مسافرت از گذشته مورد علاقه بشر بوده است عدم راكد شدن همواره روح آدمي را به تخيل وا ميداشته. با آنكه در ايام قديم هدف تنها زيارت و بود و تجارت ، ولي امروزه به چند دليل ساده سفر امري پيچيده و پديده اي همچو صنعت گردشگري را ايجاد كرده است ( در مقالات گذشته به آن اشاره شده است )دلايل رشد صنعت گسترش راهها و افزايش درآمد ها ، ماشيني شدن زندگي ها و افزايش اوقات فراغت و تنوع در اسباب سفر دانسته مي شود ... گسترش مسافرت و گردشگري به دليل برخورد نزديك مسافر و بوميان تقريب فرهنگي را به وجود مي آورد و در اشل بزرگ آن به صادرات فرهنگي مي انجامد. مخصوصاً در كشوري مثل ايران با سابقه درخشان باستاني و تمدني كهن .
در اين زاد بوم ما نمادها و اسطوره هاي بسياري در باب سفر داشته ايم همانطور كه داشته ايم همانند کشورهایی مانند ایتالیا، یونان و چین و ... پر است از افسانهها، قهرمانان و آداب و رسومی که سفر نقشی کلیدی را در آن ایفا مینماید ، به نحوي كه در فرهنگ ایرانی - اسلامی ما نیز به طور مستقیم به فواید سفر اشاره شده است. چه بسا انبوه كتب و روايات و احاديث و مثل ها و سفرنامه ها در اين باب بيانگر اهميت اين موضوع نزد اجداد ما مي باشد.
بزرگان مسافر به جان پرورند
که نام نکویی به عالم برند
تبه گردد آن مملکت عنقریب
کزو آزرده خاطر آزرده آید غريب
با توجه به مباحث گذشته و اهميت توجه به سفر قصد آن دارم در اين انجمن به بحث در باب گردشگري فرهنگي كه كشورمان يكي از ذخاير قابل توجه در باب تنوع فرهنگي مي باشد بپردازم و از دوستان براي همفكري و تبادل نظر كمك ميخواهم.
در تمدن شرقی جاذبه هاي فرهنگي پتانسیل بالایی را در توسعه گردشگری دارد علي الخصوص توازن اثرات اين نوع گردشگري بيشتر به سمت اثرات مثبت است تا منفي چون داشته هاي فرهنگي ما و بسياري از كشورهاي باستاني مخلوطي از چندين هزار سال اتفاق است كه سبب چنين مدل متنوع و جذابي شده است . با توجه به كم نظيري اين نوع نگاه به بازار جهاني سفر در اين زمينه جاي كار بسيار زياد و پشتوانه اي درست براي پيشرفت و توسعه ايران عزيز فراهم ميآيد هرچند كه نگاه مديريتي به امر گردشگري امري نيكوست اما از حدش كه بگذرد حكايت سقوط از آن طرف بام است! پس از ارائه بحثهاي مديريتي ميپرهيزيم و تنها اشاره اي گذرا به آن داريم.
نخست به تعريف اين نوع گردشگري مي پردازيم جامعترین تعریفی كه از گردشگري است مربوط به سازمان جهاني گردشگري است. بر طبق این تعریف، گردشگری به فعالیت سفر یک شخص به منطقهای خارج از محل زندگی خود تا یکسال ادامه پیدا نکند و با هدف تفریح، تجارت و یا سایر اهداف باشد، .جالب است بدانيد قريب به 160 تعريف ثبت شده درباره جهانگردي موجود است!!!.حال به تعريف فرهنگ ميپردازيم مارگارات مکید بيان داشته كه : فرهنگ را مجموعهای از رفتارهای آموختنی، باورها، عادات و سنتهای مشترک میان افراد میداند که به صورتی متوالی توسط فردی که وارد آن جامعه میشود، آموخته و به کار گرفته میشود. ادوارد ساپیر نیر فرهنگ را مجموعهای از معناها که یک گروه معین به مدد آن با یکدیگر ارتباط برقرار میکنند، میداند. گرت هافستد نیز فرهنگ را اینگونه تعریف میکند: فرهنگ برنامهریزی جامع ذهن است که به جداسازی اعضای یک گروه میانجامد. اما شاید بهترین تعریف از فرهنگ، تعریفی باشد که ادوارد تیلور ارائه داده است. از نظر تیلور فرهنگ مجموعهای پیچیده از باورها، هنرها، اخلاق، حقوق، ارزشها، آداب و رسوم و دیگر قابلیتها و عاداتی است که انسان به عنوان عضوی از جامعه کسب میکند.در باب فرهنگ عناصر مشترك بسياري يافت مي شود.
در مطالب بعدي به ادامه اين بحث مي پردازيم و اميدوارم دوستان به اين بحث و اهميت دانستن آن توجه كافي داشته باشند و با همفكري راههاي جديدي براي ارائه ايراني بهتر به دنياي امروز پيدا كنيم... همفكري شما اميد دهنده تحقق اين آرزوست.
شاد و مانا باشيد
استفاده از اين مجموعه مقالات با ذكر نام نويسنده مجاز است
نگارش و تحقيق : مهدي اسودي
