درود بر تمامی دوستان گرامی
این مطلب را برای تمام دوستانی ارسال می کنم که نسبت به فروید و مکتبش ابهاماتی را دارند که مایل هستند رفع شود ( به مانند خودم قبل از دوره دانشجویی ) فروید دانشمند اتریشی متخصص اعصاب، پس از آزمون روش های خواب انگیزی و تلقین که از استادان فرانسوی خویش آموخته بود برای دستیابی به ریشه اختلالات در بیماران روانی به ابداع یک روش جدید روان درمانگری که ریشه یابی و تشخیص رانیز در خود داشت دست زد و نام روش یا به نوعی نظام خود را روان تحلیل گری نامید.
فروید نظام خود را بر مبنای دو اصل بیان کرد
1 - ناهشیاری
2 - جنسیت
بنابر اصل اول فرایند های روانی به خودی خود ناهشیار هستند
و بنابراصل دوم برانگیختگی های جنسی نقش مهمی در شکل گیری بیماری های عصبی و روانی دارد. وبین این دو اصل وابستگی های قابل ملاحظه ای نیز وجود دارد.
خوب لازم است که گفته شود روان شناسان مختلف مراحل رشد را از دیدگاه های مختلف مطالعه و بررسی برای مثال ژان پیازه از دیدگاه شناختی و دیگر روان شناسان .... اما زیگوند فروید مراحل رشد را از دیدگاه روانی – جنسی مطالعه و بررسی کرده است .
دوستان توجه کنند که اگر واژه های خاصی بکار می رود کاملاً جنبه علمی دارد و مستند است و مقتضای رساندن مفهوم است. نظام روان تحلیل گری فروید شامل مراحلی می باشد . 6 مرحله است . ( مراحل رشد روانی _ جنسی )
منظور از مراحل در روان تحلیل گری مراحل لیبیدوئی است ( لیبیدو به معنای انرژی کشاننده جنسی یا انرژی غرایز زندگی می باشد ).
با جابجا شدن لیبیدو از یک ناحیه شهوتزا به ناحیه دیگر مراحل تغییر میابد ( بدین معنا که از مرحله اول به دوم می رود و ... ).
کوشش فروید در این راه برای برجسته نشان دادن اهمیت غرایز جنسی نیست بلکه می خواهد تمام دستگاه روانی را بر این اساس تبیین کند. حال به بیان 6 مرحله می پردازیم . ( لازم به ذکر است که مراحل به صورت بسیار مختصر بیان می شود زیرا در حوصله بحث نیزنمی گنجد )
مرحله اول دهانی می باشد ( از تولد تا یک سالگی ) در این مرحله رابطه کودک با دنیای خارج از طریق دهان است .
بدین معنا است که همانطور که از طریق دهان تغذیه می کند از طریق دهان نیز به شناخت دنیای پیرامون خود می پردازد و احساس ایمن می کند . برای مثال اکثر کودکان در این سن اشیاء را به طرف دهان خود می برند که عموم فکر می کنند همه چیز را کودک می خواهد بخورد با آنکه هدف کودک شناخت شیء موجود است و به نوعی شناخت دنیای اطراف است .
مرحله دوم مقعدی است ( از یک تا دو سالگی ) مقعد با تمام گستره مخاط گوارشی سرچشمه لیبیدوئی و کشاننده ای به حساب می آید. مرحله ای که در مرحله قبلی بر حفره دهان یا ابتدای لوله گوارش متمرکز بود و اینک در انتهای آن بکار رفته است .
مرحله سوم احلیلی است ( تقریباً 3 سالگی ) اشتغال ذهنی کودک پسر یا دختر متمرکز بر آلت تناسلی لست و عملاً مجرای بول سرچشمه فعالیت کشاننده ای می باشد.
مرحله چهارم ادیپی یا تناسلی اول یا کودکانه می باشد ( از 4 تا 7 سالگی ) در این مرحله بی آنکه فعالیت تناسلی به معنای واقعی کلمه در کار و دستگاه تناسلی از نمو برخوردار باشد. تظاهرات کشاننده ای جلوه گر می شود.
لازم به ذکر است که فعالیت تناسلی به معنای واقعی در مرحله آخر ( ششم ) است.
مرحله پنجم نهفتگی و رکود است ( از هفت سالگی تا بلوغ ) این مرحله در حکم راکد سازی رغبت های تناسلی مرحله چهارم و آماده سازی شرایط سازماندهی فعالیت تناسلی نهایی در مرحله ششم است . این مرحله در حقیقت، مرحله کاهش یافتن تعارض ها و تعدیل بسیاری از زمینه ها و وسعت بخشیدن به سطح سازش و آماده شدن برای پذیرش زندگی اجتماعی است.
مرحله ششم تناسلی واقعی ( بزرگسالانه ) یا بلوغ است این مرحله زمانی است که دستگاه تناسلی آماده بهره برداری است. نوجوانان با یک تغییر بدنی بزرگ و ناگهانی در قالب یک بحران که به دوره آرامش ظاهری یا نهفتگی پایان می دهد روبرو می شودو این بحران همراه با اضطراب های شدید است.
خوب دوستان گرامی همانطور که مشاهده می کنید گرایش غریزی از سازه های فکری مهم نظام فروید می باشد
اما در اینجا جا داره که توجه کنید که همانطور که در بالا گفته ام فروید آمده و از این جنبه مراحل رشد را بیان کرده است. جنبه مورد مطالعه فروید صرفاً یکی از جنبه های با اهمیت وجود انسان است که او روی آن مطالعه و بررسی کرده است صرفاً همین .
و کوشش فروید در این راه برای برجسته نشان دادن اهمیت غرایز جنسی نیست بلکه می خواهد تمام دستگاه روانی را بر این اساس تبیین کند.
و از جمله اهداف فروید آن بود که با شرح این مراحل و نظریه اش بیان کنید که اگر هر نیاز در هر مرحله به صورت درست ارضاء نشود سبب ناخوشنودی فرد می شود ( سبب اختلال روانی یا برانگیختگی جنسی می شود )و آن مرحله را درست پشت سر نمی گذارد و لازم به ذکر است که بدون شک در بزرگسالی این عدم ارضاء کودکسالی برایش ایجاد مشکل می نماید ( برای مثال شاید شنیده باشید که افرادی که در بزرگسالی سیگار می کشند می گویند به این سبب است که شیر مادر کم خورده اند اما حقیقت آن است که ارضاء کامل در مرحله اول صورت نگرفته است حالا البته جدای از مبحث اختیار در افراد ) بنابراین لازم است که صحیح ارضا شود .
طبق نظریه فروید :این یک واقعیت است البته واقعیتی که افسوس به دنبال دارد که شخصیت افراد بعد ار طی 6 مرحله ساخته شده است و افسوس به این خاطر که درست مراحل طی نشود.
فروید ارضاء مناسب را بیان کرده است نه بی بندو باری را، فروید بیان کرده که باید این جریان طی شود اما بیان نکرده است به هر صورتی که است طی شود. همچنین فروید بر طبق پایگاه های شخصیتش که در لینک زیر توضیح کامل آن را می توانید ببینید بیان می کند که بهتر است افراد مطیع پایگاه اول ( بن ) نباشند که صرفاً هدفش ارضای آنی نیاز است و افراد باید بتوانند میان نیاز هایشان و واقعیت تعادل برقرار کنند .
http://www.centralclubs.com/forum-f146/topic-t47307-12.html آنوقت چطور چنین فردی بی بند و باری را رواج دهد و توصیه کند .
حال اگر در محافل مختلف شاهد هستیم که نسبت های نادرستی را به فروید می دهند و مورد بدگمانی قرار می گیرد .
پاسخش را جداً می توان حدس زد به این دلیل که غرایز جنسی، برانگیختگی جنسی و امثال این مفاهیم که کاربرد مهمی در نظریه فروید دارد از جمله مفاهیمی است که از جایگاه خاصی برخوردار است و به نوعی مفاهیم نظریه فروید زمینه سوء تعبیر ها را ایجاد می کند اما حقیقت کاری علمی است و خدمتی که به مانند بسیاری از دیگر برجستگان برای بشریت کرده است.
همچنین البته قبلاً گفته ام و مجدداً می گویم که فروید در دوره خود از دیگر روان شناسان بسیار اخلاقی تر بوده است .
خلاصه این ساخت شخصیت روانی – جنسی انسان از نگاه فروید بود و توجه کنید که برای جنبه های دیگر شخصیت روان شناسان دیگر مراحل خاص دیگری را بیان کرده اند.
من و دیگر دوستان ( نورا و مهشید بانو ) سعی داشتیم که تا جای امکان مفاهیم را گویا و خلاصه کنیم و به عرض دوستان برسانیم .
منبع: کتاب روان شناسی ژنتیک ( تحول روانی از تولد تا پیری )
نویسنده: دکتر محمود منصور امیدوارم گویا بوده باشد و مفید واقع شود .