Re: بررسی شبهاتی در روانشناسی
ارسال شده: دوشنبه ۶ اردیبهشت ۱۳۸۹, ۹:۵۲ ب.ظ
Negar.int,
در مورد نقطه ضعف های فروید فرمودید...
ببینید، فروید در زمان خودش منتقد و مخالف زیاد داشته (حتی تا به امروز) اما با این حال نظریه اش اینقدر قوی بوده که نه تنها دوام اورده بلکه به قول یکی از اساتید اگه نظریات اون رو از روانشناسی حذف کنیم دیگه چیزی از این رشته باقی نمیمونه. بخصوص که در روانشاسی و کلا علوم انسانی، یه نظریه فقط در صورت تایید شدن، قوی میشه و در غیر اینصورت ضعیف میشه و اعتبارش رو از دست میده. بنابراین اگر نظریات فروید ضعف داشت، سال ها پیش (که اینهمه مخالف داشت) اعتبارش رو از دست میداد.
من و شما در جایگاهی نیستیم که در مورد مطلوب نبودن این دانشمند و نظریاتش بخواهیم نظر بدیم و ازش ایراد بگیریم.
البته شاید بشه با صغرا کبرا چیدن های فلسفی اونو زیر سوال برد.
و منم ادعایی ندارم که حتما میتونم از ایشون دفاع کنم، به هر حال اطلاعات من در حد یه کارشناس روانشناسی هست نه بیشتر!
به قول جناب حافظ:
کمال صدق محبت ببین نه نقص گناه ... که هر که بی هنر افتد نظر بعیب کند
و اما در رابطه با مورد 1 :
رواشناسی یعنی مطالعه علمی رفتار و فرایندهای روانی(مانند انگیزش،هیجان،زبان...). مطالعه علمی یعنی شناخت قوانین طبیعت ( و ماورای طبیعه هم جزو علم نیست).
یعنی روانشناسی ادعایی برای ابعاد ماورای طبیعه نداره و انسان جزیی از طبیعت است. روش علمی، روشی است که بشه به روش آزمایشگاهی و تجربی مطالعه کنیم.
درسته که تبار روانشناسی از فلسفه و علوم طبیعی است ولی ماورای طبیعه در حوزه مطالعاتش نیست و این به معنای رد یا قبولش نیست.
...
pedmehr,
غیر از اینه که جهان بر پایه ی نظم آفریده شده؟ آیا در هر پدیده ای نظمی حاکی نیست؟ و آیا رسالت انسان کشف این حقایق و نظام ها و نهایتا شناخت خود و خدایش نیست؟
حرف شما منو یاد قرون وسطی انداخت که کشیش ها حاکمیت رو بدست گرفته بودند و اجازه تشریح نمیدادند، چون اونو یه جور دخالت در کارهای خدا میدونستن و اینکه انسان نمیتونه ازش چیزی سر در بیاره!
دوست عزیز
رفتار یعنی هر فعالیتی که از موجود زنده سر میزنه و فرآیند یعنی جریانی که نقطه شروعی داره و میخواهد به یه نقطه ای برسه و یه سری مراحل باید پی در پی طی بشه. و این پس و پیش بخصوص داره. مثلا بازی یک فرایند تحولی رو طی میکنه. یا حل مسئله، ادراک و... . اینها همه فرایند هستن چون پویا هستند.
بنابراین رفتار و فرایند های روانی یعنی هر فعالیتی که از موجود زنده سر میزنه و دارای سازمان و هدف است.
هر رفتاری اعم از بهنجار و نابهنجار، هم سازمان داره هم هدف. حتی اسکیزوفرنی هم که از هم پاشیدگی روان است باز هم دارای یک سازمان مرضی است. و دقیقا به همین دلیل میشه انواع بیماری ها رو طبقه بندی کرد.
و آخر اینکه:
عیب از ماست اگر یار ز ما مستور ماند... . این ما هستیم که باید بریم دنبال کشف قوانین طبیعت.
...
SAMAN,
بازم به شما...
صحبت دوستان حمله ای برای تخریب نیست، بلکه برون فکنی یه سری سوالات بی جواب هست که امیدوارم به کمک دوستان جواب داده بشه
.
....
بر حاشیه کتاب چون نقطه ی شک
بی کار نی ام اگر چه در کار نی ام
در مورد نقطه ضعف های فروید فرمودید...
ببینید، فروید در زمان خودش منتقد و مخالف زیاد داشته (حتی تا به امروز) اما با این حال نظریه اش اینقدر قوی بوده که نه تنها دوام اورده بلکه به قول یکی از اساتید اگه نظریات اون رو از روانشناسی حذف کنیم دیگه چیزی از این رشته باقی نمیمونه. بخصوص که در روانشاسی و کلا علوم انسانی، یه نظریه فقط در صورت تایید شدن، قوی میشه و در غیر اینصورت ضعیف میشه و اعتبارش رو از دست میده. بنابراین اگر نظریات فروید ضعف داشت، سال ها پیش (که اینهمه مخالف داشت) اعتبارش رو از دست میداد.
من و شما در جایگاهی نیستیم که در مورد مطلوب نبودن این دانشمند و نظریاتش بخواهیم نظر بدیم و ازش ایراد بگیریم.
البته شاید بشه با صغرا کبرا چیدن های فلسفی اونو زیر سوال برد.
و منم ادعایی ندارم که حتما میتونم از ایشون دفاع کنم، به هر حال اطلاعات من در حد یه کارشناس روانشناسی هست نه بیشتر!
به قول جناب حافظ:
کمال صدق محبت ببین نه نقص گناه ... که هر که بی هنر افتد نظر بعیب کند
و اما در رابطه با مورد 1 :
رواشناسی یعنی مطالعه علمی رفتار و فرایندهای روانی(مانند انگیزش،هیجان،زبان...). مطالعه علمی یعنی شناخت قوانین طبیعت ( و ماورای طبیعه هم جزو علم نیست).
یعنی روانشناسی ادعایی برای ابعاد ماورای طبیعه نداره و انسان جزیی از طبیعت است. روش علمی، روشی است که بشه به روش آزمایشگاهی و تجربی مطالعه کنیم.
درسته که تبار روانشناسی از فلسفه و علوم طبیعی است ولی ماورای طبیعه در حوزه مطالعاتش نیست و این به معنای رد یا قبولش نیست.
...
pedmehr,
غیر از اینه که جهان بر پایه ی نظم آفریده شده؟ آیا در هر پدیده ای نظمی حاکی نیست؟ و آیا رسالت انسان کشف این حقایق و نظام ها و نهایتا شناخت خود و خدایش نیست؟
حرف شما منو یاد قرون وسطی انداخت که کشیش ها حاکمیت رو بدست گرفته بودند و اجازه تشریح نمیدادند، چون اونو یه جور دخالت در کارهای خدا میدونستن و اینکه انسان نمیتونه ازش چیزی سر در بیاره!
دوست عزیز
رفتار یعنی هر فعالیتی که از موجود زنده سر میزنه و فرآیند یعنی جریانی که نقطه شروعی داره و میخواهد به یه نقطه ای برسه و یه سری مراحل باید پی در پی طی بشه. و این پس و پیش بخصوص داره. مثلا بازی یک فرایند تحولی رو طی میکنه. یا حل مسئله، ادراک و... . اینها همه فرایند هستن چون پویا هستند.
بنابراین رفتار و فرایند های روانی یعنی هر فعالیتی که از موجود زنده سر میزنه و دارای سازمان و هدف است.
هر رفتاری اعم از بهنجار و نابهنجار، هم سازمان داره هم هدف. حتی اسکیزوفرنی هم که از هم پاشیدگی روان است باز هم دارای یک سازمان مرضی است. و دقیقا به همین دلیل میشه انواع بیماری ها رو طبقه بندی کرد.
و آخر اینکه:
عیب از ماست اگر یار ز ما مستور ماند... . این ما هستیم که باید بریم دنبال کشف قوانین طبیعت.
...
SAMAN,
بازم به شما...
صحبت دوستان حمله ای برای تخریب نیست، بلکه برون فکنی یه سری سوالات بی جواب هست که امیدوارم به کمک دوستان جواب داده بشه
. ....
بر حاشیه کتاب چون نقطه ی شک
بی کار نی ام اگر چه در کار نی ام

( خودمونیم ها ترشی، شوری.... نخورید یک چندتا پیاژه ای، فرویدی، .... ازتون درمیاد ها
)
تکلیف آقا
)
کم آمدن (نیامدن بهتر است) من به سنترال دلیلش کاملاً شخصی هست و پیش از آغاز این مبحث هم با مدیر در میان گذاشتم، پس این از باب اینکه برخی دچار سو تفاهم نشوند.
اما چرا به نظر من فلسفه بر مبنای روانشناسی نمیتواند جوامع را به جلو ببرد: