صفحه 90 از 448
ارسال شده: یکشنبه ۲۰ خرداد ۱۳۸۶, ۸:۵۸ ق.ظ
توسط iii_gate_crasher_iii
دریای شور انگیز چشمانت چه زیباست
آنجا که دل باید به دریا زد همین جاست
ارسال شده: دوشنبه ۲۱ خرداد ۱۳۸۶, ۸:۲۴ ق.ظ
توسط Mamool
ghalamman,
مرسي عزيز ولي من دقيقا همون طور كه از تلويزيون شنيدم نوشتم

البته يه منبع شفاهي ديگه هم دارم كه اينجوري ميگه!
بازم ممنون
تا نيست نگردي ره هستت ندهند
وين مرتبه با همت پستت ندهند
ارسال شده: سهشنبه ۲۲ خرداد ۱۳۸۶, ۴:۵۳ ب.ظ
توسط Yasser
دامــان ســعی ، برزده ای در هـــلاک من * * * ای من هــلاک بر زدن دامـــنت شوم
محتشم کاشانی
------------------------------------------------------------------
فکر میکنم اگر دوستان شاعر بیتی رو که درج میکنن بنویسن میتونه خوب باشه. و کمک کنه به شناخت بیشتر شعرا توسط شعر دوستان.
ارسال شده: سهشنبه ۲۲ خرداد ۱۳۸۶, ۵:۲۷ ب.ظ
توسط achachi98
ارسال شده: سهشنبه ۲۲ خرداد ۱۳۸۶, ۱۰:۱۲ ب.ظ
توسط soltan30as
ما بدين در نه پي حشمت و جاه آمده ايم از بد حادثه اينجا به پناه آمده ايم
رهرو منزل عشقيم و زسرحدعدم تا به اقليم وجود اين همه راه آمده ايم
حافظ
ارسال شده: سهشنبه ۲۲ خرداد ۱۳۸۶, ۱۰:۳۹ ب.ظ
توسط sir.mohammad
مخور صائب فریب زهد از عمامه زاهد
که در گنبد ز بی مغزی صدا بسیار میپیچد
ارسال شده: چهارشنبه ۲۳ خرداد ۱۳۸۶, ۱:۰۷ ق.ظ
توسط arash_slayer
دعوی عشاق را شرع نخواهد بیان ***** گونه زردش دلیل , ناله زارش گواست
ارسال شده: چهارشنبه ۲۳ خرداد ۱۳۸۶, ۱:۲۸ ق.ظ
توسط SAMAN
من شاعر نیستم اما بعضی وقت ها که دلم میگیرد چیزهایی روی کاغذ مینویسم!
عمر من اینگونه گذشت چو آب رفت ****خسته کشاندم این روح به خواب رفت
این دل بی چاره گناهی نداشت **** عقل به سودای خطا شتاب رفت
با تشکر!
ارسال شده: چهارشنبه ۲۳ خرداد ۱۳۸۶, ۲:۳۱ ق.ظ
توسط Mohsen1001
فيشبد عزیز
شعر شما باید با اخرین حرف شعر قبلی شروع بشه که حرف "ت" هست در شعر دوستمون
arash_slayer .
موفق باشید

ارسال شده: چهارشنبه ۲۳ خرداد ۱۳۸۶, ۲:۴۱ ق.ظ
توسط SAMAN
شرمنده ام ببخشید من از روند کار اطلاعی نداشتم.چون برای اولین بار بود تو این تاپیک میاومدم!
تو را مرگ مرا ننگ***کردی مراچنین سنگ
که شورید بی درنگ***زمانه شد برآهنگ
پتک ترک هماهنگ***آغاز شوم این جنگ
باز هم ببخشید

ارسال شده: چهارشنبه ۲۳ خرداد ۱۳۸۶, ۱۰:۴۳ ق.ظ
توسط sir.mohammad
گرفتار محبت را نشان هاست****************که خود خاموش و حرفش بر زبانهاست
ارسال شده: چهارشنبه ۲۳ خرداد ۱۳۸۶, ۷:۵۱ ب.ظ
توسط achachi98
تو يک ساعت،چو افريدون ، به ميدان باش، تازان پس..........به هر جانب که روي آري درفش کاويان بيني
سنايي
