روح و روان
مدیران انجمن: Dr.Akhavan, mahshid-banoo, شوراي نظارت

- پست: 1885
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۲۳ مهر ۱۳۸۸, ۶:۳۱ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 588 بار
- سپاسهای دریافتی: 2859 بار
Re: روح و روان
ادغام بهداشت روان در نظام PHC براي نهادينه کردن سلامت در جامعه است
مديرکل دفتر سلامت رواني، اجتماعي و اعتياد وزارت بهداشت،درمان و آموزش پزشکي گفت: ادغام بهداشت روان در نظام PHC (مراقبت هاي اوليه بهداشتي) گامي درجهت نهادينه کردن عدالت در سلامت جامعه است.
محمدباقر صابري زفرقندي روز پنج شنبه در حاشيه بازديد از نمايشگاه دستاوردهاي سي ساله انقلاب در مصلاي تهران افزود: سياست اين وزارتخانه، ارتقاي کمي و کيفي خدمات سلامت روان در نظام شبکه و پزشک خانواده است.
وي به تشريح دستاوردهاي بخش سلامت روان کشور پرداخت و در راس آن به ادغام سلامت روان در نظام شبکه بهداشت و درمان اشاره کرد و آن را عامل تسهيل دسترسي خدمات سلامت روان با هزينه کم براي اقشار مختلف جامعه به خصوص در روستاها و شهرستان ها ارزيابي کرد.
صابري زفرقندي اظهار داشت: محقق شدن قانون بهداشت روان يکي از اين دستاوردها است که درسالهاي گذشته قانوني براي اين حوزه وجود نداشته ولي هم اکنون اين قانون به مراحل نهايي رسيده و با حضور متخصصان حوزههاي مختلف قضايي- حقوقي و دانشگاهي، درآينده نزديک از طي مراحل اداري، به مراجع مربوطه ابلاغ مي شود.
به گزارش ایرنا، مديرکل دفتر سلامت رواني، اجتماعي و اعتياد به توسعه کمي و کيفي پيشگيري درمان سوء مصرف مواد مخدر در جامعه اشاره کرد و ياد آور شد: بسيج شدن توانمندي هاي دانشگاه هاي علوم پزشکي سراسرکشور براي کاهش بروز يا موارد جديد ابتلا به اعتياد از جمله اين برنامه ها است.
وي افزود: اميدواريم با تبديل الگوهاي خطرناک و آسيبزاي سوءمصرف به الگوهاي کمخطر و تحت نظارت نظام بهداشتي، به مرحلهاي برسيم که مصرف مواد پرخطر و تزريقي به حداقل ممکن کاهش يابد که دراين صورت کمک شاياني به سلامت روان جامعه خواهد شد.
صابري زفرقندي ابــراز اميدواري کرد که بــا همت مسوولان ستا مبارزه با مــواد مخدر کشور معضل اعتياد به مرحلهاي برسد که نياز کشور به مراکز کاهش آسيب به حداقل ممکن رسيده تا بتوانيم با عاري ساختن جامعه از اعتياد ويرانگر گام بزرگي درجهت سلامت جامعه برداريم.
مديرکل دفتر سلامت رواني، اجتماعي و اعتياد وزارت بهداشت،درمان و آموزش پزشکي گفت: ادغام بهداشت روان در نظام PHC (مراقبت هاي اوليه بهداشتي) گامي درجهت نهادينه کردن عدالت در سلامت جامعه است.
محمدباقر صابري زفرقندي روز پنج شنبه در حاشيه بازديد از نمايشگاه دستاوردهاي سي ساله انقلاب در مصلاي تهران افزود: سياست اين وزارتخانه، ارتقاي کمي و کيفي خدمات سلامت روان در نظام شبکه و پزشک خانواده است.
وي به تشريح دستاوردهاي بخش سلامت روان کشور پرداخت و در راس آن به ادغام سلامت روان در نظام شبکه بهداشت و درمان اشاره کرد و آن را عامل تسهيل دسترسي خدمات سلامت روان با هزينه کم براي اقشار مختلف جامعه به خصوص در روستاها و شهرستان ها ارزيابي کرد.
صابري زفرقندي اظهار داشت: محقق شدن قانون بهداشت روان يکي از اين دستاوردها است که درسالهاي گذشته قانوني براي اين حوزه وجود نداشته ولي هم اکنون اين قانون به مراحل نهايي رسيده و با حضور متخصصان حوزههاي مختلف قضايي- حقوقي و دانشگاهي، درآينده نزديک از طي مراحل اداري، به مراجع مربوطه ابلاغ مي شود.
به گزارش ایرنا، مديرکل دفتر سلامت رواني، اجتماعي و اعتياد به توسعه کمي و کيفي پيشگيري درمان سوء مصرف مواد مخدر در جامعه اشاره کرد و ياد آور شد: بسيج شدن توانمندي هاي دانشگاه هاي علوم پزشکي سراسرکشور براي کاهش بروز يا موارد جديد ابتلا به اعتياد از جمله اين برنامه ها است.
وي افزود: اميدواريم با تبديل الگوهاي خطرناک و آسيبزاي سوءمصرف به الگوهاي کمخطر و تحت نظارت نظام بهداشتي، به مرحلهاي برسيم که مصرف مواد پرخطر و تزريقي به حداقل ممکن کاهش يابد که دراين صورت کمک شاياني به سلامت روان جامعه خواهد شد.
صابري زفرقندي ابــراز اميدواري کرد که بــا همت مسوولان ستا مبارزه با مــواد مخدر کشور معضل اعتياد به مرحلهاي برسد که نياز کشور به مراکز کاهش آسيب به حداقل ممکن رسيده تا بتوانيم با عاري ساختن جامعه از اعتياد ويرانگر گام بزرگي درجهت سلامت جامعه برداريم.
[img]http://www.beiragh.com/images/1006.jpg[/img]

- پست: 1885
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۲۳ مهر ۱۳۸۸, ۶:۳۱ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 588 بار
- سپاسهای دریافتی: 2859 بار
Re: روح و روان
بسیاری از رنج های روحی به خاطر کسالت مغز است
یک روانپزشک بسیاری از ناراحتی ها و بیماری های روحی را ناشی از کسالت و خستگی مغز دانست .
دکتر سید سجاد موسوی در گفت و گو با خبرنگار سلامت نیوز اظهار داشت : مغز نیز مثل سایر اعضای بدن دچار خستگی و کسالت شده که عوارض آن بر روی رفتار و خلق افراد بروز می یابد و هر نوع اختلال روانی – عصبی دلیل بر بیماری حاد روانی نیست.
وی گفت : معمولا بیماری ها و اختلالات روانی داری عوامل زمینه ای هستد که فرد را مستعد ابتلای به بیماری می کنند مثلا خیلی از افراد دچار شکست اقتصادی ، طلاق ، بیکاری و مشکلات دیگر می شوند اما همه انها به افسردگی دچار نمی شوند.
این روانپزشک و استاد دانشگاه خاطر نشان کرد : درمان بیماری های عصبی – روانی مستلزم یک کار تیمی و گروهی است و مراجعه کننده متناسب با شرایط و وضعیت روانی اش از خدمات مشاوره ، روانشناسی و روانپزشکی برخوردار خواهند شد.
یک روانپزشک بسیاری از ناراحتی ها و بیماری های روحی را ناشی از کسالت و خستگی مغز دانست .
دکتر سید سجاد موسوی در گفت و گو با خبرنگار سلامت نیوز اظهار داشت : مغز نیز مثل سایر اعضای بدن دچار خستگی و کسالت شده که عوارض آن بر روی رفتار و خلق افراد بروز می یابد و هر نوع اختلال روانی – عصبی دلیل بر بیماری حاد روانی نیست.
وی گفت : معمولا بیماری ها و اختلالات روانی داری عوامل زمینه ای هستد که فرد را مستعد ابتلای به بیماری می کنند مثلا خیلی از افراد دچار شکست اقتصادی ، طلاق ، بیکاری و مشکلات دیگر می شوند اما همه انها به افسردگی دچار نمی شوند.
این روانپزشک و استاد دانشگاه خاطر نشان کرد : درمان بیماری های عصبی – روانی مستلزم یک کار تیمی و گروهی است و مراجعه کننده متناسب با شرایط و وضعیت روانی اش از خدمات مشاوره ، روانشناسی و روانپزشکی برخوردار خواهند شد.
[img]http://www.beiragh.com/images/1006.jpg[/img]

- پست: 1885
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۲۳ مهر ۱۳۸۸, ۶:۳۱ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 588 بار
- سپاسهای دریافتی: 2859 بار
Re: روح و روان
مهمترین علت استرس در سالمندان نگرانی از بیماری های مزمن است
نتایج یک پژوهش در استان چهارمحال و بختیاری نشان میدهد 5/42درصد سالمندان از کاهش توانایی ها ، وجود بیماری های مزمن و ناتوان کننده نگران هستند.
به گزارش خبرنگار سلامت نیوز در این تحقیق آمده است 1/28 درصد از مرگ اقوام ، نزدیکان ، افراد مورد علاقه و دوستان صمیمی مضطربند و نگرانی در خصوص زندگی مستقل و ترس از تنها شدن 1/11 درصد همچنین عامل اصلی نگرانی 6/9درصد از سالمندان طرد شدگی و 1/8 درصد نیز کمبود سیستم های حمایت کننده اجتماعی است.
بر اساس این گزارش بر اساس پیش بینی سازمان بهداشت جهانی در سال 2025میلادی امید به زندگی در بدو تولد در 26 کشور جهان از 80 سال بالاتر خواهد رفت. سرشماری سال 1385 سالمندان شهری را به کل جمعیت شهری حدود 8/6 درصد و سالمندان شهری گروه سنی 60-69 ساله را به کل جمعیت سالمندان حدود یک دوم اعلام نموده است.
گفتنی است افزایش تصاعدی جمعیت سالمندان در کشور در طی سالهای اخیر پیامدهای اقتصادی ، اجتماعی و بهداشتی قابل ملاحظه ای به همراه دارد . آنچه باید مورد توجه قرار گیرد تنها افزایش زمان زندگی سالمندان نیست بلکه سپری نمودن این دوره در امنیت کامل جسمی – روانی و اجتماعی است.
این مطالعه نشان داد راهکارهایی نظیر موسیقی ، شرکت در مجالس مذهبی ، شرکت در امور خیریه ، تعامل با همسالان اجرای کلاس های ورزش و برنامه پیاده روی در پیشگیری و افزایش توان مقابله سالمندان با استرس موثر است.
نتایج یک پژوهش در استان چهارمحال و بختیاری نشان میدهد 5/42درصد سالمندان از کاهش توانایی ها ، وجود بیماری های مزمن و ناتوان کننده نگران هستند.
به گزارش خبرنگار سلامت نیوز در این تحقیق آمده است 1/28 درصد از مرگ اقوام ، نزدیکان ، افراد مورد علاقه و دوستان صمیمی مضطربند و نگرانی در خصوص زندگی مستقل و ترس از تنها شدن 1/11 درصد همچنین عامل اصلی نگرانی 6/9درصد از سالمندان طرد شدگی و 1/8 درصد نیز کمبود سیستم های حمایت کننده اجتماعی است.
بر اساس این گزارش بر اساس پیش بینی سازمان بهداشت جهانی در سال 2025میلادی امید به زندگی در بدو تولد در 26 کشور جهان از 80 سال بالاتر خواهد رفت. سرشماری سال 1385 سالمندان شهری را به کل جمعیت شهری حدود 8/6 درصد و سالمندان شهری گروه سنی 60-69 ساله را به کل جمعیت سالمندان حدود یک دوم اعلام نموده است.
گفتنی است افزایش تصاعدی جمعیت سالمندان در کشور در طی سالهای اخیر پیامدهای اقتصادی ، اجتماعی و بهداشتی قابل ملاحظه ای به همراه دارد . آنچه باید مورد توجه قرار گیرد تنها افزایش زمان زندگی سالمندان نیست بلکه سپری نمودن این دوره در امنیت کامل جسمی – روانی و اجتماعی است.
این مطالعه نشان داد راهکارهایی نظیر موسیقی ، شرکت در مجالس مذهبی ، شرکت در امور خیریه ، تعامل با همسالان اجرای کلاس های ورزش و برنامه پیاده روی در پیشگیری و افزایش توان مقابله سالمندان با استرس موثر است.
[img]http://www.beiragh.com/images/1006.jpg[/img]

- پست: 1885
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۲۳ مهر ۱۳۸۸, ۶:۳۱ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 588 بار
- سپاسهای دریافتی: 2859 بار
Re: روح و روان
احساسات مثبت، سلامت بدن را تقويت ميكند
روانشناسان تاكيد كردند: احساسات مثبت باعث تقويت و بهبود سلامت جسمي ميشوند و پا به پاي خودداري از استعمال دخانيات و اصلاح الگوي زندگي در اين زمينه تاثيرگذار هستند.
يك تحقيق جديد حاكيست؛ نه تنها تغيير و اصلاح شيوه زندگي بلكه احساسات انساني نيز روي سلامت انسان تاثير قابل توجهي دارند.
محققان دانشگاه كنزاس در آمريكا طي مطالعات خود دريافتهاند كه احساسات مثبت براي حفظ و تقويت سلامت جسم و بدن حياتي هستند و اين امر در مورد تمام مردم جهان صادق است.
محققان تاكيد كردهاند: توجه به اين تاثير بويژه در مورد افرادي كه عميقا محروم هستند، بسيار حائز اهميت است.
دكتر سارا پرسمن، استاديار روانشناسي در دانشگاه كنزاس و يك عضو پژوهشي ارشد «گالوپ» در اين باره اظهار كرد: تاكنون ميدانستيم كه احساسات نقش حياتي در سلامت جسم ايفا ميكنند، اما تا اين اواخر اكثر اين تحقيقات تنها در كشورهاي صنعتي و پيشرفته انجام گرفته بود. بنابراين نميدانستيم كه آيا احساساتي چون شادماني و يا غمگيني روي سلامتي افراد كم بضاعتتر كه تحت فشار بيشتري به لحاظ امرار معاش و يا حتي تهيه سرپناهي براي خود هستند، تاثيري دارد؟
وي افزود: اما الان در تحقيقات جديد خود جواب اين سوال را پيدا كردهايم. در طول اين تحقيق محققان اطلاعات بدست آمده از مركز نظرسنجي جهاني گالوپ را مورد تجزيه و تحليل قرار دادند. اين نظر سنجي از بيش از 150 هزار فرد بالغ انجام گرفت. شركت كنندگان درباره احساسات خود و هم چنين اصليترين نيازهايشان مانند غذا، سرپناه و امنيت شخصي اطلاعاتي را به محققان دادند.
به گزارش ایسنا، نتايج مطالعات نشان داد: احساسات مثبت مانند شادي و لذت بيترديد سبب بهرهمندي از سلامت بهتر است به طوري كه حتي فرد ممكن است فاقد نيازهاي اوليه خود نيز باشد. در حالي كه برعكس نگراني و اندوه به سلامت انسان حتي در شرايطي كه به احتياجات اوليه خود دسترسي داشته باشد، آسيب ميرساند.
اين تحقيق در نشست سالانه انجمن روان تني آمريكا در شيكاگو ارائه شده است.
روانشناسان تاكيد كردند: احساسات مثبت باعث تقويت و بهبود سلامت جسمي ميشوند و پا به پاي خودداري از استعمال دخانيات و اصلاح الگوي زندگي در اين زمينه تاثيرگذار هستند.
يك تحقيق جديد حاكيست؛ نه تنها تغيير و اصلاح شيوه زندگي بلكه احساسات انساني نيز روي سلامت انسان تاثير قابل توجهي دارند.
محققان دانشگاه كنزاس در آمريكا طي مطالعات خود دريافتهاند كه احساسات مثبت براي حفظ و تقويت سلامت جسم و بدن حياتي هستند و اين امر در مورد تمام مردم جهان صادق است.
محققان تاكيد كردهاند: توجه به اين تاثير بويژه در مورد افرادي كه عميقا محروم هستند، بسيار حائز اهميت است.
دكتر سارا پرسمن، استاديار روانشناسي در دانشگاه كنزاس و يك عضو پژوهشي ارشد «گالوپ» در اين باره اظهار كرد: تاكنون ميدانستيم كه احساسات نقش حياتي در سلامت جسم ايفا ميكنند، اما تا اين اواخر اكثر اين تحقيقات تنها در كشورهاي صنعتي و پيشرفته انجام گرفته بود. بنابراين نميدانستيم كه آيا احساساتي چون شادماني و يا غمگيني روي سلامتي افراد كم بضاعتتر كه تحت فشار بيشتري به لحاظ امرار معاش و يا حتي تهيه سرپناهي براي خود هستند، تاثيري دارد؟
وي افزود: اما الان در تحقيقات جديد خود جواب اين سوال را پيدا كردهايم. در طول اين تحقيق محققان اطلاعات بدست آمده از مركز نظرسنجي جهاني گالوپ را مورد تجزيه و تحليل قرار دادند. اين نظر سنجي از بيش از 150 هزار فرد بالغ انجام گرفت. شركت كنندگان درباره احساسات خود و هم چنين اصليترين نيازهايشان مانند غذا، سرپناه و امنيت شخصي اطلاعاتي را به محققان دادند.
به گزارش ایسنا، نتايج مطالعات نشان داد: احساسات مثبت مانند شادي و لذت بيترديد سبب بهرهمندي از سلامت بهتر است به طوري كه حتي فرد ممكن است فاقد نيازهاي اوليه خود نيز باشد. در حالي كه برعكس نگراني و اندوه به سلامت انسان حتي در شرايطي كه به احتياجات اوليه خود دسترسي داشته باشد، آسيب ميرساند.
اين تحقيق در نشست سالانه انجمن روان تني آمريكا در شيكاگو ارائه شده است.
[img]http://www.beiragh.com/images/1006.jpg[/img]

- پست: 1885
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۲۳ مهر ۱۳۸۸, ۶:۳۱ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 588 بار
- سپاسهای دریافتی: 2859 بار
Re: روح و روان
تمایل به آرایش زیاد ناشی از اعتماد به نفس ضعیف است
تمایل به آرایش زیاد به دلیل احساس نقض در بدن و اعتماد به نفس ضعیف در افراد است.
دکتر نادر راستی در گفت و گو با خبرنگار سلامت نیوز اظهار داشت : هر گونه کنش انسانی و رفتار اجتماعی که از انسان سر می زند به ویژه رفتارهای که نشانه های از افراط و ناهنجاری در آن به چشم می خورد ریشه در ساختارهای روانی – عاطفی افراد دارد .
وی گفت : عدم توجه لازم به کودک و کمبود محبت در وی منجر به سرکوب نیازهای اساسی روانی در وی می شود که پیامد آن در دوران بزرگسالی بروز می کند که متاسفانه برای فرد و جامعه خطرناک است.
این روانپزشک افزود : ضعف اعتماد به نفس درافراد و در برخی از مواقع احساس نقصی که از بدن خود دارند موجب استفاده زیاد از لوازم آرایش برای جبران آن می شود. البته گرایش زیاد دختران جوان به آرایش های غلیظ دارای دلایل اجتماعی نیز است که به تغییر ارزش های اجتماعی در دهه اخیر برمی گردد.
وی خاطرنشان کرد: سخت گیری بیش از حد خانواده ها در برابر آرایش کردن فرزندانشان نیز می تواند باعث مقاومت آنها شده و گرایش به آرایش غلیظ را در آنها تشدید کند. نیاز به زیبایی یک نیاز طبیعی است که باید به آن پاسخ منطقی داد وگرنه به شکل بیمارگونه ای خود را نشان می دهد.
تمایل به آرایش زیاد به دلیل احساس نقض در بدن و اعتماد به نفس ضعیف در افراد است.
دکتر نادر راستی در گفت و گو با خبرنگار سلامت نیوز اظهار داشت : هر گونه کنش انسانی و رفتار اجتماعی که از انسان سر می زند به ویژه رفتارهای که نشانه های از افراط و ناهنجاری در آن به چشم می خورد ریشه در ساختارهای روانی – عاطفی افراد دارد .
وی گفت : عدم توجه لازم به کودک و کمبود محبت در وی منجر به سرکوب نیازهای اساسی روانی در وی می شود که پیامد آن در دوران بزرگسالی بروز می کند که متاسفانه برای فرد و جامعه خطرناک است.
این روانپزشک افزود : ضعف اعتماد به نفس درافراد و در برخی از مواقع احساس نقصی که از بدن خود دارند موجب استفاده زیاد از لوازم آرایش برای جبران آن می شود. البته گرایش زیاد دختران جوان به آرایش های غلیظ دارای دلایل اجتماعی نیز است که به تغییر ارزش های اجتماعی در دهه اخیر برمی گردد.
وی خاطرنشان کرد: سخت گیری بیش از حد خانواده ها در برابر آرایش کردن فرزندانشان نیز می تواند باعث مقاومت آنها شده و گرایش به آرایش غلیظ را در آنها تشدید کند. نیاز به زیبایی یک نیاز طبیعی است که باید به آن پاسخ منطقی داد وگرنه به شکل بیمارگونه ای خود را نشان می دهد.
[img]http://www.beiragh.com/images/1006.jpg[/img]

- پست: 1885
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۲۳ مهر ۱۳۸۸, ۶:۳۱ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 588 بار
- سپاسهای دریافتی: 2859 بار
Re: روح و روان
افسردگی و افزایش ابتلا به بیماری های قلبی
افراد افسرده و مضطرب، بیش از دیگران به بیماری های قلبی دچار می شوند.
بر اساس مقاله ای كه در مجله كاردیولوژی چاپ شد، میان اختلالات روانپزشكی مانند افسردگی و اضطراب و ابتلا به بیماری های قلبی ارتباط مستقیمی وجود دارد.
پژوهشگران با بررسی 7 ساله 6 هزار و 576 مرد و زن دریافتند ، افرادی كه به اختلالات روانپزشكی مانند اضطراب و افسردگی مبتلا هستند 50 درصد بیش از افراد شاد خطر ابتلا به بیماری های قلبی قرار دارند.
این بررسی همچنین نشان می دهد، خطر مرگ و میر ناشی از بیماری های قلبی عروقی نیز در افراد مضطرب و افسرده بیش از افراد شاد است.
افراد افسرده و مضطرب، بیش از دیگران به بیماری های قلبی دچار می شوند.
بر اساس مقاله ای كه در مجله كاردیولوژی چاپ شد، میان اختلالات روانپزشكی مانند افسردگی و اضطراب و ابتلا به بیماری های قلبی ارتباط مستقیمی وجود دارد.
پژوهشگران با بررسی 7 ساله 6 هزار و 576 مرد و زن دریافتند ، افرادی كه به اختلالات روانپزشكی مانند اضطراب و افسردگی مبتلا هستند 50 درصد بیش از افراد شاد خطر ابتلا به بیماری های قلبی قرار دارند.
این بررسی همچنین نشان می دهد، خطر مرگ و میر ناشی از بیماری های قلبی عروقی نیز در افراد مضطرب و افسرده بیش از افراد شاد است.
[img]http://www.beiragh.com/images/1006.jpg[/img]

- پست: 1885
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۲۳ مهر ۱۳۸۸, ۶:۳۱ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 588 بار
- سپاسهای دریافتی: 2859 بار
Re: روح و روان
بياشتهايي عصبي، خطري براي ابتلا به بيماريهاي قلبي است
نتايج بررسيها نشان ميدهد: بياشتهايي عصبي که در آن فرد با وجود گرسنگي دست از غذا ميکشد، به دليل کاهش شديد وزن منجر به مخاطرات مرگبار از جمله ابتلا به بيماريهاي قلبي ميشود.
محققان در بررسيهاي خود دريافتند: بياشتهايي عصبي به دنبال علايمي مثل خوردن غذا به مقدار بسيار کم با کالري اندک، قطع قاعدگي در زنان، فشار خون پايين، کمبود چربي در بدن، زردي و رنگ پريدگي پوست و افسردگي بروز ميکند که ميتوان عدم تصور صحيح از شکل بدن، تناسب اندام و فشارهاي اجتماعي را از دلايل بروز آن نام برد.
به گزارش ایسنا، گفتني است، عدم مراجعه به متخصص در مراحل ابتدايي اين بيماري ممکن است عواقب ناگواري براي افراد در پي داشته باشد.
نتايج بررسيها نشان ميدهد: بياشتهايي عصبي که در آن فرد با وجود گرسنگي دست از غذا ميکشد، به دليل کاهش شديد وزن منجر به مخاطرات مرگبار از جمله ابتلا به بيماريهاي قلبي ميشود.
محققان در بررسيهاي خود دريافتند: بياشتهايي عصبي به دنبال علايمي مثل خوردن غذا به مقدار بسيار کم با کالري اندک، قطع قاعدگي در زنان، فشار خون پايين، کمبود چربي در بدن، زردي و رنگ پريدگي پوست و افسردگي بروز ميکند که ميتوان عدم تصور صحيح از شکل بدن، تناسب اندام و فشارهاي اجتماعي را از دلايل بروز آن نام برد.
به گزارش ایسنا، گفتني است، عدم مراجعه به متخصص در مراحل ابتدايي اين بيماري ممکن است عواقب ناگواري براي افراد در پي داشته باشد.
[img]http://www.beiragh.com/images/1006.jpg[/img]

- پست: 1885
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۲۳ مهر ۱۳۸۸, ۶:۳۱ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 588 بار
- سپاسهای دریافتی: 2859 بار
Re: روح و روان
رنگ ها بر میزان تمرکز و خلاقیت موثرند
مطالعات نشان می دهد که رنگ قرمز باعث معطوف شدن توجه فرد می شود ورنگ آبی باعث بروز خلاقیت و فکر بدیع است.
به گزارش گروه ترجمه سلامت نیوز،با توجه به این یافته می توان گفت که رنگها فراتر از زیبایی می توانند موثر باشند. این یافته طی مطالعه ای به شرح زیر ثابت شده است. محققان اشیایی از دو رنگ قرمز و آبی در نظر گرفته - مثل کلمات حفظی قرمز و آبی روی مانیتور کامپیوتر، اسباب بازی های فکری قرمز و آبی و...- و از دانش آموزان خواستند که با آنها کار کنند.
در هر مورد دانش آموزان روی اشیاء قرمز متمرکز شده و در هنگام کار با اشیاء آبی رنگ خلاقیت بیشتری را نشان دادند. برای مثال زمانی که کامپیوتر سرور قرمز بودبیشتر کلمات را به خاطر سپرده و در تست حافظه موفق تر عمل کردند.
در واقع می توان گفت که رنگ قرمز سیگنالی برای توجه بیشتر و احتیاط می باشد و شاید به همین خاطر است که در علامت توقف به کار می رود. با توجه به این یافته می توان گفت رنگ های مختلف مناسب با فعالیت های مختلف می باشد. اگر چیزی نیازمند توجه بیشتر فرد است – برا ی مثال توجه به برچسب های احتیاط- بهتر است با رنگ قرمز نوشته شود یا علامت گذاری شود. در حالیکه اگر خلاقیت و ایده های نو – مثلا طراحی یا ایجاد فکر نو در جلسات طوفان مغزها – مد نظر باشد بهتر است از رنگ آبی استفاده شود.
مطالعات نشان می دهد که رنگ قرمز باعث معطوف شدن توجه فرد می شود ورنگ آبی باعث بروز خلاقیت و فکر بدیع است.
به گزارش گروه ترجمه سلامت نیوز،با توجه به این یافته می توان گفت که رنگها فراتر از زیبایی می توانند موثر باشند. این یافته طی مطالعه ای به شرح زیر ثابت شده است. محققان اشیایی از دو رنگ قرمز و آبی در نظر گرفته - مثل کلمات حفظی قرمز و آبی روی مانیتور کامپیوتر، اسباب بازی های فکری قرمز و آبی و...- و از دانش آموزان خواستند که با آنها کار کنند.
در هر مورد دانش آموزان روی اشیاء قرمز متمرکز شده و در هنگام کار با اشیاء آبی رنگ خلاقیت بیشتری را نشان دادند. برای مثال زمانی که کامپیوتر سرور قرمز بودبیشتر کلمات را به خاطر سپرده و در تست حافظه موفق تر عمل کردند.
در واقع می توان گفت که رنگ قرمز سیگنالی برای توجه بیشتر و احتیاط می باشد و شاید به همین خاطر است که در علامت توقف به کار می رود. با توجه به این یافته می توان گفت رنگ های مختلف مناسب با فعالیت های مختلف می باشد. اگر چیزی نیازمند توجه بیشتر فرد است – برا ی مثال توجه به برچسب های احتیاط- بهتر است با رنگ قرمز نوشته شود یا علامت گذاری شود. در حالیکه اگر خلاقیت و ایده های نو – مثلا طراحی یا ایجاد فکر نو در جلسات طوفان مغزها – مد نظر باشد بهتر است از رنگ آبی استفاده شود.
[img]http://www.beiragh.com/images/1006.jpg[/img]

- پست: 1885
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۲۳ مهر ۱۳۸۸, ۶:۳۱ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 588 بار
- سپاسهای دریافتی: 2859 بار
Re: روح و روان
تيکهاي گذران شايعترين اختلال حرکتي دوران کودکي
يك متخصص کودکان با بيان اينكه تيک حرکات غيرارادي تکراريست که اغلب بر اثر استرس بدتر ميشود و ممکن است هر گروهي از عضلات را درگير كند، تيکهاي گذران را شايعترين اختلال حرکتي دوران کودکي نام برد كه اغلب سابقه فاميلي نيز دارند.
دکتر فطوره چيان در گفتوگو با ایسنا، گفت: تيكهايي همانند چشمکزدن با حرکات سر و صورت و يا صداهاي گاه و بيگاه که ناشي از پاک کردن گلو ميباشد مانند تک سرفهها، که براي هفتهها ادامه مييابد و معمولا ظرف يک سال برطرف مي شوند نيازمند درمان دارويي نيست.
وي از ديگر انواع تيک به تيکهاي حرکتي مزمن که در کودکان بروز ميکند و تا بزرگسالي ادامه مييابد اشاره کرد و افزود: در اين حالت بيش از سه گروه عضله درگير مي شود.
وي با اشاره به «سندرم ژيل دلاتوره» اضافه کرد: اين حالت نوعي از تيک است که در تمام طول زندگي بيمار وجود دارد و بين سنين 2 تا 21 سال بروز ميكند.
به گفته وي، تيکهاي اين افراد به صورت حرکات متعدد رو به بالا و پائين در صورت، پلک زدن يا بالا انداختن شانهها و يا حتي تکرار کلمات رکيک که ديگران عنوان کردهاند - مکررگويي- ايجاد ميشود و درمجموع اين حالات باعث بر هم زدن ارتباط اجتماعي آنها ميشود كه اين گروه نياز به دارو درماني دارند.
اين متخصص كودكان با بيان اينكه داروهاي موجود در 50 در صد کودکان موثر است، گفت: درمان اين تيکها نياز به کار گروهي و يک تيم درماني دارد.
يك متخصص کودکان با بيان اينكه تيک حرکات غيرارادي تکراريست که اغلب بر اثر استرس بدتر ميشود و ممکن است هر گروهي از عضلات را درگير كند، تيکهاي گذران را شايعترين اختلال حرکتي دوران کودکي نام برد كه اغلب سابقه فاميلي نيز دارند.
دکتر فطوره چيان در گفتوگو با ایسنا، گفت: تيكهايي همانند چشمکزدن با حرکات سر و صورت و يا صداهاي گاه و بيگاه که ناشي از پاک کردن گلو ميباشد مانند تک سرفهها، که براي هفتهها ادامه مييابد و معمولا ظرف يک سال برطرف مي شوند نيازمند درمان دارويي نيست.
وي از ديگر انواع تيک به تيکهاي حرکتي مزمن که در کودکان بروز ميکند و تا بزرگسالي ادامه مييابد اشاره کرد و افزود: در اين حالت بيش از سه گروه عضله درگير مي شود.
وي با اشاره به «سندرم ژيل دلاتوره» اضافه کرد: اين حالت نوعي از تيک است که در تمام طول زندگي بيمار وجود دارد و بين سنين 2 تا 21 سال بروز ميكند.
به گفته وي، تيکهاي اين افراد به صورت حرکات متعدد رو به بالا و پائين در صورت، پلک زدن يا بالا انداختن شانهها و يا حتي تکرار کلمات رکيک که ديگران عنوان کردهاند - مکررگويي- ايجاد ميشود و درمجموع اين حالات باعث بر هم زدن ارتباط اجتماعي آنها ميشود كه اين گروه نياز به دارو درماني دارند.
اين متخصص كودكان با بيان اينكه داروهاي موجود در 50 در صد کودکان موثر است، گفت: درمان اين تيکها نياز به کار گروهي و يک تيم درماني دارد.
[img]http://www.beiragh.com/images/1006.jpg[/img]

- پست: 1885
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۲۳ مهر ۱۳۸۸, ۶:۳۱ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 588 بار
- سپاسهای دریافتی: 2859 بار
Re: روح و روان
درصد افراد جامعه از افسردگی رنج می برند
چیزی حدود 5 درصد از افراد جامعه یعنی بین 3 تا 5 میلیون نفر از افسردگی رنج می برند.
دکتر پرویز مظاهری در گفت و گو با خبرنگار سلامت نیوز اظهار داشت : در میان اختلالات روانی ، اضطراب و افسردگی به ترتیب شایع ترین مشکلات روحی هستند و اعتیاد در مرتبه ششم قرار دارد اما به دلیل اینکه عواقب و نگرانی های بیشتری که ایجاد می کند بیش از آنها مورد توجه جامعه است.
وی یکی از عوامل مهم گرایش به اعتیاد را افسردگی عنوان کرد و گفت : در میان عوامل فردی اعتیاد می توان به حس کنجکاوی ، حس لذت جویی ، زمینه های اختلالات روانی از جمله افسردگی را نام برد . مثلا برخی که به دلیل افسردگی نمی توانند بخوابند به جای درمان بیماری خود به استفاده از این مواد روی می آورند و به تدریج در دام اعتیاد می افتند.
دبیر انجمن روانپزشکان ایران افزود : هیچ یک از داروهای روان پزشکی اعتیاد آور نیست اما خود درمانی و مصرف قرص های ضد افسردگی بدون دستور پزشک می تواند بسیار خطرناک باشد و زمینه گرایش به اعتیاد را فراهم کند.
وی خاطر نشان کرد : هیچ ماده ای اعتیاد آور نیست مگر اینکه مورد استفاده افراد اعتیاد پذیر قرار بگیرد. همچنین عوامل اجتماعی مثل در دسترس بودن این مواد ، شرایط نامساعد خانوادگی ، فقر و پایین بودن تحصیلات در گرایش به اعتیاد بسیار موثر است.
چیزی حدود 5 درصد از افراد جامعه یعنی بین 3 تا 5 میلیون نفر از افسردگی رنج می برند.
دکتر پرویز مظاهری در گفت و گو با خبرنگار سلامت نیوز اظهار داشت : در میان اختلالات روانی ، اضطراب و افسردگی به ترتیب شایع ترین مشکلات روحی هستند و اعتیاد در مرتبه ششم قرار دارد اما به دلیل اینکه عواقب و نگرانی های بیشتری که ایجاد می کند بیش از آنها مورد توجه جامعه است.
وی یکی از عوامل مهم گرایش به اعتیاد را افسردگی عنوان کرد و گفت : در میان عوامل فردی اعتیاد می توان به حس کنجکاوی ، حس لذت جویی ، زمینه های اختلالات روانی از جمله افسردگی را نام برد . مثلا برخی که به دلیل افسردگی نمی توانند بخوابند به جای درمان بیماری خود به استفاده از این مواد روی می آورند و به تدریج در دام اعتیاد می افتند.
دبیر انجمن روانپزشکان ایران افزود : هیچ یک از داروهای روان پزشکی اعتیاد آور نیست اما خود درمانی و مصرف قرص های ضد افسردگی بدون دستور پزشک می تواند بسیار خطرناک باشد و زمینه گرایش به اعتیاد را فراهم کند.
وی خاطر نشان کرد : هیچ ماده ای اعتیاد آور نیست مگر اینکه مورد استفاده افراد اعتیاد پذیر قرار بگیرد. همچنین عوامل اجتماعی مثل در دسترس بودن این مواد ، شرایط نامساعد خانوادگی ، فقر و پایین بودن تحصیلات در گرایش به اعتیاد بسیار موثر است.
[img]http://www.beiragh.com/images/1006.jpg[/img]

- پست: 1885
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۲۳ مهر ۱۳۸۸, ۶:۳۱ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 588 بار
- سپاسهای دریافتی: 2859 بار
Re: روح و روان
ژنها عامل مهم ارتباط بيخوابي و افسردگي در كودكان هستند
پژوهشگران، به تازگي به رابطه ژنتيكي بين بيخوابي در دوران كودكي و ابتلا به افسردگي در سنين بالاتر پي بردهاند.
اين پژوهشگران متذكر شدند كه ژنها مهمترين عامل در توجيه ارتباط بين مشكلات خواب در دوران كودكي و بروز افسردگي در بزرگسالي هستند. شرح اين پژوهش در مجله «خواب» منتشر شده است.
به گزارش ایسنا، دكتر آليس گريگوري محقق كالج گلداسميت در لندن در اين باره خاطرنشان كرد: جالبترين نتيجهاي كه از اين تحقيق حاصل شده دلايلي است كه توجيه ميكنند؛ چرا كه ممكن است بين مشكلات خواب و بروز افسردگي در مراحل مختلف زندگي يك فرد جوان ارتباطي وجود داشته باشد. اين مطالعه روي اطلاعات جمع آوري شده از 300 دوقلوي متولد شده در انگليس و ويلز بين سالهاي 1994 تا 1996 انجام شده است. در ابتدا از اين گروهها تست اضطراب گرفته شد. دو سال وقتي دوقلوها به سن 10 سالگي رسيدند اطلاعات مربوط به مشكلات خواب و افسردگي از اين دو قلوها بدست آمد. پس از بررسي اين اطلاعات و همچنين مطالعات آزمايشگاهي محققان دريافتند كه ژنها مهمترين عامل در توجيه رابطه بين بي خوابي و افسردگي در كودكان 8 ساله هستند.
آنها ادامه دادند: اما جالب اين بود كه وقتي همين مساله در سن 10 سالگي بررسي شد معلوم گرديد كه ژنها در اين سن در توجيه همين رابطه اهميت كمتري پيدا ميكنند اما در عوض فاكتورهاي محيطي مهمتر ميشوند.
پژوهشگران، به تازگي به رابطه ژنتيكي بين بيخوابي در دوران كودكي و ابتلا به افسردگي در سنين بالاتر پي بردهاند.
اين پژوهشگران متذكر شدند كه ژنها مهمترين عامل در توجيه ارتباط بين مشكلات خواب در دوران كودكي و بروز افسردگي در بزرگسالي هستند. شرح اين پژوهش در مجله «خواب» منتشر شده است.
به گزارش ایسنا، دكتر آليس گريگوري محقق كالج گلداسميت در لندن در اين باره خاطرنشان كرد: جالبترين نتيجهاي كه از اين تحقيق حاصل شده دلايلي است كه توجيه ميكنند؛ چرا كه ممكن است بين مشكلات خواب و بروز افسردگي در مراحل مختلف زندگي يك فرد جوان ارتباطي وجود داشته باشد. اين مطالعه روي اطلاعات جمع آوري شده از 300 دوقلوي متولد شده در انگليس و ويلز بين سالهاي 1994 تا 1996 انجام شده است. در ابتدا از اين گروهها تست اضطراب گرفته شد. دو سال وقتي دوقلوها به سن 10 سالگي رسيدند اطلاعات مربوط به مشكلات خواب و افسردگي از اين دو قلوها بدست آمد. پس از بررسي اين اطلاعات و همچنين مطالعات آزمايشگاهي محققان دريافتند كه ژنها مهمترين عامل در توجيه رابطه بين بي خوابي و افسردگي در كودكان 8 ساله هستند.
آنها ادامه دادند: اما جالب اين بود كه وقتي همين مساله در سن 10 سالگي بررسي شد معلوم گرديد كه ژنها در اين سن در توجيه همين رابطه اهميت كمتري پيدا ميكنند اما در عوض فاكتورهاي محيطي مهمتر ميشوند.
[img]http://www.beiragh.com/images/1006.jpg[/img]

- پست: 1885
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۲۳ مهر ۱۳۸۸, ۶:۳۱ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 588 بار
- سپاسهای دریافتی: 2859 بار
Re: روح و روان
اختلالی شخصیتی بنام "جامعهستیزی " /وقتی که احساسات وجود ندارد
بیمار روانی جامعهستیز (Psychopath) نه احساس ترس دارد، نه همدردی با دیگران. توانا در حقهبازیست و بزهکاریهایش اغلب از کودکی آغاز میشود. پژوهشگران کشف کردهاند که جامعهستیزان دارای یک سری ناهنجاریهای مغزیاند.
در سالهای میانهی دههی ۱۹۷۰ خبر قتلهایی زنجیرهای جامعهی آمریکا را در وحشت فرو برد. قاتل شخصی به نام تد باندی و بزرگ شده در خانوادهای مرفه در ایالت واشنگتن بود. باندی دبیرستان را در سال ۱۹۶۵ به پایان رسانده، در دانشگاه روانشناسی تحصیل کرده بود و به عنوان طرفدار حزب جمهوریخواه آمریکا فعالیت داشت. او که مردی جذاب به شمار میرفت، در دههی ۱۹۷۰ دست به تجاوز، قتل و قطعهقطعه کردن جسد ۳۰ زن، شاید هم بیشترزد. پلیس در سال ۱۹۷۶ موفق به دستگیری او شد. او را در سال ۱۹۸۹ با صندلی الکتریکی اعدام کردند.
اما چرا این مرد جوان جذاب و موفق تبدیل به قاتل شده بود؟ اینک پس از گذشت حدود ۳۰ سال از آن زمان، کنت کیل، استاد علم اعصاب در دانشگاه نیومکزیکو، به این پرسش پاسخ میگوید. فرماندار ایالت نیومکزیکو به این روانشناس اجازه داد که مغز همهی زندانیان ۱۲ زندان این ایالت را اسکن و بررسی کند. برای اینکه این دانشمند بتواند کار خود را در محل هر زندان انجام دهد، دستگاه توموگرافی مغناطیسیای به قیمت دو میلیون و سیصدهزار دلار را در یک ماشین کاروان ۱۵ متری جاسازی کردند. قرار است کیل در سال ۱۰۰۰ مغز را اسکن کند.
همه قاتل نمیشوند
طبق پژوهشهای انجام گرفته، حدود ۱۵ تا ۲۵ درصد زندانیان جامعهستیز محسوب میشوند، اما همهی آنها قاتل نیستند و برعکس هم، هر کس که مرتکب قتلی شده باشد، لزوما شخصیتی جامعهستیز (antisocial) ندارد. در عمل بسیاری از جامعهستیزان آدمهای خشنی هم نیستند. کیل برای تشخیص افراد جامعهستیز از پرسشنامهای استفاده میکند که رابرت هیر، روانشناس جنایی و محقق معروف در زمینهی جامعهستیزی، تهیه کرده است. افراد معمولی با این آزمایش تا ۵ پوئن میگیرند. کسی که بین ۳۰ تا ۴۰ پوئن بگیرد، جامعهستیز قلمداد میشود.
پژوهشگران تخمین میزنند که حدود سه درصد مردان دارای اختلال شخصیتی جامعهستیزی هستند. تنها یک درصد زنان دچار این اختلالاند.
اما اشخاص مبتلا به این اختلال را نمیتوان به آسانی از مردم عادی تشخیص داد. بیشتر جامعهستیزان زبانآور و جذاباند. آنان همچنین افرادیاند که میتوانند حرف خود را به کرسی بنشانند و نیاز به تایید و توجه دارند. یکی از محققان همکار کنت کیل تعریف میکند که قاتلی که دوست دخترش را کشته بوده، چنان با حالت طنز صحنهی قتل را توصیف میکرده، که این محقق باید به خود فشار میآورده تا جلوی خندهی خود را بگیرد.
جامعهستیزان زودتر از زندان آزاد میشوند
تحقیقی در کانادا نشان میدهد که شمار زندانیان جامعهستیزی که پیش از موعد پایان محکومیت خود آزاد میشوند، دو برابر و نیم زندانیان عادی است.
همچنین به گفتهی هیر، روانشناس جنایی، بسیاری از جامعهستیزان به شغلهایی کلیدی دست مییابند. تواناییهایی چون زبانآوری، قدرت قبولاندن حرف خود به دیگران و سردی در احساسات به جامعهستیزان کمک میکند از نردبان ترقی شغلی بالا بروند.
آزمایشهای گوناگون نشان دادهاند که جامعهستیزان در مقایسه با افراد سالم عکسالعمل احساسی پایینی دارند، و قادر به همدردی با دیگران نیستند. برای نمونه نه تصویر شکلات و شیرینی حس مثبت چندانی در آنها بوجود میآورد و نه عکس کودکی که سوخته است حس منفی زیادی را در آنان ایجاد میکند. جامعهستیزان عاری از احساساتی طبیعی چون همدردی و ترساند که معمولا باعث میشود به قانون وفادار بمانیم. آنان از بزهکاریشان نیز احساس پشیمانی نمیکنند.
خصوصیت مشترک جامعهستیزان فقدان حس همدردی با دیگران است. به نظر هارما مفرت، دانشمند علم اعصاب در هلند، کلید فهم این بیماری در همینجاست. انسانهای سالم میتوانند آنچه را که دیگران حس میکنند، حس کنند، چون وقتی شادی یا رنج دیگری را میبینند، بخش عصبی مشابهی در آنها فعال میشود، انگار که خود این احساس را تجربه میکنند. اما در مورد جامعهستیزان اعصاب مربوط به همدردی کمتر فعال هستند. مفرت میگوید، جامعهستیز میتواند به خوبی احساسات دیگران را بشناسد، اما احساسات خود را به دور از این شناخت نگاه میدارد.
حافظهای برای شکار قربانی
آزمایشها نشان میدهند که جامعهستیزان از روی چهره و ظاهر افراد میفهمند چه کسی میتواند قربانیای ضعیف باشد. آنان چهرههای غمگین حاکی از احساس شکست را به خاطر میسپارند. چیزی دارند چون حافظهای برای شکار که به کمک آن افراد عاجز و آسیبپذیر را شناسایی میکنند. بنابراین سردی احساسات ایشان به هیچ وجه مانع آن نیست که احساسات دیگران را به طور دقیق تجزیه و تحلیل کنند.
ناهنجاریها در مغز جامعهستیزان
آیا خصوصیات جامعهستیزان در مغز آنان بازتاب یافته است؟ پژوهشهای اخیر نشان میدهند که در بخشهای گوناگون مغز جامعهستیزان ناهنجاری وجود دارد، از جمله در هستهی بادامی مغز (Amygdala) آنان که منطقهای بسیار مهم برای تجربهی حسی و واقع در پشت لب گیجگاهی مغز است. کنت کیل و همکارانش در پژوهشهای خود نشان دادهاند که حجم هستهی بادامی مغز در نزد جامعهستیزان ۲۰ درصد کوچکتر از انسانهای عادی است. این بخش باداممانند از جمله هنگامی فعال میشود که ما دچار ترس شویم.
پژوهشگران همچنین دریافتهاند که هیپوکامپ (Hippocampus) نیز در جامعهستیزان دارای حجمی پایین است. این بخش در پیوندی نزدیک با هستهی بادامی مغز قرار دارد و بویژه در حافظه و یادآوری رخدادهای احساسی دخالت دارد. فعالیت هیپوکامپ و هستهی بادامی مغز که در نزد جامعهستیزان بخصوص در نیمهی چپ مغز آشکارا کوچکتر و کمتر فعال هستند، باعث میشود که انسانها از موقعیتها و رفتارهایی که پیامدهای نامطبوع دارند، دوری کنند. فردی که عملکرد این بخش مغزش از همان سن کودکی مختل است، در مقایسه با همسن و سالهای خود، به سختی یاد میگیرد که نباید به دیگران آزار برساند. علت آن است که او ترسی از پیامدهای عمل خود ندارد.
خانوادهی ازهمپاشیده دلیل ایجاد شخصیتهای جامعهستیز؟
بیماران روانی جامعهستیز اغلب برآمده از خانوادههایی هستند که به کودکان خود بیتوجهاند، با آنها بدرفتاری میکنند و محبتی به آنان نشان نمیدهند. اما لزوما همهی جامعهستیزان از چنین خانوادههایی نمیآیند. تد باندی، قاتل زنجیرهای آمریکایی، در بازجوییهای خود مدام تاکید میکرد که در خانوادهای پرمحبت بزرگ شده که به ارزشهای مسیحیت وفادار بوده است. البته او در جوانیآگاهی مییابد که "خواهرش" در واقع مادرش بوده است. از آنجا که مادر جوان تد باندی به هنگام تولد وی ازدواج نکرده بوده است، پدربزرگ و مادربزرگش او را به عنوان فرزند خود بزرگ میکنند. اما آیا امکان آن وجود داشته که او سرنوشتی دیگر بیابد و قاتلی زنجیرهای نشود؟ خود او معتقد بود که نگاه کردن مداوم فیلمهای پورنوگرافیک خشونتآمیز در او میل به رفتار بزهکارانه را ایجاد کرده است.
بسیاری از محققان برجسته معتقدند که موارد سخت بیماری روانی جامعهستیزی درمانپذیر نیستند. اما کنت کیل میگوید که میتوان جامعهستیزان را درمان کرد، به شرط آنکه درمان آنان از سنین پایین آغاز شود. اما تحقیق در این مورد هنوز چندان پیش نرفته است؛ به عقیدهی کیل بدین خاطر که کسی همدردیای با این عده ندارد و بیشتر ترجیح میدهند آنان را از جلوی چشم و جامعه دور کنند.
بیمار روانی جامعهستیز (Psychopath) نه احساس ترس دارد، نه همدردی با دیگران. توانا در حقهبازیست و بزهکاریهایش اغلب از کودکی آغاز میشود. پژوهشگران کشف کردهاند که جامعهستیزان دارای یک سری ناهنجاریهای مغزیاند.
در سالهای میانهی دههی ۱۹۷۰ خبر قتلهایی زنجیرهای جامعهی آمریکا را در وحشت فرو برد. قاتل شخصی به نام تد باندی و بزرگ شده در خانوادهای مرفه در ایالت واشنگتن بود. باندی دبیرستان را در سال ۱۹۶۵ به پایان رسانده، در دانشگاه روانشناسی تحصیل کرده بود و به عنوان طرفدار حزب جمهوریخواه آمریکا فعالیت داشت. او که مردی جذاب به شمار میرفت، در دههی ۱۹۷۰ دست به تجاوز، قتل و قطعهقطعه کردن جسد ۳۰ زن، شاید هم بیشترزد. پلیس در سال ۱۹۷۶ موفق به دستگیری او شد. او را در سال ۱۹۸۹ با صندلی الکتریکی اعدام کردند.
اما چرا این مرد جوان جذاب و موفق تبدیل به قاتل شده بود؟ اینک پس از گذشت حدود ۳۰ سال از آن زمان، کنت کیل، استاد علم اعصاب در دانشگاه نیومکزیکو، به این پرسش پاسخ میگوید. فرماندار ایالت نیومکزیکو به این روانشناس اجازه داد که مغز همهی زندانیان ۱۲ زندان این ایالت را اسکن و بررسی کند. برای اینکه این دانشمند بتواند کار خود را در محل هر زندان انجام دهد، دستگاه توموگرافی مغناطیسیای به قیمت دو میلیون و سیصدهزار دلار را در یک ماشین کاروان ۱۵ متری جاسازی کردند. قرار است کیل در سال ۱۰۰۰ مغز را اسکن کند.
همه قاتل نمیشوند
طبق پژوهشهای انجام گرفته، حدود ۱۵ تا ۲۵ درصد زندانیان جامعهستیز محسوب میشوند، اما همهی آنها قاتل نیستند و برعکس هم، هر کس که مرتکب قتلی شده باشد، لزوما شخصیتی جامعهستیز (antisocial) ندارد. در عمل بسیاری از جامعهستیزان آدمهای خشنی هم نیستند. کیل برای تشخیص افراد جامعهستیز از پرسشنامهای استفاده میکند که رابرت هیر، روانشناس جنایی و محقق معروف در زمینهی جامعهستیزی، تهیه کرده است. افراد معمولی با این آزمایش تا ۵ پوئن میگیرند. کسی که بین ۳۰ تا ۴۰ پوئن بگیرد، جامعهستیز قلمداد میشود.
پژوهشگران تخمین میزنند که حدود سه درصد مردان دارای اختلال شخصیتی جامعهستیزی هستند. تنها یک درصد زنان دچار این اختلالاند.
اما اشخاص مبتلا به این اختلال را نمیتوان به آسانی از مردم عادی تشخیص داد. بیشتر جامعهستیزان زبانآور و جذاباند. آنان همچنین افرادیاند که میتوانند حرف خود را به کرسی بنشانند و نیاز به تایید و توجه دارند. یکی از محققان همکار کنت کیل تعریف میکند که قاتلی که دوست دخترش را کشته بوده، چنان با حالت طنز صحنهی قتل را توصیف میکرده، که این محقق باید به خود فشار میآورده تا جلوی خندهی خود را بگیرد.
جامعهستیزان زودتر از زندان آزاد میشوند
تحقیقی در کانادا نشان میدهد که شمار زندانیان جامعهستیزی که پیش از موعد پایان محکومیت خود آزاد میشوند، دو برابر و نیم زندانیان عادی است.
همچنین به گفتهی هیر، روانشناس جنایی، بسیاری از جامعهستیزان به شغلهایی کلیدی دست مییابند. تواناییهایی چون زبانآوری، قدرت قبولاندن حرف خود به دیگران و سردی در احساسات به جامعهستیزان کمک میکند از نردبان ترقی شغلی بالا بروند.
آزمایشهای گوناگون نشان دادهاند که جامعهستیزان در مقایسه با افراد سالم عکسالعمل احساسی پایینی دارند، و قادر به همدردی با دیگران نیستند. برای نمونه نه تصویر شکلات و شیرینی حس مثبت چندانی در آنها بوجود میآورد و نه عکس کودکی که سوخته است حس منفی زیادی را در آنان ایجاد میکند. جامعهستیزان عاری از احساساتی طبیعی چون همدردی و ترساند که معمولا باعث میشود به قانون وفادار بمانیم. آنان از بزهکاریشان نیز احساس پشیمانی نمیکنند.
خصوصیت مشترک جامعهستیزان فقدان حس همدردی با دیگران است. به نظر هارما مفرت، دانشمند علم اعصاب در هلند، کلید فهم این بیماری در همینجاست. انسانهای سالم میتوانند آنچه را که دیگران حس میکنند، حس کنند، چون وقتی شادی یا رنج دیگری را میبینند، بخش عصبی مشابهی در آنها فعال میشود، انگار که خود این احساس را تجربه میکنند. اما در مورد جامعهستیزان اعصاب مربوط به همدردی کمتر فعال هستند. مفرت میگوید، جامعهستیز میتواند به خوبی احساسات دیگران را بشناسد، اما احساسات خود را به دور از این شناخت نگاه میدارد.
حافظهای برای شکار قربانی
آزمایشها نشان میدهند که جامعهستیزان از روی چهره و ظاهر افراد میفهمند چه کسی میتواند قربانیای ضعیف باشد. آنان چهرههای غمگین حاکی از احساس شکست را به خاطر میسپارند. چیزی دارند چون حافظهای برای شکار که به کمک آن افراد عاجز و آسیبپذیر را شناسایی میکنند. بنابراین سردی احساسات ایشان به هیچ وجه مانع آن نیست که احساسات دیگران را به طور دقیق تجزیه و تحلیل کنند.
ناهنجاریها در مغز جامعهستیزان
آیا خصوصیات جامعهستیزان در مغز آنان بازتاب یافته است؟ پژوهشهای اخیر نشان میدهند که در بخشهای گوناگون مغز جامعهستیزان ناهنجاری وجود دارد، از جمله در هستهی بادامی مغز (Amygdala) آنان که منطقهای بسیار مهم برای تجربهی حسی و واقع در پشت لب گیجگاهی مغز است. کنت کیل و همکارانش در پژوهشهای خود نشان دادهاند که حجم هستهی بادامی مغز در نزد جامعهستیزان ۲۰ درصد کوچکتر از انسانهای عادی است. این بخش باداممانند از جمله هنگامی فعال میشود که ما دچار ترس شویم.
پژوهشگران همچنین دریافتهاند که هیپوکامپ (Hippocampus) نیز در جامعهستیزان دارای حجمی پایین است. این بخش در پیوندی نزدیک با هستهی بادامی مغز قرار دارد و بویژه در حافظه و یادآوری رخدادهای احساسی دخالت دارد. فعالیت هیپوکامپ و هستهی بادامی مغز که در نزد جامعهستیزان بخصوص در نیمهی چپ مغز آشکارا کوچکتر و کمتر فعال هستند، باعث میشود که انسانها از موقعیتها و رفتارهایی که پیامدهای نامطبوع دارند، دوری کنند. فردی که عملکرد این بخش مغزش از همان سن کودکی مختل است، در مقایسه با همسن و سالهای خود، به سختی یاد میگیرد که نباید به دیگران آزار برساند. علت آن است که او ترسی از پیامدهای عمل خود ندارد.
خانوادهی ازهمپاشیده دلیل ایجاد شخصیتهای جامعهستیز؟
بیماران روانی جامعهستیز اغلب برآمده از خانوادههایی هستند که به کودکان خود بیتوجهاند، با آنها بدرفتاری میکنند و محبتی به آنان نشان نمیدهند. اما لزوما همهی جامعهستیزان از چنین خانوادههایی نمیآیند. تد باندی، قاتل زنجیرهای آمریکایی، در بازجوییهای خود مدام تاکید میکرد که در خانوادهای پرمحبت بزرگ شده که به ارزشهای مسیحیت وفادار بوده است. البته او در جوانیآگاهی مییابد که "خواهرش" در واقع مادرش بوده است. از آنجا که مادر جوان تد باندی به هنگام تولد وی ازدواج نکرده بوده است، پدربزرگ و مادربزرگش او را به عنوان فرزند خود بزرگ میکنند. اما آیا امکان آن وجود داشته که او سرنوشتی دیگر بیابد و قاتلی زنجیرهای نشود؟ خود او معتقد بود که نگاه کردن مداوم فیلمهای پورنوگرافیک خشونتآمیز در او میل به رفتار بزهکارانه را ایجاد کرده است.
بسیاری از محققان برجسته معتقدند که موارد سخت بیماری روانی جامعهستیزی درمانپذیر نیستند. اما کنت کیل میگوید که میتوان جامعهستیزان را درمان کرد، به شرط آنکه درمان آنان از سنین پایین آغاز شود. اما تحقیق در این مورد هنوز چندان پیش نرفته است؛ به عقیدهی کیل بدین خاطر که کسی همدردیای با این عده ندارد و بیشتر ترجیح میدهند آنان را از جلوی چشم و جامعه دور کنند.
[img]http://www.beiragh.com/images/1006.jpg[/img]