صفحه 95 از 448
ارسال شده: شنبه ۹ تیر ۱۳۸۶, ۱۰:۳۵ ب.ظ
توسط sir.mohammad
دوام عشق می خواهی مکن با وصل آمیزش ***** که آب زندگی هم میکند خاموش آتش را
ارسال شده: شنبه ۹ تیر ۱۳۸۶, ۱۱:۵۱ ب.ظ
توسط Leila
اي جرعه نوش مجلس جم سينه پاك دار
كائينه ايست جام جهان بين كه اه ازو
ارسال شده: یکشنبه ۱۰ تیر ۱۳۸۶, ۴:۴۹ ب.ظ
توسط saeede
در چشم من بدون حضور تو عيد نيست
بي مردم سياه تو ، روزم سپيد نيست
ارسال شده: یکشنبه ۱۰ تیر ۱۳۸۶, ۵:۵۱ ب.ظ
توسط DANG3R
توانا بود هر که دانا بود*_*_*_*_*ز دانش دل پیر برنا بود

ارسال شده: یکشنبه ۱۰ تیر ۱۳۸۶, ۹:۳۹ ب.ظ
توسط sir.mohammad
DJ.:.DANGEROUS اين شعر در 2 صفحه قبل توسط خود شما مورد استفاده قرار گرفته بود ، لطفا اگه چيزي به ذهنتون نمي رسه از تکرار بيت خودداري کنيد .
saeede ، کاربر محترم ليلا شعرشون با حرف و تموم شد ولي شما د شروع کرديد لطفا رعايت کنيد
در ضمن از مدير محترم بخش هم بخاطر تذکرم عذر خواهي ميکنم .
دلم هر لحظه از داغی به داغ دیگر آویزد****** چو بیماری که گرداند ز تاب درد ، بالین را
ارسال شده: دوشنبه ۱۱ تیر ۱۳۸۶, ۱۲:۴۵ ق.ظ
توسط Leila
آبي به روزنامه ي اعمال ما فشان
بتوان مگر سترد حروف گناه ازو
ارسال شده: دوشنبه ۱۱ تیر ۱۳۸۶, ۱:۰۸ ب.ظ
توسط saeede
و گر تند باشي به يك بارو تيز
جهان از تو گيرند راه گريز
ارسال شده: دوشنبه ۱۱ تیر ۱۳۸۶, ۲:۴۳ ب.ظ
توسط sir.mohammad
ز چشم بد خدا آن چشم میگون را نگه دارد**** که در هر گردشی مست تماشا می کند ما را
ارسال شده: دوشنبه ۱۱ تیر ۱۳۸۶, ۶:۳۴ ب.ظ
توسط dewdrop
اگر خود بر درد پيشاني پيل......نه مردست آن كه در وي مردمي نيست
بني آدم سرشت از خاك دارد.......اگر خاكي نباشد آدمي نيست
ارسال شده: دوشنبه ۱۱ تیر ۱۳۸۶, ۸:۲۹ ب.ظ
توسط sir.mohammad
تیره روزیم ولی شب همه شب می سوزد **********شمع کافوری مهتاب به ویرانه ما
ارسال شده: سهشنبه ۱۲ تیر ۱۳۸۶, ۱۲:۳۶ ب.ظ
توسط saeede
انديشه از گناه مکن٬ زان که در جهان
نوميد٬ کس ز رحمتِ پروردگار نيست
ارسال شده: سهشنبه ۱۲ تیر ۱۳۸۶, ۲:۳۲ ب.ظ
توسط naghme
تا کي به تمناي وصال تو يگانه
اشکم شود از هر مژه چون سيل روانه
