صفحه 2 از 2

ارسال شده: دوشنبه ۹ بهمن ۱۳۸۵, ۲:۳۴ ق.ظ
توسط Kingman_62
 رهبر اركستر (موسيقي كلاسيك) گرگين موسسيان

 
در سال 1321 در خانوادهاي هنردوست در شهر همدان به دنيا آمد. او از سنين نوجواني نزد دايي خود به فرا گرفتن اصول اوليه موسيقي و نوازندگي ويلن پرداخت. از شروع فعاليت اپرايي در ايران نخست به عنوان خواننده كر، بعدها آسيستان و بالاخره رهبر گروه در اين رشته موسيقي فعاليت كرد و بعدها براي كسب تجارب بيشتري عازم اطريش شد. وي در مدت اقامت خود در اروپا در شهرهاي وين، بوداپست و آتن بارها برنامههايي شامل آثاري از موسيقي محلي ايران و آهنگسازان بينالمللي اجرا كرده است. بعد از انقلاب اسلامي در چند نوبت رهبر گروه كر مركز موسيقي، گروه كر «سوان» باشگاه آرارات، گروه جوانان زرتشتي و چندين گروه خردسال را به عهده داشته است. در سالهاي اخير هم در دانشگاه هنر و همچنين هنرستان موسيقي دختران به تربيت هنرآموزان اشتغال داشته است. گروه كر بارها به رهبري وي آثار بزرگي از آهنگسازان ايراني و بينالمللي را به اجرا درآورده است. ضمن اينكه همين گروه با رهبر دائمي اركستر سمفونيك تهران و يا رهبران ميهمان، سالانه برنامه هايي ارائه كرده است


 خواننده (موسيقي راك و پاپ و جاز) کورش یغمایی

 

کورش یغمایی موسیقی را در سن ده سالگی با نواختن سنتور که هدیه ای از سوی پدرش بود آغاز کرد. به گفته مادر کورش: او با این که این ساز را را از نزدیک ندیده بود سنتور را از جعبه بیرون آورد و شروع به نواختن یک آهنگ کرد. او در مدت پنج سال به مراحل درخشانی در زمینه نوازندگی سنتور و موسیقی سنتی ایران دست یافت. در سن پانزده سالگی گیتار را که همواره ساز مورد علاقه اش بود برگزید و پس از مدتی در گروه های موسیقی راک که خود تشکیل داده بود سرپرستی ارکستر و نوازندگی لید گیتار را به عهده داشت. چند سال بعد برخی از گروه های حرفه ای اروپایی که برای اجرای برنامه به ایران می آمدند هنگامی که با چیره دستی او در نواختن گیتار روبرو می شدند از او برای همکاری به سمت لید گیتار و مهاجرت به کشورشان برای ضبط صفحه در سطح جهانی دعوت میکردند.
در سال آخر دانشگاه (رشته جامعه شناسی) اولین کار حرفه ای خود را در زمینه آهنگ سازی - ارکستراسیون - نوازندگی و خوانندگی با ترانه گل یخ (شعر از مهدی اخوان لنگرودی دوست و همکلاسی اش) آغاز نمود. آثار کورش به ویژه گل یخ بر اساس دارا بودن استاندارد های جهانی به خارج از مرزهای ایران نفوذ کرد و با اجرا های جدیدی در کشورهای مختلف ارائه گردید.
از سال 1358 به مدت 17 سال پخش صدای کورش ممنوع شد. او در این مدت ابتدا در زمینه داستان های کودکان (کتاب و نوار) و ارائه آلبوم دیار (ارکستراسیون آواهای محلی ایران برای ارکستر بزرگ بدون آواز) و در ادامه با تدریس گیتار زندگی را میگذرانید. پس از هفده سال اولین آلبوم با آواز او با نام سیب نقره ای ارائه گردید. پس از چندی آلبوم های دیگری از وی با نام های ماه و پلنگ - گرگ های گرسنه (موسیقی فیلم) - کابوس - آرایش خورشید - تفنگ دسته نقره منتشر شد.
کورش یغمایی در فراگیری هیچ یک از زمینه های موسیقی استادی نداشته است.

ارسال شده: دوشنبه ۹ بهمن ۱۳۸۵, ۲:۳۵ ق.ظ
توسط Kingman_62
 خواننده (موسيقي سنتي و مقامي) اکبر گلپایگانی

 

● متولد دهم بهمن سال 1312 شمسی ____ 1933 م ، در محله تکيه زرگرها ی تهران .

● خواندن اولين اذان برای سلامتی مادر در سال 1317 شمسی ___ 1938 م ، که ايشان در همان سال مادر خود را از دست ميدهند .

● ورود به دبستان فرهنگ در محله تکيه زرگرها در سال 1318 شمسی ___ 1939 م ، که ايشان در همان سال قاری قرآن در کلاس درس بودند .

● آشنايی با محمود آقا خراز محل و قاری مساجد و ابراهيم گردن تعزيه خوان معروف و آغاز تعليم ابتدايی موسيقی نزد آنها در سال 1319 شمسی ___ 1940 م .

● آغاز تعليم موسيقی نزد پدر ، حسين گلپايگانی ، به طور جدی و منظم در سال 1320 شمسی ___ 1941 م .

● نقل مکان از محله تکيه زرگرها به خيابان آبشار و ثبت نام در کلاس چهارم ابتدايی در دبستان اقبال در خيابان آبشار و آشنايی با مرحوم جهانگير ملک ( استاد تنبک ) ، در کلاس درس در سال 1321 شمسی ___ 1942 م .

● ثبت نام در دبيرستان بدِر در سرچشمه و عضويت در تيم فوتبال باشگاه تهران جوان در رده سنی نوجوانان به مربيگری مرحوم حسين فکری در سال 1324 شمسی ___ 1945 م .

● کسب عنوان قهرمانی تهران با تيم فوتبال نو جوانان باشگاه تهران جوان در سال 1325 شمسی ___ 1946 م .

● اولين تجربه شرکت در يک گروه ارکستر کر به رهبری ايرج گلسرخی در سال 1326 شمسی ___ 1947 م .

● اولين تجربه بازی در يک نمايش در سالن شير و خورشيد و ايفای نقش يک پسر شعر خوان به پيشنهاد شاپور قريب کارگردان سينما در سال 1326 شمسی ___ 1947 م .

● ورود به مدرسه نظام و عضويت در انجمن موسيقی مدرسه نظام و آشنايی با حسين خواجه اميری ( ايرج ) ، در سال 1327 شمسی ___ 1948 م .

● آشنايی با مرحوم حسن يکرنگی از شاگردان اقبال السلطان و تعليم آواز نزد او در سال 1328 شمسی ___ 1949 م .

● آشنايی با دکتر نور علی خان برومند به کمک استاد علی تجويدی و آغاز تعليم تحت نظر ايشان در سال 1330 شمسی ___ 1951 م .

● آشنايی با اساتيد برجسته موسيقی ايران و تعليم آواز نزد استاد ابوالحسن صبا ، طاهر زاده ، اديب خوانساری ، عبدالله خان دوامی ، حاج محمد آقا ايرانی مجرد و يوسف فروتن در سال 1331 شمسی ___ 1952 م .

● ورود به دانشکده افسری در سال 1332 شمسی ___ 1953 م .

● خواندن اولين آواز با ساز دکتر نور علی خان برومند و استاد علی اصغر بهاری برای يونسکو ( در بيات اصفهان و سه گاه ) ، در سال 1335 شمسی ___ 1956 م . که به صورت صفحه بزرگ ضبط شد . که اين اثر در بازار پخش نشد .

● ورود به دانشکده نقشه برداری در سال 1336 شمسی ___ 1957 م .

● دعوت به راديو توسط مرحوم پيرنيا ، سرپرست و مبتکر برنامه گلها در سال 1337 شمسی ___ 1958 م .

● استخدام در سازمان برنامه در سال 1337 شمسی ___ 1958 م .

● خواندن اولين آواز بدون ساز ، شعر حافظ ، ( در خرابات مغان نور خدا می بينم ) در اول فروردين ماه سال 1338 شمسی ___ 1959 م . گلپا در اين آواز به عنوان خواننده ناشناس و جوان معرفی شد .

● پخش اولين آواز با ساز از راديو در برنامه گلها تحت عنوان ، مست مستم ساقيا دستم بگير ، در مثنوی شور، با شعر بيژن ترقی و آهنگ مرتضی خان محجوبی و پرويز ياحقی در سوم فروردين ماه سال 1338 شمسی ___ 1959 م . که اين آواز از استقبال بی سابقه ای در ميان عامه مردم برخوردار گشت.

● ضبط اولين صفحه توسط کمپانی ايران گرام در سال 1339 شمسی ___ 1960 م .

● ضبط چهار صفحه توسط کمپانی ايران گرام و سفر به آمريکا به همراه استاد فرهنگ شريف (نوازنده تار ) و مرحوم ويگن جهت اجرای کنسرت برای ايرانيان مقيم آن کشور در سال 1340 شمسی ___ 1961 م .

● تدريس موسيقی ايرانیbuilding music در دانشگاه USLE ، به همراه استاد فرهنگ شريف به مدت سه ماه در سال 1340 شمسی ___ 1961 م .

● اجرای کنسرت در لندن و هلند در سال 1340 شمسی ___ 1961 م .

● ازدواج با خانم گلرخ گلرايلی در سال 1346 شمسی ___ 1967 م . در سن 34 سالگی

● اجرای کنسرت در کويت همراه با فرهنگ شريف و مرحوم امير ناصر افتتاح (نوازنده تنبک) در سال 1348 شمسی ___ 1969 م .

● بازی در فيلم سينمايی مرد حنجره طلايی به عنوان هنر پيشه نقش اول به کارگردانی مرحوم ميثاقيه در سال 1348 شمسی ___ 1969 م .

● تولد اولين فرزند بنام ساقی در يازدهم ارديبهشت ماه سال 1349 شمسی ___ 1970 م . که ايشان هم اکنون پزشک ميباشند .

● اجرای کنسرت در لندن با استاد حبيب الله بديعی ( نوازنده ويلون ) و همچنين بازی در نمايشنامه راديويی آتشی بر دل ، در سال 1350 شمسی ___ 1971 م .

● تولد دومين فرزند بنام ساغر در سوم فروردين ماه 1350 شمسی ___ 1971 م . که ايشان هم اکنون دارای درجه دکترای بورس آمار و احتمالات ميباشند .

● اجرای برنامه در رويال دايان لندن ، در سال 1352 شمسی ___ 1973 م . که در اين برنامه از هر کشور يک خوا ننده منتخب و يک موزيسين شرکت داشتند .

● اجرای کنسرت سراسری در آمريکا برای ايرانيان مقيم آن کشور با استاد فريدون حافظی ( نوازنده تار ) ، در سال 1355 شمسی ___ 1976 م .

● کنسرت در افغانستان و اجرای آواز دو صدايی با محمد ظاهر خواننده معروف افغانستان و همچنين اجرای کنسرت در پاکستان و هندوستان در سال 1355 شمسی ___ 1976 م .

● ممنوعيت برای کار در راديو و تلوزيون در سال 1358 شمسی ___ 1979 م .

● اجرای کنسرت سراسری در آمريکا در سال 1371 شمسی ___ 1992 م .

● اجرای کنسرت در چين و ژاپن در سال 1372 شمسی ___ 1993 م .

● اجرای کنسرت در آمريکا در سال 1373 شمسی ___ 1994 م .

● اجرای کنسرت در رويال فستيوال هال لندن در سال 1378 شمسی ___ 1999 م .

● آغاز به کار مجدد و ارائه دو کاست تحت عناوين مست عشق و عقيق به بازار و شکست رکورد فروش نوار در بين خوانندگان در سال 1382 شمسی ___ 2003 م .


:::::::::: بیوگرافی اکبر گلپایگانی ::::::::::

سال 1312در تهران دیده به جهان گشود . تحت توجهات پدرش با اصول اول موسیقی تا حدودی آشنا شد ، تا این که گذارش به منزل "حسن یکرنگی" که مردی پاک طینت و دارای صدایی خوش بود می افتد او که به خوبی به گوشه ها و ردیفهای موسیقی ایرانی وارد بود گلپای جوان را مورد تشویق قرار می دهد . مدت زیادی از آمد و شد نمی گذارد که او یک شب با استاد نور علی برومند در آن منزل آشنا می شود … استاد نور علی برومند از صدای او خیلی خو شش می آيد و تصمیم به تعلیم وی می گیرد و حدود 8 سال و 9 ماه به طور مداوم وی را تحت تعلیم قرار میدهد. تا این که داوود پیر نیا مبتکر برنامه گلهای جاویدان برای شرکت در برنامه گلها از وی دعوت می کند.

گلپا از محضر استادانی نظیر : حاج آقا محمد ایرانی، ادیب خوانساری و صفحات طاهر زاده بهره می گیرد ولی به هیچ وجه کوششی به عمل نمی آورد که از آنها تقلید نماید.

گلپا در سال 1956 میلادی (1334-35 ش) به همراه علی اصغر بهاری (استاد کمانچه) و نورعلی برومند (ردیف دان و استاد تار در سازمان بین المللی "یونسکو" دو تصنیف یکی در دسگاه سه گاه و دیگری در مایه اصفهان با اشعار سعدی و حافظ اجرا نمود و بدین ترتیب می توان گفت گلپایگانی برومندو بهاری از پیشروان معرفی آواز و موسیقی ایرانی در سطح جهان هستند .

سال 1961 میلادی بنا به دعوت دانشکده "میوزیک بیلدینگ" یو.اس.ال.ا (کالیفرنیا) با فرهنگ شریف و تونی که از استاد تار می باشد 18 جلسه تدریس کرد و اولین ایرانی است که در 21 نوامبر 1995 موفق به دریافت دکترای افتخاری در رشته آواز از دانشگاه کلمبیای آمریکا شده است.

ايشان دارای چهار برادر بنامهای ، عباس ، حسن (مدرس آواز و استاد دانشگاه)، محمد (با نام هنری گلريز) که خواننده ميباشند، محمود (مهندس و مدرس آواز) ، و يک خواهر بنام مريم ميباشند .

ارسال شده: دوشنبه ۹ بهمن ۱۳۸۵, ۲:۳۷ ق.ظ
توسط Kingman_62
 خواننده (موسيقي سنتي و مقامي) ايرج بسطامى

 

ايرج بسطامى در سال ۱۳۳۶ هجرى شمسى در شهر بم متولد شد. اولين استاد آواز وى عمويش يدالله بسطامى بود كه پايه و اصول و مبانى آوازى موسيقى ايرانى را به او آموخت. در اوايل انقلاب براى آموختن موسيقى به تهران آمد تا در نزد اساتيد بزرگ موسيقى تعليم آواز ببيند. از اين رو به نزد محمدرضا شجريان رفته و آزمون آواز داد و پذيرفته شد. بسطامى دو سال در محضر شجريان تعليم آواز مى بيند. وى كه از شاگردان برجسته و بااستعداد شجريان بود براى همكارى با گروه عارف انتخاب مى شود.
پرويز مشكاتيان كه در آن سال ها در گروه چاووش بود، مى گويد: «اولين بار بسطامى را در خانه شجريان ديدم. در آن زمان ما چاووش را داشتيم. به خاطر شرايط اجتماعى آن زمان به خواننده هاى بيشترى با صداهاى متفاوت نياز داشتيم. من پشت در كلاس شجريان نشسته بودم تا هنرجو ها مرا نبينند. از آنجا بود كه از صداى بسطامى خيلى خوشم آمد. ايشان صداى خوبى داشتند و مثل همه آدم هاى كوير نشين آدم خيلى مهربان و خوبى بود، بعد از كلاس مدتى با او صحبت كردم تا با نقطه نظراتش راجع به هنر و آواز و انگيزه خواندش آشنا شوم. ولى آنقدر ساده يافتم اش كه مصمم شدم تا با او يك سالى در مورد قضاياى پيرامونى سواى موسيقى به گپ و گفت وگو بنشينم...»
چهار سال بعد اين همكارى به ثمر نشست. مشكاتيان افشارى مركب را ساخت و بسطامى در اوج آمادگى آن را اجرا كرد. قرار بود كه اين برنامه پنج شب در تالار رودكى اجرا شود اما به علت استقبال گسترده مردم اجرا دو شب ديگر تمديد شد. بعد از آن نوار افشارى مركب به بازار آمد. صداى بسطامى با استقبال مردم روبه رو شده بود. گروه عارف به سرپرستى پرويز مشكاتيان و آواز بسطامى براى اجراى كنسرت به اروپا رفت. در آن زمان بسطامى حدود ۳۳ سال داشت و اجراى اين كنسرت ها شروعى براى موفقيت هاى بعدى او به شمار مى آمد.مژده بهار، افق مهر، وطن من ساخته مشكاتيان بر روى شعر ملك الشعراى بهار از كارهاى ديگر ايرج بسطامى به شمار مى آيد.
ايرج بسطامى در اوج فعاليت هنرى خود با مرگ برادر روبه رو مى شود و از اين رو براى سرپرستى خانواده برادرش به بم بازمى گردد. بسطامى علاقه زيادى به برادر از دست رفته اش داشت. زمانى كه او براى تحصيل آواز به تهران آمده بود برادر مخارج زندگى او را تقبل كرده بود و اين بار نوبت بسطامى بود كه به بازماندگان برادرش اداى دين كند. بسطامى در بم و كرمان به دور از جنجال هاى هنرى مركز به تدريس آواز مشغول شد تا اينكه در حادثه زلزله ۵ دى ماه ۸۲ در شهر بم و زير آوار جان باخت و دوباره در مركز توجه عالم هنر قرار گرفت!

ارسال شده: دوشنبه ۹ بهمن ۱۳۸۵, ۲:۳۷ ق.ظ
توسط Kingman_62
 خواننده (موسيقي سنتي و مقامي) محمد رضا شجريان

 

تولدم روز اول مهرماه سال يكهزار و سيصد و نوزده خورشيدي در مشهد است؛ در خانواده اي كه پدربزرگم (علي اكبر) صداي بسيار رسايي داشته و به زيبايي، آواز مي خوانده است.او از مالكان بزرگ مشهد بوده و از خواندن در جمع پرهيز داشته؛ گاه براي دوستان سرشناسي كه به ديدارش مي آمده اند، مي خوانده است. پدرم (مهدي) از صدايي پرطنين و رسا برخوردار بود و در جواني، آوازخواندن را شروع مي كند ولي خيلي زود در محيط بسته و سنتي، به قرائت قرآن رو آورده و تا آخر عمر بر همان عقيده باقي ماند و آواز را رها كرد و در قرائت قرآن، جايگاه خاصي در مشهد پيدا كرد و شاگردان زيادي براي تلاوت قرآن تربيت كرد كه از جمله خود اينجانب است.
تمام وقت من از شش سالگي به خواندن قرآن با صداي خوش مي گذشت. در دوازده سالگي، شهره خاص و عام بودم و در مجامع بزرگ مذهبي يا سياسي آن موقع، تلاوت اول برنامه با من بود. به علت توانايي در تلاوت قرآن با صداي خوش، چشم و چراغ همه اعضاء و دانش آموزان مدرسه و مردم بودم. در سال چهارم دبيرستان بر خلاف خواسته ام به دانشسراي مقدماتي رفتم و راه معلمي پيش گرفتم و از بيست سالگي به معلمي در دهات خراسان پرداختم. يك سال بعد ازدواج كردم؛ با دختري كه او هم معلم دبستان بود. همسرم خيلي با من همراه بود و با كمك او بر مشكلات مالي يك زندگي بسيار محقر پيروز شديم.
از نوجواني براي فراگيري گوشه هاي آوازي به هر دري مي زدم و از هر كسي كه شمه اي اطلاع داشت سؤال مي كردم. به ندرت دسترسي به راديو پيدا مي كردم تا موسيقي دلخواهم را بشنوم؛ آن هم، زمانش كوتاه بود و حاصلي نداشت، تا اينكه در محيط شبانه روزي دانشسرا ميسر شد برنامه گلها و برنامه ساز تنها را بشنوم و تمريناتم را شروع كنم. كمي بعد، دبير موسيقي مان- آقاي جوان- نيز راهنمايي و كمك كردند. بيشترين تمرينات سازنده در دوران معلمي در خارج شهر بود كه فراغتي داشتم و اغلب به كوه و صحرا مي ز دم و تكنيك و متد را با سليقه خودم تجربه و تمرين مي كردم و صداهاي گوناگون و تحريرها و چهچه ها را دستور كار خود قرار داده بودم. دوست همكلاسي ام (ابوالحسن كريمي) از ابتداي كار معلمي، سنتوري با خود آورده بود كه بنوازد. ترغيب شدم كه مضراب دستم بگيرم و ببينم مي شود زد يا نه. بعد ديدم عجب كار مشكلي است؛ تا صبح دم نشستم و آنقدر تمرين كردم تا توانستم آهنگي را دست و پا شكسته اجرا كنم و از آن به بعد، سنتور شد يار غار من.
چندي بعد صداي سنتور جلال اخباري را از راديو مشهد شنيدم و خوشم آمد. پيدايش كردم و با هم دوست شديم. ساز مي زد و من هم مي خواندم و تمرينات آواز با ساز و فراگيري نت و نواختن صحيح سنتور را با ايشان شروع كردم.
از همان ابتداي كار كه صداي سنتور مشقي ام بسيار بد بود، به فكر افتادم كه سنتوري بسازم. كمي نجاري مي دانستم. با زير و رو كردن تمامي كاروانسراها و چوب فروشي ها و با دادن يك انعام 5 توماني، الواري پهن از چوب توت بيست ساله را پيدا كردم. آن را مطابق اندازه ها بريدم. در آن زمان، كسي در مشهد گوشي سنتور نمي فروخت؛ مجبور شدم صد عدد ميخ نمره شش بخرم و آنها را با سوهان دستي، كوچك كنم. اين سنتور كه دوازده خركه بود، ساخته شد و من با يك دلبستگي عجيب به اين ساز، تمرينات سنتورم را بيشتر كردم. با اينكه براي اولين بار بود چنين كاري كرده بودم و در مورد پل گذاري سنتور تجربه و اطلاعي نداشتم ولي سنتور، صداي دلنشيني داشت. غير از آن سنتور، سنتورهاي ديگري ساخته يا در حال ساخت داشتم كه كار پل گذاري را براي موزون تركردن صداها، تا به حال ادامه داده ام و خوشبختانه به نتايج قابل توجهي هم رسيده ام. در نظر دارم در آينده كتاب يا جزوه اي درباره تجارب كار پل گذاري هاي گوناگون كه روي سنتورها كرده ام همراه با نتايج آنها منتشر كنم تا در اين زمينه، كار مفيدي انجام داده باشم.
در سال هاي بعد از چهل، با هنرمندان راديو خراسان آشنا شده بودم ولي حاضر به ضبط برنامه موسيقي نبودم. در راديو خراسان گاه اشعار عرفاني و مذهبي و گاهي تلاوت قرآن داشتم.
سال 1345 خوشيدي به اصرار دوستم ابوالحسن كريمي براي شركت در امتحان شوراي موسيقي، به اتفاق او به تهران رفتم. راهي براي نام نويسي و شركت در امتحان پيدا كرديم. در اتاق شورا ميز كنفرانس بزرگي بود و حدود 12 تا 13 نفر اعضاء شورا نشسته بودند. آقاي مشير همايون شهردار- رئيس شورا و آقايان حسنعلي ملاح، علي تجويدي و مختاري و ديگران بودند. گفتند: بيات ترك بخوان ! . من هم از مايه بلند، دو سه بيتي خواندم و در مايه بم فرود آمدم. ضربي با يك شعر هم به درخواست آقاي ملاح خواندم. بعد آقاي تجويدي پرسيدند: تصنيف هم مي خواني؟ . چون تصنيف خواندن را دوست نداشتم و دون شأن آوازخوان مي دانستم، بسيار جدي گفتم: ابدا .
جوابي كه بعد از يك ماه از نتيجه امتحان به ما دادند اين بود كه فعلا راديو بودجه ندارد كه خواننده استخدام كند و فعلا راديو نياز به خواننده ندارد.
سال بعد به وسيله آقاي دكتر شريف نژاد (كه معاون راديو خراسان بود و بسيار به من لطف داشت) قرار گذاشتيم در تابستان كه ايشان در تهران هستند من هم به تهران بروم. با ايشان شبي به منزل آقاي حسين محبي (كه اپراتور باسابقه راديو و برنامه گلها بود) رفتيم و او كه دوستي نزديكي با دكتر داشت فرداي آن روز، مرا همراه با يك نوار كه در سه گاه خوانده بودم به آقاي داوود پيرنيا (مسئول و تهيه كننده آن زمان برنامه گلها) معرفي كرد كه همان معرفي، راهگشاي من به راديو ايران و برنامه گلها كه منظور اصلي ام بود، شد. با سپاس از دلسوزي هاي ابوالحسن كريمي و محبت هاي دكتر شريف نژاد و يادي خوش از زنده ياد حسين محبي.

آثار شجريان در دوران فعاليت موسيقايي

گلبانگ (آلبوم دونواره)، سال اجرا 1356، سال انتشار نوار 1357، سال انتشار سي دي 1384
پيغام اهل راز( شامل دو نوار راز دل و انتظار دل)، سال اجرا 1358، سال انتشار 1359
چهارگاه با فرهنگ شريف، سال انتشار 1362
بيداد، سال اجرا 1361، سال انتشار 1364
سر عشق( ماهور)، سال اجرا 1361، سال انتشار 1365
آستان جانان، سال اجرا 1362، سال انتشار 1365
نوا (مركب خواني)، سال اجرا 1361، سال انتشار 1365
كنسرت شور (تالار وحدت)، سال اجرا 1367
دستان، سال اجرا 1366، سال انتشار 1367
دود عود، سال اجرا 1366، سال انتشار 368
سرو چمان، سال اجرا در آمريكا 1369، سال انتشار 1370
پيام نسيم، سال اجرا در آمريكا 1369، سال انتشار 1370
دل مجنون، سال اجرا در آمريكا 1369، سال انتشار۱۳۷۰
خلوت گزيده، سال اجرا 1358، سال انتشار 1370
دلشدگان، سال اجرا 1370، سال انتشار 1371
آسمان عشق، سال اجرا 1358، سال انتشار۱۳۷۱
ياد ايام، سال اجرا 1371، سال انتشار۱۳۷۴
چشمه نوش، سال اجرا در فرانسه 1374، سال انتشار۱۳۷۴
جان عشاق، سال اجرا 1364، سال انتشار۱۳۷۴
گنبد مينا، سال اجرا 1364، سال انتشار۱۳۷۴
همايون مثنوي، سال اجرا 1362، سال انتشار۱۳۷۴
ساز قصه گو، سال اجرا 1359، سال انتشار۱۳۷۵
در خيال، سال اجرا 1374، سال انتشار۱۳۷۵
عشق داند ( ابوعطا)، سال اجرا 1359، سال انتشار۱۳۷۶
رسواي دل، سال اجرا در دبي 1375، سال انتشار۱۳۷۶
شب وصل، سال اجرا 1376، سال انتشار۱۳۷۶
معماي هستي، سال اجرا در كلن 1376، سال انتشار۱۳۷۶
راست پنجگاه، سال اجرا 1355، سال انتشار۱۳۷۷
چهره به چهره، سال اجرا 1356، سال انتشار۱۳۷۷
شب، سكوت، كوير، سال اجرا 1376، سال انتشار۱۳۷۷
سرو چمان، سال اجرا در كارلسروهه 1368، سال انتشار۱۳۷۷
پيام نسيم، سال اجرا در لوزان 1368، سال انتشار۱۳۷۷
آرام جان، سال اجرا 1377، سال انتشار۱۳۷۸
تلاوت 1 و 2، سال اجرا 1361، 1358 و 1357، سال انتشار۱۳۷۸
آهنگ وفا، سال اجرا 1378
زمستان است، سال انتشار 1379
بي تو به سر نمي شود، سال انتشار 1381
فرياد، سال انتشار 1382
دي وي دي كنسرت همنوا با بم، سال انتشار 1383
جام تهي، سال انتشار 1384
شجريان و سطح فرهنگ
كساني كه به استاد شجريان گوش مي دهند از بالاترين سطح فرهنگي برخوردار هستند. در يك ميزگرد پژوهشي موسيقي عنوان شد: استاد محمدرضا شجريان، عليرضا افتخاري و محمد اصفهاني به عنوان پرمخاطب ترين خوانندگان موسيقي در ايران شناخته شده اند.
محمد فاضلي- مجري طرح فعاليت موسيقايي در شهر تهران- گفت: بعد از اين خوانندگان، خوانندگان لس آنجلسي در رده هاي بعدي خوانندگان پرمخاطب در ايران قرار دارند كه متاسفانه نوعي از آشنايي با موسيقي را در ميان مردم ايجاد مي كنند.
وي ادامه داد: بر اساس يافته هاي ما، نود درصد مردم، استاد محمدرضا شجريان را به خوبي با عنوان يك خواننده موسيقي سنتي مي شناسند. اين پژوهشگر در عين حال متذكر شد: در افراد زير سي سال، دوستان و كانال هاي غيررسمي، مهمترين مرجع جوانان براي شنيدن موسيقي هستند و در افرادي بالاي ۳۰سال اين راديو و تلويزيون هستند كه بيشترين مراجعه كننده را دارند.

ارسال شده: دوشنبه ۹ بهمن ۱۳۸۵, ۲:۳۸ ق.ظ
توسط Kingman_62
 خواننده (موسيقي سنتي و مقامي) داريوش رفيعي

 

در سال 1306 در بم کرمان به دنيا آمد. از 19 سالگي خوانندگي در راديو را شروع کرد، از سالي که صداي گرم و دلپذيرش او را به شهرت رساند، تحصيل را رها ساخت و بيشتر به موسيقي پرداخت. رديفها را از خوانندگان قديمي از جمله بديع زاده فرا گرفت و به وسيله همين هنرمند بود که به راديو راه يافت.به صدا و شيوه خوانندگي بديع زاده به خصوص مهرباني و گشاده رويي او علاقه بسياري داشت و بديع زاده هم او را به قدري دوست داشت که داريوش در اواخر جزو افراد خانواده او در آمده بود.
هنر او از درد و تالمات روحي خودش مايه مي گرفت و به خواندن اشعار محلي رغبت زيادي نشان مي داد، صدايش گرفتگي و شور و حال مخصوصي داشت و در آواز تحرير هايش کم بود. در ارکسترها غالبآ ضرب را خودش مي گرفت بنابراين ضرب شناسي اش که شرط اول تصنيف خواندن به خصوص ضربي خواندن است خوب بود.
اگر چه زندگي هنري اش دير نپاييد و در عنفوان جواني چشم از جهان پوشيد ولي آثار زيادي از آهنگهاي محلي و ضربي که خاص او و دوستش "منوچهر همايون پور" بود از وي به يادگار مانده است. داريوش رفيعي داراي صفات عالي انساني و خلق و خوي نجيبانه و بسيار لطيفي بود که از اصالت خانوادگي اش مايه گرفته بود. حضور او و رفتار گرم و صميمانه اش شور و حال خاصي به محفل دوستان مي بخشيد.
متاسفانه ديري نپاييد که در سن 31 سالگي، در 2 بهمن 1337 توفان حوادث و حملات بيماري صعب العلاج کزاز چراغ عمرش را ناباورانه خاموش کرد


 آهنگساز (موسيقي فيلم) بابك بيات

 

بابك بيات متولد 1325 تهران است او يكي از اهنگسازان موسيقي فيلم در ايران محسوب ميشود كه در كنار كار موسيقي فيلم به ساخت موسيقي پاپ نيز مشغول بوده و ميباشد اثار موسيقي فيلم او مانند: مرگ يزگرد و اتوبوس و شايد وقتي ديگر و همچنين عروسي خوبا - كشتي انجليكا - شكار و سريال تلويزيوني سلطان و شبان همگي مورد توجه بوده است بابك بيت جوايزي را نيز از فستيوال سينمايي فجر دريافت كرده است . از اثار مورد توجه او در موسيقي پاپ ميتوان به فرياد زير اب با صداي داريوش اقبالي و همچنين اثار بسيار ديگر اشاره كرد

ارسال شده: دوشنبه ۹ بهمن ۱۳۸۵, ۲:۴۱ ق.ظ
توسط Kingman_62
 آهنگساز (موسيقي راك و پاپ و جاز) واروژ هاخبانديان (واروژان)

 
واروژ هاخبانديان در آذر ماه سال 1315 در تهران متولد شد. او بعد از گذراندن تحصيلات ابتدايي و مقدماتي وارد هنرستان موسيقي شد و پس از پايان دوره هنرستان عالي موسيقي، با بورسيه راديو و تلويزيون عازم آمريكا و فرانسه شد و در آنجا دوره تنظيم‌كنندگي موسيقي را به همراه صدابرداري حرفه‌اي، تكميل كرد و با موفقيت به پايان رساند. او بعد از پايان دوره، به كشور بازگشت و به مدت چهار سال به دليل تعهدي كه به راديو و تلويزيون داشت، در خوزستان به فعاليت پرداخت و بعد از پايان دوره تعهدش به تهران بازگشت و نام هنري واروژان را انتخاب كرد و فعاليت حرفه‌اش را در راديو و تلويزيون ملي و با تنظيم آهنگ براي اركستر آغاز كرد.
آهنگ‌هايي كه واروژان تنظيم آنها را برعهده داشته مي‌توان به <قصه‌دو ماهي>، <من و گنجشك‌هاي خونه>، <ياور هميشه مومن> ، <دست‌هاي تو>، <سقف>، <دو پنجره>، <نمي‌ياد>، <جاده>، <كوير>، <آدما>، <من و تو>، <كوه> و ... اشاره كرد. واروژان با اينكه از حس و تكنيك‌سرشاري براي آهنگسازي بهره‌مند بود، از ترانه‌هاي ماندگاري كه او آهنگسازي آنها را انجام داده مي‌توان به ترانه‌هايي مثل <پل>، <ماه پيشوني>، <خوابم يا بيدارم>، <باوركن>، <همسفر>، <بوي گندم>، <برادر جان>، <گهواره>، <فصل تازه>، <دريايي>، <شب شيشه‌اي>، <حرف>، <اجازه>، <پوست شير>، <كندو>، <بانوي من>، <زائر>، <هفته خاكستري>، <عاشقانه> اشاره كرد.او اولين كسي بود كه موسيقي پاپ نو را وارد سينما كرد. او در فيلم <حسن كچل> ساخته علي حاتمي فضايي متفاوت از موسيقي مرسوم آن زمان را به فيلم تزريق كرد. واروژان كار آهنگسازي 21 فيلم سينمايي را برعهده داشت و برنده جايزه سپاس (جايزه مخصوص بهترين آهنگساز فيلم) در سال 1351 شد.
وي در شهريور ماه سال 1356 ، در استوديو پاپ و در هنگام ضبط موسيقي فيلم <برفراز آسمان‌ها> دچار حمله قلبي شد و سكته كرد و چند روز بعد از آن در بيمارستان و در سن 41 سالگي بسيار غريبانه درگذشت. بسياري از افرادي كه تمامي نام و شهرت خود را مديون او بودند، حتي در مراسم خاكسپاري او حضور نداشتند.



 آهنگساز (موسيقي فيلم) اسفندريار منفرد زاده

 
اسفنديار منفرد زاده متولد 1319 در شهر تهران است او را يكي از تاثيرگذارترين موسيقيدانان بر موسيقي پاپ و موسيقي فيلم ميدانند اثار او بسيار جالب توجه مردم بوده است او اهنگسازي فيلم را در دهه 40 و 50 ادامه داد و در دانشكده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران ثبت نام كرد اما پس از دو سال و نيم تحصيل در اين دانشكده را رها كرد و به برلن و وين سفر كرد و مدت 9 ماه به اموختن موسيقي به ويژه در زمينه اهنگسازي پرداخت اما همچنان در ساخت اهنگهايش از ذهن خود بيشترين بهره را جسته است اثار او برگرفته از ذهن خود اوست و اين اثار را از ديگر اثار به صورتي متمايز ميكند .

منفردزاده اثار زيادي در زمينه موسيقي فيلم ساخته است از جمله موسيقي فيلمهاي: قيصر - داش اكل - رضا موتوري - خداحافظ رفيق - گوزنها - تنگنا و بسياري ديگر بايد اشاره كرد.
وي همكنون در كشور سوئد به سر ميبرد

ارسال شده: یک‌شنبه ۲۹ بهمن ۱۳۸۵, ۲:۲۷ ب.ظ
توسط amirhkh
با سلام

من عکس و بیوگرافی استاد سیاوش زندگانی رو می خوام

ممنون

ارسال شده: چهارشنبه ۲ خرداد ۱۳۸۶, ۱۲:۵۴ ق.ظ
توسط ALIAGHAKHAN
تصویر

پرویز مشکاتیان در 24 ارديبهشت 1334 در نيشابور چشم به جهان گشود. مشكاتيان از 6 سالگي به فراگيری موسيقی پرداخت. از ابتدا علاقه وافری به ساز سنتور پيدا نمود و با آموزش مداوم زیر نظر پدرش، حسن مشكاتيان، قدم در راه بزرگانی چون سماعی و صبا گذاشت. مشكاتيان از كودكی متوجه ارتباط تنگاتنگ ادبيات منظوم ايران با موسیقی ایرانی که جوهره فرهنگ ایرانیان است و نقش بسیار اساسی در پیکره موسیقی سنتی دارد، شد. پرويز مشكاتيان پس از اتمام تحصيلات متوسطه وارد دانشكده هنرهای زيبای دانشگاه تهران شد . رديف عالی موسيقی ايران، رديف آقا ميرزا عبدالله را در دانشگاه نزد استاد فقيد نور علي خان برومند و دكتر داريوش صفوت آموخت. همزمان با اين آموزشها از محضر اساتيد بزرگی چون دكتر محمد تقي مسعوديه ، شادروان عبداله خان دوامی ، شادروان سعيد هرمزی ، شادروان يوسف فروتن نيز بهره گرفت. ضمناً باید اشاره کرد که آقای مشکاتیان در ساز سه تار هم همچون سنتور دارای تبحر می باشند. آلبوم سر عشق با آواز استاد شجریان، نی استاد محمد موسوی و سه تار استاد مشکاتیان که در دستگاه ماهور اجرا شده است نشان دهنده توانایی ایشان در سه تار نوازیست.
مركز حفظ و اشاعه موسيقی، از اواخر دهه پنجاه با هدف آموزش، احیا و رواج سنتهای موسيقی ايرانی بوسيله نورعلی خان برومند و داريوش صفوت، تاسيس و سپس با دعوت از اساتيد بزرگ آن زمان تكميل شد. نقش اين مركز، در پيشرفت موسيقي ملی، غير قابل انكار است بطوريكه بسياری از اساتيد شاخص حال حاضر، پرورش يافته همين مركز بودند.
پرويز مشكاتيان يكي از همين اساتيد است كه فعاليتهای رسمی هنری خود را در زمينه سنتورنوازی، از همين مركز به عنوان سرپرست گروه و استاد سنتور آغاز كرد . پرويز مشكاتيان در آزمون باربد كه ابتكار استاد نور علی خان بر پا شده بود در رشته سنتور به مقام اول با ( پشنگ كامكار ) و در كل آزمون به مقام ممتاز با ( داريوش طلایی ) دست يافت .
وی بعدها به همكاری با گروهی پرداخت كه متشكل بود از: پريسا (آواز)، حسين عليزاده (تار)، محمدعلی كيانی نژاد (نی)، داوود گنجه ای (كمانچه) و محمود فرهمند (تمبك). یکی از آثار این گروه، افسرده حال با شعر بابا طاهر و خوانندگی خانم پریسا بود.
مشكاتيان پس از استعفا از راديو تلويزيون ، به اتفاق چند تن از موسيقيدانان ، موسسه فرهنگی و هنری چاووش را بنياد نهادند . او به عنوان سرپرست گروه و استاد رشته سنتور مشغول خدمت به هنرجويان موسيقي شد . مشكاتيان دارای قريحه ذاتی است ، او به گفته دست اندر كاران موسيقی قدرت فوق العاده ای در تصوير سازی و تبحر زيادی در انواع ريتم و بویژه آهنگسازی روي غزل ها و اشعار مورد علاقه اش دارد . از جمله آهنگ های استاد مشکاتیان می توان به آلبوم آستان جانان به خوانندگی استاد شجریان اشاره کرد. تصنیف شیدایی در این آلبوم از جمله زیباترین کارهای جناب مشکاتیان می باشد.
اصلی ترین فعالیت جناب مشکاتیان در سال های اخیر کنسرت گروه عارف با خوانندگی استاد ناظری می باشد که در سال گذشته در تالار وزارت کشور برگزار شد.