محمد مصدق نخست وزير وقت و مبارز راه ملي شدن نفت ايران روز 29 اسفند هر سال را روز ملي شدن نفت ، يك روز ملي و تعطيل عمومي اعلام كرد . 29 اسفند 1329 طرح ملي شدن نفت ايران به صورت قانون در آمده بود كه در اجراي آن پس از پنج دهه، از انگلستان در نفت ايران خلع يد شد و اين دولت را چنان بر آشفت كه تا براندازي حكومت دكتر مصدق در امرداد 1332 دست از مخالفت، تحريك، تحريم و توطئه نكشيد.يك روز پيش از اعلام 29 اسفند به عنوان يك روز ملي، دكتر مصدق جزئيات ظلمهاي انگلستان به ملت ايران در طول 150 سال و مداخلات اين دولت از جمله انحصار نفت ايران در دست خود را براي دهها روزنامه نگار آمريكايي كه به تهران آمده بودند تشريح كرده بود و چند روز پيش از آن هم آب پاكي روي دست نمايندگان بانك جهاني كه براي ميانجيگري به تهران آمده بودند ريخته و گفته بود که یک ملت مستقل و حاکم برخود بر سر حق مسلم و طبیعی اش مصالحه نمی کند و لذا نیاز به میانجیگری نیست. مذاکره با دولتی که طبیعتی سلطه گر دارد خود را برتر می شمارد و زورگویی را حق یک دولت برتر می داند به منزله تسلیم در برابر زور و یک خیانت ملی است. انگلستان ملت باهوش و با استعداد ما را در عقب ماندگی فرو برد تا سر برنیاورد و مدعی اش شود. از اوایل قرن شانزدهم سیاست کلی دولت های سلطه گر بر این مدار بوده است که مانع رشد ملت هایی شوند که روزگاری قدرت بودند. برتری جویان که نان سلطه گری و استثمار می خورند نمی خواهند رقیب داشته باشند ـ چه این رقیب یک فرد منتقد و روشنگر باشد و چه یک ملت بیدار شده از خواب و مصمم و مبارز ـ مبارز کسب حق خود ، پس از پيروزي انقلاب در بهمن ماه 1357 پيشنهاد شده بود که عنوان روز ملي 29 اسفند به روز "ايستادگي در برابر استکبار (سلطه گري)" تغيير يابد تا عنواني گسترده تر باشد که موافقت نشد و استدلال شد که رسم نيست يک عنوان تاريخي تغيير يابد.در همین روز در اسفندماه 1332 و هفت ماه پس از براندازي حكومت دكتر مصدق، راجرز استيونس سفير تازه انگلستان در تهران اعلام كرد كه ميان انگلستان و آمريكا در قبال نفت ايران توافق حاصل شده است!.
راستی مصدق کسی که نفت رو ملی کرد حالا یادش کجاست خونش کجاست میشناسیمش یا نه حتی ازش یادی نمیشه یا اگه هم بشه بر علیه مصدقه اما اون چیز که معلومه مرد بزرگی بود و مردان بزرگ همیشه و در هر جای بزرگ میمونن برخلاف نامردان. به مصدق می گم میدونم صدای ما رو میشنوه درود به شرفت تو کسی که ثابت کردی لایق ایرانی بودنی
[HIGHLIGHT=#548dd4]راستی مصدق کسی که نفت رو ملی کرد حالا یادش کجاست خونش کجاست میشناسیمش یا نه حتی ازش یادی نمیشه یا اگه هم بشه بر علیه مصدقه اما اون چیز که معلومه مرد بزرگی بود و مردان بزرگ همیشه و در هر جای بزرگ میمونن برخلاف نامردان. به مصدق می گم میدونم صدای ما رو میشنوه درود به شرفت تو کسی که ثابت کردی لایق ایرانی دورانی که رجال سیاسی کشور همگی وابسته به غرب بودند افرادی مثل مصدق برای کشور نعمت بودند.اما این نباید به معنای چشم پوشی بر نقاط عیبش بشه و ان گسستن از مردم بود.در ان زمان نقش ایت الله کاشانی در همراه کردن مردم روشن بود و تا زمانی که این دو با هم بودن نهضت خیلی خوب پیش رفت ولی خودبزرگ بینی های این فرد واشتباهات فاحشش کاری کرد که عملا ملی شدن صنعت نفت نتنها سودی نداشت بلکه منجر به ایجاد یک دیکتادوری دهشت ناک 25 ساله شد. خیل اسناد به جا مانده روشن کننده حقیقت است. از جمله این اسناد نامه ای است که آیت الله کاشانی در روز 27 مرداد (یک روز قبل از به اصطلاح کودتای 28 مرداد) به دکتر مصدق نوشته و در آن مسائلی را متذکر شده است. این نامه در وقتی نوشته شده که ایشان در اوج فشارها از جانب طرفداران دکتر مصدق قرار داشتند و به قول شهید با بصیرت سید حسن آیت: «کِی[این نامه نوشته شده]؟ 27 مرداد، وقتی که خانه کاشانی را قبلاً مصدق دستور سنگ باران داده، بچه هایش را گرفته، بدترین فحش ها را توی روزنامه ها به او داده، در تهران سر سگ عمامه گذاشته اند و گردانده اند و گفته اند [این] آیت الله کاشانی [است].» (درس هایی از تاریخ سیاسی ایران، نوشته سید حسن آیت ص 323) در این نامه آیت الله کاشانی به موارد مهمی اشاره کردند، من جمله به قصد و روش مصدق که می خواست برای وجیه الملّه ماندن و اهدافی دیگر ملت را تنها بگذارد و نهضت را به فنا بدهد و آنکه کارهای مصدق، خود زمینه ساز کودتای اصطلاحی بوده و مورد بالا را تأیید می کند. در این سند مهم تاریخی، هم بصیرت آیت الله کاشانی جلوه کرده، هم اخلاص ایشان و هم بزرگواری شان: «حضرتنخستوزیر معظّم،جنابآقایدکتر مصدق،داماقباله عرض می شود گرچهامکانیبرایعرایضم نماندهاستولیصلاحدینو ملتبرایاینخادماسلامبالاتر از احساساتشخصیاست و علی رغم غرض ورزی ها و بوق و کرنای تبلیغات شما، خودتانبهتر از هر کسیمیدانید کههمّو غمّمدر نگهداریدولتجنابعالیاستکهخودتانبهبقایآنمتمایلنیستید. از تجربیاترویکار آمدنقوامو لجبازی هایاخیر بر منمسلماستکهمیخواهند [اشاره به عناصر پشت پرده خط دهنده به مصدق] مانند سیامتیر کذائییک بار دیگر ملترا تنها گذاشتهو قهرمانانهبروید. حرفاینجانبرا درخصوصاصرارمدر عدماجرایرفراندم [راجع به انحلال مجلس هفدهم] نشنیدید و مرا لکهحیضکردید، خانهامرا سنگبارانو یارانو فرزندانمرا زندانیفرمودید و مجلسرا کهترسداشتید شما را ببَرد بستید. حالا نهمجلسیهستو نهتکیهگاهیبرایملتگذاشتهاید. زاهدیرا کهمنبا زحمتدر مجلستحتنظر و قابلکنترلنگهداشتهبودمبا لطایفالحیلخارجکردید و حالا همانطور کهواضحبوده درصدد بهاصطلاحکودتا است. اگر نقشهشما نیستکهمانند سیامتیرعقبنشینیکنید و بهظاهر قهرمان زمانبمانید و اگر حدس و نظر من صحیح نیست که همانطور که در آخرین ملاقاتم در دزاشیب به شما گفتم و به هندرسون [سفیر آمریکا] هم گوشزد کردم کهآمریکا ما را در گرفتننفتاز انگلیسیها کمککرد و حالا بهصورتملیو دنیاپسندیمیخواهد بهدستجنابعالیاینثروترا بهچنگآورد و اگر واقعاًبا دیپلماسینمیخواهید کنار بروید ایننامهمنسندیدر تاریخملتایران خواهد بودکهمنشما را، با وجود همهبدیهایخصوصی تاننسبتبهخودم،از وقوعحتمییککودتا [به] وسیلهزاهدی، کهمطابقبا نقشهخود شماست،آگاهکردمکهفردا جایهیچگونهعذر موجهینباشد. اگر به راستیدر اینفکر اشتباهمیکنم، با اظهار تمایلشما، سید مصطفی [فرزند آیت الله کاشانی]و ناصر خانقشقاییرا برایمذاکره، خدمتمیفرستم. خدا به همه ما رحم بفرماید.ایام به کام باد. سیدابوالقاسمکاشانی» (به نقل از درس هایی از تاریخ سیاسی ایران، نوشته سید حسن آیت، صفحات323 تا 325)
جواب مصدق به آیت الله کاشانی دکتر مصدق در جواب این نامه به صورت ناخودآگاه مهر تأییدی زد بر صحت حدس های آیت الله کاشانی و دیگر موارد طرح شده در نامه. دکتر مصدق در جواب آیت الله کاشانی نوشت: «مرقومه حضرت آقا [به] وسیله آقا حسن آقا سالمی زیارت شد. این جانب مستظهر به پشتیبانی ملت ایران هستم. والسلام.دکتر محمد مصدق.» (به نقل از درس هایی از تاریخ سیاسی ایران، نوشته سید حسن آیت، صفحه 325) اما روز بعد معلوم شد که پشتیبانی ملت از شخص او تا چه حد بوده است و اکنون بعد از گذشت 48 سال از وفات آیت الله کاشانی دیگر وقت آن رسیده است که غبار مظلومیت از چهره این روحانی شریف پاک شود و صبح حقیقت بدمد: «الیس الصبح بقریب».