این لهجه آبادانی اتفاقا خیلی شباهت های زیادی به لهجه ی شیرازی ها هم داره.
در واژگان شاید ولی در نحوه بیان خیلی فرق دارند!موقعی متوجه میشی که یک آبادانی را همراه با یک شیرازی ببینی و همزمان حرفاشونو گوش کنی

خیلی از لغات به لهجه لری نزدیک هستند.
دلیلش را ادامه میگم!
یک معرفی کوتاه از ابادان !
آبادان جنوب غربی ترین شهر ایران و در مجاورت کشور عراق و محصور بین دو رودخانه اروند وبهمنشیر و کاملا جزیره است!جمعیت شهر 220 هزار نفرو توابع حومه اش نیز 70 هزار نفر که روی هم میشه 290 هزار نفر! البته جمعیت آبادان 70 میلیونه با حومه! عربها بهش عبادان هم میگن!خود ما هم میگم آبودان!زبان مردم فارسی و عربی است!2-3 متر زمین را بکنی به آب میرسی! میانگین دما 26 است ولی گاهی ماکس آن به دلیلی نزدیک به مدار راس السرطان به 60 هم رسیده!میگن هرکی روی این مدار باشه سرطان میگیره! خرما و ماهی و اجناس خارجی ته لنجی شامل انواع کالا ها و خوراکیها سوغاتی اش است! پیش شماره 0631! محله مایه دار ها هشتصدی های بریم است! که بسیار سرسبز و زیباست! دارای 10 دانشگاه و دانشکده در رشته های مهندسی نفت و مکانیک و کامپیوتر و مامایی و پرستاری و کشتی سازی و...است!دانشگاه معروف سنعت نفت قدمتی طولانی داره و اکثر وزاری نفت فارغ التحصیل همین جا بوده اند!سینما تاج یکی از بزرگترین سالن های سینمایی ایران است! یک حوزه علمیه هم داره! تا دلتون بخواد حسینیه داریم! و هر پنجشبنه هم ملت میرن سید عباس دخیل میبندن!
یک سری توضیحات لهجه ای هم لازمه!
لهجه حدودا 100 ساله آبادانی لهجه ای مرکب از مهاجرت انگلیسی ها و هندی ها و رنگونی ها و لرهای بختیاری و بوشهری ها و عرب های منطقه جهت اشتغال در پالایشگاه آبادان است! اگر اشتراکاتی میبینید به همین دلیل است!
-------------------------------------------------------------------
آموزش مکالمه آبادانی چپی که قبلا گفتم و اینجا تکرار میشه!
مواد لازم: دو عدد آدم چپی فهم! دو عدد زبون دراز! و مقداری ذکاوت!
طرزتهیه: ابتدا شرایط را می سنجیم که در چه موقعیتی هستیم!همه نگاههای جمع حاضر به طرف دهن شما دوخته شده که چی میگویید و همه از شدت فضولی دارن میترکن! چیکار باید کرد!همه کلمات رو در هم ریخته و معمولا جای حرف اول ودوم واژه را جابجا کنید!
برای مثال مکالمه چپی میلاد وبهروز:
بهروز:الو سلام میلاد کجایی زود بیا منتظریم!
میلاد:لسام ممد رشایط رخابه! ناج تو ست سینت(سلام محمد شرایط خرابه!جان تو ردیف(ست) نیست)
بهروز:ها لبه! پ ایطور! لیاخی سینته!چبه ها لتس گو شدن(ها بله! پس اینطور! بچه ها لتس گو(رفتنی) شدن)
میلاد:راچکم!ربو من 10 مین دیگه فالور میشم (چاکرم!برو من 10مین(دقیقه)دیگه فالور میشم (follwer= هر کاری شما کردی همونو میکنم)
بهروز:سباط لقی سته!(بساط قلیان ردیفه)
میلاد:سینته ناج ممد! تو رتکم(جان محمد نیست!تو ترکم)
بهروز:ما لتس گو تو نخلس( ما میریم نخلستون)
میلاد:راکی سینته! ربو(کاری نیست! برو)
--------------------------------------------------------------
مکالمه آبادانی معمولی میلاد و بهروز!
بهروز:الوووووووو! سِلام میلاد!برنامه فردا چیه؟
میلاد:تو باز مونه کله سحر از خواب پروندی؟مگه نمیگومت تا حالا تو عمرُم 6 صبح ندیدُم!
بهروز: جان میلاد اساسی شرمنده! نماز صبح داشتُم میخوندم گفتُم تو هم بلند شی بخونی!
میلاد:بابا 2 ساعت پیش خوندیم رفت! این روزا اذانه دارن دیر میگن ها!
بهروز:خو جان میلاد بی خیال!جنسا رسیدن؟
میلاد:والا زنگ بزن قاسم چاقو کش و عباس یک پا و اسی چپ ممنوع! مو آمارشو ندارُم!
بهروز:ووووووووووی میلاد!گرفتنمون! مامورا اومدن !یا خداااااااااااااااااا!
میلاد:چی؟ چی شد بهروز! یا سید عباس ایستگاه 12!مونم فر کنُم برُم تا اینجا هم لو نرفته!
---------------------------------
لینکهای زیر دانلود صوتی مکالمه خیالی بین من وبهروز است ک جهت ملموس تر شدن این تاپیک با گوشیم ضبط کردم!! با فرمت AMR موبایلی!! هم میتونید بریزید رو موبایلتون گوش کنید و هم از طریق نرم افزار quick time در کامپیوتر!
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]







اصل کاری هاش موندن!

