صفحه 2 از 8
Re: نقد کوتاه
ارسال شده: دوشنبه ۷ مرداد ۱۳۹۸, ۷:۴۷ ب.ظ
توسط bamn

زمین سرگردان :
در سال های اخیر رشد تجاری صنعت سینمای چین به شکل سرسام آوری درآمده و دیر نیست که این سینما با پشت سر گذاشتن هالیوود تبدیل به بازار شماره یک سینمای جهان شود . این رشد از یک سو به واسطه افزایش سرمایه گذاری های داخلی و خارجی برای ساخت سینماهای متعدد ارزان جهت دسترسی جمعیت یک میلیارد و خورده ایی چین بوده که باعث رشد فروش قابل توجه فیلم ها در این کشور شده ، و از سوی دیگر افزایش توجه کمپانی های فیلمسازی چین به ژانرهای مختلف و خارج شدن انحصار سینمای بدنه اصلی این کشور از فیلم های تاریخی-رزمی . از این منظر " زمین سرگردان " به عنوان اولین پروژه سینمایی عظیم چینی ها در ژانر علمی-تخیلی یک فیلم مطرح و تاریخ ساز است . فیلم از نظر جلوه های ویژه یک دستآورد بزرگ برای چینی هاست و نشان می دهد که رشد کردن در فرهنگ برآمده از سوسیالیسم تا چه اندازه می تواند ذهن یک فیلمساز خلاق را برای پرورش ایده های مبتنی بر بسیج توده ها در یک فیلم سینمایی علمی-تخیلی به ورای محدودیت های ذهنی فیلمسازان لیبرال هالیوود برساند . اما اگر می خواهید از تماشای زمین سرگردان لذت ببرید ، دنبال چیز بیشتری نباشید! فیلمنامه بسیار افتضاح و سرهم بندی شده است و از وجه علمی بسیار پایین و نامعتبری برخوردار می باشد . بازی ها هم چندان چنگی به دل نمی زند و به نظر می رسد حجم بی سابقه استفاده از جلوه های ویژه بازیگران را تا حدود زیادی مرعوب نموده بوده است! زمین سرگردان اگر در هالیوود ساخته می شد بی شک در گیشه شکست سنگینی می خورد اما همانطور که گفتم به عنوان اولین پروژه عظیم سینمای چین در ژانر علمی-تخیلی تاریخ ساز و ماندگار خواهد بود!
***

معاون :
آدام مک کی بعد از موفقیت غیر منتظره ایی که با فیلم رکود بزرگ در فصل جوایز سال 2015 داشت ، سعی کرده همان مسیر را برای ساخت فیلم بعدی اش ادامه دهد . اما هرچقدر که رکود بزرگ در رسیدن به یک تعریف قابل فهم از چگونگی ایجاد بحران اقتصادی سال 2008 برای تماشاگران عامی و ناوارد به علم اقتصاد موفق بود ، در مقابل تعریفی که فیلم معاون از زندگی یکی از جنجالی ترین و شناخته شده ترین سیاستمداران معاصر آمریکا ارائه می دهد گنگ و نامفهوم است . کارگردان چندین بار در فیلم تاکید می کند که خیلی از اطلاعات و اسرار زندگی و فعالیت های شغلی دیک چنی محرمانه و غیر قابل دسترس است و به همین دلیل مجبور به بداهه پردازی بوده یا به شکلی سرسری از آن عبور کرده است . اما مشکل اصلی در عدم انسجام روایت است . فیلم خیلی بی دلیل شلخته وار تدوین شده و با اینکه بطور کلی در خط سیر زندگی چنی از عقب به جلو پیش می آید اما با پرش هایی ناگهانی و روی اعصاب چند سال به عقب بر می گردد و بعد از چند ثانیه دوباره به جلو می پرد! اگر این عدم انسجام زمانی نظم قابل درکی داشت قابل قبول بود اما همانطور که گفتم در شرایط فعلی کاملاً رنگ و بوی بی نظمی و شلختگی را می دهد . بازی کریستیان بیل در نقش قدرتمندترین معاون رئیس جمهور تاریخ آمریکا با آن گریم سنگین و اضافه وزن وحشتناک دیدنی است اما اصلاً به پای بازی ویگو مورتنسن در فیلم کتاب سبز نمی رسد و در عین حال جوایز بیشتری نسبت به او برای این نقش آفرینی (و البته تعداد کمتری نسبت به بازی بسیار ضعیف رامی مالک در فیلم حماسه کولی) دریافت کرده است . فیلم آشکارا منتقد نگاه نئومحافظه کارانه چنی به سیاست است و در پرده آخر به این نکته اشاره می نماید که تداوم همین نگاه باعث روی کار آمدن ترامپ گردیده . اما در رسیدن به یک تعریف قابل فهم از این نگاه نئومحافظه کار برای تماشاگر عادی ناوارد به علم سیاست ناکام مانده است!
Re: نقد کوتاه
ارسال شده: شنبه ۱۲ مرداد ۱۳۹۸, ۷:۵۴ ب.ظ
توسط bamn

نائوشیکا از دره باد :
سال 1999 یک انیمه ژاپنی در دنیای سینما گل کرد و نام سازنده اش را جهانی نمود ، انیمه " شاهزاده مونونوکه " بود و سازنده اش هایائو میازاکی ، که سه سال بعد با انیمه " شهر اشباح " برنده اسکار شد . اما اگر 90% دنیا میازاکی را با " شاهزاده مونونوکه " و " شهر اشباح " شناخته اند ، اما خود ژاپنی ها و البته تعداد کمتری از فیلم بین های حرفه ایی در خارج از ژاپن حدود بیست سال بود میازاکی را می شناختند و آثارش را دنبال می کردند! خود بنده نه فیلم بین حرفه ایی بودم و نه اسم سازنده اش را می دانستم اما از وقتی 6-7 سالم بود VHS " قصری در آسمان " را داشتم و عاشقش بودم آن هم تازه بدون دوبله که سال ها بعد تازه دوبله اش را دیدم! اما میازاکی حتی قبل از " قصری در آسمان " راه خودش را در صنعت انیمه سازی ژاپن پیدا کرده بود! " نائوشیکا از دره باد " اولین انیمه سینمایی ساخت میازاکی بوده که جهان بینی خاص و منحصر به فرد وی در آن نمود یافته . این انیمه دو سال از " قصری در آسمان " قدیمی تر است (1984) اما تازه این اواخر در خارج از ژاپن کشف و در ایران هم دوبله شده و همین مسئله برای طرفداران استاد می تواند بسیار هیجان انگیز باشد چون تازه کشف می کنند که بسیاری از المان های آشنای آثار میازاکی اولین بار در این انیمه خلق شده بوده اند! " نائوشیکا از دره باد " هرچند به اندازه آثار بعدی میازاکی شخصیت پردازی قوی ندارد و گرافیک بصری اش در برخی بخش ها خام می نمایاند ، اما خلاقیت منحصر به فرد فیلمساز شهیر که ، دلیل اصلی محبوبیت آثارش در دنیاست ، در این انیمه هم تماشاگر را به وجد می آورد ، پس اگر از هواداران انیمه های داستان گوی ژاپنی از نوع آثار هایائو میازاکی و شاگردانش هستید ، تماشای این انیمه را از دست ندهید .
***

زمین تا اکو :
محصول 2014 سینمای آمریکا ، می خواهد چیزی باشد بین دو فیلم محبوب " سوپر هشت " (2011) جی جی آبرامز و " با من بمان " (1986) راب رینر ، اما از هر دو به مراتب ضعیف تر ، الکن تر (در قصه گویی) و ناقص تر (در شخصیت پردازی) می باشد . موجود فضایی فیلم بهانه ایی است برای حفظ دوستی بین نوجوانان قصه پس از جدایی اجباری ، اما چنین ایده ایی در زمانه ایی که دوستی ها می تواند از فراسوی قاره ها فقط با چند ضربه روی صفحه تلفن همراه برقرار بماند ، کمی مسئله دار می شود زیرا اگر آنطور که کاراکترها ادعا می کنند دوستی شان عمیق و واقعی است چه نیازی می باشد که بعد از جابجایی و اسباب کشی خاطره یک موجود فضایی این دوستی را حفظ نماید؟ و فیلمساز از دادن یک پاسخ قابل قبول به تماشاگر برای این سئوال عاجز می ماند و بدتر آنکه فیلم تقریباً بطور کامل با دوربین روی دست (به بهانه اینکه کاراکترها مشغول فیلمبرداری از ماجراجویی شان هستند) فیلمبرداری شده و برای تماشاگری که کمتر به این سبک فیلمبرداری در یک فیلم سینمایی عادت دارد تحمل یک ساعت و نیمه آن وقتی نمی تواند در جمع بندی کاملاً موفق عمل کند ، سخت تر می شود .
***

انتقامجویان : پایان بازی :
داغ داغ! دوبله فیلم تازه همین دیشب روی اینترنت منتشر شده و از صبح تا الان درگیر تماشای این پایان 3 ساعته برای ده سال تلاش شبانه روزی جهت تولید بزرگترین و پیچیده ترین فرانچایز صنعت سرگرمی سینمای هالیوود ، بودم . همین اول بگویم اگر انتظار نبردهایی بزرگ تر و جذاب تر از سه فیلم قبلی انتقامجویان را دارید ، پایان بازی انتظارتان را برآورده نمی کند! این فیلم ، فیلم شخصیت هاست ، فیلم احساس های متفاوت است ، فیلمی است برای رسیدن به یک نقطه بی بازگشت جهت شروع فصل جدیدی در دنیای سینمایی مارول ، اما فیلم نبردهای عظیم 40-30 دقیقه ایی نیست! نمی گویم نبرد ندارد ، دارد خوبش را هم دارد ، اما روی نبرد تمرکز نمی کند! چون فرصتش را ندارد! در واقع فیلم طوری پیش می رود که با وجود زمان 3 ساعته باز هم خواهید گفت ای کاش بیشتر طول می کشید! واقعاً نمی دانم مارولی ها برای اینکه بتواند در فصل جدید دنیای سینمایی شان سرپا بمانند و دچار ریزش مخاطب نشوند چه نقشه هایی کشیده اند؟ ، چون پایان بازی طوری تمام می شود که مطمئناً خیلی ها با خودشان خواهند گفت امیدوارم این واقعاً آخرش باشد! این پایانی است که دلم نمی خواهد بعدها زایل شود! پس این بزرگترین چالش برای سازندگان فیلم های بعدی این مجموعه خواهد بود ، هرچند استقبال از فیلم " مرد عنکبوتی دور از خانه " نشان داده همچنان می توانند روی وفاداری تماشاگران حساب کنند!
Re: نقد کوتاه
ارسال شده: دوشنبه ۴ شهریور ۱۳۹۸, ۸:۵۷ ب.ظ
توسط bamn
آسمانخراش :
این فیلم از نظر داستانی تلفیقی است از فیلم های کلاسیک آسمانخراش جهنمی (1974) و جان سخت (1988) ، هرچند به خوبی هیچکدام نیست ، اما مطمئناً طرفداران دوآین جانسون (راک) از تماشای آن لذت خواهند برد . به هر حال فیلم با اینکه خالی از مبالغه و ابرقهرمان بازی های مرسوم راک نیست ، اما دست کم از نظر اکشن خوب طراحی شده و از نظر منطق داستانی مثل فیلم رمپیج (با حضور همین بازیگر) احمقانه نیست . در واقع راک تمام تلاش خودش را کرده تا در این فیلم علاوه بر قدرت اکشنش ، کمی هم هنر بازیگری اش را به رخ بکشد که در نتیجه هیجان و التهاب در لحظات اوج فیلم واقعی تر شده است . آسمانخراش فیلمی است که از تماشایش پیشمان نمی شوید اما به هیچ عنوان قابلیت ماندگاری مثل دو فیلم یاد شده در سطر اول را ندارد و خیلی زود فراموش خواهد شد .
***

جان ویک : بخش سوم - پارابلوم
برای خیلی ها مثل بنده ملاک اول خوب بودن یک فیلم داستان و شخصیت پردازی قوی است و موارد دیگر در اولویت های بعدی قرار می گیرند . فیلم سوم جان ویک از نظر داستانی کاملاً پرت و پلاست و از نظر شخصیت پردازی هم اگر دو فیلم قبلی را ندیده باشید اصلاً قادر به درک شخصیت های فیلم نخواهید بود! اما پارابلوم فیلمی نیست که کسی بخواهد آن را به خاطر فیلمنامه قوی یا شخصیت پردازی های آنچنانی تماشا کند ، پارابلوم یک فیلم اکشن ناب ، پر ضرب و سریع و خلاقانه است که مشابهش را کمتر در سایر فیلم ها دیده اید و در عین حال به بسیاری از فیلم های معروف این ژانر هم ادای احترام می کند . پارابلوم نقطه اوج فیلم های جان ویک است و مطمئن باشید فیلم های بعدی این مجموعه نخواهند توانست به همین خوبی باشند!
***

گودزیلا : پادشاه هیولاها
بچه که بودم فیلم های گودزیلای ژاپنی که هر چند هفته یک بار از شبکه های آن زمان محدود تلوزیون پخش می شد ، محبوب ترین برنامه مورد علاقه ام بود! حتی یک بار بخاطر اینکه یکی از سینمای اکران کننده فیلم های جشنواره فیلم کودک و نوجوان پوستر یک فیلم گودزیلایی را بر سردرش نصب کرده بود پدرم را مجبور کردم به آن سینما برویم و شاهد نمایش چند انیمیشن کوتاه آسیای شرقی و یک فیلم داستانی کسل کننده ژاپنی باشیم!!! آمریکایی ها سال 1998 گودزیلای خودشان را ساختند که شباهت چندانی به گودزیلای ژاپنی نداشت و خیلی هم مورد توجه منتقدان قرار نگرفت . سال 2014 اما گودزیلای جدید آمریکایی ها با اینکه اقتباسی وفادارانه از گودزیلای ژاپنی بود خیلی هم تیپ آمریکایی داشت و از این لحاظ توانست توجه تماشاگران و منتقدان را جلب نماید . گودزیلا : پادشاه هیولاها دنباله مستقیم گودزیلای 2014 محسوب می شود اما به خاطر افزایش چشمگیر تعداد هیولاها نسبت به فیلم قبلی بیشتر به نسخه های ژاپنی شبیه شده است . کل فیلم هم روی انگشت گودزیلا می چرخد و از نظر داستان و شخصیت پردازی انسانی کاملاً مردود است ، با این وجود برای یک کشته-مرده فیلم های گودزیلایی مثل بنده جذابیت های خودش را دارد و سرعت بالای حوادث فیلم هم جلوی ملال انگیز بودن آن را می گیرد . اما اگر می خواهید یک فیلم گودزیلایی ببینید که هم گودزیلایش خوب باشد و هم داستان و شخصیت پردازی نسبتاً قوی داشته باشد ، تماشای فیلم گودزیلا علیه بیولانته (1989) را توصیه می کنم . در ضمن اصلاً تماشای آخرین گودزیلای ژاپنی ها (شینو گودزیلا (2014)) را توصیه نمی کنم که به قول بعضی ها خیلی مقواست!!!
Re: نقد کوتاه
ارسال شده: سهشنبه ۲ مهر ۱۳۹۸, ۱۲:۵۰ ب.ظ
توسط bamn

سریال روانکاو :
سریال جنایی The Mentalist که نزدیکترین معادل فارسی به آن عبارت " روانکاو " می باشد را یکی،دو سال قبل از یکی از شبکه ها جسته و گریخته دنبال می کردم و خیلی دلم می خواست آن را به طور کامل تماشا کنم که این فرصت در چند هفته اخیر دست داد . سریال محصول سی بی اس آمریکا که در هفت فصل طی سال های 2008 تا 2015 پخش گردید ، داستان مرد شیادی است که با ادعای ارتباط با ارواح شهرتی برای خود دست و پا کرده اما در این بین همسر و فرزندش قربانی یک قاتل سریالی خطرناک می شوند و از آن پس تمام هدف و توجه این مرد همکاری با پلیس برای یافتن قاتل خانواده اش می شود ... سریال روانکاو برای دوستداران سریال های جنایی-معمایی بسیار جذاب و درگیر کننده است و فیلمنامه در طی شش فصل تلاش و جستجوی قهرمان داستان برای یافتن قاتل با هوشمندی و البته خست فراوان بیننده را مجبور به همراهی با سریال می نماید . فقط فصل هفتم است که کمیتش لنگ می زند! آن هم چون عنصر اصلی یعنی رویارویی قهرمان و قاتل سریالی در آن غایب است و همه توجه سازندگان فقط بر این نکته متمرکز بوده که آیا می توانند بدون این تقابل باز هم سریال را کش دهند؟ و هنگامی که با بازخورد منفی مواجه شدند پرونده سریال را در پایان فصل هفتم بستند . در کنار فیلمنامه ، بازی بسیار عالی و باور پذیر سیمون بیکر با آن طنز جاری و غم همزمانش ، دیگر نقطه قوت و جذابیت سریال است و نمی توان باور کرد این سیمون بیکر همان سیمون بیکری است که ده سال قبل از شروع سریال روانکاو نقش کوتاه یک ژیگلوی هرزه را در فیلم " محرمانه لس آنجلس " بازی کرده بود!
***

مردان سیاهپوش بین المللی :
فیلم اول مردان سیاهپوش در سال 1997 در زمان خودش یک پدیده انقلابی بود! فیلم دوم فقط با هدف موج سواری بر موفقیت فیلم اول ساخته شد و حرف تازه ایی برای گفتن نداشت . فیلم سوم در سال 2012 هم نسبت به فیلم دوم بهتر بود و هم به یکی-دو سئوال بی جواب از فیلم اول پاسخی احساس برانگیز داشت! اما مردان سیاهپوش بین المللی که امسال اکران شده آن هم بدون حضور ویل اسمیت و تامی لی جونز ، از همان ب بسم الله مشکل دارد و در حالی که دستش برای تماشاگر رو است و نمی تواند گره گشایی پایانی را مخفی کند ، از سایر جنبه ها هم در گرفتن تایید از تماشاگرش ناموفق است . البته مردان سیاهپوش بین المللی آنقدر بد نیست که تماشاگر حاضر نباشد آن را تا انتها تماشا کند ، اما وقتی فیلم تمام شود اگر بالای 12 سال داشته باشید و سه فیلم قبلی را دیده باشید ، مطمئناً نتیجه گیریتان ضعیف تر بودن فیلم نسبت به همه آنهاست!
***

مرد عنکبوتی : دور از خانه :
بعد از پایان باشکوه انتقامجویان در " پایان بازی " ، اولین و مهمترین چالش مارول در ساخت " مرد عنکبوتی : دور از خانه " به تصویر در آوردن دنیای پسا انتقمجویان و پسا محو موقت بوده که تا حدود زیادی در رسیدن به این مهم موفق عمل نموده است . کسانی که پنج سال از دنیا غایب بوده اند مشکلاتی دارند و باید با بعضی تغییرات کنار بیایند ، و در این بین پیتر پارکر که مرشدش را هم از دست داده با چالش های بیشتری مواجه است . دور از خانه با اینکه به پرفروش ترین فیلم مجموعه فیلم های مرد عنکبوتی تبدیل شده اما کمی از " بازگشت به خانه " ضعیف تر است ، دلیلش هم تمرکز بیش از حد فیلم بر علاقه پارکر به ام جی است که باعث می شود تعادل کاملی بین دو وجه ابرقهرمانی و کمدی دبیرستانی فیلم برقرار نباشد . نکته دیگری که ممکن است تماشاگران حرفه ایی فیلم های مارول را در طول تماشای این فیلم آزار دهد این است که چرا شخصیت مکار و شکاکی مثل نیک فیوری اینقدر راحت به دام فریب افتاده ، که البته پاسخ این نکته در آخر فیلم نهفته است! اما با دعوای حقوقی که بین والت دیزنی و سونی پیش آمده سرنوشت ادامه حضور مرد عنکبوتی در کنار سایر ابرقهرمانان مارول نامشخص است و باید فیلم را با علم به این نکته ناراحت کننده تماشا کنید که ممکن است فیلم بعدی مرد عنکبوتی دوباره از نو داستان این ابرقهرمان را شروع کند!
Re: نقد کوتاه
ارسال شده: دوشنبه ۸ مهر ۱۳۹۸, ۶:۴۵ ب.ظ
توسط bamn

سریال مجموعه حوادث ناگوار :
کاراکتر راوی لمونی اسنیکت تقریباً در آغاز همه قسمت های این سریال به بینندگان توصیه می کند که آن را تماشا نکنند! بنده هم دقیقاً همین توصیه را دارم! یعنی تماشای این سریال فوق العاده جذاب را که ظاهری کودکانه دارد ، اما کودکانه نیست ، کمدی است و تراژدیست ، فانتزی است و در عین حال تریلری معمایی و جناییست ، پر کاراکتر است و پر مرگ و میر (آنقدر که روی دست بازی تاج و تخت بلند می شود!!!) ، را توصیه نمی کنم! چرا؟ چون اگر جذب سریال شوید و سرنوشت شخصیت های آن برایتان اهمیت پیدا کند ، قسمت آخرش بدجور برایتان حال گیری خواهد بود! سه فصل و بیست و پنج قسمت تماشای این سریال محصول نتفلیکس را دنبال نکرده اید که آخرش با یک پایان باز مواجه شوید و کلی سئوال بی جواب! سریال مجموعه حوادث ناگوار براساس مجموعه رمانی به همین نام نوشته دانیل هندلر ساخته شده که بنده چندین سال است آنها را دارم اما فرصت خواندنشان را پیدا نکرده ام و شاید حالا که سریالش را دیدم انگیزه ایی شود برای مطالعه آنها جهت تطبیق دادن اصل منبع با سریال . براساس این مجموعه رمان یک بار در سال 2004 فیلمی با بازی جیم کری ساخته شد که چندان مورد توجه قرار نگرفت . جیم کری با اینکه ذاتاً کمدین توانمندی بوده اما در آن فیلم بیشتر روی وجه خباثت کاراکتر کنت اولاف متمرکز شده بود تا وجه کمدی اش ، اما در سریال نیل پاتریک هریس به خوبی توانسته بین این دو وجه شخصیت کنت اولاف تعادل برقرار کند و همین نکته به یکی از جذابیت های اصلی سریال تبدیل شده است . اما باز هم تاکید می کنم حوادث ناگوار را نبینید!!!
Re: نقد کوتاه
ارسال شده: یکشنبه ۳ آذر ۱۳۹۸, ۱۱:۲۶ ق.ظ
توسط bamn
Re: نقد کوتاه
ارسال شده: سهشنبه ۵ آذر ۱۳۹۸, ۱:۲۹ ب.ظ
توسط bamn
سیستم امتیاز دهی ستاره ایی به فیلم ها و سریال هایی که پیش از این نقد کرده بودم :
Re: نقد کوتاه
ارسال شده: سهشنبه ۵ آذر ۱۳۹۸, ۱:۴۲ ب.ظ
توسط bamn
Re: نقد کوتاه
ارسال شده: جمعه ۲۲ آذر ۱۳۹۸, ۱۲:۰۰ ب.ظ
توسط bamn
Re: نقد کوتاه
ارسال شده: چهارشنبه ۱۱ دی ۱۳۹۸, ۷:۱۲ ب.ظ
توسط bamn
Re: نقد کوتاه
ارسال شده: یکشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۹۸, ۹:۰۱ ب.ظ
توسط bamn
Re: نقد کوتاه
ارسال شده: یکشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۸, ۶:۲۹ ب.ظ
توسط bamn