دمتون گرم یه خورده از شادی ها تونم با ما تقسیم کنید به جان ملوس دلم براتون کباب شده.
این شعر بالا هم بسیار معنی دار هست ولی حیف که من خیلی خواب را دوست دارم ونمی توانم برای گریه کردن به جز شبه جمعه که اون هم ....... ( فکر بد نکنید هنوز دم به تله ندادم)
ولی کلا می گویم خنده از رحمت ها ی الهی است که تنها به انسان و از برای پاک کردن غم به انسان داده شده .
می دانید اگر این جنگ دلم با فگرم پایان می گرفت شاد دیگر جز غم دوست دیگر فکری در سرم نبود و جز خاک کویش به چیز دیگری فکر نمی کردم . ( یه ۱۵ دقیقه پیش غزل حافظ می خواندم و کف کرده بودم )
و روزها به فکر دنیا نبودم که بخوام غمی داشته باشم و شبها هم دیگه از خستگی غم های روزم خوابم نمی برد و به راز نیاز با آن بی همتا می نشستم.
دل به عشق است عقل به دنبال منطق
که عشق هم منطق حالیش نمی شود.
اگه همه این ها را خواندید دنبال ربطش نگردید چون خودم گشتم و پیدا نشد .
من دگر نخواهم ناليد... قرنها ناليدن بس است... می خواهم فرياد بزنم...! اگر نتوانستم سكوت ميكنم...
----------------------------
ای کفتران ، شکسته پرم من ،شما چطور؟
از بال خود شکسته ترم من ، شما چطور؟
گهواره ام قفس، قفسم گور، ای دریغ فرصت نشد کمی بپرم من شما چطور ؟
می سوزم از سکوت کویر و سرود رود آتش به کام خشک و ترم من، شما چطور؟
فرقی نمی کند که عروسی ست یا عزا آن سر به تیغ خیر و شرم من ، شما چطور؟
جاده ، سکوت یخ زده، من، گرگ ، حادثه
اینجا همیشه در خطرم من ، شما چطور؟
جایی ندارم و همه جابوی فقر ،چون خانه من است دربدرم من ، شما چطور؟
------------------------------
ARMIN : دو پست متوالي شما ادغام شد. طبق قوانين ارسال پست هاي متوالي مجار نمي باشد.
خوب بدانند، در این ایل پدر مرد، تفنگ پدری هست مردان قبیله همگی کشته گهواره چوبی پسری هست اگر نیست نترسید، که در قافله دریایی و چشمان تری هست دکتر زهرا
مگذار میان من و تو فاصله باشد
آن کن که دلم با دل تو یک دله باشد
مگذارچو گهواره ز آزار زمانه
در خانه ی آرامش من زلزله باشد
[External Link Removed for Guests]
خوب بدانند، در این ایل پدر مرد، تفنگ پدری هست مردان قبیله همگی کشته گهواره چوبی پسری هست اگر نیست نترسید، که در قافله دریایی و چشمان تری هست دکتر زهرا
تو برو با اون غريبي كه تو قلبت لونه داره
عشق تو مي برم از ياد كه برام فايده نداره
تو به هركسي رسيدي لبا تو خندون كردی
اخرش سير شدي و چشمش و گريون كردی
تو به هر كس رسيدي قلبت و پيشكش كردی
من عروسك نمي خوام عشق و بي ارزش كردی
خوب بدانند، در این ایل پدر مرد، تفنگ پدری هست مردان قبیله همگی کشته گهواره چوبی پسری هست اگر نیست نترسید، که در قافله دریایی و چشمان تری هست دکتر زهرا