
عرض تسلیت خدمت جناب Reza6662
مدیر انجمن: شوراي نظارت

-
- پست: 465
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۳ مرداد ۱۳۸۷, ۹:۲۹ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 221 بار
- سپاسهای دریافتی: 752 بار
Re: عرض تسلیت خدمت جناب Reza6662
هركه آمد به جهان اهل فنا خواهد بود آنكه پاينده و باقيست خدا خواهد بود
برادر عزيز وگرامي با قلبي آكنده از غم واندوه بدينوسيله درگذشت پدر عزيزتان را بشما وخانواده محترمتان صميمانه تسليت عرض مينمايم،از درگاه ايزد منان براي آن عزيز سفر كرده غفران الهي وبراي بازماندگان صبر وشكيبايي آرزومندم...
برادر عزيز وگرامي با قلبي آكنده از غم واندوه بدينوسيله درگذشت پدر عزيزتان را بشما وخانواده محترمتان صميمانه تسليت عرض مينمايم،از درگاه ايزد منان براي آن عزيز سفر كرده غفران الهي وبراي بازماندگان صبر وشكيبايي آرزومندم...

-
- پست: 863
- تاریخ عضویت: سهشنبه ۲۹ دی ۱۳۸۸, ۱۰:۵۳ ب.ظ
- محل اقامت: البرز
- سپاسهای ارسالی: 5392 بار
- سپاسهای دریافتی: 4116 بار
- تماس:
Re: عرض تسلیت خدمت جناب Reza6662
درود.
با عرض تسلیت و به امید این که تسلیت کوچک ما کمی از غم بزرگتان بکاهد

با عرض تسلیت و به امید این که تسلیت کوچک ما کمی از غم بزرگتان بکاهد


- پست: 560
- تاریخ عضویت: چهارشنبه ۶ مرداد ۱۳۸۹, ۱:۰۰ ق.ظ
- سپاسهای ارسالی: 2278 بار
- سپاسهای دریافتی: 1686 بار
- تماس:
Re: عرض تسلیت خدمت جناب Reza6662
با عرض سلام
بنده هم خدمت اقا رضا تسلیت عرض میکنم و از خداوند برای شما و خانواده محترمتان طلب صبر میکنم.
بنده هم خدمت اقا رضا تسلیت عرض میکنم و از خداوند برای شما و خانواده محترمتان طلب صبر میکنم.
اول علی اخر علی

- پست: 1420
- تاریخ عضویت: دوشنبه ۱۷ مهر ۱۳۸۵, ۹:۵۶ ق.ظ
- محل اقامت: سرزمین تاریکی ها
- سپاسهای ارسالی: 1082 بار
- سپاسهای دریافتی: 869 بار
- تماس:
Re: عرض تسلیت خدمت جناب Reza6662
رضا جان، استاد گرامی من تسلیت میگم به شما و خانواده عزیزتون امیدوارم غم آخرتون باشه
فقط این رو بدونین که مرگ پایان نیست...
روحشون شاد




- پست: 125
- تاریخ عضویت: شنبه ۱۷ آذر ۱۳۸۶, ۲:۵۶ ب.ظ
- محل اقامت: Tehran
- سپاسهای ارسالی: 6153 بار
- سپاسهای دریافتی: 953 بار
Re: عرض تسلیت خدمت جناب Reza6662




[FONT=Courier New]الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُم مُّصِيبَةٌ قَالُواْ إِنَّا لِلّهِ وَإِنَّـا إِلَيْهِ رَاجِعونَ
كسانى كه چون مصيبتى به آنان برسد، می گويند: «ما از خدا هستيم و به سوى او باز میگرديم.»
مصیب وارده را از صمیم قلب به دوست گرامی رضای عزیز تسلیت عرض نموده و از درگاه خدا برای آن مرحوم خواستار مغفرت هستم . ما را در غم خود شریک بدانید .



- پست: 148
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۳۰ فروردین ۱۳۸۶, ۱:۱۶ ق.ظ
- محل اقامت: zigomigota@gmail.com
- سپاسهای ارسالی: 415 بار
- سپاسهای دریافتی: 411 بار
- تماس:
Re: عرض تسلیت خدمت جناب Reza6662
رضای عزیز
خدا پدر گرامتیت رو قرین رحمت خودش بکنه ان شا الله و
آرزوی صبر برای شما و خانواده ی محترمت می کنم
ان شالله غم آخرت باشه
خدا پدر گرامتیت رو قرین رحمت خودش بکنه ان شا الله و
آرزوی صبر برای شما و خانواده ی محترمت می کنم
ان شالله غم آخرت باشه
ما براي رفتن آمديم نه براي ماندن
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]

- پست: 1921
- تاریخ عضویت: شنبه ۲۹ خرداد ۱۳۸۹, ۵:۴۵ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 6415 بار
- سپاسهای دریافتی: 11867 بار
Re: عرض تسلیت خدمت جناب Reza6662
سلام خدمت شما دوست گرامی 
ضمن پوزش از تاخیر، بنده هم به شما تسلیت عرض میکنم، امیدوارم خداوند به شما و خانواده محترمتان صبر عنایت فرماید
رفتم که بکوي پدر و مسکن و مالوف
تسکين دهم آلام دل جان بسرم را
گفتم بسر راه همان خانه ومکتب
تکرار کنم درس سنين صغرم را
خود نتوانست زدودن غمم ازدل
زان منظره باري بنوازد نظرم را
کانون پدر جويم و گهواره مادر
کانون هنر جويم و مهد هنرم را
تا قصه رويين تني و تير پراني است
از قلعه سيمرغ ستانم سپرم را
با ياد طفوليت و نشخوار جواني
ميرفتم و مشغول جويدن جگرم را
پيچيدم از آن کوچه مانوس که درکام
باز آورد آن لذت شير و شکرم را
افسوس که کانون پدر نيز فروکشت
از آتش دل باقي برق و شررم را
چون بقعه اموات فضايي همه خاموش
اخطار کنان منزل خوف و خطرم را
درها همه بسته است و برخ گردنشسته
يعني نزني در که نيابي اثرم را
در گرد و غبار سر آن کوي نخواندم
جز سرزنش عمر هبا و هدرم را
مهدي که نه پاس پدرم داشته زين پيش
کي پاس مرا دارد و زين پس پسرم را
اي داد که از آن همه يار و سر وهمسر
يک در نگشايد که بپرسد خبرم را
يک بچه همسايه نديدم به سرکوي
تا شرح دهم قصه سير و سفرم را
اشکم برخ از ديده روان بودوليکن
پنهان که نبيند پسرم چشم ترم را
ميخواستم اين شيب و شبابم بستانند
طفليم دهند و سر پر شور و شرم را
چشم خردم را ببرند و به من آرند
چشم صغرم را و نقوش و صورم را
کم کم همه را در نظر آوردم و ناگاه
ارواح گرفتند همه دور و برم را
گويي پي ديدار عزيزان بگشودند
هم چشم دل کورم و هم گوش کرم را
يکجا همه گمشدگان يافته بودم
از جمله حبيب و رفقاي دگرم را
اين خنده وصلش بلب آن گريه هجران
اين يک سفرم پر سد و آن يک حضرم را
اين ورد شبم خواهد و ناليدن شبگير
وآن زمزمه صبح و دعاي سحرم را
تا خود به تقلا بدر خانه کشاندم
بستند به صد دايره راه گذرم را
يکباره قرار از کف من رفت ونهادم
بر سينه ديوار در خانه سرم را
صوت پدرم بود که مي گفت چه کردي؟
در غيبت من عاله در بدرم را
حرفم بزبان بود ولي سکسکه نگذاشت
تا باز دهم شرح قضا و قدرم را
في الجمله شدم ملتمس از در بدعايي
کز حق طلبد فرصت صبر و ظفرم را
اشکم بطواف حرم کعبه چنان گرم
کز دل بزدود آنهمه زنگ و کدرم را
نا گه پسرم گفت چه مي خواهي از اين در
گفتم پسرم بوي صفاي پدرم را
شعر از استاد گرامی و ارجمند
مرحوم استاد شهریار
(در مقام پدر)

ضمن پوزش از تاخیر، بنده هم به شما تسلیت عرض میکنم، امیدوارم خداوند به شما و خانواده محترمتان صبر عنایت فرماید

رفتم که بکوي پدر و مسکن و مالوف
تسکين دهم آلام دل جان بسرم را
گفتم بسر راه همان خانه ومکتب
تکرار کنم درس سنين صغرم را
خود نتوانست زدودن غمم ازدل
زان منظره باري بنوازد نظرم را
کانون پدر جويم و گهواره مادر
کانون هنر جويم و مهد هنرم را
تا قصه رويين تني و تير پراني است
از قلعه سيمرغ ستانم سپرم را
با ياد طفوليت و نشخوار جواني
ميرفتم و مشغول جويدن جگرم را
پيچيدم از آن کوچه مانوس که درکام
باز آورد آن لذت شير و شکرم را
افسوس که کانون پدر نيز فروکشت
از آتش دل باقي برق و شررم را
چون بقعه اموات فضايي همه خاموش
اخطار کنان منزل خوف و خطرم را
درها همه بسته است و برخ گردنشسته
يعني نزني در که نيابي اثرم را
در گرد و غبار سر آن کوي نخواندم
جز سرزنش عمر هبا و هدرم را
مهدي که نه پاس پدرم داشته زين پيش
کي پاس مرا دارد و زين پس پسرم را
اي داد که از آن همه يار و سر وهمسر
يک در نگشايد که بپرسد خبرم را
يک بچه همسايه نديدم به سرکوي
تا شرح دهم قصه سير و سفرم را
اشکم برخ از ديده روان بودوليکن
پنهان که نبيند پسرم چشم ترم را
ميخواستم اين شيب و شبابم بستانند
طفليم دهند و سر پر شور و شرم را
چشم خردم را ببرند و به من آرند
چشم صغرم را و نقوش و صورم را
کم کم همه را در نظر آوردم و ناگاه
ارواح گرفتند همه دور و برم را
گويي پي ديدار عزيزان بگشودند
هم چشم دل کورم و هم گوش کرم را
يکجا همه گمشدگان يافته بودم
از جمله حبيب و رفقاي دگرم را
اين خنده وصلش بلب آن گريه هجران
اين يک سفرم پر سد و آن يک حضرم را
اين ورد شبم خواهد و ناليدن شبگير
وآن زمزمه صبح و دعاي سحرم را
تا خود به تقلا بدر خانه کشاندم
بستند به صد دايره راه گذرم را
يکباره قرار از کف من رفت ونهادم
بر سينه ديوار در خانه سرم را
صوت پدرم بود که مي گفت چه کردي؟
در غيبت من عاله در بدرم را
حرفم بزبان بود ولي سکسکه نگذاشت
تا باز دهم شرح قضا و قدرم را
في الجمله شدم ملتمس از در بدعايي
کز حق طلبد فرصت صبر و ظفرم را
اشکم بطواف حرم کعبه چنان گرم
کز دل بزدود آنهمه زنگ و کدرم را
نا گه پسرم گفت چه مي خواهي از اين در
گفتم پسرم بوي صفاي پدرم را
شعر از استاد گرامی و ارجمند
مرحوم استاد شهریار
(در مقام پدر)
مائیم که از پادشهان باج گرفتیم
زان پس که از ایشان کمروتاج گرفتیم
اموال وخزائنشان تاراج گرفتیم
مائیم که از دریا امواج گرفتیم
شاهنشاه بزرگ ایران نادرشاه افشار
زیبنده یک رونین زیبا مردن است، آن رونینی که هر دم آماده مرگ نباشد، ناگزیر مرگی ناشایست برایش پیش می آید.
زان پس که از ایشان کمروتاج گرفتیم
اموال وخزائنشان تاراج گرفتیم
مائیم که از دریا امواج گرفتیم
شاهنشاه بزرگ ایران نادرشاه افشار
زیبنده یک رونین زیبا مردن است، آن رونینی که هر دم آماده مرگ نباشد، ناگزیر مرگی ناشایست برایش پیش می آید.

- پست: 74
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۱۹ اسفند ۱۳۸۹, ۱۲:۱۵ ب.ظ
- محل اقامت: فکه
- سپاسهای ارسالی: 384 بار
- سپاسهای دریافتی: 160 بار
- تماس:
Re: عرض تسلیت خدمت جناب Reza6662
با سلام.من هم به نوبه ی خودم خدمت شما تسلیت عرض میکنم.واقعا غم شما رو درک میکنم چون من خودم از 8 سالگی این نعمت رو از دست دادم.ان شا الله روح ایشون با سید الشهدا محشور بشند.
روز فکر من این است و همه شب سخنم که چرا غافل از احوال دل خویستنم

- پست: 7545
- تاریخ عضویت: سهشنبه ۲۶ آذر ۱۳۸۷, ۴:۲۰ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 9280 بار
- سپاسهای دریافتی: 22106 بار
Re: عرض تسلیت خدمت جناب Reza6662
سلام بر آقا رضا عزیز .
آقا رضا تسلیت عرض می کنم ، انشالله که خدا پدر شما را مورد رحمت خودش قرار دهد.
.
آقا رضا تسلیت عرض می کنم ، انشالله که خدا پدر شما را مورد رحمت خودش قرار دهد.
.

"قرآن"(کلام خدا) ...راه سعادت و خوشبختی.
با عرض پوزش،دیگر در انجمن حضور ندارم،که به پیام ها پاسخ بدم.
