موسيقي درماني در پزشکي
مدیران انجمن: رونین, Dr.Akhavan, شوراي نظارت

- پست: 3051
- تاریخ عضویت: یکشنبه ۷ اسفند ۱۳۸۴, ۳:۴۵ ق.ظ
- سپاسهای ارسالی: 351 بار
- سپاسهای دریافتی: 1579 بار
- تماس:
موسيقي درماني در پزشکي
موسيقي درماني چيست؟
اصوات موسيقي به علت برخورداري از بار هيجاني و عاطفي تاثيرات عميقي بر روحيات شخصيت و پرورش عواطف انساني مي گذارند و در تعدادي از شاخه هاي طب جايگزين مانند طب سوزني هومئوپاتي و آيورودا نقش عمده اي در درمان دارند.
امروزه به علت نگرش علمي و روش مند به موسيقي در درمان امراض موسيقي درماني به عنوان رشته اي مستقل مورد توجه قرار گرفته و در حكم روشي مكمل براي درمانهاي رايج پزشكي تعريف شده است كه منظور از آن استفاده تجويز شده از تحريكات موسيقايي يا فعاليتهاي آن براي كاهش ناتواني و بيماري و تغيير حالات ناسازگار از طريق توانبخشي توقف و درمان علائم بيماري است كه زير نظر پرسنل آموزش ديده صورت مي گيرد. در اين رشته موسيقي به عنوان ابزار و موسيقي درمان گر به عنوان فرد متخصص در برخي از بيماري ها شرايطي را (با توجه به شدت آن بيماري) ايجاد مي كنند كه مي تواند بيمار را در يك روند مثبت صعودي درجهت كاهش استرس ها و ارتقا سلامت قرار دهد و اين شرايط ممكن است متناسب با جنس و سن بيمار و شدت بيماري در امراض مختلف متفاوت باشد.
در مورد كاركرد موسيقي در پزشكي پژوهش هاي گوناگون و معتبري صورت گرفته است كه تعدادي از آن ها بر روي علائمي چون ضربان قلب، فشارخون، دردهاي گوناگون، تنفس، واكنش هاي پوستي، هورمونهاي آدرنالين، پرولاكتين، كورتيزول، امواج مغزي، كتكولامين ها، استروئيدها، الكتروميوگراف، عوارض جانبي داروها، مدت استفاده از داروها و مدت بستري بودن و بسياري موارد ديگر متمركز بوده است.
به طور كلي اهداف درماني اين پژوهش هاي موسيقايي را مي توان در هشت محور عمده خلاصه كرد :
1. پيشگيري، آموزش و يادگيري
2. كاهش دردهاي گوناگون پزشكي و دندان پزشكي
3. كاهش تنش ها و نگراني هاي ناشي از جراحي آسيبها و بيماريها
4. توان بخشي بعد از جراحي آسيب ها و تصادفات
5. كاهش خستگي حاصل از تنوس هاي عضلاني (گرفتگي هاي عضلاني ) و كاركرد ماهيچه
۶. كاهش عوارض جانبي دارو ها
7. كاهش مدت استفاده از دارو ها
8. كاهش طول مدت درمان و بستري بودن
علاوه بر تاثيرات درماني يادشده موسيقي مي تواند براي ارتقا برخي از فاكتورهاي رفتاري در افراد سالم موثر واقع شود.
مثلاٌ در صنعت از دوش موسيقي براي افزايش بازده توليد و آرامش رواني كاركنان استفاده مي شود. تاثيرات انواع موسيقي بر فرايندهاي حافظه يادگيري، دقت، ادراكات حسي، سيستم عصاب حركتي و … نمونه هايي از اين مقوله اند. پژوهش هاي انجام شده درباره حس آميزي رابطه متقابل تاثيرات رواني برخي از نت ها و گامهاي موسيقي را با رنگهاي مختلف آشكار مي سازد. مثلاٌ روان پزشكان رنگ قرمز را به گام دوماژور و رنگ سبز مايل به آبي را به گام لاماژور نسبت داده اند.
موسيقي در زمينه شناخت و كمك به رفع مشكلات رفتاري نيز كاربرد فراواني دارد و اين تغييرات رفتاري خاصه در سنين رشد و كودكي حائز اهميت است. علت اين تاثير گذاري اين است كه هنر به طور كلي و در اين جا موسيقي با توجه به بار عاطفي آن به عنوان نوعي وسيله تخليه رواني به كار برده مي شود و كودكاني كه دچار تنش و فشار رواني هستند با برون فكني فشارها و هيجانات از طريق موسيقي، به حد مطلوب هيجان و آرامش دست مي يابند. به استثناي مواردي كه مشكل كودك ريشه جسمي يا ارگانيك (اندامي) دارد تاثير موسيقي در رفتار كودك در مقايسه با ساير شيوه هاي ديگر از جمله دارو درماني موفق تر بوده و بيش از هر روش ديگري در تعديل رفتارهاي كودك موثر است اگر چه در مورد نقصهاي ارگانيك نيز نقش موسيقي را نبايد از نظر دور داشت.
مهم ترين ويژگي ازتباطي موسيقي جنبه غير كلامي آن است كه مي تواند در درمان اهميت اساسي داشته باشد. موسيقي واسطه با ارزشي براي ايجاد ارتباط مجدد با واقعيت در مورد افرادي است كه از واقعيت و اجتماع بريده اند(بيماران اسكيزوفرني). موسيقي، نوعي محرك احساسي قوي و تجربه اي چند حسي است : تحريك شنوايي از طريق اصواتي كه شنيده مي شوند تحريك لمسي از طريق ارتعاشاتي كه قابل احساس هستند و نيز تحريك بينايي توسط اجراي زنده آن. مثلاٌ كسب موفقيت در فعاليتهاي موسيقايي مي تواند احساس ارزش فردي را تقويت كند. به علاوه موسيقي به عنوان انتقال دهنده اطلاعات انتقال دهنده تقويت كننده ها و زمينه اي براي يادگيري و انعكاس مهارتها نيز مي تواند مورد استفاده قرار گيرد.
مهارت هاي لازم
بررسي علمي هر پديده در جهان منوط به شناخت اجزا عناصر تشكيل دهنده و نسبتهاي لازم و متعادل در ميان آنها و نيز بررسي طرز قرار گرفتن هر يك از اجزا و نسبت روابط و وظايف آنها با يكديگر است . در مبحث موسيقي درماني كه دو جنبه موسيقايي و پزشكي درآن مطرح است داشتن اطلاعاتي جامع براي درك و دريافت موسيقي روان شناسي موسيقي، تئوري موسيقي، تاريخ موسيقي و همچنين شناخت دقيق جوانب مختلف جسمي و رواني انسان از ديدگاه علوم فيزيولوژي (كاركرد صحيح اجزاي بدن) و پاتولوژي (آسيب شناسي) براي «موسيقي- درمانگر » الزامي است.
علاقه و اشتياق يه كار و پذيرش مسئوليت حرفه اي از تعهد نسبت به اين رشته احرتام ره حقوق درمان جويان و داشتن روحيه تحقيق از ويژگي هاي مهم يك «موسيقي درمانگر» است. بنابراين او بايد مهارت هاي تكنيكي و تفسيري پيشرفته را حد افل در يك وسيله اجراي موسيقي بداند و در توسعه و گسترش روابط بين افراد از طريق فعاليتهاي موسيقايي مهارت كامل داشته باشد.
از طرفي چون ريشه و پايه تمام بحثهاي روان شناسي به نوعي به مغز و اعصاب مربوط مي شود و با توجه به اين كه فرايند درك موسيقي در مغز انسان صورت مي گيرد ضرورت بحث عصب شناختي پيرامون موسيقي آشكارتر مي شود . موسيقي مي تواند از طريق ايجاد تحريكاتي در قسمتهاي مختلف سيستم عصبي به طور وسيعي بر بسياري از اعضا و اندام هاي انسان از نظر ادراكات حسي و كاركردهاي عملي موثر واقع شود و باعث پويش جسم و روان انسان در حالت سلامتي و بيماري گردد.
تكنيك ها و روشهاي موسيقي درماني
شنيدن موسيقي به طور غير فعال / در اين روش بيش تر بيماران موسيقي دلخواه و انتخابي خود را مي شنوند و در مواردي مي توانند از هدفون استفاده كنند و اجازه دارند صداي ضبط را كنترل و نوار را دستكاري كنند.
كاهش درد اضطراب و استرس ناشي از بيماري و استفاده كمتر از داروهاي بي حسي و يا كاهش عواض جانبي داروها و در نهايت كوتاه كردن مدت استفاده از دارو و بستري شدن از هدفهاي عمده درماني در اين روش است. انتخاب موسيقي مورد علاقه بيمار بر اساس تجربيات، روحيات، منش و خلق و خوي وي معمولاٌ با برانگيخته شدن خاطراتي همراه خواهد بود كه قبلاٌ تجربه شده و تهييج اين خاطرات خود موجب تحريكاتي هيجاني در سطح سيستمهاي خود آگاه و ناخود آگاه عصبي و مغزي مي شود و پي آمدهاي مختلفي را بر جاي خواهد گذاشت كه بايد توسط متخصص اين رشته- يعني «موسيقي درمانگر»- تا رسيدن به هدف نهايي پيگيري و كنترل شود و تداوم داشته باشد.
2. همكاري فعال در فعاليتهاي موسيقايي :
در اين روش بيماران براي هماهنگي هاي عضلاني و تنفسي به انجام تمرينات مناسب ريتميك مي پردازند و از موسيقي براي حركات بدني، خواندن و نواختن استفاده مي كنند. مثلاٌ سازهاي بادي براي افزايش گنجايش ششها مورد استفاده قرار مي گيرند. در اين روش از ريتم و سبك موسيقي مناسب با نيازهاي بيماران استفاده مي شود. به عنوان مثال موسيقي محرك مانند ديسكو براي حركات قوي و موسيقي آرام مانند والس براي انجام حركات روان و سيال به كار مي روند و در موارد ديگر به تمرين تمركز بر روي عناصر و اجزاي موسيقي از طريق شنيدن توصيه شده است. هدفهاي عمده درماني كه از اين روش حاصل شده عبارتند از : كاهش درد همراه با حركات ريتميك، افزايش توانايي هاي حركتي، افزايش قدرت و مدت حركت در نارسايي هاي عضلاني، افزايش گنجايش تنفسي و نمونه هاي متعدد ديگر.
3. موسيقي و مشاوره :
در اين روش از موسيقي براي بحث و گفت و گو و ياد آوري خاطرات بيماران به منظور افزايش مكالمه مثبت و ارتباط نزديك با يكديگر استفاده شده است. ترغيب بيشتر بيماران به شروع گفت و گو و بحثهاي موسيقايي و سخن گفتن پيرامون هر چيزي- جز بيماري- بر تحمل و سازگاري بيماران با شرايط بيمارستاني مي افزايد. هدف عمده اين روش كاهش استرسها، نگراني ها، ترسهاي ناشي از بيماري و جراحي و افزايش ارتباطات بين فردي و ايجاد آرامش و اميدواري در بيماران است.
4. موسيقي و رشد :
در اين روش عمدتاٌ از موسيقي به عنوان محركي تقويت كننده استفاده مي شود و با آن افراد مختلف مخصوصاٌ كودكان را به انجام تمرينات موزيكال ترغيب مي كنند كه تقويت رفتارهاي خاص خودياري و يادگيري مي انجامد. هدف عمده اين روش افزايش يادگيري و توان بخشي بيماران و جلوگيري از واپس روهاي رشدي است.
5. موسيقي و محرك :
در اين روش موسيقي براي تقويت حواس بينايي، لامسه و شنوايي به كار مي رود و غالباٌ با فعاليتهاي خوشايندي همراه مي شود و تحريكهاي شنوايي و لامسه را فراهم مي كند. در مواردي نيز در اين روش از نمايش براي هدايت تصوير و تخيل بيماران استفاده شده است. اين روش ضمن داشتن كارايي در درمان بيماراني كه دچار نقيصه هاي حسي و حركتي هستند تاثير بارزي در كاهش افسردگي و اضطراب معلولين دارد.
6. موسيقي و بازخورد زيستي :
در اين روش از موسيقي براي تقويت پاسخهاي فيزيولوژيك استفاده مي كنند و موسيقي را بازخوردهاي زيستي بيماران همراه مي نمايند و پاسخهاي مطلوب را در آنان افزايش مي دهند و به اين ترتيب از ناراحتي هاي فيزيولوژيك مي كاهند. براي مثال موسيقي را همراه با تنفس ريتميك عميق و يا حركات سيبك سازه در كاهش فشار خون، تنش هاي عضلاني، تشنجهاي صرعي و دردهاي ميگرني به كار گرفته اند.
7. موسيقي و فعاليتهاي گروهي :
در اين روش بيماران در فعاليتهاي گروهي موسيقايي مانند شنيدن، خواندن و نواختن شركت مي كنند و ارتباط مثبت بين افراد و احساس بهبودي افزايش مي يابد و متقابلاٌ احساس ناشي از ديدها و بيماري هاي مانند افسردگي و اضطراب كاهش پيدا مي كند. شركت در كنسرتهاي موسيقي درخواست آهنگاهاي مورد علاقه اجراي موسيقي في البداهه به طور گروهي و همچنين بحث هاي گروهي درباره موسيقي و تاثير مثبت اين فعاليتها از جمله مواردي است كه گزارش شده است .
اصوات موسيقي به علت برخورداري از بار هيجاني و عاطفي تاثيرات عميقي بر روحيات شخصيت و پرورش عواطف انساني مي گذارند و در تعدادي از شاخه هاي طب جايگزين مانند طب سوزني هومئوپاتي و آيورودا نقش عمده اي در درمان دارند.
امروزه به علت نگرش علمي و روش مند به موسيقي در درمان امراض موسيقي درماني به عنوان رشته اي مستقل مورد توجه قرار گرفته و در حكم روشي مكمل براي درمانهاي رايج پزشكي تعريف شده است كه منظور از آن استفاده تجويز شده از تحريكات موسيقايي يا فعاليتهاي آن براي كاهش ناتواني و بيماري و تغيير حالات ناسازگار از طريق توانبخشي توقف و درمان علائم بيماري است كه زير نظر پرسنل آموزش ديده صورت مي گيرد. در اين رشته موسيقي به عنوان ابزار و موسيقي درمان گر به عنوان فرد متخصص در برخي از بيماري ها شرايطي را (با توجه به شدت آن بيماري) ايجاد مي كنند كه مي تواند بيمار را در يك روند مثبت صعودي درجهت كاهش استرس ها و ارتقا سلامت قرار دهد و اين شرايط ممكن است متناسب با جنس و سن بيمار و شدت بيماري در امراض مختلف متفاوت باشد.
در مورد كاركرد موسيقي در پزشكي پژوهش هاي گوناگون و معتبري صورت گرفته است كه تعدادي از آن ها بر روي علائمي چون ضربان قلب، فشارخون، دردهاي گوناگون، تنفس، واكنش هاي پوستي، هورمونهاي آدرنالين، پرولاكتين، كورتيزول، امواج مغزي، كتكولامين ها، استروئيدها، الكتروميوگراف، عوارض جانبي داروها، مدت استفاده از داروها و مدت بستري بودن و بسياري موارد ديگر متمركز بوده است.
به طور كلي اهداف درماني اين پژوهش هاي موسيقايي را مي توان در هشت محور عمده خلاصه كرد :
1. پيشگيري، آموزش و يادگيري
2. كاهش دردهاي گوناگون پزشكي و دندان پزشكي
3. كاهش تنش ها و نگراني هاي ناشي از جراحي آسيبها و بيماريها
4. توان بخشي بعد از جراحي آسيب ها و تصادفات
5. كاهش خستگي حاصل از تنوس هاي عضلاني (گرفتگي هاي عضلاني ) و كاركرد ماهيچه
۶. كاهش عوارض جانبي دارو ها
7. كاهش مدت استفاده از دارو ها
8. كاهش طول مدت درمان و بستري بودن
علاوه بر تاثيرات درماني يادشده موسيقي مي تواند براي ارتقا برخي از فاكتورهاي رفتاري در افراد سالم موثر واقع شود.
مثلاٌ در صنعت از دوش موسيقي براي افزايش بازده توليد و آرامش رواني كاركنان استفاده مي شود. تاثيرات انواع موسيقي بر فرايندهاي حافظه يادگيري، دقت، ادراكات حسي، سيستم عصاب حركتي و … نمونه هايي از اين مقوله اند. پژوهش هاي انجام شده درباره حس آميزي رابطه متقابل تاثيرات رواني برخي از نت ها و گامهاي موسيقي را با رنگهاي مختلف آشكار مي سازد. مثلاٌ روان پزشكان رنگ قرمز را به گام دوماژور و رنگ سبز مايل به آبي را به گام لاماژور نسبت داده اند.
موسيقي در زمينه شناخت و كمك به رفع مشكلات رفتاري نيز كاربرد فراواني دارد و اين تغييرات رفتاري خاصه در سنين رشد و كودكي حائز اهميت است. علت اين تاثير گذاري اين است كه هنر به طور كلي و در اين جا موسيقي با توجه به بار عاطفي آن به عنوان نوعي وسيله تخليه رواني به كار برده مي شود و كودكاني كه دچار تنش و فشار رواني هستند با برون فكني فشارها و هيجانات از طريق موسيقي، به حد مطلوب هيجان و آرامش دست مي يابند. به استثناي مواردي كه مشكل كودك ريشه جسمي يا ارگانيك (اندامي) دارد تاثير موسيقي در رفتار كودك در مقايسه با ساير شيوه هاي ديگر از جمله دارو درماني موفق تر بوده و بيش از هر روش ديگري در تعديل رفتارهاي كودك موثر است اگر چه در مورد نقصهاي ارگانيك نيز نقش موسيقي را نبايد از نظر دور داشت.
مهم ترين ويژگي ازتباطي موسيقي جنبه غير كلامي آن است كه مي تواند در درمان اهميت اساسي داشته باشد. موسيقي واسطه با ارزشي براي ايجاد ارتباط مجدد با واقعيت در مورد افرادي است كه از واقعيت و اجتماع بريده اند(بيماران اسكيزوفرني). موسيقي، نوعي محرك احساسي قوي و تجربه اي چند حسي است : تحريك شنوايي از طريق اصواتي كه شنيده مي شوند تحريك لمسي از طريق ارتعاشاتي كه قابل احساس هستند و نيز تحريك بينايي توسط اجراي زنده آن. مثلاٌ كسب موفقيت در فعاليتهاي موسيقايي مي تواند احساس ارزش فردي را تقويت كند. به علاوه موسيقي به عنوان انتقال دهنده اطلاعات انتقال دهنده تقويت كننده ها و زمينه اي براي يادگيري و انعكاس مهارتها نيز مي تواند مورد استفاده قرار گيرد.
مهارت هاي لازم
بررسي علمي هر پديده در جهان منوط به شناخت اجزا عناصر تشكيل دهنده و نسبتهاي لازم و متعادل در ميان آنها و نيز بررسي طرز قرار گرفتن هر يك از اجزا و نسبت روابط و وظايف آنها با يكديگر است . در مبحث موسيقي درماني كه دو جنبه موسيقايي و پزشكي درآن مطرح است داشتن اطلاعاتي جامع براي درك و دريافت موسيقي روان شناسي موسيقي، تئوري موسيقي، تاريخ موسيقي و همچنين شناخت دقيق جوانب مختلف جسمي و رواني انسان از ديدگاه علوم فيزيولوژي (كاركرد صحيح اجزاي بدن) و پاتولوژي (آسيب شناسي) براي «موسيقي- درمانگر » الزامي است.
علاقه و اشتياق يه كار و پذيرش مسئوليت حرفه اي از تعهد نسبت به اين رشته احرتام ره حقوق درمان جويان و داشتن روحيه تحقيق از ويژگي هاي مهم يك «موسيقي درمانگر» است. بنابراين او بايد مهارت هاي تكنيكي و تفسيري پيشرفته را حد افل در يك وسيله اجراي موسيقي بداند و در توسعه و گسترش روابط بين افراد از طريق فعاليتهاي موسيقايي مهارت كامل داشته باشد.
از طرفي چون ريشه و پايه تمام بحثهاي روان شناسي به نوعي به مغز و اعصاب مربوط مي شود و با توجه به اين كه فرايند درك موسيقي در مغز انسان صورت مي گيرد ضرورت بحث عصب شناختي پيرامون موسيقي آشكارتر مي شود . موسيقي مي تواند از طريق ايجاد تحريكاتي در قسمتهاي مختلف سيستم عصبي به طور وسيعي بر بسياري از اعضا و اندام هاي انسان از نظر ادراكات حسي و كاركردهاي عملي موثر واقع شود و باعث پويش جسم و روان انسان در حالت سلامتي و بيماري گردد.
تكنيك ها و روشهاي موسيقي درماني
شنيدن موسيقي به طور غير فعال / در اين روش بيش تر بيماران موسيقي دلخواه و انتخابي خود را مي شنوند و در مواردي مي توانند از هدفون استفاده كنند و اجازه دارند صداي ضبط را كنترل و نوار را دستكاري كنند.
كاهش درد اضطراب و استرس ناشي از بيماري و استفاده كمتر از داروهاي بي حسي و يا كاهش عواض جانبي داروها و در نهايت كوتاه كردن مدت استفاده از دارو و بستري شدن از هدفهاي عمده درماني در اين روش است. انتخاب موسيقي مورد علاقه بيمار بر اساس تجربيات، روحيات، منش و خلق و خوي وي معمولاٌ با برانگيخته شدن خاطراتي همراه خواهد بود كه قبلاٌ تجربه شده و تهييج اين خاطرات خود موجب تحريكاتي هيجاني در سطح سيستمهاي خود آگاه و ناخود آگاه عصبي و مغزي مي شود و پي آمدهاي مختلفي را بر جاي خواهد گذاشت كه بايد توسط متخصص اين رشته- يعني «موسيقي درمانگر»- تا رسيدن به هدف نهايي پيگيري و كنترل شود و تداوم داشته باشد.
2. همكاري فعال در فعاليتهاي موسيقايي :
در اين روش بيماران براي هماهنگي هاي عضلاني و تنفسي به انجام تمرينات مناسب ريتميك مي پردازند و از موسيقي براي حركات بدني، خواندن و نواختن استفاده مي كنند. مثلاٌ سازهاي بادي براي افزايش گنجايش ششها مورد استفاده قرار مي گيرند. در اين روش از ريتم و سبك موسيقي مناسب با نيازهاي بيماران استفاده مي شود. به عنوان مثال موسيقي محرك مانند ديسكو براي حركات قوي و موسيقي آرام مانند والس براي انجام حركات روان و سيال به كار مي روند و در موارد ديگر به تمرين تمركز بر روي عناصر و اجزاي موسيقي از طريق شنيدن توصيه شده است. هدفهاي عمده درماني كه از اين روش حاصل شده عبارتند از : كاهش درد همراه با حركات ريتميك، افزايش توانايي هاي حركتي، افزايش قدرت و مدت حركت در نارسايي هاي عضلاني، افزايش گنجايش تنفسي و نمونه هاي متعدد ديگر.
3. موسيقي و مشاوره :
در اين روش از موسيقي براي بحث و گفت و گو و ياد آوري خاطرات بيماران به منظور افزايش مكالمه مثبت و ارتباط نزديك با يكديگر استفاده شده است. ترغيب بيشتر بيماران به شروع گفت و گو و بحثهاي موسيقايي و سخن گفتن پيرامون هر چيزي- جز بيماري- بر تحمل و سازگاري بيماران با شرايط بيمارستاني مي افزايد. هدف عمده اين روش كاهش استرسها، نگراني ها، ترسهاي ناشي از بيماري و جراحي و افزايش ارتباطات بين فردي و ايجاد آرامش و اميدواري در بيماران است.
4. موسيقي و رشد :
در اين روش عمدتاٌ از موسيقي به عنوان محركي تقويت كننده استفاده مي شود و با آن افراد مختلف مخصوصاٌ كودكان را به انجام تمرينات موزيكال ترغيب مي كنند كه تقويت رفتارهاي خاص خودياري و يادگيري مي انجامد. هدف عمده اين روش افزايش يادگيري و توان بخشي بيماران و جلوگيري از واپس روهاي رشدي است.
5. موسيقي و محرك :
در اين روش موسيقي براي تقويت حواس بينايي، لامسه و شنوايي به كار مي رود و غالباٌ با فعاليتهاي خوشايندي همراه مي شود و تحريكهاي شنوايي و لامسه را فراهم مي كند. در مواردي نيز در اين روش از نمايش براي هدايت تصوير و تخيل بيماران استفاده شده است. اين روش ضمن داشتن كارايي در درمان بيماراني كه دچار نقيصه هاي حسي و حركتي هستند تاثير بارزي در كاهش افسردگي و اضطراب معلولين دارد.
6. موسيقي و بازخورد زيستي :
در اين روش از موسيقي براي تقويت پاسخهاي فيزيولوژيك استفاده مي كنند و موسيقي را بازخوردهاي زيستي بيماران همراه مي نمايند و پاسخهاي مطلوب را در آنان افزايش مي دهند و به اين ترتيب از ناراحتي هاي فيزيولوژيك مي كاهند. براي مثال موسيقي را همراه با تنفس ريتميك عميق و يا حركات سيبك سازه در كاهش فشار خون، تنش هاي عضلاني، تشنجهاي صرعي و دردهاي ميگرني به كار گرفته اند.
7. موسيقي و فعاليتهاي گروهي :
در اين روش بيماران در فعاليتهاي گروهي موسيقايي مانند شنيدن، خواندن و نواختن شركت مي كنند و ارتباط مثبت بين افراد و احساس بهبودي افزايش مي يابد و متقابلاٌ احساس ناشي از ديدها و بيماري هاي مانند افسردگي و اضطراب كاهش پيدا مي كند. شركت در كنسرتهاي موسيقي درخواست آهنگاهاي مورد علاقه اجراي موسيقي في البداهه به طور گروهي و همچنين بحث هاي گروهي درباره موسيقي و تاثير مثبت اين فعاليتها از جمله مواردي است كه گزارش شده است .
آخرین ويرايش توسط 1 on Dr.Akhavan, ويرايش شده در 0.

-
- پست: 3324
- تاریخ عضویت: چهارشنبه ۳ اسفند ۱۳۸۴, ۲:۱۵ ق.ظ
- سپاسهای ارسالی: 941 بار
- سپاسهای دریافتی: 1474 بار
- تماس:

- پست: 3051
- تاریخ عضویت: یکشنبه ۷ اسفند ۱۳۸۴, ۳:۴۵ ق.ظ
- سپاسهای ارسالی: 351 بار
- سپاسهای دریافتی: 1579 بار
- تماس:

- پست: 3051
- تاریخ عضویت: یکشنبه ۷ اسفند ۱۳۸۴, ۳:۴۵ ق.ظ
- سپاسهای ارسالی: 351 بار
- سپاسهای دریافتی: 1579 بار
- تماس:
موسيقي و نقش بيماريزايي آن
و نقش بيماريزايي
برخلاف آنچه تاكنون از نقش شفابخشي موسيقي گفتيم، برخي از موسيقيها هستند كه با توجه به مركز موسيقي در مغز كه هم مكان با بخش احساس است بر روي روح انسان تاثير منفي ميگذارد كه دو نمونه از آنها و نتيجه تحقيقاتي كه دربار آنها شده بيان ميشود.
* موسيقي تند و نقش آن در ايجاد رفتار پرخاشجويانه
يك مطالعه در آمريكا، اين باور عمومي را كه گوش كردن به موسيقي تند و خشن بدون ايجاد هيچ تاثير مضري به تخليه عواطف و احساسات منفي كمك ميكند، رد مينمايد.
پژوهشگران دانشگاه ايالتي آيوا و بخش خدمات انساني تگزاس بر روي بيش از 500 دانشجو كه به هفت آواز تند توسط هفت هنرمند و 8 آواز ملايم توسط هفت هنرمند ديگر گوش كرده بودند آزمايشهايي انجام داده شد.
در اين مطالعه براي ارزيابي احساسات و افكار پرخاشجويانه، از دانشجويان آزمونهاي مختلف روانشناسي گرفته شد.
نتايج بدست آمده نشان داد موسيقي تند بدون آنكه تحريك يا تهديدي وجود داشته باشد احساسات خصمانه را افزايش ميدهد.
* موسيقي بسيار بم و نقش آن در ايجاد غم و نااميدي
دانشمندان انگليسي در يك آزمايش نشان دادند صداهاي بسيار بم و غيرقابل شنيدن براي انسانها، موسوم به مادن صوت (Infrasound)، موجب بروز حالات غيرطبيعي از قبيل اضطراب، نگراني، غم شديد و نااميدي در افراد ميشوند.
دكتر ريچارد لرد از آزمايشگاه ملي فيزيك انگليس براي بررسي تاثير صداهاي غيرقابل شنيدن بر افراد، آزمايشي ترتيب داد.
در اين آزمايش لرد و همكارانش در يك سالن بزرگ اجراي موسيقي زنده، قطعاتي از موسيقي را براي 750 شنونده پخش كردند و بدون اطلاع شنوندگان،در لابه لاي برخي از اين قطعات به كمك يك فلوت هفت متري اصوات بسيار بم و غيرقابل شنودي توليد كردند و سپس از شنوندگان خواستند تا واكنش خود به اين قطعات موسيقي را بيان كنند.
با وجود اينكه شنوندگان نميدانستند در كداميك از قطعات موسيقي اصوات مادون صوت گنجانده شده، اما 22 درصد از آنها با اشاره به قطعات موسيقي حاوي صداهاي غيرقابل شنود، بيان كردند كه در هنگام شنيدن اين قطعات دچار احساسات غيرعادي شدهاند.
اين احساسات غيرعادي عبات بودند از احساس ناآارمي و اندوه، نااميدي شديد، نگراني و اضطراب، تنفر و همچنين احساس ترس.
صداهاي مادون صوت به طور طبيعي و در هنگام وقايعي نظير طوفان، وزش باد و تغييرات الگوهاي آب و هوايي و همچنين برخي انواع زلزله نيز توليد ميشوند.
دانشمندان عقيده دارند كه چنين اصواتي ممكن است به طور طبيعي در برخي مكانها و خانهها نيز توليد شود كه در پي آن ساكنين چنين مكانهايي ناخودآگاه احساس ترس و نگراني ميكنند و اين احساسات خود را به وجود روح و يا مسايلي از اين قبيل، نسبت ميدهند
برخلاف آنچه تاكنون از نقش شفابخشي موسيقي گفتيم، برخي از موسيقيها هستند كه با توجه به مركز موسيقي در مغز كه هم مكان با بخش احساس است بر روي روح انسان تاثير منفي ميگذارد كه دو نمونه از آنها و نتيجه تحقيقاتي كه دربار آنها شده بيان ميشود.
* موسيقي تند و نقش آن در ايجاد رفتار پرخاشجويانه
يك مطالعه در آمريكا، اين باور عمومي را كه گوش كردن به موسيقي تند و خشن بدون ايجاد هيچ تاثير مضري به تخليه عواطف و احساسات منفي كمك ميكند، رد مينمايد.
پژوهشگران دانشگاه ايالتي آيوا و بخش خدمات انساني تگزاس بر روي بيش از 500 دانشجو كه به هفت آواز تند توسط هفت هنرمند و 8 آواز ملايم توسط هفت هنرمند ديگر گوش كرده بودند آزمايشهايي انجام داده شد.
در اين مطالعه براي ارزيابي احساسات و افكار پرخاشجويانه، از دانشجويان آزمونهاي مختلف روانشناسي گرفته شد.
نتايج بدست آمده نشان داد موسيقي تند بدون آنكه تحريك يا تهديدي وجود داشته باشد احساسات خصمانه را افزايش ميدهد.
* موسيقي بسيار بم و نقش آن در ايجاد غم و نااميدي
دانشمندان انگليسي در يك آزمايش نشان دادند صداهاي بسيار بم و غيرقابل شنيدن براي انسانها، موسوم به مادن صوت (Infrasound)، موجب بروز حالات غيرطبيعي از قبيل اضطراب، نگراني، غم شديد و نااميدي در افراد ميشوند.
دكتر ريچارد لرد از آزمايشگاه ملي فيزيك انگليس براي بررسي تاثير صداهاي غيرقابل شنيدن بر افراد، آزمايشي ترتيب داد.
در اين آزمايش لرد و همكارانش در يك سالن بزرگ اجراي موسيقي زنده، قطعاتي از موسيقي را براي 750 شنونده پخش كردند و بدون اطلاع شنوندگان،در لابه لاي برخي از اين قطعات به كمك يك فلوت هفت متري اصوات بسيار بم و غيرقابل شنودي توليد كردند و سپس از شنوندگان خواستند تا واكنش خود به اين قطعات موسيقي را بيان كنند.
با وجود اينكه شنوندگان نميدانستند در كداميك از قطعات موسيقي اصوات مادون صوت گنجانده شده، اما 22 درصد از آنها با اشاره به قطعات موسيقي حاوي صداهاي غيرقابل شنود، بيان كردند كه در هنگام شنيدن اين قطعات دچار احساسات غيرعادي شدهاند.
اين احساسات غيرعادي عبات بودند از احساس ناآارمي و اندوه، نااميدي شديد، نگراني و اضطراب، تنفر و همچنين احساس ترس.
صداهاي مادون صوت به طور طبيعي و در هنگام وقايعي نظير طوفان، وزش باد و تغييرات الگوهاي آب و هوايي و همچنين برخي انواع زلزله نيز توليد ميشوند.
دانشمندان عقيده دارند كه چنين اصواتي ممكن است به طور طبيعي در برخي مكانها و خانهها نيز توليد شود كه در پي آن ساكنين چنين مكانهايي ناخودآگاه احساس ترس و نگراني ميكنند و اين احساسات خود را به وجود روح و يا مسايلي از اين قبيل، نسبت ميدهند

-
- پست: 3324
- تاریخ عضویت: چهارشنبه ۳ اسفند ۱۳۸۴, ۲:۱۵ ق.ظ
- سپاسهای ارسالی: 941 بار
- سپاسهای دریافتی: 1474 بار
- تماس:

- پست: 3051
- تاریخ عضویت: یکشنبه ۷ اسفند ۱۳۸۴, ۳:۴۵ ق.ظ
- سپاسهای ارسالی: 351 بار
- سپاسهای دریافتی: 1579 بار
- تماس:
موسيقي و تاثيرات متفاوت آن بر انس
موسيقي و تاثيرات متفاوت آن بر انسان ( نقش درمان کننده)
در مغز انسان مركزي براي دريافت موسيقي وجود دارد كه درست در پشت پيشاني قرار دارد، و از قضا اين همان نقطهاي است كه وظيفه يادگيري و ابراز احساسات انسان را نيز بر عهده دارد.
به همين دليل بين موسيقي، يادگيري، و كنترل و ابراز احساسات رابطه مستقيمي وجود دارد.
دانشمندان آمريكايي ميگويند كه افراد در موارد مختلف واكنش هاي متفاوتي به يك موسيقي مشابه نشان ميدهند كه احتمال داده ميشود كه يك دليل اين امر، شرايط احساسي گوناگون انسانها در زمان هاي متفاوت باشد. اما آيا تنها شرايط احساسي ماست كه باعث شفابخشي يا بيماري زايي موسيقي در وجود ما ميشود؟ يا اين مساله به ذات موسيقي و نوع آن نيز بر مي گردد؟
اولين مطلبي كه بايد بدانيم اين است كه اصلا چه اتفاقي مي افتد كه يك موسيقي در ذهن ما جاي ميگيرد؟
دانشمندان دانشگاه دارتموث در نيوهمپشاير در اين باره ميگويند: علت تكرار شدن ناخودآگاه برخي قطعات موسيقي در ذهن انسان به ناحيهاي در قشر جلويي مغز باز ميگردد.
اين ناحيه از مغر مسوول يادآوري قطعات موسيقي است كه فرد در گذشته شنيده و با ناحيه گيجگاهي در ارتباط است.
ناحيه گيجگاهي نيز خود وظيفه پردازش صداهاي اوليه و ساده، استدلال و همچنين يادآوري خاطرات را بر عهده دارد و حالا بايد بدانيم كه چه موسيقي در مغز ما ايجاد آرامش و در جسم ما نويد درمان ميدهد و چه نوع موسيقي منجر به استرس و در نتيجه بيماري ميگردد.
* موسيقي و نقش درماني آن
رونالد هاس استاد دانشگاه موتسارت شهر سالزبورگ اتريش ميگويد از طريق موسيقي ميتوان مصونيت انسانها را در برابر بيماريها تقويت كرد، دردها را كاهش داد و از بروز حوادث جلوگيري به عمل آورد.
تحقيقاتي كه وي انجام داده است نشان ميدهد كه بايد به انواع موسيقي در درمان بيماريها توجه شود.
* موسيقي شرق و درمان كوفتگي و سردرد
همين آقاي هاس در تحقيقي كه انجام داده، به اين نتيجه رسيده كه براساس شواهد تجربي برخي از ملودهاي قديمي مشرق زمين براي از بين بردن سردردها و كوفتگي بدن موثر است.
وي ميگويد: حدود 800 سال پس از ميلاد مسيح، در برخي از مراكز درماني مشرق زمين،از موسيقي براي درمان دردها استفاده ميشده است.
* كمك موسيقي به كاستن از خطر آلزايمر
در تحقيقي هم كه دانشمندان آمريكايي انجام دادند مشخص شده است كه مطالعه ، نواختن موسيقي و انجام بازيهايي مثل شطرنج با كاهش خطر ابتلا به آلزايمر در افراد مسن موثر است.
* به هنگام گرفتن رگ گيري كودك موسيقي فراموش نشود
نتايج تحقيقي كه در خرمآباد انجام شده هم نشان ميدهد كه استفاده از موسيقيهاي مخصوص كودكان باعث انحراف ذهن آنان نسبت به درد ناشي از اقدامات تهاجمي كوتاه مدت مثل رگگيري ميشود.
"رگگيري" يكي از شايعترين اقدامات دردناك پزشكي است و به صورت مكرر بعنوان لازمه و مقدمه تشخيص يا درمان بيماريها مورد استفاده قرار ميگيرد.
اين تحقيق كه بر روي 30 كودك شش تا 12 ساله مبتلا به تالاسمي در بيمارستان شهيد مدني خرمآباد انجام شده، نشان ميدهد كه شدت درد رگگيري در كودكاني كه فكرشان در زمان رگگيري به سمت موسيقي كودكان معطوف شده به طور معنيداري كمتر از ساير روشها بوده است.
* موسيقي و افزايش توان يادگيري
محققان هنگ كنگي هم با مطالعهاي به مقايسه كودكاني كه تحت آموزش موسيقي قرار داشتند با ديگر كودكان پرداختند و به اين نتيجه رسيدند كه كوكاني كه در گذشته تحت آموزش موسيقي قرار گرفته بودند حافظه شفاهي بسيار قويتري دارند و ميتوانند لغات بيشتري را از فهرست خوانده شده به ياد بياورند و در هر سنجش، بهتر از سنجش قبل عمل ميكنند.
* تداوم آموزش موسيقي به افزايش حافظه ميانجامد
همين محققان روانشناس هنگ كنگي عقيده دارند آموزش موسيقي نيم كره چپ مغز را تحريك ميكند و يادگيري شفاهي نيز توسط همين قسمت از مغز انسان كنترل ميشود.
مطالعات بعدي اين محققان نشان داد بهبود حافظه انسان با ادامه يادگيري موسيقي، ادامه پيدا ميكند و با توقف آموزش موسيقي متوقف ميشود.
* شنيدن موسيقي هماهنگ با ضرباهنگ قلب آرام بخش است
يك محقق ژاپني در دانشگاه ناگويا نيز به اين نكته پي برده كه شنيدن موسيقيهايي كه برمبناي ضرباهنگ قلب تدوين شدهاند، در آرامش اعصاب و كاستن تنش افراد موثر است.
اين محقق از 22 داوطلب خواست كه در اتاقي به پاسخگويي يك سلسله پرسش كه مرتب سختتر ميشد، بپردازند.
براي نيمي از داوطلبان، موسيقي متكي به ضرباهنگ قلب آنان پخش شد و ديگران در سكوت به حل مسائل ادامه دادند.
پرسشهاي تنظيم شده در پرسشنامه به منظور اندازه گيري ميزان استرس و اضطراب داوطلبان و احساس خستگي آنان تدوين شده بود.
نتايج حاصله از پاسخها حكايت از آن داشت داوطلباني كه به موسيقي قلب خود گوش مي دادهاند به مراتب از آرامش بيشتري برخوردار بودهاند.
*موسيقي هوش و عواطف روحي افراد را تقويت ميكند
يك محقق دانشگاه علوم پزشكي تبريز هم ميگويد كه موسيقي، دقت، هوش، حس مشاهده، استنباط و عواطف روحي انسان را تقويت ميكند.
كبري پرون ميگويد، تحقيقاتي كه در بخش مراقبتهاي ويژه انجام گرفته نشان ميدهد كه موسيقي به ميزان قابل توجهي در تسكين وتقليل وضعيت بحراني بيماراني كه در بخش آي سي يو بستري بودهاند، تاثير داشته است.
سامانه اعصاب انسان به محركهاي موزيكال پاسخ مثبت ميدهد و عملا موسيقي در تغيير حالت بيماران موثر است.
وي افزود، استفاده از موسيقي باعث آرامش روحي، بهبود وضعيت ذهني ، كاهش اثرات استرسهاي وارده ميشود و به افراد در برقراري ارتباط، اتحاد و تطابق كمك مي كند
در مغز انسان مركزي براي دريافت موسيقي وجود دارد كه درست در پشت پيشاني قرار دارد، و از قضا اين همان نقطهاي است كه وظيفه يادگيري و ابراز احساسات انسان را نيز بر عهده دارد.
به همين دليل بين موسيقي، يادگيري، و كنترل و ابراز احساسات رابطه مستقيمي وجود دارد.
دانشمندان آمريكايي ميگويند كه افراد در موارد مختلف واكنش هاي متفاوتي به يك موسيقي مشابه نشان ميدهند كه احتمال داده ميشود كه يك دليل اين امر، شرايط احساسي گوناگون انسانها در زمان هاي متفاوت باشد. اما آيا تنها شرايط احساسي ماست كه باعث شفابخشي يا بيماري زايي موسيقي در وجود ما ميشود؟ يا اين مساله به ذات موسيقي و نوع آن نيز بر مي گردد؟
اولين مطلبي كه بايد بدانيم اين است كه اصلا چه اتفاقي مي افتد كه يك موسيقي در ذهن ما جاي ميگيرد؟
دانشمندان دانشگاه دارتموث در نيوهمپشاير در اين باره ميگويند: علت تكرار شدن ناخودآگاه برخي قطعات موسيقي در ذهن انسان به ناحيهاي در قشر جلويي مغز باز ميگردد.
اين ناحيه از مغر مسوول يادآوري قطعات موسيقي است كه فرد در گذشته شنيده و با ناحيه گيجگاهي در ارتباط است.
ناحيه گيجگاهي نيز خود وظيفه پردازش صداهاي اوليه و ساده، استدلال و همچنين يادآوري خاطرات را بر عهده دارد و حالا بايد بدانيم كه چه موسيقي در مغز ما ايجاد آرامش و در جسم ما نويد درمان ميدهد و چه نوع موسيقي منجر به استرس و در نتيجه بيماري ميگردد.
* موسيقي و نقش درماني آن
رونالد هاس استاد دانشگاه موتسارت شهر سالزبورگ اتريش ميگويد از طريق موسيقي ميتوان مصونيت انسانها را در برابر بيماريها تقويت كرد، دردها را كاهش داد و از بروز حوادث جلوگيري به عمل آورد.
تحقيقاتي كه وي انجام داده است نشان ميدهد كه بايد به انواع موسيقي در درمان بيماريها توجه شود.
* موسيقي شرق و درمان كوفتگي و سردرد
همين آقاي هاس در تحقيقي كه انجام داده، به اين نتيجه رسيده كه براساس شواهد تجربي برخي از ملودهاي قديمي مشرق زمين براي از بين بردن سردردها و كوفتگي بدن موثر است.
وي ميگويد: حدود 800 سال پس از ميلاد مسيح، در برخي از مراكز درماني مشرق زمين،از موسيقي براي درمان دردها استفاده ميشده است.
* كمك موسيقي به كاستن از خطر آلزايمر
در تحقيقي هم كه دانشمندان آمريكايي انجام دادند مشخص شده است كه مطالعه ، نواختن موسيقي و انجام بازيهايي مثل شطرنج با كاهش خطر ابتلا به آلزايمر در افراد مسن موثر است.
* به هنگام گرفتن رگ گيري كودك موسيقي فراموش نشود
نتايج تحقيقي كه در خرمآباد انجام شده هم نشان ميدهد كه استفاده از موسيقيهاي مخصوص كودكان باعث انحراف ذهن آنان نسبت به درد ناشي از اقدامات تهاجمي كوتاه مدت مثل رگگيري ميشود.
"رگگيري" يكي از شايعترين اقدامات دردناك پزشكي است و به صورت مكرر بعنوان لازمه و مقدمه تشخيص يا درمان بيماريها مورد استفاده قرار ميگيرد.
اين تحقيق كه بر روي 30 كودك شش تا 12 ساله مبتلا به تالاسمي در بيمارستان شهيد مدني خرمآباد انجام شده، نشان ميدهد كه شدت درد رگگيري در كودكاني كه فكرشان در زمان رگگيري به سمت موسيقي كودكان معطوف شده به طور معنيداري كمتر از ساير روشها بوده است.
* موسيقي و افزايش توان يادگيري
محققان هنگ كنگي هم با مطالعهاي به مقايسه كودكاني كه تحت آموزش موسيقي قرار داشتند با ديگر كودكان پرداختند و به اين نتيجه رسيدند كه كوكاني كه در گذشته تحت آموزش موسيقي قرار گرفته بودند حافظه شفاهي بسيار قويتري دارند و ميتوانند لغات بيشتري را از فهرست خوانده شده به ياد بياورند و در هر سنجش، بهتر از سنجش قبل عمل ميكنند.
* تداوم آموزش موسيقي به افزايش حافظه ميانجامد
همين محققان روانشناس هنگ كنگي عقيده دارند آموزش موسيقي نيم كره چپ مغز را تحريك ميكند و يادگيري شفاهي نيز توسط همين قسمت از مغز انسان كنترل ميشود.
مطالعات بعدي اين محققان نشان داد بهبود حافظه انسان با ادامه يادگيري موسيقي، ادامه پيدا ميكند و با توقف آموزش موسيقي متوقف ميشود.
* شنيدن موسيقي هماهنگ با ضرباهنگ قلب آرام بخش است
يك محقق ژاپني در دانشگاه ناگويا نيز به اين نكته پي برده كه شنيدن موسيقيهايي كه برمبناي ضرباهنگ قلب تدوين شدهاند، در آرامش اعصاب و كاستن تنش افراد موثر است.
اين محقق از 22 داوطلب خواست كه در اتاقي به پاسخگويي يك سلسله پرسش كه مرتب سختتر ميشد، بپردازند.
براي نيمي از داوطلبان، موسيقي متكي به ضرباهنگ قلب آنان پخش شد و ديگران در سكوت به حل مسائل ادامه دادند.
پرسشهاي تنظيم شده در پرسشنامه به منظور اندازه گيري ميزان استرس و اضطراب داوطلبان و احساس خستگي آنان تدوين شده بود.
نتايج حاصله از پاسخها حكايت از آن داشت داوطلباني كه به موسيقي قلب خود گوش مي دادهاند به مراتب از آرامش بيشتري برخوردار بودهاند.
*موسيقي هوش و عواطف روحي افراد را تقويت ميكند
يك محقق دانشگاه علوم پزشكي تبريز هم ميگويد كه موسيقي، دقت، هوش، حس مشاهده، استنباط و عواطف روحي انسان را تقويت ميكند.
كبري پرون ميگويد، تحقيقاتي كه در بخش مراقبتهاي ويژه انجام گرفته نشان ميدهد كه موسيقي به ميزان قابل توجهي در تسكين وتقليل وضعيت بحراني بيماراني كه در بخش آي سي يو بستري بودهاند، تاثير داشته است.
سامانه اعصاب انسان به محركهاي موزيكال پاسخ مثبت ميدهد و عملا موسيقي در تغيير حالت بيماران موثر است.
وي افزود، استفاده از موسيقي باعث آرامش روحي، بهبود وضعيت ذهني ، كاهش اثرات استرسهاي وارده ميشود و به افراد در برقراري ارتباط، اتحاد و تطابق كمك مي كند

-
- پست: 3324
- تاریخ عضویت: چهارشنبه ۳ اسفند ۱۳۸۴, ۲:۱۵ ق.ظ
- سپاسهای ارسالی: 941 بار
- سپاسهای دریافتی: 1474 بار
- تماس:

- پست: 15899
- تاریخ عضویت: جمعه ۷ بهمن ۱۳۸۴, ۷:۵۱ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 72687 بار
- سپاسهای دریافتی: 31681 بار
- تماس:
mohsen1001 جان، توي قران هم داريم که در بهشت باد به درختي ميوزه و از پيچش باد در شاخ و برگ درخت زيباترين موسيقي نواخته ميشه، پس به خودي خود عامل منفي نيست، بلکه در اگر درست و در جاي خودش استفاده کنيم به نظر من مفيده، البته موسيقيهاي تند مثل تکنو و .... که در جامعهي امروزي هم رواج زيادي دارند عموما باعث اختلالات شنوايي و تنفسي ميشه و همينطور مشکلات روحي و افسردگي مفرط رو هم به دنبال داره 

زندگي صحنه يکتاي هنرمندي ماست هرکسي نغمه خود خواند و از صحنه رود
صحنه پيوسته به جاست خرم آن نغمه که مردم بسپارند به ياد
[External Link Removed for Guests] | [External Link Removed for Guests] | مجله الکترونيکي سنترال کلابز
[External Link Removed for Guests] | [External Link Removed for Guests] | [External Link Removed for Guests]
صحنه پيوسته به جاست خرم آن نغمه که مردم بسپارند به ياد
[External Link Removed for Guests] | [External Link Removed for Guests] | مجله الکترونيکي سنترال کلابز
[External Link Removed for Guests] | [External Link Removed for Guests] | [External Link Removed for Guests]
لطفا سوالات فني را فقط در خود انجمن مطرح بفرماييد، به اين سوالات در PM پاسخ داده نخواهد شد

-
- پست: 3324
- تاریخ عضویت: چهارشنبه ۳ اسفند ۱۳۸۴, ۲:۱۵ ق.ظ
- سپاسهای ارسالی: 941 بار
- سپاسهای دریافتی: 1474 بار
- تماس:




