درود بر همه دوستان گرامی

خانم
naghme نظرات شما به عنوان یک خانم برای من خیلی جالب بود.پیشاپیش از محبتی که در حق من می کنید و وقت میذارید و نظرات و تجربیاتتون رو در اختیار من میذارم ممنونم. اگر مخالفتی هم با نظر شما دارم صرفا نظر شخصی منه و دلیلی بر حقانیتش نیست.

اما
یه گشتی توی نظرات بزنید. شما بدون اینکه بدونید نظردهنده مرد هست یا زن، به راحتی میتونید از روی نظر شخص جنسیت نظر دهنده رو تشخیص بدید. اینجاست که تفاوت آشکار در افکار و شخصیت خانم ها و آقایون مشخص میشه.
حتما نظرات شما رو به عنوان نماینده ای از خیل عظیم خانم ها در تصمیم گیریم در نظر خواهم گرفت
واضح و صریح عرض کنم: خیر، رابطه دوستی برقرار نبوده فقط رابطه همکار با همکار بوده.
اما فکر میکنم کمی تند قضاوت کردید. من فقط گفتم یکبار ابراز علاقه کردم، آنهم خیلی رسمی، سنگین و مودبانه. هدف من هم این بود که ایشون از مکنونات قلبی من باخبر شوند و شک و تردیدشون برطرف بشه. به هیچ وجه صحبت های جلف و سبک، قربونت برم و قربونم برو و ... در کار نبوده. این نکته را باید دوباره یادآوری کنم ما قریب به ده جلسه با هم صحبت کردیم. فکر می کنم که پس از این مدت میتونم انتظاراتی از طرف مقابل داشته باشم.
البته منظور من این نبود که ایشون هم باید سریع به من ابراز علاقه کنند.
بنابراین انشالله که منظورتون از این جمله من نبوده باشم. من هم با نظر شما موافقم ابراز بیش از حد علاقه قبل از شناخت حداقل هایی از طرف مقابل کار عاقلانه ای نیست.
naghme نوشته شده:(اصلاً من میگم چرا پسران خیلی زود حرف احساس و علاقه رو پیش میاورند وقتی هنوز شناخت کامل اتفاق نیافتاده و جوانب سنجیده نشده وحتی دختران)
والا بلا اشتباهه
تجربه ثابت کرده که در بسیاری موارد باعث می شود جهت منطقی گم شود یا جهت های غیر منطقی و احساساتی راه باز کند
حتی من دیدم که زمانی که ابراز علاقه با سطح قابل توجهی ابراز بشه، طرف مقابل که هنوز احساسی ندارد جبهه گیری کند و یا شاید بالعکس انتظارات فوق تخیلی برایش ایجاد شود که حالا که این فرد اینچنین به من علاقه دارد باید چنین کند و چنان و الی آخر
naghme نوشته شده:امان از غیر مستقیم صحبت کردن که در 90% موارد صرفاً موجب سوء تفاهم می شود
بحث زندگی برای یک عمر است، به نظرم باید تعارفات کنار گذاشته شود و در پوششی از بهترین شیوه بیان، سوال پرسیده شود
در اینجا باید با نظرتون اعلام مخالفت کنم. در اینجا نظر من به نظر آقا/خانم erratic نزدیکتره:
erratic نوشته شده:البته این جور صحبت ها شاید یکم فراتر از حد خودش باشه اما مزیتش اینه که در اخر دو گزینه "بلی" و "خیر" برای شما استخراج میشه.
عجله کردن در مطرح کردن یکسری از مسائل میتونه شخصیت ما رو در ذهن طرف مقابل زیر سوال ببره و یا حتی مخدوش کنه (مخصوصا این موضوع). عجله در خیلی موارد سبب قضاوت کورکورانه میشه. این رو در خیلی از مواقع در مورد خودم حس کردم که کاش کمی صبر میکردم.
من ده جلسه صبر کردم تا مشاهده کنم آیا رفتار ایشون اصلاح میشه یا نه. فکر میکنم الان اگر این موضوع رو حتی به صورت اولتیماتوم مطرح کنم به خطا نرفته باشم. این دیگه سنگ آخره
اما در مورد حیا، این کلمه به نظرم پیچیده
naghme نوشته شده:دیگه در این حد هم خیالی نیست، به نظرم از جمله صفاتی است که جزلاینفک انسان هاست (البته کاری به استثناء ها ندارم)
و در خیلی موارد قابل مشاهده است شاید افت و خیز داشته باشه اما هست.
همون طور که گفتم این کلمه معنی خودش رو در نسل ما کاملا از دست داده. شما هم میتونید آزمایش کنید. برای حیا تعریفی ارائه کنید که اکثر خانم های دیگه این تعریف رو قبول داشته باشند. تعریفی مانند تعریف صفاتی مثل صداقت، هم نوع دوستی، جسارت و ... تعاریف این صفات در طول عمر بشر ثابت بودند و تغییری نداشتند.
حالا بر اساس تعریفی که شما از حیا ارائه کردید آیا همه اون خانم ها باحیا نیستند؟ اگه صفتی در همه وجود داشته باشه آیا اصلا میشه اون رو صفت دونست یا اینکه تنها یک مفهوم انتزاعیه.
به نظرم الان به هیچ وجه تعریف واحدی از حیا و نجابت بین مردم ما وجود نداره. هر کس بنا به شرایط که داره تعریفی از اون ارائه میده که داخل دایره باحیایی قرار بگیره. (این رو به عینه از آدم های آنچنانی شنیده ام) چیزی که تعریف واحدی نداره اصلا وجود خارجی نداره. در قدیم تعریف همه از حیا یکسان بود ولی الان دیگه اون تعریف واحد وجود نداره.
حالا بسم الله اگه مایلید شزوع کنید

razates نوشته شده:سلام به نظر من تحقیق کن ببین ایا شخص مورد نظر شما ایا واقعا اخلاقش اینگونه است (گیر دادن) و با همه (خانواده دوستان نزدیکان ) اینگونه رفتار می کند یا نه ، شاید ایشون می خواهد با این کار ابهامات قبل زندگی را برطرف کند و.... به نظر من بهتره اول به این نتیجه برسی بعد دربارش عکس العمل نشون بدی و با افراد کار درست در میان بگذاری البته این نظر شخصی من بود از انجایی که من نه تخصصش را دارم و نه تجربه چنین چیزی را دارم ،رو نظرم هم پافشاری محض نمی کنم و دست اخر برای شما ارزوی موفقیت می کنم و امید وارم که توانسته باشیم کمکت کنیم یک نکته شخصی هم بگم : از اونجایی که ادم بسیار با منطقی هستی و من با نظرات "کیف کردم " اگر قول بدی در سایت بمونی و فعالیت کنی خودم می شم رفیق شفیقت موفق باشی *محمد*
تحقیق کردن در مورد رفتار ایشون با دیگران هم بسیار پیشنهاد خوبیه حتما در نظر خواهم داشت.
شما به یک کاربر جدید بسیار محبت دارید. انشالله بتونیم در کنار هم سبب رشد وارتقای فردی و اجتماعی هم باشیم و رفقایی شفیق برای هم باشیم
در نهایت مطلبی کوتاه و پرمغز رو از همین کتاب براتون نقل میکنم که واقعا همین چند خط من رو تحت تاثیر قرار داد: (ارزش این مطلب ارزش این رو داره که حتی یه پست جدید براش باز کنم)
آزمون تفاهم شصت ثانیه ايچهار پرسش زیر را در رابطه با همسرآینده یا فعلی خود بپرسید :
1- آیا می خواهم از این شخص بچه اي داشته باشم ؟
2- آیا می خواهم بچه اي دقیقاً مثل این شخص داشته باشم ؟
3- آیا می خواهم خودم مثل این شخص بشوم ؟
4- آیا مایلم زندگی خود را با این شخص بگذرانم ، حتی چنانچه هست را رها نکند و هرگز عوض نشود؟
چنانچه به تمامی چهار پرسش فوق پاسخ مثبت دادید ، تفاهم دارید .
چنانچه به یکی از آن ها پاسخ منفی دادید ، از خود بپرسید. "چرا نه؟"
آیا متوجه شدید که پاسخ به این چهار پرسش ممکن است به اندازه ي خواندن دوباره ي این کتاب وقت بگیرد ؟ من نیز تضمین نکردم که این چهار پرسش ساده خواهند بود .تنها گفتم که هیچگونه ضرب و تقسیم و ریاضیاتی در کار نخواهد بود!
جست وجو و کندوکاو جهت درك اینکه آیا با کسی تفاهم دارید یا خیر ، ممکن است به اندازه ي تعقیب عشق رمانتیک که به رغم تمامی مشکلات موانع و سختی ها ، دو انسان را به یکدیگر می پیوندد ، جذاب نباشد .اما همانگونه که فیلسوف مشهور "فردریک نیچه" گفته است. آنچه که موجب شکست ازدواج می شود ، کمبود عشق نیست بلکه کمبود دوستی است.
سری به این پست هم بزنید شاید جالب بود: ://www.centralclubs.com/topic-t90553.
شاد و سربلند باشید


