صفحه 2 از 2

Re: بررسی شبهاتی در روانشناسی

ارسال شده: دوشنبه ۶ اردیبهشت ۱۳۸۹, ۹:۵۲ ب.ظ
توسط mahshid-banoo
 Negar.int,   
در مورد نقطه ضعف های فروید فرمودید...
ببینید، فروید در زمان خودش منتقد و مخالف زیاد داشته (حتی تا به امروز) اما با این حال نظریه اش اینقدر قوی بوده که نه تنها دوام اورده بلکه به قول یکی از اساتید اگه نظریات اون رو از روانشناسی حذف کنیم دیگه چیزی از این رشته باقی نمیمونه. بخصوص که در روانشاسی و کلا علوم انسانی، یه نظریه فقط در صورت تایید شدن، قوی میشه و در غیر اینصورت ضعیف میشه و اعتبارش رو از دست میده. بنابراین اگر نظریات فروید ضعف داشت، سال ها پیش (که اینهمه مخالف داشت) اعتبارش رو از دست میداد.
من و شما در جایگاهی نیستیم که در مورد مطلوب نبودن این دانشمند و نظریاتش بخواهیم نظر بدیم و ازش ایراد بگیریم.
البته شاید بشه با صغرا کبرا چیدن های فلسفی اونو زیر سوال برد.
و منم ادعایی ندارم که حتما میتونم از ایشون دفاع کنم، به هر حال اطلاعات من در حد یه کارشناس روانشناسی هست نه بیشتر!

به قول جناب حافظ:
کمال صدق محبت ببین نه نقص گناه ... که هر که بی هنر افتد نظر بعیب کند

و اما در رابطه با مورد 1 :
رواشناسی یعنی مطالعه علمی رفتار و فرایندهای روانی(مانند انگیزش،هیجان،زبان...). مطالعه علمی یعنی شناخت قوانین طبیعت ( و ماورای طبیعه هم جزو علم نیست).
یعنی روانشناسی ادعایی برای ابعاد ماورای طبیعه نداره و انسان جزیی از طبیعت است. روش علمی، روشی است که بشه به روش آزمایشگاهی و تجربی مطالعه کنیم.
درسته که تبار روانشناسی از فلسفه و علوم طبیعی است ولی ماورای طبیعه در حوزه مطالعاتش نیست و این به معنای رد یا قبولش نیست.

... 
 
pedmehr,  
  غیر از اینه که جهان بر پایه ی نظم آفریده شده؟ آیا در هر پدیده ای نظمی حاکی نیست؟ و آیا رسالت انسان کشف این حقایق و نظام ها و نهایتا شناخت خود و خدایش نیست؟
حرف شما منو یاد قرون وسطی انداخت که کشیش ها حاکمیت رو بدست گرفته بودند و اجازه تشریح نمیدادند، چون اونو یه جور دخالت در کارهای خدا میدونستن و اینکه انسان نمیتونه ازش چیزی سر در بیاره!
دوست عزیز
رفتار یعنی هر فعالیتی که از موجود زنده سر میزنه و فرآیند یعنی جریانی که نقطه شروعی داره و میخواهد به یه نقطه ای برسه و یه سری مراحل باید پی در پی طی بشه. و این پس و پیش بخصوص داره. مثلا بازی یک فرایند تحولی رو طی میکنه. یا حل مسئله، ادراک و... . اینها همه فرایند هستن چون پویا هستند.
بنابراین رفتار و فرایند های روانی یعنی هر فعالیتی که از موجود زنده سر میزنه و دارای سازمان و هدف است.
هر رفتاری اعم از بهنجار و نابهنجار، هم سازمان داره هم هدف. حتی اسکیزوفرنی هم که از هم پاشیدگی روان است باز هم دارای یک سازمان مرضی است. و دقیقا به همین دلیل میشه انواع بیماری ها رو طبقه بندی کرد.

و آخر اینکه:
عیب از ماست اگر یار ز ما مستور ماند... . این ما هستیم که باید بریم دنبال کشف قوانین طبیعت.

... 
 
SAMAN,   
بازم به شما... تصویر   صحبت دوستان حمله ای برای تخریب نیست، بلکه برون فکنی یه سری سوالات بی جواب هست که امیدوارم به کمک دوستان جواب داده بشه تصویر .

....

بر حاشیه کتاب چون نقطه ی شک
بی کار نی ام اگر چه در کار نی ام

تصویر 

Re: بررسی شبهاتی در روانشناسی

ارسال شده: سه‌شنبه ۷ اردیبهشت ۱۳۸۹, ۱۲:۳۴ ق.ظ
توسط Solver
mahshid-banoo,

جوابتون را یک بار دیگه مطالعه کنید، مطمئن هستید هنوز هم برای اون مطلب بنده همین جواب را میدهید؟

من در مورد روانشناسی نظر خودم یا شما را ملاک قرار ندادم که به سطح سواد بنده و شما مربوط بشود.

من اصول بنیادین اون را مقابل مبانی پایه برخی مکاتب و ادیان قرار دادم. حالا شما فیلسوف باشید یا کارشناس تفاوتی نداره اینجا نظرات شما زیر سوال نرفته بلکه بنیاد این علم زیر سوال هست.


اگر موضوع برای شما روشن است بهتره به شکل منطقی واقعیت این علم را بپذیرید. این که بگید سر بسته گفته شده در حقیقت یک جواب هست به بنده، آیا به ذهن خودتان و سوالاتش هم همین را خواهید گفت؟

اگر نخواهید درک کنید، جز جز کردن و شرح بیشتر مطلب توسط بنده بی فایده هست، آن کس که قصد درک موضوع را داشته باشد با اشاره ای خواهد یافت ذهن شما الان درگیر دادن جواب به من هست نه بررسی موضوع این کاملاً از جوابتون پیداست.

بهتره منطقی باشید. نه این که بنده یا هر کس که نقص فلسفه بر مبنای این علم را شرح داد عیب جو خطاب کنید.

این کار شما که وقتی در بحث منطقی نتوانید پاسخی بدهید سلامت اخلاقی طرف را زیر سوال ببرید یک نوع توهین به طرف هست که اینجا برای بنده روشن است شما به علت نداشتن تجربه کافی در بحث های فلسفی نسبت به این موضوع و معنای کلامتون آگاهی نداشتید.

دقت کنید، مهم نیست شما یا بنده انسان خوش بین یا بد بینی باشیم، ما در حال بررسی یک موضوع هستیم نه اخلاق همدیگر. در باب اعتبار فروید فکر کنم لازم هست بیشتر تحقیقات کنید و میزان اعتبارش را با نظریات دیگران مقایسه کنید، حتماً نظرتون عوض خواهد شد. فروید روانشناس بزرگی بود، اما اشتباهش همین بود که بر روی این بستر خوب فلسفه بنا کرد. و این بنا بسیار ناپایدار بود و فرو ریخت. البته فکر کنم شما در مورد فلسفه فروید دوران اوج و نزولش بی اطلاع باشید اگر نه اینقدر دلسپرده نظریاتش نبودید. تصویر

اما اگر بنا به شعر هست، در حمایت از نظر پادمهر:

حديث عشق به طومار در نمي‌گنجد

بيان دوست به گفتار در نمي‌گنجد

سماع انس که ديوانگان از آن مستند
به سمع مردم هشيار در نمي‌گنجد

من به شکل فلسفی گفتم از سر کم سوادی، اگر نه شما در هر شعر سعدی یا نظامی میتونید تمام حرف های گفته و نگفته بنده را در این موضوع پیدا کنید.

Re: بررسی شبهاتی در روانشناسی

ارسال شده: چهارشنبه ۸ اردیبهشت ۱۳۸۹, ۴:۴۵ ب.ظ
توسط mahshid-banoo
Negar.int, عزیز

من سعی کردم اونطور که متوجه قضیه شدم پاسخ بدم.
پاسخ من به شما در واقع پاسخ به مسئله بود و از نظر من این دو مغایر هم نبود.
البته نمیدونم کجای صحبت های من سلامت اخلاقی رو زیر سوال برده بود اما اگر با صحبت هام باعث دلخوری شما یا هر کس دیگه ای شدم، عذر میخوام.
هدف من پاسخ بود نه توهین!

در نهایت فکر میکنم حق با شماست و من متوجه مباحث فلسفی که شما بیان کردید نمیشم.
بنابراین خوشحال میشم تا دوستان در مورد این موضوع به بحث بپردازن و من از مباحثشون استفاده کنم.

تصویر

Re: بررسی شبهاتی در روانشناسی

ارسال شده: چهارشنبه ۸ اردیبهشت ۱۳۸۹, ۶:۲۱ ب.ظ
توسط naghme
 عرض سلام خدمت دوستان گرامی تصویرتصویر 
 به خصوص دوستانی که در بحث حاضر شرکت کرده اند 

  از دوستان گرامی [COLOR=#1f497d]مهشید بانو و نورا   کمال تشکر را دارم چون روی روانشناسی رو سفید کردید تصویر ( خودمونیم ها ترشی، شوری.... نخورید یک چندتا پیاژه ای، فرویدی، .... ازتون درمیاد ها تصویر)  

  دوم از pedmehr , Negar.int نیز بابت چالشی کردن این بحث علمی سپاسگزارم اما جداً اگر این بحث درست هدایت شود نتایج خوبی بی شک دارد ( نا امید نشوید تصویر)  
 هیجان بحث های چالشی به همین افت و خیز هایش است دیگه اگه هم حرفی بشه بی شک به مقتضای شرایط بحث نه .... تصویر 

  خدا رو شکر تصویر تکلیف آقا SAMAN نیز که مشخص است ( فعلاً مخالفتی با اساس این علم ندارند)  

  اما.... 
  در ابتدا بگم که تا اونجایی که اطلاع دارم روان شناسی هیچ ادعایی در مطالعه روح ، متافیزیک و مابعدالطبیعه را ندارد ( به دلیل آنکه قابل آزمایش و تجربه نیست و نمی توان به صورت علمی آن را مطالعه کرد. ) 

 [URL=http://www.centralclubs.com/#]
[/URL]جناب pedmehr گرامی  
 کاملاٌ درسته که افعالی به مانند (( کنترل, پیشبینی, تعمیم )) نفس و روح انسان رو به اسارت می گیره و سرکوب می کنه  
 اما اشتباه نشه چونکه در روان شناسی نفس و روح با ذهن که یکی از موضوعات مورد مطالعه روان شناسی است تفاوت دارد  
 [COLOR=#953734]روان شناسی تعریفش از ذهن هیچ ارتباطی با روح و نفس انسان    
 و موضوع ذهن چیز دیگری است 
 پس در این صورت افعالی مانند : (( کنترل, پیشبینی, تعمیم )) دیگر چیزی رو سرکوب نمی کند بلکه بررسی می کند تصویر 

 دوست گرامی Negar.int  

 اگر درست برداشت کرده باشم منظور شما آن است که فلسفه زیر بنایی علم روان شناسی اشتباه است  
 و به قولی فلسفه را باید تغییر داد 
 خوب شما یک جریان بسیار متفاوت را وارد بحث کرده اید  
 اما بسیار سربسته و کوتاه از آن سخن گفته اید 
 به نظرم بهتر است که این فلسفه ای اشتباه را نام ببرید ( بیشتر در موردش صحبت کنید ) 
 و دیگر مورد هائی که گفتید ( باز هم می گم روشنتر و جزئی تر صحبت کنید، ) 
 من به شخصه چهارچوب و مفهوم مواردی که بیان کردید برایم روشن نشده است تا بتوانم پاسخی دهم  
 شاید اگر روشنتر بحث شود 
 بی شک من و دیگر دوستان نیز حرف هایی برای گفتن خواهیم داشت تصویر 

 ( البته اگر مایل به ادامه این بحث چالشی بودید تصویر )  تصویر 

Re: بررسی شبهاتی در روانشناسی

ارسال شده: چهارشنبه ۸ اردیبهشت ۱۳۸۹, ۷:۱۳ ب.ظ
توسط pedmehr
2- یک نکته را فکر میکنم شما فراموش کرده اید, اولا" که ذهنی که بیمار هست حیطه ی عملش محدود هست! پس با روانشناسی قابل برسی هست. دو دوم اینکه شما فکر می کنید که همه افراد جامعه به روانشناسی و برسی و تحلیل شدنشان توسط روانشناس ها نیاز دارد! باید عرض کنم که خیر چنین نیست!

خیــــــــر! چنین نیست! ذهن بیمار و آشفته, نقاط مثبت , راه های مستقیم و هر آنچه که عقل و ذهن سالم تایید می کند را , یا نمی بیند یا گم کرده است! بنابراین روانشناسی کارش نفوذ در ذهن و هدایت آن به مسیری هست که هر عقل سالمی آن را تایید می کنه هست!


جناب سامان از شما بعید بود که روانشناسی رو محض بررسی و درمان بیماری های روحی روانی ببینید, مگر از بیمار روانی صحبتی شد؟!

شما با چنین طرز فکری عملا از این بحث فارغ میشید. مطمئنا یا درست متوجه موضوع بحث نشدید یا اینکه آشنایی چندانی با مفاهیم اصلی روانشناسی ندارید .


mahshidbanoo,

چنین جوابی اصلا شایسته چنین بحثی نبود, امیدوارم که با چنین ظرفیتِ بحث کردنی در آینده خصوصا تو محیط کارتون به مشکل بر نخورید. ماشالله قشر شما که باید خونسرد و فارغ از عکس العمل های احساسی باشه تصویر

,naghme

  در ابتدا بگم که تا اونجایی که اطلاع دارم روان شناسی هیچ ادعایی در مطالعه روح ، متافیزیک و مابعدالطبیعه را ندارد ( به دلیل آنکه قابل آزمایش و تجربه نیست و نمی توان به صورت علمی آن را مطالعه کرد. ) 


درسته هیچ ادعایی نداره, اما عملا با اصولش موجودیت اینها رو انکار میکنه. توجه داشته باشید که مرز انکار کردن با اعتنا نکردن ناچیزه.

اما اشتباه نشه چونکه در روان شناسی نفس و روح با ذهن که یکی از موضوعات مورد مطالعه روان شناسی است تفاوت دارد
 [COLOR=#953734]روان شناسی تعریفش از ذهن هیچ ارتباطی با روح و نفس انسان     و موضوع ذهن چیز دیگری است  پس در این صورت افعالی مانند : (( کنترل, پیشبینی, تعمیم )) دیگر چیزی رو سرکوب نمی کند بلکه بررسی می کند تصویر 


شما موضوع ذهن رو تبیین کنید, ( هدفمون بازی با کلمات نیست ) تا متوجه بشیم "کنترل و پیشبینی و تعمیم " در روانشناسی به بررسی میپردازه نه سرکوب! البته بگم این سه تا کلمه, کلماتی بود که خانم noora روشون مانور میدادن. وگرنه من روانشناسی رو مختص به پیشبینی و کنترل و تعمیم ندونستم .

 شاید اگر روشنتر بحث شود بی شک من و دیگر دوستان نیز حرف هایی برای گفتن خواهیم داشت تصویر


من قصد دفاع کردن یا جبهه درست کردن ندارم ولی negar.int چند مطلب رو به صورت چکیده در مورد مباحث و مواردی که با اصول روانشناسی انکار میشه رو مطرح کرد و گفت که اگر سئولی بود و شفاف نبود بیشتر توضیح میدم, ولی مثل اینکه دوستان بدون اینکه علاقه ای برای باز شدن مطلب داشته باشند فقط اصرار بر این دارند که مطلب بسته هست.

Re: بررسی شبهاتی در روانشناسی

ارسال شده: پنج‌شنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۹, ۱۲:۱۱ ق.ظ
توسط naghme
pedmehr نوشته شده:


درسته هیچ ادعایی نداره, اما عملا با اصولش موجودیت اینها رو انکار میکنه. توجه داشته باشید که مرز انکار کردن با اعتنا نکردن ناچیزه.


 خوب اینطور که به ظاهر پیداست علم روان شناسی رو از بهر هستید که اینطور مطمئن حکم می دهید دوست گرامی   خوب هیچ حرفی نیست جناب، شما استاد ما هم شاگرد 
 لطفاً یک چند تا از این اصول رو در روان شناسی که موجودیت روح و نفس انسان رو انکار کرده نام ببرید ( فقط لطفاً مستند باشه ) 
 بدمون نمیاد اطلاعاتمون زیاد شهتصویر 


( هدفمون بازی با کلمات نیست )
من تا جایی که می دونم هدفم این نبود
بازم میگم روح و نفس جداست
ذهنم جداست
و یکی از موضوع های روان شناسی ذهن است
( این خیلی واضح است والا )
من قصد دفاع کردن یا جبهه درست کردن ندارم ولی negar.int چند مطلب رو به صورت چکیده در مورد مباحث و مواردی که با اصول روانشناسی انکار میشه رو مطرح کرد و گفت که اگر سئولی بود و شفاف نبود بیشتر توضیح میدم, ولی مثل اینکه دوستان بدون اینکه علاقه ای برای باز شدن مطلب داشته باشند فقط اصرار بر این دارند که مطلب بسته هست.

اگر منظورتون از دوستان مائیم ، ما که چنین اصراری رو نداریم و نخواهیم داشت ( اشتباه برداشت نفرمائید دوست گرامی )
نه مشکلی داریم با بحث فلسفی و نه تعصبی داریم رو علم روانشناسی
بحث فلسفی برامون روشن نبود گفتیم روشن نیست ( و این مقتضای بحث های فلسفی است که پیچیده است )
اگر روشن شود خوشحال می شویم که اطلاعاتمون افزایش پیدا کنه و حتی اصلاح شود
اگر هم نشود ما بر آنچه در این علم آموخته ایم معتقد هستیم و خواهیم بود

به هر حال امیدوارم که این بحث با نتایج مفیدی برایمان ادامه پیدا کند.تصویرتصویر

Re: بررسی شبهاتی در روانشناسی

ارسال شده: جمعه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۹, ۴:۲۰ ب.ظ
توسط Solver
  بنده به دلایل شخصی مدتی از سنترال دورم که امیدوارم این موضوع موجب سوتفاهم برای دوستان مشارکت کننده در این بحث نشود ...

باور ندارید از جناب مدیر (مهدی) بپرسید تصویر کم آمدن (نیامدن بهتر است) من به سنترال دلیلش کاملاً شخصی هست و پیش از آغاز این مبحث هم با مدیر در میان گذاشتم، پس این از باب اینکه برخی دچار سو تفاهم نشوند.
 [HR] 
بنده در باب مبحث، چند خط را به ساده ترین شکل که بلد هستم بیان میکنم، ساده تر از این را باید از زبان سعدی بشنوید ... باید یه فرقی بین من و اون باشه ... پس تکرار نکنید که حرفاتون پیچیده است و ... خبر دارم و در تلاش هستم ساده تر حرف بزنم.

من فکر کنم اینجا 3 موضوع مختلف هست که تفکیک این موضوعات موجب پیشرفت بحث و دست یابی به اون نتایج مفید مد نظر شود:

1. اینکه روانشناسی چیست

من کلاً با این موضوع هیچ کاری نداشتم، جز یک مورد که اطلاعاتی که داشتم را بیان کردم و گفتم اگر این موضوع بحث باشد باید به تقسیم بندی علوم رجوع کنید. ارسطو و فارابی ... سهروردی و باقی ... اما خودم واردش نشدم. دوستانی که پیگیر این بحث هم بودند متاسفانه فقط بازی با کلمات را دنبال کردند و هیچ کدام نگفتند که مثلاً در نظر ارسطو روانشناسی را باید در شاخه نظری گذاشت یا طبیعی (تجربی) یا ... و فارابی آن را در مدنی گذاشت یا طبیعی یا نظری .... و ... . پس بحث در مورد این موضوع به نظرم چندان خوب پیش نرفت.

2. اینکه (علم) روانشناسی چه خصوصیاتی دارد

این موضوع اولین مورد بحث بنده بود، چندان طول نکشید، چون همه دوستان قبول داشتند خصوصیاتی که بنده بیان کردم را، اما بر سر مثبت بودن و یا منفی بودن خصوصیات اتفاق نظر وجود نداشت که این موضوع اهمیتی در اون نتیجه اصلی بحث که اتفاق نظر روی خصوصیات علم روانشانسی هست، ندارد. قرار شد برای بررسی اینکه خصوصیات مثبت هستند یا منفی به بحث دیگری بنشینیم.

3. بنا شدن فلسفه بر بستر علم روانشناسی

این بحثی بود که در حقیقت با هدف کشف همان مثبت یا منفی بودن خصوصیات علم روانشانسی شکل گرفت. متاسفنه مبحثی که اینجا ایجاد شد از نظر عنوان اصلاً متناسب بحث نبود چون ما دیگر سر خصوصیات روانشناسی یا اینکه در شاخه نظری است یا مدنی یا ... بحثی طرح نکردیم بلکه بر سر بنا شدن فلسفه بر مبنای روانشانسی بحث میکنیم.

اگر به این موضوع دقت کنیم " بنا شدن فلسفه بر بستر علم روانشناسی "، خود همین عنوان نظر بنده را در مورد 2 بحث اول روشن میکند:

1. روانشناسی علمی است که یا در شاخه مدنی هست یا طبیعی (تجربی) چرا که یک فلسفه از آن بیرون آمده و ذاتاً یک علم است.

البته من چند بار تو بحث مجبور شدم اشاره هم کنم، که آقا اصلاً بر فرض این علم نظری هست تا دوستان متوجه شوند سر موضوع اصلی بحث کنند. بنابراین بنده اصلاً درباره اینکه روانشناسی و روانپزشکی و تجربی بودن یا علمی بودن ... وارد بحث نشده ام و مطالب من درباره مسئله دیگری است.

2. انتخاب این عنوان " بنا شدن فلسفه بر بستر علم روانشناسی " ضمن مورد بالا، بیان میکند بنده نیز قبول دارم که روانشناسی ظرفیت هایی دارد و اساساً میتوان از آن فلسفه بیرون آورد.


اما بحثی که به نظر من مهمترین هست و فراموش شده همان است که:

[HR]آیا این فلسفه که میتوان بر مبنای علوم روانشناسی بنا کرد (مثل کاری که فروید کرد) همان فلسفه ای است که انسان را به کمال رسانده و جوامع را به سعادت؟ یا نیست؟
[HR]
همانند زمانی که در مورد کمونیست بررسی میشود که ایا فلسفه ای است که انسان را به کمال برساند و جوامع را به سعادت یا خیر. وقتی شما با یک کمونیست بحث کنید در مورد فلسفه وی، هدفتان زیر سوال بردن علوم اجتماعی که فلسفه کمونیست بر پایه اون بنا شده نیست بلکه شما خود فلسفه را مورد سوال قرار دادین. یا مثلاً بررسی نظرات دکارت و ... زیر سوال بردن علم ریاضی و دیگر علوم نیست، فقط زیر سوال بردن فلسفه بر مبنای این علوم است.

فکر کنم الان متوجه شدید که انتخاب عنوان " شبهاتی در مورد روانشناسی " کاملاً به موضوع ما بی ربط است. حداقل به موضوعی که بنده در همان مبحث " کمک کنید " بیان کردم و بحثی پیرامونش شکل گرفت.

در باب پیچیدگی یا بسته بودن مطالب، تصویر

مطالب من خیلی ساده بودند اما بی طرفانه. به همین دلیل برای دوستان پیچیده به نظر میرسد، چون دوستان انتظار اتخاذ یک موضع را به شکل شفاف داشتند اما بنده فقط در جهت بستر سازی برای پیشرفت بحث برخی مسئال روانشناسی را با دیگر مکاتب فکری مقایسه کردم.

بنده اشاره نکردم که خوب است که روانشناسی حالت ماسه ای دارد یا بد است، فقط گفتم این مکاتب و ادیان الهی این نظر را دارند.

بنده اشاره کردم روانشناسی در مورد سنخیت هیچ توضیحی ندارد در حالی که بنیاد ادیان و مکاتب مختلفی بر آن است. نگفتم این موضوع خوب است یا بد.

به همین دلیل نگفتن ها بود که دوستان مطلب بنده را سر بسته دانستند. چون دنبال چیزی برای مخالفت تصویر یا حمایت تصویر بودند.

اما بنده فقط سوالاتی که از ذهن خودم پرسیده بودم را برای شما بازگو کردم تا هر کس جواب ذهن خودش را بدهد.

تصویر اما چرا به نظر من فلسفه بر مبنای روانشناسی نمیتواند جوامع را به جلو ببرد:

خود شما بارها و بارها معترف شدید علم روانشناسی - تاکید میکنم علم روانشناسی نه فلسفه بر مبنای این علم - هیچ کاری به ماورالطبیعه ندارد. البته این ادعای شما هم از نظر من درست نیست مثل مسئله سنخیت. اما با فرض درستی این ادعا...

[HR]آیا میتوان بر مبانی علمی که خود شما معتقد هستید پهنه وسیعی از مسائل را که فرا طبیعی هستند رها کرده و کاری ندارد، فلسفه ای بنا کرد که موجب سعادت بشریت شود؟
[HR]شاید در بحث طبیعی بتواند - البته شاید. اما در بحث فرا طبیعی قطعاً نمی تواند چون علم بنیادین اونا اساساً در بحث فراطبیعی وارد نمیشود. حداقل به گفته چند تن از دانشجویان متعصب و اهل مطالعه اش تصویر[HR]
حالا کجای این قضیه پیچیده است؟ تصویر

من نظر منفی دارم و شما گفتید نظر مثبت دارید.

خود شما گفتید که این علم با فراطبیعت کاری ندارد، و نظر مثبتی هم به فلسفه بر مبنای اون دارید،

بنابراین:

شما اعتقاد دارید فلسفه ای که به فراطبیعه کاری ندارد میتواند انسان را به کمال برساند!

من بعید میدونم در قرن حاضر دیگر کسی در دنیا یا حداقل در مشرق زمین، چنین تفکری داشته باشد. چرا که حتی مارکس هم با وجود گذشتن بی سر و صدا از کنار ماورالطبیعه باز جهت تکمیل فلسفه بحث فکر و ذات فکری را بیان کرده است.

حالا سوال را ساده تر هم می پرسم:

شما چنین اعتقادی دارید؟

که در آن صورت بحث پایان خواهد یافت و نتیجه گیری ها شکل گرفته است،

اگر هم اعتقاد دارید فلسفه ای انسان را به کمال میرساند و جوامع را به سعادت که هم مسائل طبیعی و هم مسائل فرا طبیعی در ان در نظر گرفته شده باشد،

لطفاً بیان کنید که:

دلیل حمایت از فلسفه ای که طبق اعتقادات خودتان نمیتواند موجب سعادت جوامع شود چیست؟


اما حالت سوم،

که بنده بیشترین شانس را به آن میدهم، اشتباه گرفتن علم روانشناسی و فلسفه بر مبنای این علم توسط دوستان است. بله علم روانشناسی بسیار ارزشمند است، شما نگران ماهیت اون علم نباشید و شبهاتی در مورد ارزش های اون علم وجود نداره، همانطور که با زیر سوال بردن کانت و دکارت ، علم ریاضی زیر سوال نرفت و با کمونیست علوم اجتماعی و ...


خیلی طولانی شد، تصویر

چون احتمالاً مدت زیادی نیستم خواستم کامل گفته باشم. ضمناً مهشید بانو - دلخوری یا ناراحتی وجود نداره فقط یک توصیه و اشاره بود، هم من و هم دیگر دوستان متوجه هستند شما هدفتان توهین نبوده و نیست. تصویر 

Re: بررسی شبهاتی در روانشناسی

ارسال شده: شنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۹, ۸:۰۵ ب.ظ
توسط pedmehr
کلمه "روانشناسی" ترکیب دو واژه مطالعه (ology) و روح (psych) و یا ذهن است. پس در واقع معنی اصلی روانشناسی قبل از اینکه بررسی رفتار انسان باشه مطالعه روح یا ذهن انسان است. ( لااقل اینطور بوده ) . موضوع روانشناسی امروزی ( روانشناسی که در دانشگاه تدریس میشه ) رابطه خیلی کمی با ذهن انسان داره و همینطور که خود شما میگید هیچ رابطه ای با روح انسان نداره .

"Psych" به این عنوان تعریف میشه: ( دیکشنری آکسفورد )

1. روح انسان یا soul
2. ذهن انسان.
3. مرکز فکر ، احساسات ، و رفتار انسان.

و برای تعریف "روح" داریم :

1. معنا یا عنصر جاودانه در هر فرد.
2. روان, اخلاق, عاطفه یا احساسات انسان

اکثر ما با اینکه چیزی به نام "psych" یا ذهن و روح وجود داره موافقیم؛ هر کدوم تعاریف و معانی متفاوتی ( همونطور که در بالا ذکر شد) از اینها داریم اما به هر حال کمتر کسی هست که وجودیت اینها رو در هیچ وجهی قبول نداشته باشه .
اینجا با عقاید یا نظرات شخصی کاری نداریم؛ اینها فقط تعاریف و مفاهیم این کلمات هستند که باعث میشه بحث شفاف تر بشه و معنی هر چیزی مشخص .

موضوع روانشناسی از ابتدا مطالعه ذهن انسان بوده, اما مسئله اینجاست که ذهن با حواس فیزیکی انسان و یا دستگاه ها و ساخته های دست انسان قابل اندازه گیری یا مشاهده نیست . شما نمیتونید تصورات و تخیلات و احساسات ذهن رو با چشم ببینید و یا اونرو با دست لمس کنید . پس از اونجایی که بررسی و مشاهده ذهن و روح ممکن نیست, روانشناسی مجبور هست که اونهارو در تحقیقاتش با بهانه متافیزیک بودن, ندید بگیره و از کنارشون رد بشه و یا حداقل کمتر درش پیش بره . ( که چنین چیزی با انکار فرق چندانی نداره )

خانم naghme فرمودن این انکار ها و حذف کردنها رو مثال بزنید... نیازی نیست که جای دوری بریم, صحبت های دوستان روانشناسمون گویای این مسئله هست .

noora نوشته شده:
پیاژه میگه :"روان شناسي منحصر به علم خود آگاهي نيست بلكه علم رفتار است. رفتارها مورد مطالعه قرار مي گيرنند كه آگاهي را نيز در بر دارنند اما اگر به آگاهي دسترسي نباشد مسئله اي ايجاد نمي كند . به نظر من در هر سطحي ميزاني از آگاهي ديده مي شود ... فقط ميزاني ".

noora نوشته شده:
تا اونجايي كه من اطلاع دارم روان شناسي هيچ موضوعي را حذف نمي كند بلكه در يك مبحثي يا مقوله اي بيشتر ،پيش مي رود و در مقوله ديگر كمتر و به اين معني در هر مكتبي موضوع خاص به خودش را مورد بررسي قرار مي دهد و اين به معني حذف آن نيست .

mahshid-banoo نوشته شده:رواشناسی یعنی مطالعه علمی رفتار و فرایندهای روانی(مانند انگیزش،هیجان،زبان...). مطالعه علمی یعنی شناخت قوانین طبیعت ( و ماورای طبیعه هم جزو علم نیست).
یعنی روانشناسی ادعایی برای ابعاد ماورای طبیعه نداره و انسان جزیی از طبیعت است. روش علمی، روشی است که بشه به روش آزمایشگاهی و تجربی مطالعه کنیم.
درسته که تبار روانشناسی از فلسفه و علوم طبیعی است ولی ماورای طبیعه در حوزه مطالعاتش نیست و این به معنای رد یا قبولش نیست.

در باب ماتریالیست بودن بنیان گذاران روانشناسی هم که فکر نمیکنم نیاز به بحث باشه (از اونجایی که هر عقیده ای که Spiritualist نباشه ماتریالیست به حساب میاد ) . ماتریالیسم هم مساویست با انکار وجودیت هر چیزی که قابل مشاهده؛ اندازه گیری یا بررسی از نزدیک نباشه . پس میشه گفت نظریات تمام ماتریالیست ها ( روانشناسانی مثل فروید ), انکار یا حداقل ساده گذشتن از کنار مسائلی مثل ذهن و روح رو شامل میشه.
روانشناسی امروزی هم بیشتر سر و کارش با علومی مثل نئورولوژی و ژنتیک و تحولات و تغییرات فیزیکی و شیمیایی مغز هست . تا خود ذهن انسان؛ فکر میکنم این رو شما که این رشته رو میخونید بیشتر ازش با خبر هستید .

حالا سئوال اینجاست که یک علم میتونه به اساس موجودیت خودش بی اعتنا باشه؟ (مثل این میمونه که زیست شناسی کاری به وجودیت ساب ارگان ها و سلول های سازنده نداشته باشه و باز هم خودش رو علم شناخت زیست بدونه ! )