگان و روشنفکران چپگراي ناراضی، به جنبش قوام بخشيده بودند؛ ضمن اينكه روحانيون، بر موج احساسات مذهبي مردم سوار مي‏شدند.

غليان باورهای دينی
روز ۱۷ دی ماه 1356 در روزنامه اطلاعات مقاله‏ای به چاپ رسيد که در آن به آيت الله خمينی توهين فراوان شده بود. دو روز بعد در شهر قم، روحانيون مذهبي، اقدام به تحريك احساسات مذهبي مردم نموده و برخي از مردم در اعتراض به مقاله به خيابان ريختند. اين حرکت با آتش زدن چندين بانك و خودروي كلانتري‏ها، به خشونت كشيده شد و سه تن كشته شدند.
۲۹ بهمن به مناسبت چهلمين روز قيام قم، راهپيمايی در شهر تبريز برگزار شد، که باز با سرکوب روبرو شد و چند تن جان خود را از دست دادند.
در چهلمين روز واقعهء تبريز، در۱۰ فروردين 1357 در شهرهای تهران، يزد، مشهد، شيراز و برخی شهرهای ديگر، تظاهرات اعتراض‏آميز با هدايت جريان مخفي گروهك موتلفه و روحانيون صورت گرفت، که به نوبهء خود، به جنبش اعتراض، شدت و حدت بخشيدند.
اعتراضات مردم از سويی روز به روز راديکال‏تر می شد و شخص ش ا ه را نشانه می‏گرفت و از سوی ديگر، صبغهء به ظاهر اسلامی آن، پيوسته پررنگتر می شد. در اين شرائط، آيت الله خمينی، که در نجف اقامت داشت، با ايراد نطق‏ها و توزيع اعلاميه‏هايي با مضامين در خطر افتادن اسلام، بر آتش ماجرا مي‏افزود.

گرفتار در طوفان حوادث
در پي فزوني گرفتن اعتراضات، به تاريخ ۵ شهريور 1357، «جعفر شريف امامی» به جای جمشيد آموزگار، نخست وزير شد. ش ا ه اميدوار بود که او بتواند به کمک روحانيون ميانه‏رو، بر غليان احساسات دينی، مهار بزند.
۱۳ شهريور 1357، در روز عيد فطر راهپيمايی بزرگی در اعتراض به ش ا ه در تهران به راه افتاد، که گفته شد بزرگترين راهپيمايی تاريخ ايران بوده است.
۱۶ شهريور 1357، راهپيمايی ديگری به سوی ميدان شهياد روانه شد. طی اين راهپيمايی تظاهرکنندگان فرياد «مرگ بر ش ا ه» سر دادند و نام ميدان بزرگ تهران را به ميدان آزادی بدل کردند.
روز بعد يعنی ۱۷ شهريور در تهران و يازده شهر ديگر حکومت نظامی اعلام شد. نظاميان وفادار، جمعيت معترضي را که در «ميدان ژاله» گرد آمده بودند را به گلوله بستند، که بر اثر آن دهها نفر جان خود را از دست دادند؛ همين زمينه‏ای شد برای سوگواری‏های بيشتر و حرکات انقلابی تندتر.
۱۴ مهر 1357، آيت الله خمينی از نجف به پاريس عزيمت کرد. اينک او می‏توانست با فراغت و آزادی بيشتری فعاليت کند و پيام خود را به گوش پيروان انقلابی خود برساند.
ش ا ه در برابر اعتراضات متناوب، اعتصابات فرساينده و تظاهراتي که سراسر کشور را به ميدان جنگ بدل کرده بودند، سرگشته شده بود و به اقداماتی متناقض و غالبن عبث دست می زد.
ش ا ه در ۱۵ آبان 1357، در نطقی تضرع آلود، برای كوتاهي‏هاي گذشته از مردم ايران پوزش خواست و اظهار كرد كه پيام انقلاب مردم را شنيده است.

نوشداروی پس از مرگ
محمدرضا ش ا ه در هفتم دی ماه ۱۳۵۷ در شرايطی که شيرازهء کارها تا حد زيادی از دست رفته بود، به نخست وزيری مرحوم دکتر «شاهپور بختيار» رضايت داد. بختيار از مبارزان قديمي جبههء ملي به شمار مي‏رفت، از دوستان مرحوم مصدق و عباس شيباني و مهندس بازرگان بود؛ هرچند که به نظر بسياری از تحليلگران انقلاب ايران، در اين زمان کار از کار گذشته بود.
روز ۲۳ دی ماه، ش ا ه که از بيماری سرطان غدد لنفاوي رنج می‏‎برد، تصميم به ترک کشور گرفت. او شورای سلطنت تعيين کرد، اما آيت الله خمينی که رهبری بی‎منازع انقلاب را به دست گرفته بود، شورا را به رسميت نشناخت و اعلام کرد که جنبش تا سرنگونی ش ا ه و برچيده شدن نظام پادش ا هی ادامه خواهد يافت.

سفر بي‏بازگشت
روز ۲۶ دی ماه 1357، محمدرضا ش ا ه پهلوی به همراه شهبانو فرح، با چشماني گريان، فرودگاه مهرآباد و ايران را براي سفري بي بازگشت گفت. آنها ابتدا به مصر رفتند.
[External Link Removed for Guests]

روز ۱۲ بهمن، آيت الله خمينی وارد ايران شد. او در نخستين نطق تاريخی خود در بهشت زهرا اعلام کرد که دولت بختيار را قانونی نمی‏داند و مردم را از همکاری با آن بازداشت.
روز ۲۲ بهمن 1357، هواداران انقلاب با سلاح‏هاي سرد و گرم، به پادگانها و پايگاههای حکومت حمله بردند. ارتش با اعلام بي‏طرفي، باعث شد پايگاههاي حكومتي و پادگانها به دست مردم بيفتد و شيرازهء حكومت ش ا ه، از هم بپاشد.

منزل آخر
ش ا ه که بيماری او پيوسته شدت می‏گرفت، با دلي آزرده و نگران، اوضاع آشفتهء ايران را دنبال می‏کرد. وي كه از سالها قبل با «انور سادات»، رئيس جمهور فقيد مصر، رفاقتي ديرين داشت، در نهايت به مصر رفت. او پس از مصر، به مراکش، جزاير باهاما و مکزيک رفت.
[External Link Removed for Guests]

با وخيم شدن بيماری سرطان او، کارتر رئيس جمهور آمريکا اجازه داد که برای معالجه به آمريکا برود.
اما با پيش آمدن ماجرای گروگان گيری سفارت آمريكا در تهران، آمريکا که با دردسری تازه روبرو شده بود، عذر ش ا ه را خواست.
محمدرضا ش ا ه پس از اقامت کوتاهی در پاناما، دوباره به مصر رفت و در ۲۷ ژوئيه ۱۹۸۰ (5 مرداد 1359) دار فاني را وداع گفت. جسد او در مسجد رفاعی قاهره به خاک سپرده شده است.

واپسين روزهاي زندگي
[External Link Removed for Guests]

مراسم خاکسپاري در مجسد رفاعي قاهره
[External Link Removed for Guests]
آخرین ويرايش توسط 1 on Reza6662, ويرايش شده در 0.
Captain II
Captain II
پست: 5149
تاریخ عضویت: شنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۸۵, ۲:۳۰ ب.ظ
محل اقامت: گشتم نبود نگرد نیست.
سپاس‌های ارسالی: 6 بار
سپاس‌های دریافتی: 131 بار
تماس:

پست توسط DJ.HAMED »

خدابيامورزتش :lol: :lol: :lol:
-
پست: 319
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۱ تیر ۱۳۸۵, ۱۱:۱۷ ق.ظ
سپاس‌های دریافتی: 26 بار

پست توسط JSF »

واقعا خدا بيامرزتش :sad: :P
Incredible Poster
Incredible Poster
نمایه کاربر
پست: 3047
تاریخ عضویت: جمعه ۷ بهمن ۱۳۸۴, ۹:۴۱ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 58 بار
سپاس‌های دریافتی: 384 بار
تماس:

پست توسط Farhad3614 »

Reza6662 جان ممنون از اين پستون که با بقيه متفاوت بود و رنگو بوي خواصي داشت.. البته جدا از تخصص شما :)
روحشان شاد و ........ :-)
Colonel II
Colonel II
نمایه کاربر
پست: 4122
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۱۱ بهمن ۱۳۸۴, ۶:۱۶ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 4507 بار
سپاس‌های دریافتی: 4337 بار
تماس:

پست توسط Reza6662 »

DJ.HAMED, JSF, Farhad3614,
ممنون از توجه شما عزيزان.
روحش شاد. :sad:
[External Link Removed for Guests]
New Member
پست: 19
تاریخ عضویت: شنبه ۱۷ تیر ۱۳۸۵, ۳:۱۹ ب.ظ
سپاس‌های دریافتی: 1 بار

پست توسط adnan »

Mahdi1944: در صورت تکرار چنين حرکاتي با شما برخورد خواهد شد
-
پست: 319
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۱ تیر ۱۳۸۵, ۱۱:۱۷ ق.ظ
سپاس‌های دریافتی: 26 بار

پست توسط JSF »

Mahdi1944: در صورت تکرار چنين حرکاتي اخراج خواهيد شد
Administrator
Administrator
نمایه کاربر
پست: 15899
تاریخ عضویت: جمعه ۷ بهمن ۱۳۸۴, ۷:۵۱ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 72687 بار
سپاس‌های دریافتی: 31681 بار
تماس:

پست توسط Mahdi1944 »

دوستان عزيز زماني که رضاي عزيز درخواست کردند که اين مطالب رو درج کنند قرار شد که تنها به صورت معرفي در چارچوب يک مقاله باشه، دوستان عزيز هيچ دوست ندارم اينجا صحنه درگيري تفکرات متقابل باشه
پس بعد از اين پست هيچ پستي داده نشه
موفق باشيد
زندگي صحنه يکتاي هنرمندي ماست هرکسي نغمه خود خواند و از صحنه رود
صحنه پيوسته به جاست خرم آن نغمه که مردم بسپارند به ياد


[External Link Removed for Guests] | [External Link Removed for Guests] | مجله الکترونيکي سنترال کلابز

[External Link Removed for Guests] | [External Link Removed for Guests] | [External Link Removed for Guests]

لطفا سوالات فني را فقط در خود انجمن مطرح بفرماييد، به اين سوالات در PM پاسخ داده نخواهد شد
Colonel II
Colonel II
نمایه کاربر
پست: 4122
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۱۱ بهمن ۱۳۸۴, ۶:۱۶ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 4507 بار
سپاس‌های دریافتی: 4337 بار
تماس:

پست توسط Reza6662 »

Mahdi1944,
سلام دوست من
براي اينکه مشکلات بيشتري ايجاد نشه، بد نيست يا کل تاپيک حذف بشه يا تاپيک قفل بشه.
ضمن اينکه اين مطلب، بر اساس حوادث تاريخي نوشته شده نه بر اساس تراوشات ذهني فردوست يا امثالهم.
متشکرم :razz:
[External Link Removed for Guests]
Administrator
Administrator
نمایه کاربر
پست: 15899
تاریخ عضویت: جمعه ۷ بهمن ۱۳۸۴, ۷:۵۱ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 72687 بار
سپاس‌های دریافتی: 31681 بار
تماس:

پست توسط Mahdi1944 »

Reza6662 نيازي به حذف نيست :D
تاپيک قفل شد
زندگي صحنه يکتاي هنرمندي ماست هرکسي نغمه خود خواند و از صحنه رود
صحنه پيوسته به جاست خرم آن نغمه که مردم بسپارند به ياد


[External Link Removed for Guests] | [External Link Removed for Guests] | مجله الکترونيکي سنترال کلابز

[External Link Removed for Guests] | [External Link Removed for Guests] | [External Link Removed for Guests]

لطفا سوالات فني را فقط در خود انجمن مطرح بفرماييد، به اين سوالات در PM پاسخ داده نخواهد شد
Captain I
Captain I
نمایه کاربر
پست: 876
تاریخ عضویت: چهارشنبه ۱۵ آذر ۱۳۸۵, ۹:۲۳ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 7 بار
سپاس‌های دریافتی: 71 بار

از عزت تا خفت ( سرگذشت يك مستبد )

پست توسط Ahmad6644 »

مي‌دونم كه خيلي دير شده اما مطلب جالبيه

از 26 دي 1357 كه محمدرضا پهلوي در بحبوحه انقلاب اسلامي از ايران گريخت تا 5 مرداد 1359 كه در بيمارستان رمادي قاهره درگذشت، در سرگرداني و آوارگي بود. او در اولين مرحله از سفر بدون بازگشت خود وارد آسمان مصر شد و به هنگام ورود به مصر مورد استقبال رسمي و تشريفاتي انورسادات رئيس‌جمهور اين كشور قرار گرفت. سادات، ميهمانان را به هتلي در يك جزيره مصنوعي در وسط رود نيل انتقال داد. شاه يك هفته در اين هتل اقامت كرد. سپس در دوم بهمن 1357 با بدرقه رسمي سادات، مصر را به قصد مراكش ترك كرد. گرچه شاه به دعوت پادشاه مراكش به آن كشور رفت ولي در «رباط» از آن تشريفات رسمي كه در مصر به عمل آمد خبري نبود. ملك حسن پس از ديداري كوتاه و رسمي با شاه، ترتيب انتقال وي و همراهانش را به كاخ «جنان‌الكبير» در حومه پايتخت داد. شاه 67 روز در اين كاخ كه در وسط باغ بزرگي بنا شده بود، ماند. در طول اين مدت از يك سو امام‌خميني از نوفل‌لو شاتو به تهران آمد و 10 روز بعد انقلاب اسلامي در 22 بهمن 1357 به پيروزي رسيد و از سوي ديگر در مدت زمان دو ماهه اقامت شاه در مراكش ، اكثر درباريان و اطرافيان شاه كه وي را در خروج از ايران به مصر و از آنجا تا مراكش همراهي كرده بودند ، به تدريج او را رها كرده و رهسپار اروپا و امريكا شدند . تنها جمعي از خدمه بودند كه شاه را هنگام ترك مراكش همراهي كردند . از سوي ديگر دولت مراكش نيز به دليل آنكه تصميم گرفته بود روابط سياسي با جمهوري اسلامي ايران را حفظ كند مايل نبود اقامت شاه طولاني شود. اين موضوع را خود شاه و اطرافيانش نيز از فحواي مقالات مطبوعات مراكش فهميده بودند . شاه تصميم داشت رهسپار آمريكا شود اما مقامات آمريكائي به دليل اوجگيري بحران سياسي در روابط تهران و واشنگتن ، مايل به پذيرائي از وي نبودند . اردشير زاهدي از جمله كساني بود كه در آن روزها دائماً در تلاش براي يافتن جائي جهت اقامت شاه بود . او كه در «سن‌موريتس» سوئيس و همچنين در كنار درياچه ژنو، خانه ويلائي داشت تصميم گرفته بود شاه را به آنجا انتقال دهد اما دولتمردان سوئيس مايل نبودند روابطشان با دولت جديد ايران به خاطر وفاداري به رئيس يك دولت سرنگون‌ شده به خطر بيفتد . محمدرضا پهلوي در شرائطي كه نتوانسته بود كشوري را به عنوان پناهگاه بيابد ، به پيشنهاد مشترك راكفلرو كيسينجر مجبور شد به «باهاما» در آمريكاي مركزي ، برود . اين سفر با هواپيماي اختصاصي شاه حسن مراكشي صورت گرفت زيرا خلبان معزي چند روز پس از آنكه شاه و همراهانش را به رباط رساند ، با موافقت شاه ، مراكش را به مقصد تهران ترك كرد . هواپيما صبح روز 10 فروردين 1358 فرودگاه رباط را به مقصد جزاير باهاما ترك كرد . در فرودگاه باهاما هيچ يك از مقامات دولتي براي پذيرائي از شاه حضور نيافتند و شاه و همراهان توسط «رابرت آرمائو» عضو ارشد «سيا» و دوست اشرف پهلوي به مقصد از پيش برنامه‌ريزي شده هدايت شدند . شاه ، همسرش و يك پيش‌خدمت به يكي از جزاير و بقيه همراهان به جزيره ديگر برده شدند . به شاه و فرح اجازه خروج از جزيره داده نشد. شاه 70 روز در اين جزيره به سر برد . انتشار خبرهاي مربوط به برقراري نظام جمهوري اسلامي در 12 فروردين 1358 ، شناسائي جهاني جمهوري اسلامي ايران ، اعدام هويدا و امراي ارتش شاه در ايران ، ورود عرفات به تهران ، تبديل سفارت اسرائيل به سفارت فلسطين ، تعقيب بين‌المللي شاه و تشديد بي‌سابقه مراقبتهاي امنيتي براي حفظ جان شاه و ممانعت از ربوده شدن وي ، بدترين خبرها و رويدادهائي بود كه شاه طي 7 هفته اقامت خود در باهاما با آن‌ها مواجه شده بود . علاوه بر اين ، در همين مجمع‌الجزاير بود كه شاه توسط پزشكان اعزامي از فرانسه ، از بيماران سرطان لنفاويش مطلع شد . شاه و باقي‌مانده همراهان روز 20 خرداد 1358 با يك هواپيماي كرايه‌اي از باهاما راهي مكزيك شدند و در يك خانه ويلائي كه قبلاً براي اقامت آنان در نظر گرفته شده بود ، مستقر شدند . گفته مي‌شود وزارت خارجه مكزيك مايل به ورود شاه نبود اما «خوزه لوپز پورتيلو» رئيس‌جمهور آن كشور تحت فشار آمريكا مجبور شده بود ، وي را در حومه مكزيكوسيتي براي مدتي اقامت دهد . شاه و معدود همراهان وي مدت 4 ماه در اين اقامتگاه ماندند . در دوازدهمين روز اقامت آنان در مكزيك ـ دوم تير 1358 ـ انورسادات از پارلمان مصر تقاضا كرد قطعنامه‌اي تصويب كند و به شاه اجازه دهد تا به عنوان «پناهنده سياسي» براي هميشه در مصر بماند . در پارلمان مصر از اين پيشنهاد با كف‌زدن‌‌هاي بسيار ، استقبال شد . 4 هفته پس از ورود شاه به مكزيك بيماري وي تشديد شد . او يك تومور سرطاني بدخيم در ناحيه گردن داشت و از يرقان شديد نيز رنج مي‌برد . پس از 4 ماه اقامت در مكزيك وي مطلع شد كه دولت كارتر با سفر او به آمريكا صرفاً با هدف معالجه بيماريش موافقت كرده است. از اين رو در 30 مهر، مكزيكوسيتي را به مقصد بيمارستان نيويورك ـ همان بيمارستاني كه 17 ماه پيش اميراسدالله علم وزير پيشين دربار به بيماري مشابهي در آن درگذشت ـ ترك كرد و به مدت 54 روز در آنجا بستري شد در اين مدت دو بار تحت عمل جراحي طحال و كيسه صفرا قرار گرفت . كمتر از دو هفته پس از ورود شاه به اين بيمارستان ، سفارت آمريكا در تهران به تصرف دانشجويان مسلمان پيرو خط امام در آمد و اين امر بيش از پيش كارتر را به صحت ديدگاههايش كه مايل نبود شاه به آمريكا بيايد ، متقاعد كرد . دستور مسدود ساختن دارائي‌‌هاي ايران در بانكهاي آمريكائي ـ 22 آبان 1358 ـ واقعه ديگري بود كه اوضاع را پيچيده‌تر كرد. مشاهده خشم ضد آمريكائي مردم ايران و اصرار آنان براي تحويل گرفتن شاه ، از تلويزيون اتاق بيمارستان نيويورك از جمله مهمترين نگراني‌‌هاي شاه بود . علاوه بر اين خبر آزار دهنده ديگر اين بود كه به شاه اطلاع داده شد به محض بهبودي نسبي بايد خاك آمريكا را ترك كند . در همين حال سفير مكزيك نيز به همراهان شاه اطلاع داد كه بعد از تصرف سفارت امريكا در تهران ، دولت مكزيكوسيتي به خاطر حفظ روابط سياسي خود با حكومت تهران مايل به ميزباني مجدد شاه نمي‌باشد . بدترين لحظه شاه و همسرش زماني بود كه در 11 آذر 58 از بيمارستان نيويورك مرخص شدند ولي هنوز مقصدي براي سفر نداشتند . در نتيجه آنان با يك هواپيماي نيروي هوائي آمريكا به مقصد تكزاس پرواز كردند تا 2 هفته باقي مانده از رواديد خود را در آنجا در داخل آپارتماني كوچك بگذرانند . اما در حين راه به همراهان آمريكائي خبر رسيد كه آپارتمان مزبور هنور آماده نيست . در نتيجه شاه و همسرش به مكاني كه بعداً معلوم شد، تيمارستاني براي نگهداري بيماران رواني است برده شدند . با ورود به اين مكان همسر شاه براي نخستين بار با داد و فرياد به همراهان آمريكائي خود اعتراض كرد و گفت: «آيا ما در اينجا زنداني هستيم؟ آيا كارتر ما را زنداني كرده است؟ ما در اين جا ديوانه خواهيم شد؟ بايد بيرون برويم و ..........» براي فرونشاندن اعتراضات همسر شاه تلفن در اختيار وي گذاردند و او توانست بستگان خود را در جريان قرار دهد . پس از چند ساعت آنان به آپارتمان مورد نظر در پايگاههاي نظامي «لك لند» تكزاس برده شدند. مقامات آمريكائي با پايان مهلت اقامت شاه در آمريكا به وي اطلاع دادند كه به دليل عواقب ناشي از تصرف سفارت آمريكا در تهران امكان تمديد رواديد وي وجود ندارد و به همين دليل در پاناما جائي مناسب براي اقامت وي و همسرش در نظر گرفته شده است . شاه كه غير از پذيرفتن ، چاره‌ ديگري نداشت به اتفاق همسرش در 24 آذر 1358 با هواپيماي نيروي هوائي آمريكا از فرودگاه تكزاس به پاناما در آمريكاي مركزي برده شدند . وقتي شاه و همسرش در فرودگاه پايگاه هوائي «هوارد» در پاناما سيتي از هواپيما خارج مي‌شدند جز جمعي از سربازان گارد ملي پاناما ، افسران امنيتي ، دستياران «عمر توريخوس» و سفير آمريكا كسي در فرودگاه نبود . شاه ، همسرش و پزشك مخصوص آنها با هليكوپتر از فرودگاه به يك پايگاه در جزيره‌اي به نام «كونتا دورا» متعلق به پاناما انتقال داده شدند . توريخوس روز 25 آذر به ملاقات شاه آمد . او در پايان اين ملاقات به يكي از مشاورينش گفت «شاه مانند پرتقالي است كه تا آخرين قطره آبش را گرفته‌اند و تفاله‌اش حتي به درد غذاي خوكها هم نمي‌خورد. اين سرانجام كسي است كه كشورهاي بزرگ او را چلانده‌‌اند ، شيره‌اش را كشيده‌اند و تفاله‌اش را دور انداخته‌‌اند.» شاه و همسرش در پاناما با دو دردسر عمده مواجه شدند . نخست شدت گرفتن بيماري شاه كه وي مايل نبود پزشكان پانامائي بدون اطلاع از ماهيت و عمق بيماريش معالجات را از صفر شروع كنند ؛ او بويژه از نگراني پزشكان پانامائي از عواقب جراحي خبر داشت . ديگري اطلاعاتي بود كه براساس آن مقامات وزارت خارجه دولت ايران در تماس مداوم با مقامات پانامائي بودند تا بتوانند راهي براي استرداد شاه بيابند. راه رهائي از اين دو دردسر ، خروج شاه و همسرش از پاناما بود . با همه اين مشكلات ، شاه و همسرش 100 روز در پاناما ماندند و سپس به اصرار رئيس جمهور مصر و همسرش ، روز سوم فروردين 1359 با يك هواپيماي پانامائي رهسپار قاهره شدند . اين بار نيز در فرودگاه مصر انورسادات و همسرش استقبال رسمي از شاه به عمل آوردند . شاه روز 8 فروردين در بيمارستان معادي قاهره تحت عمل جراحي طحال و كبد قرار گرفت . آزمايش‌هاي انجام شده بر روي بافتها نشان مي‌‌داد سرطان بدخيم تمامي سيستم خون و كبد وي را فرا گرفته است . با ورود شاه به مصر مجلس نمايندگان اين كشور نيز دستور رئيس‌جمهور در مورد تصويب طرح اعطاي پناهندگي به شاه را به اجرا در آورد . ورود شاه همچنين از يكسو خشم مردم ايران عليه آمريكا و حكومت مصر را برانگيخت و از جانب ديگر سبب رنجش خاطر گروههاي اسلامي مصر گرديد و تظاهراتي را در قاهره و چند شهر ديگر با هدف واداشتن دولت به اخراج شاه براه انداخت . تشخيص‌هاي گروهاي مختلف پزشكي راجع به درمان شاه و تجويز راه‌حلهاي مختلف ، خود يكي از عوامل نگران كننده براي شاه بود . شاه در مصر دو بار مورد عمل جراحي قرار گرفت و بهبود نيافت . او در كاخ قبه كه معمولا در اختيار سران كشورهاي بازديد كننده از مصر قرار مي‌گيرد برده شد . آخرين مصاحبه شاه قبل از مرگش ، در خرداد 1359 در همين كاخ صورت گرفت . وي در اين مصاحبه كه با «كاترين گراهام» مدير مؤسسه مطبوعاتي واشنگتن پست انجام داد ، از بي‌مهري رهبران دولتها كه مايل به پذيرفتن وي نبودند ، از فرصت‌طلبي دولتمردان آمريكائي و انگليسي و از اينكه در برابر انقلاب ايران دست به كشتار بيشتر و بي‌رحمانه تر نزد اظهار تاسف كرده است . حال عمومي شاه در اقامت دومش در مصر هفته به هفته و ماه به ماه وخيم‌تر شد . آزمايشات انجام شده در ماههاي خرداد و تير 1359 نشان مي‌داد كه عفونت تمامي بدن وي را احاطه كرده است . در اولين روزهاي مرداد تيم پزشكي اعزامي از فرانسه نسبت به نجات جان شاه اظهار نااميدي كرد و محمدرضا پهلوي 4 ماه پس از سفر دوم خود به مصر در 5 مرداد 1359 درگذشت .جسد شاه در مسجد زيد‌الرفاعي ، جائي كه معمولاً اجساد پادشاهان مصر در آن دفن مي‌شد ، به خاك سپرده شد . جنازه رضاخان پدر شاه نيز كه در 1323 در آفريقاي جنوبي درگذشت براي مدت 6 سال در مصر و در همين مسجد نگهداري مي‌شد . شاه در حالي درگذشت كه 9 ماه از گروگانگيري ديپلماتهاي آمريكائي در تهران مي‌گذشت و استرداد شاه به ايران از جمله شرائط آزاد كردن ديپلماتها اعلام شده بود . از اين رو هيچ يك از كشورها حاضر به پذيرفتن شاه نبود.
منابع: ـ بحران، هاميلتون جردن، نشر نو. ـ آخرين سفر شاه، ويليام شوكراس، نشر البرز. ـ ماموريت در ايران، ويليام سوليوان، انتشارات هفته. ـ ماموريت در تهران، خاطرات ژنرال هايرز، انتشارات اطلاعات. ـ دادستان انقلاب، محمود طلوعي، نشر علم. ـ آرشيو روزنامه‌‌هاي كثير‌الانتشار.
ترجمه: عبدالرضا هوشنگ مهدوي، نشر البرز، ص 381. ژنرال عمر توريخوس رهبر پاناما در 1968 با كودتا عليه حكومت «آرياس» به قدرت رسيد. او در 1981 بر اثر سانحه سقوط هليكوپتر كشته شد وژنرال نوريه‌گا فرمانده گارد ملي پاناما قدرت را در اين كشور بدست گرفت. آخرين سفر شاه، همان، ص 414. 8ـ روز سوم بهمن 1358 وزارت خارجه ايران اعلام كرد كه شاه در پاناما بازداشت شده است. اين اعلام متعاقب تماس قطب‌‌زاده با يكي از مقامات پانامائي صورت گرفت كه طي آن مقام مزبور به وزير خارجه ايران قول داده بود شاه تحت نظر قرار دارد. هدف قطب‌زاده از انتشار اين خبر دروغ، تقويت موقعيت خودش در اولين انتخابات رياست جمهوري ايران بود. انتخابات دو روز بعد برگزار شد و بني‌صدر به رياست جمهوري رسيد. رضاشاه نيز در 4 مرداد 1323در تبعيدگاه خود در ژوهانسبورگ مرد. به مقاله «پرونده رضاخان» در سايت مؤسسه مطالعات و پژوهشهاي سياسي مراجعه شود.

منبع: موسسه مطالعات و پژوهشهاي سياسي
  ازل مهر علي را به من آموخته اند ****** تا ابد نيز دلم دست به دامان علي‌ 
Major II
Major II
نمایه کاربر
پست: 1796
تاریخ عضویت: شنبه ۲۵ شهریور ۱۳۸۵, ۴:۱۸ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 35 بار
سپاس‌های دریافتی: 215 بار
تماس:

پست توسط Karim1504 »

متاسفم :-?
نه از خودت تعریف کن و نه بدگویی. اگر از خودت تعریف کنی قبول نمی‌کنند و اگر بدگویی کنی بیش از آنچه اظهار داشتی تو را بد خواهند پنداشت...
[External Link Removed for Guests]
قفل شده

بازگشت به “ساير گفتگوها”