صفحه 2 از 3
ارسال شده: جمعه ۲۱ دی ۱۳۸۶, ۹:۳۷ ب.ظ
توسط sparrow
سلام خدمت همه کاربران گرامي
موزيک سنتي يا به قولي سبک سنتي که سبکي ايرانيست......در تمام دنيا شناخته شده و يکي از بهترين و محبوبترين
سبکها در دنياست......البته هر سبکي اشکالاتي داره که اين سبک اشکالات عديدي داره......
اين سبک همونطور که گفتم مايه افتخار تمام ايرانيان
در تکيمل حرف دوست خوبم.....
بايد بگم که اگر يکي پيدا بشه که سمفوني ده بتهوون رو بنويسه و از 15 تا داور رده بالاي بين المللي هم امضا گرفته باشه
که بله اگر بتهوون زنده ميموند حتما يه همچين موزيکي رو ميساخت.....کسی قبولش نمیکرد
اين رو استادم به من آموخت چون من در حال نوشتن کتابي تو مايه هاي شاهنامه و کليله و دمنه بودم....اين رو همينجوري
گفتم که مثال پست قبلي کامل تر بشه.
ارسال شده: شنبه ۲۲ دی ۱۳۸۶, ۱۲:۴۵ ق.ظ
توسط Palang mah gerefteh
sparrow نوشته شده:سلام خدمت همه کاربران گرامي
موزيک سنتي يا به قولي سبک سنتي که سبکي ايرانيست......در تمام دنيا شناخته شده و يکي از بهترين و محبوبترين
سبکها در دنياست......البته هر سبکي اشکالاتي داره که اين سبک اشکالات عديدي داره......
اين سبک همونطور که گفتم مايه افتخار تمام ايرانيان
در تکيمل حرف دوست خوبم.....
بايد بگم که اگر يکي پيدا بشه که سمفوني ده بتهوون رو بنويسه و از 15 تا داور رده بالاي بين المللي هم امضا گرفته باشه
که بله اگر بتهوون زنده ميموند حتما يه همچين موزيکي رو ميساخت.....کسی قبولش نمیکرد
اين رو استادم به من آموخت چون من در حال نوشتن کتابي تو مايه هاي شاهنامه و کليله و دمنه بودم....اين رو همينجوري
گفتم که مثال پست قبلي کامل تر بشه.
دوست عزیز این مطالبی که شما نوشته اید، متأسفانه موضوع شما چندان روشن نیست. در ثانی مطالبی که دربارۀ محبوب بودن یا محبوبترین بودن موسیقی ایرانی در دنیا...متأسفانه اطمینانی در آن وجود ندارد. شاید افراد متخصصی در دنیا وجود داشته باشند که با موسیقی ایرانی و سازهای خاص آن آشنایی داشته باشند ولی چنین امری موجب نمی شود که ما تصور کنیم که موسیقی ایرانی بهترین و محبوبترین در دنیا ست.
البته پرسش دیگری نیز مطرح است و آنهم موضوع سهم ایرانیان از موسیقی سنتی ایرانی و بهمین منوال ادبیات سنتی و کلاسیک ایرانی ست.
ارسال شده: شنبه ۲۲ دی ۱۳۸۶, ۱۰:۰۵ ق.ظ
توسط sparrow
البته بهترين که نميشه گفت......چون اين سبک نواقصي دارد........ولي تا اونجايي که من ميدونم در کشورهاي غربي از
کنسرتهايي که تو دستگاه ايراني و کلا سبک سنتي اجرا ميشه بازديد شاياني به عمل مياد و اين سبک مخاطبان زيادي در
خارج از کشور و کلا غرب دارد.
ارسال شده: شنبه ۲۲ دی ۱۳۸۶, ۱۱:۰۶ ق.ظ
توسط Palang mah gerefteh
sparrow نوشته شده:البته بهترين که نميشه گفت......چون اين سبک نواقصي دارد........ولي تا اونجايي که من ميدونم در کشورهاي غربي از
کنسرتهايي که تو دستگاه ايراني و کلا سبک سنتي اجرا ميشه بازديد شاياني به عمل مياد و اين سبک مخاطبان زيادي در
خارج از کشور و کلا غرب دارد.
دوست عزیر من
خواهش می کنم با من از فعالیتهای فرهنگی و هنری ایران و ایرانیان (دولت و ملت و غیرو یعنی اپوزیسیونها) حرف نزنید. زیرا در تاریخ بربریت و توحش در هیچ باغ وحشی هیچ حادثۀ اسفناکی به این شکلی که برای فرهنگ و هنر ایرانی در اروپا و آمریکا بوقوع پیوسته سابقه نداشته است. موسیقی، ادبیات، سینما، تا تمام فعالیتهای دانشگاهی ...همگی جزء این بربریت بی سابقه محسوب می شوند و این فعالیتها هم اگر مخاطبی داشته باشد بخاطر چیز دیگری ست و نه بخاطر فرهنگ و هنر ایرانی .
ارسال شده: شنبه ۲۲ دی ۱۳۸۶, ۴:۴۵ ب.ظ
توسط machkol
من هم با دوستان موفقم!(همه منتظر تو يکي بودن!)
البته موسيقي هر ملتي و ه طور کلي تر آثار هنري هر ملتي با آن ملت رابطه مستقيم دارد.
يعني از نظر من موسيقي سنتي ايراني نماد و شناساگر شخصيت ايراني است.
بنده به دليل جنبه عرفاني آن و البته استاد محمدرضا گلزار شجريان از دوستداران اين سبک موسيقي هستم.
البته همانطور که نمي توان يک اثر هنري را برتر از ديگري دانست نمي توان هنر و موسيقي ايراني-اسلامي را برتر از سايرين دانست.(البته برای ایرانیان بهترین موسیقیست.زیرا با شخصیت آنان همخوانی دارد.البته برای ایرانیان.)
اما با معيار هاي امروزي.استاد شجريان با 6 دانگ(pitch) صدا در جهان بي همتاست.کارش خيلي درسته.(استاد بنان 3دانگ صدا داشتند)
البته بطوری که دوستمون هم گفتن.موسیقی باید تحول پیدا کند و در غیر این صورت نابود خواهد شد.کارهایی که امروز شاهدش هستیم(نواختن موسیقی سنتی با سازهای جدید.یا حتی موسیقی تلفیقی امثال محسن نامجو که با اشعار شاعران بزرگ در سبک پاپ-راک-سنتی می خواند!)کارهای جالبی هستند.
اما اینکه موسیقی سنتی بوسیله بودجه دولتی زندست رو اصلا قبول ندارم.موسیقی عشق می خاد که خوشبختانه تو ایران زیاد پیدا میشه.(همانطور که در این تاپیک نیز شاهد هستیم)موسیقی که بضرب بودجه دولتی زنده باشد زودتر سیر نابودی را طی خواهد کرد!اصلا موافق نیستم.
راستي جدا امينم با ننش....؟؟؟حالم بهم خورد...من که خودم يه زماني از مبلغان رپ فارسي بودم!و کلي از پيشرفتهاش رو مديون منه!
ارسال شده: شنبه ۲۲ دی ۱۳۸۶, ۷:۲۰ ب.ظ
توسط mrv16
با سلام بر همگی
به نظر من هما طور که دوستانم گفتند بر این باور هستم که کوسیقس ایرانی دارای نواقصی است از جمله دوری از ریتمهای شاد.
البته دارای نکات مثبتی هم هست که می توان به حضور عشق آسمانی و زمینی در آن نام برد که به تمام و کمال می توان در شعر حافظ آن را دید و یا لحن خوانندگان که بسیار زیبا و دل نشین است (البته در بعضی مواقع خارج از حوصله) .و همان طور دوست دیگری فرمودندموسیقی ایرانی برای همه مردم دنیا جا نیفتاده است و افراد صاحب نظر به کور نسبی آنرا می شناسند . با این وجود تلاش های آقای شهرام ناظری برای معرفی این هنر ناب در عرصه بین الملل چشمگیر بوده که می توان به کنسرت در آمریکا یا فرانسه اشاره کردهمچنین دریافت مقام شوالیه و جایزه از سازمان فرهنگی آمریکا اشاره کرد
((((((آلبوم آخر شهرام ناظری به عنوان پنج آلبوم سال2007 معرفی شد)))))))))

ارسال شده: یکشنبه ۲۳ دی ۱۳۸۶, ۱:۳۷ ق.ظ
توسط Palang mah gerefteh
ببينيد دوستان البته متأسفانه من شخصا سعادت شنيدن کارهاي آقاي شجريان و يا آقاي شهرام ناظري را نداشته ام و نظرياتي را که از جانب شما دربارۀ آنها مطرح شده، شاخص قرار مي دهم. ولي موضوع اصلي و بنيادي و حياتي براي هنر موسيقي و بطور کلي فرهنگ و هنر ايراني و موقعيت علوم در جامعۀ ايراني دراين نيست که آقاي شجريان خوانندۀ گرانقدري ست و يا آقاي شهرام ناظري موسيقيدان زبر دستي ست.
در وحلۀ نخست بايد يادآور شوم که جوايزي را که در صحنۀ بين المللي به هنرمندان ايراني و بطور کلي هر هنرمند ديگري از هر کشور ديگري اهداء مي کنند، به هيچ عنوان شاخص هنري ندانيد زيرا که اين جوايز بيشتر مفهوم سياسي دارد و بر اساس شاخصهاي سياسي اهداء مي شود تا شاخصهاي فرهنگي و هنري.
شما به رمان خانم آذر نفيسي « لوليتا خواني در تهران» توجه کنيد و ببينيد که اين کتاب به 32 زبان ترجمه شده است و چند تا جايزه هم گرفته است ولي آيا واقعا اين رمان يک اثر هنري بوده است؟ به اعتقاد من نه. اين نه اي که من مي گويم روي هوا نمي گويم چونکه 180 صفحه دربارۀ اين کتاب نوشته ام ولي متأسفانه نمي توانم آنرا در اختيار شما بگذارم، به اين علت که اين مقاله را من در زماني نوشتم که هنوز به نوشت افزار فارسي دسترسي نداشتم و مجبور شدم آنرا بزبان فرانسه بنويسم.
بنابراين ما نمي توانيم به احتساب به اين که اين رمان جايزه گرفته و به 32 زبان ترجمه شده و در انتشارات معتبر و پر تيراژ هم بچاپ رسيده و همه هم دربارۀ آن حرف مي زنند و مورد استقبال اروپا و آمريکا بوده، بگوييم که اين يک اثر هنري و يا اثر هنري پيشگام است. البته من با اصطلاح هنر پيشگان موافق نيستم چونکه اين مفهوم ر به ذهن مسترد مي سازد که گويي هنري وجود دارد که پيشگام نيست. در صورتي که هنر هميشه يا پيشگام است و يا نيست.
مسئلۀ اساسي و بنيادي باز شناسي هنرمندان شناخته شده و سرشناس و صاحب نظر و صاحب سبک نيست - که اينها نيز بجاي خود مي تواند - تحت شرايط خاصي مي تواند - محترم باشد - مسئلۀ اساس زير علامت سؤال بردن موقعيت فرهنگ و هنر در شکل عام است. تکليف اين يک ميليون و نيم کودکي که امروز از تحصيل محروم هستند هنوز معلوم نيست، سهم آنها از فرهنگ وهنر ايراني يا جهاني هنوز معلوم نيست. از اين گذشته آنهايي که به اصطلاح حق رفتن بمدرسه دارند معلوم نيست چه چيزي ياد مي گيرند؟ مسئله اين است که ما به موقعيت خلاقيت هنري و علمي در جامعه پي ببريم و چشم انداز روشني از آن در برابرامان داشته باشيم. موسيقي اين نيست که آقاي شجريان خوب مي خواند. خب او خوانندۀ خوبي ست و آفرين براو. ولي چنين امري مشکل موسيقي را حل نمي کند.
ارسال شده: دوشنبه ۲۴ دی ۱۳۸۶, ۱۰:۳۱ ق.ظ
توسط machkol
اين رو يادم رفت بگم که رپ يک سبک موسيقي است(نه بابا!!!)منظورم اين است که با اعمال امينم نمي توان اين را زير سوال برد.مثل اين است که بگوييم چون هاليوود سينماي آشغاليه پس سينما ديگر ارزشي ندارد.
رپ هم به شکل امروزي از اعتراضات ضد نژآد پرستي ناشي شده.اما اصلش رو به مولانا جلال الدين بلخي نسبت مي دهند.
رپ زير از رپ هاي مورد علاقه منه اميدوارم لذت ببريد:
ای نوش کرده نیش را بی خویش کن با خویش رابا خویش کن بی خویش را چیزی بده درویش را
تشریف ده عشاق را پرنور کن آفاق رابر زهر زن تریاق را چیزی بده درویش را
با روی همچون ماه خود با لطف مسکین خواه خودما را تو کن همراه خود چیزی بده درویش را
چون جلوه مه می کنی وز عشق آگه می کنی با ما چه همره می کنی چیزی بده درویش را
درویش را چه بود نشان جان و زبان درفشان نی دلق صدپاره کشان چیزی بده درویش را
هم آدم و آن دم تویی هم عیسی و مریم تویی هم راز و هم محرم تویی چیزی بده درویش را
تلخ از تو شیرین می شود کفر از تو چون دین می شودخار از تو نسرین می شود چیزی بده درویش را
جان من و جانان من کفر من و ایمان من سلطان سلطانان من چیزی بده درویش را
ای تن پرست بوالحزن در تن مپیچ و جان مکن منگر به تن بنگر به من چیزی بده درویش را
امروز ای شمع آن کنم بر نور تو جولان کنم بر عشق جان افشان کنم چیزی بده درویش را
امروز گویم چون کنم یک باره دل را خون کنم وین کار را یکسون کنم چیزی بده درویش را
تو عیب ما را کیستی تو مار یا ماهیستی خود را بگو تو چیستی چیزی بده درویش را
جانرا در افکن در عدم زیرا نشاید ای صنمتو محتشم او محتشم چیزی بده درویش را
فوق العاده بود .نه؟
ارسال شده: جمعه ۱۲ بهمن ۱۳۸۶, ۱۰:۵۹ ب.ظ
توسط earth
من که به شخصه معتقدم هيچي موسيقي سنتي نميشه . امضام رو هم که ميبينيد .

ارسال شده: شنبه ۱۳ بهمن ۱۳۸۶, ۱۲:۰۲ ب.ظ
توسط mjvasei
ای دل بیاموزی اگر راه درست عاشقی با هر چه او قسمت کند صبر و مدارا می کنی
سلام خدمت دوستان هنر دوست و هنرمند
زندگی صحنه ی زیبای هنرمندی ماست ، هر کسی می آید و نغمه ای می خواند ، صحنه مادام به جاست ، ای خوش آن نغمه که مردم سپارند به یاد .
اگه یه خواننده برای مردم بخونه مردمم صداشو دوست خواهند داشت و جاودانه خواهد شد ، به نظر من علیرضا افتخاری صدای گرم و دلنشینی داره که خصوصیاتی که گفتم در اکثر کاراش مشهوده و انواع و اقسام خواننده هایی هم که الان اومدن و دارن کار میدن بیرون به نظر من باید باشن و نباید جلوی کسی رو گرفت ، اونا هم طرفدارای خاص خودشونو دارن .
ارسال شده: سهشنبه ۲۸ اسفند ۱۳۸۶, ۱۲:۲۳ ق.ظ
توسط machkol
کسي ميتونه براي من تشريح کنه دليله حمايت هاي بي شائبه غرب و اهداي جوايز متعدد به استاد شهرام ناظري در عين اينکه ايشان از مقيدان به نظام هستند و از داخل هم بسيار حمايت مي شوند چيست؟ فکر نمي کنم در راستاي همان هدفي باشد که رمان خانم آذر نفيسي دنبال مي کند باشد؟
ارسال شده: سهشنبه ۲۸ اسفند ۱۳۸۶, ۱۲:۵۱ ق.ظ
توسط osilatoria
استاد فرشچیان هم مورد حمایت داخل و متعهد به نظام هستند و بسار هم در خارج از کشور محبوبیت داند ، تا آنجا که ناسا آثار ایشون رو به فضا می فرسته . به نظر من بها دادن به هنر بدون در نظرگرفتن مسائل سیاسی دلیل اون می تونه باشه (شاید هم عجیب باشه)