شعر های نسبتآ خوبی داره اما هرگز به پای ایرج جنتی عطایی . اردلان سرفراز . شهیار قنبری . زویا زاکاریان و لیا کسری و.... نمیرسه .
عمق معنی شعر تو شعرای ایرج و اردلان هست .
از جمله یاور همیشه مومن .آبی . فریاد زیر آب . من سرگردون عاشق . گریز . 'گریه نکن . عروسک و...........
شعری از اردلان سرفراز
می شد از بودن تو عالمی ترانه ساخت
کهنه ها رو تازه کرد از تو يک بهانه ساخت
با تو می شد که صدام همه جارو پر کنه
تا قيامت اسم ما قصه ها رو پر کنه
اما خيلی دير دونستم تو فقط عروسکی
کور و کر بازيچه باد مثل يه بادبادکی
دل سپردن به عروسک منو گم کرد تو خودم
تو رو خيلی دير شناختم وقتی که تموم شدم
با يه دست رفيق دستام نه شريک غم بودی
واسه حس کردن دستام خيلی خيلی کم بودی
توی شهر بی کسی هام تو رو از دور مي ديدم
تا رسيدم به تو افسوس به تباهی رسيدم
شهر بي عابر و خالی شهر تنهايی من بود
لحظه شناختن تو لحظه تموم شدن بود
مگه مي شه از عروسک شعر عاشقونه ساخت
عاشق چيزی که نيست شد روی دريا خونه ساخت