صفحه 101 از 448

ارسال شده: یک‌شنبه ۳۱ تیر ۱۳۸۶, ۷:۳۵ ق.ظ
توسط milad1378
افسوس كه عمري پي اغيار دويديم*************** از ياد ببرديم وبه مقصد نرسيديم :lol:

ارسال شده: یک‌شنبه ۳۱ تیر ۱۳۸۶, ۱۲:۳۴ ب.ظ
توسط saeede
ملامتگويِ بي حاصل ترنج از دست نشناسد
در آن معرض كه چون يوسف جمال از پرده بنمايي

ارسال شده: یک‌شنبه ۳۱ تیر ۱۳۸۶, ۱۲:۵۹ ب.ظ
توسط milad1378
يا رب اين بوي خوش از روضه جان مي آيد*********يا نسيمي است كز آن سوي جهان مي آيد :D

ارسال شده: یک‌شنبه ۳۱ تیر ۱۳۸۶, ۲:۴۴ ب.ظ
توسط Ines
دوش بیماری چشم تو ببرد از دستم
لیکن از لطف لبت صورت جان می بستم

ارسال شده: یک‌شنبه ۳۱ تیر ۱۳۸۶, ۴:۰۰ ب.ظ
توسط milad1378
من آن مرغ سخنگويم كه در خاكم رود صورت******** هنوز آواز مي آيد كه سعدي در گلستانم :razz:

ارسال شده: دوشنبه ۱ مرداد ۱۳۸۶, ۳:۲۰ ب.ظ
توسط saeede
مستم زخمر من لدن رو محتسب را غمز كن
كو قسم چشم؟ صورت ايمانم آرزوست

ارسال شده: دوشنبه ۱ مرداد ۱۳۸۶, ۳:۵۷ ب.ظ
توسط Ines
تا معطر کنم از لطف نسیم تو مشام
شمه ای از نفخات نفس یار بیار

شعر

ارسال شده: دوشنبه ۱ مرداد ۱۳۸۶, ۴:۵۰ ب.ظ
توسط naghme
رهرو آن نيست که گهي تند و گهي خسته رود
********
رهرو آن است که آهسته و پيوسته رود

:smile:

ارسال شده: دوشنبه ۱ مرداد ۱۳۸۶, ۵:۳۶ ب.ظ
توسط milad1378
دل از من برد و روي از من نهان كرد***********خدا را با كه اين بازي توان كرد :lol:

ارسال شده: دوشنبه ۱ مرداد ۱۳۸۶, ۶:۰۹ ب.ظ
توسط salmina
دردم از یار است و درمان نیز هم دل فدای او شد و جان نیز هم

ارسال شده: دوشنبه ۱ مرداد ۱۳۸۶, ۶:۱۳ ب.ظ
توسط salmina
همه هست آرزیم که ببینم از تو رویی
چه زیان تو را که من هم برسم به آرزویی

ارسال شده: دوشنبه ۱ مرداد ۱۳۸۶, ۶:۳۷ ب.ظ
توسط DANG3R
salmina, دوست عزیز ضمن خوش آمد گویی به شما باید بگویم که شما دو تا شعر با هم ارسال کردید و این خلاف قانون این تاپیک است و دوم شعر دومی با حرفی شروع نمی شه که اولی تمام شده :o :shock: :eek:
موفق باشید