صفحه 2 از 7
ارسال شده: شنبه ۲۰ خرداد ۱۳۸۵, ۷:۰۱ ق.ظ
توسط sara
akhavan_a, ممنون از مطالب مفيدتون

تغییرات هورمونی مهمترین دلیل افسردگی پس از زایمان است
ارسال شده: چهارشنبه ۲۱ تیر ۱۳۸۵, ۱۰:۳۲ ب.ظ
توسط Dr.Akhavan
تغییرات هورمونی مهمترین دلیل افسردگی پس از زایمان است
دكتر King متخصص روانپزشكی در این باره اعلام كرد: گریه كردنهای پیاپی، بیخوابی و یا بیدار شدنهای متعدد در طول شب، احساس بیكفایتی و غم و اندوه بدون دلیل، احساس طرد شدن از سوی همسر وعزیزان و تمایل به خودكشی جزء احساساتی هستند كه ۶۵ درصد زنان پس از زایمان حداقل یكی از آنان را تجربه میكنند.
به عقیده دكتر King، بی تجربگی در برخورد با نوزاد تازه متولد شده نیز جزء دیگر دلایلی است كه باعث بروز اضطراب و كاهش انرژی در مادران جوان میشود.
این متخصص روانپزشكی، دیدار با دوستان مورد اعتماد، شركت در اجتماعات كوچك خانوادگی و خصوصا برقراری تعامل مناسب با همسر را از جمله روشهای مناسب در كاهش علائم افسردگی پس از زایمان دانست و خاطرنشان كرد: هورمونهای بدن مادر حداكثر تا ۳ ماه پس از تولد كودك به وضعیت طبیعی بر میگردند پس باید در ۳ ماهه نخست زندگی كودك به علامت مادر نیز توجه كافی مبذول داشت
افراد خوشبین كمتر دچار افسردگی و اضطراب میشوند
ارسال شده: چهارشنبه ۲۱ تیر ۱۳۸۵, ۱۰:۳۵ ب.ظ
توسط Dr.Akhavan
خوشبین كمتر دچار افسردگی و اضطراب می
آفتاب - دكترسید مجتبی یاسینی اردكانی در اظهار كرد: صفت بدبینی و خوشبینی حاصل ارتباطات و تعاملات فرد از زمان طفولیت است، بدین معنا كه كودك در سال اول زندگی در مرحله اعتماد در برابر بیاعتمادی قرار میگیرد كه شكلگیری این حالت توسط مادر كودك بوجود میآید. به عبارتی اگر نیازهای اولیه كودك از طرف مادر ارضاء شود، كودك حس اعتماد به نفس بیشتری پیدا میكند و به نوعی حس خوشبینی در فرد شكل می گیرد و در صورت عدم ارضای نیازها، كودك در برخورد با دیگران با بیاعتمادی رفتار میكند، كه نتیجه آن ایجاد نوعی بدبینی در كودك است.
وی صفت خوشبینی را سرمایه با ارزشی دانست كه در جوهر وجودی هر فرد وجود دارد و در صورت تشخیص و شناخت شرایط و محیط اطراف، امكان بروز پیدا میكند.
دكتر یاسینی توصیه كرد: این سرمایه وجودی انسانها باید براساس شناخت افراد و جامعه مورد نظر توسعه یابد. به عنوان مثال در جامعهای كه حمایت، صداقت و صمیمت و درستكاری حاكم باشد، بروز چنین صفتی قطعاً به فرد كمك میكند تا دوستان و همكاران بیشتری داشته باشد و نیز از سلامت روحی بیشتری برخوردار گردد و برعكس در جامعهای كه افراد آن بیشتر به فكر خودشان باشند و حمایتهای افراد از یكدیگر كمتر باشد، طبیعتاً خوشبین بودن آسیبپذیر خواهد بود.
وی یادآور شد: درصورتی كه شناخت فرد از افراد جامعه، شناختی مثبت و درستی نباشد، فرد بایست با احتیاط بیشتری برخورد كرده و نگرش خود را تغییر بدهد.
عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشكی یزد متذكر شد: با سوق دادن افراد جامعه به طرف نوع دوستی و نیز افزایش احساس مسؤولیت افراد به یكدیگر و همچنین حاكم بودن ارزشهای اخلاقی در جامعه، میتوان از نهایت خوش بینی در ارتباطات اجتماعی استفاده كرد.
وی خاطرنشان كرد: حاكمیت ارزشهای اخلاقی مثبت و خوشبینی در جامعه موجب میشود افراد ضمن احساس رضایت از یكدیگر، عملكردهای شخصی و اجتماعی مثبت از خود بروز دهند.
وی با بیان این كه خوشبینی یك صفت مثبت است، تصریح كرد: استفاده از این صفت میبایست به اندازه متعارف باشد و استفاده بیش از حد از صفت خوشبینی و یا بدبینی گونهای از بیماری است كه میتواند ناراحتیهای روحی و عصبی و نیز جو بیاعتمادی را در جامعه گسترش دهد.
در پایان نیز دكتر یاسینی در مزیت خوشبینی در زندگی روزمره عنوان داشت: افراد خوشبین امیدوارتر و دارای انرژی روحی و روانی و حتی جسمانی بیشتر هستند. این افراد ضمن برخورداری از شوق و انگیزه حركتی افزونتر از اضطراب و افسردگی روزانه كمتری برخوردار هستند.
خانم ها و افسردگي: درك شكاف ميان خانمها و آقايون
ارسال شده: جمعه ۲۴ شهریور ۱۳۸۵, ۸:۰۸ ب.ظ
توسط Dr.Akhavan
ها و افسردگي: درك شكاف ميان خانمها و آقايون
خانواده، شغل، کنار آمدن با عادت ماهانه، بارداری، یائسگی. یک خانم با مسائل بیشماری روبروست و باید هر کدام از آنها را کنترل کند. اما یکی از این مواردی که به هر حال یک روز با آن مواجه خواهید شد: افسردگی است.
تقریبا زنان دو برابر بیشتر از مردها در مراحل مختلف زندگی، دچار افسردگی میشوند. عامل این اختلاف چه چیز می تواند باشد؟
عوامل بیولوژیکی، روانی و فرهنگی می تواند ریسک خانم ها در ابتلا به افسردگی را افزایش دهد. در این قسمت می خواهیم مروری داشته باشیم بر روی اینکه عوامل بالا چگونه می توانند استعداد ابتلا به این بیماری را افزایش دهند.
عوامل بیولوژیکی دخیل در افسردگی
بدن خانم ها به خودی خود به افزایش افسردگی کمک می کند. دلیلش این است که هورمون ها تاثیر مستقیمی بر روی حالات و رفتارهای بانوان در مراحل مختلف زندگی می گذارند. در حقیقت پیش از اینکه دخترها و پسرها به سن بلوغ برسند، میزان افسردگی در هر دوی آنها به یک اندازه است. و تنها پس از بلوغ است که اختلاف میان نارسایی های مربوط به افسردگی، در آنها به طور مشهود، قابل تشخیص می شود. برای مثال، دختری که به سن 15 سالگی می رسد دو برابر پسرها در همین سن احتمال ابتلا به افسردگی دارد.
به این دلیل که بیماری از آغاز سن بلوغ شروع می شود و پس از یائسگی تقریبا متوقف می شود، برخی از پژوهشگران بر این باورند که ترشحات هورمونی می توانند ریسک ابتلا به افسردگی را در بانوان افزایش دهند. از سوی دیگر بلوغ با علائم دیگری نظیر پدیدار شدن میل جنسی، و عینی شدن هویت، مشاجره با والدین و برخی انتظارات نابجای اجتماعی همراه است که همه و همه دست به دست هم داده و میزان افسردگی را بالا می برند. این ناهنجاری های روانی- اجتماعی به دلیل فعل و انفعالات هورمونی بروز می کنند و حاصل آن چیزی نیست جز افسردگی.
نواسانات شدید هورمونی می تواند تاثیر شگرفی بر زندگی بانوان داشته باشد. با توجه به تاثیری که بر روی زندگی شخصی، اقتصادی و در ارتباط با دیگران می گذارند، خانم ها خیلی بیشتر از آقایون در معرض ابتلا به افسردگی قرار می گیرند. در این قسمت نگاهی داریم به چگونگی تاثیر این عوامل بر روی افسردگی بانوان.
مشکلات پیش از قاعدگی
بیشتر خانم ها با مشکلات فیزیکی و احساسی که پیش از شروع قاعدگی دچار آن می شوند، آشنا هستند. این مشکلات عبارتند از: نفخ شکم، احساس درد و شکنندگی سینه ها، سر درد، استرس، زود رنجی و سایر نشانه های جسمی و روحی پیش از قاعدگی (PMS). اگرچه این علائم برای عده زیادی از خانم ها موقتی و زودگذر می باشند، اما درصد کوچکی از خانم ها نیز هستند که این نشانه ها در آنها به حادترین شکل ممکن، مانند افسردگی و نا امیدی بروز می کند. این امر باعث نابود شدن زندگی، حرفه و روابطشان با سایر افراد می شود. این حالت پریشانی پیش از قاعدگی (PMDD) نام دارد و نیازمند درمان از طریق هورمون و یا داروهای ضد افسردگی است.
هر چند تاکنون ارتباط بین افسردگی و پیش قاعدگی به طور کامل شناسایی نشده است، برخی محققین معتقدند که تغییرات دوره ای استروژن، پروژسترون و سایر هورمون ها می توانند بر روی عملکرد مغز به ویژه سروتونین (قسمتی از مغز که مامور کنترل حالات و خلق و خوی آدمی است) تاثیر منفی بگذارد. سایر پژوهش ها گویای این امر هستند که اندروژن و هورمون مردانه تستسترون که به طور طبیعی در خانم ها نیز ترشح می شود، نقش لاینفکی در این قضیه دارند. معذلک به این دلیل که تغییرات هورمونی در تمام خانم ها صورت می پذیرد و تنها گروه های خاصی از آنها دچار افسردگی می شوند ما نمی توانیم تغییرات هورمونی را تنها عامل بروز افسردگی بدانیم؛ مسائل ژنتیکی و وراثتی و دلایل بیشمار دیگری نیز در این امر دخیل هستند.
بارداری
بارداری به نوبه خود باعث بروز افسردگی نمی شود. اما روند چشمگیر تغییر هورمون ها که در دوران بارداری همراه با کارهای خانه و بیرون و روابط مختلف ایجاد می شود؛ که می تواند مستقیما سبب بروز افسردگی شود. برخی دیگر از دلایلی که می توانند شما را در دوران بارداری به سمت افسردگی بکشانند عبارتند از: افسردگی های قبلی مانند (PMDD)، دعواهای خانوادگی، فقدان حمایت اجتماعی، و احساس دل نگرانی در مورد امر بارداری. موضوعات دیگری که حول محور بارداری وجود دارد نظیر: ناباروری، سقط جنین و یا حاملگی ناخواسته نیز جزء عواملی به شمار می روند که افسردگی را افزایش خواهند داد.
تشخیص افسردگی در زمان بارداری معمولا کار دشواری است، چراکه علائم آن با تغییرات طبیعی این دوران همخوانی دارد. از جمله این تغییرات می توان به تغییر ذائقه، خستگی، از خواب پریدن های مکرر و تغییر در خواست های جنسی بیمار اشاره کرد.
افسردگی پس از وضع حمل
هر چند یک نوزاد جدید می تواند خیلی جالب و سرگرم کننده باشد، اما تقریبا در حدود نیمی از خانم ها پس از به دنیا آمدن فرزندشان احساس ناراحتی، خشم و زود رنجی و تحریک پذیری شدیدی می کنند. این نوع احساسات کاملا طبیعی بوده و تقریبا در حدود یک تا دو هفته پس از وضع حمل از بین می روند. اما اگر اینچنین نشد و علائم خیلی حاد شدند؛ مثلا تا آنجا پیش رفت که شما دچار: ناتوانی در مراقبت از کودک، احساس استرس و اضطراب، اعتماد به نفس پایین، آشفتگی و بی قراری، فکر خودکشی شدید، بدون شک دچار افسردگی پس از وضع حمل هستید. این بیماری یک مورد کاملا جدی است که نیازمند درمان و معالجه فوری می باشد. این بیماری به دلیل نوزاد نورسیده شما ایجاد نشده است، بلکه دلیل اصلی ان نواسانات هورمونی است که تاثیر مستقیم بر روی حالات و خلق و خوی شما می گذارد.
یائسگی و پیش یائسگی
ریسک افسردگی در زمان یائسگی به دلیل بروز نواسانات بیش از اندازه در سطح هورمون ها، و همینطور پس از یائسگی به دلیل کاهش بیش از اندازه سطح هورمون استروژن افزایش پیدا می کند. البته بسیاری از خانم ها با اینکه دچار علائم ناخوشایند دوران یائسگی می شوند بازهم مبتلا به افسردگی نمی شوند، اما برای خانم هایی که برای مدت زمان زیادی در خوابیدن مشکل پیدا می کنند و یا سابقه قبلی این بیماری را داشته اند ریسک بالایی در ابتلا به افسردگی وجود دارد. بیرون آوردن کامل رحم نیز که در نهایت منجر به یائسگی می شود سبب بروز علائم حادتر و در آخر افسردگی می شود.
عوامل اجتماعی و فرهنگی دخیل در افسردگی
افسردگی در خانم ها تنها مربوط به دلایل زیست شناختی و بیولوژیکی نمی شود. استرس های ناشی از زندگی اجتماعی و فرهنگی نیز نقش مهمی را در این زمینه بازی می کنند. هر چند آقایون نیز تحت فشار چنین استرس هایی قرار دارند، اما باز هم میزان این فشار در خانم ها بیشتر است. به عنوان مثال اکثراً خانم ها باید بار مسئولیت خانه و محیط کار را با هم به دوش کشند. خانم ها معمولا درآمد های پایین تری نسبت به آقایون دارند، به تنهایی از فرزندان خود مراقبت می کنند و سابقه آزار و اذیت جنسی را نیز تجربه کرده اند، که همه این موارد منجر به ایجاد افسردگی در فرد می شوند، به ویژه در خانم هایی که قبلا پیشینه این بیماری را داشته اند.
قدرت و شرایط نابرابر
به طور معمول خانم ها در آمد کمتری نسبت به آقایون دارند. شرایط نامساعد اقتصادی آنها را دچار استرس می کند، اغلب نگران آینده هستند و همین امر باعث می شود تا کمتر در متن جامعه قرار بگیرند و دسترسی کمتری به مداوای پزشکی داشته باشند. درصد کمی از خانم ها نیز از استرسی که تبعیض نژادی به آنها می دهد، رنج می برند. این مقوله، احساسی به شما می دهد که گویا هیچ گونه کنترلی بر روی زندگی خود ندارید. این امر شما را به سمت نافعالی جنسی، منفی گرایی و فقدان اعتماد به نفس سوق می دهد که تمام موارد در نهایت منجر به افسردگی می شوند.
فشار کاری
خانم هایی که در خارج از خانه کار می کنند باز هم کارهای زیادی در خانه برای انجام دادن دارند. به این معنا که در طول هفته ساعات بیشتری را نسبت به آقایون، صرف برآورده کردن خواست های دیگران می کنند. بسیاری از خانم هایی که به تنهایی در حال بزرگ کردن فرزندانشان هستند، گاهی اوقات مجبور می شوند چندین شغل را با هم انجام دهند تا مخارج خانواده درآید؛ این کار باعث افزایش چالش ها و استرس های یک خانم می شود. برخی از خانم ها نیز باید هم از فرزندان نوجوان و جوان خود مراقبت کنند هم از افراد مسن و از کار افتاده فامیل. این امر شما را حتما به سوی افسردگی سوق خواهد داد.
سوء استفاده های جسمی و جنسی
خانم هایی که در معرض تجاوز قرار گرفته اند و یا در کودکی آزار و اذیت شده اند، در معرض خطر افسردگی قرار دارند. خانم هایی که در زمان نوجوانی و جوانی مورد آزار و اذیت جنسی قرار گرفتنه اند نیز ریسک بالاتری در ابتلا به افسردگی دارند. هر چند سوء استفاده های جنسی در مردان و پسرهای جوان نیز مشاهده می شود، اما شیوع آن در بانوان و دخترها خیلی بیشتر است. همچنین خانم هایی که در بزرگسالی متحمل آزار و اذیت جسمانی، احساسی و یا جنسی شده اند، باز هم دچار افسردگی میشوند.
مداوای افسردگی
بدون توجه به این مطلب که دلیل قطعی افسردگی چیست، خانم ها نسبت به آقایون، علائم متفاوتی را بروز می دهند از جمله: احساس گناه بیشتر، اضطراب، احساس بیهودگی، خستگی، اشفتگی در خواب، اضافه وزن، هوس در مصرف کربوهیدرات ها. نوعی از افسردگی که در بانوان بسیار شایع می باشد، افسردگی فصلی می باشد؛ که در دوره ی بخصوصی ظاهر شده، پس از مدتی از بین می رود و مجددا سال بعد دقیقا در همان موقع، دوباره بروز می کند. به علاوه افراد خانواده نیز عامل مهمی در مبتلا شدن خانم ها به افسردگی هستند.
اگر چه ممکن است تمام عوامل بیولوژیکی، اجتماعی، فرهنگی، و روانی مخالف شما باشند، اما درمان هایی وجود دارند که کاملا موثر شناخته شده اند. حتی در حادترین انواع افسردگی بازهم بهره گیری از درمان درست، بیماری را از بین خواهد برد.
نمی دانید از کجا باید درمان را آغاز کنید؟ برای بیشتر خانم ها پزشک متخصص زنان و زایمان نقش مهمی را در انجام اقدامات پیشگیرانه بازی می کند. شما هم اصولا در هنگام صحبت کردن با آنها احساس راحتی بیشتری می کنید. آنها می توانند خودشان مداوا را شروع کرده و همچنین متخصصین مربوطه را به شما معرفی کنند تا از طریق روان درمانی و یا استفاده از داروهای ضد افسردگی سلامت خود را مجددا بدست آورید.
باور این امر که بیماریتان غیر قابل درمان بوده و در وضعیت بدی قرار دارید، خود به عنوان یک از بهترین نمونه های افسردگی قلمداد می شود. شما خیلی بیشتر از یک مرد در معرض ابتلا به افسردگی قرار دارید اما نباید تصور کنید که باید خیلی راحت با آن کنار بیایید و با این مشکل به زندگی خود دامه دهید. درمان مناسب می تواند به شما کمک کند تا بتوانید مجددا از زندگی خود لذت ببرید.
ارسال شده: جمعه ۲۴ شهریور ۱۳۸۵, ۱۱:۵۸ ب.ظ
توسط Reza6662
akhavan_a,
ممنون از مطالب مفيدت. فقط صفحه به هم ريخته و خوندنشون خيلي سخت شده.

ارسال شده: شنبه ۲۵ شهریور ۱۳۸۵, ۱:۳۳ ق.ظ
توسط Dr.Akhavan
اخه اين يك تايپيك جامع است و ديگه رفرنس كاملي شده براي مطلب افسردگي

افسردگي و اختلالات خواب علت ژنتيكي مشترك دارند
ارسال شده: یکشنبه ۲ مهر ۱۳۸۵, ۱۰:۵۵ ب.ظ
توسط Dr.Akhavan
و اختلالات خواب علت ژنتيكي مشترك دارند
بررسي گروهي از دوقلوها نشان ميدهد اختلالات خواب و افسردگي در كودكان علت ژنتيكي مشترك دارند.
به گزارش پايگاه اينترنتي رويترز، دكتر آليس گرگوري از كينگز كالج لندن ميگويد دستهاي از اختلالات خواب با افسردگي در كودكان دبستاني ارتباط دارند و اين ارتباط تا حد زيادي تحت تاثير ژنها است.
اين تصور از قبل وجود داشته است كه بين اختلالات خواب با اضطراب و افسردگي رابطه وجود دارد اما اين ارتباط پيچيده است و به خوبي درك نشده است.
براي كمك به روشن شدن نقش عوامل محيطي و ژنتيكي در ارتباط اضطراب و افسردگي با خواب، محققان ۳۰۰جفت دوقلوي هشت ساله را بررسي كردند.
مطالعه دوقلوها براي كشف تاثير عوامل محيطي و ژنتيكي مفيد است زيرا دوقلوهاي همسان ژنهاي مشابه و محيط مشابه دارند. درحالي كه تشابه ژنتيكي دوقلوهاي غيرهمسان نظير ساير خواهران و برادران آنها است و فقط محيط اطراف آنها مشابه است.
اين مطالعه نشان داد در حالي كه اضطراب ارتباط كمي با اختلالات خواب دارد، اما در كودكان مبتلا به اختلالات خواب، موارد بيشتري از افسردگي مشاهده شد.
اين اختلالات خواب شامل خوابگردي، ناهنجاري خواب ،parasomniaترسهاي خواب ، دير به خواب رفتن، و مقاومت در رفتن به رختخواب است.
ارتباط خواب و افسردگي در دوقلوهاي همسان قويتر بود و اين امر نشان داد كه در اين زمينه ژنها بيشترين نقش را دارند و تاثير محيط كمتر است.
تاثير مشابه ژنهايي كه در افسردگي نقش دارند با ژنهايي كه در بروز اختلالات خواب تاثير ميگذارند، اهميت تحقيق در اين زمينه را نشان ميدهد.
اين نتايج نشان ميدهد پزشكان بايد كودكان مبتلا به افسردگي را از نظر اختلالات خواب نيز بررسي كنند و عكس اين موضوع نيز صادق است.
مشروح اين مطالعه در شماره ماه سپتامبر مجله pediatricsمنتشر شده است
تاثير نوعى ژن بر ايجاد افسردگى
ارسال شده: یکشنبه ۷ آبان ۱۳۸۵, ۱:۳۶ ق.ظ
توسط Dr.Akhavan
نوعى ژن بر ايجاد
كسانىكه گونه خاص ژنى را در ماده وراثتى خود دارند به احتمال بيشترى ممكن است بر اثر اضطرابها دچار افسردگى شوند.
به نوشته پايگاه اينترنتى دانشگاه ييل، بررسىهاى جديد محققان آمريكايى نشان مىدهد، ژن مورد نظر محققان در توليد پروتئينى كه ناقل مولكول سروتونين است نقش دارد.
اين ژن مىتواند موجب افزايش فعاليت سلولهاى عصبى در بخشهايى از مغز شود كه بهطور معمول با افسردگى و اضطراب ارتباط دارند.
ارسال شده: دوشنبه ۱۵ آبان ۱۳۸۵, ۱۰:۳۲ ب.ظ
توسط رخساره
ارسال شده: سهشنبه ۱۶ آبان ۱۳۸۵, ۵:۲۶ ب.ظ
توسط Dr.Akhavan
رخساره, جان
ورود شما را به این بخش خوشامد میگویم و ممنون از لطفی که به من داری
متاسفانه این چند روز خیلی خیلی سرم شلوغبود و امتحان داشتم
انشاا... طی همین زوزها - سایت را از مطالب پزشکی میترکانم

ارسال شده: جمعه ۱۹ آبان ۱۳۸۵, ۵:۱۰ ق.ظ
توسط Dr.Akhavan
افسردگی فصلی(اختلالات خلقی وابسته به فصل)
drzz_2005 مي نويسد "
نویسنده:دكتر فاطمه ذهبی
آیا تاکنون متوجه تغییرات خلقی خود در فصل پاییز و زمستان شده اید؟!!آیا در این فصول بیشتر احساس خستگی و خواب آلودگی می کنید؟!
برخی افراد از علا ئم افسردگی ناشی از تغییر فصل در پاییز و زمستان رنج می برند.علائمی که در فصل های دیگر مانند بهار و تابستان فروکش کرده ودیده نمی شوند که به این علائم(S.A.D) یاseasonal affective disorder یا افسردگی وابسته به فصل(افسردگی فصلی) می گوییم.
در واقع (SAD) به اختلالات خلقی گفته می شود که ناشی از تغییرات طول مدت روز در فصل های مختلف است.
(SAD) برای اولین بار در سال 1845 مورد بررسی قرار گرفت و نهایتا در اوایل سال 1980 به این اسم نام گذاری شد.
از آنجا که نور خورشید در فصل های مختلف بروی فعالیت حیوانات می تواند تاثیرات متفاوتی داشته باشد(مانند خواب زمستانی و دوره های باروری )SAD هم ممکن است ناشی از تغییرات طول روز و شدت نور در فصول مختلف باشد.
متناسب با تغییرات فصل تغییراتی در ساعت بیولوژیکی و سیر کادین ریتم بدن بوجود می آید.این تغییرات در روشنایی و نور ناشی از تغییر فصل هر چند که جزئی باشد می تواند باعث عدم تطابق ساعت فیزیولوژیکی بدن با برنامه روزانه شخص شود.
شایعترین ماههایی که می تواند منجر به تغییرات فصلی و افسردگی شود دی و بهمن ماه می باشد و بیشتر افراد مبتلا را خانمهای جوان تشکیل میدهند.
در این اختلال علائم شایع افسردگی مانند تغییرات خلقی پرخوری افزایش وزن افزایش میزان خواب دیده می شود. همچنین تمایل به مصرف مواد غذایی قندی و نشاسته ای افزایش می یابد.قابل توجه است که این علائم در فصل های بهار و تابستان بهبود کامل می یابند.
عوامل بوجود آورنده این اختلال:
ملاتونین (هورمون مترشحه از غده پینه آل) را با این اختلال افسردگی در فصل پاییز و زمستان مرتبط می دانند. این هورمون که هورمون وابسته به خواب نیز می نامند در تاریکی و هنگام خواب شبانه بیشترین میزان ترشح را دارد.بنابر این در پاییز و زمستان که طول روز کوتاه و طول شب بلند می شود میزان ترشح این هورمون در بدن افزایش می یابد و در فرد ایجاد علائم افسردگی میکند.
درمان:
در یافته اند که فتو تراپی(نور درمانی) می تواند از ترشح بیش از حد ملاتونین در بدن جلوگیری کند .که اغلب افراد به این درمان پاسخ می دهند.این شیوه درمان شامل نور سفید فلوروسنت است که بر صفحه فلزی رفلکس داده می شود و شخص در مقابل این نور با چشمان باز بدون نگاه مستقیم به نور قرار می گیرد.از این شیوه درمانی به مدت نیم الی دو ساعت در روز استفاده میشود.البته در موارد خفیف بیماری قدم زدن در نور آفتاب به تنهایی میتواند شخص را در بهبود بیماری یاری دهد.
طی یک بررسی انجام شده دریافته اند که یک ساعت قدم زدن در نور آفتاب به اندازه دو ساعت قرار گرفتن در مقابل نور سفید فلوروسنت می تواند در بهبود بیماری موثر باشد.
اگر فتو تراپی موثر واقع نشود (که البته درصد کمی را شامل می شود) می توان از داروهای ضد افسردگی در درمان بیماری کمک گرفت که البته عوارض ناشی از مصرف داروهای ضد افسردگی را نباید فراموش کرد.
ارسال شده: پنجشنبه ۲۳ آذر ۱۳۸۵, ۱:۵۷ ق.ظ
توسط Dr.Akhavan
در اثر سرفه
جام جم آنلاين : سرفه مزمن و طولانی مدت اغلب با افسردگی همراه است و زمانی که رو به بهبودی می رود بیمار احساس بهتری پیدا می کند.
به گزارش سی بی اس نیوز ، پزشکان کالج آلبرت آینشتاین با مطالعه 1000 بیمار مبتلا به سرفه مزمن (بیش از هشت هفته) دریافتند نیمی از بیماران درزمان مراجعه به کلیلنیک برای اولین بار علائم افسردگی داشتند. پس از سه ماه درمان سرفه مزمن ، علائم افسردگی نیز کاهش یافتند.
به گفته محققان احتمالات مختلفی برای ارتباط سرفه مزمن با افسردگی وجود دارد که عبارتند از :
- کاهش کلی سلامت عمومی : سرفه مزمن باعث به هم خوردن خواب ، تهوع و بی اختیاری های ادراری می شود.
- انزوای اجتماعی : کسانی که برای مدت طولانی سرفه می کنند معمولا نگرانند در مکان های عمومی بیشتر سرفه کنند لذا از حضور در این مکان ها حتی الامکان پرهیز می کنند.
- روابط محدود : سرفه مزمن باعث کاهش رابطه با همسر ، افراد خانواده و بستگان و همکاران می شود.
بر اساس این یافته ها پزشکان باید از این موضوع آگاه باشند که مبتلایان به سرفه مزمن ممکن است نیازمند کمک جهت رفع افسردگی نیز باشند.