صفحه 2 از 2
ارسال شده: جمعه ۲۸ دی ۱۳۸۶, ۴:۳۹ ب.ظ
توسط ASHK HIKAYESI
Palang mah gerefteh نوشته شده:mahshid-banoo نوشته شده:
نکتۀ دیگر اینکه من با روانشناسی توافق چندانی ندارم و بطریق اولی وقتی موضوع به جهان باطنی (فرد آدمی ) مربوط می شود، بیشتر متمایل به روانکاوی هستم. تفاوت روانشناسی و روانکاوی در این است که اولی خودآگاه را مد نظر قرار می دهد ولی دومی ناخودآگاه را اصل روش روان درمانی خود قرار می داند.
Palang mah gerefteh, جان !
روانکاوی فقط یکی از پنج رهیافت رایج در روانشناسی ( روانکاوی ، پدیدار شناسی ، زیست شناختی ، شناختی و رفتاری ) هست ! یعنی زیر مجموعه ای از این علم هست !

ارسال شده: جمعه ۲۸ دی ۱۳۸۶, ۴:۵۵ ب.ظ
توسط Palang mah gerefteh
ASHK HIKAYESI نوشته شده:Palang mah gerefteh نوشته شده:mahshid-banoo نوشته شده:
نکتۀ دیگر اینکه من با روانشناسی توافق چندانی ندارم و بطریق اولی وقتی موضوع به جهان باطنی (فرد آدمی ) مربوط می شود، بیشتر متمایل به روانکاوی هستم. تفاوت روانشناسی و روانکاوی در این است که اولی خودآگاه را مد نظر قرار می دهد ولی دومی ناخودآگاه را اصل روش روان درمانی خود قرار می داند.
Palang mah gerefteh, جان !
روانکاوی فقط یکی از پنج رهیافت رایج در روانشناسی ( روانکاوی ، پدیدار شناسی ، زیست شناختی ، شناختی و رفتاری ) هست ! یعنی زیر مجموعه ای از این علم هست !

دوست گرامی هدف شما از طرح چنین موضوعی چیست ؟ چه نتیجه ای می خواهید بگیرید؟ و مشکل شما چیست؟
ارسال شده: جمعه ۲۸ دی ۱۳۸۶, ۸:۲۳ ب.ظ
توسط ASHK HIKAYESI
Palang mah gerefteh نوشته شده:ASHK HIKAYESI نوشته شده:Palang mah gerefteh نوشته شده:mahshid-banoo نوشته شده:
نکتۀ دیگر اینکه من با روانشناسی توافق چندانی ندارم و بطریق اولی وقتی موضوع به جهان باطنی (فرد آدمی ) مربوط می شود، بیشتر متمایل به روانکاوی هستم. تفاوت روانشناسی و روانکاوی در این است که اولی خودآگاه را مد نظر قرار می دهد ولی دومی ناخودآگاه را اصل روش روان درمانی خود قرار می داند.
Palang mah gerefteh, جان !
روانکاوی فقط یکی از پنج رهیافت رایج در روانشناسی ( روانکاوی ، پدیدار شناسی ، زیست شناختی ، شناختی و رفتاری ) هست ! یعنی زیر مجموعه ای از این علم هست !

دوست گرامی هدف شما از طرح چنین موضوعی چیست ؟ چه نتیجه ای می خواهید بگیرید؟ و مشکل شما چیست؟
بنده با توجه به نوشته های صفحه ی قبل شما که از روانشناسی کلاسیک حرف زده بودید و همینطور اینکه فرمودید روانکاوی را بیشتر قبول دارید تا روانشناسی کلاسیک بنده این استنباط را کردم که احتمالا این ها را از هم جدا می دانید !!! اگر روانکاوی ذهن نا خودآگاه را مورد مطالعه قرار می دهد ، با توجه به اینکه زیرمجموعه ی علم روانشناسی هست ، پس روانشناسی هم ذهن ناخودآگاه را مطالعه می کند .
تا آن جایی هم که بنده اطلاع دارم ، روانشناسی علمی چیز واحدی هست و مدرن و جدید ندارد ! چون تا آن جایی که بنده اطلاع دارم ، روانشناسی حاصل روش علمی هست و چیز مشخصی هست .
OK ?

ارسال شده: جمعه ۲۸ دی ۱۳۸۶, ۸:۵۳ ب.ظ
توسط Palang mah gerefteh
ASHK HIKAYESI نوشته شده:Palang mah gerefteh نوشته شده:ASHK HIKAYESI نوشته شده:Palang mah gerefteh نوشته شده:mahshid-banoo نوشته شده:
نکتۀ دیگر اینکه من با روانشناسی توافق چندانی ندارم و بطریق اولی وقتی موضوع به جهان باطنی (فرد آدمی ) مربوط می شود، بیشتر متمایل به روانکاوی هستم. تفاوت روانشناسی و روانکاوی در این است که اولی خودآگاه را مد نظر قرار می دهد ولی دومی ناخودآگاه را اصل روش روان درمانی خود قرار می داند.
Palang mah gerefteh, جان !
روانکاوی فقط یکی از پنج رهیافت رایج در روانشناسی ( روانکاوی ، پدیدار شناسی ، زیست شناختی ، شناختی و رفتاری ) هست ! یعنی زیر مجموعه ای از این علم هست !

دوست گرامی هدف شما از طرح چنین موضوعی چیست ؟ چه نتیجه ای می خواهید بگیرید؟ و مشکل شما چیست؟
بنده با توجه به نوشته های صفحه ی قبل شما که از روانشناسی کلاسیک حرف زده بودید و همینطور اینکه فرمودید روانکاوی را بیشتر قبول دارید تا روانشناسی کلاسیک بنده این استنباط را کردم که احتمالا این ها را از هم جدا می دانید !!! اگر روانکاوی ذهن نا خودآگاه را مورد مطالعه قرار می دهد ، با توجه به اینکه زیرمجموعه ی علم روانشناسی هست ، پس روانشناسی هم ذهن ناخودآگاه را مطالعه می کند .
تا آن جایی هم که بنده اطلاع دارم ، روانشناسی علمی چیز واحدی هست و مدرن و جدید ندارد ! چون تا آن جایی که بنده اطلاع دارم ، روانشناسی حاصل روش علمی هست و چیز مشخصی هست .
OK ?

به یک عبارت کلی روانشناسی و روانکاوی، همانطور که پیش از این نیز به آن اشاره کردم، حداقل در زمینۀ بالینی از یکدیگر قابل تفکیک هستند. روانشناسی - روانشناسی من - خود آگاه است یعنی روانشناس سعی می کند روی « من » فرد متقاضی کار کند و « من » او را تقویت کند. ولی در روانکاوی « ضمیر ناخود آگاه » موقعیت مرکزی را اتخاذ می کند. البته در حال حاضر روانشناسی بشکل گسترده از نظریات روانکاوی استفاده می کند ولی از نظر روش کاملا با هم تفاوت دارند.
ولی متأسفانه من بحث شما را در مورد روانشناسی علمی، درک نمی کنم. می دانید تمایلات بسیار زیادی در این زمینه ها وجود دارد و هر روانکاو و روانشناسی برای خودش مکتبی جداگانه اختراع می کند.
از اینکه بگوییم « روانشناسی حاصل روش علمی ست» باز هم مشکلی را حل نمی کند. هرروانشناسی روشهایی را بکار می بندد و بازار بسیار گرم و پر رونقی هم در این زمینه وجود دارد.
البته در روانشناسی روشهایی وجود دارد.. اسمش را می گذاریم روش علمی. ولی به اعتقاد من تصور نمی کنم روش علمی در زمینۀ روانشناسی بتواند در آن حد و حدود روش علمی در فیزیک و شیمی باشد. چونکه ما با یکی از پیچیده ترین موجودی که می تواند وجود داشته باشد روبرو هستیم، یعنی فرد آدمی.
در هر صورت روش علمی یا هر روش دیگری در روانشناسی و یا در روانکاوی مثل علوم دقیقه، امور حتمی نیستند.
ارسال شده: شنبه ۲۹ دی ۱۳۸۶, ۴:۴۸ ب.ظ
توسط ASHK HIKAYESI
Palang mah gerefteh نوشته شده:ASHK HIKAYESI نوشته شده:Palang mah gerefteh نوشته شده:ASHK HIKAYESI نوشته شده:Palang mah gerefteh نوشته شده:mahshid-banoo نوشته شده:
نکتۀ دیگر اینکه من با روانشناسی توافق چندانی ندارم و بطریق اولی وقتی موضوع به جهان باطنی (فرد آدمی ) مربوط می شود، بیشتر متمایل به روانکاوی هستم. تفاوت روانشناسی و روانکاوی در این است که اولی خودآگاه را مد نظر قرار می دهد ولی دومی ناخودآگاه را اصل روش روان درمانی خود قرار می داند.
Palang mah gerefteh, جان !
روانکاوی فقط یکی از پنج رهیافت رایج در روانشناسی ( روانکاوی ، پدیدار شناسی ، زیست شناختی ، شناختی و رفتاری ) هست ! یعنی زیر مجموعه ای از این علم هست !

دوست گرامی هدف شما از طرح چنین موضوعی چیست ؟ چه نتیجه ای می خواهید بگیرید؟ و مشکل شما چیست؟
بنده با توجه به نوشته های صفحه ی قبل شما که از روانشناسی کلاسیک حرف زده بودید و همینطور اینکه فرمودید روانکاوی را بیشتر قبول دارید تا روانشناسی کلاسیک بنده این استنباط را کردم که احتمالا این ها را از هم جدا می دانید !!! اگر روانکاوی ذهن نا خودآگاه را مورد مطالعه قرار می دهد ، با توجه به اینکه زیرمجموعه ی علم روانشناسی هست ، پس روانشناسی هم ذهن ناخودآگاه را مطالعه می کند .
تا آن جایی هم که بنده اطلاع دارم ، روانشناسی علمی چیز واحدی هست و مدرن و جدید ندارد ! چون تا آن جایی که بنده اطلاع دارم ، روانشناسی حاصل روش علمی هست و چیز مشخصی هست .
OK ?

به یک عبارت کلی روانشناسی و روانکاوی، همانطور که پیش از این نیز به آن اشاره کردم، حداقل در زمینۀ بالینی از یکدیگر قابل تفکیک هستند. روانشناسی - روانشناسی من - خود آگاه است یعنی روانشناس سعی می کند روی « من » فرد متقاضی کار کند و « من » او را تقویت کند. ولی در روانکاوی « ضمیر ناخود آگاه » موقعیت مرکزی را اتخاذ می کند. البته در حال حاضر روانشناسی بشکل گسترده از نظریات روانکاوی استفاده می کند ولی از نظر روش کاملا با هم تفاوت دارند.
ولی متأسفانه من بحث شما را در مورد روانشناسی علمی، درک نمی کنم. می دانید تمایلات بسیار زیادی در این زمینه ها وجود دارد و هر روانکاو و روانشناسی برای خودش مکتبی جداگانه اختراع می کند.
از اینکه بگوییم « روانشناسی حاصل روش علمی ست» باز هم مشکلی را حل نمی کند. هرروانشناسی روشهایی را بکار می بندد و بازار بسیار گرم و پر رونقی هم در این زمینه وجود دارد.
البته در روانشناسی روشهایی وجود دارد.. اسمش را می گذاریم روش علمی. ولی به اعتقاد من تصور نمی کنم روش علمی در زمینۀ روانشناسی بتواند در آن حد و حدود روش علمی در فیزیک و شیمی باشد. چونکه ما با یکی از پیچیده ترین موجودی که می تواند وجود داشته باشد روبرو هستیم، یعنی فرد آدمی.
در هر صورت روش علمی یا هر روش دیگری در روانشناسی و یا در روانکاوی مثل علوم دقیقه، امور حتمی نیستند.
روانشناسی بالینی ( کلینیکی ) باز هم چیز جدا و مستقلی نیست ! بلکه یکی از گرایش های روانشناسی مثل سایر گرایشها ( مشاوره ، رشد ، تربیتی و ... ) می باشد که البته طبیعیست در روال درمانش کمی متفاوت عمل کند . ( مثلا درمانگر به هنگام مصاحبه با مراجع از شیوه پرسش های باز و هدایت نشده استفاده می کند و « مراجع محور » عمل می کند )
همه ی این شیوه ها تفاوت هایی دارند ولی چیز جدایی نیستند .
اما درباره ی روانشناسی علمی :
اینکه هر کسی برای خودش مکتبی اختراع می کند ، برای اینکه در مجامع علمی جهانی پذیرفته شود ، باید از یک سری اصول علمی پیروی کنند . این اصول معمولا در واحد « روش های تحقیق در روانشناسی و علوم تربیتی » مطرح می شوند . اصول تحقیقی مثل : نمونه گیری صحیح ، عدم دخالت نظر شخصی ، تحقیق آزمایشی ، نیمه آزمایشی ، شبه آزمایشی ، تحقیقات زمینه یابی ، پیمایشی ، زمینه یابی و ... . محقق باید از روی این شیوه ها جلو رفته و به نتایج دست پیدا کند . برای اینکه یافته های تحقیقات هم معتبر باشد و به شیوه ای درست پیش رود از نوعی نقشه به نام PROPOSAL یا طرح تحقیق ( که با خود تحقیق متفاوت هست ) استفاده می شود . در واقع پروپوزال نقشه ی تحقیق هست . ( مثل ساختمان که قبل از درست کردنش نقشه اش تهیه می شود )
همانطوری هم که فرمودید یافته های روش علمی مطلق نیستند ، بلکه با درصدی از اطمینان یافته ها را تایید یا رد می کنند که البته حتما هم تایید می کنید که این عدم مطلق بودن هرگز دلیلی بر عدم استفاده از آن نیست .

ارسال شده: شنبه ۲۹ دی ۱۳۸۶, ۶:۰۸ ب.ظ
توسط Palang mah gerefteh
ASHK HIKAYESI نوشته شده:Palang mah gerefteh نوشته شده:ASHK HIKAYESI نوشته شده:Palang mah gerefteh نوشته شده:ASHK HIKAYESI نوشته شده:Palang mah gerefteh نوشته شده:mahshid-banoo نوشته شده:
نکتۀ دیگر اینکه من با روانشناسی توافق چندانی ندارم و بطریق اولی وقتی موضوع به جهان باطنی (فرد آدمی ) مربوط می شود، بیشتر متمایل به روانکاوی هستم. تفاوت روانشناسی و روانکاوی در این است که اولی خودآگاه را مد نظر قرار می دهد ولی دومی ناخودآگاه را اصل روش روان درمانی خود قرار می داند.
Palang mah gerefteh, جان !
روانکاوی فقط یکی از پنج رهیافت رایج در روانشناسی ( روانکاوی ، پدیدار شناسی ، زیست شناختی ، شناختی و رفتاری ) هست ! یعنی زیر مجموعه ای از این علم هست !

دوست گرامی هدف شما از طرح چنین موضوعی چیست ؟ چه نتیجه ای می خواهید بگیرید؟ و مشکل شما چیست؟
بنده با توجه به نوشته های صفحه ی قبل شما که از روانشناسی کلاسیک حرف زده بودید و همینطور اینکه فرمودید روانکاوی را بیشتر قبول دارید تا روانشناسی کلاسیک بنده این استنباط را کردم که احتمالا این ها را از هم جدا می دانید !!! اگر روانکاوی ذهن نا خودآگاه را مورد مطالعه قرار می دهد ، با توجه به اینکه زیرمجموعه ی علم روانشناسی هست ، پس روانشناسی هم ذهن ناخودآگاه را مطالعه می کند .
تا آن جایی هم که بنده اطلاع دارم ، روانشناسی علمی چیز واحدی هست و مدرن و جدید ندارد ! چون تا آن جایی که بنده اطلاع دارم ، روانشناسی حاصل روش علمی هست و چیز مشخصی هست .
OK ?

به یک عبارت کلی روانشناسی و روانکاوی، همانطور که پیش از این نیز به آن اشاره کردم، حداقل در زمینۀ بالینی از یکدیگر قابل تفکیک هستند. روانشناسی - روانشناسی من - خود آگاه است یعنی روانشناس سعی می کند روی « من » فرد متقاضی کار کند و « من » او را تقویت کند. ولی در روانکاوی « ضمیر ناخود آگاه » موقعیت مرکزی را اتخاذ می کند. البته در حال حاضر روانشناسی بشکل گسترده از نظریات روانکاوی استفاده می کند ولی از نظر روش کاملا با هم تفاوت دارند.
ولی متأسفانه من بحث شما را در مورد روانشناسی علمی، درک نمی کنم. می دانید تمایلات بسیار زیادی در این زمینه ها وجود دارد و هر روانکاو و روانشناسی برای خودش مکتبی جداگانه اختراع می کند.
از اینکه بگوییم « روانشناسی حاصل روش علمی ست» باز هم مشکلی را حل نمی کند. هرروانشناسی روشهایی را بکار می بندد و بازار بسیار گرم و پر رونقی هم در این زمینه وجود دارد.
البته در روانشناسی روشهایی وجود دارد.. اسمش را می گذاریم روش علمی. ولی به اعتقاد من تصور نمی کنم روش علمی در زمینۀ روانشناسی بتواند در آن حد و حدود روش علمی در فیزیک و شیمی باشد. چونکه ما با یکی از پیچیده ترین موجودی که می تواند وجود داشته باشد روبرو هستیم، یعنی فرد آدمی.
در هر صورت روش علمی یا هر روش دیگری در روانشناسی و یا در روانکاوی مثل علوم دقیقه، امور حتمی نیستند.
روانشناسی بالینی ( کلینیکی ) باز هم چیز جدا و مستقلی نیست ! بلکه یکی از گرایش های روانشناسی مثل سایر گرایشها ( مشاوره ، رشد ، تربیتی و ... ) می باشد که البته طبیعیست در روال درمانش کمی متفاوت عمل کند . ( مثلا درمانگر به هنگام مصاحبه با مراجع از شیوه پرسش های باز و هدایت نشده استفاده می کند و « مراجع محور » عمل می کند )
همه ی این شیوه ها تفاوت هایی دارند ولی چیز جدایی نیستند .
اما درباره ی روانشناسی علمی :
اینکه هر کسی برای خودش مکتبی اختراع می کند ، برای اینکه در مجامع علمی جهانی پذیرفته شود ، باید از یک سری اصول علمی پیروی کنند . این اصول معمولا در واحد « روش های تحقیق در روانشناسی و علوم تربیتی » مطرح می شوند . اصول تحقیقی مثل : نمونه گیری صحیح ، عدم دخالت نظر شخصی ، تحقیق آزمایشی ، نیمه آزمایشی ، شبه آزمایشی ، تحقیقات زمینه یابی ، پیمایشی ، زمینه یابی و ... . محقق باید از روی این شیوه ها جلو رفته و به نتایج دست پیدا کند . برای اینکه یافته های تحقیقات هم معتبر باشد و به شیوه ای درست پیش رود از نوعی نقشه به نام PROPOSAL یا طرح تحقیق ( که با خود تحقیق متفاوت هست ) استفاده می شود . در واقع پروپوزال نقشه ی تحقیق هست . ( مثل ساختمان که قبل از درست کردنش نقشه اش تهیه می شود )
همانطوری هم که فرمودید یافته های روش علمی مطلق نیستند ، بلکه با درصدی از اطمینان یافته ها را تایید یا رد می کنند که البته حتما هم تایید می کنید که این عدم مطلق بودن هرگز دلیلی بر عدم استفاده از آن نیست .

این مطالبی که شما دربارۀ روانشناسی علمی نوشته اید، مربوط است به حوزۀ روانشناسی که با روانکاوی یک میلیون سیصد و هشتاد و پنج کیلومتر فاصله دارد. البته همانطور که خودتان نوشته اید، روشن است که چه در روانشناسی و چه در روانکاوی قاعده و قانونی وجود دارد. ولی آنچه که در کابینه ها می گذرد ، قاعده و قانون همان فرد روانشناس و یا روانکاو است. در روانکاوی یک قاعده وجود دارد و آنهم قاعده ای ست که به آن قاعدۀ طلایی می گویند که عبارت است از بزبان آوردن هر چیزی که بفکر «تحلیل گر » در جلسات روانکاوی در حضور روانکاو مسترد می شود(یعنی فردی که متقاضی روان درمانی به شیوۀ روانکاوی ست). ستون اصلی این روش نیز « اعتماد قلبی » یا « انتقال قلبی» که برخی آنرا بشکل « انتقال» بکار می برند.
البته مسائل و مشکلات روانکاوی یک بحث دیگری ست.
ارسال شده: یکشنبه ۳۰ دی ۱۳۸۶, ۱۰:۲۰ ق.ظ
توسط hadi2901
سلام دوستان و متخصصين محترم
ضمن تشکر از نظرات و مباحث شما عزيزان بايد بگويم که من در مورد بعضي از مباحث شما سر در نمياورم يعني علم و تخصص آن راندارم ولي در جواب سوال بعضي از دوستان عزيز اولا بگويم که من همسرم را واقعا دوست دارم يعني از صميم قلب و مي دانم او هم مرا دوست دارد ثانيا من نگفتم هيچ مشکلي نداريم من گفتم مشکل خاصي در زندگي نداريم يعني مشکلات بزرگ و غير قابل حلي نيست که باعث دردهاي عصبي و افسردگي او شود همانطور که گفتم چون خيلي حساس است حتي در مورد کوچکترين بحثي که در مورد او هم نبوده ناراحت مي شود ولي دائمي نيست و زودگذر است يعني نمي توان گفت که او بيماري افسرگي و يا عصبي دارد و خيلي روزها شاد و سرزنده است البته من خيلي با او در مورد اين مسائل صحبت کردم و خيلي بهتر شده ودرحال حاضر تنها مشکلي که اذيتش مي کنه درد شانه هاي اوست که با احترام به نظرات شما دوستان و راهنمائي آقاي دکتر اخوان تصميم گرفتيم که همان راه درمان پزشک ارتوپد خودشو انجام بده انشااله که زود خوب بشه . راستي بايد بگويم که من اين موضوع رو توي تاپپيک پزشکي هم مطرح کرده که نمي دانم چرا حذف شده است .ببخشيد يه سوال ديگه: چون خانم من در آستانه حاملگي است مي خوام بدونم آيا اين قرص هاي ضد التهاب براي او ضرر نداره؟ بازم ممنون و متشکرم
ارسال شده: یکشنبه ۳۰ دی ۱۳۸۶, ۱۱:۴۶ ق.ظ
توسط Dr.Akhavan
hadi2901, عزیز
در مورد حاملگی و منع مصرف باید بگم که با توجه به نوع دارو - بهتر است با خود پزشک مشورت کنید و حتما بهش بگید.
در مورد سوال که مفصل اکرومیوکلاویکولار که حرکت ندارد- کاملا درست است که حرکت ندارد ولی حرکت زیاد تاندونها روی ان باعث ایجاد بورسیت و التهاب مفصل کناریش ( که همین مفصل است) میشود.
در مورد بقیه دوستان خواهش میکنم مسایل روا نشناسی را در تایپیک جدا مطرح کنید.و جایش در این تایپیک نیست
ارسال شده: یکشنبه ۳۰ دی ۱۳۸۶, ۱۲:۲۸ ب.ظ
توسط Palang mah gerefteh
hadi2901 نوشته شده:سلام دوستان و متخصصين محترم
ضمن تشکر از نظرات و مباحث شما عزيزان بايد بگويم که من در مورد بعضي از مباحث شما سر در نمياورم يعني علم و تخصص آن راندارم ولي در جواب سوال بعضي از دوستان عزيز اولا بگويم که من همسرم را واقعا دوست دارم يعني از صميم قلب و مي دانم او هم مرا دوست دارد ثانيا من نگفتم هيچ مشکلي نداريم من گفتم مشکل خاصي در زندگي نداريم يعني مشکلات بزرگ و غير قابل حلي نيست که باعث دردهاي عصبي و افسردگي او شود همانطور که گفتم چون خيلي حساس است حتي در مورد کوچکترين بحثي که در مورد او هم نبوده ناراحت مي شود ولي دائمي نيست و زودگذر است يعني نمي توان گفت که او بيماري افسرگي و يا عصبي دارد و خيلي روزها شاد و سرزنده است البته من خيلي با او در مورد اين مسائل صحبت کردم و خيلي بهتر شده ودرحال حاضر تنها مشکلي که اذيتش مي کنه درد شانه هاي اوست که با احترام به نظرات شما دوستان و راهنمائي آقاي دکتر اخوان تصميم گرفتيم که همان راه درمان پزشک ارتوپد خودشو انجام بده انشااله که زود خوب بشه . راستي بايد بگويم که من اين موضوع رو توي تاپپيک پزشکي هم مطرح کرده که نمي دانم چرا حذف شده است .ببخشيد يه سوال ديگه: چون خانم من در آستانه حاملگي است مي خوام بدونم آيا اين قرص هاي ضد التهاب براي او ضرر نداره؟ بازم ممنون و متشکرم
دوست گرامی hadi 2901 من از هم اکنون به شما تبریک می گویم چرا که بزودی به مقام پدر طبیعی یک کودک نائل خواهید آمد و امید وارم که در اتخاذ موقعیت « پدر قانونی و فرهنگی» نیز پیروز و موفق باشید. این گفتگو و پدر شدن شما موجب شد که یکی از کارهایی را که نا تمام رها کرده بودم به یاد بیاورم. این کار مربوط بود به عقدۀ اودیپ.
البته در حال حاضر هیچ قاعده و قانون خاصی برای پدر و مادر شدن وجود ندارد، و زوجها می توانند بچه دار شوند. ولی من اگر رئیس جمهور می شدم حتما قانونی را به تصویت می رساندم که حداقل زوجها یک دورۀ شش ماهه کارآموزی ببینند. و آموزش عقدۀ اودیپ را اجباری می ساختم.
بهر حال اگر فرصتی پیدا کنم یک تاپیک مخصوص آموزش عقدۀ ادیپ در این سایت در بخش روانشناسی ایجاد خواهم کرد و شما می توانید بر اساس فرصتهایی که پیدا می کنید به آن نگاه کنید.
در مورد پرسش آخری شما، البته پرسشی ست که مربوط به حوزۀ پزشکی می شود و خصوصا پرسشی ست که مربوط به پزشک معالج همسر شما می شود. البته من پزشک نیستم ولی می دانم که اغلب این قرصهای ضد التهاب در ترکیباتشان از مواد مخدر استفاده می کنند. البته باید بشکل دقیقتری موضوع بر رسی شود. ولی من اگر بجای شما بودم و اگر در ترکیبات قرص مواد مخدر پیدا می کردم، مانع استفاده از آن برای همسرم می شدم، خصوصا در دوران حاملگی. البته مواردی از این قبیل وجود دارد و مادر بیمار است . من شخصا به این موضوع حساسیت خاصی دارم چونکه من وقتی در رحم مادرم بودم ، او بیمار بود و حتی وضع بشکلی بود که پس از بدنیا آمدن من، مادرم را باید فورا عمل جراحی می کردند و من مدتها از مادرم از همان اوّل محروم بودم. و چنین واقعه ای نتایج مابعدی در زندگی ام داشت که از شرح ماجراهای کشف آنها می گذرم.
به همین علت چند وقت پیش وقتی خانم جوانی در ایران پنج قلو زاییده بود، در روزنامه ها اعلام کردند و نوشته بودند که به دلایلی پزشکان تصمیم گرفتند که بچه ها را به بیمارستانهای مختلفی منتقل کنند. یعنی بچه را از مادر جدا کرده بودند. با خواندن چنین خبری بود که من قویا نسبت به چنین راهکاری اعتراض کردم. چونکه این پزشکها گاهی گداری خیلی تکنوکراتیک فکر می کنند . و نمی توانند تصور کنند که جدا کردن کودک از مادر چه عواقب جراحت بار بشکل مابعدی می تواند در بر داشته باشد.
ارسال شده: یکشنبه ۳۰ دی ۱۳۸۶, ۱۲:۲۹ ب.ظ
توسط ASHK HIKAYESI
Dr.Akhavan نوشته شده:hadi2901, عزیز
در مورد بقیه دوستان خواهش میکنم مسایل روا نشناسی را در تایپیک جدا مطرح کنید.و جایش در این تایپیک نیست
چشم قربان !

هدف فقط رفع یک سوتفاهم بود

ارسال شده: دوشنبه ۱ بهمن ۱۳۸۶, ۱۰:۴۵ ق.ظ
توسط hadi2901
باسلام مجدد
فقط مي خوام از آقاي دکتر و ديگر دوستان بخاطر نظرات و راهنمائي هايشان تشکر و قدرداني کنم و عذرخواهي از اينکه وقت گرانبهاتونو در اختيار من گذاشتيد و واقعا خيلي خوشحالم که عضو اين سايت و اين خانواده هستم و از اطلاعات سايت خيلي بهره مند شده ام و با وجود اينهمه دوست و راهنما ديگر خودمو تنها نمي بينم . واقعا ممنونتونم عزيزان
