صفحه 2 از 4

ارسال شده: چهارشنبه ۱۲ مهر ۱۳۸۵, ۴:۰۳ ب.ظ
توسط Cheekyboy
اصلیت:امریکایی-تگزاس
فعالیت:از 1997 در گروه و از 2002 بطور انفرادی
سبک:Soul و R&B




Beyoncé Giselle Knowlesمتولد 4 سپتامبر 1981 یک خواننده R&B ,ترانه سرا,Record Producer , هنرپیشه و طراح لباس امریکایی است .او را معمولا با اسم کوچکش یعنی Beyonce می شناسند و به این اسم معروف است.او یکی از تشکیل دهنده های گروه R&B دستینیز چایلد(Destiny`sChild) است.
اولین البوم انفرادی او "Dangerously in love" در سال 2003 در رتبه های بالای بیل بورد و R&B در امریکا و کانادا و انگلیس قرار گرفت.Beyonce تا به حال 9 جایزه Grammyدریافت کرده است-6 جایزه به تنهایی و 3 جایزه همراه با گروه Destiny`s Child-.
Beyonce در سینما نیز موفق بوده و با حضور در فیلم"Austin powers in goldmember" که یکی از بهترین فیلم های 2002 بود شایستگی خود را ثابت کرد.سال 2006 اهنگ "CheckOn it" با قرار گرفتن در رتبه اول "100 اهنگ برتر" سومین اهنگ انفرادی او بود که این رتبه را بدست می اورد.
Beyonce در حال حاضر با رپر معروف امریکایی "Jay-z" دوست است.
Beyonce از دو فرزند دیگر خانواده بزرگ تر است.والدین او "Matthew Knowless" و "Tina Beyonce" هستند,مادر بزرگ و پدر بزرگ مادری او فرانسوی بوده اند, پدر Beyonce تصمیم می گیرد فامیلی همسر خود را به عنوان نام برای او(Beyonce) بکار برد!!
Beyonce تا 7 سالگی در مدرسه رقص تعلیم می دید و تک خوان کلیسا بود.مربی رقص او استعداد خاصی در او دید و بطور خصوصی شاگرد ممتاز خود را در مسابقات مختلف شرکت می داد.Beyonce در این مدت در 30 مسابقه محلی رقص و خوانندگی برنده شد.
Beyonce و دوست قبلی اش "Latavia Roberson" با "Kelly Rowland" و"LetoyaLuckett" ملاقات کردند.انها اهنگی برای اجرا در سالن زیبایی مادر Beyonce ساختند,بعد از اجرای اهنگ در چند جمع دوستانه,وقتی وارد "Star Search" شدند,با شکست روبرو شدند.انها نام "Girl`s Tyme" را برای خود انتخاب کرده بودند,انها در مسابقه برنده نشدند."Matthew Knowles" و "قیم قانونی Kelly" تصمیم گرفتند تا به دختران برای رسیدن به رویای خوانندگی اشان کمک کنند.پدر Beyonce شغل خود را رها کرد و به عنوان مدیر گروه شروع به فعالیت کرد.
Beyonce به عنوان یک نوجوان وارد مدرسه"بازیگری و هنرهای سمعی و بصری " در "Houston" شد و در این مدرسه استعداد خود را در موسیقی نشان داد,او بعدا به مدرسه"Alief Elsik High scholl" در "houston" رفت.


Destiny`s Child
Beyonceبااهنگ "NO ,NO, NO" که در 10 اهنگ برتر بیلبورد قرار گرفت به شهرت رسید.بعد از تبلیغات و هیاهوی فراوان حول تشکیل گروه 3 نفره جدیدی به نام "Destiny`s Child"(با اعضای اصلی "BeyonceKnowles"و"Kelly Rowland"و "Michelle Williams"),این گروه برای تبدیل شدن به موفق ترین گروهPop/ R&B در اواخر دهه 90 و اوایل 2000 شروع به فعالیت کرد,4 بار رتبه اول در "100 Billboard",چندین بار قرار گرفتن درtop10و 2 بار بدست اوردن رتبه اول در بهترین البوم,از موفقیت های گروه است.همچنین گروه در بیلبوردهای مختلف دیگر نیز چندین مقام اولی را کسب کرده است.گروه برای به دست اوردن طرفدلر قبل از انتشار البوم اول خود "Destiny`s Child" یک تور برگزار کرد.
مدیریت گروه توسط "Matthew Knowless" پدر Beyonce انجام می شد,او از موثرترین افراد در موفقیت Beyonce به حساب می اید و Beyonce او را الگوی خود می داند.
البوم اول انان در 1988 که توسط "Wyclef Jean" و"Jermaine Dupri" تولید شده بود فروش موفقیت امیزی داشت,اهنگ "NO,NO,NO" در این البوم در "100 اهنگ برتر" اول شد.
البوم دوم "destiny`s child" به نام "The Writings on the wall" در سال 1999 تولید شد,دو اهنگ "Bills bills bills" و " Say my name" در این البوم در رتبه اول قرار گرفتند,همچنین دو اهنگ "Bug A boo" و "Jumpin jumpin" از اهنگ های محبوب این البوم بودند,"Say my name" در Grammy سال 2001 برنده 2 جایزه به عنوان "بهترین اجرای R&B" و"بهترین اهنگ R&B" شد.
البوم بعدی انها "Survivor",اثبات دیگری در موفق بودن انها در زمینه موسیقی بود, قرار گرفتن در رتبه اول"billboar 200" و "بهترین البوم R&B" در امریکا و انگلیس و کانادا,قرار گرفتن 2 اهنگ "Independent woman"و "Bootylicious" در رتبه اول '100 اهنگ برتر" و بدست اوردن رتبه دوم توسط اهنگ"survivor" از موفقیت های این البوم است.
اهنگ "Independent woman" در اواخر سال 2000 اهنگ فیلم "Charlie`s Angles" (فرشتگان چارلی)بود
اهنگ "Survivor" سومین جایزه Grammy راهم به عنوان "بهترین اجرای R&B" برای گروه به ارمغان اورد.
در سال 2001 Beyonce از سوی"American Society of composer,authors and publishers" به عنوان ترانه سرای سال انتخاب شد,او اولین زن سیاه پوست و دومین زنی است که توانسته این جایزه را کسب کند.
سال 2004 گروه تهدیداتی از سوی یک طرفدار عقده ای در "سن دیگوی" کالیفرنیا به نام "Latoya Langford" در یافت کرد که عمدتا Beyonce را مورد هدف قرار داده بود,این تهدیدها تنزل زیادی در کار گروه به وجود اورد,"Langford" به تهدیدها ادامه می داد تا اینکه بالاخره در سال2004 در خانه خود دستگیر شد,بعد از سه سال وقفه که Beyonce در این مدت بیشتر روی کارهای انفرادی خود تمرکز کرده بود,او برای ساخت چهارمین البوم گروه دوباره نزد kelly و Michelle بازگشت,"Destiny`s Fulfilled" در نوامبر 2004 بیرون امد,البوم در "Billboard 200 دوم شد,اهنگ های معروف این البوم "Lose mybreath","Soldier","Girl"و "Cater 2 U" می باشد.نام البوم "Destiny`s Filfilled" (یعنی اتمام دستینی) شاید واقعا اشاره ای به پایان گروه باشد که البته تا امروز اینگونه بوده است.
سال 2005 "Destiny`s Child" یک تور خارجی به نام"Destiny`s Fulfilled and Lovin` It" اغاز کرد که اسپانسر ان Mc Donald`s بود,این کنسرت 70 شهر را در استرالیا و اسیا و اروپا و امریکای شمالی شامل می شد که از اوریل تا سپتامبر به طول انجامید,در 13 ژوئن 2005 اعلام شد که گروه بعد پایان تور در سپتامبر 2005 منحل می شود.
در اکتبر 2005 گروه اخرین البوم خود به نام "#1`s" را بیرون داد که شامل همه اهنگ هایی بود که رتبه اول را بدست اورده و همچنین اهنگ های معروف و شناخته شده گروه.این البوم "Greatest Hits" همچنین شامل 3 اهنگ جدید است که 2 تای انها "Standup for love" و "Check On It" است,این البوم در "Billboard 200"اول شد.اهنگ"Checkon It"سومین اهنگ Beyonce است که در "100 اهنگ برتر" اول می شود.
سال 2005, Destiny`s child جایزه پرفروش ترین گروه دخترانه را با فروشی بیش از 50 میلیون کپی از "World Music Award" در یافت کرد.


کار انفرادی Beyonce

فیلم ها

سال 2001,Beyonce بدون هیچ پیش زمینه ای در فیلم "A hip hopera" در کنار "MekhiPhifer" ظاهر شد.
تابستان 2002 در فیلم "Austin Powers in golmember" در نقش "FoxxyCleopatra" در مقابل "Mike Mayers"که نقش Austin Powers را داشت ,حضور یافت,این فیلم در "کتاب رکوردهای گینس" به عنوان پر فروش ترین فیلم کمدی ثبت شد و Beyonce هم اهنگی به نام "Work It Out" برای این فیلم خواند ,این اهنگ در انگلیس,هلند,استرالیا و ایرلند موفق بود ولی در امریکا انچنان مورد توجه قرار نگرفت.
سال 2003,Beyonce در فیلم "The Fighting Temlations" مقابل "Cuba Gooding Jr' قرار گرفت و برای این فیلم هم اهنگی با همراهی "Missy Elliot"."Free"و "Lyte" خواند که بر خلاف اهنگ های انفرادی خودش محبوبیت چندانی پیدا نکرد,اگر چه فیلم فروش متعادلی داشت.
Beyonce در فیلم "The pink panter" در نقش "Xania"- که در فیلم یک خواننده پاپ معروف است-در مقابل "Steve Martin" قرار گرفت,این فیلم 10 فوریه 2006 بیرون امد و در هفته اول نمایشش, پرفروش ترین فیلم امریکا شد.
در حال حاضر نیز Beyonce مشغول انجام کار دیگری به نام "Dreamgirls" است که قرار است 22 دسامبر 2006 بیرون بیاید.


موسیقی

در طول پاییز 2002,Beyonce با Jay-z همکاری و هم خوانی می کرد.بهار 2003,Beyonce یک کار دونفره به نام "The closer I Get to you" با "Luther Vandross" خواند(این اهنگ در اصل توسط "Roberta Flack" و "Donny Hahaway" خوانده شده و به معروفیت رسیده بود) که در این کار مشترک Beyonce به جای Hathaway و Vandross به جای Flack می خواند,این اهنگ هم در البوم Beyonce و هم در البوم Vandross به نام "Dance With myfather" قرار گرفت و جایز Grammy این اهنگ را هم به طور مشترک دریافت کردند.
سال 2003,Beyonce اولین البوم انفرادی خود به نام "Dangerously In love" را ساخت,اهنگ اول این البوم "Crazy In love" با همراهی Jay-z به سرعت به محبوبیت رسید و مدت ها در رتبه اول باقی ماند-8 هفته در "Billboard ht 100 single" اول بود-این البوم در انگلیس و کانادا اول شد,بیش از 4میلیون کپی در امریکا و بیش از 7 میلیون کپی در سراسر جهان فروش داشت,Beyonce یکی از پرفروش ترین خوانندگان R&B در سال 2003 بود و 'Dangerously In love" ششمین البوم پرفروش امریکا شد.
در اواخر تابستان,اهنگ "Baby Boy" با همراهی "Sean Paul" شروع به فتح چارت ها کرد,این اهنگ از بهترین های سال 2003 شد و 9 هفته در رتبه اول در امریکا باقی ماند(یک هفته بیشتر از "Crazy In love")
بعد از موفقیت "Baby boy", او سومین تک اهنگ خود به نام "Me,Myself And I" را نیز در اواخر 2003 بیرون دادو اهنگ چهارم البوم "Dangerously In love" یعنی "Naughty Girl" در اواسط 2004 اجرا شد که هر دو رتبه سوم "100 اهنگ برتر" را کسب کردند.
در Grammy Awards 2004 بود که Beyonce با بدست اوردن 5 جایزه برای کارهای انفرادیش رکورد شکنی کرد,این جوایز شامل"بهترین اجرای R&B زن" برای "Crazy Inlove"و "بهترین البوم R&B" بود.او همچنین یک جایزه "Brit Award" در سال 2004 در انگلیس نیز بدست اورد که او را اولین زنی کرد که در یک سال به طور هم زمان چند جایزه داخلی و خارجی معتبر کسب کرده است.
در دسامبر 2005,Beyonce یک تک اهنگ جدید به نام "Check On It" با همراهی "SlimThung" خواند,این اهنگ از البوم "#1`s" از "Destiny`s child" و برای فیلم "The PinkPanter" می باشد.
Beyonce اعلام کرده که برای البوم جدید خود شروع به نوشتن ترانه خواهد کرد که کار ضبط این البوم در اواسط 2006 اغاز خواهد شد, یعنی بعد از انکه کار فیلم "Dreamgirls" به اتمام برسد,Beyonce اعلام کرده که تا ان زمان روی فیلم اخر خود تمرکز خواهد کرد.
در مراسم Grammy 2006,جایزه "بهترین اجرای R&B" برای اهنگ "So Amazing"نصیب Beyonce شد.

تصویر

ارسال شده: چهارشنبه ۱۲ مهر ۱۳۸۵, ۴:۰۷ ب.ظ
توسط Cheekyboy
Anastacia
نام کامل:Anastacia LynNewkirk
متولد:17 سپتامبر 1968
اصلیت:شیکاگو , امریکا
سبک:Dance-Pop , Euro-Pop , Rock , Soul , Adult Contemporary
حرفه:خواننده , ترانه سرا
فعالیت:از 2000
کمپانی:EpicRecords
وب سایت رسمی: Anastacia.com
Anastaciaبا نام کامل Anastacia Lyn Newkirkیک خواننده پاپ و ترانه سرای امریکایی است که از ریلیز البوم اول خود در سال 2000 به نام Not That Kind تا امروز 34 میلیون کپی فروخته است.او به خاطر صدای قوی خود معروف است.
Anastacia در اروپا , اقیانوسیه و افریقای جنوبی به یک چهره تبدیل شده است و معروفیت و محبوبیت فراوانی دارد اما هنوز در امریکا انچنان که باید و شاید تاثیر گذار نبوده و موفق نبوده است.موسیقی اناستازیا با معانی عمیقی که اغلب در ترانه هایش وجود دارد و سبک پاپ و مردمی برای اغلب سنین جالب و دوست داشتنی است.او با عینک های مارک داری که همیشه تا این اواخر استفاده میکرده است معروف است.
Anastacia در شیکاگو , در یک خانواده هنرمند متولد شد.پدرش RobertNewkirk خواننده بوده و مادرش Diane Hurley هنرپیشه بوده است.خانواده اناستازیا وقتی او نوجوان بود به نیویورک نقل مکان کردند و Anastacia در مدرسه ProfeesionalChildren`s School در منهتن ثبت نام کرد.
Anastacia به زودی به رقص علاقه مند شد و فعالیت های خوانندگی خود را نیز اغاز کرد.در اوایل دهه 90 او مرتبا در کلوپ MTV حضور پیدا می کرد و در چند ویدئو برای خوانندگان رپ از جمله Salt-N-Pepa شرکت کرد.سال 1999,بعد از حضوری که در برنامه The Cut شبکه MTV داشت , توجه کمپانی های مختلف به او معطوف شد.اناستازیا در مارس 1999 قراردادی با Daylight Records که وابسته به Sony BMG و Epic Records است , امضا کرد .
البوم اول Anastacia, با نام "Not That Kind" که سال 2000 ریلیز شد,با حضور در Top 10 هشت کشور اروپایی,اسیایی و اقیانوسیه, موفق عظیمی برای او به حساب می امد.البوم در استرالیا پلاتینوم سه گانه در یافت کرد و اهنگ "I`M Outta Love" محبوب ترین اهنگ سال 2000 در این کشور شد.در حالیکه اهنگ I`M Outta Love در Top 10 چارت Hot Dance Club Play قرار داشت,البوم Not That Kind تنها در رده های پایینی Billboard hot 100 قرار داشت , بدلیل اینکه سینگل I`M Outta Love برای قرار گرفتن در چارت های امریکا مدیریت نشده بود."Cowboys & Kisses" سومین سینگل البوم بود که ریلیز شد و در Top 40 تعدادی از کشور های اروپایی قرار گرفت.اخرین سینگل این البوم Made For Lovin` You بود که در انگلیس رتبه 27 و در فرانسه رتبه 72 را بدست اورد.
البوم دوم او Freak Of Nature سال 2001 ریلیز شد,اگر چه موفقیت جهانی البوم اول را تکرار نکرد ولی فروش خوبی داشت.تلاش های او بالاخره باعث شد در امریکا نیز تا حدودی مورد توجه قرار بگیرد.سینگل اول این البوم One Day In Your Life اگرچه یک موفقیت بزرگ نبود اما در Top 40 امریکا قرار گرفت و در Club Charts اول شد.وقتی این البوم در می 2002 سرانجام در امریکا ریلیز شد,Anastacia البوم را وقف Lisa "Left Eye" Lopez مجری برنامه The Cut کرد که ماه قبل از ان در یک حادثه رانندگی جان خود را از دست داده بود,او در موفقیت اناستازیا سهیم بود,چراکه اولین بار اناستازیا در برنامه او و با کمک او تبدیل به چهره شد.
Anastacia در سال 2002 در Divas Live که برنامه شبکه VH1 بود در کنار Shakira , Cher و CelineDion برنامه اجرا کرد
او همچنین Sound track فیلم Chicago را با نام Love Is A Crime" خواند,این اهنگ در چارت Hot Dance Music/Club Play اول شد.
Anastacia برای خواندن Theme فیفا 2002 World Cup انتخاب شد,نام اهنگ Boom بود.
از البوم Freak Of Nature سینگل های Paid My Dues , One Day In Your Life , Why`d YouLie To Me و Yoy`ll Never Be Alone ریلیز شدند.
ژانویه 2003 , در حینی که اناستازیا برای یک سری مشکلات ارتوپدی خود را برای جراحی سینه اماده می کرد,کاشف یه عمل امد که او سرطان سینه دارد.او فورا یک دوره درمانی را با موفقیت پشت سر گذاشت.او متعاقبا سرمایه ای برای تشکیل "هیئت تحقیق در مورد سرطان سینه" تخصیص داد تا به این وسیله اگاهی زنان جوانتر را نسبت به سرطان سینه بیشتر کند.
Anastacia در سپتامبر 2003 به استودیوی ضبط رفت تا البوم بعدی خود را رکورد کند.این البوم که Anastacia نام داشت با همکاری Glen Ballard , Dallas Austin و Dave Stewart همراه بود و می رفت که برای سال 2004 ریلیز شود.
اولین سینگل این البوم با نام "Left Outside Alone" در مارس 2004 ریلیز شد,این اهنگ که در بر گیرنده سبک راک بود در مسیر حرکت اناستازیا تغییری اساسی ایجاد کرد,درحالیکه او سبک خود را Sprock (ترکیبی از Soul , Pop و راک)می داند.در این البوم,Anastacia با "Sonny Sandoval" خواننده لیدر گروه P.O.D اهنگ "I Do" را خوانده است.
Anastacia با این البوم در صدر چارت های انگلیس , هلند , استرالیا , یونان , المان و ایتالیا قرار گرفت و در پرتغال و اسپانیا دوم شد."Left Outside Alone" موفقیت بزرگ این البوم بود که در اکثر کشور های اروپایی اول یا دوم شد و در چارت کلی اروپا هم در Top 5 قرار گرفت.
اگرچه دو البوم اول اناستازیا در امریکا ریلیز شدند ولی البوم "Anastacia" در امریکا ریلیز نشد.
Anastacia تجربه ریلیز 3 سینگل موفق دیگر را هم از این البوم داشت."Sick And Tired" (که در اسپانیا اول شد و در Top 5 انگلیس قرار گرفت),"Welcome To My Truth"(که پر فروش ترین سینگل او در اسپانیا شد) و "Heavy On My Heart" فروش خوبی داشتند که البته به نفع صندوقی بود که اناستازیا برای سرطان سینه راه اندازی کرده بود.
در این شرایط سخت(بعد از بیماری) اناستازیا اعلام کرد که مهم ترین فاکتور موفقیت او برای بهبودی سریع حمایت هواداران فراوان او بوده است.اناستازیا بارها صریحا اعلام کرده که هواداران او نقش مهمی در موفقیتش داشته اند و برخورد خوب او با انها نسبت به امضا کردن نوشته هایشان و عکس یادگاری انداختن با انها ارتباط دوستانه بین او و هوادارانش را تقویت می کند.
در اواخر 2005,Anastacia اولین کلکسیون Greatest Hits خود را تحت عنوان Peaces Of A Dream , ریلیز کرد.این نام از روی نام یکی از اهنگ های البوم که با همکاری یکی از اعضای Evanescence یعنی "Ben Moody" نوشته شده بود,انتخاب شد. از این البوم اهنگ های "Everything Burns"(با Ben Moody) و "Peaces Of A Dream" ریلیز شدند.همچنین اهنگ "I Belong To You" که با Eros Ramazzotti خوانده بود و خیلی هم در اروپا موفق بود از این البوم ریلیز شد .
مدتی کوتاه بعد از ریلیز Peaces Of A Dream,اناستازیا اولین DVD اجرای زنده خود را تحت عنوان Live At Last در 27 مارس 2006 ریلیز کرد.این DVD شامل اجراهای زنده او در "برلین" و "مونیخ",چگونگی ساخت 4 ویدئوی اخر او و تعدادی از ویدئوهای البوم Anastacia است.
اناستازیا یک تولیدی لباس نیز راه اندازی کرده است که 17 اگوست 2006,اجناس ان به بازار امده است.

تصویر

ارسال شده: جمعه ۱۴ مهر ۱۳۸۵, ۱:۰۶ ق.ظ
توسط pejman
Bono's Biography(u2
نقش در گروه :

خواننده , آهنگساز و گاهی اوقات گيتاريست

فعاليت ها و علايق :

نويسنده نمايشنامه های راديويی و تلويزيونی و سخنران و هنر پيشه آِماتور و طرفدار عمل

وضعيت تاهل :

Alison Stewart August 1982

فرزندان :

دو دختر به نام های : Jordan , Memphis Eve

دو پسر به نام های : Elijah Bob Patricus Guggi Q , John Abraham

تاريخچه زندگی :

Paul ( اسم اصلی Bono ) در دابلين ايرلند متولد و بزرگ شد . Paul دومين فرزند Bobby و Airis Hewson آست و برادر بزرگتری به نام Norman دارد . پدرش در مورد او می گويد : Paul همواره بچه ای خشمگين و شرور و زخمی بود . Paul به خاطر پريشان خيالی و هواس پرتی که هنوز هم به آن دچار است باعث شد که دوستان و فاميل و خانواده لقب نامقدس و طعنه آميز " ضد مسيح " را بر او بنهند . در اين زمان او پسر بچه ای رويايی و خيال انديش و به طور شرارت باری کنجکاو بود . ا. پسر بچه ای بود که دنيا را از شيشه های گلگون می ديد و هر چيزی را که می ديد در مورد آن سوال می کرد . مثال جالب توجه در اين مورد که هم Bobby و هم Airise شاهد آن بودند هنگامی بود که Paul سه سال بيشتر نداشت و در باغچه پشت خانه شان مشغول بازی بود دو زوج با ترس و وحشت به کودک تازه به راه افتاده نگاه می کردند در حالی که او زنبور های عسل را از روی گل بلند می کرد و بر روی انگشتانش می گذاشت با آنها حرف می زد و بعد آنها را بدون اينکه او را نيش بزنند روی گلبرگ های گل می گذاشت . در پانزده سالگی Paul يک حادثه تراژيک و ويران کننده را تحمل کرد در حالی که مادرش در انتظار مراسم تدفين پدر خود بود در اثر ناراحتی مغزی در گذشت و اين حادثه به اعتقاد نويسندگان و طرفداران او شايد دليلی است بر شخصيت کنجکاو و ناآرام و بيقرار او . در طول اين زمان Paul به موزيک و گيتار زدن روی آورد و تحت تاثير موسيقی افرادی چون Paul Smith , Tin Lazzy , Raymonse و Television قرار گرفت . تقريبا در همين زمان بود که Paul نام جديدی برای خود انتخاب کرد اعتبار اين نام از طرف دوست او Guggy بود که اين اسم را از روی يک کلينيک شنوايی - درمانی در خيابان O ' Connil در دابلين برای او انتخاب کرده بود . Bono به معنای " خوش صدا " در زبان لاتين است . Bono در مدرسه پسر شناخته شده و نيمه آراسته ای بود . او در تاريخ و شطرنج و هنر و نقاشی توانايی داشت و هم چنين تعداد زيادی دوست دختر داشت که حس رمانتيک او و شيرين حرف زدن او را تحسين می کردند . گر چه او حساس بود و طبيعت بی پروای او در عزيز مو قهوه ای او Alison Stewart بود که سرانجام با او ازدواج کرد . Bono قبل از پيوستن به گروه U2 در تئاتر فعاليت می کرد و الان هم بعضی اوقات نمايش نامه های راديويی و تلويزيونی می نويسد . يک روز در سال ۱۹۷۶ نوشته ای را در بولتن کالج ديد که از کسانی که از تشکيل يک گروه موسيقی حمايت می کردند دعوت شده بود اين آگهی از سوی Larry Mullen که يک نوازنده Drummes بود منتشر شده بود به تدريج اعضای گروه گرد هم آمدند . گيتاريست گروه Dave Evans نام داشت که بعدا اسم مستعار The Edge را برای خود انتخاب کرد شايد به خاطر شخصيتی که بيشتر اوقات به چشم نمی آمد . يک Bassist آماتور به نام Adam Clayton که هميشه يک عينک رنگ و رو رفته به چشم داشت و در آخر Bono که نمی توانست آن چنان که بايد گيتار بنوازد و يا حتی آن را کوک کند ولی به خاطر علاقه و اشتياق زياد طبع شعر با حرارت و شخصيتی در خور توجه خودش را به عنوان پيشرو و شاعر به گروه تحميل کرد . Bono به عنوان خواننده و پيشرو گروه مردم را در حالت روحانی و معنوی می برد و آنها را در احساسات و عواطف غوطه ور می ساخت و به آنها تغيير و تحول را القا می کرد . در آن زمان او به طور مکرر خود را مورد نکوهش قرار می داد که نبايد يک ستاره پاپ شد او می خوست يک خواننده بزرگ شود همان طور که الان هم گروه U2 به عنوان يک گروه Rock در خور توجه و شايسته شناخته شده است . در دهه اول فعاليت Bono سرشار از اشتياق و آرزو و طغيان و سرکشی بود در آلبوم هايی مثل " Boy " , " War " , " The Unforgettable Fire " , " The Joshua Tree " و " Rattle And Hum " او سرشار از خشم و احساسات تند و شديد بود . Bono به عنوان يک آهنگساز اجتماعی شناخته شده بود که سعی می کرد مردم را با شعرهايش تحت تاثير قرار دهد Bono واقعا در اين مورد نادر بود بهترين نمونه آن در طول دهه ۸۰ بود مخصوصا در کنسرت " Live Aid " در سال ۱۹۸۸ وقتی که او از روی صحنه پريد دور از دستان گارد حفاظتی زنی را از جمعيت به طرف خود کشيد و شروع به رقصيدن با او کرد . Bono در يک برهه زمانی موهای خود را بلند می کرد يا يک عرقچين سفيد بر سر می گذاشت يک جفت عينک آفتابی که سر تا سر چشم را می پوشاند به چشم می زد يا يک لباس چرم تنگ میپوشيد تقريبا به شکل يک روح ترسناک در می آمد يک لوطی مسلک همواره در رويا و خيال که در ميان تاريکی ها فرياد می زد . می توان گفت شخصيت او ترکيبی از Jim Morrison و Lou Ridd و هر کسی را که فکرش را بکنيد قسمتی از شخصيت او را به خود اختصاص داده بود . سختی تور های کنسرت های آنها و اجرا های هر شب اثرات زيادی بر Bono گذاشت و او به يک سيگاری تمام عيار تبديل شد و به الطبع اين عادت اثرات بدی بر روی صدای او گذاشت و تور های زيادی را از دست داد ولی بعد از يک دوره اجرای کنسرت های سنگين و فشرده به پزشک مراجعه کرد و بعد از اينکه دکتر به او گفت در صورت ادامه اين وضعيت حتی صدای خود را از دست می دهد و ديگر نمی تواند به خواندن ادامه دهد سيگار را ترک کرد . Bono به عنوان سخنگو در مراسم Jubilee 2000 و Netaid که در مورد وضعيت جهان سوم بود انتخاب شد . Bono در مراسم Free Your Mind Awards MTV که در دابلين برکزار شده بود برنده جايزه ای شد . او همچنين جايزه ای را از خواننده گروه(The Rolling Stones ( Mike Jagger دريافت کرد و بعد از آن گفت :

This Is Only Going To Make Me Worse

او آهنگی را با عنوان The Million Dollar Hotel برای فيلمی به همين نام ساخت که Mel Gibson در آن بازی می کرد و او هم نقش کوچکی را در اين فيلم ايفا کرد اين دومين فيلمی بود که Bono در آن بازی می کرد او قبل از آن در فيلمی به نام Entropy نقشی را بر عهده گرفته بود . Bono دوستان زيادی را از هر قشر و طبقه دارد که ازميان آنها می توان به اسامی زير اشاره کرد :

‌Brian Eno , Luciano Pavarotti , Sting , Trudie Styler , Quincy Jones , Tina Turner , Bjork , Bill Clinton , George Bush , Jack Nicholson , Mohammed ' MO ' , Sacirbey , U-N Security General Kofi Annan , Frank And Barbara Sinatra , Bruse Springsteen , Salman Roshdie , Sean Penn , David Bowie , Van Morrison , Sir Bob Geldof , Phill Jaonou , Johnny Cash , Billy Corgan , William Gibson , Mohammad Ali

ارسال شده: جمعه ۱۴ مهر ۱۳۸۵, ۱:۱۴ ق.ظ
توسط pejman
Queen

بازی باید ادامه پیدا کند، یا نمایش باید ادامه پیدا کند یکی از بهترین کارهای فردی مرکوری( کوئین) است. این ترانه یادآور روزهای قبل از مرگ او نیز هست.
مترجم ترانه: شهرزاد سامانی، ویرایش: ابراهیم نبوی
دو پری، دو شیر و یک عقرب
[External Link Removed for Guests]
نامش فرخ بلسارا بود
نامش فرخ بلسارا بود،Bulsara، فردی مرکوری با این نام روز سه شنبه پنجم سپتامبر 1946 در گوشه کوچکی از جزیره زنگبار به دنیا آمد. پدرش« بومی» و مادرش« جر» هر دو ایرانی بودند. از پارسیان ذرتشتی که سالها قبل از ایران مهاجرت کرده بودند. پدرش کارمند دولت بود و به عنوان تحویلدار دادگاه عالی دولت انگلیس کار می کرد. کشمیرا، خواهر فرخ در سال 1952 به دنیا آمد. در سال 1954، زمانی که فرخ هشت ساله بود، برای تحصیل به سفر فرستاده شد، در پانسیون شبانه روزی مدرسه سن پیتر در پنجگانی زندگی اش را آغاز کرد، محلی در پنجاه مایلی بمبئی. این زمان بود که دوستانش او را فردی صدا کردند، سالها بعد نام خانوادگی اش نیز تغییر کرد.
سن پیتر با سنت های انگلیسی اداره می شد، ورزش رایج مدرسه نیز به همین ترتیب بود. فردی به ورزش کریکت و دو استقامت پرداخت، اما مهارت بیشتری در هاکی، دو سرعت و مشتزنی داشت. از قضا در سن ده سالگی قهرمان پینگ پنگ مدرسه شد. او فقط یک ورزشکار خوب نبود، مهارت های هنری او نیز در مدرسه به چشم می آمد. در سن دوازده سالگی در مسابقات دبیرستان در کلیه رشته ها برگزیده شد. به هنر علاقه ویژه ای داشت، می دانست چه کار می کند و برای همه دوستان و اعضای خانواده اش برنامه داشت.

دستهایی به ظرافت موسیقی
گوش هایش صدای موسیقی را دنبال می کرد، کمی جدی تر، می شود گفت دیوانه موسیقی بود. یک گرامافون قدیمی در خانواده وجود داشت، و او تمام صفحه ها را از آن شنیده بود. بتدریج که بزرگ تر شد، توانست به مهم ترین موزیک های هندی دسترسی پیدا کند، اما در آن زمان هنوز دسترسی کاملی به موسیقی غربی نداشت. به آواز خواندن علاقه داشت و آن را به درس های مدرسه ترجیح می داد. این استعداد او از چشم مدیر مدرسه پنهان نماند، نامه ای به والدین فردی نوشت و از آنها خواست کمی به شهریه مدرسه بیفزایند تا او بتواند آموزش موسیقی ببیند. آنها نیز پذیرفتند و فردی نواختن پیانو را آغاز کرد. او عضو گروه همسرایان مدرسه نیز بود و قاعدتا همیشه به نحوی در برنامه های تئاتر مدرسه سروکله اش پیدا می شد. درس پیانو را دوست داشت و بتدریج تمام وقتش را صرف خوب نواختن پیانو کرد.
در سال 1958 پنج رفیق مدرسه ای گروه راک اند رول مدرسه را تشکیل دادند. فردی بلسارا، دریک برانچ، بروس موری، فرنگ ایرانی و ویکتوری رانا، نام گروه هکتیکز بود، The Hectics، فردی در این گروه پیانو می نواخت. آنها برای مهمانی های مدرسه موسیقی اجرا می کردند، و در جشن سالانه و مراسم رقص می نواختند.

سفر به سرزمین دیوانه های راک
در 1962 فردی مدرسه را تمام کرد، به زنگبار برگشت و وقت خودش را در بازار، پارکها و ساحل می گذراند. دو سال بعد گروهی از بریتانیایی ها و هندی های مقیم این کشور به دلیل ناآرامی های سیاسی زنگبار این کشور را ترک کردند. اگرچه شرایط چنان وخیم نبود که سفری اجباری را باعث شود، اما خانواده بلسارا در همین زمان به انگلستان مهاجرت کردند. و فردی با یک انرژی نهانی به کشوری رفت که تب و تاب راک در آن همه گیر شده بود.
روزهای اول شرایط سختی بود، آنان نزد خویشاوندان شان در فلتهام زندگی می کردند، اما به تدریج توانستند خانه ای کوچک که یک تراس داشته باشد پیدا کنند. حالا دیگر فردی هفده ساله بود، همیشه توانایی اش برای ورود به کالج هنری مورد تمسخر قرار می گرفت، اما او چیزی کم نداشت، فقط یک ا- لول(A Level) لازم داشت. در سپتامبر 1964 فردی در پلی تکنیک آیل ورث ثبت نام کرد.

پیانیست در بارانداز
در مدت تعطیلات کارهای مختلفی انجام داد تا بتواند پولی به جیب بزند. مدتی در قسمت توزیع مواد غذایی فرودگاه هیث رو کار می کرد، یک کار الکی و بی دروپیکر. مدتی هم در یک انبار صندوق ها و جعبه های سنگین تجاری کارش بالابردن بارها بود. دوستانش معتقد بودند دستهای ظریف فردی برای این کار سنگین خلق نشده است. از او می پرسیدند که چطور می تواند باربری کند. او به بچه های انبار گفته بود که یک موسیقیدان است که برای پرکردن وقتش و درآوردن پول مجبور به این کار شده است. شاید شور و شوق و روحیه او بود که باعث می شد بچه های انبار دائما هوایش را داشته باشند.
او به شدت مطالعه می کرد. بیش از هرچیز جنبه های زیباشناسی هنر بود که او را جذب می کرد، چندان علاقه ای به جنبه های مادی تحصیلات آکادمیک نداشت. بالاخره ا- لول را برای ورود به کالج هنر به دست آورد. در بهار 1966 آیل ورث را ترک کرد. نمره الف و مهارت و استعدادش باعث شد بتواند وارد کالج هنری آیلینگ شود. فردی در سپتامبر 1966 تحصیلاتش را در رشته تصویرسازی گرافیک آغاز کرد.

نقش ها و صداهایی که از ذهنش بیرون می ریزد
پس از اینکه جیمی هندریکس در 1967 روی صحنه مثل بمب صدا کرد، فردی هوادار سفت و سخت او شد. او دائما در حال طراحی و نقاشی تصویر هندریکس بود، با این تصاویر در و دیوار آپارتمانی را در کنزینگتون پرکرده بود که بوسیله دوستش کریس اسمیت اجاره شده بود. در همین زمان بود که فردی از خانواده اش در فلتهام جدا شد و به کنزینگتون رفت. در این دوره کنزینگتون یک منطقه مهم اجتماع اهل هنر بود، این مهم ترین دلیل وجودی بوتیک مشهور بی با و بازار کنزینگتون بود. فردی با تیم استافل رفیق شد، تیم یکی از بر و بچه های کالج آیلینگ و نوازنده باس بود. تیم او را سر تمرین گروهش آورد، گروهی که به نام اسمایل(Smile) خوانده می شد. در این گروه برایان می گیتار مینواخت و راجر تیلور درامز می زد. کار فردی راه افتاد و در کنار برایان و راجر اسمش معروف شد، یواش یواش به موسیقی گروه اسمایل علاقمند شد. او شیوه گیتارنوازی برایان را تحسین می کرد. در فضای این گروه فردی تجربه موسیقی را دوباره آغاز کرد. از وقتی هند را ترک کرده بود با موسیقی فاصله گرفته بود. این حال و هوای تازه بود که زندگی جدیدی را برایش بوجود آورد.

ما یک گروه لازم داریم، یک گروه درست و حسابی
تمرینات را با این سه نفر آغاز کرد، تیم از یک طرف، کریس اسمیت از طرف دیگر و نایجل فاستر که دانشجوی رشته هنر بود. کریس می گوید: اولین بار که صدای آواز فردی را شنیدم شگفت زده شدم. او صدای غنی و سرشاری داشت. اگرچه شیوه پیانونوازی اش شدیدا متاثر از موتزارت بود، دستهایش دستهای موتزارت بودند، حسی قوی برای پیانو نواختن در دستهایش وجود داشت. به عنوان یک پیانیست موجود منحصر بفردی بود. کریس ادامه می دهد: وقتی من و فردی با هم جور شدیم شروع کردیم به نوشتن قطعاتی از آهنگ ها، او احساس های خاصی را در موسیقی بوجود می آورد، کافی است که به راپسودی بوهمیان(Bohemin Rhapsody) توجه کنید. شیوه او جالب بود، وقتی از یک قطعه به قطعه دیگر می رفت و وقتی از یک کلید به کلید دیگر می رسید.
در ژوئن 1969 فردی کالج ایلینگ را ترک کرد، مدرک طراحی و هنر گرافیک گرفته بود و تعداد زیادی کار تبلیغاتی برای روزنامه های محلی انجام داده بود. او به آپارتمان راجر تیلور نقل مکان کرد و در تابستان همان سال همراه با راجر دکه ای در بازار کنزینگتون باز کرد. اوایل کار آثاری از خودش و بقیه بچه های کالج ایلینگ را می فروخت، اما کم کم به فروش لباس های دوره ویکتوریا و هر لباس دیگری که دستش می رسید پرداخت، لباس های نو یا دست دوم، هر چیزی می فروخت که پولی به دست بیاورد.
ایبکس، اولین گروه
در تابستان 1969 سر وکله ایبکس(Ibex) پیدا شد، یک گروه موسیقی از لیورپول که به لندن آمده بودند تا برای خودشان سری توی سرها در بیاورند. سه نفر آدم های اصلی گروه بودند، مایک برسین گیتار می زد، جان(تاپ) تیلور باس می زد و میک( میفر) اسمیت درامز می نواخت. در گروه ایبکس یک بچه مدیر هم آورده بودند که قرار بود تازه کار یاد بگیرد، اسمش کن تستی بود، یکی هم به اسم جوف هیگینز نوازنده باس نیمه وقت بود که گاهی در سفرها گروه را همراهی می کرد. هر وقت تاپ( جان تیلور را تاپ صدا می کردند) می خواست فلوت بنوازد، جوف باس می زد. این تاپ یک عشق جتروتال درست و حسابی بود.
فردی اولین بار روز 13 آگوست 1969 با بچه های ایبکس تماس گرفت و بدجوری از آنها خوشش آمد. ده روز بعد توانست برای اجرای چند آهنگ با گروه هماهنگ شود. به همین سادگی همراه گروه به سفر بولتون رفت و در اجرای برنامه حضور پیدا کرد. این نخستین اجرای عمومی فردی بود. اولین روز اجرا 23 آگوست بود. یک بعد از ظهر معمولی شهر بود و جلسات Bluesology در سالن تئاتر اکتاگون برگزار می شد. روز 25 آگوست گروه ایبکس برنامه اش را در کوئین پارک بولتون اجرا کرد. خبر این برنامه در نشریه ایونینگ نیوز بولتون چاپ شد و اولین بار عکس فردی در حال اجرای موسیقی منعکس شد، عکسی نه چندان مطلوب. ضبط برنامه توسط جوف هیگینز با یک دستگاه قدیمی انجام گرفت. در مجموع اوضاع گروه خوب نبود. در اثر فعالیت های فردی در فاصله سپتامبر تا اکتبر 1969 ایبکس دستخوش تغییرات نسبی شد. گروه وضع چندان جالبی نداشت. مایک برسین می گوید: من از فردی خواستم نظراتش را در مورد گروه بیان کند، البته کسی مشتاق شنیدن حرفهای او نبود. بعد، یک شب فردی به من زنگ زد و گفت: دیگران اینطوری فکر نمی کنند، تو چی فکر می کنی؟ من جواب دادم: اگر تو موافقی، کار تمام است. وقتی بعدا با بقیه در این مورد حرف زدم متوجه شدم فردی به همه تلفن کرده و عین همین جملات را به آنها هم گفته است.

گروه ما یک اسم خوب لازم دارد
گروه دائما در حال تغییر نام بود. این تغییر نام تا رفتن مایک( میفر) اسمیت از گروه ادامه داشت. ریچارد تامپسون جانشین او شد، و بعد از ریچارد نیز برایان می در سال 1984 درامر گروه شد. در گروه یک انرژی فراوان وجود داشت، با وجود این اتفاق مهمی نیفتاد. جان تیلور، ریچارد تامپسون و فردی در لندن ماندند و مایک برسین بخاطر قولی که به خانواده اش داده بود، مجبور شد برای ادامه تحصیل به لیورپول برگردد. به همین دلیل گروه کم آورد و بتدریج متلاشی شد.

دریایی از شیر ترشیده
فردی تلاش کرد تا گروهی برای خودش راه بیندازد. سرانجام گروهی به نام ساورمیلک سی(Sour Milk Sea) پیدا کرد. این گروه در ملودی میکر یک اعلان منتشر کرده بود و دنبال یک خواننده می گشت. فردی در امتحان خوانندگی شرکت کرد. کارش باشکوه و چشمگیر بود، این همان چیزی بود که آنها دنبالش می گشتند. وقتی فردی شروع به آواز خواند کرد همه مسحور شدند. فردی صدایی قوی داشت، قوی و انعطاف پذیر، اما فقط قدرت صدایش نبود که او را به چشم می آورد، بلکه شیوه جذاب اجرای برنامه برای تماشاگران چنان بود که همه را غافلگیر کرد. کن تستی می گوید: او بلد بود چگونه برنامه را خوب پیش ببرد. کارهایش روی صحنه جلوه ای دیگر از شخصیت او را می نمایاند. آنچه بعدها با نام کوئین روی صحنه نشان داده شد، در اولین اجراهایش با ایبکس هم دیده می شد، آنچه اتفاق افتاد این بود که کوئین روز به روز کامل تر شد. این کاریزمای او بود. یک استعداد ناب طبیعی که در هماهنگی کامل رفتارش با شیوه آوازخوانی اش متجلی شده بود. حضورش روی صحنه، ذائقه ظریف و حساس او و رفتار موسیقایی اش در بستر پهناور کلمات و آواها. این واقعیتی بود که فردی با استفاده از آن خود را مطلقا افسونگر نشان می داد.

به گروه گند نزن
آنان به او شغلی پیشنهاد کردند، در پایان سال 1969 فردی خواننده اول ساورمیلک سی بود. اعضای دیگر گروه کریس چسنی همخوان و نوازنده گیتار، پل میلان نوازنده باس، جرمی(رابر) گالوپ نوازنده گیتار و راب تیرل نوازنده درامز بود. آنها چند باری تمرین کردند و سرانجام چند اجرا در شهر کریس، یعنی آکسفورد انجام دادند.
فردی و کریس، که در آن زمان هفده ساله بود، با هم دوستی نزدیکی را آغاز کردند. کریس همخانه فردی شد، در همان خانه ای که فردی و اسمایل در آن شریک بودند. با دیدن این رابطه گندکاری بقیه اعضای گروه شروع شد، آنها تمام تلاش شان را می کردند تا رابطه فردی و کریس را خراب کنند، همین موضوع آینده گروه را هم به خطر می انداخت. دو ماه نگذشته بود که جرمی که مالک همه تجهیزات گروه بود گه کاری در آورد و قهر کرد و وسایل را هم با خودش برد.
[External Link Removed for Guests]
کوئین: دو پری، دو شیر و یک عقرب
در آوریل 1970 تیم استافل تصمیم گرفت اسمایل را ترک کند، فردی به گروه پیوست و خواننده اول گروه شد. و بعد تصمیم خودش را گرفت. اسم گروه را به کوئین تغییر داد. هم زمان با همین جریان نام خانوادگی اش را هم عوض کرد، شد فردی مرکوری. از این پس سرگذشت فردی مرکوری را با نام کوئین می توان دنبال کرد.
در 1970 فردی با مری آستین(Mary Austin) آشنا شد. آنها هفت سال با هم زندگی کردند و تا پایان عمر فردی دوستان خوب یکدیگر باقی ماندند. در 1971 جان دیکن به گروه پیوست و گروه کوئین کامل شد. فردی آرم گروه را طراحی کرد، در طراحی آرم گروه از صور فلکی استفاده کرد، دو پری برای خودش( برج سنبله)، دو شیر برای راجر و جان( برج اسد) و یک عقرب برای برایان( برج سرطان). فردی سراینده اولین ترانه کوئین بود که وارد جدول برترین موسیقی بریتانیا شد(Seven Seas of Rhye)، اولین موفقیت عظیم را با ترانه کیلرکوئین(Killer Queen) بدست آورد و معروف ترین ترانه اش با عنوان راپسودی بوهمیان به مدت نه هفته بالای جدول برترین ها باقی ماند. فردی همواره مرد اول گروه باقی ماند.

کوئین روی صحنه می خواند، می رقصد، می ماند
گروه کوئین روز به روز محبوب تر می شد. در 1975 تور ژاپن برگزار شد، در هیجان و ازدحام هوادارانی که هیچ جا اعضای گروه را رها نمی کردند و دائما دنبال آنها بودند. گروه از این استقبال فراوان شگفت زده شد و نیرو گرفت. فردی عاشق ژاپن شد و به زودی کلکسیونی از آثار هنری و عتیقه جات مذهبی و آئینی ژاپن را جمع کرد.
در هفتم اکتبر 1979 یک اتفاق جالب در زندگی فردی افتاد، او برای اجرای باله روی صحنه رفت. او هرگز پیش از آن باله اجرا نکرده بود، اما همیشه دوست داشت که این کار را انجام دهد. او دو آهنگ را برای این باله اجرا کرد، راپسودی بوهمیان و دیوانه کوچکی به نام عشق(Crazy Little Thing Called Love). آهنگها توسط ارکستر اجرا شد و فردی به صورت زنده آواز خواند. اولین رقص او راپسودی بوهمیان بود، او با مهارت برای مشتاقانی که آمده بودند تا رقص او را ببینند، برنامه باشکوهی را اجرا کرد. و در پایان روی صحنه ایستاد تا حاضرین او را که مانند جواهری می درخشید تحسین و تشویق کنند.

یک چهره دیگر، چه اتفاقی افتاده است؟
در سال 1980 فردی چهره اش را تغییر داد. موهایش را کوتاه کرد و گذاشت تا سبیلش بلند شود. طرفدارانش نمی دانستند چه احساسی نسبت به او دارند. به تدریج به کارهای شخصی خود روی آورد و از دیگران کناره گرفت. در 1983 گروه اعلام کرد که یک تور برگزار خواهد کرد. فردی تصمیم گرفت یک آلبوم تک خوانی(solo) ضبط کند. برای این کار از استودیویی در موزیک لند مونیخ وقت رزرو کرد و از اوایل 1983 کارش را آغاز کرد. در این دوره او با گئورگه مورودر(Georgio Moroder) آشنا شد، او مشغول بازآفرینی یک فیلم علمی تخیلی صامت فریتس لانگ به نام متروپولیس(1926) بود. گئورگه می خواست برای بازآفرینی متروپولیس از موسیقی معاصر استفاده کند. او از فردی برای ساخت موسیقی دعوت به همکاری کرد. فردی این پیشنهاد را پذیرفت و این تنها زمانی است که او با کسی دیگر برای نوشتن موسیقی همکاری کرده است. حاصل این همکاری آهنگی بود به نام Love Kills. این کار در 10سپتامبر 1984 به عنوان اولین آلبوم تک خوانی انفرادی فردی منتشر شد.

زاده شدم تا عاشقت شوم
در می 1983 فردی برای اجرای اثری از نیکولا وردی به نام بالماسکه با خانه اپرای سلطنتی همکاری کرد. این اولین بار بود که فردی با اپرای اسپانیا آشنا می شد، در آنجا برای نخستین بار مونتسرا کاباله را دید. قدرت غریب و زیبای صدای مونتسرا او را مسحور خود کرد.
آلبوم انفرادی بعدی فردی چنین نام داشت: زاده شدم تا عاشقت شوم(I Was Born to Love You)، این آلبوم در 9 آوریل 1985 منتشر شد، سه هفته بعد آلبوم تک خوانی فردی به نام آقای بد(Mr. Bad Guy) به وسیله کمپانی سی بی اس به بازار رفت.
Live Aid
13 جولای 1985 روز ویژه ای برای فردی و کوئین بود. بزرگترین جشنواره موزیک راک تاریخ موسیقی در یک ماراتون شانزده ساعته برگزار شد. باب گلداف، خواننده کانتری خوشنام انگلیسی و بازیگر نقش پینک در فیلم دیوار پینک فلوید برنامه را آغاز کرد. در این روز مراسم خاطره انگیز و باشکوه Live Aid توسط تمام بزرگان موسیقی راک و برای کمک به گرسنگان آفریقا برگزار شد. در استادیوم ویمبلی هفتاد و دوهزار نفر حضور داشتند، یک و نیم میلیارد نفر تماشاگر تلویزیونی برنامه را مستقیما از تلویزیون دیدند، سی میلیون پوند کمک مالی برای گرسنگان آفریقا جمع آوری شد. نام کوئین با این کنسرت در تاریخ موسیقی جاودانه شد. بسیاری از شخصیت های رسانه ای، ژورنالیست ها، طرفداران و منتقدین متفق القول بودند که: کوئین ستاره این نمایش بزرگ بود.

آخرین روزها با مونتسرا کاباله
اوایل سال 1987 برای کوئین به آرامی گذشت، فردی این فرصت را به دست آورد که برای ضبط بعضی از کارهای تک خوانی وقت بگذارد. حاصل این کار بازسازی آوازهای کلاسیک گروه پلاترز(The Platters) بود. این کار با عنوان The Great Pretender در 23 فوریه منتشر شد.
در مارس 1987 فردی به بارسلون رفت تا با مونتسرا کاباله دیدار کند. او چند آهنگ را به او داد. اپرای اسپانیا به این آهنگها علاقمند شد و حتی یکی از آنها را در کاونت گاردن لندن اجرا کرد. آشنایی با مونتسرا برای فردی جالب بود. در اوایل آوریل او شروع به ساخت موسیقی یک آلبوم با همراهی مونتسرا کرد. در اواخر ماه می توسط کو کلاب روی صحنه جزیره ایبیزا فستیوال عظیمی برگزار شد و فردی پذیرفت که مهمان افتخاری این فستیوال باشد، او در کنار مونتسرا کاباله خواند، برایش ترانه ای سرود، برای مونتسرا و برای شهرش، بارسلون.
در هشتم اکتبر 1988 فردی و مونتسرا در یک کنسرت فضای باز در فستیوال La Nit بارسلون روی صحنه رفتند. آنها سه ترانه از آلبوم بعدی شان را اجرا کردند: چگونه می توانم ادامه بدهم(How Can I Go On)، پسر طلایی و بارسلونا. مایک موران به عنوان نوازنده پیانو آنان را همراهی کرد. آلبوم بارسلونا که بسیاری چشم به راهش بودند سرانجام در دهم اکتبر منتشر شد.

من دارم به آهستگی تمام می شوم
هشتم اکتبر آخرین باری بود که فردی روی صحنه ظاهر شد. در آن روزها او بشدت از عوارض بیماری ایدز رنج می برد. او دوست نداشت دیگران از بیماری اش خبردار شوند و به همین خاطرتا مدتها این خبر را اعلام نکرد. این خبر روز قبل از مرگش اعلام شد. با وجود بیماری فردی به آهنگسازی و ضبط آوازها و ساختن ویدئوهایش ادامه می داد. شاید آن شرایط مرگ تدریجی را بتوان در نام شاهکار بزرگ کوئین فهمید: من دارم بتدریج دیوانه می شوم(I,m Going Slightly Mad).
همه چیز به آرامی و بدون سروصدا تمام شد، در 24 نوامبر 1991 مثل پر سبکی که آرام آرام به زمین بیفتد، فردی مرکوری در خانه اش در لندن به دلیل بیماری ایدز درگذشت.
در 20 آوریل 1992 کنسرت بزرگداشت یاد و خاطره فردی در استادیوم ویمبلی برگزار شد و بسیاری از بزرگان موسیقی راک در آن شرکت کردند. اما بزرگترین بزرگداشت او انتشار آلبوم ساخت بهشت(Made in Heaven) بود که روز 6 نوامبر 1995 به وسیله سه عضو باقیمانده گروه کوئین منتشر شد. در این آلبوم می توانیم آخرین ترانه هایی که فردی سرود و آخرین صداهایی را که ضبط کرد بشنویم.

نمایش باید ادامه پیدا کند
توضیح: متن ترجمه نمایش باید ادامه پیدا کند را با ای میل هایی که برایمان رسیده بود تغییر دادیم و اصلاح کردیم. توضیح لازم اینکه اینترنت این امکان را به ما می دهد که اشتباهاتمان را دائما اصلاح کنیم و تلاش کنیم تا به بهترین متن ترجمه دست پیدا کنیم. سه نفر از دوستان در ویرایش مجدد این متن به ما کمک کردند، از آنان ممنونیم.
یک توضیح ضروری اینکه این شعر به عنوان یکی از آخرین کارهای فردی مرکوری نشان دهنده وضع روحی او بعد از مطلع شدنش از مرگی نزدیک است، او معتقد است تا وقتی زنده هست باید زندگی ادامه پیدا کند، نمایش در حقیقت زندگی اوست، زندگی ای که روی صحنه معنی می یابد و همان صحنه نمایش دلیل کافی است تا او منتظر مرگ نماند، شعر بگوید، موسیقی بسازد و تا وقتی نمایش ادامه دارد زنده بماند.

فضاهای خالی، برای چه زندگی می کنیم
مکان های متروک، گمان می کنم مفهوم آن را می دانیم
به پیش و به پیش، کسی می داند ما به دنبال چه می گردیم؟
یک قهرمان دیگر، یک جنایت احمقانه دیگر
پشت پرده، در نمایشی بی صدا شکل می گیرد
مقاومت، هنوز کسی می تواند تحمل کند؟
نمایش باید ادامه پیدا کند
نمایش باید ادامه پیدا کند
قلبم شکسته است
و ممکن است آرایشم خراب شود
اما لبخندم همچنان باقی است

هر چه اتفاق بیفتد، به تقدیر می سپارمش
یک رنج دیگر، یک عشق شکست خورده دیگر
به پیش و به پیش، آیا کسی می داند ما برای چه زندگی می کنیم؟
گمان می کنم فهمیده باشم، فهمیده باشم، فهمیده باشم، فهمیده باشم
حالا باید دلگرم تر شده باشم
به زودی می گذرم، می گذرم، می گذرم، می گذرم
...از دشواریها می گذرم
بیرون خورشید طلوع می کند
اما درونم تاریک است، دلم برای آزادی پر می کشد
نمایش باید ادامه پیدا کند
نمایش باید ادامه پیدا کند
قلبم شکسته است
و ممکن است آرایشم خراب شود
اما لبخندم همچنان باقی است

روحم ، بال پروانه ای نقاشی شده است
افسانه های کهن پیر می شوند، اما هرگز نمی میرند
من می توانم پرواز کنم، دوستان من!
نمایش باید ادامه پیدا کند، باید ادامه پیدا کند، ادامه پیدا کند، ادامه پیدا کند
نمایش باید ادامه پیدا کند، باید ادامه پیدا کند، ادامه پیدا کند، ادامه پیدا کند
با نیشخندی رودررویش می ایستم
هرگز تسلیم نمی شوم
تا وقتی نمایش ادامه دارد

در مرکز تبلیغات قرار خواهم گرفت ، غوغا بپا خواهم کرد
باید برای ادامه دادن انگیزه داشته باشم
تا وقتی نمایش ادامه دارد
تا وقتی نمایش ادامه دارد
نمایش، نمایش باید ادامه داشته باشد

show must go on

Empty spaces - what are we living for
Abandoned places - I guess we know the score
On and on, does anybody know what we are looking for...
Another hero, another mindless crime
Behind the curtain, in the pantomime
Hold the line, does anybody want to take it anymore
The show must go on
The show must go on, yeah
Inside my heart is breaking
My make-up may be flaking
But my smile still stays on

Whatever happens, I'll leave it all to chance
Another heartache, another failed romance
On and on, does anybody know what we are living for ?
I guess I'm learning (I'm learning learning learning)
I must be warmer now
I'll soon be turning (turning turning turning)
Round the corner now
Outside the dawn is breaking
But inside in the dark I'm aching to be free
The show must go on
The show must go on, yeah yeah
Ooh, inside my heart is breaking
My make-up may be flaking
But my smile still stays on

Yeah yeah, whoa wo oh oh

My soul is painted like the wings of butterflies
Fairytales of yesterday will grow but never die
I can fly - my friends
The show must go on (go on, go on, go on) yeah yeah
The show must go on (go on, go on, go on)
I'll face it with a grin
I'm never giving in
On - with the show

Ooh, I'll top the bill, I'll overkill
I have to find the will to carry on
On with the show
On with the show
The show - the show must go on
Go on, go on, go on, go on, go on
Go on, go on, go on, go on, go on
Go on, go on, go on, go on, go on
Go on, go on, go on, go on, go on
Go on, go on

ارسال شده: شنبه ۱۵ مهر ۱۳۸۵, ۱۰:۱۲ ق.ظ
توسط pejman
System Of A Down

System Of A Down در سال 1995 در Los Angeles, CA, United States به عنوان یه گروهAlternative Metal پایه گزاری شد هر چند که گروه بعد ها به این سبک بسنده نکرد و به NU رو آورد!!! گروه کار خودشو با سه ارمنی الاصل به نامهای Serj Tankian به عنوان وکالز , Daron Malakian (گیتاریست) و Shavo Odadjian (بیسیست) و همچنین John Dolmayan (درامر) آغاز کرد.
Tankian , Malakian و Odadjian قبل از اون در سال 1993 با هم با نام Soil کار می کردن اما در سال 95با الهام از شعری که Malakian سروده بود به(System Of A Down (SOAD تغییر نام دادند. در همین سال با اضافه شدن John به گروه,اونا نیرویی تازه گرفتند و با سفری دوره ای در جنوب California و اجراهای زنده ای که بسیار با استقبال مواجه شد به سرعت محبوب شدن.گروه در سال 97 به صورت رسمی به کار خود ادامه داد و خیلی زود در سال 98 اولین آلبوم گروه تهیه شد.کارهای System با نام هایی همچون P.L.U.C.K که مخفف ("Politically, Lying, Unholy, Cowardly Killers") به معنای سیاسی,دروغگوئی,کفر آمیز و قاتل های نامرد بود و همچنین اجرای زنده ی محبوب "?War" جهت گیری سیاسی پیدا کرد.آلبوم بعدی گروه Toxicity نام گرفت که کاملا متفاوت با کار قبلی اونا بود و حال و هوای گروه رو تغییر داد.این آلبوم درسپتامبر۲۰۰۱ عرضه شد و بین 200 آلبوم برتر در صدر قرار گرفت. تنها در ایالات متحده بیش از سه میلیون و سیصد هزار نسخه به فروش رفت و در مجموع پنج میلیون نسخه فروش داشت. System در مدت کوتاهی که به عضویت خانواده بزرگ متال در اومده اثرات زیادی رو از خودش در این سبک به جا گذاشته و تونسته به یکی از ده گروه محبوب متال تبدیل بشه. System Of A Down رو با گروههای NU مثل Korn یا The Deftones مقایسه می کنن.
نقل قولی از مجله ی Towe Pulse در مورد System : آهنگ های گروه سرشار هستند از

طغیان,سرکشی,شورش و اعتراض. و موسیقی متفاوت اونا که ترکیبی است ازMetal, Rap,

Hardcore-Rock, Jazz وملودی های خاور میانه ای گویای نیاز به حرکت و متحد شدن در

برابرتبعیض, تعصب و بی عدالتی است.

Malakian گیتاریست گروه در اظهار نظری گفته:" ما یک آهنگ رو به طور کامل می نوازیم و ضبط می کنیم , به اون گوش می دیم و بعد تصمیم می گیریم که چه چیزی می تونه اونو بهتر کنه.با تغییراتی جزئی در تنظیم آهنگ و همفکری آهنگ رو تکرار می کنیم. همه ی ما یکدیگر رو تکمیل می کنیم.بعضی از ترانه های جدید حقیقتا لحظاتی بزرگ و با شکوه دارند. ما می خواهیم تا تمام ترانه ها را به لحظاتی با شکوه تبدیل کنیم."

آلبوم جدید یا آلبوم های جدید؟

گروه در هفتم جولای 2004 کار ضبط آلبوم جدید خودش رو درHome استودیویی در کالیفرنیا درHollywood Hills شروع کرد. اکثر اشعار آلبوم جدید را Malakian سروده.به گفته ی او این آلبوم بر گرفته از کارهای Kraftwerk , Darkthrone , Zombie و Bezch Boys و در حقیقت تلفیقی از اوناست. Serj Tankian وکال گروه در این خصوص گفت:" ما آماده ی یک تغییر بودیم.ما کاری جدید رو می خواستیم و نیاز به پیشرفت داشتیم. ما پیش از این همواره در استودیو های رسمی (Traditional) کار هامون رو ضبط کردیم ، اما این یک حرکت خوب بود. این جا مکان بزرگیه،جائی سر سبز با زمین هائی زیبا که میشه هر کاری در اون جا انجام داد. ما از با هم بودن و موزیکی که می سازیم لذت می بریم." آلبوم جدید System شامل تأثیرات زیاد شگفت انگیزی خواهد بود.به گفته ی Tankian آهنگ های جدید سرشار از تفسیر های اجتماعی ، عشق ، یاد آوری گذشته ، ارتباط خویشاوندی ، سیاست ، تجربیات عجیب و مسائل عاطفی است!

بنا به گفته ی مجله ی آلمانی Rock Hard نام آلبوم جدید Hypnotize است.قرار بود تا این آلبوم در 18 ژانویه ی 2005 (احتمالا یک رو زودتر در سراسر جهان)عرضه بشه اما در دهم نوامبر(سه-چهار روز پیش)خبرهای بسیار جالب و جدیدی روی اینترنت مخابره شد که حاکی از اون بود که System قصد داره عرضه ی آلبوم رو تا ماه مارس به تاخیر بندازه. گروه قراره تا در بیست و یکم ژانویه ی 2005 در فستیوالی به نام Big Day Out در Auckland, New Zealand به همراه Hatebreed ،Beastie Boys ، The Donnas، Powderfinger و SLIPKNOT شرکت کنه.نام کامل آلبوم جدید "Hypnotize/Mesmerize" است که در واقع مجموعه ای است شامل 2 آلبوم که 6 ماه تمام روش کار شده. کار انشار این مجموعه بر عهده ی American Recordings/Columbia خواهد بود.مجموعه ی اول با نام Hypnotize در اواخر سه ماهه ی اول سال 2005 (ماه مارس) عرضه خواهد شد و مجموعه ی دوم یعنی Mesmerize در اواخر تابستان یا اوایل پاییز 2005 در بازار موسیقی خواهد بود.Malakian در رابطه ی مجموعه ی جدید گفته: " وقتی ما شروع به ضبط کردیم کاملا تمرکز داشتیم تا هر آهنگ به بهترین حالتی که می تونه باشه ساخته بشه و هر Track نمره ی هزار در صد رو بگیره!!! مجموعه ای شامل 2 آلبوم هیچ وقت به ذهن ما نرسیده بود ما به تمام آهنگ هامون نگاه کردیم و می خواستیم تا چهارده تا از بهترین ها رو برای یک آلبوم انتخاب کنیم اما متوجه شدیم که آهنگهای خیلی خوبی داریم که همگی با هم مرتبط اند و میتونن دو آلبوم رو تشکیل بدن. ما این عقیده رو دنبال نکردیم بلکه این عقیده به سراغ ما اومد." تصمیم برای ساخت آلبومی با 2 CD این اجازه رو به هواداران گروه می ده تا با آلبوم اول قبل از به بازار اومدن آلبوم دوم زندگی کنن. کار تنظیم ، ضبط و میکس هر دو آلبوم به صورت همزمان انجام میشه.گروه هم اکنون در لس آنجلس مشغول ضبط Vocals است. Rick Rubin تهیه کننده ی مشهور متال و Malakian گیتاریست گروه تهیه کنند گی آلبوم جدید System رو بر عهده دارند. مهندسی صدای این کار هم بر عهده ی Jonny Polonsky است.به هر صورت باید صبر کنیم و ببینیم که آلبومی که این همه روش تبلیغ می شه چی از آب در میاد؟
System Of A DOWN
سيستم آف اِ داون


اين گروه در سال ۱۹۹۵ در كاليفرنياي جنوبي آغاز به كار كرد اعضاي اين گروه ارمني الاصل هستند و اسامي آنها عبارت است از:

سرژ تانكيان، دارون ملكيان، جان دولماپان و شيواوجانيان. اين گروه جزو گروه‌هاي متاليست Metalist محسوب مي‌شود در واقع سبك‌تراش متال Metal Trash و آلترناتيوراك Altemative Rolc را با هم تلفيق كرده اند و به نوعي با اين تركيب به بلك متال Black Metal رسيده‌‌اند. خيلي تحت تاثير گروه كورن Korn هستند. در سال ۱۹۹۸ اولين آلبومشان با نام خود گروه منتشر شد. دو سال بعد آلبوم مسمويت Toxicity را منتشر كردند كه در بين دويست آلبوم مقام اول را كسب كرد. و ترانه Chop Suey نيز از اين آلبوم به صدر جدول ترانه‌هاي راك راه برد.


اين گروه هم چنين براي چند فيلم ساندتراك ساخت و در چندين شبكه تلويزيوني و ايستگاه‌هاي راديويي آثارشان پخش يا اجراي زنده داشتند. اختلاط سبك اجرايي گروه به همراه لحن و سخنان ضد امريكايي خيلي زود در شنوندگان آثار آنها موثر افتاد و مورد توجه منتقدين قرار گرفتند. در سال ۲۰۰۲ سومين آلبومشان با نام Steal This Album منتشر شد .

سرژ خواننده گروه مي‌گويد: ما حرف‌هاي زيادي براي گفتن داريم، در اشعارمان از كنترل افكار، يا لغو حمل اسلحه گفته ايم و از نيروي شيطاني ClA و بي‌عدالتي‌ها در جامعه امريكا مخصوصاً عليه ارمنيان، اما ما سياسي نيستم و از سياست بي‌زاريم ما سياست را مثل لوازم آرايش مي‌دانيم كه براي محو و استثار گناهان از آن استفاده مي‌شود حالا اگر سياست با همه چيز آميخته ما بي‌گناهيم

ارسال شده: شنبه ۱۵ مهر ۱۳۸۵, ۱:۱۹ ب.ظ
توسط ms
سلام جالب بود مطالب مخصوصا ابرو و ابی .

ممنون دوستان .

شکیرا ایزابل مبارک ریپل(shakira Isabel mebarak Ripoll)

ارسال شده: چهارشنبه ۱۹ مهر ۱۳۸۵, ۳:۲۵ ق.ظ
توسط Karim1504
[External Link Removed for Guests]


شکیرا ایزابل مبارک ریپل(shakira Isabel mebarak Ripoll) در دوم فوریه 1977 در روز چهارشنبه (Barranquilla) در کلمبیا به دنیا امده است.پدرش ویلیام مبارک(William Mebarak) یک امریکایی لبنانی تبار است ومادرش نیدیا ریپل(Nidia Ripoll)یک کلمبیایی است.
شکیرا در یک خانواده فقیر متولد شده، پدرش جواهر ساز و نویسنده است، در دوران مدرسه عضو گروه کر مدرسه بوده و به خاطر اینکه خیلی بلند وقوی می خونده (مثل حالاش) از گروه اخراج شده. اون با آلبوم Magia که در 13سالگی خونده بود تونست برای فستیوال OTI اسپانیا انتخاب بشه، اما به دلیل سن کمش، بهش اجازه شرکت در فستیوال رو ندادند، که بعد از اون با آلبوم Peligro تونست انتقام سختی ازشون بگیره (دمش گرم) یکبار هم توسط دولت کلمبیا مورد تقدیر قرار گرفته و تونسته مجوز ملاقات رسمی با پاپ رو در واتیکان به دست بیاره. معنی اسمش رو هم که حتماً خودتون اطلاع دارید، شکیرا (بر وزن فعیلا) در زبان عربی به معنی "زیبا و خوش اندام". در ضمن من شنیدم اون علاوه بر زبان مادریش یعنی لاتین،به زبان های اسپانیایی و انگلیسی کاملاً مسلطه و با زبانهای عربی- ایتالیایی و حتی فارسی!!! آشنایی داره.
شکیرا ازهمان دوران بچگی به موسیقی و سرودن شعر علاقه زیادی داشت به طوری که در هشت سالگی اولین شعرخود را سرود ودر یازده سالگی گیتار نواخت.
در سیزده سالگی برای انتشار البوم جادو (magia) که شامل ترانه هایی بود که او در سنین هشت تا سیزده سالگی سروده بود قرار دادی با شرکت (sony musik Colombia) امضاء کرد.
او پس از فارغ التحصیل شدن از دبیرستان تصمیم گرفت زندگی خود را وقف موسیقی کند به این ترتیب چندی بعد البوم دوم خود (peligro) یاهمان خطر(danger) را ضبط کرد.
پس از این البوم(pies descalzos)یاهمان پاهای برهنه (bare feet) را به بازار عرضه کرد. این البوم نقطه عطفی در زندگی هنری شکیرا بود. به جرات می توان گفت که این البوم با فروش چهار میلیون کپی درهشت کشور جهان نام شکیرا را به عنوان یک خواننده و اهنگساز توانای (pop-rock)بر سر زبان ها انداخت و بدین ترتیب بود که البوم بعدی او (donde estan los ladrones) به بازار های امریکا راه یافت.
شکیرا در جایی درباره نوع موسیقی خود می گوید من اگر چه یک کلمبیایی بودم ولی به گروه هایی نظیرled zeppelin the care---the police---the beatles وnirvana علاقه داشتم و با وجود این علاقه زیادی به موسیقی rock داشتم به علت اینکه اصلیتی لبنانی دارم به موسیقی عربی نیز علاقه پیدا کردم و در واقع اهنگ هایی که من می سازم ترکیبی از موسیقی(pop-rock وعربی) است.
اولین البوم شکیرا به زبان انگلیسی(laundry service) سرویس لباسشویی است که در سال 2001 به بازار امد.در ابتدا او خود علاقه زیادی به خواندن به زبان انگلیسی را نداشت اگر چه به اندازه کافی به این زبان تسلط داشت اما ترجیح می داد تا اسپانیایی بخواند.تا زمانی که او با امیلیو وگلوریا استفان همکاری می کرد این دو نفر او را قانع کردند تا به زبان انگلیسی نیز بخواند. و از این رو او اولین اهنگ خود را به زبان انگلیسی نوشت که این ترانه با نام اعتراض (objectron) در البوم سرویس لباسشویی جای گرفت.
جدید ترین البوم شکیرا که به بازار امده است وقرار است به بازار راه یابد در سال 2005با نام های (fijacion oral vol 1)به زبان اسپانیایی است که به بازار امده است والبوم(oral fixation 2)که به زبان انگلیسی است وقرار است به زودی به بازار راه یابد.البوم (fijacion oral vol 1)در سه هفته اول به فروش 1800000رسید که من امید وارم که البوم (oral fixation 2) به زبان انگلیسی که قرار است(November 28 and 29 یا همان 8و7ماه اذر)به بازار راه یابد و به فروشی چند برابر نصبت به البوم اسپانیایی برسد در هفته های اول ورکورد جهان را ارتقاء دهد البته فکر نمی کنم رکورد فروش البوم در هفته های اول بالای پنج میلیون باشد.
اگر بخواهیم راجع به موسیقی شکیرا و خود او تعریفی کامل و مختصر ارائه دهیم بدون شک تعریف نویسنده توانای کلمبیایی برنده جایزه نوبل ادبی گابریل گارسیا مارکز بهترین تعریف است:{موسیقی او ویژگی هایی دارد که موسیقی هیچ کس دیگراین ویژگی ها را ندارد.هیچ کس نمی تواند مانند او بخواند وبرقصد}.که من با نظر ایشان صد درصد موافقم که اگر کسی که کنسرتهای شکیرا که تمامی(live) یا همان زنده خودمان است را دیده باشد و کلیپ هایش رانگاه کرده باشد با نظر ایشان موافقت می کند.

منبع :http://xawax.mihanblog.com

ارسال شده: چهارشنبه ۱۹ مهر ۱۳۸۵, ۹:۰۳ ق.ظ
توسط pejman
گری مور
رابرت ویلیام گری مور متولد چهارم آوریل سال 1952 در بلفاست، از شهرهای شمالی ایرلند، نوازنده گیتار و خواننده موفق دهه شصت که با گروههایی چون Thin Lizzy ، Colosseum II و Skid Row همکاری داشته است.

او نوازندگی را از سن هشت سالگی با گیتار آکوستیک آغاز کرد، Peter Green چهره سرشناس سبک بلوز که همواره مور با تحسین از او یاد می کند، در زمره اشخاصی است که در پیشرفت زندگی هنری مور تاثیربسزایی داشته است. زمانی که Green از گروه Fleetwood Mac کناره گرفت و موسیقی حرفه ای را برای همیشه ترک کرد، گیتار معروف Gibson Les Paul 1959خود را به مور فروخت. این گیتار درضبط آهنگ هایی از آلبوم های Still Got the Blues، After Hours و Blues For Greeny به کار گرفته شد.

مور در اجراهای خود از گیتارهای متفاوتی استفاده کرده که از میان آنها می توان به گیتارهای Gibson Les Paul 1959 و Fender Stratocaster 1961 متعلق به Peter Green و Paul Junior Gibson Les 1950s اشاره کرد. او همچنین از گیتار های Charvel, Jackson و Heritage نیز استفاده نموده است.

گروه Skid Row آلبوم های متعددی به بازار عرضه کرده که از آن جمله می توان آلبوم Skid در سال 1970 و نیز 34 Hours در سال 1971 را نام برد، این گروه علی رغم تورهای متعددی که در اروپا و آمریکا برگزار نمود، به موفقیت تجاری دست نیافت، مور در سال 1972 این گروه را ترک کرد. پس از آن او در کنار درامری به نام Pearse Kelly و bassist ای به نام John Curtis " گروه گری مور" را تشکیل داد، مور در این گروه علاوه بر نوارندگی به خوانندگی نیز می پرداخت.

در سال 1973 مور مجددا به Lynott هم گروهی سابقش در Thin Lizzy برخورد، ازآن پس به کارهای استودیویی مشغول بود تا سال 1977 که به دعوت Thin Lizzy در یک تور دور آمریکا شرکت کرد.

سال 1978 سال بسیار پرکاری برای او بود، با افراد مختلفی همکاری کرد از جمله با Andrew Lloyd Webber در آلبوم Variations، با Rod Argent در آلبوم Moving Home و با Gary Boyle در Electric Glide. در همان سال مور دومین آلبوم انفرادی اش Back on the Stree را منتشر کرد. در اوایل دهه هشتاد او مجددا به همکاری با Greg Lake پرداخت، به علاوه در آلبوم Octopuss. که در سال 1983 توسط Cozy Powell به بازار عرضه شد، نیز شرکت داشت. در همین دهه بود که مور آلبوم های heavy metal اش را منتشر کرد. تنها اتفاق ناگواری که در زندگی مور در دهه هشتاد رخ داد، مرگ دوست گرانقدرش Lynott درسال 1986 بود، مور با تاثر فراوان آلبوم "Wild Frontier" را به او تقدیم کرد.

در دهه 90 مور خسته از فضای موسیقی متال و آلبوم های انفرادی اش، مجددا به سبک اصلی اش، بلوز بازگشت و آلبوم Still Got the Blues را منتشر کرد که پرفروش ترین آلبوم دوران هنری مور به شمار می رود و افرادی چون Albert Collins,، Albert King و George Harrison در آن حضور داشتند. از آن پس مور به سبک بلوزی که موفق به کشف مجدد آن شده بود ادامه داد و در سال 1992 آلبوم After Hours و متعاقب آن در سال 1993 آلبوم Blues Alive را، پیش از شکل گیری گروه BBM روانه بازار کرد.

در این گروه که دوامش بیش از یک آلبوم نبود، Jack Bruce در مقام bassist و Ginger Baker به عنوان درامر به فعالیت مشغول بودند و آلبوم Around the Next Dream که در سال 1994 منتشر شد، حاصل کار این گروه است. در سال 1995 او آلبوم Blues for Greeny را در ستایش Peter Green تنظیم کرد. او در اواخر دهه 90 با دو آلبوم Dark Days in Paradise در سال 1997 و A Different Beat در سال 1999 به نوعی به تست سبک های مختلف موسیقی پرداخته است.
اولین آلبوم او در قرن 21، با عنوان Back to the Blues بازگشتی دگرباره به سبک بلوز است. گری مور آثار تالیفی بسیاری دارد که از آن میان می توان به آلبوم Best of the Blues در سال 2002 اشاره کرد. آلبوم The Very Best of Gary Moore او نیز نیمی متال و نیمی بلوز بود. در همین سال او به راک آلترناتیو پرداخت و ماحصل کارش در این عرصه انتشار آلبوم Scars در سال 2002 بود. در سال 2004 آلبوم nothing but the blues در سال 2006 نیز آلبوم Old New Ballads Blues را روانه بازار کرد.

گری مور نوازنده گیتار و آهنگساز برجسته ممکن است در آمریکا به اندازه کافی شناخته شده نباشد، اما در دیگر نقاط جهان، خصوصا اروپا چهره بسیار مشهور و محبوب سبک راک به شمار می رود.

ارسال شده: جمعه ۴ خرداد ۱۳۸۶, ۱۲:۱۷ ب.ظ
توسط Dahkoo
مدونا
نام كامل: MADONNA LOUISE VERONICA CICCONE
تاريخ تولد: 16 آگست 1958.
محل تولد: ميشيگان آمريكا.
شغل: بازيگر، خواننده، مدل.
تحصيلات:2 سال تحصيل در دانشگاه ميشيگان در رشته رقص.
وزن:66 كيلو گرم.
قد:162 سانتي متر.
نام پدر:SYLVIO CICCONE---شغل:مهندس طراح.
نام مادر:MADONNA CICCONE--- مدونا در حالي كه تنها 6 سال سن داشت مادرش بر اثر سرطان سينه درگذشت.
نامادري:JOAN
برادر ها:
1-MARTIN---- شغل: دي جي.
2-ANTHONY--- شغل: دستيار تهيه كننده تلويزيون.
3-CHRISTOPHER---- شغل: هنرمند.
4- برادر ناتني:MARIO CICCONE
خواهرها:
1-PAULA MAE--- شغل: تهيه كننده.
2-MELANIE HENRY--- شغل: بازارياب.
3- خواهر ناتني:JENNIFER CICCONE
فرزندان:
1- دختر:LOURDES MARIA COCCONE LEON---
سن: 9 ساله----نام پدر:CARLOS LEON

2- پسر:ROCCO RITCHIE---سن: 5 ساله ----
نام پدر:GUY RITCHIE

شوهران:

1-SEAN PENN----شغل: بازيگر و كارگردان----تاريخ ازدواج: 1985----تاريخ طلاق: 1989

2-GUY RITCHIE--- شغل: كارگردان---تاريخ ازدواج:2000

افرادي كه با آنها رابطه داشته است:

1-WARREN BEATTY---شغل : بازيگر و كارگردان--- طي سالهاي 1989 تا 1990.
2-DENNIS REDMAN---شغل: بسكتباليست حرفه اي---در سال 1994(به مدت كوتاه)
3-CARLOS LEON----شغل: مربي شخصي مدونا---طي سالهاي 1994 الي 1997.
4-ANDY BYRD----شغل: بازيگر و فيلم ساز---در سال 1998(به مدت كوتاه)

ترانه اي كه توسط آن به شهرت دست يافت:LIKE A VIRGIN

درآمد ساليانه وي: درآمد سال گذشته وي به 50 ميليون دلار بالغ ميگردد.

شمار آلبومها و ترانه هاي بفروش رفته وي در سراسر جهان: 250 ميليون.

ثروت مدونا:مدونا ثروتمند ترين هنرمند زن جهان ميباشد. ثروت وي را 600 ميليون دلار برآورد ميكنند.

كتاب ركوردهاي گينس : بر طبق كتاب ركوردهاي گينس مدونا موفقترين هنرمند زن تاريخ جهان ميباشد.

تاپ تن: ركورد وي در رده بندي برترين ترانه هاي هفتگي در تاريخ موسيقي بي رغيب ميباشد.

نويسندگي: مدونا تاكنون 5 عنوان كتاب ويژه كودكان به رشته تحرير درآورده است. پرفروشترين اين كتابها ENGLISH ROSES نام دارد كه به 40 زبان دنيا ترجمه گرديده و 1.5 ميليون نسخه از آن در سراسر جهان بفروش رسيده است.

جـوايز دريـافـتـي: مدونـا بـالـغ بـر 100 جـايـزه از ســوي
موسسات معتبر بين المللي همچون MTV-GRAMMY
-AMERICAN AWARDS-GOLDEN AWARDS
-MUSIC AWARDS-DANCE AWARDS
ROLLING STONES AWARDS دريافت كرده است.

فيلمهايي كه وي در آنها ايفاي نقش كرده است:

A CERTAIN SACRIFICE(1985)-VISION QUEST(1985)-DESPERATELY SEEKING SUSAN(1985)-SHANGHI SURPRISE(1986)-WHO`S THAT GIRL(1987)_BLOODHOUNDS OF BROADWAY(1989)_DICK TRACY(1990)-MADONA:TRUTH OR DARE(1991)-BLAST THEM(1992)-SHADOWS AND FOG(1992)-A LEAGUE OF THEIR OWN(1992)-BODY OF EVIDENCE(1993)-DANGEROUS GAME(1993)-BLUE IN THE FACE(1995)-FOUR ROOMS(1995)_GIRLS6(1996)-EVITA(1996)-THE NEXT BEST THING(2000)-THE HIRE:STAR(2001)-SWEPT AWAY(2002)-REINVENTED PROCESS(2005)-HELLO SUCKERS(2006)(coming soon)

آلبومهاي وي:

1-MADONNA(1983)

2-LIKE A VIRGIN(1984)

3- TRUE BLUE(1986)

4- WHO`S THAT GIRL(1987)

5- YOU CAN DANCE(1987)

6- IKE A PAYER(1989)

7-HE IMMACULATE COLLECTION(1990))

8- IM BREATHLESS(1991)

9- EROTICA(1992)

10- EVITA(1992)

11- BEDTIMES STORIES(1994)

12- SOMETHING TO REMEMBER(1995)

13- RAY OF LIGHT(1998)

14- MUSIC(2000)

15-GHV2(2001)

16- AMERICAN LIFE(2003)

بيوگرافي:
مدونا در يك خانواده كاتوليك مذهبي چشم بجهان گشود.
وي در دبيـرستـان در رقـص و بازيگري زبانزد همگان بود. از
ايـن رو مـوفق به دريافت بورسيه براي تحصيل در دانشگاه
ميــشيگان در رشته رقص گرديد. او پس از سپري ساختن
2 سـال در دانشـكـده فـوق، دانـشـگاه را رهـا كــرده و بـــه
نيـويـورك عـزيـمـت كرد. در نيويورك به عنوان مربي رقص و
مـدل شـروع بـه فـعـالـيـت كـرد. در گروهاي راك به رقصيدن
مي پرداخت و در فيلمها نيز نقشهاي كوتاهي ايفا ميكرد.
سـپـس چنـد تـرانه اجـرا كـرد كـه ترانه LIKE A VIRGIN وي
مـورد اقـبال مردم قرار گرفت. پس از آن بود كه مدونا به يك
خواننده محبوب جهاني بدل گشت.

ارسال شده: پنج‌شنبه ۱۸ مرداد ۱۳۸۶, ۵:۳۷ ب.ظ
توسط dark BOY
گروه مردوک در سال 1990 به وسيله morgan hakansson در کشور سوئد و با گرايشات شديد شيطان پرستي تشکيل شد . گروه در سال 1991 اولين شاهکار خود را به نام fuck me jesus به صورت نوار کاست ضبط کرد . دومين آلبوم گروه dark endless نام دارد که در سال 92 ضبط و پخش شد . در سال 1993 گروه با شرکت فرانسوي osmose براي پخش آثارش قرار داد بست و سومين آلبوم

خود را به نام those of the unlight در سال 1994 به وسيله اين شرکت پخش کرد .

بعد از اين آلبوم براي اولين بار گروه در خارج از سوئد و در فستيوال بلک متال در نروژ شرکت کرد . و در مي 1994 با ساپورت گروه ايمورتال در تور اروپا son of the northen darkness شرکت کرد و در پاييز همان سال هم گروه به استوديو رفت تا آلبوم بعدي خود را ضبط کند . opus nocturne نام آثر بعدي مردوک بود . در فوريه 1995 و بعد از شرکت در تور the winter war گروه آلبوم fuck me jesus را به صورت mcd ضبط مجدد کرد که فروش اين آلبوم هنوز در هفت کشور اروپا ممنوع است.



در ژوئن 1995 گروه در توري در مکزيک شرکت کرد و بلا فاصله آماده ضبط آلبوم بعدي شد اين آلبوم که heaven shall burn … when we are gathered نام دارد در فوريه 1996 ضبط و در ژوئن همان سال پخش شد . بعد از اين آلبوم گروه مجددا در تور اروپا شرکت کرد و بعد از آن هم ميني البوم

glorification را ضبط کرد که شامل يک آهنگ ضبط مجدد و سه آهنگ کاور شده از گروههاي bathory ، philedrive و destruction بود .

در اکتبر 1997 گروه آلبوم heres no peace را ضبط کرد و در نوامبر گروه براي ضبط يکي ديگر از شاهکار هايش به نام nightwing آماده شد که در مارس 1998 اين آلبوم که از دوقسمت تشکيل شده آماده شد . در اوخر همين سال هم گروه البوم panzer division marduk را که خفن ترين البوم بلک متال که تا به حال من گوش کرده ام را ضبط کرد و بعد از آن هم در فستيوال هاي مختلف شرکت کرد .

اولين اثر استوديويي گروه در قرن بيست و يکم هم ميني سي دي obedience بود که در مارچ 2000 پخش شد و بعد از اين البوم هم گروه با گروههاي deicide و cannibal corpse در تور اروپا شرکت کرد .

آلبوم بعدي گروه infernal eternal است که گلچيني از بهترين اجراهاي زنده گروه است . اين آلبوم هم در اواخر سال 2000 پخش شد . la grand dance macabre آلبوم 2001 گروه است که فوق العاده زيباست . آخرين آلبوم گروه تا الان هم world funeral نام دارد که محصول سال 2003 است .

اين البوم به نظر من نهايت موسيقي بلک متال است و آلبومي بي نظير نسبت به تمام آلبوم هاست که حتي خود مردوک هم فکر نکنم بتواند همچين البومي را دوباره بسازد . بعد از تور اين البوم متاسفانه عشق من

يعني خواننده گروه legion از گروه جدا شد و تا آخرين خبري که من از گروه دارم هنوز کسي به عنوان جانشين براي او انتخاب نشده است .



اعضاي گروه مردوک از ابتدا تا الان :

Morgan hakansson : از سال 1990 تا الان گيتاريست گروه است و سابقه فعاليت در گروههاي abrubtum و devils whore house را دارد .

B war : با نام واقعي roger svenson از سال 1992 تا الان بيسيست گروه بوده و در گروههاي allegiance و devils whore house فعاليت داشته .

Emil dragutinovic : از سال 2002 تا الان درامر گروه بوده و در گروههاي legion و

nominon فعاليت داشته .

Andreas axelsson : از سال 1990 تا 1993 خواننده گروه بوده و در گروههاي edge of sanity و infestdead فعاليت داشته است .

Legion : با نام واقعي erik hagsted از سال 1995 تا 2003 خواننده گروه بوده و در گروههاي ophtalamia و dissection فعاليت داشته است .

Magnus andersson : از سال 1992 تا 1994 گيتاريست گروه بوده و در گروههاي cardinal sin و ... کار کرده است .

Joakim gothberg : از سال 1990 تا 1995 درامر گروه بوده .

:???:

ارسال شده: پنج‌شنبه ۱۸ مرداد ۱۳۸۶, ۵:۴۱ ب.ظ
توسط dark BOY
DARK THRONE



dark throne ازگروهای بزرگ در عرصه بلک هست. نمیشه گفت که این گروه بهترین

در این سبکه ولی بدونه هیچ حرفی میشه اونارو جز بهترین ها به حساب آورد.

گروه dark throne در سال 1986 در نروژ تشکیل شد.اعضای تشکیل دهنده این گروه

عبارت بودند از:

gylve nagell درام و شاعر ted skejllum گیتار و خواننده dag nielsen بیس

گروه برای شروع و استارت سه دمو با نامهای land of forest_cromlech_

و

thulcandra را ضبط میکند در سال 1991 اولین آلبوم گروه با نام soulside journeyv

را بیرون میدهد قبل از این آلبوم به دلایلی اعضا نام های اصلی خود را تغییر داده و

خود را با نام هایnocturno وfenriz وzephyrous مطرح ساختند.

گروه در سال 1991 راهی شرکت dsp میشوند

و آلبوم blazein the horthern sky متولد میشود آلبومی با اشعار ویران کننده

در این آلبوم خشونت و وحشت به معنی حقیقی تعریف شد.

وقتی گروه برای آلبوم بعدی آماده میشد dag nielsen از گروه جدا میشود.

سال 1993 آلبوم under a funerd moon منتشر شده و متعاقب با آن در1994

آلبوم خشن transilvanian huger منتشر میشود آلبومی

سرشار از خشونت و اشعاری شیطانی.

بعد از آن zephyrous بهdark throne پیوست اما به دلیل اعتیادی که داشت نتوانست

در گروه بماند و در1995 از گروه جدا شد.

بعد از آن dark throne به یک گروه دو نفره تبدیل و دو نفره هم باقی ماند.

ارسال شده: پنج‌شنبه ۱۸ مرداد ۱۳۸۶, ۵:۴۲ ب.ظ
توسط dark BOY
DARK THRONE



dark throne ازگروهای بزرگ در عرصه بلک هست. نمیشه گفت که این گروه بهترین

در این سبکه ولی بدونه هیچ حرفی میشه اونارو جز بهترین ها به حساب آورد.

گروه dark throne در سال 1986 در نروژ تشکیل شد.اعضای تشکیل دهنده این گروه

عبارت بودند از:

gylve nagell درام و شاعر ted skejllum گیتار و خواننده dag nielsen بیس

گروه برای شروع و استارت سه دمو با نامهای land of forest_cromlech_

و

thulcandra را ضبط میکند در سال 1991 اولین آلبوم گروه با نام soulside journeyv

را بیرون میدهد قبل از این آلبوم به دلایلی اعضا نام های اصلی خود را تغییر داده و

خود را با نام هایnocturno وfenriz وzephyrous مطرح ساختند.

گروه در سال 1991 راهی شرکت dsp میشوند

و آلبوم blazein the horthern sky متولد میشود آلبومی با اشعار ویران کننده

در این آلبوم خشونت و وحشت به معنی حقیقی تعریف شد.

وقتی گروه برای آلبوم بعدی آماده میشد dag nielsen از گروه جدا میشود.

سال 1993 آلبوم under a funerd moon منتشر شده و متعاقب با آن در1994

آلبوم خشن transilvanian huger منتشر میشود آلبومی

سرشار از خشونت و اشعاری شیطانی.

بعد از آن zephyrous بهdark throne پیوست اما به دلیل اعتیادی که داشت نتوانست

در گروه بماند و در1995 از گروه جدا شد.

بعد از آن dark throne به یک گروه دو نفره تبدیل و دو نفره هم باقی ماند.