صفحه 100 از 448

ارسال شده: سه‌شنبه ۲۶ تیر ۱۳۸۶, ۱۱:۲۷ ب.ظ
توسط Seymon86
دور مشتي مدعي نا معنوي اندر گذشت............دور دور يوسف است اي پادشا پاينده دار

ارسال شده: چهارشنبه ۲۷ تیر ۱۳۸۶, ۷:۲۸ ق.ظ
توسط milad1378
روزگار است آنكه گه عزت دهد گه خوار دارد**********چرخ بازيگر از اين بازيچه ها بسيار دارد

ارسال شده: چهارشنبه ۲۷ تیر ۱۳۸۶, ۱:۱۴ ب.ظ
توسط milad1378
دل مي رود زدستم صاحبدلان خدا را*********************دردا كه راز پنهان خواهد شد آشكارا

ارسال شده: چهارشنبه ۲۷ تیر ۱۳۸۶, ۴:۵۱ ب.ظ
توسط saeede
آن نه خال است و زنخدان و سر زلف پريشان
كه دل اهلِ نظر بُرد، كه سرّي است خدايي

ارسال شده: پنج‌شنبه ۲۸ تیر ۱۳۸۶, ۷:۴۶ ق.ظ
توسط milad1378
ياد ايامي كه در گلشن فغاني داشتم*******در ميان لاله وگل آشياني داشتم

ارسال شده: پنج‌شنبه ۲۸ تیر ۱۳۸۶, ۳:۰۰ ب.ظ
توسط saeede
ملامتگويِ بي حاصل ترنج از دست نشناسد
در آن معرض كه چون يوسف جمال از پرده بنمايي

ارسال شده: شنبه ۳۰ تیر ۱۳۸۶, ۱۰:۵۶ ق.ظ
توسط milad1378
يوسف گمگشته باز آيد به كنعان غم مخور*******كلبه احزان شود روزي گلستان غم مخور :::P

ارسال شده: شنبه ۳۰ تیر ۱۳۸۶, ۳:۱۲ ب.ظ
توسط saeede
رسم عاشقي نيست با يک دل دو دلبر داشتن
يا ز دلبر يا ز دل بايد که دل برداشتن

ارسال شده: شنبه ۳۰ تیر ۱۳۸۶, ۴:۱۰ ب.ظ
توسط milad1378
نه هر كه سر بتراشد قلندري داند************نه هر كه آينه سازد سكندري داند 8)

ارسال شده: شنبه ۳۰ تیر ۱۳۸۶, ۴:۴۷ ب.ظ
توسط naghme
دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند

وان در آن ظلمت شب آب حياتم دادند

:D

ارسال شده: شنبه ۳۰ تیر ۱۳۸۶, ۵:۰۲ ب.ظ
توسط DANG3R
دلا دیشب چه می کردی تو در کوی حبیب من****الهی خون شوی ای دل تو هم گشتی رقیب من
:razz: :razz:

ارسال شده: شنبه ۳۰ تیر ۱۳۸۶, ۵:۳۱ ب.ظ
توسط milad1378
نازنينا ما به ناز تو جواني د اده ايم****************رو تو اكنون با جوانان ناز كن با ما چرا؟ :razz: